کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
16.5K subscribers
9.99K photos
222 videos
2.12K files
1.51K links
کانال رسمی کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
http://www.historylib.com/
http://www.sohalibrary.com/
https://ebookshia.com/
https://t.me/Ebookshia
Download Telegram
[منع العجم - الشيعة - من الحج سنة 1047 ه]
و فيها:
ورد أمر سلطاني مضمونه أن العجم لا يحجون البيت، و لا يزورون قبر النبي صلى اللّه عليه و سلم، (فبعد أن وصلوا [رخص لهم بالحج‏]، ثم بعد النزول نادى منادي الشريف عليهم بأن يخرجوا إلى السفر في سابع عشر ذی الحجة، و لا يحجون بعد عامهم هذا، و دار عليهم العساكر و أخرجوهم (على جمال) الحجاج، فخرجوا على أشنع حالة إلى الأبطح، فأقاموا فيه يومين ، و رحلوا، و هم الشاهية ـ لعنهم اللّه تعالى و دخل بعضهم في عجم البصرة، فأبقوا مع علي باشا السابق إلى غرة المحرم بعد اجتهاد شديد. [منائح الکرم، 4/181 ـ 181]

در این سال [1047] فرمان سلطانی [دولت عثمانی] صادر شد که عجم، حق حج گذاری و زیارت رسول (ص) را ندارند. وقتی عجم به مکه رسیدند ـ آن سال ـ اجازه حج داده شد، و بعد از آن، در روز 17 ذی حجه، شریف مکه نداد داد، هرچه زودتر از مکه بروند و بعد از این اجازه اقامه حج ندارند. نظامیان اطراف آنها را گرفتند، بر شتران سوار کرده، حرکت دادند و به بدترین حالت در ابطح اقامت داده شدند. بعد از دو روز هم (از مکه) بیرون رفتند. این ها «شاهیه» ـ لعنهم الله تعالی ـ هستند. شماری از آنها داخل عجم های بصره شده همراه علی پاشای سابق، با اصرار زیاد تا اول محرم ماندند.
* «شاهیه» عنوانی است که در دوره صفوی، در برخی از مناطق عثمانی و ازبک، بر قزلباشان و صفویان اطلاق می شد. البته خود ایرانی ها هم گاه به گاه، آن را به کار می برند که البته از روی احترام بود.
این هم آقای اباذری همکار خوب من در کتابخانه
دانستن تاریخ تحولات در حوزه علم، برای همه ما ارزشمند است. اروپایی ها به این مبحث علاقه مندند، چون بخشی از تاریخ خودشان است. ما هم باید از جزئیات آن با خبر باشیم. این کتاب گزارشی اجمالی از تحول در علوم تجربی مختلف در دو قرن شانزدهم و هفدهم است. این که چطور دانش متحول شد و رنگ یونانیش را از دست داد...
یک نفر ملا از اهل طارم که امین بود، خرش رفته بود از یونجه یک زن می چرد. زن آمده نزد آخوند شکایت کرده می گوید: آقا! تو قرآن خوانده ای، چرا خر تو باید یونجه مرا بخورد؟ ملا در جواب می گوید: من قرآن خوانده ام، اما خر من نخوانده.
ملا سعد الدّين تفتازانى [منسوب به تفتازان جایی نزدیک فسا] در تلويح اصول فقه چنين آورده كه:

ترك جهر به بسم اللّه [بلند گفتن بسم الله در نماز] در زمان معاوية بن ابو سفيان شايع شد؛ چه، معاويه در آخر ايّام حكومت خود به مكّه رفت و بعد از اداى مراسم حجّ باز به شام آمد. و در آن ايّام، انس بن مالك نيز در شام مى ‏بود.
القصّه، چون معاويه حجّ گذارده به شام رفت در نماز، ترك جهر به تسميه و ترك تكبيرات نمود. اتّفاقا، روزى انس بن مالك در وقت نماز حاضر بود. چون آن نماز را مشاهده كرد، روى به معاويه آورد و گفت: آيا بعد از آنكه به مكّه رفتى و مراسم حجّ بيت اللّه الحرام به جاى آوردى از نماز چيزى دزديدى، و الّا پس تسميه و تكبيرات كه پيغمبر ما، صلّى اللّه عليه و اله، به جاى مى ‏آورد كجاست؟
معاويه گفت: تو نماز پيغمبر را كجا مى ‏دانى؛ به واسطه آنكه تو در آن زمان كوچك‏ بودى.
انس در جواب معاويه گفت: هرچند كه من كوچك بودم، امّا در خدمت آن حضرت آن مقدار قرب داشتم كه آفتابه به طهارتخانه مى‏ بردم و چندين سال ملازمت آن حضرت، صلّى اللّه عليه و اله، كردم و بر جميع افعال و اقوال او اطلاع يافتم، و تو كه از جمله مؤلّفة القلوب بودى و همگنان را در اسلام تو شكّ بوده چگونه بر افعال و اقوال آن حضرت وقوف يافته ‏اى؟
القصّه، انس بن مالك بسيار درشتى كرد و معاويه اغماض ورزيده متوجّه جواب او نگشت و از ترس تشنيع انس چند مرتبه در نماز آنچنان تسميه مى‏ گفت كه حاضران صف اوّل مى‏ شنيدند و بس. و چون انس در وقت نماز حاضر نمى ‏شد اكثر مردم نيز از آن جهت تنفّر مى ‏نمودند و در وقت نماز حاضر نمى ‏شدند. بنابراين، معاويه، عمروعاص را بر آن داشت كه انس را به وعد و وعيد و احسان بسيار راضى ساختند كه در وقت نماز حاضر مى ‏شده باشد.
على اىّ حال از مضمون هر دو اين روايت آن مقدار مشخّص مى‏شود كه ترك جهر به تسميه از جمله امور مستحدثه است، و در زمان حضرت ختمى مرتبت، عليه و اله شرايف التّحيّات، نبوده. و العلم عند اللّه تعالى
[تاریخ الفی: 4/2636 ـ 2637].
ملاعلی قاری
اگر 99 دلیل برای کفر شخصی باشد، و تنها یک دلیل برای اسلام او، سزاست مفتی به همان یک دلیل عمل کند، زیرا خطای او در خلاصی آن شخص، بهتر از خطای او در زدن حدّ و قصاص آن شخص است.
مسیری که قریب ۲۰ سال است زایران و مردم از پارکینگ شرقی تا حرم حضرت معصومه س می روند.