قطعه شعری از مهدی اخوان ثالث درباره امام علی بن موسی الرضا:
ای علی موسی الرضا،
ای پاک مرد یثربی، در طوس خوابیده
من تو را بیدار می دانم.
زنده تر، روشن تر از خورشید عالمتاب
از فروغ و فرّ شور و زندگی سرشار می دانم.
گر چه پندارند دیری هست، همچون قطره ها در خاک
رفته ای در ژرفنای خواب
لیکن ای پاکیزه باران بهشت، ای روح عرش، ای روشنای آب
من تو را بیدار ابری، پاک و رحمت بار می دانم.
ای، چو بختم خفته در آن تنگنای زادگاهم ، طوس
در کنار دون تبهکاری، که شیر پیر پاک آیین، پدرتان، روح رحمان را به زندان کشت.
من تو را بیدارتر از روح و راه صبح، با آن طرّه زرتار می دانم .
من تو را بی هیچ تردیدی ، که دل ها را کند تاریک
زنده تر، تابنده تر از هر چه خورشید است
در هر کهکشانی، دور یا نزدیک،
خواه پیدا، خواه پوشیده
در نهان تر پرده اسرار می دانم .
با هزاری و دوصد، بل بیشتر، عمرت
ای جوانی و جوان جاودان، ای پور پاینده،
مهربان خورشید تابنده،
این غمین همشهری پیرت،
این غریبِ مُلکِ ری، دور از تو دلگیرت،
با تو دارد حاجتی، دردی که بی شک از تو پنهان نیست،
وز تو جوید ، در نمانی ، راه و درمانی
جاودان جان جهان، خورشید عالمتاب
این غمین همشهری پیر غریبت را، دلش تاریک تر از خاک،
یا علی موسی الرضا ، دریاب
چون پدرت، این خسته دل زندانی دردی روان کش را
یا علی موسی الرضا دریاب، درمان بخش
یا علی موسی الرضا دریاب...
ای علی موسی الرضا،
ای پاک مرد یثربی، در طوس خوابیده
من تو را بیدار می دانم.
زنده تر، روشن تر از خورشید عالمتاب
از فروغ و فرّ شور و زندگی سرشار می دانم.
گر چه پندارند دیری هست، همچون قطره ها در خاک
رفته ای در ژرفنای خواب
لیکن ای پاکیزه باران بهشت، ای روح عرش، ای روشنای آب
من تو را بیدار ابری، پاک و رحمت بار می دانم.
ای، چو بختم خفته در آن تنگنای زادگاهم ، طوس
در کنار دون تبهکاری، که شیر پیر پاک آیین، پدرتان، روح رحمان را به زندان کشت.
من تو را بیدارتر از روح و راه صبح، با آن طرّه زرتار می دانم .
من تو را بی هیچ تردیدی ، که دل ها را کند تاریک
زنده تر، تابنده تر از هر چه خورشید است
در هر کهکشانی، دور یا نزدیک،
خواه پیدا، خواه پوشیده
در نهان تر پرده اسرار می دانم .
با هزاری و دوصد، بل بیشتر، عمرت
ای جوانی و جوان جاودان، ای پور پاینده،
مهربان خورشید تابنده،
این غمین همشهری پیرت،
این غریبِ مُلکِ ری، دور از تو دلگیرت،
با تو دارد حاجتی، دردی که بی شک از تو پنهان نیست،
وز تو جوید ، در نمانی ، راه و درمانی
جاودان جان جهان، خورشید عالمتاب
این غمین همشهری پیر غریبت را، دلش تاریک تر از خاک،
یا علی موسی الرضا ، دریاب
چون پدرت، این خسته دل زندانی دردی روان کش را
یا علی موسی الرضا دریاب، درمان بخش
یا علی موسی الرضا دریاب...
image_2019-07-17_09-07-14.png
259.1 KB
اگر متخصصان تاریخ علم در میان ما، در همین تجارب پزشکی قدیمی دقت می کردند، راز جاماندن از کاروان تمدن را می توانستند بفهمند. این نسخه برای چاق شدن، جالب است:
دارویی که تن فربه کند، و روی را صاف سازد: مغز بادام، مغز فندق، مغز پسته، بهدانه، چلغوزه تمشک، و آن را مسکه گویم! روغنی است که دوغ آن را گرفته باشند، و هنوز نگداخته باشند، و عسل درهم پخته، می خورده باشند، و از عقب آن اگر خواهند به سه ساعت، پیاله شراب ریحان تزهمر [زهرمار کردن!] کنند فساق. و صالحان پیاله ای آب گوشت.
@historylibrary
دارویی که تن فربه کند، و روی را صاف سازد: مغز بادام، مغز فندق، مغز پسته، بهدانه، چلغوزه تمشک، و آن را مسکه گویم! روغنی است که دوغ آن را گرفته باشند، و هنوز نگداخته باشند، و عسل درهم پخته، می خورده باشند، و از عقب آن اگر خواهند به سه ساعت، پیاله شراب ریحان تزهمر [زهرمار کردن!] کنند فساق. و صالحان پیاله ای آب گوشت.
@historylibrary
نصاب منظوم فارسی ـ فرانسه از دوره ناصری.
@historylibrary
@historylibrary
عبدالرحیم_بن_معروف_رازی_بر_اساس.pdf
730.7 KB
چند سال پیش کتاب نیل المرام را که یک دوره فقه فارسی بسیار عالی از میانه قرن نهم و زیر سایه دولت پادوسبانان در فقه امامی نوشته شده بود، منتشر کردم. نویسنده جز در حد اطلاعات موجود در نسخ شناخته شده نیست. اکنون در این مقاله خوب، سعی شده است تا شخصی که نویسنده احتمال داده همان عبدالرحیم صاحب نیل المرام باشد، شناسانده شود. از نویسنده مقاله متشکرم.