یادداشتی از یک جرجانی در باره اورنگ زیب و اورنگ آباد در سال 1054
یادداشت زیر چنان که از محتوایش آشکار است در پایان کتابت نسخه ای است شامل چهار کتاب: مفتاح الفلاح، عده الداعی، مکارم الاخلاق و اعتقادات صدوق .
در وقتی که شاهزاده عالم و عالمیان سلطان اورنگ زیب بهادر فقیری اختیار کرده بود، و بنده حقیر در بهترین بلاد دکن یعنی اورنگ آباد تعینات مرزائی میرزا محمد که دیوان صاحب ما بود شده، چون خبر فقیر شدن صاحب رسید پریشانی بسیار روی داد، و بنده توکلت علی الله و لا حول و لا قوه الا بالله بر زبان جاری ساخت و بتوفیق الله شروع در کتابت کرد از غره رجب المرجب تا سلخ شهر رمضان المبارک کتابت مفتاح الفلاح و عده الداعی و مکارم الاخلاق و اعتقادات ابن بابویه اتفاق افتاد. امید از کرم الهی آن که توفیق مقابله و مطالعه میشر شود بمحمد و اله.
گر بهم برزده بنی خط من عیب مکن
که مرا گردش ایام بهم برزده است
تاریخ اتمام کتابت این است:
تمت الکتاب بعون الملک الوهاب فی یوم الاربعاء سلخ شهر رمضان المبارک سنه اربع و خمسین و ا لف 1054 علی ید عبدالضعیف الجانی محمد شریف ابن مولا جنابی الجرجانی. حرّم یده علی النار.
@historylibrary
یادداشت زیر چنان که از محتوایش آشکار است در پایان کتابت نسخه ای است شامل چهار کتاب: مفتاح الفلاح، عده الداعی، مکارم الاخلاق و اعتقادات صدوق .
در وقتی که شاهزاده عالم و عالمیان سلطان اورنگ زیب بهادر فقیری اختیار کرده بود، و بنده حقیر در بهترین بلاد دکن یعنی اورنگ آباد تعینات مرزائی میرزا محمد که دیوان صاحب ما بود شده، چون خبر فقیر شدن صاحب رسید پریشانی بسیار روی داد، و بنده توکلت علی الله و لا حول و لا قوه الا بالله بر زبان جاری ساخت و بتوفیق الله شروع در کتابت کرد از غره رجب المرجب تا سلخ شهر رمضان المبارک کتابت مفتاح الفلاح و عده الداعی و مکارم الاخلاق و اعتقادات ابن بابویه اتفاق افتاد. امید از کرم الهی آن که توفیق مقابله و مطالعه میشر شود بمحمد و اله.
گر بهم برزده بنی خط من عیب مکن
که مرا گردش ایام بهم برزده است
تاریخ اتمام کتابت این است:
تمت الکتاب بعون الملک الوهاب فی یوم الاربعاء سلخ شهر رمضان المبارک سنه اربع و خمسین و ا لف 1054 علی ید عبدالضعیف الجانی محمد شریف ابن مولا جنابی الجرجانی. حرّم یده علی النار.
@historylibrary
Forwarded from یادداشت های کتابدار
ابوالفتح خوراسگانی.pdf
568.2 KB
این یادداشت را هم در باره این کاتب معروف خوراسگانی دوستم آقای جزینی نوشته اند. متشکرم.
کتاب سه روز به آخر دریا جلد دوم مجموعهی «سفرنامههای قدیمی زنان» است. شاهزاده خانم قاجاری از یکسو نوهی فتحعلی شاه است و از سوی دیگر نوهی نادرشاه افشار. زن نازپروردهای که کمالاتش زبانزد است و به لطف ناصرالدین شاه سر از حرمسرای حکمران طبس در میآورد و سفرش به عربستان و عراق را از همانجا آغاز میکند. جذابیت سفرنامههای زنان در این است که در کنار اتفاقات سفر، ریزهکاریها و روزمرگیها را هم ثبت کردهاند و این روایتِ جزئیات است که به ما امکان میدهد تصویر روشنتری از آن دوره داشته باشیم. در این سفرنامهها متن به زبان شفاهی نزدیکتر میشود و صراحت و جسارت زنان راوی که برخلاف دیگر سفرنامهنویسان، ترسی از مناسبات مرسوم دولتمردان وقت نداشتند، وجوه نادیدهی آن دورهی تاریخی را به ما نشان میدهد.
Forwarded from کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران (Ras)
اعتنای حاکمان خراسان دوره قاجار به تاریخ بیهقی
یادداشت زیر، در انتهای نسخه ای از تاریخ بیهقی متعلق به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران آمده است. این یادداشت از سال 1288 ق نشان از توجه حاکمان وقت خراسان به این تاریخ بسیار ارجمند است. حیف که این کتاب ناقص بدست ما رسیده، اما همین مقدار، نشان دهنده بلوغ علمی دانشمندان بزرگ ما از جمله بیهقی است که تاریخی با این بلندای رتبت برای ما به یادگار گذاشته است. این یادداشت علاقه مندی، استنساخ، و نیز اخلاقیات حاکم بر کتاب را در آن برهه تاریخی نشان می دهد.
این کتاب مبارک در تاریخ یک هزار و دویست و هشتاد و هشت در عرض اقدس از روی نسخه ای که نواب ابوتراب میرزای میرآخور داشت استنساخ شد اصل نسخه مغلوط بود کاتب هم قدری غلط افزوده. افسوس که تمام مجلدات این تصنیف در دست نیست، و من از امیرالامرا العظام امیرحسینخان شجاع الدوله زعفرا نلوی ایلخانی که با من دوست یک دل یک جهت بود شنیدم که فرمود: تمامت این تصنیف، من به خط قدیم از آغاز تا انجام داشتم. نواب کامیاب اشرف امجد حمزه میرزای حشمت الدوله در حکومت خراسان از من خواسته، پیشکش نمودم. حق آن است که در تاریخ آل سبکتکین بهتر از این تألیفی نشده است. ای کاش همه ی مجلدات آن بدست می افتاد و اسنتساخ می شد و این گنج نهانی آشکار می گشت ابو النصرشیبانی فتح الله
یادداشت دوم:
در هزار و سیصد و یک هجری بدارالخلافه تهران، از حسن ابن علی صنیع الدوله وزیر انطباعات شنیدم که، من تمامت این نسخه را که شجاع الدوله گفته است، در نزد یکی از پسران حشمت الدوله شنیدم که هست، و خواستم و او از دادن و استنساخ آن مضایقت نمود.
@UT_Central_library
یادداشت زیر، در انتهای نسخه ای از تاریخ بیهقی متعلق به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران آمده است. این یادداشت از سال 1288 ق نشان از توجه حاکمان وقت خراسان به این تاریخ بسیار ارجمند است. حیف که این کتاب ناقص بدست ما رسیده، اما همین مقدار، نشان دهنده بلوغ علمی دانشمندان بزرگ ما از جمله بیهقی است که تاریخی با این بلندای رتبت برای ما به یادگار گذاشته است. این یادداشت علاقه مندی، استنساخ، و نیز اخلاقیات حاکم بر کتاب را در آن برهه تاریخی نشان می دهد.
این کتاب مبارک در تاریخ یک هزار و دویست و هشتاد و هشت در عرض اقدس از روی نسخه ای که نواب ابوتراب میرزای میرآخور داشت استنساخ شد اصل نسخه مغلوط بود کاتب هم قدری غلط افزوده. افسوس که تمام مجلدات این تصنیف در دست نیست، و من از امیرالامرا العظام امیرحسینخان شجاع الدوله زعفرا نلوی ایلخانی که با من دوست یک دل یک جهت بود شنیدم که فرمود: تمامت این تصنیف، من به خط قدیم از آغاز تا انجام داشتم. نواب کامیاب اشرف امجد حمزه میرزای حشمت الدوله در حکومت خراسان از من خواسته، پیشکش نمودم. حق آن است که در تاریخ آل سبکتکین بهتر از این تألیفی نشده است. ای کاش همه ی مجلدات آن بدست می افتاد و اسنتساخ می شد و این گنج نهانی آشکار می گشت ابو النصرشیبانی فتح الله
یادداشت دوم:
در هزار و سیصد و یک هجری بدارالخلافه تهران، از حسن ابن علی صنیع الدوله وزیر انطباعات شنیدم که، من تمامت این نسخه را که شجاع الدوله گفته است، در نزد یکی از پسران حشمت الدوله شنیدم که هست، و خواستم و او از دادن و استنساخ آن مضایقت نمود.
@UT_Central_library