منوچهری:
ماه رمضان رفت و مرا رفتن او به
عید رمضان آمد، المنه لله
آنکس که بود آمدنی آمده بهتر
و آنکس که بود رفتنی او رفته بده به
برآمدن عید و برون رفتن روزه
ساقی بدهم باده، بر باغ و به سبزه
من روزه بدین سرخترین آب گشایم
زان سرخترین آب رهی را ده و مسته
برنه به کف دستیم آن جام چو کوثر
جام دگر آور، به کف دست دگر نه
ماه رمضان رفت و مرا رفتن او به
عید رمضان آمد، المنه لله
آنکس که بود آمدنی آمده بهتر
و آنکس که بود رفتنی او رفته بده به
برآمدن عید و برون رفتن روزه
ساقی بدهم باده، بر باغ و به سبزه
من روزه بدین سرخترین آب گشایم
زان سرخترین آب رهی را ده و مسته
برنه به کف دستیم آن جام چو کوثر
جام دگر آور، به کف دست دگر نه
دو صفحه پایانی کتاب مجالس المتقین شیخ محمد تقی برغانی معروف به شهید ثالث که در سال 1263 یا 1264ق وقتی برای نماز در محراب بود، از پشت سر با نیزه به او حمله شده و به شهادت رسید. نقاشی سمت راست تصویری از آن صحنه را نشان می دهد. صفحه سمت چپ کیفیت شهادت را نوشته است. تاریخ چاپ کتاب هم که مقتل است 1267 ق است.
https://t.me/Historylibrary
https://t.me/Historylibrary
حَدَّثَنِي عُبَيْدُ بْنُ إِسْحَاقَ، قَالَ: ثنا سَيْفُ بْنُ عُمَرَ قَالَ:
كُنْتُ عِنْدَ سَعْدٍ الْإِسْكَافِ فَجَاءَهُ ابْنُهُ يَبْكِي قَالَ: ضَرَبَنِي الْمُعَلِّمُ.
قَالَ: أَمَا وَاللَّهِ لَأُخْزِيَنَّهُمْ،
حَدَّثَنِي عِكْرِمَةُ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: مُعَلِّمُو صبيانكم شراركم، أقلهم رَحْمَةٌ لِلْيَتِيمِ وَأَغْلَظُهُمْ عَلَى الْمِسْكِينِ.
فسوی گوید: عبید بن اسحاق مرا روایت کرد، از سیف بن عمر، که گفت: نزد سعد اسکاف بودم. فرزندش در حالی که گریان بود آمد و گفت: معلم مرا کتک زد.
سعد اسکاف گفت: به خدا سوگند او را خوار خواهم کرد. عکرمه مرا روایت کرد، از ابن عباس که گفت: معلمان فرزندان شما، شرورترین افراد و کم رحم ترین آنها نسبت به یتیمان و شدیدترین مردمان بر مسکینان هستند.
فسوی می گوید: روایات سعد اسکاف و سیف بن عمر هیچ اعتباری ندارد.
المعرفة و التاریخ، 3/58
كُنْتُ عِنْدَ سَعْدٍ الْإِسْكَافِ فَجَاءَهُ ابْنُهُ يَبْكِي قَالَ: ضَرَبَنِي الْمُعَلِّمُ.
قَالَ: أَمَا وَاللَّهِ لَأُخْزِيَنَّهُمْ،
حَدَّثَنِي عِكْرِمَةُ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: مُعَلِّمُو صبيانكم شراركم، أقلهم رَحْمَةٌ لِلْيَتِيمِ وَأَغْلَظُهُمْ عَلَى الْمِسْكِينِ.
فسوی گوید: عبید بن اسحاق مرا روایت کرد، از سیف بن عمر، که گفت: نزد سعد اسکاف بودم. فرزندش در حالی که گریان بود آمد و گفت: معلم مرا کتک زد.
سعد اسکاف گفت: به خدا سوگند او را خوار خواهم کرد. عکرمه مرا روایت کرد، از ابن عباس که گفت: معلمان فرزندان شما، شرورترین افراد و کم رحم ترین آنها نسبت به یتیمان و شدیدترین مردمان بر مسکینان هستند.
فسوی می گوید: روایات سعد اسکاف و سیف بن عمر هیچ اعتباری ندارد.
المعرفة و التاریخ، 3/58
کتاب همایون شاهی.pdf
37.6 MB
خاطرات و رويدادهاى زندگى همايون است كه به سال 995ه'./ 1587م. يعنى سى و دو سال پس از مرگ آن پادشاه فراهم ساخته است.
معن بن عیسی و اسحاق بن سلیمان رازی برای ما روایت کردند و گفتند:
مالک بن انس از اسحاق بن عبدالله بن ابیطلحه از انس بن مالک نقل کرد که گفت:
روزی با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم راه میرفتم. بر تن ایشان عبایی از نجران بود که لبههای آن ضخیم و زِبَر بود. در این هنگام، یک اعرابی (بادیهنشین) به پیامبر رسید و عبا را با شدت از پشت کشید.
انس میگوید: بهقدری شدت داشت که من به صفحه گردن پیامبر نگاه کردم و دیدم لبه عبا از شدت کشیدن، در پوست گردن ایشان اثر گذاشته بود.
آن مرد گفت: ای محمد! به من از مال خدا که نزد توست، بده.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برگشت، خندید و دستور داد چیزی به او بدهند.
طبقات الکبری: 1/354 (چاپ دار الکتب العلمیه)
مالک بن انس از اسحاق بن عبدالله بن ابیطلحه از انس بن مالک نقل کرد که گفت:
روزی با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم راه میرفتم. بر تن ایشان عبایی از نجران بود که لبههای آن ضخیم و زِبَر بود. در این هنگام، یک اعرابی (بادیهنشین) به پیامبر رسید و عبا را با شدت از پشت کشید.
انس میگوید: بهقدری شدت داشت که من به صفحه گردن پیامبر نگاه کردم و دیدم لبه عبا از شدت کشیدن، در پوست گردن ایشان اثر گذاشته بود.
آن مرد گفت: ای محمد! به من از مال خدا که نزد توست، بده.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برگشت، خندید و دستور داد چیزی به او بدهند.
طبقات الکبری: 1/354 (چاپ دار الکتب العلمیه)
23جمادی الاول 1340
جناب فاضل مکرم رقیمه ای که بتاریخ 9 ربیع الاول 1340 بسرافرازی این مخلص نوشته بودید زیارت شد و باعث کمال مسرت گردید. اما از آن دو شاعر که از ایشان استفسار کرده بودید اخبارشان از این قرار است:
شاهی سبزواری از ذریهٌ ملوک سربدار سبزوار بود و از آن جهت تخلص شاهی را انتخاب کرد
ترجمه حالش در تذکره الشعرا دولتشاه سمرقندی مندرج است
خواستم یک نسخه از آن کتاب مفید که بیست و اند سال قبل از این چاپ و انتشار دادم بآنجناب بفرستم تا جواب شافی باشد ولی نسخه ای از آن پیش مخلص نمانده بود اگر در جایی نسخه ای از آن چاپ بدستتان بیفتد ترجمه حال او در صحیفهٌ436 الی 426 موجود است در اول طبقه هفتم شعرا در حق او دولتشاه میگوید,فضلا متفق اند که سوز خسرو و لطافت حَسَن و تازگیهای کمال و صفای سخن حافظ در کلام امیر شاهی سبزوار است و هو آق ملک بن ملک جمال الدین فیروز کوهی و اجداد او از بزرگان سربدار بوده اند.....عمر امیر شاهی از هفتاد سال تجاوز کرده بود که در بلدهٌ استر آباد بعهد دولت سلطان ابوالقاسم بابر بهادر وفات یافت و نعش او را به بلدهٌ فاخره سبزوار نقل کردند به خانقاهی که اجداد او ساخته اند به بیرون شهر سبزوار به جانب نیشابور مدفون است. وکان ذالک فی شهور سنه سبع و خمسین و ثمانمانه.
انتهی کلام دیوان شاهی گویا چاپ نشده است.
ولی نسخه های خطی در بیشتر کتابخانه های بزرگ انگلستان موجود است و خودم هم دارم.
اما ریاضی دو تاست, ریاضی سمرقندی که از معاصرین میر علی شیر نوایی و جامی بود و در سنهٌ 884 وفات یافتو دیگر مولانا ریاضی زاوه ای که از شعرا شاه اسمعیل صفوی بود و در سنه 931 متوفی گشت به سن هشتاد سالگی و سام میرزا پسر شاه اسمعیل و برادر شاه طهماسب در کتاب خود تحفهٌ سامی ذکری از او کرده است و مخلض دو نسخه از دیوان ریاضی دارم خطی ولی درست تحقیق نکرده ام که مال کدام از این دو ریاضی است.
باقی والسلام و ایام عزت و جلالت مستدام و بکام باد.
مخلص حقیقی ادوارد برون
Edward Browne
در زنجان خدمت جناب مستطاب فاضل شیخ میرزا ابوعبداله مشرف و فائز گردد
Shaikh Abu Abdullah
Zanjan Persia
جناب فاضل مکرم رقیمه ای که بتاریخ 9 ربیع الاول 1340 بسرافرازی این مخلص نوشته بودید زیارت شد و باعث کمال مسرت گردید. اما از آن دو شاعر که از ایشان استفسار کرده بودید اخبارشان از این قرار است:
شاهی سبزواری از ذریهٌ ملوک سربدار سبزوار بود و از آن جهت تخلص شاهی را انتخاب کرد
ترجمه حالش در تذکره الشعرا دولتشاه سمرقندی مندرج است
خواستم یک نسخه از آن کتاب مفید که بیست و اند سال قبل از این چاپ و انتشار دادم بآنجناب بفرستم تا جواب شافی باشد ولی نسخه ای از آن پیش مخلص نمانده بود اگر در جایی نسخه ای از آن چاپ بدستتان بیفتد ترجمه حال او در صحیفهٌ436 الی 426 موجود است در اول طبقه هفتم شعرا در حق او دولتشاه میگوید,فضلا متفق اند که سوز خسرو و لطافت حَسَن و تازگیهای کمال و صفای سخن حافظ در کلام امیر شاهی سبزوار است و هو آق ملک بن ملک جمال الدین فیروز کوهی و اجداد او از بزرگان سربدار بوده اند.....عمر امیر شاهی از هفتاد سال تجاوز کرده بود که در بلدهٌ استر آباد بعهد دولت سلطان ابوالقاسم بابر بهادر وفات یافت و نعش او را به بلدهٌ فاخره سبزوار نقل کردند به خانقاهی که اجداد او ساخته اند به بیرون شهر سبزوار به جانب نیشابور مدفون است. وکان ذالک فی شهور سنه سبع و خمسین و ثمانمانه.
انتهی کلام دیوان شاهی گویا چاپ نشده است.
ولی نسخه های خطی در بیشتر کتابخانه های بزرگ انگلستان موجود است و خودم هم دارم.
اما ریاضی دو تاست, ریاضی سمرقندی که از معاصرین میر علی شیر نوایی و جامی بود و در سنهٌ 884 وفات یافتو دیگر مولانا ریاضی زاوه ای که از شعرا شاه اسمعیل صفوی بود و در سنه 931 متوفی گشت به سن هشتاد سالگی و سام میرزا پسر شاه اسمعیل و برادر شاه طهماسب در کتاب خود تحفهٌ سامی ذکری از او کرده است و مخلض دو نسخه از دیوان ریاضی دارم خطی ولی درست تحقیق نکرده ام که مال کدام از این دو ریاضی است.
باقی والسلام و ایام عزت و جلالت مستدام و بکام باد.
مخلص حقیقی ادوارد برون
Edward Browne
در زنجان خدمت جناب مستطاب فاضل شیخ میرزا ابوعبداله مشرف و فائز گردد
Shaikh Abu Abdullah
Zanjan Persia
الحدود_الفاصلة_بين_أصول_منهج_السلف_الصالح_وأصول_القطبية_السرورية.pdf
21.3 MB
به تازگی یکی از علمای سلفی مصری با نام ابواسحاق حوینی که سالها بود ساز مخالفت با دیگر سلفی ها را زده و از سوی آنان متهم شده بود که سید قطبی شده، در گذشت. درگذشت وی، سبب خوشحالی شمار زیادی از علمای سلفی شد. تازگی کتابی هم در نزدیک به هزار صفحه علیه او نوشته شده که همین کتاب است.