در کتاب جامعه شناسی 2 پایه 11 دوره دوم متوسطه، به دانش آموز ما تعلیم داده می شود که اگر «علم جدید» بخواهد «پیشرفت» کند باید «رویکرد دنیوی» داشته باشد. چون در غرب این طور پیشرفت کرده است. در واقع می خواسته غرب را نقد کند، ناخواسته، دانش آموز را به این فکر می اندازد که اگر کشورش بخواهد پیشرفت کند، باید مثل آنها فکر کند. در ادامه میگوید: چون «علوم تجربی» بر اثر این «رویکرد دنیوی» در غرب اهمیت پیدا کرد «صنعت و فنّاوری» پیشرفت کرد.
این طور کتاب درسی نوشتن چه نتیجه ای روی سرنوشت علم و سرنوشت دین در کشور ما می گذارد؟
این طور کتاب درسی نوشتن چه نتیجه ای روی سرنوشت علم و سرنوشت دین در کشور ما می گذارد؟
Forwarded from یادداشت های حسن انصاری
جناب آقای جعفريان به نکته مهمی اشاره کرده. متأسفانه در دهه اول بعد از انقلاب ما در يک دوره ای گرفتار انديشه های چپی و روشنفکری چپ از انواع مختلفش از چپ لائيک تا "چپ اسلامی" شديم. اينجا بود که از "سنت" دور شديم و تاريخ و تمدن را ناديده گرفتيم. بعد از آن هم عده ای برای بازگشت به "سنت" راه خطا رفتند. گمان بردند سنت يعنی پاک انديشی دينی، يعنی نفی و پاک سازی تاريخ، يعنی تقابل سازی های تمدنی برای نظام سازی اندیشگی، يعنی خود را محکوم به "حوالت تاريخی" مزعوم ديدن. عده ای که بلندگو هم در اختيار داشتند رفتند به انديشه فرديدی دلخوش شدند. باز از "سنت" فاصله گرفتند. سنت ملی و دينی ما در طول صدها سال و بل چند هزار سال ما چه بوده؟ نه آيا دين و فهم دين در بستر تمدنی؟ نه آيا نهضت ترجمه علوم از عصر ساسانی همواره مورد توجه بوده؟ نه آيا تمدن اسلامی تمدنی جهانی نگر و گشوده بر همه علوم و فنون و معارف و بر "بحث" و "نظر" بوده؟ نه آيا حتی فقه و اصول و کلام ما در گفتگویی با زمينه های تمدنی و با دستاوردهای علمی بشری زمان خود شکل گرفته و متحول شده؟ تمدن ما تمدن ابو ريحان و خواجه نصير طوسی است.
متأسفانه هم در عرصه رسانه و هم در عرصه آموزش و پرورش ما در درک "سنت" به خطا رفتيم. درک سنت مستلزم برخورداری از درک درست دانش دينی است و مستلزم داشتن "درک ملی" است. بياييم آگاهی ملی را تقويت کنيم.
@azbarresihayetarikhi
متأسفانه هم در عرصه رسانه و هم در عرصه آموزش و پرورش ما در درک "سنت" به خطا رفتيم. درک سنت مستلزم برخورداری از درک درست دانش دينی است و مستلزم داشتن "درک ملی" است. بياييم آگاهی ملی را تقويت کنيم.
@azbarresihayetarikhi
امام علی برای رفتن به نهروان از مدائن عبور کرد یا بغداد؟
خطیب بغدادی می نویسد:
گفتم: در بازار عتیق مسجدی وجود دارد که شیعیان به آن وارد میشوند، آن را زیارت و بزرگ میدارند و ادعا میکنند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب در آنجا نماز خوانده است. اما من هیچیک از اهل علم را ندیدهام که این موضوع را تأیید کند یا چیزی درباره آن روایت کرده باشد، جز آنچه که قاضی ابوعبدالله حسین بن علی صیمری به ما خبر داد. او گفت: احمد بن محمد بن علی صیرفی به ما خبر داد و او از قاضی ابوبکر محمد بن عمر جعابی حافظ نقل کرد.
جعابی درباره بغداد گفت: «گفته میشود که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب از بغداد عبور کرده و به سمت نهروان بازگشته و در بعضی از مواضع آن نماز خوانده است. اگر این موضوع صحیح باشد، پس همراهان او از صحابه نیز وارد بغداد شدهاند.»
گفتم: آنچه محفوظ و شناخته شده است این است که علی (علیهالسلام) از مسیر مدائن برای رفتن به نهروان و بازگشت از آن استفاده کرده است، و خدا داناتر است.
ابوالفضل عیسی بن احمد بن عثمان همدانی به من گفت: از ابوالحسن بن رزقویه شنیدم که گفت: روزی نزد ابوبکر ابن جعابی بودم که گروهی از شیعیان آمدند و بر او سلام کردند. سپس کیسهای پر از درهم به او دادند و گفتند: «ای قاضی، شما اسامی محدثان بغداد را جمع کردهاید و کسانی که به این شهر آمدهاند را ذکر کردهاید. امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب نیز به بغداد وارد شده است، از شما میخواهیم که او را در کتاب خود ذکر کنید.»
او گفت: «بله، ای غلام، کتاب را بیاور.» کتاب آورده شد و او نوشت: «و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب، گفته میشود که به اینجا آمده است.»
ابن رزقویه گفت: وقتی آن گروه رفتند، به او گفتم: «ای قاضی، آنچه را که در کتاب اضافه کردی، از کجا آوردی؟» او پاسخ داد: «همین کسانی که دیدی!» یا چیزی شبیه به این.
[تاریخ بغداد، 1/404(چاپ بشار)
خطیب بغدادی می نویسد:
گفتم: در بازار عتیق مسجدی وجود دارد که شیعیان به آن وارد میشوند، آن را زیارت و بزرگ میدارند و ادعا میکنند که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب در آنجا نماز خوانده است. اما من هیچیک از اهل علم را ندیدهام که این موضوع را تأیید کند یا چیزی درباره آن روایت کرده باشد، جز آنچه که قاضی ابوعبدالله حسین بن علی صیمری به ما خبر داد. او گفت: احمد بن محمد بن علی صیرفی به ما خبر داد و او از قاضی ابوبکر محمد بن عمر جعابی حافظ نقل کرد.
جعابی درباره بغداد گفت: «گفته میشود که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب از بغداد عبور کرده و به سمت نهروان بازگشته و در بعضی از مواضع آن نماز خوانده است. اگر این موضوع صحیح باشد، پس همراهان او از صحابه نیز وارد بغداد شدهاند.»
گفتم: آنچه محفوظ و شناخته شده است این است که علی (علیهالسلام) از مسیر مدائن برای رفتن به نهروان و بازگشت از آن استفاده کرده است، و خدا داناتر است.
ابوالفضل عیسی بن احمد بن عثمان همدانی به من گفت: از ابوالحسن بن رزقویه شنیدم که گفت: روزی نزد ابوبکر ابن جعابی بودم که گروهی از شیعیان آمدند و بر او سلام کردند. سپس کیسهای پر از درهم به او دادند و گفتند: «ای قاضی، شما اسامی محدثان بغداد را جمع کردهاید و کسانی که به این شهر آمدهاند را ذکر کردهاید. امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب نیز به بغداد وارد شده است، از شما میخواهیم که او را در کتاب خود ذکر کنید.»
او گفت: «بله، ای غلام، کتاب را بیاور.» کتاب آورده شد و او نوشت: «و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب، گفته میشود که به اینجا آمده است.»
ابن رزقویه گفت: وقتی آن گروه رفتند، به او گفتم: «ای قاضی، آنچه را که در کتاب اضافه کردی، از کجا آوردی؟» او پاسخ داد: «همین کسانی که دیدی!» یا چیزی شبیه به این.
[تاریخ بغداد، 1/404(چاپ بشار)
نامه مدیر مدرسة التهذیب مدینه منوره، در سال 1374 ق به آقای سید محمدعلی روضاتی در باره کتاب جامع الانساب
🟥 انتشار کتاب «بازسازی کتابخانهٔ ارپنیوس: اوّلین مجموعهٔ شرقشناسی کتابخانهٔ دانشگاه کمبریج»
😀 مجید دانشگر
🔵اطلاعات کتابشناختی:
Daneshgar, Majid. (2024). Reconstructing Erpenius’ Library: The First Collection of Oriental Manuscripts at Cambridge University Library. Leiden: Brill. https://doi.org/10.1163/9789004712607
✍️ توضیح:
دانشگاه کمبریج انگلستان صاحب یکی از مهمترین مجموعههای نسخ خطی شرقی و اسلامی جهان است. این مجموعه متعلق است به شرق شناس نامدار هلندی توماس فان ارپه معروف به توماس ارپنیوس که در سال ۱۶۲۴ میلادی از دنیا رفت؛ مجموعهای با بیش از دهها نسخه و رساله به ۱۵ زبان و رسمالخط کهن و پیشامدرن که برای تقریبا چهارصد سال در کتابخانهٔ دانشگاه کمبریج محفوظ بوده و تنها تعداد بسیار اندکی از آنها به دنیا معرفی شده بود. مجید دانشگر٬ پژوهشگر پیشین دانشگاه کمبریج٬ نه تنها برای اولین بار نمایشگاهی پیرامون مجموعهٔ ارپنیوس در محلّ کتابخانه برگزار کردهاست بلکه کتابی با عنوان «بازسازی کتابخانهٔ ارپنیوس: اوّلین مجموعهٔ شرقشناسی کتابخانهٔ دانشگاه کمبریج» را توسط انتشارات بریل منتشر ساختهاست. خبر برگزاری نمایشگاه و انتشار کتاب مورد توجه رسانههای بین المللی به زبانهای انگلیسی و فرانسوی و محافل علمی از جمله آسیاپژوهان و متخصصان زبانهای مالایی-اندونزیایی قرار گرفته است.
ویدئوی تبلیغی دانشگاه کمبریج از نمایشگاه «داستانی بیپایان: نسخ خطی٬ دانش و ترجمه در قرن هفدهم» را با زیرنویس فارسی در اینجا مشاهده کنید.
#انعکاس_کتاب
@inekas
😀 مجید دانشگر
🔵اطلاعات کتابشناختی:
Daneshgar, Majid. (2024). Reconstructing Erpenius’ Library: The First Collection of Oriental Manuscripts at Cambridge University Library. Leiden: Brill. https://doi.org/10.1163/9789004712607
✍️ توضیح:
دانشگاه کمبریج انگلستان صاحب یکی از مهمترین مجموعههای نسخ خطی شرقی و اسلامی جهان است. این مجموعه متعلق است به شرق شناس نامدار هلندی توماس فان ارپه معروف به توماس ارپنیوس که در سال ۱۶۲۴ میلادی از دنیا رفت؛ مجموعهای با بیش از دهها نسخه و رساله به ۱۵ زبان و رسمالخط کهن و پیشامدرن که برای تقریبا چهارصد سال در کتابخانهٔ دانشگاه کمبریج محفوظ بوده و تنها تعداد بسیار اندکی از آنها به دنیا معرفی شده بود. مجید دانشگر٬ پژوهشگر پیشین دانشگاه کمبریج٬ نه تنها برای اولین بار نمایشگاهی پیرامون مجموعهٔ ارپنیوس در محلّ کتابخانه برگزار کردهاست بلکه کتابی با عنوان «بازسازی کتابخانهٔ ارپنیوس: اوّلین مجموعهٔ شرقشناسی کتابخانهٔ دانشگاه کمبریج» را توسط انتشارات بریل منتشر ساختهاست. خبر برگزاری نمایشگاه و انتشار کتاب مورد توجه رسانههای بین المللی به زبانهای انگلیسی و فرانسوی و محافل علمی از جمله آسیاپژوهان و متخصصان زبانهای مالایی-اندونزیایی قرار گرفته است.
ویدئوی تبلیغی دانشگاه کمبریج از نمایشگاه «داستانی بیپایان: نسخ خطی٬ دانش و ترجمه در قرن هفدهم» را با زیرنویس فارسی در اینجا مشاهده کنید.
#انعکاس_کتاب
@inekas
https://brill.com/display/title/32410?language=en
الگرا یافراته، در کتاب "تخت سرگردان سلیمان: اشیاء و داستانهای پادشاهی در مدیترانه قرون وسطی"، به بررسی گردش اشیاء و سنتهای ادبی مرتبط با پادشاه سلیمان، بهویژه میان مسیحیان، یهودیان و مسلمانان، در بازه زمانی قرن دهم تا سیزدهم میپردازد.
نویسنده نشان میدهد که چگونه منابع مکتوب و اشیاء با تأثیرات بصری قابل توجه با یکدیگر تعامل دارند و تلاشهایی برای تطبیق بازتابهای ادبی شگفتیهای گذشته با "mirabilia" (عجایب جدید) صورت گرفته است. با استفاده از تخت سلیمان به عنوان یک مطالعه موردی، او فضایی را به تصویر میکشد که در آن خاخامهای یهودی، حکام بیزانسی، سفیران مسلمان، پادشاهان مسیحی و اسقفها همگی به نظر میرسد که تصاویری مشترک در زمینه هنر، فناوری و مفهوم پادشاهی دارند.
این اثر پیوندهای پیچیده میان فرهنگهای مختلف را در مدیترانه قرون وسطی بررسی میکند و نشان میدهد که چگونه ایدهها و اشیاء مرتبط با سلیمان به عنوان یک نماد فرافرهنگی، میان این جوامع در گردش بوده است.
الگرا یافراته، در کتاب "تخت سرگردان سلیمان: اشیاء و داستانهای پادشاهی در مدیترانه قرون وسطی"، به بررسی گردش اشیاء و سنتهای ادبی مرتبط با پادشاه سلیمان، بهویژه میان مسیحیان، یهودیان و مسلمانان، در بازه زمانی قرن دهم تا سیزدهم میپردازد.
نویسنده نشان میدهد که چگونه منابع مکتوب و اشیاء با تأثیرات بصری قابل توجه با یکدیگر تعامل دارند و تلاشهایی برای تطبیق بازتابهای ادبی شگفتیهای گذشته با "mirabilia" (عجایب جدید) صورت گرفته است. با استفاده از تخت سلیمان به عنوان یک مطالعه موردی، او فضایی را به تصویر میکشد که در آن خاخامهای یهودی، حکام بیزانسی، سفیران مسلمان، پادشاهان مسیحی و اسقفها همگی به نظر میرسد که تصاویری مشترک در زمینه هنر، فناوری و مفهوم پادشاهی دارند.
این اثر پیوندهای پیچیده میان فرهنگهای مختلف را در مدیترانه قرون وسطی بررسی میکند و نشان میدهد که چگونه ایدهها و اشیاء مرتبط با سلیمان به عنوان یک نماد فرافرهنگی، میان این جوامع در گردش بوده است.
Brill
The Wandering Throne of Solomon
"The Wandering Throne of Solomon" published on 09 Nov 2015 by Brill.
https://www.psupress.org/books/titles/978-0-271-08366-7.html?srsltid=AfmBOoqLQWqVF37VXkEkNZhS1DBFJiO39tKhpQL6KZFssOszxFHM8g11
«چه سلیمان نبی یک شخصیت تاریخی واقعی بوده باشد یا نه، او اثری عمیق بر تخیل جمعی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان برجای گذاشته است—اثری فیزیکی در قالب حلقهها، بطریها، فرشها و دیگر اشیایی که به قدرتهای جادویی افسانهای او نسبت داده میشود. مطالعه ایافرات به تاریخ باستانی و قرون وسطایی این اشیای جادویی میپردازد، اما بیش از آن، الگویی است برای ترکیب تحقیقات تاریخی در زمینه پذیرش کتاب مقدس با بررسی عمیق دین مادی. این کتاب برای کسانی که به خاستگاههای دینی نمادهای جادویی علاقهمندند، مطالب زیادی برای آموختن دارد، و در عین حال، یک مطالعه نوآورانه فوقالعاده در تاریخ تفسیر کتاب مقدس است که نشان میدهد چگونه میتوان با نگرش سهبعدی به کتاب مقدس، چیزهای بیشتری آموخت.»
«چه سلیمان نبی یک شخصیت تاریخی واقعی بوده باشد یا نه، او اثری عمیق بر تخیل جمعی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان برجای گذاشته است—اثری فیزیکی در قالب حلقهها، بطریها، فرشها و دیگر اشیایی که به قدرتهای جادویی افسانهای او نسبت داده میشود. مطالعه ایافرات به تاریخ باستانی و قرون وسطایی این اشیای جادویی میپردازد، اما بیش از آن، الگویی است برای ترکیب تحقیقات تاریخی در زمینه پذیرش کتاب مقدس با بررسی عمیق دین مادی. این کتاب برای کسانی که به خاستگاههای دینی نمادهای جادویی علاقهمندند، مطالب زیادی برای آموختن دارد، و در عین حال، یک مطالعه نوآورانه فوقالعاده در تاریخ تفسیر کتاب مقدس است که نشان میدهد چگونه میتوان با نگرش سهبعدی به کتاب مقدس، چیزهای بیشتری آموخت.»
www.psupress.org
The Long Life of Magical Objects: A Study in the Solomonic Tradition By Allegra Iafrate
This book explores a series of powerful artifacts associated with King Solomon via legendary or extracanonical textual sources. Tracing their cultural resonance throughout history, art historian Allegra Iafrate delivers exciting insights into these objects…