نقد نظرية المدار ل د فهد الحمودي.pdf
7.5 MB
گزارشی در باره این کتاب را پایین نگاه کنید: 👇👇👇
این کتاب با عنوان «نقد نظرية المدار: إعادة رسم خارطة النظريات الغربية حول أصول الشريعة الإسلامية» (نقد نظریه مدار: بازترسیم نقشه نظریههای غربی پیرامون ریشههای شریعت اسلامی) [۱, ۳, ۵]، یک اثر پژوهشی تحلیلی است که به بررسی و ابطال نظریههای شرقشناسان غربی، به ویژه نظریه جوزف شاخت (Joseph Schacht)، در مورد تاریخگذاری و اعتبار منابع شریعت اسلامی میپردازد [۲, ۱۹].
خلاصه دیدگاهها و یافتههای اصلی این کتاب به شرح زیر است:
۱. هدف و موضوع محوری کتاب
هدف اصلی این کتاب، نقد و ابطال نظریه «مدار اِسناد» (naẓariyyat al-madār) است که جوزف شاخت آن را مطرح کرد [۲, ۲۱]. این نظریه یکی از بنیادهای اصلی مطالعات شرقشناسی در زمینه حدیث و فقه اسلامی محسوب میشود [۱۹].
• پیشزمینه نظریه مدار: نظریه مدار بر این فرض استوار است که اسناد حدیث (سلسله راویان) در ابتدا بسیار محدود بودند و سپس به طور مصنوعی به سمت بالا (پیامبر ﷺ یا صحابه) امتداد داده شدهاند (پدیده «رشد معکوس اسناد») [۲۸]. این نظریه مدعی است که نقطهای در سند وجود دارد که راویای در آنجا، نویسنده واقعی آن روایت فقهی یا حدیثی است؛ این راوی را «مدار» مینامند [۲۵, ۳۲].
• پاسخ کتاب: این کتاب با هدف دفاع از اعتبار اصول شریعت اسلامی و با بررسی دقیق متون اصیل و ترجمه شده، به بررسی صحت این نظریهها پرداخته و آنها را نقد میکند [۲, ۲۱].
۲. ساختار اصلی کتاب (فصول پنجگانه)
کتاب دیدگاههای خود را در قالب پنج فصل اصلی دنبال میکند [۱۳]:
الف) فصل اول: ظهور و تطور نظریه مدار
این فصل به ظهور نظریه مدار و مراحل تکامل آن میپردازد [۲۳]. این نظریه بر مبنای فرضیات شرقشناسانی مانند گلدزیهر (Goldziher) توسعه یافت، که معتقد بود سنت نبوی چیزی جز مجموعهای از اقوال متناقض جمعآوری شده در طول زمان نیست [۲۴].
ب) فصل دوم: اختلاف نظر پیرامون نظریه مدار
این بخش به بررسی موضعگیریها و اختلافات گسترده در میان محققین غربی در مورد نظریه شاخت میپردازد [۳۷, ۳۹].
• تاییدکنندگان: برخی از پژوهشگران غربی مانند جِی. اچ. اِی. جوینبل (G. H. A. Juynboll) و مایکل کوک (Michael Cook)، این نظریه را پذیرفته و گسترش دادند [۳۹, ۴۳].
• منتقدان غربی: در مقابل، بسیاری از دانشمندان و متخصصین دیگر در مطالعات اسلامی، نظریات شاخت و نتایج آن را نقد و رد کردند [۲۱, ۶۶]. این اختلاف آرا در پژوهشهای مربوط به حدیث و شریعت اسلامی کاملاً مشهود است [۳۷].
ج) فصل سوم: نقد ادله نظریه مدار (نقد شواهد اثباتی)
این فصل، که بخش اصلی نقد کتاب است [۸۱]، به ابطال شواهدی میپردازد که شاخت و پیروانش برای اثبات نظریه خود ارائه کرده بودند [۸۱].
• این کتاب به تحلیل موارد خاصی از احادیث (مانند حدیث بَیعُ الوَلاء و حدیث بَریرة) میپردازد که توسط شاخت استفاده شده بود [۸۱, ۸۴, ۸۶].
• نتیجهگیری این بخش نشان میدهد که ادله شاخت در اثبات نظریه مدار کافی نبوده و شواهد او در واقعیت با ساختار اصیل اسناد تضاد دارد [۸۱, ۸۵].
• این تحلیلها ضعف روششناختی شاخت و جوینبل را آشکار میسازد [۱۰۴].
د) فصل چهارم: درک محدثین از پدیده مدار و قصور شاخت
این فصل استدلال میکند که شاخت به دلیل قصور در درک مفاهیم و قواعد تعیینشده توسط محدثین، دچار اشتباه در تفسیر پدیده مدار شده است [۱۰۷, ۱۳۷].
• محدثین مسلمان مفاهیمی مانند «تفرّد» (تکروایت) و «مدار» را بهخوبی درک کرده و برای تمایز احادیث صحیح از ضعیف، معیارهای دقیق (مانند جرح و تعدیل) داشتند [۱۰۷, ۱۳۷, ۱۳۸].
• شاخت نه تنها معانی مختلف «سنت» را که در فترات مختلف اسلامی استفاده میشد، درک نکرد [۱۰۸]، بلکه در تمایز بین انواع مختلف تفرّد (مانند تفرّد مطلق و تفرّد نسبی و منکر) نیز ناموفق بود [۱۲۰, ۱۴۱].
ه) فصل پنجم: لوازم ابطال نظریه مدار
این بخش به بررسی پیامدهای ضروری ناشی از ابطال نظریه مدار میپردازد [۱۵۵].
• سقوط نظریههای فرعی: با اثبات بطلان نظریه مدار، نظریات فرعی و وابسته به آن نیز (که شاخت برای تأیید نظریهاش به آنها تکیه میکرد) ساقط میشوند [۱۵۵, ۱۶۵].
• این نظریات فرعی شامل نظریه رشد معکوس اسناد (Backward-growth of isnād) [۳۲, ۱۵۵] و نظریه اسناد عوائل (Family-isnād) [۳۲, ۱۵۸] و نظریه تاریخگذاری وضع اثر (Dating of Tradition) [۳۵, ۱۶۱] هستند که همگی بر شالوده نظریه مدار بنا شدهاند [۳۲]. ابطال نظریه اصلی، بطلان این نتایج را به دنبال دارد [۱۶۵].
۳. نتیجهگیری کلی
خلاصه دیدگاهها و یافتههای اصلی این کتاب به شرح زیر است:
۱. هدف و موضوع محوری کتاب
هدف اصلی این کتاب، نقد و ابطال نظریه «مدار اِسناد» (naẓariyyat al-madār) است که جوزف شاخت آن را مطرح کرد [۲, ۲۱]. این نظریه یکی از بنیادهای اصلی مطالعات شرقشناسی در زمینه حدیث و فقه اسلامی محسوب میشود [۱۹].
• پیشزمینه نظریه مدار: نظریه مدار بر این فرض استوار است که اسناد حدیث (سلسله راویان) در ابتدا بسیار محدود بودند و سپس به طور مصنوعی به سمت بالا (پیامبر ﷺ یا صحابه) امتداد داده شدهاند (پدیده «رشد معکوس اسناد») [۲۸]. این نظریه مدعی است که نقطهای در سند وجود دارد که راویای در آنجا، نویسنده واقعی آن روایت فقهی یا حدیثی است؛ این راوی را «مدار» مینامند [۲۵, ۳۲].
• پاسخ کتاب: این کتاب با هدف دفاع از اعتبار اصول شریعت اسلامی و با بررسی دقیق متون اصیل و ترجمه شده، به بررسی صحت این نظریهها پرداخته و آنها را نقد میکند [۲, ۲۱].
۲. ساختار اصلی کتاب (فصول پنجگانه)
کتاب دیدگاههای خود را در قالب پنج فصل اصلی دنبال میکند [۱۳]:
الف) فصل اول: ظهور و تطور نظریه مدار
این فصل به ظهور نظریه مدار و مراحل تکامل آن میپردازد [۲۳]. این نظریه بر مبنای فرضیات شرقشناسانی مانند گلدزیهر (Goldziher) توسعه یافت، که معتقد بود سنت نبوی چیزی جز مجموعهای از اقوال متناقض جمعآوری شده در طول زمان نیست [۲۴].
ب) فصل دوم: اختلاف نظر پیرامون نظریه مدار
این بخش به بررسی موضعگیریها و اختلافات گسترده در میان محققین غربی در مورد نظریه شاخت میپردازد [۳۷, ۳۹].
• تاییدکنندگان: برخی از پژوهشگران غربی مانند جِی. اچ. اِی. جوینبل (G. H. A. Juynboll) و مایکل کوک (Michael Cook)، این نظریه را پذیرفته و گسترش دادند [۳۹, ۴۳].
• منتقدان غربی: در مقابل، بسیاری از دانشمندان و متخصصین دیگر در مطالعات اسلامی، نظریات شاخت و نتایج آن را نقد و رد کردند [۲۱, ۶۶]. این اختلاف آرا در پژوهشهای مربوط به حدیث و شریعت اسلامی کاملاً مشهود است [۳۷].
ج) فصل سوم: نقد ادله نظریه مدار (نقد شواهد اثباتی)
این فصل، که بخش اصلی نقد کتاب است [۸۱]، به ابطال شواهدی میپردازد که شاخت و پیروانش برای اثبات نظریه خود ارائه کرده بودند [۸۱].
• این کتاب به تحلیل موارد خاصی از احادیث (مانند حدیث بَیعُ الوَلاء و حدیث بَریرة) میپردازد که توسط شاخت استفاده شده بود [۸۱, ۸۴, ۸۶].
• نتیجهگیری این بخش نشان میدهد که ادله شاخت در اثبات نظریه مدار کافی نبوده و شواهد او در واقعیت با ساختار اصیل اسناد تضاد دارد [۸۱, ۸۵].
• این تحلیلها ضعف روششناختی شاخت و جوینبل را آشکار میسازد [۱۰۴].
د) فصل چهارم: درک محدثین از پدیده مدار و قصور شاخت
این فصل استدلال میکند که شاخت به دلیل قصور در درک مفاهیم و قواعد تعیینشده توسط محدثین، دچار اشتباه در تفسیر پدیده مدار شده است [۱۰۷, ۱۳۷].
• محدثین مسلمان مفاهیمی مانند «تفرّد» (تکروایت) و «مدار» را بهخوبی درک کرده و برای تمایز احادیث صحیح از ضعیف، معیارهای دقیق (مانند جرح و تعدیل) داشتند [۱۰۷, ۱۳۷, ۱۳۸].
• شاخت نه تنها معانی مختلف «سنت» را که در فترات مختلف اسلامی استفاده میشد، درک نکرد [۱۰۸]، بلکه در تمایز بین انواع مختلف تفرّد (مانند تفرّد مطلق و تفرّد نسبی و منکر) نیز ناموفق بود [۱۲۰, ۱۴۱].
ه) فصل پنجم: لوازم ابطال نظریه مدار
این بخش به بررسی پیامدهای ضروری ناشی از ابطال نظریه مدار میپردازد [۱۵۵].
• سقوط نظریههای فرعی: با اثبات بطلان نظریه مدار، نظریات فرعی و وابسته به آن نیز (که شاخت برای تأیید نظریهاش به آنها تکیه میکرد) ساقط میشوند [۱۵۵, ۱۶۵].
• این نظریات فرعی شامل نظریه رشد معکوس اسناد (Backward-growth of isnād) [۳۲, ۱۵۵] و نظریه اسناد عوائل (Family-isnād) [۳۲, ۱۵۸] و نظریه تاریخگذاری وضع اثر (Dating of Tradition) [۳۵, ۱۶۱] هستند که همگی بر شالوده نظریه مدار بنا شدهاند [۳۲]. ابطال نظریه اصلی، بطلان این نتایج را به دنبال دارد [۱۶۵].
۳. نتیجهگیری کلی
این کتاب در نهایت نشان میدهد که با وجود تلاشهای شاخت و پیروانش برای اثبات این فرضیه که احادیث در طول زمان (بعد از قرن دوم هجری) ساخته شده و اسناد آنها به طور مصنوعی به عقب (پیامبر ﷺ یا صحابه) بازگردانده شدهاند [۳۰, ۴۵]، نظریه مدار نه تنها شواهد قوی ندارد [۱۶۵]، بلکه محققین غربی در تفسیر آن اختلاف نظر شدیدی دارند [۳۷] و روششناسی آن با اصول مسلم محدثین در تعارض است [۱۰۷, ۱۴۳]. در نهایت، این پژوهش بیان میکند که اگر چه شاخت تظاهر به دقت علمی داشت، اما تحقیقات او و پیروانش به نتایج نادرست منجر شده و نیاز به بازترسیم نقشه تاریخگذاری شریعت اسلامی وجود دارد [۲, ۱۶۵].
سلمان_فارسی_و_فتوحات_صدر_اسلام_منصور_داداش_نژاد.pdf
945.7 KB
چاپ شده در «حقیقت سلمان فارسی» مجموعه مقالات دومین کنگره سلمان فارسی، اصفهان. شهریور 1404
@Historylibrary
@Historylibrary
سالها پیش مقاله ای با عنوان «از شام تاریخی تا شام آخر الزمانی» نوشتم که در نت قابل دسترسی است. این مقاله، با مقدمه ای مفصل، توسط یکی از دوستان ترجمه و در کانادا به انگلیسی انتشار یافته که متن آن در آمازون قابل دسترسی است.
https://www.amazon.ca/Propaganda-Piety-Rewriting-Historical-Apocalyptic/dp/1927930650/
https://www.amazon.ca/Propaganda-Piety-Rewriting-Historical-Apocalyptic/dp/1927930650/
تاریخ_الدول_الاسلامیه_بالجداول_المرضیه_چاپ_1306ق_احمد_بن_زینی_دحلان.pdf
57.8 MB
تاریخ دولت های اسلامی با جداول و به صورت مشجر. چاپ 1306 قمری
@Historylibrary
@Historylibrary
Forwarded from کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران (Ras)
تهران، محمد کاظم رحمتی، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، 1404، 502 صص.
شیخ آقابزرگ طهرانی (1293 ـ 1389ق /متوفای 1 اسفند 1348ش)، موسوعه بزرگ ذریعه را برای شناساندن آثار تألیفی علمای شیعه نوشت که در 26 مجلد چاپ شده است. او شرح حال علمای شیعه را هم بر اساس همین تتبع و جستجو با عنوان طبقات اعلام الشیعه، از قرن چهارم تا چهاردهم نگاشت. بعد از آن این آثار با تعلیقات و حواشی متعدد، توسط پژوهشگران مختلف چاپ شده است. طبقات اعلام الشیعه، بجز چاپ منزوی ها، یک بار دیگر توسط دکتر منصور طباطبایی بهبهانی انتشار یافته است. دو مجلد آن هم با حواشی مختلف، توسط آقای دکتر کاظم رحمتی انتشار یافته که این یکی از آنها و مربوط به علمای قرن نهم هجری است. حواشی بسیار مفصل و در شاساندن اشخاص، از نسخ خطی برجای مانده از آنها، یا اجازات، استفاده شده است. این هم گامی است به جلو، برای شناسایی بهتر میراث مکتوب شیعه و شرح حال علمای آن، عمدتا بر اساس منابع خطی و یادداشت های برجای مانده در آنها.
@UT_Central_Library
شیخ آقابزرگ طهرانی (1293 ـ 1389ق /متوفای 1 اسفند 1348ش)، موسوعه بزرگ ذریعه را برای شناساندن آثار تألیفی علمای شیعه نوشت که در 26 مجلد چاپ شده است. او شرح حال علمای شیعه را هم بر اساس همین تتبع و جستجو با عنوان طبقات اعلام الشیعه، از قرن چهارم تا چهاردهم نگاشت. بعد از آن این آثار با تعلیقات و حواشی متعدد، توسط پژوهشگران مختلف چاپ شده است. طبقات اعلام الشیعه، بجز چاپ منزوی ها، یک بار دیگر توسط دکتر منصور طباطبایی بهبهانی انتشار یافته است. دو مجلد آن هم با حواشی مختلف، توسط آقای دکتر کاظم رحمتی انتشار یافته که این یکی از آنها و مربوط به علمای قرن نهم هجری است. حواشی بسیار مفصل و در شاساندن اشخاص، از نسخ خطی برجای مانده از آنها، یا اجازات، استفاده شده است. این هم گامی است به جلو، برای شناسایی بهتر میراث مکتوب شیعه و شرح حال علمای آن، عمدتا بر اساس منابع خطی و یادداشت های برجای مانده در آنها.
@UT_Central_Library
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم قدیمی از شهر کاظمین حرم امامین الجوادین علیه السلام
Forwarded from کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران (Ras)
سلمان،_صحابی_ایرانی_محمد_ص_سارا_باون_سوانت_ترجمه_سید_کمال_دعایی.pdf
1.1 MB
چاپ شده در کتاب «حقیقت سلمان فارسی» مجموعه مقالات دومین کنگره ملی سلمان فارسی، اصفهان، شهریور ماه 1404