چند آگاهی جالب در باره شیعه در کتاب المقالات ابوالقاسم بلخی
یافتن هر نص تازه ای در باره تاریخ شیعه، جالب توجه و مفید خواهد بود. ابوالقاسم بلخی (م 319) در کتاب عیون المقالات توضیحی در باره رجال امامیه دارد که جالب است. او می نویسد:
رجال الامامه و نویسندگان آنها چند نفر هستند. هشام بن حکم که قطعی [از قطعیه]، است. دیگری علی بن منصور، و یونس بن عبدالرحمن و سکاک،. و از اهل حدیث آنان فضل بن شاذان، حسن بن اشکاب و سعید بن ابی سعید از مردمان بلخ.
سپس می گوید: من امروز، هیچ شهری را نمی شناسم که گفته شود غالب آنان شیعه هستند، مگر قم، و بلاد ادریس، و در طنجه و نواحی آن، که مردمانش معتزلی هستند.
ادامه می دهد: ما این مطلب را در وقتی که شهرهایی را که معتزله بر آن غلبه دارد گفتیم. [دیگر این که] تشیع در گذشته، بر مردم کوفه هم غالب بود، اکنون نیز چنین است اما با خذلان فراوان. مردم بر این باورند که این شهر از آنان است، (سر جمع بر آل نبی ص). [آیا ترجمه عبارت اخیر همین است؟]
توضیح ما: این حسن بن اشکاب، می تواند اشتباه و مقصودش حسین بن اشکیب سمرقندی باشد که در شرح حالش در نجاشی (شماره 88) و جز آن آمده است. سعید بن ابی سعید بلخی هم نامش در منابع روایی به عنوان راوی آمده است. مقصود از سکاک هم باید محمد بن خلیل ابوجعفر سکاک باشد که نجاشی او را «صاحب هشام بن حکم و تلمیذه یاد کرده و کتابهایی درامامت و توحید داشته است: نجاشی: ش .889. علی بن منصور هم راوی شناخته شده ای است که از مشایخ حسین بن سعید و شماری دیگر از روایان برجسته است. نجاشی او را کوفی و از اصحاب هشام دانسته که کتاب التدبیر فی التوحید و الامامه از اوست. نجاشی: ش 658].
به جز اطلاعات مربوط به رجال و اشخاص، دو نکته مهم هست. یکی این که شیعه را دو دسته کرده، هشام بن حکم و ... و دسته دیگر اهل حدیث آنان. طبعا باید دسته اول، غیر اهل حدیث باشد. خود این مهم است.
نکته دوم او، در باره شهر قم است که این زمان، تقریبا همه مردمان آن شیعه امامی بوده اند. البته در بسیاری از شهرهای دیگر حتی بغداد و ری هم شیعیان فراوانی بودند، اما اکثریت نبودند. به نظر می رسد، تمام آثار جغرافی مهم قرن چهارم، شهر قم را در این دوره، کاملا شیعه می دانند.
اما در باره کوفه می گوید اوائل شیعه بودند، اما به تدریج این شهر با آباد شدن نجف، ضعیف تر شد. این که عبارت او «خذلان کثیر» به چه معناست باید روی آن تأمل کرد.
اما در باره بلاد طنجه، و این که شیعه هستند، آیا دقیقا عبارت می خواهد تسلط شیعه را بر آن بگوید و اگر چنین است شیعه امامی ؟ یا آن که اساسا عبارت در نفی تسلط شیعه در آن نواحی است (مثلا برخلاف ادعای مثلا شیعیان) و این که آنها معتزلی هستند نه شیعه.
یافتن هر نص تازه ای در باره تاریخ شیعه، جالب توجه و مفید خواهد بود. ابوالقاسم بلخی (م 319) در کتاب عیون المقالات توضیحی در باره رجال امامیه دارد که جالب است. او می نویسد:
رجال الامامه و نویسندگان آنها چند نفر هستند. هشام بن حکم که قطعی [از قطعیه]، است. دیگری علی بن منصور، و یونس بن عبدالرحمن و سکاک،. و از اهل حدیث آنان فضل بن شاذان، حسن بن اشکاب و سعید بن ابی سعید از مردمان بلخ.
سپس می گوید: من امروز، هیچ شهری را نمی شناسم که گفته شود غالب آنان شیعه هستند، مگر قم، و بلاد ادریس، و در طنجه و نواحی آن، که مردمانش معتزلی هستند.
ادامه می دهد: ما این مطلب را در وقتی که شهرهایی را که معتزله بر آن غلبه دارد گفتیم. [دیگر این که] تشیع در گذشته، بر مردم کوفه هم غالب بود، اکنون نیز چنین است اما با خذلان فراوان. مردم بر این باورند که این شهر از آنان است، (سر جمع بر آل نبی ص). [آیا ترجمه عبارت اخیر همین است؟]
توضیح ما: این حسن بن اشکاب، می تواند اشتباه و مقصودش حسین بن اشکیب سمرقندی باشد که در شرح حالش در نجاشی (شماره 88) و جز آن آمده است. سعید بن ابی سعید بلخی هم نامش در منابع روایی به عنوان راوی آمده است. مقصود از سکاک هم باید محمد بن خلیل ابوجعفر سکاک باشد که نجاشی او را «صاحب هشام بن حکم و تلمیذه یاد کرده و کتابهایی درامامت و توحید داشته است: نجاشی: ش .889. علی بن منصور هم راوی شناخته شده ای است که از مشایخ حسین بن سعید و شماری دیگر از روایان برجسته است. نجاشی او را کوفی و از اصحاب هشام دانسته که کتاب التدبیر فی التوحید و الامامه از اوست. نجاشی: ش 658].
به جز اطلاعات مربوط به رجال و اشخاص، دو نکته مهم هست. یکی این که شیعه را دو دسته کرده، هشام بن حکم و ... و دسته دیگر اهل حدیث آنان. طبعا باید دسته اول، غیر اهل حدیث باشد. خود این مهم است.
نکته دوم او، در باره شهر قم است که این زمان، تقریبا همه مردمان آن شیعه امامی بوده اند. البته در بسیاری از شهرهای دیگر حتی بغداد و ری هم شیعیان فراوانی بودند، اما اکثریت نبودند. به نظر می رسد، تمام آثار جغرافی مهم قرن چهارم، شهر قم را در این دوره، کاملا شیعه می دانند.
اما در باره کوفه می گوید اوائل شیعه بودند، اما به تدریج این شهر با آباد شدن نجف، ضعیف تر شد. این که عبارت او «خذلان کثیر» به چه معناست باید روی آن تأمل کرد.
اما در باره بلاد طنجه، و این که شیعه هستند، آیا دقیقا عبارت می خواهد تسلط شیعه را بر آن بگوید و اگر چنین است شیعه امامی ؟ یا آن که اساسا عبارت در نفی تسلط شیعه در آن نواحی است (مثلا برخلاف ادعای مثلا شیعیان) و این که آنها معتزلی هستند نه شیعه.
روزنامه صبح نو | شماره: 757 | تاریخ: 1398/5/12
http://sobhe-no.ir/newspaper/757/13/30286
http://sobhe-no.ir/newspaper/757/13/30286
چند_نکته_در_توضیح_سند_مالی_تکیهی.pdf
612.6 KB
مدتی قبل سندی در باره تکیه حیاط شاهی نوشتم و از معین البکاء هم گزارش هایی آمد. این متن را در تکمیل آن دوستم آقای کوچک زاده که در وقت کتابخانه مجلس فهرست تعزیه نامه های آنجا را در دو مجلد نوشت، برایم فرستادند. از لطف استاد سپاسگزارم.
یادداشتی_در_باره_مدت_تعزیه_گردانی.pdf
1.7 MB
این هم مطلب ارزشمند دیگری در باره معین البکاء که مدتی پیش آقای وهرز پور احمد برایم فرستادند. از ایشان سپاسگزارم.
سالهای فعالیت "محمد باقر معین البکاء" : بیش از 40 سال
دانشمند گرامی جناب آقای جعفریان.
از این که وقت ارزشمند شما را میگیرم عذر میخواهم.
آقای "وهرز پوراحمد" با نظر به مقالۀ حضرتعالی با عنوان "سندی از تکیه حیاط شاهی در محله عودلاجان تهران" که در تاریخ 23 بهمن 1397 در وبگاه خبرآنلاین نشر شده، نکته ای را در بارۀ سالهای فعالیت مرحوم معین البکاء دارند که ذیلا در یک فایل پی.دی.اف. خدمتتان تقدیم میکنم.
این فایل قسمتهایی از یک مقالۀ چاپ نشده از ایشان است.
آقای پور احمد، محقق آماتور در زمینه موسیقی ایرانی و تعزیه هستند و به این وسیله خواسته اند از حضرتعالی تشکر کنند به خاطر تسهیلاتی که قبلا در اختیار ایشان قرار داده اید در دسترسی به اسناد خطی.
راه دیگری برای تماس با حضرتعالی نداشتند، افتخار انتقال پیام نصیب بنده شد.
در پیامی جداگانه، راه تماس با آقای پوراحمد هم تقدیم میشود.
احمد محبی آشتیانی
دانشمند گرامی جناب آقای جعفریان.
از این که وقت ارزشمند شما را میگیرم عذر میخواهم.
آقای "وهرز پوراحمد" با نظر به مقالۀ حضرتعالی با عنوان "سندی از تکیه حیاط شاهی در محله عودلاجان تهران" که در تاریخ 23 بهمن 1397 در وبگاه خبرآنلاین نشر شده، نکته ای را در بارۀ سالهای فعالیت مرحوم معین البکاء دارند که ذیلا در یک فایل پی.دی.اف. خدمتتان تقدیم میکنم.
این فایل قسمتهایی از یک مقالۀ چاپ نشده از ایشان است.
آقای پور احمد، محقق آماتور در زمینه موسیقی ایرانی و تعزیه هستند و به این وسیله خواسته اند از حضرتعالی تشکر کنند به خاطر تسهیلاتی که قبلا در اختیار ایشان قرار داده اید در دسترسی به اسناد خطی.
راه دیگری برای تماس با حضرتعالی نداشتند، افتخار انتقال پیام نصیب بنده شد.
در پیامی جداگانه، راه تماس با آقای پوراحمد هم تقدیم میشود.
احمد محبی آشتیانی
امیدوارم آقای پوراحمد از این که این یادداشت را در تکمیل آن بحث اینجا می گذارم، راضی باشند. البته آقای کوچک زاده گفتند که گذاشتن آن ایرادی ندارد.