کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
16.5K subscribers
9.96K photos
175 videos
2.12K files
1.35K links
کانال رسمی کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
http://www.historylib.com/
http://www.sohalibrary.com/
https://ebookshia.com/
https://t.me/Ebookshia
Download Telegram
زیر سایه حکومت کمونیستی چین چه بر سر مسلمانان آمد؟
منتشره در سال 1962 میلادی
فایل را پایین ملاحظه فرمایید
Forwarded from دیروز
چگونه می‌توان میان ارزش‌های شخصی مورخان و آرمانِ دست‌نیافتنیِ عینیت در تاریخ‌نگاری تعادل برقرار کرد؟ اساساً، تبیین تاریخی چه معنایی دارد و چگونه باید سامان یابد؟
این دو پرسش قدیمی، همچنان در قلب بحث‌های نظری تاریخ وجود دارند و پاسخی روشن و متقاعدکننده می‌طلبند؛ پاسخی که هر مورخی برای درک جایگاه حرفه‌اش بدان نیازمند است.

تحریریۀ تاریخ دیروز

کتاب «ارزش‌ها، عینیت و تبیین در تاریخ‌نگاری» با بهره‌گیری از بنیان‌های فلسفی اما درگیر با مصادیق واقعی، به این جدال قدیمی می‌پردازد. نقطۀ آغاز بحث، مناقشه‌ای پرسر و صدا پیرامون تاریخ‌نگاری جنگ سرد در دانمارک است؛ مناقشه‌ای که تنها به محیط‌های آکادمیک محدود نماند، بلکه به عرصۀ سیاست، رسانه‌های ملی و حتی دادگاه‌ها کشیده شد. نویسندۀ کتاب، تور ایگل فورلند، با تحلیل این تجربه نشان می‌دهد که مورخان، با وجود بی‌ثباتی معرفتی در توصیفات‌شان، همچنان قادرند روایت‌هایی «عینی» پدید آورند.
کتاب، طرحی تازه برای فهم «تبیین تاریخی» عرضه می‌کند. این طرح بر ایدۀ «متن تبیینی ایدئال» استوار است؛ متنی که نه تنها تبیین‌های علّی ــ چه بر قصد استوار و چه قانون‌مند، ساختاری یا کارکردی ــ را در خود می‌گنجاند، بلکه می‌تواند روایت‌های علّی را در قالب تبیین‌های روایی جای دهد. این رویکرد جامع‌گراست اما بی‌حد و مرز نیست: ویژگی‌های اجتماعی برآمده و موجودات فراطبیعی از دایرۀ آن کنار گذاشته می‌شوند. بدین‌سان، تاریخ‌نگاری علمی بر بنیانی روش‌شناختی فردگرایانه و رویکردی غیرالهی استوار است.

📃فهرست مطالب

مقدمه

بخش اول: عینیت، ارزش‌ها و انتخاب نظریه

۱. شرکت‌کنندگان و همراهان: چپ، اتحاد جماهیر شوروی و افول عینیت‌گرایی
این فصل، با تمرکز بر وضعیت مورخ‌نگاری جنگ سرد در دانمارک، رابطۀ میان گرایش‌های سیاسی چپ، اتحاد شوروی و بحران ایدئالیسم عینی‌گرایانه در تاریخ‌نگاری را مورد بحث قرار می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه نقدهای پست‌پوزیتیویستی و تغییرات نظری—به‌ویژه در دهه‌ی ۱۹۷۰—منجر به فروپاشی ایده‌ی تاریخ‌نگاری عینی شده بود.

۲. تاریخ‌نگار دادگاهی: مسائل واقعیت
در این بخش، به پرونده حقوقی میان دو مورخ دانمارکی، و رسیدن پرونده به دیوان اروپایی حقوق بشر پرداخته می‌شود. پرونده‌ای که نه تنها به اعتبار حرفه‌ای مورخان، بلکه به اصول بنیادین تاریخ‌نگاری نیز منجر شد. فورلند با تحلیل این پرونده، نشان می‌دهد که چگونه استفاده از اصطلاحاتی مانند «عامل نفوذ» می‌تواند به تفسیرهای مختلف و حتی اتهامات حقوقی منجر شود.

۳. جادوگران نمی‌توانند پرواز کنند: نقدی بر مفهوم «حقایق موقعیتی»
این فصل به نقد مفهوم «حقایق موقعیتی» می‌پردازد. این ایده که باورهای مردم در گذشته فقط محصول فرهنگ و شرایط زمان خودشان است و نه حقیقتی عینی، در برخی رویکردهای پست‌مدرن مطرح شده است. فورلند با مثال‌هایی مثل باور به جادوگری در قرون وسطی نشان می‌دهد که صرفاً چون مردم آن زمان چنین باورهایی داشتند، نمی‌توان آن‌ها را حقیقت واقعی دانست. او در نهایت از نظریه‌ای دفاع می‌کند که حقیقت را براساس انطباق باورها با واقعیت خارجی می‌سنجد.

۴. در دفاع از عینیت: واقعیت‌ها و انتخاب نظریه در تاریخ‌نگاری
فورلند نشان می‌دهد که مورخان می‌توانند روایت‌هایی واقعی و قابل اعتماد بسازند، حتی اگر همیشه با ناپایداری‌های معرفتی روبه‌رو باشند.

بخش دوم: تبیین و علیت

۵. متن تبیینی ایده‌آل در تاریخ: درخواستی برای رویکرد فراگیر
این فصل بر اهمیت تبیین‌های ساختاری و کارکردی تأکید می‌کند، اینکه تاریخ‌نگاری باید از تبیین‌های صرفاً علّی فراتر رود و به ابعاد مختلف پدیده‌ها توجه کند. فورلند همچنین بر لزوم رعایت اصول اخلاقی و معیارهای علمی در تاریخ‌نگاری تأکید می‌کند.

۶. ذهنیت به‌عنوان یک ویژگی اجتماعی نوظهور: آیا «روح زمانه» قدرت تبیینی دارد؟
او با نقد فردگرایی روش‌شناختی، استدلال می‌کند که تحلیل‌های تاریخی می‌توانند از ویژگی‌های اجتماعی نوظهور بهره‌مند شوند و از مفاهیمی مانند «موضوعات جمعی» استفاده کنند.

۷. اعمال خدا؟: معجزات و تبیین علمی
چالش‌های تبیین معجزات در تاریخ‌نگاری علمی مورد توجه این فصل است. نویسنده استدلال می‌کند که تاریخ‌نگاری علمی باید قادر به تبیین رویدادها با استفاده از روش‌های علمی باشد

۸. مسائل علیت در تاریخ‌نگاری
فورلند در این فصل به این موضوع می‌پردازد که آیا می‌توان دلایل را به‌عنوان علل در نظر گرفت، آیا علل اجتماعی واقعی وجود دارند و نقش علیت در ارائهٔ روایتی از رویدادهای تاریخی چیست. او همچنین به نقد روایت‌گرایی پرداخته و بر اهمیت توضیح علّی در تاریخ‌نگاری تأکید می‌کند.

اطلاعات کتابشناسی با دسترسی آزاد
Førland, Tor Egil. (2017), Values Objectivity, and Explanation in Historiography. Routledge

#روش_و_نظریه_در_تاریخ
#تاریخ‌نگاری
#عینیت
#تبیین_تاریخی
#تاریخ_علمی
@Dirooz_history
الإشارات إلى ما وقع في المنهاج من الأسماء والأماكن واللغات
لسراج الدين عمر بن علي الأنصاري الشافعي
تحقيق: هِبَة رُوبي عوض وبمشاركة محققين من دار الفلاح
#ابن_الملقن
#هبة_روبي_عوض
#فقه_شافعي
#لغة_عربية
نقد نظرية المدار ل د فهد الحمودي.pdf
7.5 MB
گزارشی در باره این کتاب را پایین نگاه کنید: 👇👇👇
این کتاب با عنوان «نقد نظرية المدار: إعادة رسم خارطة النظريات الغربية حول أصول الشريعة الإسلامية» (نقد نظریه مدار: بازترسیم نقشه نظریه‌های غربی پیرامون ریشه‌های شریعت اسلامی) [۱, ۳, ۵]، یک اثر پژوهشی تحلیلی است که به بررسی و ابطال نظریه‌های شرق‌شناسان غربی، به ویژه نظریه جوزف شاخت (Joseph Schacht)، در مورد تاریخ‌گذاری و اعتبار منابع شریعت اسلامی می‌پردازد [۲, ۱۹].
خلاصه دیدگاه‌ها و یافته‌های اصلی این کتاب به شرح زیر است:
۱. هدف و موضوع محوری کتاب
هدف اصلی این کتاب، نقد و ابطال نظریه «مدار اِسناد» (naẓariyyat al-madār) است که جوزف شاخت آن را مطرح کرد [۲, ۲۱]. این نظریه یکی از بنیادهای اصلی مطالعات شرق‌شناسی در زمینه حدیث و فقه اسلامی محسوب می‌شود [۱۹].
• پیش‌زمینه نظریه مدار: نظریه مدار بر این فرض استوار است که اسناد حدیث (سلسله راویان) در ابتدا بسیار محدود بودند و سپس به طور مصنوعی به سمت بالا (پیامبر ﷺ یا صحابه) امتداد داده شده‌اند (پدیده «رشد معکوس اسناد») [۲۸]. این نظریه مدعی است که نقطه‌ای در سند وجود دارد که راوی‌ای در آنجا، نویسنده واقعی آن روایت فقهی یا حدیثی است؛ این راوی را «مدار» می‌نامند [۲۵, ۳۲].
• پاسخ کتاب: این کتاب با هدف دفاع از اعتبار اصول شریعت اسلامی و با بررسی دقیق متون اصیل و ترجمه شده، به بررسی صحت این نظریه‌ها پرداخته و آن‌ها را نقد می‌کند [۲, ۲۱].
۲. ساختار اصلی کتاب (فصول پنج‌گانه)
کتاب دیدگاه‌های خود را در قالب پنج فصل اصلی دنبال می‌کند [۱۳]:
الف) فصل اول: ظهور و تطور نظریه مدار
این فصل به ظهور نظریه مدار و مراحل تکامل آن می‌پردازد [۲۳]. این نظریه بر مبنای فرضیات شرق‌شناسانی مانند گلدزیهر (Goldziher) توسعه یافت، که معتقد بود سنت نبوی چیزی جز مجموعه‌ای از اقوال متناقض جمع‌آوری شده در طول زمان نیست [۲۴].
ب) فصل دوم: اختلاف نظر پیرامون نظریه مدار
این بخش به بررسی موضع‌گیری‌ها و اختلافات گسترده در میان محققین غربی در مورد نظریه شاخت می‌پردازد [۳۷, ۳۹].
• تاییدکنندگان: برخی از پژوهشگران غربی مانند جِی. اچ. اِی. جوینبل (G. H. A. Juynboll) و مایکل کوک (Michael Cook)، این نظریه را پذیرفته و گسترش دادند [۳۹, ۴۳].
• منتقدان غربی: در مقابل، بسیاری از دانشمندان و متخصصین دیگر در مطالعات اسلامی، نظریات شاخت و نتایج آن را نقد و رد کردند [۲۱, ۶۶]. این اختلاف آرا در پژوهش‌های مربوط به حدیث و شریعت اسلامی کاملاً مشهود است [۳۷].
ج) فصل سوم: نقد ادله نظریه مدار (نقد شواهد اثباتی)
این فصل، که بخش اصلی نقد کتاب است [۸۱]، به ابطال شواهدی می‌پردازد که شاخت و پیروانش برای اثبات نظریه خود ارائه کرده بودند [۸۱].
• این کتاب به تحلیل موارد خاصی از احادیث (مانند حدیث بَیعُ الوَلاء و حدیث بَریرة) می‌پردازد که توسط شاخت استفاده شده بود [۸۱, ۸۴, ۸۶].
• نتیجه‌گیری این بخش نشان می‌دهد که ادله شاخت در اثبات نظریه مدار کافی نبوده و شواهد او در واقعیت با ساختار اصیل اسناد تضاد دارد [۸۱, ۸۵].
• این تحلیل‌ها ضعف روش‌شناختی شاخت و جوینبل را آشکار می‌سازد [۱۰۴].
د) فصل چهارم: درک محدثین از پدیده مدار و قصور شاخت
این فصل استدلال می‌کند که شاخت به دلیل قصور در درک مفاهیم و قواعد تعیین‌شده توسط محدثین، دچار اشتباه در تفسیر پدیده مدار شده است [۱۰۷, ۱۳۷].
• محدثین مسلمان مفاهیمی مانند «تفرّد» (تک‌روایت) و «مدار» را به‌خوبی درک کرده و برای تمایز احادیث صحیح از ضعیف، معیارهای دقیق (مانند جرح و تعدیل) داشتند [۱۰۷, ۱۳۷, ۱۳۸].
• شاخت نه تنها معانی مختلف «سنت» را که در فترات مختلف اسلامی استفاده می‌شد، درک نکرد [۱۰۸]، بلکه در تمایز بین انواع مختلف تفرّد (مانند تفرّد مطلق و تفرّد نسبی و منکر) نیز ناموفق بود [۱۲۰, ۱۴۱].
ه) فصل پنجم: لوازم ابطال نظریه مدار
این بخش به بررسی پیامدهای ضروری ناشی از ابطال نظریه مدار می‌پردازد [۱۵۵].
• سقوط نظریه‌های فرعی: با اثبات بطلان نظریه مدار، نظریات فرعی و وابسته به آن نیز (که شاخت برای تأیید نظریه‌اش به آن‌ها تکیه می‌کرد) ساقط می‌شوند [۱۵۵, ۱۶۵].
• این نظریات فرعی شامل نظریه رشد معکوس اسناد (Backward-growth of isnād) [۳۲, ۱۵۵] و نظریه اسناد عوائل (Family-isnād) [۳۲, ۱۵۸] و نظریه تاریخ‌گذاری وضع اثر (Dating of Tradition) [۳۵, ۱۶۱] هستند که همگی بر شالوده نظریه مدار بنا شده‌اند [۳۲]. ابطال نظریه اصلی، بطلان این نتایج را به دنبال دارد [۱۶۵].
۳. نتیجه‌گیری کلی
این کتاب در نهایت نشان می‌دهد که با وجود تلاش‌های شاخت و پیروانش برای اثبات این فرضیه که احادیث در طول زمان (بعد از قرن دوم هجری) ساخته شده و اسناد آن‌ها به طور مصنوعی به عقب (پیامبر ﷺ یا صحابه) بازگردانده شده‌اند [۳۰, ۴۵]، نظریه مدار نه تنها شواهد قوی ندارد [۱۶۵]، بلکه محققین غربی در تفسیر آن اختلاف نظر شدیدی دارند [۳۷] و روش‌شناسی آن با اصول مسلم محدثین در تعارض است [۱۰۷, ۱۴۳]. در نهایت، این پژوهش بیان می‌کند که اگر چه شاخت تظاهر به دقت علمی داشت، اما تحقیقات او و پیروانش به نتایج نادرست منجر شده و نیاز به بازترسیم نقشه تاریخ‌گذاری شریعت اسلامی وجود دارد [۲, ۱۶۵].
سلمان_فارسی_و_فتوحات_صدر_اسلام_منصور_داداش_نژاد.pdf
945.7 KB
چاپ شده در «حقیقت سلمان فارسی» مجموعه مقالات دومین کنگره سلمان فارسی، اصفهان. شهریور 1404
@Historylibrary
سالها پیش مقاله ای با عنوان «از شام تاریخی تا شام آخر الزمانی» نوشتم که در نت قابل دسترسی است. این مقاله، با مقدمه ای مفصل، توسط یکی از دوستان ترجمه و در کانادا به انگلیسی انتشار یافته که متن آن در آمازون قابل دسترسی است.
https://www.amazon.ca/Propaganda-Piety-Rewriting-Historical-Apocalyptic/dp/1927930650/