کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
16.5K subscribers
9.96K photos
175 videos
2.12K files
1.36K links
کانال رسمی کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
http://www.historylib.com/
http://www.sohalibrary.com/
https://ebookshia.com/
https://t.me/Ebookshia
Download Telegram
شهادت امام هادی علیه السلام تسلیت
شمسیه لندنیه سروده شده در لندن در سال 1879
بررسی مستندی است از مواضع حوزه نجف در باره تحولات سیاسی ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی. کار تازه و خوبی است.
@historylibrary
💠 گزارشی از وقايع سال قحطى و گرانى

❖ مرحوم آیت‌الله‌العظمی حاج سید احمد زنجانی در کتاب «الکلام یجرّ الکلام» در شرح احوال مردم زنجان در سال قحطی خانمان‌سوز سال1297و1298 شمسی، می‌نویسد: 🔻

📝 از آثار شوم منع زکات، قحطى است. حضرت رسول (صلّى‏الله‏عليه‏و‏آله‏) مى‏فرمايد كه: «همواره امّت من در خيرند، مادام كه به يكديگر خيانت نكنند و اداى امانت كنند و زكات بدهند؛ و اگر اين ها را نكنند، مبتلا به قحطى مى‏شوند». [کافی، ج2، ص604]
نگارنده، اسمى از قحطى سنه 1288ق(1250ش) شنيده بودم؛ ولى شدّت حمله و تندى باد و صرصر آن را نمى‏فهميدم كه به چه اندازه است؛ تا اينكه در سنه 1335ق(1297ش) و سنه 1336 در ايران، قحطى كه بروز كرد، تندباد آن را ديدم كه چه خانه‏ها را خراب كرد. نگارنده، اجمال گزارشات وطن خودم، زنجان را مى‏نويسم كه خودم ديده‏ام. از اينجا هم حال شهرهاى ديگر، به مقايسه معلوم مى‏شود.

▫️سال اوّل گرانى كه سنه 1335ق باشد، گرچه خشكى سال، تمامى كِشت را خشك و حاصل زراعت را محو و نابود كرد؛ ولى بقاياى سال سابق كه در زواياى انبارها بود، يك درجه تأمين ارزاق عمومى را نموده، نگذاشت مردم كشتار بدهند. آن سال گندم، بهاى يك خروارش، از شصت تومان تجاوز نكرد و حضرات ثروتمندان نيز اعانه جمع كرده، چند باب دكّان خبّازى تهيّه كردند. براى مردمان بى‏بضاعت سرشماره كرده، بليط دادند كه نان روزانه خودشان را از آن دكّان ها، از قرار مَنى دو قران و دو عبّاسى بگيرند؛ در حالتى كه نان آزاد، دو مقابل آن قيمت داشت.

ولى سال دوم گرانى كه سنه 1336 باشد كه باز خشك‏سالى شد و حاصل زراعت، به كلّى سوخت، بهاى گندم، رو به ترقّى گذاشت. تقريباً به يكصد و شصت هفتاد تومان رسيد. باز دكّاكين مساعده بودند؛ ولى غلّه به قدر كفايت نداشتند. قرار دادند كه به هر يك خروار آرد، مقدارى سيب زمينى داخل نمايند. چندى هم بدين‏منوال گذشت ولكن ديدند كه اين نان، در مردم توليد ناخوشى نمود. بنا گذاشتند كه به نسبت نان، سيب زمينى را جدا بدهند؛ تا در آخر امر، غلّه تمام شد.

▫️لشگر گرانى، با نيروى تمام حمله كرد، زمام اختيار از دست همه رفت. هر روز، صد نفر بلكه احصائيّه مرده‏ها در روز، به يكصد و سى رسيد. از خون ذبايح، يك قطره به زمين نمى‏ريخت؛ بلكه در ظرف ها گرفته، مى‏خوردند. استخوان خردكرده مى‏خوردند. در ميان سرگين، اگر دانه جو بود، جمع كرده، مى‏خوردند. در خارج شهر هم كسى، بچّه خود را كشته، خون و گوشتش را خورده بود.

خدا چنين روزگار را نياورد و تاريخ، چنين گفتار را ننگارد. روزگار خيلى سختى بود. اوائل سنه 1337 نيز حال بدين‏منوال بود تا اينكه حاصل به دست آمد، مضيقه بر طرف شد. عدّه متوفّات از گرسنگى، از اوّل شهر و دهات كه به شهر ريخته بودند، به موجب احصائيّه، به هيجده هزار نفر رسيد.

▫️يك مقدّمه در سال قبل، سنه 1334 اتّفاق افتاده بود كه آن هم بى‏نهايت تأثير در قحطى نمود. در جنگ بين المللى سابق، قشون و مملكت روسيّه، به مقدارى آذوقه محتاج شده بودند؛ محمّد ولي خان سپهدار كه بعد، ملقّب به لقب سپهسالارى گرديد تابع دولت روس بود، از جانب آن دولت، مأمور به تأمين آذوقه آن ها گرديد. او به جبر و اكراه، مالكين خمسه (زنجان) را وادار نمود كه سى هزار خروار گندم به او بدهند.
قيمت گندم، آن روز، خروارش، دوازده تومان بود؛ ولى آن ها از قرار چهارده تومان تسعير كردند. اين دو تومان فرق معامله، مالكين را راضى كرد كه بدون زحمت در اندك زمان، مقدار مذكور را به تحويل روسيّه دادند؛ و الّا، اگر آن گندم در خمسه موجود بود، سلاح مدافع بود؛ نمى‏گذاشت كه سپاه قحطى، اين قدر آسيب به اهالى خمسه بزند.

▫️الآن آن‌هائى كه بعد از سال گرانى، به عرصه وجود يا به مرحله ادراك قدم گذاشته‏اند، قدر نان را نمى‏دانند، و نمى‏دانند اين نان كه در خوردنش ناز مى‏كنند چه موقعيّتى دارد. آن‌ها به جاى خود، ماها كه آن روزگار را ديده و به اهمّيّت آن ايمان آورده‏ايم، هيچ آن را بوسيده، بالاى چشم مى‏گذاريم، احترام از آن مى‏كنيم، شكر معطى آن را به جاى مى‏آوريم؟! حاشا!
نگارنده در همان سال كه چند لقمه نان ـ اسماً نان بود، داراى چندين جور خليط ـ در سر سفره حاضر مى‏كردم، اوّل، سجده شكر به جا مى‏آوردم بعد، دست به سوى آن دراز مى‏كردم و مدّت‌ها هم بعد از بر طرف شدن غائله قحطى و فراوانى ارزاق، همين‏طور بودم؛ تا اينكه باز فراموش كردم. البتّه ماهى مادام كه در آب است، قدر را نمى‏داند. وقتى قدر آن را مى‏فهمد كه در خشكى تپيدن بگيرد!

👉@shobeiryzanJani
Forwarded from بایگانی
تجار، مشروطیت و دولت مدرن، سهیلا ترابی فارسانی، نشر تاریخ ایران، 1397
بها : 50000 تومان
کتاب «تجار، مشروطیت و دولت مدرن»، نوشته دکتر سهیلا فارسانی، پژوهشی است که به بررسی نقش تجار در انقلاب مشروطیت ایران و سال‌های پس از آن تا روی کار آمدن دولت پهلوی پرداخته است.

@nashretaarikh
Forwarded from بایگانی
اندرز به سلطان (نصحیت و سیاست در اسلام قرون میانه)، نگین یاوری، ترجمه‌ء محمد دهقان، نشر تاریخ ایران، 1397
بها : 50000 تومان

«کتاب اندرز به سلطان افق تازه‌ای است در بررسی سنت غنی و پیچیده اندیشه سیاسی، و گام تحقیقی ارزنده‌ای است که مبانی مشترکِ اهداف، ارزش‌ها، و نظام داوری اندیشهء سیاسی مدرن و اندیشهء اسلامی در قرون میانه را آشکار می‌کند.»
(اشتفان لدر، استاد مطالعات اسلامی، دانشگاه مارتین لوتر)


@nashretaarikh
تصویر جایگاه علماء و میهمانان در مراسم تاجگذاری سلطان احمد شاه قاجار
در تاریخ ۲۶ تا ۲۸ شعبان ۱۳۳۲

مندرج در جزوه سلطان احمد شاه قاجار

از منابع کتابخانه مسجد اعظم
@boroujerdilib
سی دی جدید تاریخ ایران از نور شاپ قابل دانلود است. روزهای آینده سی دی آن هم عرضه خواهد شد. در باره تفاوت این سی دی با نمونه قبلی و عناوین 73 کتاب حذف شده و البته افزایش بیش از 80 عنوان جدید به گزارش پایین مراجعه فرمایید. الان جمعا 282 عنوان در 402 جلد در این سی دی هست.
@historylibrary
Forwarded from هادی کریمی
💠نمایشگاه کتب قدیمی و عربی حوزه مطالعات زن و خانواده
🔹کتابخانه مرکز تحقیقات زن و خانواده
22 تا 25 اسفند از ساعت 8 صبح تا 6 عصر
🏢بلوار الغدیر، کوچه 10، پلاک 5، طبقه سوم
🔸این کتابها از کتابخانه تاریخ اسلام و ایران انتخاب شده و پس از اسکن، صحافی شده است.
🔸از مساعدت حجت‌الاسلام و المسلمین آقای جعفریان و همکاری صمیمانه جناب آقای اباذری تشکر فراوان داریم.
تولدش در یکشنبه 25 محرم 1078 دو ساعت از روز گذشته به وقت شهر تون [فردوس حالی] و این هم زایچه اش.
@historylibrary
کتاب فقه زیدی، شفاء الاوام، در کتابخانه شاه سلطان حسین صفوی، ضبط شده در تاریخ 1114 ق.
این هم وقف نامه شاه سلطان حسین برای همان کتاب فقهی پیشگفته.
ادامه وقف نامه همان کتاب
یک شاعر می خواهیم این جوری از ما تعریف بکند.
دو مقاله خوب از آقای دکتر عطائی نظری در باره راغب اصفهانی
عکس منتشر نشده از استاد شهریار در لباس سیادت از آرشیو دوست محقق جناب آقای فردار https://t.me/baz_in_che_shoresh_ast