Forwarded from کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران (Ras)
نامه ایرج افشار به ایرانشناسان
18 اسفند سالروز [1389] درگذشت ایرج افشار است، مردی وطن دوست که تمام زندگیش را وقف ایرانشناسی یعنی وطن شناسی کرد. این نامه زیبایی است که به پاس انتخابش توسط انجمن بین المللی مطالعات ایرانی، برای دریافت جایزه بهترین ایرانشناس، نوشته است.
طهران ـ تیرماه 1385
ایرانشناسان گرامی
از این که به لطف تصمیم گیرندگان انجمن بین المللی مطالعات ایرانی درخور دریافت جایزه دانسته شده ام، مفتخر و سپاسگزار و شرمنده ام
مفتخرم، به مناسبت این که مجمعی از برجستگان کنونی مطالعات ایرانی، کوشش های یک ایرانی در مباحث ایرانشناسی ـ یعنی وطن شناسی ـ را ارج گذاشته اند. طبعا این تصمیم مفهومش این است که آنچه در ایران انجام می شود، در نظر تیزبین پیوستگان به این رشته دور نمی ماند.
سپاسگزارم از این که نخستین جایزه به فردی داده می شود که از انفاس علمی و آثار ماندگار دانشمندان ناموری چون محمد قزوین، حسن تقی زاده، ابراهیم پورداود، احمد کسروی، بدیع زادگان، فروزانفر، عباس اقبال، سعید نفیسی، مجتبی مینوی و شاگردان دلسوز و شایسته آنها بهره وری یافته، و همچنین مورد راهنمایی و تشویق عده ای از ایرانشناسان برجسته جهان غرب بوده است.
اما شرمنده ام از این که به سبب «شرم حضور» نتوانستم در محفل گرامی فرهنگی شما باشم، و از لذّت دیدار و صحبت دوستان و همآوازان مخصوصا نسل جوان ایرانشناسی که چشم ما به درخشندگی آنها دوخته است، جانی تازه کنم و از تازه هایی که عرض می شود، آگاهی بیابم و فایده علمی ببرم.
تصویر نامه را پایین ملاحظه فرمایید: 👇👇
@UT_Central_Library
18 اسفند سالروز [1389] درگذشت ایرج افشار است، مردی وطن دوست که تمام زندگیش را وقف ایرانشناسی یعنی وطن شناسی کرد. این نامه زیبایی است که به پاس انتخابش توسط انجمن بین المللی مطالعات ایرانی، برای دریافت جایزه بهترین ایرانشناس، نوشته است.
طهران ـ تیرماه 1385
ایرانشناسان گرامی
از این که به لطف تصمیم گیرندگان انجمن بین المللی مطالعات ایرانی درخور دریافت جایزه دانسته شده ام، مفتخر و سپاسگزار و شرمنده ام
مفتخرم، به مناسبت این که مجمعی از برجستگان کنونی مطالعات ایرانی، کوشش های یک ایرانی در مباحث ایرانشناسی ـ یعنی وطن شناسی ـ را ارج گذاشته اند. طبعا این تصمیم مفهومش این است که آنچه در ایران انجام می شود، در نظر تیزبین پیوستگان به این رشته دور نمی ماند.
سپاسگزارم از این که نخستین جایزه به فردی داده می شود که از انفاس علمی و آثار ماندگار دانشمندان ناموری چون محمد قزوین، حسن تقی زاده، ابراهیم پورداود، احمد کسروی، بدیع زادگان، فروزانفر، عباس اقبال، سعید نفیسی، مجتبی مینوی و شاگردان دلسوز و شایسته آنها بهره وری یافته، و همچنین مورد راهنمایی و تشویق عده ای از ایرانشناسان برجسته جهان غرب بوده است.
اما شرمنده ام از این که به سبب «شرم حضور» نتوانستم در محفل گرامی فرهنگی شما باشم، و از لذّت دیدار و صحبت دوستان و همآوازان مخصوصا نسل جوان ایرانشناسی که چشم ما به درخشندگی آنها دوخته است، جانی تازه کنم و از تازه هایی که عرض می شود، آگاهی بیابم و فایده علمی ببرم.
تصویر نامه را پایین ملاحظه فرمایید: 👇👇
@UT_Central_Library
Forwarded from کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران (Ras)
نامه ایرج افشار به انجمن بین المللی مطالعات ایرانی در تیرماه 1385 (با تشکر از آقای مطلبی کاشانی).
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
Forwarded from کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران (Ras)
متن_کامل_نامه_ایرج_اشار_به_ایرانشناسان.pdf
250.6 KB
بررسی مستندی است از مواضع حوزه نجف در باره تحولات سیاسی ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی. کار تازه و خوبی است.
@historylibrary
@historylibrary
Forwarded from آیتاللهالعظمی شبیری زنجانی
💠 گزارشی از وقايع سال قحطى و گرانى
❖ مرحوم آیتاللهالعظمی حاج سید احمد زنجانی در کتاب «الکلام یجرّ الکلام» در شرح احوال مردم زنجان در سال قحطی خانمانسوز سال1297و1298 شمسی، مینویسد: 🔻
📝 از آثار شوم منع زکات، قحطى است. حضرت رسول (صلّىاللهعليهوآله) مىفرمايد كه: «همواره امّت من در خيرند، مادام كه به يكديگر خيانت نكنند و اداى امانت كنند و زكات بدهند؛ و اگر اين ها را نكنند، مبتلا به قحطى مىشوند». [کافی، ج2، ص604]
نگارنده، اسمى از قحطى سنه 1288ق(1250ش) شنيده بودم؛ ولى شدّت حمله و تندى باد و صرصر آن را نمىفهميدم كه به چه اندازه است؛ تا اينكه در سنه 1335ق(1297ش) و سنه 1336 در ايران، قحطى كه بروز كرد، تندباد آن را ديدم كه چه خانهها را خراب كرد. نگارنده، اجمال گزارشات وطن خودم، زنجان را مىنويسم كه خودم ديدهام. از اينجا هم حال شهرهاى ديگر، به مقايسه معلوم مىشود.
▫️سال اوّل گرانى كه سنه 1335ق باشد، گرچه خشكى سال، تمامى كِشت را خشك و حاصل زراعت را محو و نابود كرد؛ ولى بقاياى سال سابق كه در زواياى انبارها بود، يك درجه تأمين ارزاق عمومى را نموده، نگذاشت مردم كشتار بدهند. آن سال گندم، بهاى يك خروارش، از شصت تومان تجاوز نكرد و حضرات ثروتمندان نيز اعانه جمع كرده، چند باب دكّان خبّازى تهيّه كردند. براى مردمان بىبضاعت سرشماره كرده، بليط دادند كه نان روزانه خودشان را از آن دكّان ها، از قرار مَنى دو قران و دو عبّاسى بگيرند؛ در حالتى كه نان آزاد، دو مقابل آن قيمت داشت.
ولى سال دوم گرانى كه سنه 1336 باشد كه باز خشكسالى شد و حاصل زراعت، به كلّى سوخت، بهاى گندم، رو به ترقّى گذاشت. تقريباً به يكصد و شصت هفتاد تومان رسيد. باز دكّاكين مساعده بودند؛ ولى غلّه به قدر كفايت نداشتند. قرار دادند كه به هر يك خروار آرد، مقدارى سيب زمينى داخل نمايند. چندى هم بدينمنوال گذشت ولكن ديدند كه اين نان، در مردم توليد ناخوشى نمود. بنا گذاشتند كه به نسبت نان، سيب زمينى را جدا بدهند؛ تا در آخر امر، غلّه تمام شد.
▫️لشگر گرانى، با نيروى تمام حمله كرد، زمام اختيار از دست همه رفت. هر روز، صد نفر بلكه احصائيّه مردهها در روز، به يكصد و سى رسيد. از خون ذبايح، يك قطره به زمين نمىريخت؛ بلكه در ظرف ها گرفته، مىخوردند. استخوان خردكرده مىخوردند. در ميان سرگين، اگر دانه جو بود، جمع كرده، مىخوردند. در خارج شهر هم كسى، بچّه خود را كشته، خون و گوشتش را خورده بود.
خدا چنين روزگار را نياورد و تاريخ، چنين گفتار را ننگارد. روزگار خيلى سختى بود. اوائل سنه 1337 نيز حال بدينمنوال بود تا اينكه حاصل به دست آمد، مضيقه بر طرف شد. عدّه متوفّات از گرسنگى، از اوّل شهر و دهات كه به شهر ريخته بودند، به موجب احصائيّه، به هيجده هزار نفر رسيد.
▫️يك مقدّمه در سال قبل، سنه 1334 اتّفاق افتاده بود كه آن هم بىنهايت تأثير در قحطى نمود. در جنگ بين المللى سابق، قشون و مملكت روسيّه، به مقدارى آذوقه محتاج شده بودند؛ محمّد ولي خان سپهدار كه بعد، ملقّب به لقب سپهسالارى گرديد تابع دولت روس بود، از جانب آن دولت، مأمور به تأمين آذوقه آن ها گرديد. او به جبر و اكراه، مالكين خمسه (زنجان) را وادار نمود كه سى هزار خروار گندم به او بدهند.
قيمت گندم، آن روز، خروارش، دوازده تومان بود؛ ولى آن ها از قرار چهارده تومان تسعير كردند. اين دو تومان فرق معامله، مالكين را راضى كرد كه بدون زحمت در اندك زمان، مقدار مذكور را به تحويل روسيّه دادند؛ و الّا، اگر آن گندم در خمسه موجود بود، سلاح مدافع بود؛ نمىگذاشت كه سپاه قحطى، اين قدر آسيب به اهالى خمسه بزند.
▫️الآن آنهائى كه بعد از سال گرانى، به عرصه وجود يا به مرحله ادراك قدم گذاشتهاند، قدر نان را نمىدانند، و نمىدانند اين نان كه در خوردنش ناز مىكنند چه موقعيّتى دارد. آنها به جاى خود، ماها كه آن روزگار را ديده و به اهمّيّت آن ايمان آوردهايم، هيچ آن را بوسيده، بالاى چشم مىگذاريم، احترام از آن مىكنيم، شكر معطى آن را به جاى مىآوريم؟! حاشا!
نگارنده در همان سال كه چند لقمه نان ـ اسماً نان بود، داراى چندين جور خليط ـ در سر سفره حاضر مىكردم، اوّل، سجده شكر به جا مىآوردم بعد، دست به سوى آن دراز مىكردم و مدّتها هم بعد از بر طرف شدن غائله قحطى و فراوانى ارزاق، همينطور بودم؛ تا اينكه باز فراموش كردم. البتّه ماهى مادام كه در آب است، قدر را نمىداند. وقتى قدر آن را مىفهمد كه در خشكى تپيدن بگيرد!
👉@shobeiryzanJani
❖ مرحوم آیتاللهالعظمی حاج سید احمد زنجانی در کتاب «الکلام یجرّ الکلام» در شرح احوال مردم زنجان در سال قحطی خانمانسوز سال1297و1298 شمسی، مینویسد: 🔻
📝 از آثار شوم منع زکات، قحطى است. حضرت رسول (صلّىاللهعليهوآله) مىفرمايد كه: «همواره امّت من در خيرند، مادام كه به يكديگر خيانت نكنند و اداى امانت كنند و زكات بدهند؛ و اگر اين ها را نكنند، مبتلا به قحطى مىشوند». [کافی، ج2، ص604]
نگارنده، اسمى از قحطى سنه 1288ق(1250ش) شنيده بودم؛ ولى شدّت حمله و تندى باد و صرصر آن را نمىفهميدم كه به چه اندازه است؛ تا اينكه در سنه 1335ق(1297ش) و سنه 1336 در ايران، قحطى كه بروز كرد، تندباد آن را ديدم كه چه خانهها را خراب كرد. نگارنده، اجمال گزارشات وطن خودم، زنجان را مىنويسم كه خودم ديدهام. از اينجا هم حال شهرهاى ديگر، به مقايسه معلوم مىشود.
▫️سال اوّل گرانى كه سنه 1335ق باشد، گرچه خشكى سال، تمامى كِشت را خشك و حاصل زراعت را محو و نابود كرد؛ ولى بقاياى سال سابق كه در زواياى انبارها بود، يك درجه تأمين ارزاق عمومى را نموده، نگذاشت مردم كشتار بدهند. آن سال گندم، بهاى يك خروارش، از شصت تومان تجاوز نكرد و حضرات ثروتمندان نيز اعانه جمع كرده، چند باب دكّان خبّازى تهيّه كردند. براى مردمان بىبضاعت سرشماره كرده، بليط دادند كه نان روزانه خودشان را از آن دكّان ها، از قرار مَنى دو قران و دو عبّاسى بگيرند؛ در حالتى كه نان آزاد، دو مقابل آن قيمت داشت.
ولى سال دوم گرانى كه سنه 1336 باشد كه باز خشكسالى شد و حاصل زراعت، به كلّى سوخت، بهاى گندم، رو به ترقّى گذاشت. تقريباً به يكصد و شصت هفتاد تومان رسيد. باز دكّاكين مساعده بودند؛ ولى غلّه به قدر كفايت نداشتند. قرار دادند كه به هر يك خروار آرد، مقدارى سيب زمينى داخل نمايند. چندى هم بدينمنوال گذشت ولكن ديدند كه اين نان، در مردم توليد ناخوشى نمود. بنا گذاشتند كه به نسبت نان، سيب زمينى را جدا بدهند؛ تا در آخر امر، غلّه تمام شد.
▫️لشگر گرانى، با نيروى تمام حمله كرد، زمام اختيار از دست همه رفت. هر روز، صد نفر بلكه احصائيّه مردهها در روز، به يكصد و سى رسيد. از خون ذبايح، يك قطره به زمين نمىريخت؛ بلكه در ظرف ها گرفته، مىخوردند. استخوان خردكرده مىخوردند. در ميان سرگين، اگر دانه جو بود، جمع كرده، مىخوردند. در خارج شهر هم كسى، بچّه خود را كشته، خون و گوشتش را خورده بود.
خدا چنين روزگار را نياورد و تاريخ، چنين گفتار را ننگارد. روزگار خيلى سختى بود. اوائل سنه 1337 نيز حال بدينمنوال بود تا اينكه حاصل به دست آمد، مضيقه بر طرف شد. عدّه متوفّات از گرسنگى، از اوّل شهر و دهات كه به شهر ريخته بودند، به موجب احصائيّه، به هيجده هزار نفر رسيد.
▫️يك مقدّمه در سال قبل، سنه 1334 اتّفاق افتاده بود كه آن هم بىنهايت تأثير در قحطى نمود. در جنگ بين المللى سابق، قشون و مملكت روسيّه، به مقدارى آذوقه محتاج شده بودند؛ محمّد ولي خان سپهدار كه بعد، ملقّب به لقب سپهسالارى گرديد تابع دولت روس بود، از جانب آن دولت، مأمور به تأمين آذوقه آن ها گرديد. او به جبر و اكراه، مالكين خمسه (زنجان) را وادار نمود كه سى هزار خروار گندم به او بدهند.
قيمت گندم، آن روز، خروارش، دوازده تومان بود؛ ولى آن ها از قرار چهارده تومان تسعير كردند. اين دو تومان فرق معامله، مالكين را راضى كرد كه بدون زحمت در اندك زمان، مقدار مذكور را به تحويل روسيّه دادند؛ و الّا، اگر آن گندم در خمسه موجود بود، سلاح مدافع بود؛ نمىگذاشت كه سپاه قحطى، اين قدر آسيب به اهالى خمسه بزند.
▫️الآن آنهائى كه بعد از سال گرانى، به عرصه وجود يا به مرحله ادراك قدم گذاشتهاند، قدر نان را نمىدانند، و نمىدانند اين نان كه در خوردنش ناز مىكنند چه موقعيّتى دارد. آنها به جاى خود، ماها كه آن روزگار را ديده و به اهمّيّت آن ايمان آوردهايم، هيچ آن را بوسيده، بالاى چشم مىگذاريم، احترام از آن مىكنيم، شكر معطى آن را به جاى مىآوريم؟! حاشا!
نگارنده در همان سال كه چند لقمه نان ـ اسماً نان بود، داراى چندين جور خليط ـ در سر سفره حاضر مىكردم، اوّل، سجده شكر به جا مىآوردم بعد، دست به سوى آن دراز مىكردم و مدّتها هم بعد از بر طرف شدن غائله قحطى و فراوانى ارزاق، همينطور بودم؛ تا اينكه باز فراموش كردم. البتّه ماهى مادام كه در آب است، قدر را نمىداند. وقتى قدر آن را مىفهمد كه در خشكى تپيدن بگيرد!
👉@shobeiryzanJani
Forwarded from بایگانی
تجار، مشروطیت و دولت مدرن، سهیلا ترابی فارسانی، نشر تاریخ ایران، 1397
بها : 50000 تومان
کتاب «تجار، مشروطیت و دولت مدرن»، نوشته دکتر سهیلا فارسانی، پژوهشی است که به بررسی نقش تجار در انقلاب مشروطیت ایران و سالهای پس از آن تا روی کار آمدن دولت پهلوی پرداخته است.
@nashretaarikh
بها : 50000 تومان
کتاب «تجار، مشروطیت و دولت مدرن»، نوشته دکتر سهیلا فارسانی، پژوهشی است که به بررسی نقش تجار در انقلاب مشروطیت ایران و سالهای پس از آن تا روی کار آمدن دولت پهلوی پرداخته است.
@nashretaarikh
Forwarded from بایگانی
اندرز به سلطان (نصحیت و سیاست در اسلام قرون میانه)، نگین یاوری، ترجمهء محمد دهقان، نشر تاریخ ایران، 1397
بها : 50000 تومان
«کتاب اندرز به سلطان افق تازهای است در بررسی سنت غنی و پیچیده اندیشه سیاسی، و گام تحقیقی ارزندهای است که مبانی مشترکِ اهداف، ارزشها، و نظام داوری اندیشهء سیاسی مدرن و اندیشهء اسلامی در قرون میانه را آشکار میکند.»
(اشتفان لدر، استاد مطالعات اسلامی، دانشگاه مارتین لوتر)
@nashretaarikh
بها : 50000 تومان
«کتاب اندرز به سلطان افق تازهای است در بررسی سنت غنی و پیچیده اندیشه سیاسی، و گام تحقیقی ارزندهای است که مبانی مشترکِ اهداف، ارزشها، و نظام داوری اندیشهء سیاسی مدرن و اندیشهء اسلامی در قرون میانه را آشکار میکند.»
(اشتفان لدر، استاد مطالعات اسلامی، دانشگاه مارتین لوتر)
@nashretaarikh
Forwarded from کتابخانه آیت الله العظمی بروجردی ( کتابخانه مسجد اعظم قم)
تصویر جایگاه علماء و میهمانان در مراسم تاجگذاری سلطان احمد شاه قاجار
در تاریخ ۲۶ تا ۲۸ شعبان ۱۳۳۲
مندرج در جزوه سلطان احمد شاه قاجار
از منابع کتابخانه مسجد اعظم
@boroujerdilib
در تاریخ ۲۶ تا ۲۸ شعبان ۱۳۳۲
مندرج در جزوه سلطان احمد شاه قاجار
از منابع کتابخانه مسجد اعظم
@boroujerdilib
سی دی جدید تاریخ ایران از نور شاپ قابل دانلود است. روزهای آینده سی دی آن هم عرضه خواهد شد. در باره تفاوت این سی دی با نمونه قبلی و عناوین 73 کتاب حذف شده و البته افزایش بیش از 80 عنوان جدید به گزارش پایین مراجعه فرمایید. الان جمعا 282 عنوان در 402 جلد در این سی دی هست.
@historylibrary
@historylibrary
در باره سی دی جدید تاریخ ایران.docx
25.5 KB
historylibrary