کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
16.5K subscribers
9.96K photos
175 videos
2.12K files
1.36K links
کانال رسمی کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
http://www.historylib.com/
http://www.sohalibrary.com/
https://ebookshia.com/
https://t.me/Ebookshia
Download Telegram
از کارهای چند سال قبل، متن مهمی در زمینه اسناد شرعی، ملی و حقوقی با نمونه های بسیار فراوان است که از دوره صفوی تا نیمه های قاجاری است.
امشب که شب 13 ذی قعده است فی سنه 1219 بیست و هفت روز به عید نوروز می ماند، چله ها تمام شده است. هوا هم خیلی خوش است. باران می بارد با کمال شدت. هوا طوفانی است. خداوند به حق محمد و آل محمد بکارهای جمیع شیعیان خصوص این بنده گنهکار فرج خیری عطا فرماید و جمیع مسافرین سلامت فرماید، خصوص به حق علی بن ابی طالب علیه السلام سلامت فرماید جناب حاجی میرزا سلا! وهاب ندیم هم تشریف و جهت مشغولیت کتاب می خوانند، و این چند کلمه مسوده شد. یا علی مدد
@historylibrary
آزاد نامه غلام فراخ چشم سیاه پلک گرجی

بارها نمونه هایی از آزاد نامه غلامان را از کتابهای منشآت منتشر کرده ام. امروز هم نمونه تازه ای دیدم. این موارد بیشتر برای تمرین نگارش متن برای کسانی است که کارهای حقوقی و دبیری می کردند. جایی به اشتباه، ایه را کلام نبوی دانسته که معلوم است خطاست.

فبعد، چون به نص صریح نبوی [الهی!] «و ما ادریک ما العقبةُ فکُّ رَقبةٍ» و خبر صریح مصطفوی که «من اعتق مؤمنا، أعتق الله بکل عضو منه عضوا من النار» و کلام صدق انجام ولیّ که «من اعتق مؤمنا کان له فدیة من جهنم»، فکّ رقاب مومنین و مومنات متضمن رفع درجات و مستلزم نجات از درکات است، آزاد کرد، و در سلک احرار درآورد، حضرت رفیع منزلت عمدة الافاخم و الاعاظم فلان ولد فلان، موازی یک نفر غلام سفید فام ضعیف اندام «مقبل» نام، میانه بالای، گشاده ابروی، فراخ چشم، سیاه پلک گرجی، در سن بیست سالگی تخمینا، قربةً الی الله و طلبا لمرضاته، ان تقبل الله منه بلطفه العمیم و جعله سببا لنجاته من عذاب الالیم.
فَعلی هذا الاعتاق الشرعی، «مقبل» مذکور را که عتیق و آزاد است، و رقبه اش که خالی از ربقه انقیاد، عنان اختیارش در قبضه اقتدارش، به هر جا که خواهد و اراده نماید رود، کسایر العُتقاء و الاحرار،
و هیچ وجه من الوجوه، احدی را بر او دعوی رقّیت و ادعای عبودیت نیست، پس اگر احیانا عتیق مذکور بر معتق مزبور که در سلک آزادی منتظم و در زمره احرار منسک است، بنفسه یا احدی من قبله دعوی نماید، دعوش ای لغو و لاطایل و از پله اعتبار ساقط خواهد بود، و حُرّر تلک الاحرف فی شهر فلان سنة فلان.
@historylibrary
تیتر روزنامه اطلاعات پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۴۰

رحلت پیشوای بزرگ شیعیان جهان؛ ساعت هفت و نیم صبح امروز حضرت آیت اللہ العظمی بروجردی بدرود حیات گفتند.

آیت الله (مرعشی) نجفی از شدت تاثر بیهوش شد./ کانال سیره علما
رساله ای در مثلثات از قرن سیزدهم هجری.
@historylibrary
اصول تمدن
آبادی یک مُلک بسته به مبلغ امتعه ای است که در آن ملک به عمل می آورند، آهن، و گندم و ذغال و الماس، جزو امتعه هستند.
اجناس امتعه در عالم تجارت از هم فرق ندارند، فرق در مبلغ امتعه است. نمی توان گفت آن ملکی که معادن طلا دارد یا آن ملکی که ابریشم به عمل می آورد، غنی تر از ملکی است که گندم یا تنباکو به عمل می آورد.
هر ملکی که بیشتر متاع به عمل می آورد، خواه طلا، خواه گندم غنی تر از دیگران است. این فقره را اهل ایران هنوز نفهمیده اند.
از برای تحقیق آبادی یک ملک لازم نیست بدانیم در آن ملک چه نوع امتعه هست باید پرسید در آن ملک چه قدر امتعه به عمل می آورند.
📚 کتابخانه دانشگاه زوریخ طراحی شده توسط سانتیاگو کالاتروا معمار پر آوازه اسپانیایی

👉🏿 @social_science
متن زیر از ویکی پدیا ذیل شرح حال میرزا زین العابدین تهرانی امام جمعه تهران در دوره ناصری:
سید زین العابدین امام جمعه در سال ۱۲۶۱ هـ. ق به دنیا آمد. بعد از فوت میرزا ابوالقاسم تهرانی منصب امام جمعه ئی به پسر او میرزا زین العابدین رسید. اما چون سید زین العابدین در سن طفولیت بود، کفالت امور امام جمعه گی به عهده عموی او میرزا سید مرتضی تهرانی ملقب به صدرالعلماء گذاشته شد؛ و زمانی که به سن رشد رسید به فرمان ناصرالدین شاه در سال ۱۲۸۰ هـ. ق در سن ۲۱ سالگی امام جمعه تهران و ملقب به ظهیر الاسلام شد. سید از دوستان میرزای شیرازی بود.

وی ابتدا با دختر نظام الدوله به نام شکوه الدوله و خواهر بزرگ فخر الدوله (مادر دکتر امینی) ازدواج کرد اما بعد از مدتی همسرش مرحوم گشت و میرزا حسین خان سپهسالار که از معتمدین امام جمعه بود از ناصرالدین شاه درخواست کرد دختر بزرگش «ضیاء السلطنه» را به همسری میرزا سید زین العابدین درآورد، ناصرالدین شاه نیز با این پیشنهاد سپهسالار موافقت نمود، و دختر خود را به همسری امام جمعه تهران درآورد. ایشان در سال ۱۳۲۰ از طریق اروپا به مکه رفت و در هنگام ورود به مکه، والی شهر تا یک فرسخی از او استقبال نمود، این سفر یک سال و نیم طول کشید و در مراجعت در سن ۶۴ سالگی وفات نمود.

معیری می‌نویسد در سال ۱۲۸۸ هـ. ق که ناصرالدین شاه قصد زیارت امام رضا (ع) کرد، دوستعلی خان نظام الدوله معیرالممالک که همراه شاه بود بین راه به وبا مبتلا شد. معیرالممالک نذز کرد چنانچه از این مرض جان سالم بدر برد دختر خود ـ زهرا سلطان را ـ به همسری یکی از سادات درآورد. پس از اینکه وی به سلامت به تهران بازگشت و خبر نذر او در میان مردم پیچید، تنی چند از سادات برای خواستگاری دخترش به وی مراجعه کردند اما از این میان زهرا سلطان خانم نصیب سید میرزا زین العابدین امام جمعه شد. وی از زهرا سلطان خانم صاحب سه پسر و دو دختر شد. زهرا سلطان خانم پس از چندی از دنیا رفت. سید زین العابدین، ضیاء السلطنه ـ دختر ناصرالدین شاه ـ را به همسری درخواست کرد. امام جمعه از ضیاء السلطنه صاحب ۲ پسر و ۲ دختر شد. یکی از این دختران به نام شمس السلطنه به همسری دکتر محمد مصدق درآمد.
باسلام خدمت استاد ،درباره شرح حال میرزا زین العابدین امام جمعه عرض می شود شکوه الدوله دختر مظفرالدین شاه بود نه نظام الدوله ضمنا زن میرزا ابوالقاسم شد که پسر سید زین العابدین بود (با تشکر از آقای سید علی شهیدی).
اگر مرداد ماه زلزله درآید، اگر شب بود، باران و باد نیک بود و زراعت نیک بود و نرخ ارزان بود و اگر روز بود، شخصی از بزرگان بمیرد، و در شهر خراسان چون وقت بهار شود، پادشاهی برود و دیگری به جای او پادشاهی نشیند.
در احکام غریدن رعد: اگر فرودین ماه رعد آید آن سال زراعت بسیار بود، و نرخ ارزان بود، و سلامتی مردم مازندران بود، و در جرجان ایمنی بود. در جمله شهرها به خصوص مازندران اگر از دی ماه بود، آن سال زراعت نیک بود، و نرخ ارزان بود، و نعمت و میوه فراخ بود، و خوشدلی مردم بود، و در شهر خراسان قحطی و تنگی بود.
@historylibrary
جلسه هیئت امناء کتابخانه مجلس شاید سال 1389 شمسی
امروز 26 رجب روز درگذشت مرحوم باقر شریف قرشی از علمای نجف بود که بیشتر عمر خویش را در باره سیره امامان گذاشت. این یادداشت را چند سال پیش در باره ایشان نوشتم:

نخستین بار نام مرحوم باقر شریف القرشی (1344 ـ 26 رجب 1433ق) را روی کتابی که در باره زندگی امام مجتبی علیه السلام بود و مرحوم فخرالدین حجازی آن را ترجمه کرده و انتشارات بعثت چاپ کرده بود مشاهده کردم. اثری بود جامع و خواندنی و در فارسی کم مانند.
با سقوط صدام و در حالی که غبار از روی حوزه علمیه نجف کنار می رفت، چهره این مرد دانشمند بیشتر آشکار شد و آثار وی که اکنون شامل یک دوره زندگی پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع)، زندگی بسیاری از شخصیت ها از خاندان اهل بیت مانند عباس بن علی، زینب کبری و برخی دیگر بود، و همین طور چندین اثر تاریخی در حوزه تاریخ صدر اسلام بود، در دست رس قرار گرفت.
از میان کارهای ایشان که وی را به عنوان «مورخ تاریخ اهل بیت » می شناساند، مجموعه ای تحت عنوان موسوعة سیرة اهل البیت علیهم السلام در 40 مجلد توسط کتاب سال ولایت و با همت دوست ما آقای آیت الله معراجی در قم منتشر شد. کتابی که به حق، جایزه کتاب سال را در جمهوری اسلامی نصیب خود کرد.
اما آثار وی منحصر به این حوزه نبود. وی که اهل تأمل در تاریخ بود، نیک دریافته بود که شخصیت های دیگری هم هستند که باید روی آنها کار تاریخی صورت گیرد. اثری در باره عبدالله بن عمر، کتابی در باره متوکل و نقش وی در آن دوران، کتاب دیگری در باره معاویه، اثری در باره مختار و چندین کتاب در حوزه نظام اداری و حکومتی در اسلام، آثاری در حوزه اخلاق اجتماعی و فردی و نظام خانواده در اسلام نوشت.
توجه ویژه ایشان به زندگی حضرت خدیجه و فاطمه زهرا (س) و زینب کبری (س) و ام البنین نیز قابل توجه است به طوری در باره هر کدام از این زنان برجسته، کتابی مستقل دارد. همین طور کتابی در باره زن در اسلام، اثری ویژه در باره اخلاق پیامبر (ص)‌ و امامان و کتابی هم در باره حقوق بشر در اسلام دارد.
باید توجه داشت که این قبیل تألیفات در حوزه نجف سابقه داشت و وی در این باره، یکی از پیشگامان و در عین حال ادامه دهندگان این مسیر تألیفی با ارزش برای جامعه علمی شیعه بود.
آنچه از مجموع آثار وی بر می آید این است که اسلام را دینی برای زندگی کردن می دانست و بر این باور بود که باید از سیره نبوی و اهل بیت در این حوزه کمک گرفت. به همین دلیل با نگاهی به سیره آن بزرگواران می نگریست و مواد و تحلیل‌هایی را عرضه می کرد که بتواند نگاهی همه جانبه و فراگیر به حوزه اجتماعیات و سیاسیات و فردیات از دید ائمه داشته باشد و برای هدایت جامعه و حل معضلات آن راهکاری ارائه دهد.
حقیقت آن است که این روش تحقیق در عین حال که پژوهشی ـ اجتماعی و دینی بود، در آثار وی به خوبی دیده می شود و شاید به این جامعیت برای کمتر کسی در نجف یا قم یا لبنان این زمینه تألیف و گستره قابل توجه و مواد و تحلیل های قابل قبول پیش آمده باشد.
پیش از وی در حوزه تاریخ اهل بیت، مرحوم عبدالرزاق مقرم کارهای با ارزشی انجام داد، اما همان طور که اشاره شد، حوزه کاری مرحوم قرشی هم وسیع‌تر و هم اجتماعی‌تر بود.
توجه داریم که آثار تألیفی شیعه، به جز حوزه فقه که از گستردگی ویژه ای برخوردار است در زمینه های دیگر اندک و بیشتر برای اثبات درستی تشیع است، اما این که جامعه شیعه، مانند هر جامعه دینی دیگر، نیازمند به آثار تربیتی و اجتماعی و هدایتی است، امری است که باید به آن بیشتر توجه کرد و آثار مرحوم قرشی از این زاویه قابل تأمل بود. مقایسه علامه امینی با مرحوم باقر شریف قرشی این دو گرایش در تألیف را نشان می دهد و ضمن نیاز به هر دو، تفاوت آنها را نیز آشکار می کند. خدا بر درجات هر دوی این بزرگواران بیفزاید.
بسیاری از آثار مرحوم باقر شریف، از جمله آثاری که تحت عنوان حیات امامان نوشت، به فارسی درآمده و مورد پسند جامعه شیعه در ایران نیز قرار گرفته است. مسلما این توجه نشانگر آن است که آثار یاد شده کمتر مشابهی در فارسی داشته است.
ای کاش دوره کامل فارسی آن توسط یک ناشر مانند مجمع اهل بیت به صورت یک جا منتشر شده و در اختیار مردم قرار می گرفت.
ترجمه کامل انگلیسی دوره تاریخ اهل بیت (ع) نیز توسط انتشارات انصاریان چاپ و منتشر شده است.
در سالهای اخیر، رفت و آمد مرحوم قرشی به ایران فزونی یافت و ضمن آن که آقازاده ایشان در قم به تحصیل اشتغال داشت و زمینه رفت و آمد ایشان را فراهم می کرد، بارها از سوی مؤسسات مختلف از جمله کتاب سال ولایت، از مرحوم قرشی تقدیر شد.
این یکی از خوشبختی‌های قم این است که پس از سقوط صدام توانست با ایجاد ارتباط با این شخصیت‌ها بر غنای فرهنگ شیعی بیفزاید
26 رجب سالروز درگذشت استاد باقر شریف القرشی
ایمیل استاد مدرسی در وقت درگذشت مرحوم باقر شریف القرشی
صدیق مکرّم – الساعه از طریق ای میل یکی از آشنایان از درگذشت مرحوم شیخ باقر شریف قرشی آگاه شدم . یقیناً به اطلاع حضرت عالی هم رسیده است . خدایش بیامرزاد . به خاطر آوردم که در حدود سال 47 یا 48 سفری به ایران آمد و چند روزی در قم بود گویا به میزبانی مرحوم شیخ عباسعلی ادیب لاری مترجم یکی از آثار او که با دارالتبلیغ مرحوم آیت الله شریعتمداری مرتبط بود ولی از ارادتمندان امام هم بود و با مبارزان زاویه مهمی نداشت . شبی آن دو با برادر دیگرشیخ باقر که شیخ هادی نام داشت برای شام منزل ما بودند . پس از بازگشت نامه ای به عنوان تشکر برای من فرستاد که نمونه نامه یک داعیه بود . به گونه ای با کسی که آن زمان نوجوانی پرشوربیش نبود – و حالا هم پیری بی تحرک بیش نیست - سخن گفته بود که از یک سو مخاطب خود را در حد بالایی از حرمت و شخصیت می نشاند وهم زمان به صورت ناخودآگاه با هویت شیعی خود و چشم امیدی که مکتب به نوجوانان نسل نو داشت آشنا می کرد . آن چشم امید در مورد من بر در خیره ماند و آن آرزو برآورده نشد اما از آن نامه درس آموختم و خود نیز در زندگی کوشیدم افرادی را که در شرایط آن روز من بودند با همان روش تشویق و تشجیع کنم و شخصیت و روحیه دهم و گرامی دارم . به پاس این درس که از او آموختم همواره برای او احترام داشتم و می دانم که از امروز هم تا پایان عمر هر لحظه که آن تجربه را به یاد آورم برای او طلب مغفرت خواهم کرد .
آن نامه را همراه چند نامه دیگر از بزرگانی که بیشتر آنان تن به خاک تیره سپرده اند برادرم چند سال پیش در حین نقل کتابخانه به بنایی دیگر در یک پاکت در گوشه ای یافت که بدین گونه از آتشی که در سال 1368 همه مکاتبات پیشین مرا درکام خود کشید به کنار مانده بود . آن پاکت اکنون در آپارتمان تهران است . اگر این تابستان توفیق تجدید دیدار در تهران دست دهد یادآوری فرمایید که حضور عالی بدهم . برخی از آن نامه ها از جمله همین یک شاید برای جناب عالی جالب باشد .
خواستم به گفته بیهقی قلم را لختی در یاد او بگریانم .
ارادتمند : حسین مدرسی
یک چاپ بسیار نفیس و منقح از دیوان رسائل صابی (م 384) در دو مجلد از موسسه الفرقان جلد اول 640 صفحه و جلد دوم 834 صفحه.