کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
16.5K subscribers
9.96K photos
175 videos
2.12K files
1.36K links
کانال رسمی کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
http://www.historylib.com/
http://www.sohalibrary.com/
https://ebookshia.com/
https://t.me/Ebookshia
Download Telegram
مردم نیامده اند، ص 72
گزارش از سال 1326ق
https://www.quranicthought.com/ar/doctrine-books/
این طور کتابها و نسخه های خود را روی نت می گذارند، در حالی که کتابخانه های ما.... بعضا یک وبسایت برای اسامی نسخه ها هم ندارند.....
امسال هفتم ماه مبارک رمضان [1416] ، سی امین سالروز درگذشت استاد ما مرحوم استاد سید عبدالعزیز طباطبایی است. تاریخ درگذشت ایشان به تقویم خورشیدی هشتم بهمن ماه 1374 ش است. خداوند آن استاد عزیز را مشمول رحمت و مغفرت بی پایان خویش قرار دهد، استادی که به نوعی سلسله جنبان علم و تحقیق و پژوهش در قم بود. یکی از برکات آن استاد، راهنمایی محققان موسسه آل البیت (ع) و شماری فراوان از مشتاقانی بود که در خانه استاد، همیشه به رویشان باز بود. ایشان ادامه دهنده راه دو استاد بزرگوارش شیخ آقابزرگ طهرانی و علامه امینی بود.
وقتی نویسندگان هاجریسم از ایده های خود برگشتند:

خوان کول:
بسیاری از مفروضات و نتایج پژوهشگران تجدیدنظرطلب اشتباه بود. برای مثال، مایکل کوک و پاتریشا کرون در کتاب هاجریسم: شکل‌گیری جهان اسلام (۱۹۷۷) مدعی شدند که اسلام آغازین تحت تأثیر تفکرات سامری‌ها شکل گرفته است و به نوعی زیربنای سامری در آن وجود دارد. این ادعا بسیار نادرست است، زیرا سامری‌ها اعتقاد به معاد را رد می‌کردند، در حالی که قرآن به شدت بر این آموزه تأکید دارد. علاوه بر این، قرآن داستان‌هایی از تنخ را بازگو می‌کند، مانند روایت داوود و جالوت (بقره: ۲۵۱)، که اصلاً بخشی از کتاب مقدس سامری نبود. همچنین، سامری‌ها در قرن ششم میلادی دو شورش بزرگ علیه امپراتوری روم شرقی به راه انداختند. بنابراین، مشخص نیست که کوک و کرون چگونه سامری‌ها را گروهی «بی‌خطر (innocuous)» توصیف کرده‌اند. اگرچه احتمال تأثیر اندک سامری‌ها بر بخش‌هایی از قرآن غیرممکن نیست، اما اینکه اسلام اولیه بر پایۀ سامری‌گرایی بنا شده باشد، کاملاً غیرمنطقی است. چنین نظریه‌های غیرمسئولانه‌ای، صرفاً مجموعه‌ای از خطاهای جزئی نیستند، بلکه نشان‌دهندهٔ درک نادرست یا ناکافی نویسندگان از سامری‌گرایی و قرآن است. شگفت‌آورتر این است که داوران انتشارات دانشگاه کمبریج اجازه دادند چنین اشتباهات ابتدایی‌ای در این کتاب منتشر شود. شاید در مطالعات مربوط به خاستگاه‌های اسلام، هر نظریه‌ای، صرف‌نظر از صحت آن، قابل قبول تلقی می‌شود.
کتاب هاجریسم همچنین استدلالی ضمنی دربارهٔ منشأ دین اسلام در شام ارائه می‌دهد و به نوعی نظریهٔ توطئه‌ای را مطرح می‌کند که بر اساس آن، مسلمانان اولیه به مکه نماز نمی‌خواندند. در واکنش به این ادعا، دیوید ای. کینگ خاطرنشان کرده است که سطح دانش نجومی در قرن هفتم میلادی به مسلمانان اجازه نمی‌داد که موقعیت دقیق مکه را محاسبه کنند. علاوه بر این، انتقال فرضی محل نزول قرآن به شام، بر این پیش‌فرض استوار است که عربی، همچون یونانی شامگاهی (Levantine Greek)، یک زبان مشترک (koine) بوده است؛ اما این نیز برداشتی اشتباه است. یونانی کوینه محصول قرن‌ها سلطۀ حکومت‌های سلوکی و بطلمیوسی در شام و مصر و سپس امپراتوری روم شرقی بود، که در شرق به زبان یونانی ادامه یافت. نهادهایی مانند کتابخانه بزرگ اسکندریه و حمایت دولتی از شاعران و نویسندگان نیز به استاندارد شدن این زبان کمک کردند. در مقابل، عربی هرگز تحت حاکمیت یک سنت دولتی پایدار قرار نداشت که بتواند آن را استاندارد کند. شواهدی مانند سنگ‌نبشه‌های متعدد نشان می‌دهند که عربی در قالب گویش‌های محلی متنوعی وجود داشته است. بنابراین، از منظر زبانی، قرآن نمی‌توانست در هر نقطه‌ای از جهان عرب پدید آید، زیرا هرگونه الحاق بعدی به آن، تفاوت‌های گویشی و نگارشی مناطق مختلف را منعکس می‌کرد. حتی عربی کلاسیک که دولت اموی شروع به استانداردسازی آن کرد، تحت تأثیر شدید نحویان نجد قرار گرفت و با گویش حجازی که در قرآن مشهود است، تفاوت داشت؛ چنان‌که ماراین فان‌پوتن به‌طور مستند نشان داده است. در نهایت، نظریهٔ تجدیدنظر‌طلبان دربارۀ منشأ قرآنی در شام، به همان اندازه نامعقول است که تلاش کمال صلیبی، تاریخ‌نگار لبنانی، برای انتقال خاستگاه کتاب مقدس از شام به عربستان. با این حال، برخلاف مواجههٔ سرد محافل دانشگاهی با نظریهٔ صلیبی، نظریهٔ تجدیدنظر‌طلبان دربارهٔ منشأ غیرحجازی قرآن، همچنان در برخی محافل علمی پذیرفته شده است، هرچند به همان اندازه نادرست به نظر می‌رسد.
در سال‌های بعد، مایکل کوک به طور عمده از هاجریسم فاصله گرفت و به تولید آثار علمی برجسته‌ای در زمینه‌های کلیدی تمدن اسلامی پرداخت. پاتریشیا کرون برای چندین دهه تمایلی به اظهار نظر در مورد اسلام اولیه نداشت و در عوض مجموعه‌ای مهم از آثار در تاریخ و اندیشه قرون وسطی تولید کرد. او برای مدتی به برخی از استدلال‌های هاجریسم وفادار ماند، اما به نظر می‌رسد که بیشتر آن‌ها را تا دهه اول قرن بیست و یکم رها کرده است. در اواخر زندگی‌اش، او به نوشتن درباره قرآن پرداخت و به این نتیجه رسید که قرآن در نهایت یک منبع اولیه اولیه است.
https://docs.google.com/document/d/1MxmSWlswivxAQam9zCK4PwJNqCJPmHfkThzZCCKjxlg/edit?tab=t.0
مکرر با میرزا حسین نوری در نجف ملاقات شد، از نوشتن کتاب فصل الخطاب پیشمان بود...
کتاب جهادیه متعلق به کتابخانه ملی اما در کتابخانه کنگره امریکا!
این هم از یک کتابخانه دیگر بشرح ایضا....
Forwarded from رسول جعفریان
انا لله و انا الیه راجعون

مادرم، نور چشمم، و عزیز دلم از دست رفت.
از خداوند برایش طلب مغفرت و رحمت کنید.
خداوند رفتگان شما را بیامرزد.
Forwarded from رسول جعفریان
این عکس باید از اوائل دهه شصت باشد، شاید سال 62 یا اندکی پس از آن. همراه پدر و مادرم، در خانه پدری. پدرم روز سیزده رجب سال 1387 درگذشت. خدای رحمتش کند. سایه مادر را بالای سرم دارم. خداوند حفظش کند.
فرسته 4 سال پیش👆
استاد رسول جعفریان، و یادی از زحمات مادرشان زمانی که ایشان کودک بودند...

امروز ۲۱ اسفند ۱۴۰۳، مصادف با سال‌روز رحلت حضرت ام المؤمنين خدیجه کبری سلام الله علیها، مادر استاد جعفریان به جوار رحمت الهی پیوستند و ان‌شاءالله مهمان ام المؤمنين.

@nosakh_shii