Forwarded from Toos Bookshop کتابفروشی توس
مثنوی شهرآشوب وحيد قزوينی / محمدطاهر وحيد قزوينی / بهكوشش رسول جعفريان / چاپ اول ۱۳۹۷، نشر مورخ / قطع وزيری، ۲۲۹ صفحه، جلد سخت / ۴۵۰۰۰تومان
زیارت نامه پدر و پسر مجلسی... جالب (با تشکر از آقای خسرویان)
السلام علیکما یا باقری العلوم و کنزیها...
@historylibrary
السلام علیکما یا باقری العلوم و کنزیها...
@historylibrary
امشب که شب 13 ذی قعده است فی سنه 1219 بیست و هفت روز به عید نوروز می ماند، چله ها تمام شده است. هوا هم خیلی خوش است. باران می بارد با کمال شدت. هوا طوفانی است. خداوند به حق محمد و آل محمد بکارهای جمیع شیعیان خصوص این بنده گنهکار فرج خیری عطا فرماید و جمیع مسافرین سلامت فرماید، خصوص به حق علی بن ابی طالب علیه السلام سلامت فرماید جناب حاجی میرزا سلا! وهاب ندیم هم تشریف و جهت مشغولیت کتاب می خوانند، و این چند کلمه مسوده شد. یا علی مدد
@historylibrary
@historylibrary
آزاد نامه غلام فراخ چشم سیاه پلک گرجی
بارها نمونه هایی از آزاد نامه غلامان را از کتابهای منشآت منتشر کرده ام. امروز هم نمونه تازه ای دیدم. این موارد بیشتر برای تمرین نگارش متن برای کسانی است که کارهای حقوقی و دبیری می کردند. جایی به اشتباه، ایه را کلام نبوی دانسته که معلوم است خطاست.
فبعد، چون به نص صریح نبوی [الهی!] «و ما ادریک ما العقبةُ فکُّ رَقبةٍ» و خبر صریح مصطفوی که «من اعتق مؤمنا، أعتق الله بکل عضو منه عضوا من النار» و کلام صدق انجام ولیّ که «من اعتق مؤمنا کان له فدیة من جهنم»، فکّ رقاب مومنین و مومنات متضمن رفع درجات و مستلزم نجات از درکات است، آزاد کرد، و در سلک احرار درآورد، حضرت رفیع منزلت عمدة الافاخم و الاعاظم فلان ولد فلان، موازی یک نفر غلام سفید فام ضعیف اندام «مقبل» نام، میانه بالای، گشاده ابروی، فراخ چشم، سیاه پلک گرجی، در سن بیست سالگی تخمینا، قربةً الی الله و طلبا لمرضاته، ان تقبل الله منه بلطفه العمیم و جعله سببا لنجاته من عذاب الالیم.
فَعلی هذا الاعتاق الشرعی، «مقبل» مذکور را که عتیق و آزاد است، و رقبه اش که خالی از ربقه انقیاد، عنان اختیارش در قبضه اقتدارش، به هر جا که خواهد و اراده نماید رود، کسایر العُتقاء و الاحرار،
و هیچ وجه من الوجوه، احدی را بر او دعوی رقّیت و ادعای عبودیت نیست، پس اگر احیانا عتیق مذکور بر معتق مزبور که در سلک آزادی منتظم و در زمره احرار منسک است، بنفسه یا احدی من قبله دعوی نماید، دعوش ای لغو و لاطایل و از پله اعتبار ساقط خواهد بود، و حُرّر تلک الاحرف فی شهر فلان سنة فلان.
@historylibrary
بارها نمونه هایی از آزاد نامه غلامان را از کتابهای منشآت منتشر کرده ام. امروز هم نمونه تازه ای دیدم. این موارد بیشتر برای تمرین نگارش متن برای کسانی است که کارهای حقوقی و دبیری می کردند. جایی به اشتباه، ایه را کلام نبوی دانسته که معلوم است خطاست.
فبعد، چون به نص صریح نبوی [الهی!] «و ما ادریک ما العقبةُ فکُّ رَقبةٍ» و خبر صریح مصطفوی که «من اعتق مؤمنا، أعتق الله بکل عضو منه عضوا من النار» و کلام صدق انجام ولیّ که «من اعتق مؤمنا کان له فدیة من جهنم»، فکّ رقاب مومنین و مومنات متضمن رفع درجات و مستلزم نجات از درکات است، آزاد کرد، و در سلک احرار درآورد، حضرت رفیع منزلت عمدة الافاخم و الاعاظم فلان ولد فلان، موازی یک نفر غلام سفید فام ضعیف اندام «مقبل» نام، میانه بالای، گشاده ابروی، فراخ چشم، سیاه پلک گرجی، در سن بیست سالگی تخمینا، قربةً الی الله و طلبا لمرضاته، ان تقبل الله منه بلطفه العمیم و جعله سببا لنجاته من عذاب الالیم.
فَعلی هذا الاعتاق الشرعی، «مقبل» مذکور را که عتیق و آزاد است، و رقبه اش که خالی از ربقه انقیاد، عنان اختیارش در قبضه اقتدارش، به هر جا که خواهد و اراده نماید رود، کسایر العُتقاء و الاحرار،
و هیچ وجه من الوجوه، احدی را بر او دعوی رقّیت و ادعای عبودیت نیست، پس اگر احیانا عتیق مذکور بر معتق مزبور که در سلک آزادی منتظم و در زمره احرار منسک است، بنفسه یا احدی من قبله دعوی نماید، دعوش ای لغو و لاطایل و از پله اعتبار ساقط خواهد بود، و حُرّر تلک الاحرف فی شهر فلان سنة فلان.
@historylibrary