Forwarded from کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران (Ras)
پاکسازی و مرمت بیش از یازده هزار برگه سند و اعلامیه در کتابخانه مرکزی
طی سال گذشته، بیش از 11 هزار برگ سند از اعلامیه ها و اوراق قدیمی که غالبا مربوط به سالهای 57 تا 60 ش است، در بخش مرمت کتابخانه مرکزی پاکسازی و در 130 موضوع، تفکیک و به بخش اسنادی این کتابخانه منتقل شده است. تعداد 850 سند دیگر هست که نیاز به مرمت بیشتر دارد. این اسناد، از دهه اول انقلاب در کتابخانه نگهداری می شده است.
@Ut_Central_Library
طی سال گذشته، بیش از 11 هزار برگ سند از اعلامیه ها و اوراق قدیمی که غالبا مربوط به سالهای 57 تا 60 ش است، در بخش مرمت کتابخانه مرکزی پاکسازی و در 130 موضوع، تفکیک و به بخش اسنادی این کتابخانه منتقل شده است. تعداد 850 سند دیگر هست که نیاز به مرمت بیشتر دارد. این اسناد، از دهه اول انقلاب در کتابخانه نگهداری می شده است.
@Ut_Central_Library
Forwarded from بنیاد قمپژوهی
💠 رونمایی از نخستین سرشماری علمی و دقیق شهر قم (دوره ناصرالدین شاه)
علمیترین و دقیقترین سرشماری قم نخستبار در سال ۱۲۸۴ - ۱۲۸۵ ق در دوران ناصرالدین شاه صورت پذیرفته است. این سرشماری در قالب رسالهای با عنوان «کتابچه اَعداد نفوس اهالی دارالایمان قم» جزو رسائلی است که در دوره ناصری به منظور تدوین مرآت البلدان (دانشنامه کشوری به دستور و با مراقبت اعتمادالسلطنه) فراهم آمده و نسخۀ آن در مجموعهای است که در محل کاخ گلستان نگاهداری میشود.
این کتابچه به صورت عکسی در سال ۱۳۶۴ در کتاب «قمنامه» (مجموعه مقالات و متون در بارۀ قم) به کوشش دکتر مدرسی طباطبایی چاپ شده بود. تصویر این نسخه خطی چاپ شده بسیار کدر و ناخوانا است. جناب مدرسی مرقوم داشتهاند که این اثر نوشتۀ محمد تقی بیگ ارباب است. به این دلیل که «او در رساله حاضر ذیل سخن از قنات ناصری، از خود به همانگونه که در تاریخ دارالایمان قم دیده میشود یاد نموده است.» (ص ۶)، اما با رجوع به این موضع چنین چیزی دیده نمیشود. با وجود این، نظر ایشان صائب است و با اینکه در آن روزگار شهر قم دو تاریخنگار نامدار داشته است (فیض و افضل الملک)، شخص معتمد دیگری که بتواند چنین کار دقیقی را با حوصله به سرانجام برساند، وجود نداشته است.
ارباب با رجوع به تکتک خانهها در شهر و با ذکر نام صاحبخانه، تعداد ذکور و اناث (مرد و زن) خانهها را و اینکه در کدام محله قرار دارند، به دست داده است. همچنین او با مراجعه حضوری و دانه به دانه اماکن، تعداد خانات و کاروانسراها و بازارها و حمامها و گذرها و دکاکین با ذکر شغل و باغات و طواحین (آسیاها) با ذکر نام و صاحبان آنها و قناتها و طوایف شهر و تعداد آنها و قراء (روستاها) را با توضیح مختصری در باره آنها و با دقتی بینظیر آورده است. بدین ترتیب یکی از علمیترین و دقیقترین سرشماریهای قم در دوره ناصری در دست است.
این رساله از حیث «نام شناسی» و «لقبشناسی» آن دوران، «شغلشناسی»، «جمعیتشناسی»، «جغرافیای تاریخی»، «تاریخ اقتصادی» و «تاریخ کشاورزی» و جز آنِ قم درخور توجه و اهمیت بسیار است و آگاهیهای ارزشمندی از آن روزگار به دست میدهد و محلی است برای تحقیق پژوهشگران.
خوشبختانه جناب حسین احمدی رهبریان به عنوان رساله دانشگاهی با نظارت استاد محسن روستایی این کتابچه را تصحیح کردهاند و انصافا زحمات بسیاری بابت این کار متحمل شدهاند.
این اثر هماکنون به کوشش بنیاد قمپژوهی و همکاری سازمان مدیریت و برنامهریزی استان و کتابخانه حضرت آیتالله العظمی مرعشی نجفی منتشر شدهاست و طی مراسمی در جلسه این هفته بنیاد قمپژوهی با حضور مدیران استان و قمپژوهان رونمایی خواهد شد.
🔹سیدمحسن محسنی
۹۸/۰۱/۲۷
🆔 telegram.me/qompajoohi
علمیترین و دقیقترین سرشماری قم نخستبار در سال ۱۲۸۴ - ۱۲۸۵ ق در دوران ناصرالدین شاه صورت پذیرفته است. این سرشماری در قالب رسالهای با عنوان «کتابچه اَعداد نفوس اهالی دارالایمان قم» جزو رسائلی است که در دوره ناصری به منظور تدوین مرآت البلدان (دانشنامه کشوری به دستور و با مراقبت اعتمادالسلطنه) فراهم آمده و نسخۀ آن در مجموعهای است که در محل کاخ گلستان نگاهداری میشود.
این کتابچه به صورت عکسی در سال ۱۳۶۴ در کتاب «قمنامه» (مجموعه مقالات و متون در بارۀ قم) به کوشش دکتر مدرسی طباطبایی چاپ شده بود. تصویر این نسخه خطی چاپ شده بسیار کدر و ناخوانا است. جناب مدرسی مرقوم داشتهاند که این اثر نوشتۀ محمد تقی بیگ ارباب است. به این دلیل که «او در رساله حاضر ذیل سخن از قنات ناصری، از خود به همانگونه که در تاریخ دارالایمان قم دیده میشود یاد نموده است.» (ص ۶)، اما با رجوع به این موضع چنین چیزی دیده نمیشود. با وجود این، نظر ایشان صائب است و با اینکه در آن روزگار شهر قم دو تاریخنگار نامدار داشته است (فیض و افضل الملک)، شخص معتمد دیگری که بتواند چنین کار دقیقی را با حوصله به سرانجام برساند، وجود نداشته است.
ارباب با رجوع به تکتک خانهها در شهر و با ذکر نام صاحبخانه، تعداد ذکور و اناث (مرد و زن) خانهها را و اینکه در کدام محله قرار دارند، به دست داده است. همچنین او با مراجعه حضوری و دانه به دانه اماکن، تعداد خانات و کاروانسراها و بازارها و حمامها و گذرها و دکاکین با ذکر شغل و باغات و طواحین (آسیاها) با ذکر نام و صاحبان آنها و قناتها و طوایف شهر و تعداد آنها و قراء (روستاها) را با توضیح مختصری در باره آنها و با دقتی بینظیر آورده است. بدین ترتیب یکی از علمیترین و دقیقترین سرشماریهای قم در دوره ناصری در دست است.
این رساله از حیث «نام شناسی» و «لقبشناسی» آن دوران، «شغلشناسی»، «جمعیتشناسی»، «جغرافیای تاریخی»، «تاریخ اقتصادی» و «تاریخ کشاورزی» و جز آنِ قم درخور توجه و اهمیت بسیار است و آگاهیهای ارزشمندی از آن روزگار به دست میدهد و محلی است برای تحقیق پژوهشگران.
خوشبختانه جناب حسین احمدی رهبریان به عنوان رساله دانشگاهی با نظارت استاد محسن روستایی این کتابچه را تصحیح کردهاند و انصافا زحمات بسیاری بابت این کار متحمل شدهاند.
این اثر هماکنون به کوشش بنیاد قمپژوهی و همکاری سازمان مدیریت و برنامهریزی استان و کتابخانه حضرت آیتالله العظمی مرعشی نجفی منتشر شدهاست و طی مراسمی در جلسه این هفته بنیاد قمپژوهی با حضور مدیران استان و قمپژوهان رونمایی خواهد شد.
🔹سیدمحسن محسنی
۹۸/۰۱/۲۷
🆔 telegram.me/qompajoohi
نسخه عکسی این رساله، سالها پیش توسط آقای مدرسی چاپ شده بود. حالا این متن به علاوه چند کتابچه سیاقی ـ دیوانی باز نشر شده است. اصل گزارش، آمار جمعیت قم از سال 1285 قاجاری است. دوره ای که طرح گسترده آمار گیری و نوشته های جغرافیایی در دوره ناصری به اجرا درآمد و هنوز بسیاری از آن گزارشها به درستی منتشر نشده است. امروز رونمایی این اثر در مرکز قم شناسی در قم بود.
Forwarded from نور سیاه
درگذشت احمد اقتداری
احمد اقتداری یار دیرین ایرج افشار درگذشت. اقتداری و افشار همسال بودند و رفیق ۶۵ساله . با هم ندار بودند. همسایه بودند. همسفر بودند در گلگشتها. اقتداری در پیشانی سفرنامۀ سدیدالسلطنه شعر سعدی را تغییر داد و نوشت:
ز خاک ایرج افشار بوی عشق آید
هزار سال پس از مرگ او گرش بویی
در یادداشتی دیگر نوشت: «من شاگرد شاگردان ایرج افشار هستم». افشار هم او را دوست داشت و آثاری را به او تقدیم کرد و برای شرکت در مراسم بزرگداشت او به شیراز سفر کرد و سخنان سخته ای درباره کارنامۀ او گفت.
احمد اقتداری اهل لارستان بود و عاشق ولایت خود. بزرگزاده بود. ایرج افشار گاه به او خان میگفت. وصیّت کرد که در زادگاهش و کنار مادرش به خاک رود. در عنفوان جوانی دو کتاب فرهنگ لارستانی و لارستان کهن را دربارۀ زبان و جغرافیای تاریخی لار نوشت که بعدها با اضافات و تکمیل در یک کتاب منتشر شد. کتاب زبان لارستانی؛ جستاری در فرهنگ و زبان مردم و چندین مقالۀ پراکندۀ دیگر نشانۀ دیگری از عشق او به لار است. اقتداری استاد دانشگاه بود و وکیل مجلس هم شد . وکیل دادگستری هم بود.
چندبار از او شنیدم که جلال آل احمد به او و منوچهر ستوده و ایرج افشار لقب "سه تفنگدار" و "گورنگار" داده بود. اقتداری گورنگار بود؛ به این معنا که اهل تتبّع میدانی و مداقّه در بناهای کهن و سنگنبشتهها بود. دستاورد مرارتهایش ارزنده است و نامش را به عنوان ایرانشناسی متخصّص در شناخت صفحات جنوب ایران ماندگار میکند. کتاب دیار شهریاران دربارۀ ابنیۀ تاریخی خوزستان ( سه جلد) پر است از عکسهایی که خودش گرفت و سرشار است از معلومات میدانی تطبیق داده شده با منابع مکتوب کهن و متقن. کاش آلبومی از عکسهایی که از آثار و ابنیه ایران برداشته، تدوین شود. یادم نرود که از کتاب ارجمند خوزستان و کهگیلویه و ممسنی او نام ببرم .
اقتداری در زمینۀ خلیج فارس پژوهی یک ستون است. آثارش مرجع است. کتاب عظیم آثار شهرهای باستانی سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان ماندنی است. چندین کتاب سدیدالسلطنه کبابی، آن مرد برجسته را تصحیح و چاپ کرد؛ با تعلیقات و توضیحات و پیوستهای پرمایه. به نشر کتابهای سدیدالسلطنه پیچید چون آثار او خزانۀ معلوماتی است که حقوق تاریخی ایران را بر خلیج فارس و سواحل شمالی آن مسجّل میکند. بیشک احمد اقتداری از سابقون دفاع از نام تاریخی و مستند خلیج فارس و مبارزۀ علمی با مطامع حرامیان و تازهرسیدگان است. در سال ۱۳۴۵ کتاب خلیج فارس را برای جوانان نوشت. در دانشگاه تهران موضوع خلیج فارس را درس داد. اعتقاد داشت برای کسی که میخواهد دربارۀ خلیچ فارس مطالعۀ دقیق و علمی بکند خواندن کتاب او، خلیج فارس از دیرباز تا کنون، ضرورت دارد. حق هم با او بود.
یک علاقۀ اقتداری مسائل مربوط به کشتیرانی بود. تعلیقات ممتّع بر ترجمۀ کتاب مهم هادی حسن (سرگذشت کشتیرانی ایرانیان از دیرباز تا قرن شانزدهم ) نوشت که نشاندهندۀ تبحّر او ست. به ادبیات هم علاقه داشت. شعر هم می گفت. سه جلد کتاب تدوین کرده که انتخابی است از قصههای مثنوی مولانا. کتابی هم دربارۀ منطقالطیر دارد با نام در سایۀ سیمرغ. این کتابها البته تفنّن بود و نشانۀ علاقۀ او به شعر و ادب فارسی. خاطرات خود را هم نوشته است. کتابی بی مزه دارد با نام دولت عشق دربارۀ اسرار عشق و عرفان در تخت جمشید ایران.
اقتداری مقالات بسیار نوشته است؛ در یغما و فرهنگ ایرانزمین و آینده و راهنمای کتاب و بخارا و... اوایل انقلاب مجموعه ای از ۵۰ مقالۀ تحقیقیاش در کتابی به نام کشتۀ عشق گرد آمد. از دریای پارس تا دریای چین هم مجموعهای از مقالات اوست. باید مجموعۀ همۀ مصاحبهها و مقالات و سخنرانیهایش جمع گردد و با نمایههای دقیق منتشر شود. شاید بر عهدۀ دایرهالمعارف بزرگ اسلامی که اقتداری کتابخانهاش را به آنجا اهدا کرد، باشد که مقالات او را جمع و نشر کند. آثار چاپ نشدهای هم از او باقی مانده است. از جمله کتابی دربارۀ جدایی بحرین از ایران. عقاید استوار و روشنی دربارۀ مناسبات ایران و بحرین داشت. حامی رشید و دانادل حق حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی بود.
احمد اقتداری پیمانه خود را با احترام پر کرد . یادش پایدار خواهد بود. به تحقیقاتش مراجعه خواهد شد. نامش پیوند خورده با ایران و خلیج فارس...
این سخنش را باید به خاطر سپرد. حاصل دیدهها و خواندههای پیر کهن است:
«بدانید که ایران میماند و نمیمیرد. مثل ققنوس است. ممکن است خاکستر شود اما دوباره سر برمیآورد و زنده میشود. ایران دورههای سخت چون حملۀ اسکندر و مغول و در دوران معاصر روس و عراق، به خود زیاد دیده است. به قول ملکالشعرا بهار:
مادر ایران سترون نیست او را آزمودیم
گر چه نادر اتفاق افتد ولی نادر بزاید» .
https://t.me/n00re30yah
احمد اقتداری یار دیرین ایرج افشار درگذشت. اقتداری و افشار همسال بودند و رفیق ۶۵ساله . با هم ندار بودند. همسایه بودند. همسفر بودند در گلگشتها. اقتداری در پیشانی سفرنامۀ سدیدالسلطنه شعر سعدی را تغییر داد و نوشت:
ز خاک ایرج افشار بوی عشق آید
هزار سال پس از مرگ او گرش بویی
در یادداشتی دیگر نوشت: «من شاگرد شاگردان ایرج افشار هستم». افشار هم او را دوست داشت و آثاری را به او تقدیم کرد و برای شرکت در مراسم بزرگداشت او به شیراز سفر کرد و سخنان سخته ای درباره کارنامۀ او گفت.
احمد اقتداری اهل لارستان بود و عاشق ولایت خود. بزرگزاده بود. ایرج افشار گاه به او خان میگفت. وصیّت کرد که در زادگاهش و کنار مادرش به خاک رود. در عنفوان جوانی دو کتاب فرهنگ لارستانی و لارستان کهن را دربارۀ زبان و جغرافیای تاریخی لار نوشت که بعدها با اضافات و تکمیل در یک کتاب منتشر شد. کتاب زبان لارستانی؛ جستاری در فرهنگ و زبان مردم و چندین مقالۀ پراکندۀ دیگر نشانۀ دیگری از عشق او به لار است. اقتداری استاد دانشگاه بود و وکیل مجلس هم شد . وکیل دادگستری هم بود.
چندبار از او شنیدم که جلال آل احمد به او و منوچهر ستوده و ایرج افشار لقب "سه تفنگدار" و "گورنگار" داده بود. اقتداری گورنگار بود؛ به این معنا که اهل تتبّع میدانی و مداقّه در بناهای کهن و سنگنبشتهها بود. دستاورد مرارتهایش ارزنده است و نامش را به عنوان ایرانشناسی متخصّص در شناخت صفحات جنوب ایران ماندگار میکند. کتاب دیار شهریاران دربارۀ ابنیۀ تاریخی خوزستان ( سه جلد) پر است از عکسهایی که خودش گرفت و سرشار است از معلومات میدانی تطبیق داده شده با منابع مکتوب کهن و متقن. کاش آلبومی از عکسهایی که از آثار و ابنیه ایران برداشته، تدوین شود. یادم نرود که از کتاب ارجمند خوزستان و کهگیلویه و ممسنی او نام ببرم .
اقتداری در زمینۀ خلیج فارس پژوهی یک ستون است. آثارش مرجع است. کتاب عظیم آثار شهرهای باستانی سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان ماندنی است. چندین کتاب سدیدالسلطنه کبابی، آن مرد برجسته را تصحیح و چاپ کرد؛ با تعلیقات و توضیحات و پیوستهای پرمایه. به نشر کتابهای سدیدالسلطنه پیچید چون آثار او خزانۀ معلوماتی است که حقوق تاریخی ایران را بر خلیج فارس و سواحل شمالی آن مسجّل میکند. بیشک احمد اقتداری از سابقون دفاع از نام تاریخی و مستند خلیج فارس و مبارزۀ علمی با مطامع حرامیان و تازهرسیدگان است. در سال ۱۳۴۵ کتاب خلیج فارس را برای جوانان نوشت. در دانشگاه تهران موضوع خلیج فارس را درس داد. اعتقاد داشت برای کسی که میخواهد دربارۀ خلیچ فارس مطالعۀ دقیق و علمی بکند خواندن کتاب او، خلیج فارس از دیرباز تا کنون، ضرورت دارد. حق هم با او بود.
یک علاقۀ اقتداری مسائل مربوط به کشتیرانی بود. تعلیقات ممتّع بر ترجمۀ کتاب مهم هادی حسن (سرگذشت کشتیرانی ایرانیان از دیرباز تا قرن شانزدهم ) نوشت که نشاندهندۀ تبحّر او ست. به ادبیات هم علاقه داشت. شعر هم می گفت. سه جلد کتاب تدوین کرده که انتخابی است از قصههای مثنوی مولانا. کتابی هم دربارۀ منطقالطیر دارد با نام در سایۀ سیمرغ. این کتابها البته تفنّن بود و نشانۀ علاقۀ او به شعر و ادب فارسی. خاطرات خود را هم نوشته است. کتابی بی مزه دارد با نام دولت عشق دربارۀ اسرار عشق و عرفان در تخت جمشید ایران.
اقتداری مقالات بسیار نوشته است؛ در یغما و فرهنگ ایرانزمین و آینده و راهنمای کتاب و بخارا و... اوایل انقلاب مجموعه ای از ۵۰ مقالۀ تحقیقیاش در کتابی به نام کشتۀ عشق گرد آمد. از دریای پارس تا دریای چین هم مجموعهای از مقالات اوست. باید مجموعۀ همۀ مصاحبهها و مقالات و سخنرانیهایش جمع گردد و با نمایههای دقیق منتشر شود. شاید بر عهدۀ دایرهالمعارف بزرگ اسلامی که اقتداری کتابخانهاش را به آنجا اهدا کرد، باشد که مقالات او را جمع و نشر کند. آثار چاپ نشدهای هم از او باقی مانده است. از جمله کتابی دربارۀ جدایی بحرین از ایران. عقاید استوار و روشنی دربارۀ مناسبات ایران و بحرین داشت. حامی رشید و دانادل حق حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی بود.
احمد اقتداری پیمانه خود را با احترام پر کرد . یادش پایدار خواهد بود. به تحقیقاتش مراجعه خواهد شد. نامش پیوند خورده با ایران و خلیج فارس...
این سخنش را باید به خاطر سپرد. حاصل دیدهها و خواندههای پیر کهن است:
«بدانید که ایران میماند و نمیمیرد. مثل ققنوس است. ممکن است خاکستر شود اما دوباره سر برمیآورد و زنده میشود. ایران دورههای سخت چون حملۀ اسکندر و مغول و در دوران معاصر روس و عراق، به خود زیاد دیده است. به قول ملکالشعرا بهار:
مادر ایران سترون نیست او را آزمودیم
گر چه نادر اتفاق افتد ولی نادر بزاید» .
https://t.me/n00re30yah
Telegram
نور سیاه
یادداشتهای ایرانشناسی میلاد عظیمی
@MilaadAzimi
@MilaadAzimi
این عکس از سال 1940 همزمان با بمباران لندن از سوی نیروهای آلمانی است. کتابخانه ای آسیب دیده اما در میان گرد و غبار و ویرانی، عده ای مشغول مطالعه هستند.
http://www.booksforvictory.com/2013/04/london-bookstore-and-library-bombed-in.html
http://www.booksforvictory.com/2013/04/london-bookstore-and-library-bombed-in.html
اثری در 1056 صفحه. در تاریخ نگاری اسلامی و عربی. مجموعه ای از مقالات از پژوهشگران این حوزه زیر نظر وجیه کوثرانی. 2017. ناشر هم شناخته شده است. مقالات خوب فراوان دارد. ای کاش....
@histroylibrary
@histroylibrary
قبل از این که تهران «دار الخلافه» باشد و به این نام نامیده شود، عنوان زیبایی داشته و آن «بلدة الاحسان» بوده است.
@historylibrary
@historylibrary
Forwarded from بنیاد فرهنگی سحاب
احمدخان دورهی ابتدایی و دبیرستان خود را در شهر لار و دانشسرای مقدماتی شیراز گذراند. در سال ۱۳۲۷ بهمدت دو سال ریاست فرهنگ لارستان و بنادر خلیجفارس را به عهده داشت. همچمین در دانشکده حقوق دانشگاه تهران،و دبیرستانهای تهران مشغول به تدریس شد.
وی در سال ۱۳۲۸ در دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی تهران پذیرفته شد و در سال ۱۳۳۴ موفق به اخذ اجازه وکالت پایه یکم دادگستری شد .
@bonyadfarhangisahab
وی در سال ۱۳۲۸ در دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی تهران پذیرفته شد و در سال ۱۳۳۴ موفق به اخذ اجازه وکالت پایه یکم دادگستری شد .
@bonyadfarhangisahab