کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
16.4K subscribers
9.96K photos
175 videos
2.12K files
1.36K links
کانال رسمی کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
http://www.historylib.com/
http://www.sohalibrary.com/
https://ebookshia.com/
https://t.me/Ebookshia
Download Telegram
از این اتفاقات نادر در تهران هم می افتاده است. خبری از 140 سال پیش
اندر فضایل ماست [چه خط زیبایی!]
هر که گوید که بود خوبتر از ماست هلیم
گرچه او را بکشم نیست چو من مرد حلیم
نیست اندر همه آفاق یکی مرد کریم
تا به من ماست کند هرچه که خواهم تسلیم
ماست هر وقت به مجموعه کند عزم نشست
هست واجب که همه جمع کنندش تعظیم
کاسه ی ماست اگر جای ندارد در خوان
بگذاریدش بر دیده ی این عبد اثیم
ماست را با نمک نرم بباید خوردن
ای که ریزی تو در او شیره، نه ای مرد حکیم
هر که از ماست کند منع مرا در نظرم
همه گر حور بهشت است بود دیو رجیم
چه تمتع ز نگاری که دهن میم بود
من به قربان نگاری که سرش باشد میم
با لبو ماست شبی خوردم و دل درد آورد
روح را صحبت ناجنس عذابیست الیم
بنشینند خورش های دگر چون با ماست
ادب آن است که یک زرع گذارند حریم
بهر اعلان، غزل خویش بکن چاپ چو کنت
جنّتا چند زنی طبل نهان زیر گلیم
[در بیت آخر از کنت رئیس نظمیه یاد شده که اعلانهایش را چاپ می کرد]
@historylibrary
بدهی یک خوراسگانی به صاحب این عریضه

عریضه
عرضه داشت کمترین، بذروه عرض عالی می رساند
که این جانب مبلغی به موجب حجت شرعی از آقا محمد خلف آقا عابد خوراسگانی طلب دارم و در دادن وجه مزبور تعلل و مضایقه می نماید. استدعا آن که بعد از حضور طرفین و رسیدن به حقیقت مراتب معروضه حکم شرعی او را جاری سازند که احقاق حق بشود و حق به من له الحق عاید گردد که عندالله و عند رسوله ضایع! نخواهد شد.
@historylibrary
تاریخ جنگهای حضرت رسول ... با مشرکین و سیار قبایل عرب بنا به فرمایش جناب آريالای ظهیری معلم تاریخ و جغرافی کالج البرز تهران به کوشش محصل کلاس چهارم ادبی بهمن اسعد ... مورخه سی ام بهمن 1315
@historylibrary
ملفوفه به تاریخ شهر شعبان المعظم ۱۳۰۳
خطاب به جناب میرزا محمدعلی متولی باشی سرکار فیض آثار، عالیجناب اشرف الحاج حاجی میرزا عبدالرحیم امین کتابخانه مقدسه حضرت رضا علیه الآف التحیه و الثناء، سالهاست در جزو خدّام آن حضرت مشغول خدمت است، چون حقوق خدمتگزاری و دعاگوئی مشارالیه منظور نظر است، لهذا به صدور این ملفوفه عنایت مالوفه مقرر می فرمائیم که باید آن چاکر، رعایت مشارالیه ملاحظه کرده در امر خادمی او که سابق اختلالی رو داده بود، اصلاح کرده، کماکان او را در سر شغل و خدمت قدیم خود برقرار و آسوده دارد بر حسب المقرر مرتب دارد.
@historylibrary
کارخانه های نساجی ایران در دوره صفوی به روایت شاردن
حقيقت اينست كه صنعت نساجى نخى و پشمى ايران كه شامل پشم و كرك گوسفند و شتر مى‏باشد پيشرفت كلى يافته است. مخصوصا در صنعت توليد ابريشم و بافتن پارچه‏هاى ابريشمين موفقيتهاى عظيمى نصيبشان شده است، و كارخانه‏هاى بزرگ و مجهزى به كار انداخته‏اند. هنرمندان و متخصصان ابريشم‏كارى بتخصيص در اين رشته دستگاههاى ريسندگى و بافندگى و دوكها و چرخهايى اختراع كرده‏اند كه با ماشينها و ابزار و آلاتى كه ما در اين صنعت به كار مى‏بريم رقابت مى‏كنند. ايرانيان هر سال مقدار زيادى ابريشم به خارج صادر مى‏كنند، و چون به وزن مى‏فروشند پيش از توزين، ابريشم خام را مدتى در جايى مرطوب نگه مى‏دارند، و گاهى نيز روى آنها آب مى‏پاشند تا سنگين‏تر شوند. آن‏گاه در كيسه‏هاى چرمين جاى مى‏دهند و براى صدور آماده مى‏كنند.
@jafarian1964
تازه ترین کتابی که نشر مورخ چاپ کرده. اثری فلسفی، اعتقادی، ادبی و روایی از تاجر معروف میرزا محمد طهرانی. این اثر را دوست دانشمند جناب دکتر علی قیصری با همکاری آقای علیرضا اباذری تصحیح کرده اند. کتاب در 424 صفحه منتشر شده است. (در تهران از توس می شود تهیه کرد).
@historylibrary
سندی در باره چگونگی نامه نوشتن به پادشاه پرتغال توسط شاه سلطان حسین در سال 1107 هجری قمری.
@historylibrary
یا رب ز باد فتنه نگهدار خاک پارس
شرح حال منظوم حضرت زهرا (س).rar
26.2 MB
دستنوشته ای منظوم از شیخ محمد تقی بهلول است. شاید کسی بتواند و علاقه مند باشد آن را احیا کند. البته باید دید جایی منتشر نشده باشد.
@historylibrary
Forwarded from دبیرخانه همایش بعثت انقلاب اسلامی
4_5947172856071718445.pdf
1.5 MB
چکیده مقالات همایش ملّی بعثت انقلاب اسلامی
به اهتمام و زیر نظر: مجتبی سلطانی احمدی و رحیم نیکبخت
نشر مورخان، ۱۳۹۷
شعری از امیری فیروز کوهی در رثای سپهبد فرج الله آق اولی، رئیس انجمن آثار ملی. بانی انتشار بسیاری از پژوهشهای مهم در حوزه تاریخ و جغرافیای ایران.
@historylibrary
شعر اسماعیل امیرخیزی در رثای علامه محمد قزوینی
علامه محمد قزوینی در ششم خرداد 1328 درگذشت، دانشمندی بزرگ و یگانه که از اسطوره های تحقیق و پژوهش در ایران بود. مردی که هم میراث کهن را خوب می شناخت و هم روش های تحقیق و تدقیق جدید را خوب می دانست. در میان تصاویر نسخه ها، به دفتری از اشعار اسماعیل امیرخیزی (م 27 بهمن 1344) برخوردم که یکی از آن اشعار، عنوان «مرثیت و تاریخ وفات مرحوم علامه محمد قزوینی» داشت. امیرخیزی به دلیل نقشی که در حوادث مشروطه دارد، بویژه به عنوان منشی ستارخان، و نیز همراهیش با خیابانی، شناخته شده است. آثاری هم از منتشر شده، اما چنان که در شرح حالش آمده، بیشتر اشعارش در مجله ارمغان انتشار یافته است. شعر وی در باره قزوینی ـ شاید در همانجا منتشر شده ـ چهار بیتش در «نثر دوره قاجار» ص 361 آمده است، هر چند در آن کتاب، به اشتباه تاریخ درگذشت قزوینی 1326 نوشته شده است! شعر امیرخیزی در باره قزوینی شامل 23 بیت است و از دستکاری که روی آن شده، پیداست که نسخه اصل خود امیرخیزی است. چندین بیت و مصرع خط خورده و به گونه ای دیگر نوشته شده است. آخرین بیت، ماده تاریخ درگذشت قزوینی است که «هو الغفور» در آورده است. این اشعار چهار روز پس از درگذشت وی، یعنی در دهم خرداد 1328 سروده شده است. کتابهای مرحوم قزوینی به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران انتقال یافته و در حال حاضر در آنجا نگهداری می شود.
هو الغفور
بشکست سنگ حادثه روزگار کور [در حاشیه: بشکست سنگ کینه چرخ از سر غرور]
آن ساغری که بود پر از باده طهور
آدینه روز ششم خرداد نیمه شب
شد زیر ابر تیره نهان تابناک هور
زین ناگوار حادثه و سوگ جان گزای
شد بر فلک ز پیر و جوان ناله و شور
ماتمسرای غم شد و کاشانه عزا
هر جا که بود بزم سرور و سرای سور
آوخ از آن کفایه ادیب بزرگوار
کز رفتنش برفت ز دل شادی و جسور
سالار کاروان ادب رهنمای فضل
قزوینی آن محمد عبدالوهاب پور
مجموعه فضائل و گنجینه ادب
علامه محقق و داننده ی فکور
دانا و ستوده خصال و کریم طبع
فرخنده رای و پاک درون شاکر و صبور
چون ابر فیض بخش و چو خورشید نوربخش
چون عقل فرّ خجسته و چون عشق پر ز شور
علامه ای که بود بیان بدیع وی
بر پیروان علم و ادب مایه ی سرور
ماهند گر جهان به مثَل، او بُد آفتاب [در حاشیه: دانشوران چو ماه و محمد چو آفتاب]
آری ز آفتاب کند ماه کسب نور
شرح مقام شامخ استاد و نظم من
خود داستان کندن کوه است و جنگ؟ مور
ای آسمان نگون شودَت طاق نیلگون
در خرگهت پدید شود آیت فتور
با مردمان نیک جهانت جفا ز چیست
اما تو را نَه شفت در غم است، و نی شعور[حاشیه: اما تو را نَه رحم بکار است و نی شعور]
آزادگان ز دست تو دارند شکوه ها
از روز آفرینش تا ساعت نشور
یا رب چه شد که بلبل سرای گلستان
دیگر نمی کند به سوی گلستان عبور
پنجاه سال بیش همی خواند خلق را
نزدیک خویش از جرگه؟ رفت خود به دور
پوشید چشم از همه یاران و دوستان
شد زی حریم قدس به خلوتگه حضور
یک دشت از جهان و ازو ماند یادگار
پس نامه های نو چو داود از زبور
سوز فراق بین که دل داغ دیده را
آتش همی رود به سر از سینه چون تنور
دیوانه وار دامن صحرا گرفتمی
کردی اگر خیال چیستیم به دل خطور
اکنون به ماتمش رود از دیده سیل خون
در خون دل همی زنم این نقش بر سطور
تاریخ سال مرگش پرسیدم از خرد
ناگه ندا رسید ز هاتف «هو الغفور»
تهران 10 خرداد 1328
@historylibrary
شعر امیرخیزی در باره علامه قزوینی. متن را بالا ملاحظه فرمایید.
@historylibrary
کلاس درس کودکان در قرون میانه اسلامی و چگونگی تدریس خواندن به آنان از روی لوح ها