کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
16.5K subscribers
9.95K photos
175 videos
2.12K files
1.35K links
کانال رسمی کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
http://www.historylib.com/
http://www.sohalibrary.com/
https://ebookshia.com/
https://t.me/Ebookshia
Download Telegram
خاتمه نسخه حلیة الاولیاء ابونعیم اصفهانی مورخ 595:
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد خاتم النبیین و علی آله الطیبین الطاهرین و علی اصحابه المنتجبین و علی ازواجه الطاهرات امهات المؤمنین، و سلم تسلیما کثیرا الی یوم الدین، و حسبنا الله و نعم الوکیل، نفع الله به مالکه و ختم له بخیر و الجمیع المسلمین آمین. و وافق الفراغ من نسخه یوم الاحد سابع و عشرین شوال من شهور سنة خمس و تسعین و خمس مایه من الهجرة النبویة. کتبه العبد الفقیر الی رحمة ربه بیان بن عبدالملک بن بیان بن محمد الحنفی غفر الله له و لوالدیه و لجمیع المسلم. آمین.
@Historylibrary
امامزاده ابوالعباس از امامزاده های معتبر اصفهان است و نسب او بر اساس دو سنگنبشته به حضرت ابوالفضل العباس می رسد. متن این سنگها را در کتاب «خورشید جی» آورده ام. مثل همه امامزاده های دیگر، قبرستانی کنارش دارد. حالا که آن را خیلی شکیل ساخته اند، طبعا قبرهای داخل و بیرون آن قیمت های متفاوت دارد. در سالهای اخیر که اجازه دفن در تخت فولاد را ـ جز به ندرت ـ نمی دهند، برخی علاقه مند هستند در این امامزاده دفن شوند. طی سه دهه اخیر، شماری از علمای شهر در آنجا دفن شده اند که از آن جمله برادران امامی آیات حسن و احمد امامی هستند. برخی از فامیل سببی بنده هم از جمله مرحوم حاج شیخ مرتضی فقیهی و فرزندش حاج شیخ جواد فقیهی و فرزند دیگر که مادر عیال بنده است، آنجا دفن هستند. این کتاب فهرستی از مدفونین آنجاست که بیشتر روحانی و شماری هم از افراد شناخته شده هستند. البته که خوراسگان، چند امامزاده دیگر هم دارد. یکی امامزاده اسحاق که پدر و برادرم آنجا دفن هستند و دیگری امامزاده محمد باقر در خیادان، که مادرم آنجا آرمیده است. خداوند در این شب عید، رفتگان از اهل ایمان را بیامرزاد. @Historylibrary
Forwarded from میر،غوغا
ليتوگرافی منظومه ای با تمثال مظفرالدين شاه به خط محمد حسين سيفی قزوينی مشهور به عماد الکتاب .
أخبار النساء.PDF
11.3 MB
کتاب «أخبار النساء»، تألیف امیر اسامة‌بن منقذ الكنانی، اثری ادبی - تاریخیِ قابل توجهی است که مجموعه‌ای از نوادر و حکایات درباره زنان، فضایل و اوصاف آنان را در بر دارد.
این اثر در سال ۲۰۲۴، برای نخستین‌بار بر اساس نسخه‌ای منحصر به‌فرد که از افغانستان و پاکستان به مرکز ملک فیصل منتقل شده بود، از سوی رشید الخیون تصحیح و منتشر گردید.
نثر روان و ارائه اطلاعات ارزشمندِ دانشنامه‌ای و تاریخی، از برجسته‌ترین ویژگی‌های این کتاب به شمار می‌رود.
این کتاب، سال گذشته از نمایشگاه شارجه برای کتابخانه تهیه شد.
https://t.me/rasullib
فناوری اطلاعات و ارتباطات
موسسه آل البیت لإحياء التراث
با همکاری کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران و کتابخانه تخصصی ادبیات
برگزار می کند :

*دوره تخصصی سازماندهی*
*فهرست نویسی و رده بندی کنگره*
مدرس دوره : استاد مصطفی محفوظی

🔗 ثبت نام از طریق لینک زیر :
https://learning.aictnet.ir/congress-1404/

📆 تاریخ برگزاری متعاقباً اعلام خواهد شد.
ساعات برگزاری کلاس ها از 18:00 لغایت 20:00 روز های فرد می باشد.

🏬مکان برگزاری : قم ـ خیابان شهید فاطمی (دورشهر) ـ کوی 30 ـ نبش کوی 5 ـ پلاک 67 ساختمان یاس ـ طبقه سوم.
شماره جدید میراث شهاب حاوی مقالات بسیار خوبی است.
یادداشت های نسخه پژ وهی از آقای جزینی، سفرنامه مکه از سال 1307 تصحیح علی اکبر صفری، یادداشت های هفتاد ساله ایرانیان در دفتر یادبود کتابخانه دانشگاه اسلامی علیگر هند از غلامعلی حداد عادل، و شماری مقاله دیگر خواندنی در این شماره آمده است.
@Historylibrary
تبدیل یک شجره نامه چهل متری به یک کتاب دو جلدی ـ متن با تعلیقات
کتاب نُزهة العیون و نهایة الفنون اثر محمد بن ناصر بن حسن بن علی بن طاهر اقطع رودرآوردی حسنی اصفهانی ـ از علمای قرن ششم هجری ـ است که همراه با تشجیرات و اضافات سید حیدر بن تاج الدین عریضی یزدی و با تصحیح شیخ محمد مهدی بحر العلوم گیلانی، در دو مجلد (720 + 549) ص منتشر شده است. متن کتاب 150 صفحه و بقیه مطالب تعلیقات مصحح است. این اثر، که در اصل یک شجره نامه چهل متری بوده است، حاوی اطلاعات ارزشمندی در باره انساب سادات، بویژه سادات اصفهان و یزد و خاندان عریضی یزد است به باور مصحح انگیزه نگارش این کتاب توسط ابوطاهر الرودرآوردی، نقد کتاب منتقلة الطالبیه ابن طباطبا بوده و تلاش کرده است خاندان هایی از سادات را که او در نسب آنان ـ از روی انگیزه های خاص ـ تردید کرده، اثبات کند. بنابر این، این متن ناظر به منتقلة الطالبیه نوشته شده است. مصحح پنجاه صفحه نخست کتاب را به شرح حال نویسنده پرداخته و از نقش وی در علم انساب سادات و توجه او به متون مشابه در این دوره سخن گفته است. کتاب نزهة العیون مانند دیگر آثار مشابه، نسب نامه های خاندانی سادات است، اما در لابلای آنها اطلاعات تاریخی مختصری نیز در آنها درج شده است. چنان که در عنوان اشاره شده، کتاب ترکیبی از اصل نزهة العیون همراه با شجره نامه ها و اضافاتی است که سید حیدر عریضی یزدی از علمای قرن هشتم هجری بر آن افزوده است. متن کتاب از ص 71 تا 218 است و پس از آن تمام صفحات این مجلد و مجلد دوم، تعلیقات است. طبعا منابع تعلیقات کتاب های انساب و تراجمی است که یادی از رجال نامبرده در اصل کتاب آمده است. آقای بحر العلوم گیلانی با تمرکز روی انساب سادات در بیش از دو دهه، توانسته است گام های سودمندی در شناخت این متون بردارد. ناشر کتاب موسسة البقاع و الاماکن المتبرکة، و تاریخ نشر سال 1404 / 1447 ق است. کتاب را از طریق تلفن 37842395 ـ 025 می توان درخواست کرد. (جعفریان).
@UT_Central_Library
نمایشگاه مشکات 7 برگزار می‌شود!
🔸🔸🔸🔸🔸🔸

👈 با تلاش معاونت پژوهش حوزه‌های علمیه، هفتمین دوره نمایشگاه مشکات با هدف معرفی دستاوردهای پژوهشی و علمی حوزه‌های علمیه برگزار می‌شود. در این نمایشگاه بیش از 90 واحد و مرکز پژوهشی حضور دارند.
امکان بازدید از پروژه‌های نوآورانه و شرکت در نشست‌های تخصصی برای عموم علاقمندان فراهم است.

مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور) با غرفه ارائه مجموعه نرم‌افزارهای نور در این نمایشگاه حضور پیدا کرده است.

📅 ۲۰ تا ۲۵ دی‌ماه 1404
🕐 9:۳۰ صبح تا ۲۰
📍 گلزار شهدا، مجتمع امام خمینی (ره)، غرفه شماره 9 (مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی)


▫️▪️▫️▪️▫️
مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)
پیشگام در داده‌پردازی هوشمند علوم اسلامی و انسانی
noorsoft.org

📢 @noorsoft کانال رسمی نور در ایتا
Forwarded from توئیت کده
📌«مداخله بشردوستانه»؛ واژه‌ای که بوی خون می‌دهد!

@tweet_cade
ابیاتی کهن و انگیزشی درباره ایران- بخش نخست (با تشکر از وبسایت گنجور)

فرخی سیستانی:
شیر نر درکشور ایران زمین
از نهیبش کرد نتواند زیان
هیچ شه را در جهان آن زهره نیست
کوسخن راند ز ایران بر زبان

اسدی توسی:
همی گفت در کوشش و دار و برد
جز ایرانیان را نزیبد نبرد

از ایرانیان بر دل نامدار
نبد غم که بُد جای جنگ استوار

خدنگ‌افکن ایرانی‌یی در زمان
خدنگی نهاد از کمین در کمان

زدش سخت زخمی که جانش بسوخت
گذرگاه آواز و کامش بدوخت

همان ده سر گرد از ایران سپاه
گرفتند هر سو یکی رزمگاه

کجا گرز نشواد و ارفش گرفت
جهان زخم پولاد و آتش گرفت

سپهدار در قلب از آن سو به جنگ
گهش نیزه و گاه خنجر به چنگ

یلان هر سو از بیمش اندر گریز
گرفته ز تیغش جهان رستخیز

دلیران ایران هر آنکس که بود
پی گردشان برگرفتند زود

نهادند جنگی ستیزندگان
سنان در قفای گریزندگان

گرفتند سی کشتی ایران سپاه
بکشتند هر کس که بد کینه خواه

همه بادبان ها برافراشتند
به دمّ گریزنده برداشتند

دلیران ایران به کین آختن
گرفتند هر سو کمین ساختن

هوا بانگ زخم فلاخن گرفت
جهان آتش و سنگ آهن گرفت

دلیران ایران ز پس تا به شهر
برفتند و کشتند از ایشان دو بهر

دلیران ایران به خشم و ستیز
پی گردشان برگرفتند تیز

تنت پیش چنگال شیران برم
سرت بر سنان سوی ایران برم

بگفتند از ایران دلیری سترگ
رسیدست نو با سپاهی بزرگ

خروش از دلیران ایران بخاست
پس گردشان برگرفتند راست

از ایران سپاهست بسیار مر
همه جان فروشان پیکارخر

کرا بر سر آید دم رستخیز
به ایران نخواهید بردن گریز

دلیران ایران پسش هر که بود
به زین کوهه بر سر نهادند زود

تن افکند بر قلب لشکر به کین
دلیران ایران پسش هم چنین


فخرالدین اسعد گرگانی:
به هر راهی برون کن دیدبانی
به هر مرزی همیدون مرزبانی

به گرد آور سپاه بوم ایران
از آذربایگان و ری و گیلان

ز روم آمد سپاهی سوی ایران
بسی آباد را کردند ویران

کنون باید همی رفتن به پیگار
بماندن ویس را ایدر به ناچار

به نزدش مرد پر فرهنگ و دانا
گرامی بود همچون چشم بینا

در ایران هر کسی دانش بیاموخت
بدان تا راز خود نزدش برافروخت


سراینده فرامرزنامه:
مه پهلوانان ایرانیان
به خدمت کمر بسته اندر میان

که تا بار دیگر نگویی چنین
میان بزرگان ایران زمین

دلیران ایران چو شیر ژیان
گرفتند یکسر ورا در میان

به چندان که بر وی بر آشوفتند
به چندان که گُرزش به تن کوفتند

طلسم افکن نره دیوان تویی
فروزنده نام ایران تویی

کنون داستانی ز ایرانیان
شنو تا بگویم به روشن روان

ز گردان ایران و بانو گشسب
به میدان دانش بتازید اسب

زسوی دیگر بود گودرز و گیو
درافکنده در ملک ایران غریو

همه ملک ایران به جوش و خروش
در و دشت شد مرد پولاد پوش

نشستند گردان ایران همه
شبان بود رستم دلیران رمه

سپهبد به اسب اندر آورد پای
بجستند گردان ایران زجای

بر ایرانیان از جهان آفرین
ز نو خواند هر دم بسی آفرین

ندیدی تو گردان ایرانیان
که بندند هنگام کین چون میان

چنین یک به یک در چه این آورند
به نیزه فلک بر زمین آورند

که خورشید با تیغ ایرانیان
نبندد همانا به کینه میان

برآمد ز ایران سپه بانگ و جوش
ز کوس و دهل ها برآمد خروش

هم آوردت آمد تو دل سخت کن
دل از بوم ایران بپردخت کن

ابا او دلیران ایران هزار
همه گرد مرد و دلیر و سوار

ابا او دلیران ایران هزار
هژبران رزم و پلنگان کار

تو آن نامداری که ایران سپاه
به بخت تو شادند هم پیشگاه

برآرای کار و میاسای هیچ
که من رزم را کرد خواهم بسیچ

همانا تو را زندگانی نماند
نهانت ز ایران بدین مرز راند

بجستند گردان ایران ز خواب
همه دل پر از کین و سر پرشتاب

نشستند بر بادپایان چو شیر
برآمد خروش از یلان دلیر

دگر گفت کآمد ز ایران زمین
سپاهی پر از خشم و اندوهگین

بدو داد پاسخ که ایرانیم
بگویم تو را چون نمی دانیم

سواران ایران کشیدند صف
ز خون جگر بر لب آورده کف

دلاور سواران ایرانیان
کمان بر زه و تنگ بسته میان

یکی تیره باران بکردند سخت
تو گفتی فروریخت شاخ درخت

زمین شد ز باران تیر خدنگ
ابر پیل و بر پیلبان تار و تنگ

بر آمد به ایران سپه یک خروش
کزان ژرف دریا برآورد جوش

منم پهلوان زاده بافرین
سرافراز گردی ز ایران زمین

ز یک رو سرافراز شیر ژیان
ابا ده دلاور ز ایرانیان

مسعود سعد سلمان:
بر چرخ فتاده نور ایران ملکست
واندر هر دل سرور ایران ملکست

شادی همه از حضور ایران ملکست
بفزا به طرب که سور ایران ملکست
ابیاتی کهن و انگیزشی درباره ایران - بخش دوم (با تشکر از وبسایت گنجور)


ایرانشان:
چو ایران سپه کوششِ کوش دید
مر او را بدان کین و آن جوش دید

همه حمله کردند و برداشتند
سپه را و از رود بگذاشتند

ز دشمن همه بیشه پر لشکر است
بسازید کاین لشکری دیگر است

شنیدند ایرانیان آن خروش
شدند از پی رزم، پولادپوش

از آن رزم چون دستگه یافتند
بدین رزم چون شیر بشتافتند

دلیران ایران بدو تاختند
ز کینه سنانها برافراختند

چو از کوه یک نیمه بگذاشتند
از ایران سپه نعره برداشتند

فرستاد بر کوه پنجاه مرد
دلیران ایران، سران نبرد

جوان گفت از ایران بسی سرفراز
نهان است هر جای و او نیست راز

یکی انجمن کرد سلکت ز کوه
بزرگان ایران و دانش پژوه

سپهدار نستوه و ایرانیان
ببستند بر کینه جستن میان

سواران ایران همه ساخته
همه نیزه و تیغ کین آخته

کنون بار دیگر سوار آمده ست
از ایران یکی کینه خواه آمده ست

که ایرانیان مرمرا هر زمان
کنند آزمون لشکر آید دمان

دلیران ایران، چو تیره شبان
بیابند گرگان رمه ی بی شبان

دلیری و نیروی ایرانیان
شده هر سواری چو شیر ژیان

بفرمود تا از پسش سی هزار
برفتند از ایران گزیده سوار

که دانست گفتار ایرانیان
بسی دیده آیین و رسم کیان

چو پیروز برگشت سالار گو
از ایران سپه پاک برخاست غو

از ایران گزین کرده و ساخته
همه رزم را گردن افراخته

پشیمان شده ست از گذشتن به آب
نداند که ایران نبیند به خواب

بدو حمله آورد با ده هزار
از ایران سواران نیزه گزار

فراوان ز ما بر توباد آفرین
برآن نامداران ایران زمین

که این نامداران ایران زمین
شما دور کردید از ایدر چنین

ز جیحون برو تا به دریای پارس
همان کوفه از مرز ایران شناس

دگر آذرآبادگان هرچه هست
از ایران شمارد هشیوار و مست

ز گردان ایران برآمد خروش
تو گفتی جهان گشت پولادپوش

دلیران ایران بدو تاختند
همه نیزه و تیغ کین آختند

چو مردان بیفتاد برخاست شور
دلیران ایران گرفتند زور

ز دشمن بکشتند چندان که دشت
سراسر که چندان تل و توده گشت

رسیدند ایرانیان پیشتر
کشیدند زوبین و تیغ و تبر

در ایرانیانست یکسر پدید
چو ایران جهان آفرین نافرید

چو سروند اگر سرو را رفتنست
چو ماهند اگر ماه را گفتنست

اگر لشکر آید از ایران زمین
نه تنها مرا باشد آن رنج و کین

سراسر همه شهر ویران شود
به کام دلیران ایران شود

چنین گفتشان کای گرانمایگان
دلیران ایران و پرمایگان

سوی میمنه رفت رهام شیر
ابا وی ز ایران هزاران دلیر

از ایران سپه بانگ برخاست غو
درین داستان ها شگفتی شنو

فرستد مرا با سپاهی گران
دلیران ایران و ناماوران

گزین کرد جوشن وران سه هزار
از ایران دلیر و کمان ور سوار

از ایران سپه نعره برداشتند
خروش از بر چرخ بگذاشتند

فراوان سواران ایران سپاه
یکی حمله کردند تا رزمگاه

از ایران سپه بود پنجاه صف
همه تیغ و زوبین و نیزه به کف

خروش آمد از پشت ایران سپاه
به گردون بپیوست گرد سپاه

چو ایرانیان را سخن شد درست
یکایک بماندند بر جای سست

کیان شیر گیلی از ایرانیان
طلایه برون شد چو شیر ژیان

گه فردا چنان دان که ایرانیان
به یکباره خواهند زد بر میان

کز ایران زمینست و مردی بزرگ
گه رزم چون اژدهای سترگ

دگر هفته هنگام گندم درو
بیامد از ایران سپه پیشرو

به سان پلنگان به ره بر دوان
چو پاسخ ندیدند ایرانیان

یکی لشکری ساز از ایران سترگ
بر ایشان یکی نامداری بزرگ

همانگه از ایران یکی نامدار
برون رفت با جوشن کارزار

همانا فزون بود پنجه هزار
ز گردان ایران دلاور سوار

سپاهش بر آمد سه پنجه هزار
دلیران ایران و خنجرگذار

امیر معزی:
آن ‌که چون او نامداری هرگز از ایران نخاست
وان ‌که چون او رادمردی هرگز از مادر نزاد

پیمانت‌ را به کشور ایران متابعند
شیران نامجوی و دلیران نامدار


خاقانی:
یاران چو کید قاطع بر دفع کید ایشان
جز پهلوان ایران یاری گری ندارم


نظامی:
همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل

چونکه ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد

مینگیز فتنه میفروز کین
خرابی میاور در ایران زمین

سپهدار ایران هم از صبح بام
بر آراست لشگر بسازی تمام

گفتند ای بزرگ ملک ایران
کمر بندیم پیشت همچو مردان

مجد همگر:
سدید رای تو گر سد نگشتی ایران را
به روزگار که گفتی که بود ایرانی

ابن یمین:
همان تا نهد خصم بر سر کلاه
ز ایران برانش بخف حنین


خواجوی کرمانی:
بیامد ز مغرب زمین لشکری
از آن گشته ایران پر از داوری

چنان دان که در شهر مغرب زمین
بود شاه شداد و ناپاک دین

از آن رو هم ایران شده پرخروش
ز املاق جنگی و گردان ژوش

سپهدار و سالار ایران سپاه
که زیبد مر او را نگین و کلاه

بگفتند کآمد ز ایرانیان
دلیری به پیکار بسته میان

نگه کرد سالار ایران زمین
یکی نره دیوی درآمد به کین

که دارند هنگام آوردگاه
دلیران و گردان ایران سپاه
خرید ۱۳۰ کتاب از عراق برای کتابخانه تاریخ
همچنان آوردن کتاب از عراق به ایران دشوار است و آنچنان که از چندین نفر تحقیق کردیم، مشکل ایران است نه عراق. از وزارت ارشاد می خواهیم در این باره تحقیق کند و مساله را حل کند.
الرِّحلة المكّيّة والدّولة المُشعشعيّة في الأحواز وجنوب العراق تأليف السيِّد علي خان بن عبد الله بن علي بن خلف الموسوي المُشعشعي الحويزي ( ت 1135 هـ / 1723 م ) تحقيق د . عبد الرّحمن كريم اللامي و د . فردوس عبد الرّحمن اللامي
الطّبعة الأولى : بغداد – العراق 2025 م / 779 ص
میرلوحی_سبزواری_و_جعل_دو_کتابِ_انیس_المؤمنین_و_کفایة_البرایا،_علی.pdf
669.7 KB
میرلوحی سبزواری و جعل دو کتابِ انیس المؤمنین و کفایة البرایا
 
علی عادل زاده
امیررضا میرزایی

آینه پژوهش، شماره ۲۰۸، مهر و آبان ۱۴۰۳
 
چکیده:
انیس المؤمنین کتابی است درباره تاریخ ائمه (ع) به زبان فارسی که به محمد بن اسحاق حموی شاگرد محقق کرکی نسبت داده شده است. تاریخ تألیف این کتاب ۹۳۸ ق ادعا شده است؛ با این وجود بررسی قدمت نسخ کتاب، سیر یادکرد از آن در منابع دیگر و ساختار غیرمنسجم کتاب، اصالت و اعتبار آن را با چالش جدی مواجه می‌کند. از مهم‌ترین دلائل ساختگی بودن این کتاب، زمان‌پریشی و ذکر توبه شاه طهماسب است که در زمان ادعاشده هنوز به وقوع نپیوسته بود. تاریخ جعل کتاب، آثاری که از آن یاد کرده‌اند، منابع نادرِ کتاب، ادبیات، سبک تألیف، دغدغه‌های مذهبی و اجتماعی مطرح در کتاب و شواهد دیگر نشان می‌دهد که سید محمد #میرلوحی سبزواری مسئول جعل این کتاب است.

______________
اصلاح: در صفحه ۴۵۲، عبارت «که امروزه نسخه‌ای از آن در دست نیست.» باید به انتهای جمله قبل منتقل شود.

مقالات مرتبط:
نقش میرلوحی سبزواری در پیدایش مختصر اثبات الرجعة منسوب به فضل بن شاذان

تحلیل تاریخی روایتِ نکوهش دیوانگان در حدیقة الشیعة
@Al_Rijal
مروری بر کتاب «در تیررس حادثه؛ زندگی سیاسی قوام‌السلطنه»، نوشته حمید شوکت،
کوروش احمدی، خبرآنلاین، 18 بهمن 404

در تاریکی ناشی از خاموشی اینترنت، فرصت شد تا کتاب «در تیررس حادثه؛ زندگی سیاسی قوام‌السلطنه» نوشته آقای حمید شوکت[۱] را مرور کنم. آن را در مجموع کتابی مفید یافتم که پرتویی بر برخی از گوشه‌های تاریخ معاصر کشورمان می‌افکند. اما کمبودها، یک‌سویه‌نگری‌ها و نوعی نگاه توام با تعصب به زنده‌یاد قوام‌السلطنه و توام با بغض به برخی دیگر از سیاست‌ورزان آن دوره را نیز در آن یافتم که نمی‌توان بی‌تفاوت از کنار آن گذشت. مقدمتا بگویم که شادروان قوام را سیاستمداری میهن‌پرست می‌دانم و کنش سیاسی او را در خدمت حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور ارزیابی می‌کنم. او از معدود سیاستمداران دوره پهلوی بود که استقلال رای و شخصیتی مستقل داشت، در سیاست صاحب نظر و صاحب مکتب بود و به خاطر ثروت و مقام از شخصیت و آزادی عقیده خود استعفا نداد. او در سیاست نه مطیع دربار بود و نه مطابق معمول زمانه نزدیک به این یا آن سیاست خارجی. هرچه کرد، درست یا نادرست، مطابق صوابدید و برداشت خود از منافع ملی کرد و آن‌گاه که ممکن نبود، برای حدود ۱۸ سال در دوره رضاشاه از زندگی سیاسی کناره گرفت.

روایت آقای حمید شوکت اگرچه بخشی از این ویژگی‌های شخصیتی قوام را بازتاب می‌دهد، اما پژوهش او در بخش‌هایی از کتاب به نظر می‌رسد از برخی حب و بغض‌ها در امان نمانده ‌است. برخی ملاحظاتی در مورد این پژوهش به شرح زیر قابل ذکر است:

khabaronline.ir/xpxwW
در باره این کتاب، به شرح ذیل مراجعه فرمایید 👇👇👇