ملا سعد الدّين تفتازانى [منسوب به تفتازان جایی نزدیک فسا] در تلويح اصول فقه چنين آورده كه:
ترك جهر به بسم اللّه [بلند گفتن بسم الله در نماز] در زمان معاوية بن ابو سفيان شايع شد؛ چه، معاويه در آخر ايّام حكومت خود به مكّه رفت و بعد از اداى مراسم حجّ باز به شام آمد. و در آن ايّام، انس بن مالك نيز در شام مى بود.
القصّه، چون معاويه حجّ گذارده به شام رفت در نماز، ترك جهر به تسميه و ترك تكبيرات نمود. اتّفاقا، روزى انس بن مالك در وقت نماز حاضر بود. چون آن نماز را مشاهده كرد، روى به معاويه آورد و گفت: آيا بعد از آنكه به مكّه رفتى و مراسم حجّ بيت اللّه الحرام به جاى آوردى از نماز چيزى دزديدى، و الّا پس تسميه و تكبيرات كه پيغمبر ما، صلّى اللّه عليه و اله، به جاى مى آورد كجاست؟
معاويه گفت: تو نماز پيغمبر را كجا مى دانى؛ به واسطه آنكه تو در آن زمان كوچك بودى.
انس در جواب معاويه گفت: هرچند كه من كوچك بودم، امّا در خدمت آن حضرت آن مقدار قرب داشتم كه آفتابه به طهارتخانه مى بردم و چندين سال ملازمت آن حضرت، صلّى اللّه عليه و اله، كردم و بر جميع افعال و اقوال او اطلاع يافتم، و تو كه از جمله مؤلّفة القلوب بودى و همگنان را در اسلام تو شكّ بوده چگونه بر افعال و اقوال آن حضرت وقوف يافته اى؟
القصّه، انس بن مالك بسيار درشتى كرد و معاويه اغماض ورزيده متوجّه جواب او نگشت و از ترس تشنيع انس چند مرتبه در نماز آنچنان تسميه مى گفت كه حاضران صف اوّل مى شنيدند و بس. و چون انس در وقت نماز حاضر نمى شد اكثر مردم نيز از آن جهت تنفّر مى نمودند و در وقت نماز حاضر نمى شدند. بنابراين، معاويه، عمروعاص را بر آن داشت كه انس را به وعد و وعيد و احسان بسيار راضى ساختند كه در وقت نماز حاضر مى شده باشد.
على اىّ حال از مضمون هر دو اين روايت آن مقدار مشخّص مىشود كه ترك جهر به تسميه از جمله امور مستحدثه است، و در زمان حضرت ختمى مرتبت، عليه و اله شرايف التّحيّات، نبوده. و العلم عند اللّه تعالى
[تاریخ الفی: 4/2636 ـ 2637].
ترك جهر به بسم اللّه [بلند گفتن بسم الله در نماز] در زمان معاوية بن ابو سفيان شايع شد؛ چه، معاويه در آخر ايّام حكومت خود به مكّه رفت و بعد از اداى مراسم حجّ باز به شام آمد. و در آن ايّام، انس بن مالك نيز در شام مى بود.
القصّه، چون معاويه حجّ گذارده به شام رفت در نماز، ترك جهر به تسميه و ترك تكبيرات نمود. اتّفاقا، روزى انس بن مالك در وقت نماز حاضر بود. چون آن نماز را مشاهده كرد، روى به معاويه آورد و گفت: آيا بعد از آنكه به مكّه رفتى و مراسم حجّ بيت اللّه الحرام به جاى آوردى از نماز چيزى دزديدى، و الّا پس تسميه و تكبيرات كه پيغمبر ما، صلّى اللّه عليه و اله، به جاى مى آورد كجاست؟
معاويه گفت: تو نماز پيغمبر را كجا مى دانى؛ به واسطه آنكه تو در آن زمان كوچك بودى.
انس در جواب معاويه گفت: هرچند كه من كوچك بودم، امّا در خدمت آن حضرت آن مقدار قرب داشتم كه آفتابه به طهارتخانه مى بردم و چندين سال ملازمت آن حضرت، صلّى اللّه عليه و اله، كردم و بر جميع افعال و اقوال او اطلاع يافتم، و تو كه از جمله مؤلّفة القلوب بودى و همگنان را در اسلام تو شكّ بوده چگونه بر افعال و اقوال آن حضرت وقوف يافته اى؟
القصّه، انس بن مالك بسيار درشتى كرد و معاويه اغماض ورزيده متوجّه جواب او نگشت و از ترس تشنيع انس چند مرتبه در نماز آنچنان تسميه مى گفت كه حاضران صف اوّل مى شنيدند و بس. و چون انس در وقت نماز حاضر نمى شد اكثر مردم نيز از آن جهت تنفّر مى نمودند و در وقت نماز حاضر نمى شدند. بنابراين، معاويه، عمروعاص را بر آن داشت كه انس را به وعد و وعيد و احسان بسيار راضى ساختند كه در وقت نماز حاضر مى شده باشد.
على اىّ حال از مضمون هر دو اين روايت آن مقدار مشخّص مىشود كه ترك جهر به تسميه از جمله امور مستحدثه است، و در زمان حضرت ختمى مرتبت، عليه و اله شرايف التّحيّات، نبوده. و العلم عند اللّه تعالى
[تاریخ الفی: 4/2636 ـ 2637].
مسیری که قریب ۲۰ سال است زایران و مردم از پارکینگ شرقی تا حرم حضرت معصومه س می روند.