«شهریاره کوه»
تبصرة الزائرین.pdf
این سفر یازده ماه طول کشیده است و وقایع سفر با ذکر مسافت و فاصله تمامی شهرها و منازل در رساله «تبصرهالزائرین» ثبت گردیده است. این اثر که از آن به عنوان یگانه سفرنامه شناخته شده از فردی مازندرانی در دوره قاجار به بیت الله الحرام و عتبات عالیات میتوان نام برد، بخش دوم نسخهای خطی است که قسمت نخست آن به عنوان «مجمل تاریخ پادشاهان عجم که در ملک ایران سلطنت کردهاند» ضبط شده و در مبحث نسخهشناسی تنها اشاراتی گذرا به آن میشود. نسخه خطی بازخوانی شده، مجلدی مشتمل بر دو بخش کاملاً مجزا به نامهای مجملالتاریخ و تبصرهالزائرین است. همانطور که از نام نسخه پیداست، این دو بخش نه تنها در محتوا بلکه در کیفیت اوراق نیز از زمان پادشاهان اسطورهای تا ذکر پادشاهان صفوی و بخش دوم شرح سفر حاج مصطفیخان سورتیج به مکه معظمه و عتبات عالیات است.
@History_Churat
@History_Churat
❤3
#مصطفیخان_سورتیجی از خانهای اهل روستای مخروبه #سورت بوده است. خان چهاردانگه که در درگیری بهاییان برادرش را از دست میدهد. ناصرالدینشاه بخاطر این جاننثاری به سرزمین تحت نظرش میافزاید. او و خانهای بعدی ساکن زرینآباد #ساری بودند و نوچههایشان در #چهاردانگه حکومت میکردند که اکثر ظالم بودند و مردم را آزار میزساندند.
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیش از دوهزار سال پیش، دیودور سیسیلی مورخ رومی با در دست داشتن منابع قدیمی، روایتی نقل میکند که برای ما قابل تأمل است. ما بهخوبی در عصر حاضر میدانیم که بخش مهمی از اقتصاد کانادا مدیون درخت افرا است. تا جاییکه نشان ملی (پرچم) آنان مزیّن به برگ درخت افرا است. علت آن، شیره و شربتی است که از افرا بدست میآید. ارزش غذایی این محصول بسیار بالاست. گویا اروپاییان مهاجر به قاره آمریکا، نحوه بدست آوردن این محصول را از بومیان آن قاره یعنی سرخپوستان آموختند که امروزه با پیشرفت تکنولوژی، بهشکل انبوه و باکیفیت، تولید و با قیمت بالا بهفروش میرسد. دیودور سیسیلی مینویسد؛ اسکندر موقعی که بسمت هیرکانیا حرکت کرد، از راه دامغان وارد سرزمینی شد که موسوم به «سرزمین خوشبخت» بوده و مردمان آن از شیره درخت افرا که شیرینتر از عسل بوده، تغذیه میکردند. حتی امروزه هم در همهجای چهاردانگه درخت افرا وجود دارد. اما کاربرد آن نه تهیه شیره و شربت افرا، بلکه برای مصارف دامی استفاده میشود. شاید وقت آن رسیده که ما با استفاده از دادههای اندک تاریخیمان، راه و روش نیاکان اندیشمندمان را احیا کنیم و از آن بهره بگیریم.
@History_Churat
@History_Churat
❤6
حوادث تاریخی، مهاجرت متعدد افراد، باعث تولد افرادی میشود که اگر این جابجاییها با توجه به اتفاقات ریز و درشت، انجام نمیگرفت؛ هیچوقت این افراد پا به جهان هستی نمیگذاشتند که نسلشان ادامه یابد. ما انسانها، محصول رخدادهای تاریخی هستیم. محصول جابجایی نیاکانمان. محصول اختلاط ژنهای متعدد. فقط کافی بود یک اتفاق کوچک رخ میداد و حلقه اتصال ما با یکی از پدر و مادران ما از هم میگسست. طبیعی است. ما به دنیا نمیآمدیم. خوب میدانید و علم هم ثابت کرده که برعکس تفکر گذشتگان که فرزند از پدر ارث میبَرد، باید گفت که فرزند درصد بالایی از ژن مادر ارث میبَرَد. پس کافی بود به هر دلیلی، یکی از مادرجد ما با پدرجد ما ازدواج نمیکرد. یا یکی از پدران ما در جنگ و درگیری کشته میشد و یا براثر بیماری میمُرد. نتیجه من از این تفکر این است که تولد هریک از ما حکمتی دارد و این از عجایب روزگار است که از بین بینهایتها، ما برگزیده شویم و به جهان خلقت آییم. این چه معنا دارد؟
@History_Churat
@History_Churat
❤5👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روباه که در زبان عامیانه به رِوا یا بئو شال (اَعو شال) شهرت دارد، در بین مردمان #چورت وجهه جندان خوشی ندارد؛ بلکه چهره منفی و منفوری دارد. صدای روباه از نظر مردمان بومی چورت و حومه، نشان از خبرِ مرگ دادن است. قدما معتقد بودند که اگر سگ جواب این حیوان را بدهد، این خبر باطل میشود. یا در چنین مواقعی، فریادکنان سعی شود که او را از گفتن تمام خبر اجتناب آورند. حتی جمله «دیر دیر، چچیکَل (چوب نیمسوز) تِنه کین» را بگویند. بارها شده که بعد از شنیده شدن صدای این حیوان، کسی از دنیا میرفت. هرچند در گذشته دورتر، صدای روباه را دوپهلو برداشت میکردند. گاه برای خبر مرگ و گاه برای زایش فرزند جدید. اما شُگونات، عمدتا بار منفی را برگزیده که اکثرا هم درست از آب درمیآمده است. مثلا قبل از اینکه برای جوان تازهازدست رفته، شادروان رضا قاسمی این اتفاق تلخ بیافتد، هر غروب (پنج غروب) روباه با ناله سوزناک صدایش را سر میداد فردای شنیده شدن صدای روباه، رضا از ساختمان افتاد. این صدا در چند غروب بعدی مداوم شنیده شد. بعد از مرگ رضا، از روباه یک هفته خبری نیست. گاهی سخن قدیمیها بیحکمت نیست و نباید نادیده انگاشته شود.
@History_Churat
@History_Churat
❤5
Forwarded from دفتر ایام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهمناسبت روز دریای کاسپی، (نه به اسم جعلی خزر)، یادآور میشویم، یکی از تلخترین لحظات تاریخ معاصر را. روزیکه #حیدر_علی_اف، رئیسجمهور وقت جمهوری جعلی آذربایجان به #ایران آمد و در دفاع از نام «#خزر» سخن گفت، حال آنکه سیدمحمد خاتمی، رئیسجمهور وقت ایران نتوانست با تکیه بر اسناد و مستندات تاریخی، از نامهای اصیل و ریشهدار این پهنهی آبی همچون دریای «مازندران»، «دریای طبرستان» یا «دریای قزوین» پاسداری کند. او در برابر آن ادعا سکوت پیشه ساخت و حتی با صدور بخشنامهای، این دریاچهی کهن و ایرانی را بهنام قومی وحشی و بیگانهی «خزر» نامید؛ نامیکه هیچ پیوندی با هویت تاریخی و فرهنگی این سرزمین ندارد. این بیعرضگی و ضعف دولتمردان ما بود که ننگی به این بزرگی بر ما تحمیل شد.
@IRAN_HISTORY2500
@IRAN_HISTORY2500
👍6
معنای لغوی نام روستای «چورِت» چیست؟
مردم محلی معتقدند که «چو» همان چوب است و «رِت» هم مربوط به تراشیدن آن است. درواقع، تصور مردم عامی چورت از این نام، چیزی شبیه به نجاری را تداعی میکند. حال پس از تحقیقات، نتیجه چیز جالبی را بهارمغان آورده است. چورِت یعنی سرزمین قرقاول. چیزیکه شکبرانگیز است، اینست که آیا واقعا این اسم باستانی از دوره باستان به این محوطه اطلاق میشد و یا نه، صرفا اسمی است که در دوره معاصر از سوی افراد مطّلع بر اینجا گذاشته شد. بهرحال، مردم محلی در زمان فعلی، به قرقاول «چور» نمیگویند و این اسم درواقع فراموش شده است. آیا این فراموشی، نشان از این دارد که این اسم ربطی به اینجا نداشته است؟ آیا همانطور که در دوره رضاشاه، عمدتا نام خانوادگی را براساس ظاهر و شغل افراد انتخاب میکردند، ممکنست که درباره نامگذاری و ثبت روستاها هم چنین کرده باشند؟ فعلا هیچ نمیدانیم جز همین دوراهی فکری که مشخص نیست، کدام راه درست است و کدام راه غلط..
✍️ بنگرید به: فرهوشی، بهرام، فرهنگ پهلوی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، ۱۳۵۲، ص ۹۸.
@History_Churat
مردم محلی معتقدند که «چو» همان چوب است و «رِت» هم مربوط به تراشیدن آن است. درواقع، تصور مردم عامی چورت از این نام، چیزی شبیه به نجاری را تداعی میکند. حال پس از تحقیقات، نتیجه چیز جالبی را بهارمغان آورده است. چورِت یعنی سرزمین قرقاول. چیزیکه شکبرانگیز است، اینست که آیا واقعا این اسم باستانی از دوره باستان به این محوطه اطلاق میشد و یا نه، صرفا اسمی است که در دوره معاصر از سوی افراد مطّلع بر اینجا گذاشته شد. بهرحال، مردم محلی در زمان فعلی، به قرقاول «چور» نمیگویند و این اسم درواقع فراموش شده است. آیا این فراموشی، نشان از این دارد که این اسم ربطی به اینجا نداشته است؟ آیا همانطور که در دوره رضاشاه، عمدتا نام خانوادگی را براساس ظاهر و شغل افراد انتخاب میکردند، ممکنست که درباره نامگذاری و ثبت روستاها هم چنین کرده باشند؟ فعلا هیچ نمیدانیم جز همین دوراهی فکری که مشخص نیست، کدام راه درست است و کدام راه غلط..
✍️ بنگرید به: فرهوشی، بهرام، فرهنگ پهلوی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، ۱۳۵۲، ص ۹۸.
@History_Churat
❤9
مکنا شوال، لباسی زنانه برای زرتشتیان یا گبریان بود. این نوع لباس بنابر شواهد، احتمالا پس از ورود اعراب به ایران، باب شد. پوشش زنان در دوره باستان، امری اختیاری بود. منتها زنان زرتشتی برای حضور در جامعه اسلامی، بخاطر محدودیت حجاب این نوع پوشش را برگزیدند.
یادم است که تا همین چندسال پیش، زنان چورتی به روسری، مکنا هم میگفتند و این اسم، احتمالا از همان دوران بسیار قدیم، حفظ شده بود که در دوره فعلی بهگمانم یا منقرض شد و یا درحال انقراض است.
@History_Churat
یادم است که تا همین چندسال پیش، زنان چورتی به روسری، مکنا هم میگفتند و این اسم، احتمالا از همان دوران بسیار قدیم، حفظ شده بود که در دوره فعلی بهگمانم یا منقرض شد و یا درحال انقراض است.
@History_Churat
❤3👏3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در دل جنگلهای هیرکانی، آثاری از تدفینهایی پیدا شده که رازهایی تاریک از گذشته را فاش میکنند. مردمانی که هزاران سال پیش، مردگانشان را رو به خورشید دفن میکردند. و گاه، در کنارشان، انسانی دیگر قربانی میشد تا همراهشان بهجهان دیگر برود.
@History_Churat
@History_Churat
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چورتیهای قدیم، سواد نداشتند ولی بشدت مغزشان از دانش پر بود. حرفشان پرمغز و پرمعنا بود.
کلیپی از شادروان علیاصغر رستمی در ۱۳ فروردین ۱۴٠۴.
@History_Churat
کلیپی از شادروان علیاصغر رستمی در ۱۳ فروردین ۱۴٠۴.
@History_Churat
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اجرای زندهیاد استاد محمدحسن باغبانی مرد خوشصدای جویباری در صدا و سیمای مازندران روحش شاد و یادش گرامی🖤
@History_Churat
@History_Churat
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱۳۷۲/۸/۲۰
کنسرت استاد #شجریان در شهر #ساری با دعوت استاد فقید محسنپور که با تأسیس فرهنگخانۀ مازندران و چند دهه فعالیت در زمینه تولید و آموزش موسیقی تأثیر بسزایی در گسترش و شناسایی موسیقی مازندران داشت. عکسی از دیدار استاد شجریان با اساتید موسیقی مازندران را در کلیپ تماشا کنید. عواید حاصل از این کنسرت بهمنظور تأمین اعتبار ساخت مدرسهای برای زلزلهزدگان سال ۶۹ رودبار درنظر گرفته شد. بهگفتهٔ بعضی از حضار در کنسرت، استاد با گروه آوا یک قسمت آسمان عشق و قسمت دیگر یاد ایام را اجرا کردند. موسیقی کلیپ: تصنیف «میدانم» از آلبوم آسمان عشق.
@History_Churat
کنسرت استاد #شجریان در شهر #ساری با دعوت استاد فقید محسنپور که با تأسیس فرهنگخانۀ مازندران و چند دهه فعالیت در زمینه تولید و آموزش موسیقی تأثیر بسزایی در گسترش و شناسایی موسیقی مازندران داشت. عکسی از دیدار استاد شجریان با اساتید موسیقی مازندران را در کلیپ تماشا کنید. عواید حاصل از این کنسرت بهمنظور تأمین اعتبار ساخت مدرسهای برای زلزلهزدگان سال ۶۹ رودبار درنظر گرفته شد. بهگفتهٔ بعضی از حضار در کنسرت، استاد با گروه آوا یک قسمت آسمان عشق و قسمت دیگر یاد ایام را اجرا کردند. موسیقی کلیپ: تصنیف «میدانم» از آلبوم آسمان عشق.
@History_Churat
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دریغا ایران، دریغا مازندران!
موقعیکه ماشین را روشن میکنید و از سراسر ایران، به خاک مازندران برای تفریح و تفرج تشریف میآورید و اکثرتان خروارها زباله و کیلومترها ترافیک و هوای ناسالم برایمان بهارث میگذارید، بماند که عدهای سودجو هم از ورود شما منتفع میشوند. همه اینها کم بود، نابودی و آتشسوزی جنگل هم اضافه شد. دل ما هم در کنار این آتشسوزی، سوخت. ما هم خاکستر شدیم در جنگل. مازندران نیازی به جلز و ولز کردن چند بلاگر دوزاری ندارد. مازندران نیازی به احساس همدلی ندارد. مازندران عمل مثبت میخواهد. مازندران را تبدیل به بیابان کردند و آبهایش را خشکاندند. این نامردی در حق سیستان هم شد، در حق اصفهان هم شد، در حق خیلی از جاها شد. چرا؟ چرا تیشه بر ریشه میزنیم. مگر تکتک این نقاط، ایران نیست؟ مگر شما ایرانی نیستید؟ مگر شما اهورایی نیستید؟ پس چه هستید؟ این چه نوع برخوردی با سرمایه ملی است؟ این چه مصیبتی است؟ خصوصا با پایتختنشینان از خودراضی هستم که خود را مرکز عالم میدانند و دیگر مناطق را دهاتی! و امروز، تهران هم به خاک سیاه نشسته. تمام ایران، در ماتم است و این دفتر همچنان حکایت مینویسد...
@History_Churat
موقعیکه ماشین را روشن میکنید و از سراسر ایران، به خاک مازندران برای تفریح و تفرج تشریف میآورید و اکثرتان خروارها زباله و کیلومترها ترافیک و هوای ناسالم برایمان بهارث میگذارید، بماند که عدهای سودجو هم از ورود شما منتفع میشوند. همه اینها کم بود، نابودی و آتشسوزی جنگل هم اضافه شد. دل ما هم در کنار این آتشسوزی، سوخت. ما هم خاکستر شدیم در جنگل. مازندران نیازی به جلز و ولز کردن چند بلاگر دوزاری ندارد. مازندران نیازی به احساس همدلی ندارد. مازندران عمل مثبت میخواهد. مازندران را تبدیل به بیابان کردند و آبهایش را خشکاندند. این نامردی در حق سیستان هم شد، در حق اصفهان هم شد، در حق خیلی از جاها شد. چرا؟ چرا تیشه بر ریشه میزنیم. مگر تکتک این نقاط، ایران نیست؟ مگر شما ایرانی نیستید؟ مگر شما اهورایی نیستید؟ پس چه هستید؟ این چه نوع برخوردی با سرمایه ملی است؟ این چه مصیبتی است؟ خصوصا با پایتختنشینان از خودراضی هستم که خود را مرکز عالم میدانند و دیگر مناطق را دهاتی! و امروز، تهران هم به خاک سیاه نشسته. تمام ایران، در ماتم است و این دفتر همچنان حکایت مینویسد...
@History_Churat
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ناصر مسعودی؛ تنها بازمانده موسیقی اصیل گیلکی درگذشت.
ناصر مسعودی خواننده، آهنگساز و نوازنده برجسته اهل رشت بود که بهعنوان یکی از مهمترین چهرههای موسیقی گیلکی شناخته میشد. او از کودکی به موسیقی علاقه داشت و با فراگیری ویولن و آواز، فعالیت حرفهای خود را آغاز کرد. آثاری چون «گلنار»، «بیوفا»، «رودخونهها»، «سیسوهون» و بسیاری از ترانههای محلی دیگر هنوز هم از ماندگارترین و محبوبترین قطعات موسیقی گیلکی بهشمار میآیند و در حفظ و زنده نگه داشتن فرهنگ موسیقایی این سرزمین نقشی تأثیرگذاری داشته است.
@History_Churat
ناصر مسعودی خواننده، آهنگساز و نوازنده برجسته اهل رشت بود که بهعنوان یکی از مهمترین چهرههای موسیقی گیلکی شناخته میشد. او از کودکی به موسیقی علاقه داشت و با فراگیری ویولن و آواز، فعالیت حرفهای خود را آغاز کرد. آثاری چون «گلنار»، «بیوفا»، «رودخونهها»، «سیسوهون» و بسیاری از ترانههای محلی دیگر هنوز هم از ماندگارترین و محبوبترین قطعات موسیقی گیلکی بهشمار میآیند و در حفظ و زنده نگه داشتن فرهنگ موسیقایی این سرزمین نقشی تأثیرگذاری داشته است.
@History_Churat
«شهریاره کوه»
ناصر مسعودی؛ تنها بازمانده موسیقی اصیل گیلکی درگذشت. ناصر مسعودی خواننده، آهنگساز و نوازنده برجسته اهل رشت بود که بهعنوان یکی از مهمترین چهرههای موسیقی گیلکی شناخته میشد. او از کودکی به موسیقی علاقه داشت و با فراگیری ویولن و آواز، فعالیت حرفهای خود…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Audio
پنجشنبه ۴ دیماه ۱۴٠۴ در دانشگاه آزاد اسلامی ساری، کنگره همایش ملی بهیاد حاج مصطفی خان سورتیجی برگزار شد؛ با محوریت شورش بابیها در مازندران و پیامدهای آن. در این همایش، مقالهای با موضوع «نقش قوای اعزامی چهاردانگه با فرماندهی مصطفیخان سورتیجی در سرکوب شورش بابیه قلعه شیخ طبرسی» ارائه نمودم. این فایل صوتی سخنانم در این نشست علمی است.
@History_Churat
@History_Churat
👏1