اثری با ارزش در باره جاغوری یکی از مناطق شیعه نشین افغانستان. در ۹۸۶ ص. نشر مورخ. ۱۳۹۸. آقای دکتر عبدالمجید ناصری، از نخستین طلابی است که در قم به صورت تخصصی به تحصیل و پژوهش و تدریس رشته تاریخ پرداخت. از ایشان آثار فراوانی در حوزه تاریخ منتشر شده است.
@historylibrary
@historylibrary
خاطره آقای مطهری از درس آقای بروجردی در بروجرد در سال 1322
آقای مطهری در باره پدید آمدن مفهوم چپ و راست در درس هگل می گوید:
هگل گويا دو طبقه شاگرد داشته، يكى طبقه شاگردهاى پيرتر و پختهتر و قديمىتر كه مثل خودش بيشتر فكر كرده اند، و يكى هم گروه جوانان كه اينها را چپىهاى هگل مى گويند؛ گروه جوانان پيرو هگل؛ و ظاهراً اينها در چپ و راست كرسى استادى هگل مى نشستند. به اين جهت آن كسانى كه داراى افكار محافظه كارانهاى يعنى هگلى بودند بعدها دنيا اينها را «دست راستى» ناميد، و اين گروه جوانان را كه همه، افكارشان افكار انقلابى بود گفتند «چپىها»؛ يعنى آنهايى كه در دست راست هگل مى نشستند، و آنهايى كه در دست چپش مى نشستند.
در سال 22 كه ما رفتيم بروجرد، در بروجرد يك وضع خيلى عجيبى بود. آن كسانى كه مىآمدند درس آقاى بروجردى (چون آقاى بروجردى آن وقت هنوز بروجرد بودند) حتى جاهايشان مشخص بود. آن كسى كه دست راست آقا مى نشست ممكن نبود جايش عوض شود.
دست راستِ دست راست هم همينطور و ... دست چپ هم همين جور. اينها پيش خودشان حساب هايى داشتند. ديگر آنهايى كه جوان تر بودند حق نداشتند كه بيايند در آن جاها بنشينند، بايد مى آمدند وسط مى نشستند. منتها جوان هاشان سى چهل سالشان بود و پيرهاشان همه شصت ساله و هفتاد ساله بودند. آقاى بروجردى خوشش نمى آمد. ايشان روى صندلى نمى نشست، همين جور نشسته روى زمين درس مى داد. جمعيت زياد نبود. همه شان حدود پنجاه نفر بودند. يك روزى ايشان آمد، شايد هم به عمد، براى اين كه [آن وضع را] بهم بزند، آنجايى كه آنها نشسته بودند ننشست، يك جاى ديگر نشست. آن روز آن ترتيب بهم خورد. فردا گفتند لابد آقا جا را عوض كرده. آمدند همان ترتيب را در اين طرف ديگر قرار دادند. آن روز باز آقاى بروجردى رفت سر جاى اوّلش نشست. آن روز هم آن ترتيب بهم خورد. باز فردا آمدند سر جاى اوّل همان ترتيب را درست كردند. آخرش آن ترتيب بهم نخورد، همينطور بود كه بود. شاگردهاى هگل هم به همين شكل مثل شاگردهاى آقاى بروجردى بودند (خنده استاد و حضار)، جاهاى مشخصى داشتند، يك گروه دست راست مى نشستند، يك گروه دست چپ.
آقای مطهری در باره پدید آمدن مفهوم چپ و راست در درس هگل می گوید:
هگل گويا دو طبقه شاگرد داشته، يكى طبقه شاگردهاى پيرتر و پختهتر و قديمىتر كه مثل خودش بيشتر فكر كرده اند، و يكى هم گروه جوانان كه اينها را چپىهاى هگل مى گويند؛ گروه جوانان پيرو هگل؛ و ظاهراً اينها در چپ و راست كرسى استادى هگل مى نشستند. به اين جهت آن كسانى كه داراى افكار محافظه كارانهاى يعنى هگلى بودند بعدها دنيا اينها را «دست راستى» ناميد، و اين گروه جوانان را كه همه، افكارشان افكار انقلابى بود گفتند «چپىها»؛ يعنى آنهايى كه در دست راست هگل مى نشستند، و آنهايى كه در دست چپش مى نشستند.
در سال 22 كه ما رفتيم بروجرد، در بروجرد يك وضع خيلى عجيبى بود. آن كسانى كه مىآمدند درس آقاى بروجردى (چون آقاى بروجردى آن وقت هنوز بروجرد بودند) حتى جاهايشان مشخص بود. آن كسى كه دست راست آقا مى نشست ممكن نبود جايش عوض شود.
دست راستِ دست راست هم همينطور و ... دست چپ هم همين جور. اينها پيش خودشان حساب هايى داشتند. ديگر آنهايى كه جوان تر بودند حق نداشتند كه بيايند در آن جاها بنشينند، بايد مى آمدند وسط مى نشستند. منتها جوان هاشان سى چهل سالشان بود و پيرهاشان همه شصت ساله و هفتاد ساله بودند. آقاى بروجردى خوشش نمى آمد. ايشان روى صندلى نمى نشست، همين جور نشسته روى زمين درس مى داد. جمعيت زياد نبود. همه شان حدود پنجاه نفر بودند. يك روزى ايشان آمد، شايد هم به عمد، براى اين كه [آن وضع را] بهم بزند، آنجايى كه آنها نشسته بودند ننشست، يك جاى ديگر نشست. آن روز آن ترتيب بهم خورد. فردا گفتند لابد آقا جا را عوض كرده. آمدند همان ترتيب را در اين طرف ديگر قرار دادند. آن روز باز آقاى بروجردى رفت سر جاى اوّلش نشست. آن روز هم آن ترتيب بهم خورد. باز فردا آمدند سر جاى اوّل همان ترتيب را درست كردند. آخرش آن ترتيب بهم نخورد، همينطور بود كه بود. شاگردهاى هگل هم به همين شكل مثل شاگردهاى آقاى بروجردى بودند (خنده استاد و حضار)، جاهاى مشخصى داشتند، يك گروه دست راست مى نشستند، يك گروه دست چپ.
خاطرات شیخ موسی عصامی از انقلاب عراق در سال 1920. خاطرات دست اول که بیش از همه سیاسی است، و توسط یک عالم دینی نوشته شده است. مصحح آقای کامل سلمان الجبوری دوست دانشمند عراقی ما.
@historylibrary
@historylibrary
مراسم امروز، چهلمین سال شهادت استاد مطهری. در انجمن اندیشه و قلم. لینک سخنرانی
http://yon.ir/cQBnC
http://yon.ir/cQBnC
هارالد موتسکی، متخصص تاریخ حدیث، و تقریبا مدافع سلسله اسناد حدیثی در هشتم فوریه 2019 (19 بهمن 1397) درگذشت. به نظرم خبری از درگذشت وی در ایران منتشر نشد. موتسکی متولد 1948 و آلمانی و تحصیل کرده در هلند بود. وی به خاطر کتاب حدیث اسلامی: خاستگاه و سیر تطور که به فارسی هم درآمده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی را هم گرفت.
@historylibrary
@historylibrary
http://wikinoor.ir/%D9%85%D9%88%D8%AA%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D8%8C_%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF
خلاصه ای از دیدگاه های موتسکی را در اینجا می توانید ملاحظه فرمایید
خلاصه ای از دیدگاه های موتسکی را در اینجا می توانید ملاحظه فرمایید
wikinoor.ir
موتسکی، هارالد - ویکینور، دانشنامۀ تخصصی
دانشنامه تخصصی کتاب شناسی و زندگی نامه
In memoriam Harald Motzki
We are deeply saddened by the news of Harald Motzki’s passing earlier this month, on 8 February. Harald was a much-admired member of the Dutch Islamic Studies community, a mentor to many of us, and an esteemed friend. His work on the early history of Islamic law and on hadith criticism has indelibly changed the course of research on the formative period of Islamic intellectual history. We are deeply grateful for his many valuable contributions, for his passionate yet clear-headed dedication to the study of Islam, from which we have all benefitted so much in our own work, in both academic and personal terms; for Harald was a true gentleman scholar who set a shining example not only of ‘ilm but also of adab. NISIS, whose creation owes much to Harald’s support and on whose board he served for several years, laments the loss of a great scholar and a wonderful personality. He will be remembered warmly and gratefully.
On behalf of the NISIS board,
Christian Lange
NISIS director
We are deeply saddened by the news of Harald Motzki’s passing earlier this month, on 8 February. Harald was a much-admired member of the Dutch Islamic Studies community, a mentor to many of us, and an esteemed friend. His work on the early history of Islamic law and on hadith criticism has indelibly changed the course of research on the formative period of Islamic intellectual history. We are deeply grateful for his many valuable contributions, for his passionate yet clear-headed dedication to the study of Islam, from which we have all benefitted so much in our own work, in both academic and personal terms; for Harald was a true gentleman scholar who set a shining example not only of ‘ilm but also of adab. NISIS, whose creation owes much to Harald’s support and on whose board he served for several years, laments the loss of a great scholar and a wonderful personality. He will be remembered warmly and gratefully.
On behalf of the NISIS board,
Christian Lange
NISIS director