Forwarded from Ketab_shahr
انقلاب علمی،حلقه گمشده تمدن مسلمانان در سیر تحول علم تجربی/عبدالله فرهی/نشر پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی/چاپ اول98/قطع رقعی/جلد شومیز/581صفحه/قیمت64000تومان
حكايت:
آوردهاند كه نوبتى شخصى بحج رفته چون معاودت نمود از كاروان دور افتاده سرگردان در بيابان ميگشت ناگاه در باديه خانه سياه بنظرش درآمده بآنجا شتافته زالى ديد نشسته و سگى در پيش خود بسته حاجى سلام بر زال كرده زال او را تعظيم كرده بنشاند حاجى گفت از قافله دور مانده و گرسنه بمنزل تو رسيده هيچ طعامى دارى كه مرا ضيافت كنى پيرهزن گفت در اين وادى مار بسيار است برو و چند مار بگير و نزد من آر تا براى تو بريان كنم آن شخص گفت من مار نتوانم گرفت پيرهزن گفت من با تو بيايم آنگاه سگ را گشوده متوجه آن وادى شد و چند مار دراز را گرفته سر و دم ببريد و آتش برافروخته آنها را بريان ساخت و پيش حاجى آورد حاجى از غايت جوع پاره از گوشت مار را خورد و بعد از لحظه حرارت در او پيدا شده تشنه گشته از پيرهزن آب خواست پيرهزن گفت بر در خيمه چشمه آب هست حاجى بيرون آمده آبى ديد ناخوشگوار تيره ناچار جرعه خورده با پيرهزن گفت در چنين موضع موحش چرا توطن كرده طعامش آن و آبش اين پيرهزن گفت جائى به از اين ميباشد حاجى گفت در ولايت ما چشمهاى آب زلال و اطعمه گوناگون و فواكه ملون متنوع و باغهاى لطيف و قصرهاى رفيع هست كه بيننده در حسن و نيكوئى آنها متحير ميگردد و هرگز در خاطر من خطور نكرده بود كه مار بتوان خوردن زال گفت باوجود آن نعمتها كه ذكر آن كردى كسى در آن ملك ظلم بشما ميكند گفت بلى متعلقان و ملازمان پادشاه بر رعايا و زيردستان ظلم ميكنند و خراج ميستانند پيرزن گفت هيچ نعمتى در عالم نتواند بود كه در مقابل تلخى ظلم باشد و هيچ لذتى بر محنت ستم غالب نگردد بنابراين بيابان و خوردن مار و آشاميدن آب ناخوشگوار اختيار كردهام:
شراب وصل بخون جگر نمىارزد هزار جرعه بيك درد سر نميارزد
طراوت گل رخسار نازنين پسران بخار خار جفاى پدر نميارزد
زینة المجالس: ص 627
آوردهاند كه نوبتى شخصى بحج رفته چون معاودت نمود از كاروان دور افتاده سرگردان در بيابان ميگشت ناگاه در باديه خانه سياه بنظرش درآمده بآنجا شتافته زالى ديد نشسته و سگى در پيش خود بسته حاجى سلام بر زال كرده زال او را تعظيم كرده بنشاند حاجى گفت از قافله دور مانده و گرسنه بمنزل تو رسيده هيچ طعامى دارى كه مرا ضيافت كنى پيرهزن گفت در اين وادى مار بسيار است برو و چند مار بگير و نزد من آر تا براى تو بريان كنم آن شخص گفت من مار نتوانم گرفت پيرهزن گفت من با تو بيايم آنگاه سگ را گشوده متوجه آن وادى شد و چند مار دراز را گرفته سر و دم ببريد و آتش برافروخته آنها را بريان ساخت و پيش حاجى آورد حاجى از غايت جوع پاره از گوشت مار را خورد و بعد از لحظه حرارت در او پيدا شده تشنه گشته از پيرهزن آب خواست پيرهزن گفت بر در خيمه چشمه آب هست حاجى بيرون آمده آبى ديد ناخوشگوار تيره ناچار جرعه خورده با پيرهزن گفت در چنين موضع موحش چرا توطن كرده طعامش آن و آبش اين پيرهزن گفت جائى به از اين ميباشد حاجى گفت در ولايت ما چشمهاى آب زلال و اطعمه گوناگون و فواكه ملون متنوع و باغهاى لطيف و قصرهاى رفيع هست كه بيننده در حسن و نيكوئى آنها متحير ميگردد و هرگز در خاطر من خطور نكرده بود كه مار بتوان خوردن زال گفت باوجود آن نعمتها كه ذكر آن كردى كسى در آن ملك ظلم بشما ميكند گفت بلى متعلقان و ملازمان پادشاه بر رعايا و زيردستان ظلم ميكنند و خراج ميستانند پيرزن گفت هيچ نعمتى در عالم نتواند بود كه در مقابل تلخى ظلم باشد و هيچ لذتى بر محنت ستم غالب نگردد بنابراين بيابان و خوردن مار و آشاميدن آب ناخوشگوار اختيار كردهام:
شراب وصل بخون جگر نمىارزد هزار جرعه بيك درد سر نميارزد
طراوت گل رخسار نازنين پسران بخار خار جفاى پدر نميارزد
زینة المجالس: ص 627
Forwarded from کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران (Ras)
این سند نشان می دهد، زنی با نام فاطمه دختر سلیمان بیک، در 18 رمضان سال 1111 هجری قمری، این نسخه از صحیفه سجادیه را برای پدرش شوهرش به نام صفی قلی بیک. وقف کرده است. این سند مربوط به دوره صفوی است و در پشت یک نسخه از صحیفه سجادیه آمده است.
لیست_موضوع_امام_علی_علیه_السلام.docx
268.2 KB
لیست 3000 جلد کتاب مربوط به سیره #امام_علی علیه السلام در کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران