کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
16.5K subscribers
9.96K photos
175 videos
2.12K files
1.36K links
کانال رسمی کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
http://www.historylib.com/
http://www.sohalibrary.com/
https://ebookshia.com/
https://t.me/Ebookshia
Download Telegram
چند صفحه از ناسخ التواریخ شرح احوال امام سجاد ع. پاورقی را ملاحظه بفرمایید.
انالله و انا الیه راجعون
استاد سیدمحمدرضا حسینی جلالی، محقق و حدیث‌پژوه معاصر دارفانی را وداع گفت.

گفت‌وگو با استاد محمدرضا جلالی و گذری بر زندگی و آثار و آراء ایشان در مباحثات

https://mobahesat.ir/9652

🔻🔻🔻
@mobahesat
خوان کول:
باید به یاد داشت که پژوهشگران آکادمیک حوزهٔ اسلام‌شناسی در جهان آتلانتیک شمالی، درگیر نوعی مواجههٔ فکری و احساسی با «دیگری» بوده‌اند. یهودیان، مسیحیان، و افرادی که به هیچ دین خاصی وابسته نیستند، گاهی با پیش‌فرض‌هایی خاص به مطالعات اسلامی روی می‌آورند و ممکن است با نوعی خصومت یا از منظر کلیشه‌هایی که ادوارد سعید در پژوهش کلاسیک خود، شرق‌شناسی، شرح داده است، به این حوزه نگاه کنند. دانشگاه‌های اروپا و آمریکا، با وجود ادعای بی‌طرفی، اغلب به‌طور ضمنی تحت تأثیر سنت‌های یهودی و مسیحی بوده‌اند. این امر زمانی آشکار می‌شود که به مشکلات حرفه‌ای توماس ال. تامپسون توجه کنیم، کسی که روایت‌های کتاب مقدس دربارهٔ دوران داوود و سلیمان را بر اساس یافته‌های باستان‌شناسی به چالش کشید. برخی از بنیان‌گذاران حوزهٔ مطالعات اسلام آغازین در دانشگاه‌های اروپایی—که در آن زمان هنوز عمدتاً نهادهایی مسیحی بودند—جدل‌های کلامی مسیحی را در آثار خود جای دادند؛ بنابراین، پژوهشگران معاصری که بر مبنای نظریات آن‌ها کار می‌کنند، باید به این ریشه‌ها توجه داشته باشند. برخی پژوهش‌های دانشگاهی معاصر هنوز پژواکی از مجادلات مسیحی و حتی اسلام‌هراسی را در خود دارند. البته، پاره‌ای از آثار و گاه حتی نشریاتی کامل نیز بر اساس رویکردهای دفاعی اسلامی شکل گرفته‌اند. قوانین گفت‌وگوی دانشگاهی برای مقابله با چنین سوگیری‌هایی تدوین شده‌اند.

Juan Cole, (2025), Rethinking the Qur’ān in Late Antiquity, De Gruyter
نقد مجروح بخارایی بر سعدی و اشعار او در مذمت زنان: (نسخه قرن ۱۱)

شنیدم که سعدی روشن روان
نکو رای شیخ سعادت نشان
دژم کرده دل با هوای نسا
سگالیده یکچندشان ناسزا
من ار بودمی عهد آن مقتدا
نکو گفتمش پاسخ جان فزا
که گر زن نبودی در این مرزگاه
چه نوع آمدی از عدم از چه راه
اگر بنده ای آفریننده را
چه پیچی جبین ستایش ز ما
سوی راستی آن که شد گامزن
تو گو باش صورت، چه مرد و چه زن
به نیروی همت دل هوشمند
کشد تاج کیوان بشیو کمند
تنی کو ز هر کیش بد دل گسست
سزاوار مردی و مردانگیست
بسا زن که دل پاک و یزدان پرست
نه هر زن بدین ناسزا یاورست
کج اندیش خود تیشه بر پا زند
گمان غلط، نیک را بد کند
... از آن شیخ نالد ز دست زنان
که بودی مدام از زنان بدگمان
بگیتی زنان لطف را چاکرند
باندک تغافل بمرگ اندرند
اگر از خدیو سرا خوش دلند
بفرمانبری تار جان بگلسند
زن و مرد را ور نباشد وفا
کف خاکش افزون ناَرزد بها
... و لیکن شگفت آیدم زین سخن
که شیخی چنین مقتدای زمَن
چنین هرزه فتوا نهد یادگار
که باید زن تازه ای هر بهار
همه کام مردان دهد کردگار
زنان را مگر نیست پروردگار
https://t.me/Historylibrary
استاد مرحوم آیت الله سید محمدرضا حسینی جلالی
تشییع فردا چهارشنبه ۱۵ اسفند ساعت ۲ از مسجد امام حسن ع به سمت حرم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفتگویی در باره کتابخانه واتیکان، این که چه مقدار کتاب چاپی و چه مقدار مخطوطات دارد
مردم نیامده اند، ص 39
مردم نیامده اند، ص 72
گزارش از سال 1326ق
https://www.quranicthought.com/ar/doctrine-books/
این طور کتابها و نسخه های خود را روی نت می گذارند، در حالی که کتابخانه های ما.... بعضا یک وبسایت برای اسامی نسخه ها هم ندارند.....
امسال هفتم ماه مبارک رمضان [1416] ، سی امین سالروز درگذشت استاد ما مرحوم استاد سید عبدالعزیز طباطبایی است. تاریخ درگذشت ایشان به تقویم خورشیدی هشتم بهمن ماه 1374 ش است. خداوند آن استاد عزیز را مشمول رحمت و مغفرت بی پایان خویش قرار دهد، استادی که به نوعی سلسله جنبان علم و تحقیق و پژوهش در قم بود. یکی از برکات آن استاد، راهنمایی محققان موسسه آل البیت (ع) و شماری فراوان از مشتاقانی بود که در خانه استاد، همیشه به رویشان باز بود. ایشان ادامه دهنده راه دو استاد بزرگوارش شیخ آقابزرگ طهرانی و علامه امینی بود.
وقتی نویسندگان هاجریسم از ایده های خود برگشتند:

خوان کول:
بسیاری از مفروضات و نتایج پژوهشگران تجدیدنظرطلب اشتباه بود. برای مثال، مایکل کوک و پاتریشا کرون در کتاب هاجریسم: شکل‌گیری جهان اسلام (۱۹۷۷) مدعی شدند که اسلام آغازین تحت تأثیر تفکرات سامری‌ها شکل گرفته است و به نوعی زیربنای سامری در آن وجود دارد. این ادعا بسیار نادرست است، زیرا سامری‌ها اعتقاد به معاد را رد می‌کردند، در حالی که قرآن به شدت بر این آموزه تأکید دارد. علاوه بر این، قرآن داستان‌هایی از تنخ را بازگو می‌کند، مانند روایت داوود و جالوت (بقره: ۲۵۱)، که اصلاً بخشی از کتاب مقدس سامری نبود. همچنین، سامری‌ها در قرن ششم میلادی دو شورش بزرگ علیه امپراتوری روم شرقی به راه انداختند. بنابراین، مشخص نیست که کوک و کرون چگونه سامری‌ها را گروهی «بی‌خطر (innocuous)» توصیف کرده‌اند. اگرچه احتمال تأثیر اندک سامری‌ها بر بخش‌هایی از قرآن غیرممکن نیست، اما اینکه اسلام اولیه بر پایۀ سامری‌گرایی بنا شده باشد، کاملاً غیرمنطقی است. چنین نظریه‌های غیرمسئولانه‌ای، صرفاً مجموعه‌ای از خطاهای جزئی نیستند، بلکه نشان‌دهندهٔ درک نادرست یا ناکافی نویسندگان از سامری‌گرایی و قرآن است. شگفت‌آورتر این است که داوران انتشارات دانشگاه کمبریج اجازه دادند چنین اشتباهات ابتدایی‌ای در این کتاب منتشر شود. شاید در مطالعات مربوط به خاستگاه‌های اسلام، هر نظریه‌ای، صرف‌نظر از صحت آن، قابل قبول تلقی می‌شود.
کتاب هاجریسم همچنین استدلالی ضمنی دربارهٔ منشأ دین اسلام در شام ارائه می‌دهد و به نوعی نظریهٔ توطئه‌ای را مطرح می‌کند که بر اساس آن، مسلمانان اولیه به مکه نماز نمی‌خواندند. در واکنش به این ادعا، دیوید ای. کینگ خاطرنشان کرده است که سطح دانش نجومی در قرن هفتم میلادی به مسلمانان اجازه نمی‌داد که موقعیت دقیق مکه را محاسبه کنند. علاوه بر این، انتقال فرضی محل نزول قرآن به شام، بر این پیش‌فرض استوار است که عربی، همچون یونانی شامگاهی (Levantine Greek)، یک زبان مشترک (koine) بوده است؛ اما این نیز برداشتی اشتباه است. یونانی کوینه محصول قرن‌ها سلطۀ حکومت‌های سلوکی و بطلمیوسی در شام و مصر و سپس امپراتوری روم شرقی بود، که در شرق به زبان یونانی ادامه یافت. نهادهایی مانند کتابخانه بزرگ اسکندریه و حمایت دولتی از شاعران و نویسندگان نیز به استاندارد شدن این زبان کمک کردند. در مقابل، عربی هرگز تحت حاکمیت یک سنت دولتی پایدار قرار نداشت که بتواند آن را استاندارد کند. شواهدی مانند سنگ‌نبشه‌های متعدد نشان می‌دهند که عربی در قالب گویش‌های محلی متنوعی وجود داشته است. بنابراین، از منظر زبانی، قرآن نمی‌توانست در هر نقطه‌ای از جهان عرب پدید آید، زیرا هرگونه الحاق بعدی به آن، تفاوت‌های گویشی و نگارشی مناطق مختلف را منعکس می‌کرد. حتی عربی کلاسیک که دولت اموی شروع به استانداردسازی آن کرد، تحت تأثیر شدید نحویان نجد قرار گرفت و با گویش حجازی که در قرآن مشهود است، تفاوت داشت؛ چنان‌که ماراین فان‌پوتن به‌طور مستند نشان داده است. در نهایت، نظریهٔ تجدیدنظر‌طلبان دربارۀ منشأ قرآنی در شام، به همان اندازه نامعقول است که تلاش کمال صلیبی، تاریخ‌نگار لبنانی، برای انتقال خاستگاه کتاب مقدس از شام به عربستان. با این حال، برخلاف مواجههٔ سرد محافل دانشگاهی با نظریهٔ صلیبی، نظریهٔ تجدیدنظر‌طلبان دربارهٔ منشأ غیرحجازی قرآن، همچنان در برخی محافل علمی پذیرفته شده است، هرچند به همان اندازه نادرست به نظر می‌رسد.
در سال‌های بعد، مایکل کوک به طور عمده از هاجریسم فاصله گرفت و به تولید آثار علمی برجسته‌ای در زمینه‌های کلیدی تمدن اسلامی پرداخت. پاتریشیا کرون برای چندین دهه تمایلی به اظهار نظر در مورد اسلام اولیه نداشت و در عوض مجموعه‌ای مهم از آثار در تاریخ و اندیشه قرون وسطی تولید کرد. او برای مدتی به برخی از استدلال‌های هاجریسم وفادار ماند، اما به نظر می‌رسد که بیشتر آن‌ها را تا دهه اول قرن بیست و یکم رها کرده است. در اواخر زندگی‌اش، او به نوشتن درباره قرآن پرداخت و به این نتیجه رسید که قرآن در نهایت یک منبع اولیه اولیه است.
https://docs.google.com/document/d/1MxmSWlswivxAQam9zCK4PwJNqCJPmHfkThzZCCKjxlg/edit?tab=t.0