Forwarded from دفتر ایام (Abed Fazli)
پرسش: بر فرض که فرزند ذکوری به #اسلام گرایید، آیا حق تملک اموالی که او از والدینش در زمان زرتشتی بودنش دریافت کرده، اکنون پس از تغییر مذهبش هنوز معتبر خواهد بود؟
هرگاه مردی از دین زرتشتی به اسلام گرایید و مسلمان باقی ماند، در دم بهعنوان گناهکار تناپوهل محسوب خواهد شد. اگر در عرض یک سال همچنان به اسلام پایبند بماند در آن صورت گناهش مرگارزان خواهد شد.
اگر به عضوی از اعضای بدن او ضایعهای وارد آید (چنانچه رسم مسلمانان است بر بخش خاصی از بدن) و آنچه که از بدن او بریده شده در زمین بیاندازند و در زیر خاک، دور از چشم قرار گیرد و در نهایت به آتش و آب راه یافته باعث آلودگی آنها گردد، در آن صورت کمترین حد گناه او مرگارزان خواهد بود.
اگر صاحب اموالی باشد، قانون «انسانهای بدوی» دربارهاش مجری خواهد شد.
قانون «انسانهای بدوی» این است که از میان زرتشتیان هرکسیکه زودتر از دیگران به آن اموال دست یافت، آن اموال متعلق به وی خواهد شد.
در عصر ما اجرای این قانون بسیار دشوار است. هرگاه شرایط ایجاب نماید که این اقدام صورت پذیرد، و اجرای آن موفقیتآمیز باشد، عملی قانونی محسوب میشود؛ زیرا وضع او با شخصی که اجدادش مسلمان بودهاند متفاوت است.
اگر فرزند ذکور مسلمانشده در همان اکدینی (اسلام) باقی بماند و در طی یکسال، انصراف خود را اعلام ننماید، هیچگونه حقی از مایملک فامیلی نخواهد داشت. به عبارت دیگر، تمام اموال متعلق به او به روشی که قبلا ذکر شد [قانون انسانهای بدوی] از وی گرفته خواهد شد. یعنی از جمع ثروتی که متعلق به فامیل زرتشتی او بوده اگر بتوانند سهم آن #اکدین را طبق قانون مزبور ضبط نمایند و برای خود نگه دارند، عملی است کاملا قانونی و مجاز.
اگر امکان انجام این عمل میسر نبود و هیچکس نتوانست اموال آن اکدین را بهنفع خویش تصاحب نماید، در آن صورت چارهای نیست و اموال در ید اکدین باقی خواهد ماند. بنابراین نهایت توجه را باید داشت که هرگاه قرار بود این عمل مجری گردد، باید بهطرزی عاقلانه و دور از هرگونه خطر و بیاحتیاطی انجام گیرد.
✍️ روایت اِمید اَشَوَهیشتان (متن متعلق به سده چهارم هجری)، تدوین و آوانویسی و ترجمه از متن پهلوی دکتر نزهت صفای اصفهانی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۶، صص ۱۵ تا ۱۹.
@IRAN_HISTORY2500
هرگاه مردی از دین زرتشتی به اسلام گرایید و مسلمان باقی ماند، در دم بهعنوان گناهکار تناپوهل محسوب خواهد شد. اگر در عرض یک سال همچنان به اسلام پایبند بماند در آن صورت گناهش مرگارزان خواهد شد.
اگر به عضوی از اعضای بدن او ضایعهای وارد آید (چنانچه رسم مسلمانان است بر بخش خاصی از بدن) و آنچه که از بدن او بریده شده در زمین بیاندازند و در زیر خاک، دور از چشم قرار گیرد و در نهایت به آتش و آب راه یافته باعث آلودگی آنها گردد، در آن صورت کمترین حد گناه او مرگارزان خواهد بود.
اگر صاحب اموالی باشد، قانون «انسانهای بدوی» دربارهاش مجری خواهد شد.
قانون «انسانهای بدوی» این است که از میان زرتشتیان هرکسیکه زودتر از دیگران به آن اموال دست یافت، آن اموال متعلق به وی خواهد شد.
در عصر ما اجرای این قانون بسیار دشوار است. هرگاه شرایط ایجاب نماید که این اقدام صورت پذیرد، و اجرای آن موفقیتآمیز باشد، عملی قانونی محسوب میشود؛ زیرا وضع او با شخصی که اجدادش مسلمان بودهاند متفاوت است.
اگر فرزند ذکور مسلمانشده در همان اکدینی (اسلام) باقی بماند و در طی یکسال، انصراف خود را اعلام ننماید، هیچگونه حقی از مایملک فامیلی نخواهد داشت. به عبارت دیگر، تمام اموال متعلق به او به روشی که قبلا ذکر شد [قانون انسانهای بدوی] از وی گرفته خواهد شد. یعنی از جمع ثروتی که متعلق به فامیل زرتشتی او بوده اگر بتوانند سهم آن #اکدین را طبق قانون مزبور ضبط نمایند و برای خود نگه دارند، عملی است کاملا قانونی و مجاز.
اگر امکان انجام این عمل میسر نبود و هیچکس نتوانست اموال آن اکدین را بهنفع خویش تصاحب نماید، در آن صورت چارهای نیست و اموال در ید اکدین باقی خواهد ماند. بنابراین نهایت توجه را باید داشت که هرگاه قرار بود این عمل مجری گردد، باید بهطرزی عاقلانه و دور از هرگونه خطر و بیاحتیاطی انجام گیرد.
✍️ روایت اِمید اَشَوَهیشتان (متن متعلق به سده چهارم هجری)، تدوین و آوانویسی و ترجمه از متن پهلوی دکتر نزهت صفای اصفهانی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۶، صص ۱۵ تا ۱۹.
@IRAN_HISTORY2500
❤3
Forwarded from دفتر ایام (Abed Fazli)
پرسش: اگر زرتشتییی جهت استحمام به حمام مسلمانها که آب آن از طریق آب روان تعبیه میشود برود، اشکالی دارد یا خیر؟
پاسخ: حمام مسلمانان به هر طریق که دایر باشد و کار کند و از هر جا که آب آن تعبیه شود به علت عدم رعایتهای لازم از بابت مواد ناپاک، بهطور قطع آلوده و ناپاک است زیرا در دین آنها [مسلمانان] قوانین شرعی جهت حفظ و حراست آب و آتش از مدفوع و مواد ناپاک منظور نگردیده
است.
رفتن به حمام مسلمانها و استحمام در آن حمامها برای زرتشتیان جایز نیست.
هر کس اقدام به چنین کاری نماید حتی اگر به منظور معالجه باشد، تن او
آلوده محسوب میگردد و باید طبق موازین شرعی تطهیر گردد.
اگر ضرورت مطلق ایجاب نماید که زرتشتیها حمام داشته باشند باید خودشان ترتیب آن را بدهند؛ زیرا حمّام چیزی نیست که مسلمانان مبتکر آن بوده باشند.
در دوران خجسته طلایی [احتمالا منظور دوران #ساسانی باشد]، ساختن حمام نزدیک آتشکده و مکانهای گاهانبار امر متداولی بوده است.
✍️ روایت اِمید اَشَوَهیشتان (متن متعلق به سده چهارم هجری)، تدوین و آوانویسی و ترجمه از متن پهلوی دکتر نزهت صفای اصفهانی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۶، صص ۱۳۲ تا ۱۳۵.
@IRAN_HISTORY2500
پاسخ: حمام مسلمانان به هر طریق که دایر باشد و کار کند و از هر جا که آب آن تعبیه شود به علت عدم رعایتهای لازم از بابت مواد ناپاک، بهطور قطع آلوده و ناپاک است زیرا در دین آنها [مسلمانان] قوانین شرعی جهت حفظ و حراست آب و آتش از مدفوع و مواد ناپاک منظور نگردیده
است.
رفتن به حمام مسلمانها و استحمام در آن حمامها برای زرتشتیان جایز نیست.
هر کس اقدام به چنین کاری نماید حتی اگر به منظور معالجه باشد، تن او
آلوده محسوب میگردد و باید طبق موازین شرعی تطهیر گردد.
اگر ضرورت مطلق ایجاب نماید که زرتشتیها حمام داشته باشند باید خودشان ترتیب آن را بدهند؛ زیرا حمّام چیزی نیست که مسلمانان مبتکر آن بوده باشند.
در دوران خجسته طلایی [احتمالا منظور دوران #ساسانی باشد]، ساختن حمام نزدیک آتشکده و مکانهای گاهانبار امر متداولی بوده است.
✍️ روایت اِمید اَشَوَهیشتان (متن متعلق به سده چهارم هجری)، تدوین و آوانویسی و ترجمه از متن پهلوی دکتر نزهت صفای اصفهانی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۶، صص ۱۳۲ تا ۱۳۵.
@IRAN_HISTORY2500
❤3
Avaze Dashti(Khosousi.Blogfa.Com)
Gholam Hossein Banan(Khosousi.Blogfa.Com)
اجرای خصوصی #دیلمان توسط استاد غلامحسین #بنان در گوشه دشتی.
چنان در قید مهرت پای بندم
که گویی آهوی سر در کمندم
گهی بر درد بی درمان بگریم
گهی بر حال بی سامان بخندم
نه مجنونم که دل بردارم از دوست
مده گر عاقلی بیهوده پندم
عجب از عقل کسانی که مرا پند دهند
برو ای خواجه که عاشق نبود پندپذیر
@History_Churat
چنان در قید مهرت پای بندم
که گویی آهوی سر در کمندم
گهی بر درد بی درمان بگریم
گهی بر حال بی سامان بخندم
نه مجنونم که دل بردارم از دوست
مده گر عاقلی بیهوده پندم
عجب از عقل کسانی که مرا پند دهند
برو ای خواجه که عاشق نبود پندپذیر
@History_Churat
❤4
غروب ۷ تیرماه ۱۴٠۴. پختن آش دوغ محلی.
آش بعنوان یک غذای سالم و طبیعی، همواره بر سفره مردم ایران خصوصا مازندران بوده و بسیار خوشمزه است. منتها پختن آش در سالهای اخیر کمرنگ شده و غذاهای آماده و برنج جای آن را گرفته که باعث چاقی مفرط در بین افراد شده است.
@History_Churat
آش بعنوان یک غذای سالم و طبیعی، همواره بر سفره مردم ایران خصوصا مازندران بوده و بسیار خوشمزه است. منتها پختن آش در سالهای اخیر کمرنگ شده و غذاهای آماده و برنج جای آن را گرفته که باعث چاقی مفرط در بین افراد شده است.
@History_Churat
❤6
#معاویه بن ابیسفیان، مصقله بن هبیره بن شبل از طایفه بنو ثعلبه بن شیبان بن ثعلبه بن عکابه را به فتح #طبرستان فرستاد. مردمان طبرستان همه جنگی و دلیرند و معاویه ده هزار، یا به قولی بیست هزار مرد به سپاه وی افزود. دشمنان با وی حیله کردند و چنان وانمودند که هیبت وی بر دلهاشان نشسته است تا مصقله سپاه را به درون آن دیار آورد، و چون نزديک گذرگاههای کوهستان رسید، دشمن در آن جای کمین کرده بود. پس سنگهای کوهستان را بر سر ایشان افکندند. چنانکه آن لشکریان همه هلاک گردیدند و مصقله نیز کشته شد. از آن جای این مثل آوردند که: «تا مصقله از طبرستان بازگردد.»
✍️ بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان (بخش مربوط به ایران)، ترجمه آذرتاش آذرنوش، تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۶، صص ۱۸۳ و ۱۸۴.
@History_Churat
✍️ بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان (بخش مربوط به ایران)، ترجمه آذرتاش آذرنوش، تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۶، صص ۱۸۳ و ۱۸۴.
@History_Churat
❤6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی کمتر دیده شده از زلزله مهیب ۱۱ تیرماه سال ۱۳۳۶ خورشیدی (۲ ژونیه ۱۹۵۷ میلادی) که افراد زیادی را به کام مرگ کشاند و روستاهای زیادی را از صحنه روزگار محو کرد. این فیلم مستند در همان سالها تصویربرداری شد و قصه انتقال کمکهای بینالمللی و بشردوستانه به روستای #گلیا و مناطق بالادست #بندپی است. همانگونه که در فیلم پیداست، کمکها با کامیون از #بابل به گلیا منتقل و از گلیا با اسب به سمت مناطق بالادست #گاوزن_محله منتقل شد. این فیلم علاوه بر به تصویر کشیدن اتفاقات مربوط به زلزله، بخشی از فرهنگ، پوشش مردم، راهها و مناطق مختلف بندپی را به تصویر کشیده است و تقریبا تنها فیلم موجود از آن سالها در منطقه است.
@History_Churat
@History_Churat
👏3❤1
اسم مرغ و کِرک هردو مترادف و از دوران باستان به ما رسیده؛ منتها اسم کرک بندرت از دایره لغات ما استفاده میشود. برخی فکر میکنند که مرغ فارسی است و کرک مازندرانی. باید بگویم که هردو کلمه فارسی است. در فرهنگ عامه فارسیزبانان، مرغ جا افتاده است. این یکی از لغاتی است که متاسفانه درحال رنگ باختن است. بهتر است که مازندرانیها خصوصا، از فراموشی چنین اسامی قدمتدار جلوگیری نمایند.
📘متنهای پهلوی، گردآورنده جاماسب جی دستور و منوچهر جی جاماسب آسانا، گزارش و پژوهش سعید عریان، تهران: انتشارات کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، چاپ نخست، ۱۳۷۱، ص ۷۴.
@History_Churat
📘متنهای پهلوی، گردآورنده جاماسب جی دستور و منوچهر جی جاماسب آسانا، گزارش و پژوهش سعید عریان، تهران: انتشارات کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، چاپ نخست، ۱۳۷۱، ص ۷۴.
@History_Churat
❤4👌2
شاید بتوان ادعا کرد که قدیمترین اسم طبرستان، خننتی است که در وندیداد اوستا از آن اسم برده شده است:
نهمین کشور با نزهت که من #اهورهمزدا آفریدم خننتی khnenta که اقوام هیرکانی در آن سکونت دارند. اهریمن پرمرگ بر ضد آن گناه بیتوبه پدید آورد.
📖 وندیداد (مجموعه قوانین دین زرتشت)، بهکوشش جیمز دارمستتر، ترجمه موسی جوان، تهران: انتشارات دنیای کتاب، ۱۳۸۴، ص ۶۶.
@History_Churat
نهمین کشور با نزهت که من #اهورهمزدا آفریدم خننتی khnenta که اقوام هیرکانی در آن سکونت دارند. اهریمن پرمرگ بر ضد آن گناه بیتوبه پدید آورد.
📖 وندیداد (مجموعه قوانین دین زرتشت)، بهکوشش جیمز دارمستتر، ترجمه موسی جوان، تهران: انتشارات دنیای کتاب، ۱۳۸۴، ص ۶۶.
@History_Churat
❤3
تبصرة الزائرین.pdf
8.1 MB
تبصره الزائرین: سفرنامه حاج مصطفیخان سورتیجی (۱۲۶۲ هجری قمری)
این کتاب سفرنامه حاج #مصطفی_خان_سورتیج در سال ۱۲۶۲ هجری قمری است.
حاج مصطفیخان سورتیج ملقب به وکیلالرعایا، از صلحا و اخیار و از رجال پرهیزگار زمان #محمدشاه و #ناصرالدین_شاه قاجار در #مازندران از معدود کسانی است که در سال ۱۲۶۲ قمری با انگیزههای معنوی به منظور زیارت مشاهد متبرکه بیتالله الحرام و عتبات عالیات، از طریق شش کشور #ترکیه، #سوریه، #فلسطین، #اردن، #عربستان و #عراق سفر نموده و شرح خاطرات مسافرت خود را به رشته تحریر در آورده است.
@History_Churat
این کتاب سفرنامه حاج #مصطفی_خان_سورتیج در سال ۱۲۶۲ هجری قمری است.
حاج مصطفیخان سورتیج ملقب به وکیلالرعایا، از صلحا و اخیار و از رجال پرهیزگار زمان #محمدشاه و #ناصرالدین_شاه قاجار در #مازندران از معدود کسانی است که در سال ۱۲۶۲ قمری با انگیزههای معنوی به منظور زیارت مشاهد متبرکه بیتالله الحرام و عتبات عالیات، از طریق شش کشور #ترکیه، #سوریه، #فلسطین، #اردن، #عربستان و #عراق سفر نموده و شرح خاطرات مسافرت خود را به رشته تحریر در آورده است.
@History_Churat
❤4
«شهریاره کوه»
تبصرة الزائرین.pdf
این سفر یازده ماه طول کشیده است و وقایع سفر با ذکر مسافت و فاصله تمامی شهرها و منازل در رساله «تبصرهالزائرین» ثبت گردیده است. این اثر که از آن به عنوان یگانه سفرنامه شناخته شده از فردی مازندرانی در دوره قاجار به بیت الله الحرام و عتبات عالیات میتوان نام برد، بخش دوم نسخهای خطی است که قسمت نخست آن به عنوان «مجمل تاریخ پادشاهان عجم که در ملک ایران سلطنت کردهاند» ضبط شده و در مبحث نسخهشناسی تنها اشاراتی گذرا به آن میشود. نسخه خطی بازخوانی شده، مجلدی مشتمل بر دو بخش کاملاً مجزا به نامهای مجملالتاریخ و تبصرهالزائرین است. همانطور که از نام نسخه پیداست، این دو بخش نه تنها در محتوا بلکه در کیفیت اوراق نیز از زمان پادشاهان اسطورهای تا ذکر پادشاهان صفوی و بخش دوم شرح سفر حاج مصطفیخان سورتیج به مکه معظمه و عتبات عالیات است.
@History_Churat
@History_Churat
❤3
#مصطفیخان_سورتیجی از خانهای اهل روستای مخروبه #سورت بوده است. خان چهاردانگه که در درگیری بهاییان برادرش را از دست میدهد. ناصرالدینشاه بخاطر این جاننثاری به سرزمین تحت نظرش میافزاید. او و خانهای بعدی ساکن زرینآباد #ساری بودند و نوچههایشان در #چهاردانگه حکومت میکردند که اکثر ظالم بودند و مردم را آزار میزساندند.
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیش از دوهزار سال پیش، دیودور سیسیلی مورخ رومی با در دست داشتن منابع قدیمی، روایتی نقل میکند که برای ما قابل تأمل است. ما بهخوبی در عصر حاضر میدانیم که بخش مهمی از اقتصاد کانادا مدیون درخت افرا است. تا جاییکه نشان ملی (پرچم) آنان مزیّن به برگ درخت افرا است. علت آن، شیره و شربتی است که از افرا بدست میآید. ارزش غذایی این محصول بسیار بالاست. گویا اروپاییان مهاجر به قاره آمریکا، نحوه بدست آوردن این محصول را از بومیان آن قاره یعنی سرخپوستان آموختند که امروزه با پیشرفت تکنولوژی، بهشکل انبوه و باکیفیت، تولید و با قیمت بالا بهفروش میرسد. دیودور سیسیلی مینویسد؛ اسکندر موقعی که بسمت هیرکانیا حرکت کرد، از راه دامغان وارد سرزمینی شد که موسوم به «سرزمین خوشبخت» بوده و مردمان آن از شیره درخت افرا که شیرینتر از عسل بوده، تغذیه میکردند. حتی امروزه هم در همهجای چهاردانگه درخت افرا وجود دارد. اما کاربرد آن نه تهیه شیره و شربت افرا، بلکه برای مصارف دامی استفاده میشود. شاید وقت آن رسیده که ما با استفاده از دادههای اندک تاریخیمان، راه و روش نیاکان اندیشمندمان را احیا کنیم و از آن بهره بگیریم.
@History_Churat
@History_Churat
❤6
حوادث تاریخی، مهاجرت متعدد افراد، باعث تولد افرادی میشود که اگر این جابجاییها با توجه به اتفاقات ریز و درشت، انجام نمیگرفت؛ هیچوقت این افراد پا به جهان هستی نمیگذاشتند که نسلشان ادامه یابد. ما انسانها، محصول رخدادهای تاریخی هستیم. محصول جابجایی نیاکانمان. محصول اختلاط ژنهای متعدد. فقط کافی بود یک اتفاق کوچک رخ میداد و حلقه اتصال ما با یکی از پدر و مادران ما از هم میگسست. طبیعی است. ما به دنیا نمیآمدیم. خوب میدانید و علم هم ثابت کرده که برعکس تفکر گذشتگان که فرزند از پدر ارث میبَرد، باید گفت که فرزند درصد بالایی از ژن مادر ارث میبَرَد. پس کافی بود به هر دلیلی، یکی از مادرجد ما با پدرجد ما ازدواج نمیکرد. یا یکی از پدران ما در جنگ و درگیری کشته میشد و یا براثر بیماری میمُرد. نتیجه من از این تفکر این است که تولد هریک از ما حکمتی دارد و این از عجایب روزگار است که از بین بینهایتها، ما برگزیده شویم و به جهان خلقت آییم. این چه معنا دارد؟
@History_Churat
@History_Churat
❤5👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روباه که در زبان عامیانه به رِوا یا بئو شال (اَعو شال) شهرت دارد، در بین مردمان #چورت وجهه جندان خوشی ندارد؛ بلکه چهره منفی و منفوری دارد. صدای روباه از نظر مردمان بومی چورت و حومه، نشان از خبرِ مرگ دادن است. قدما معتقد بودند که اگر سگ جواب این حیوان را بدهد، این خبر باطل میشود. یا در چنین مواقعی، فریادکنان سعی شود که او را از گفتن تمام خبر اجتناب آورند. حتی جمله «دیر دیر، چچیکَل (چوب نیمسوز) تِنه کین» را بگویند. بارها شده که بعد از شنیده شدن صدای این حیوان، کسی از دنیا میرفت. هرچند در گذشته دورتر، صدای روباه را دوپهلو برداشت میکردند. گاه برای خبر مرگ و گاه برای زایش فرزند جدید. اما شُگونات، عمدتا بار منفی را برگزیده که اکثرا هم درست از آب درمیآمده است. مثلا قبل از اینکه برای جوان تازهازدست رفته، شادروان رضا قاسمی این اتفاق تلخ بیافتد، هر غروب (پنج غروب) روباه با ناله سوزناک صدایش را سر میداد فردای شنیده شدن صدای روباه، رضا از ساختمان افتاد. این صدا در چند غروب بعدی مداوم شنیده شد. بعد از مرگ رضا، از روباه یک هفته خبری نیست. گاهی سخن قدیمیها بیحکمت نیست و نباید نادیده انگاشته شود.
@History_Churat
@History_Churat
❤5
Forwarded from دفتر ایام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهمناسبت روز دریای کاسپی، (نه به اسم جعلی خزر)، یادآور میشویم، یکی از تلخترین لحظات تاریخ معاصر را. روزیکه #حیدر_علی_اف، رئیسجمهور وقت جمهوری جعلی آذربایجان به #ایران آمد و در دفاع از نام «#خزر» سخن گفت، حال آنکه سیدمحمد خاتمی، رئیسجمهور وقت ایران نتوانست با تکیه بر اسناد و مستندات تاریخی، از نامهای اصیل و ریشهدار این پهنهی آبی همچون دریای «مازندران»، «دریای طبرستان» یا «دریای قزوین» پاسداری کند. او در برابر آن ادعا سکوت پیشه ساخت و حتی با صدور بخشنامهای، این دریاچهی کهن و ایرانی را بهنام قومی وحشی و بیگانهی «خزر» نامید؛ نامیکه هیچ پیوندی با هویت تاریخی و فرهنگی این سرزمین ندارد. این بیعرضگی و ضعف دولتمردان ما بود که ننگی به این بزرگی بر ما تحمیل شد.
@IRAN_HISTORY2500
@IRAN_HISTORY2500
👍6
معنای لغوی نام روستای «چورِت» چیست؟
مردم محلی معتقدند که «چو» همان چوب است و «رِت» هم مربوط به تراشیدن آن است. درواقع، تصور مردم عامی چورت از این نام، چیزی شبیه به نجاری را تداعی میکند. حال پس از تحقیقات، نتیجه چیز جالبی را بهارمغان آورده است. چورِت یعنی سرزمین قرقاول. چیزیکه شکبرانگیز است، اینست که آیا واقعا این اسم باستانی از دوره باستان به این محوطه اطلاق میشد و یا نه، صرفا اسمی است که در دوره معاصر از سوی افراد مطّلع بر اینجا گذاشته شد. بهرحال، مردم محلی در زمان فعلی، به قرقاول «چور» نمیگویند و این اسم درواقع فراموش شده است. آیا این فراموشی، نشان از این دارد که این اسم ربطی به اینجا نداشته است؟ آیا همانطور که در دوره رضاشاه، عمدتا نام خانوادگی را براساس ظاهر و شغل افراد انتخاب میکردند، ممکنست که درباره نامگذاری و ثبت روستاها هم چنین کرده باشند؟ فعلا هیچ نمیدانیم جز همین دوراهی فکری که مشخص نیست، کدام راه درست است و کدام راه غلط..
✍️ بنگرید به: فرهوشی، بهرام، فرهنگ پهلوی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، ۱۳۵۲، ص ۹۸.
@History_Churat
مردم محلی معتقدند که «چو» همان چوب است و «رِت» هم مربوط به تراشیدن آن است. درواقع، تصور مردم عامی چورت از این نام، چیزی شبیه به نجاری را تداعی میکند. حال پس از تحقیقات، نتیجه چیز جالبی را بهارمغان آورده است. چورِت یعنی سرزمین قرقاول. چیزیکه شکبرانگیز است، اینست که آیا واقعا این اسم باستانی از دوره باستان به این محوطه اطلاق میشد و یا نه، صرفا اسمی است که در دوره معاصر از سوی افراد مطّلع بر اینجا گذاشته شد. بهرحال، مردم محلی در زمان فعلی، به قرقاول «چور» نمیگویند و این اسم درواقع فراموش شده است. آیا این فراموشی، نشان از این دارد که این اسم ربطی به اینجا نداشته است؟ آیا همانطور که در دوره رضاشاه، عمدتا نام خانوادگی را براساس ظاهر و شغل افراد انتخاب میکردند، ممکنست که درباره نامگذاری و ثبت روستاها هم چنین کرده باشند؟ فعلا هیچ نمیدانیم جز همین دوراهی فکری که مشخص نیست، کدام راه درست است و کدام راه غلط..
✍️ بنگرید به: فرهوشی، بهرام، فرهنگ پهلوی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، ۱۳۵۲، ص ۹۸.
@History_Churat
❤9