چند صفحه از ناسخ التواریخ شرح احوال امام سجاد ع. پاورقی را ملاحظه بفرمایید.
انالله و انا الیه راجعون
استاد سیدمحمدرضا حسینی جلالی، محقق و حدیثپژوه معاصر دارفانی را وداع گفت.
گفتوگو با استاد محمدرضا جلالی و گذری بر زندگی و آثار و آراء ایشان در مباحثات
https://mobahesat.ir/9652
🔻🔻🔻
@mobahesat
استاد سیدمحمدرضا حسینی جلالی، محقق و حدیثپژوه معاصر دارفانی را وداع گفت.
گفتوگو با استاد محمدرضا جلالی و گذری بر زندگی و آثار و آراء ایشان در مباحثات
https://mobahesat.ir/9652
🔻🔻🔻
@mobahesat
خوان کول:
باید به یاد داشت که پژوهشگران آکادمیک حوزهٔ اسلامشناسی در جهان آتلانتیک شمالی، درگیر نوعی مواجههٔ فکری و احساسی با «دیگری» بودهاند. یهودیان، مسیحیان، و افرادی که به هیچ دین خاصی وابسته نیستند، گاهی با پیشفرضهایی خاص به مطالعات اسلامی روی میآورند و ممکن است با نوعی خصومت یا از منظر کلیشههایی که ادوارد سعید در پژوهش کلاسیک خود، شرقشناسی، شرح داده است، به این حوزه نگاه کنند. دانشگاههای اروپا و آمریکا، با وجود ادعای بیطرفی، اغلب بهطور ضمنی تحت تأثیر سنتهای یهودی و مسیحی بودهاند. این امر زمانی آشکار میشود که به مشکلات حرفهای توماس ال. تامپسون توجه کنیم، کسی که روایتهای کتاب مقدس دربارهٔ دوران داوود و سلیمان را بر اساس یافتههای باستانشناسی به چالش کشید. برخی از بنیانگذاران حوزهٔ مطالعات اسلام آغازین در دانشگاههای اروپایی—که در آن زمان هنوز عمدتاً نهادهایی مسیحی بودند—جدلهای کلامی مسیحی را در آثار خود جای دادند؛ بنابراین، پژوهشگران معاصری که بر مبنای نظریات آنها کار میکنند، باید به این ریشهها توجه داشته باشند. برخی پژوهشهای دانشگاهی معاصر هنوز پژواکی از مجادلات مسیحی و حتی اسلامهراسی را در خود دارند. البته، پارهای از آثار و گاه حتی نشریاتی کامل نیز بر اساس رویکردهای دفاعی اسلامی شکل گرفتهاند. قوانین گفتوگوی دانشگاهی برای مقابله با چنین سوگیریهایی تدوین شدهاند.
Juan Cole, (2025), Rethinking the Qur’ān in Late Antiquity, De Gruyter
باید به یاد داشت که پژوهشگران آکادمیک حوزهٔ اسلامشناسی در جهان آتلانتیک شمالی، درگیر نوعی مواجههٔ فکری و احساسی با «دیگری» بودهاند. یهودیان، مسیحیان، و افرادی که به هیچ دین خاصی وابسته نیستند، گاهی با پیشفرضهایی خاص به مطالعات اسلامی روی میآورند و ممکن است با نوعی خصومت یا از منظر کلیشههایی که ادوارد سعید در پژوهش کلاسیک خود، شرقشناسی، شرح داده است، به این حوزه نگاه کنند. دانشگاههای اروپا و آمریکا، با وجود ادعای بیطرفی، اغلب بهطور ضمنی تحت تأثیر سنتهای یهودی و مسیحی بودهاند. این امر زمانی آشکار میشود که به مشکلات حرفهای توماس ال. تامپسون توجه کنیم، کسی که روایتهای کتاب مقدس دربارهٔ دوران داوود و سلیمان را بر اساس یافتههای باستانشناسی به چالش کشید. برخی از بنیانگذاران حوزهٔ مطالعات اسلام آغازین در دانشگاههای اروپایی—که در آن زمان هنوز عمدتاً نهادهایی مسیحی بودند—جدلهای کلامی مسیحی را در آثار خود جای دادند؛ بنابراین، پژوهشگران معاصری که بر مبنای نظریات آنها کار میکنند، باید به این ریشهها توجه داشته باشند. برخی پژوهشهای دانشگاهی معاصر هنوز پژواکی از مجادلات مسیحی و حتی اسلامهراسی را در خود دارند. البته، پارهای از آثار و گاه حتی نشریاتی کامل نیز بر اساس رویکردهای دفاعی اسلامی شکل گرفتهاند. قوانین گفتوگوی دانشگاهی برای مقابله با چنین سوگیریهایی تدوین شدهاند.
Juan Cole, (2025), Rethinking the Qur’ān in Late Antiquity, De Gruyter
De Gruyter Brill
Rethinking the Qur’ān in Late Antiquity
How the Qur’ān reflects on and responds to the regional cultural, religious and political currents swirling in Western Arabia and neighboring areas during the great war, 603-630, between the Roman and Sasanian empires? The book approaches the Qur’ān through…
نقد مجروح بخارایی بر سعدی و اشعار او در مذمت زنان: (نسخه قرن ۱۱)
شنیدم که سعدی روشن روان
نکو رای شیخ سعادت نشان
دژم کرده دل با هوای نسا
سگالیده یکچندشان ناسزا
من ار بودمی عهد آن مقتدا
نکو گفتمش پاسخ جان فزا
که گر زن نبودی در این مرزگاه
چه نوع آمدی از عدم از چه راه
اگر بنده ای آفریننده را
چه پیچی جبین ستایش ز ما
سوی راستی آن که شد گامزن
تو گو باش صورت، چه مرد و چه زن
به نیروی همت دل هوشمند
کشد تاج کیوان بشیو کمند
تنی کو ز هر کیش بد دل گسست
سزاوار مردی و مردانگیست
بسا زن که دل پاک و یزدان پرست
نه هر زن بدین ناسزا یاورست
کج اندیش خود تیشه بر پا زند
گمان غلط، نیک را بد کند
... از آن شیخ نالد ز دست زنان
که بودی مدام از زنان بدگمان
بگیتی زنان لطف را چاکرند
باندک تغافل بمرگ اندرند
اگر از خدیو سرا خوش دلند
بفرمانبری تار جان بگلسند
زن و مرد را ور نباشد وفا
کف خاکش افزون ناَرزد بها
... و لیکن شگفت آیدم زین سخن
که شیخی چنین مقتدای زمَن
چنین هرزه فتوا نهد یادگار
که باید زن تازه ای هر بهار
همه کام مردان دهد کردگار
زنان را مگر نیست پروردگار
https://t.me/Historylibrary
شنیدم که سعدی روشن روان
نکو رای شیخ سعادت نشان
دژم کرده دل با هوای نسا
سگالیده یکچندشان ناسزا
من ار بودمی عهد آن مقتدا
نکو گفتمش پاسخ جان فزا
که گر زن نبودی در این مرزگاه
چه نوع آمدی از عدم از چه راه
اگر بنده ای آفریننده را
چه پیچی جبین ستایش ز ما
سوی راستی آن که شد گامزن
تو گو باش صورت، چه مرد و چه زن
به نیروی همت دل هوشمند
کشد تاج کیوان بشیو کمند
تنی کو ز هر کیش بد دل گسست
سزاوار مردی و مردانگیست
بسا زن که دل پاک و یزدان پرست
نه هر زن بدین ناسزا یاورست
کج اندیش خود تیشه بر پا زند
گمان غلط، نیک را بد کند
... از آن شیخ نالد ز دست زنان
که بودی مدام از زنان بدگمان
بگیتی زنان لطف را چاکرند
باندک تغافل بمرگ اندرند
اگر از خدیو سرا خوش دلند
بفرمانبری تار جان بگلسند
زن و مرد را ور نباشد وفا
کف خاکش افزون ناَرزد بها
... و لیکن شگفت آیدم زین سخن
که شیخی چنین مقتدای زمَن
چنین هرزه فتوا نهد یادگار
که باید زن تازه ای هر بهار
همه کام مردان دهد کردگار
زنان را مگر نیست پروردگار
https://t.me/Historylibrary