از چلمردی تا المهدی
#حسینعلی_محمدی را بایستی در حداقلترین حالت ممکن، استاد خطاب کرد. استاد بودن، صرفا داشتن رزومه علمی فراوان نیست؛ استاد بودن را به تاثیرگذاری و ماندگاری تعبیر میکنم. محمدی افزون بر سی سال در مدارس منطقه چهاردانگه در سختترین شرایط ممکن، خدمات خالصانه و ارزشمندی کرد و اکثر شاگردانش، مدارج ترقی را پیموده و در ادارات و جاهای مختلف مشغول به کار هستند. ما شعارِ داشتنِ وجدان و شرافت کاری را بارها شنیدیم؛ ولی محمدی آن را زندگی کرد. کسیکه ریشه در روستای #چلمردی #هزارجریب دارد، ولی در چهاردانگه بالید و نسلهای هوشمند و متفکر پرورش داد. او که بارها و بارها با کوچکترین اشاره، میتوانست انتقالی خدمت بگیرد و در محدوده زندگیاش، با حالت راحت، دوران خدمتش را در کنار خانواده تمام کند، نرفت و بخاطر مردمان چهاردانگه ماند. آنهم کجا؟ محوطه #تلمادره که از #ساری، دو ساعت فاصله دارد. جایی با کمترین امکانات رفاهی و دور از زن و فرزند. محمدی در فضایی ماندگار شد که رمق و انگیزه شغلی سقوط آزاد کرده است. محمدی را چون شمع در تاریکی متصور میشوم که در تندبادهای تلخ حوادث، به چنگ و دندان سعی در نورافشانی و گرمابخشی دارد. هرچه اهریمن حسود به براندازی این چراغ عالمافروز تلاش میکند، او با ذات اهورایی خود، آن را در پیکار قلم بر بَلَم، محو و نیست میکند. این بزرگاستاد، اکنون از شغل رسمی معلمی بازنشست شده است؛ در گمنامیترین حالت ممکن. اما آموزاندن را ترک نکرده و همچنان در منطقه #چهاردانگه مانده و راه را به ما نوآموزان علم و دانش نشان میدهد. او همچون ناخدایی که کشتیِ در طوفانمانده علم و دانش را رهبری کرده و جزیره اسرارآمیزِ نجات از آن را نوید میدهد. محمدی نماد روحیه و اعتماد بهنفس است.
در روزهای ابتدایی خدمتم، شناختی از او نداشتم. با هرکس که سخنی درباره او راندم، محمدی را دوست میداشته است. از خود میپرسیدم که مگر ممکن است کسیکه اصالتا اهل این منطقه نیست، اینقدر محبوبیت داشته باشد؟ بهمرور که شناخت من نسبت به او عمیقتر شد، به مداحان او حق دادم که او، نادره دوران است. روابط اجتماعی بسیار بالا، چهره همیشه خندان، شوخطبعی و مباحثه همراه با رویکرد عارفانه، احترام به عقاید دیگران، قاتی نکردن کار با روابط دوستانه، مصمم بودن در انجام وظائف، داشتن انرژی فراوان، روحیه ورزشکاری داشتن، صدای آواز خوش داشتن، سعی همیشگی در بهبود روابط همکاران، یاریرسانی در مواقع مشکلات و گرفتاری به همه افراد (چه غریبه چه خودی)، رودربایسی نداشتن با هیچکس، رک بودن در گفتار، نداشتن پیشداوریهای ناعادلانه، مدیریت در برنامههای جزء و کلان، داشتن بینش متعادل در تمامی ابعاد زندگی و .... از ویژگیهای برجسته این بزرگمرد است. به دور از هر جبههگیری و غرضورزی، انصافا کدام یک از ما حاضر بودیم علاوه بر سی سال خدمت قانونی، در دوره بازنشستگی هم که هیچ مزایای قابلی ندارد، در منطقهای که کیلومترها از محل زندگی ما دور است، بمانیم؟ یعنی زن و بچه خود را بخاطر داشتن عشق به منطقهای که از نظر محل تولد بودن، هیچ ارتباطی با شما ندارد، ترک کنید و در نقطهی سخت آن ماندگار شوید. این فداکاریِ کمی نیست. شاید اگر من جای بخشدار منطقه بودم، مجسمهای از محمدی را بعنوان نمادِ معلم باشرف، در بهترین نقطهی منطقه چهاردانگه نصب میکردم تا پیامی را به نومعلمان بدهد. و آن اینست که «آقا یا خانمی که در همان سالهای اول دنبال انتقالی هستی، محمدی را ببین و عبرت بگیر. تویی که سهمیه چهاردانگه را استفاده کردی و جای یک بومی را گرفتی، محمدیوار بمان.» این کار، کمک بزرگی به آموزش و پرورش چهاردانگه میکند. در حداقلترین حالت، معلمان غیربومی بیشتر میمانَند و با روحیه بهتری، تدریس میکنند. وقتی ببینند که فداکاری و ازخودگذشتگیشان دیده خواهد شد، چرا بروند؟ میمانَند. سوالی که وجود دارد، این است که چه چیزی محمدی را در این منطقه ماندگار ساخت؟ چه چیزی در منطقه برای او از ماندن در کنار خانواده، جذابتر بود؟ چه چیزی مانع از رفتن او شد در حالیکه خیلیها آمدند و رفتند ولی او نرفت و ماند؟
با تمام فداکاری و تلاشی که او در چهاردانگه، خصوصا برای مدرسه شبانهروزی #المهدی کرد، باز بخاطر فروتنی و شخصیت خاص او، برای دیگران ناشناخته مانده است. محمدی، مدرسه المهدی را از حالت آموزشمحور صرف، به مرکز پویای آموزشی همراه با تولیدات کشاورزی تبدیل کرده است. در این راه پر چالش که افرادی او را همراهی نمودند، کسانی هم بودند که سعی میکردند تا چوب لای چرخ برنامههایش اندازند؛ ولی او همواره موفق شد و پیروزیاش را در جمع دوستانش جشن گرفت. او بیمنت خدمت کرد و شاید بتوان گفت که به حق حقیقی خود که لایق آن بود نرسید. آنطور که او برای منطقه ما تلاش کرد، از او تقدیر نشده است. دریغا!
✍️ عابد فضلی چورتی/ ۲۴ اردیبهشت ۱۴٠۴
@History_Churat
#حسینعلی_محمدی را بایستی در حداقلترین حالت ممکن، استاد خطاب کرد. استاد بودن، صرفا داشتن رزومه علمی فراوان نیست؛ استاد بودن را به تاثیرگذاری و ماندگاری تعبیر میکنم. محمدی افزون بر سی سال در مدارس منطقه چهاردانگه در سختترین شرایط ممکن، خدمات خالصانه و ارزشمندی کرد و اکثر شاگردانش، مدارج ترقی را پیموده و در ادارات و جاهای مختلف مشغول به کار هستند. ما شعارِ داشتنِ وجدان و شرافت کاری را بارها شنیدیم؛ ولی محمدی آن را زندگی کرد. کسیکه ریشه در روستای #چلمردی #هزارجریب دارد، ولی در چهاردانگه بالید و نسلهای هوشمند و متفکر پرورش داد. او که بارها و بارها با کوچکترین اشاره، میتوانست انتقالی خدمت بگیرد و در محدوده زندگیاش، با حالت راحت، دوران خدمتش را در کنار خانواده تمام کند، نرفت و بخاطر مردمان چهاردانگه ماند. آنهم کجا؟ محوطه #تلمادره که از #ساری، دو ساعت فاصله دارد. جایی با کمترین امکانات رفاهی و دور از زن و فرزند. محمدی در فضایی ماندگار شد که رمق و انگیزه شغلی سقوط آزاد کرده است. محمدی را چون شمع در تاریکی متصور میشوم که در تندبادهای تلخ حوادث، به چنگ و دندان سعی در نورافشانی و گرمابخشی دارد. هرچه اهریمن حسود به براندازی این چراغ عالمافروز تلاش میکند، او با ذات اهورایی خود، آن را در پیکار قلم بر بَلَم، محو و نیست میکند. این بزرگاستاد، اکنون از شغل رسمی معلمی بازنشست شده است؛ در گمنامیترین حالت ممکن. اما آموزاندن را ترک نکرده و همچنان در منطقه #چهاردانگه مانده و راه را به ما نوآموزان علم و دانش نشان میدهد. او همچون ناخدایی که کشتیِ در طوفانمانده علم و دانش را رهبری کرده و جزیره اسرارآمیزِ نجات از آن را نوید میدهد. محمدی نماد روحیه و اعتماد بهنفس است.
در روزهای ابتدایی خدمتم، شناختی از او نداشتم. با هرکس که سخنی درباره او راندم، محمدی را دوست میداشته است. از خود میپرسیدم که مگر ممکن است کسیکه اصالتا اهل این منطقه نیست، اینقدر محبوبیت داشته باشد؟ بهمرور که شناخت من نسبت به او عمیقتر شد، به مداحان او حق دادم که او، نادره دوران است. روابط اجتماعی بسیار بالا، چهره همیشه خندان، شوخطبعی و مباحثه همراه با رویکرد عارفانه، احترام به عقاید دیگران، قاتی نکردن کار با روابط دوستانه، مصمم بودن در انجام وظائف، داشتن انرژی فراوان، روحیه ورزشکاری داشتن، صدای آواز خوش داشتن، سعی همیشگی در بهبود روابط همکاران، یاریرسانی در مواقع مشکلات و گرفتاری به همه افراد (چه غریبه چه خودی)، رودربایسی نداشتن با هیچکس، رک بودن در گفتار، نداشتن پیشداوریهای ناعادلانه، مدیریت در برنامههای جزء و کلان، داشتن بینش متعادل در تمامی ابعاد زندگی و .... از ویژگیهای برجسته این بزرگمرد است. به دور از هر جبههگیری و غرضورزی، انصافا کدام یک از ما حاضر بودیم علاوه بر سی سال خدمت قانونی، در دوره بازنشستگی هم که هیچ مزایای قابلی ندارد، در منطقهای که کیلومترها از محل زندگی ما دور است، بمانیم؟ یعنی زن و بچه خود را بخاطر داشتن عشق به منطقهای که از نظر محل تولد بودن، هیچ ارتباطی با شما ندارد، ترک کنید و در نقطهی سخت آن ماندگار شوید. این فداکاریِ کمی نیست. شاید اگر من جای بخشدار منطقه بودم، مجسمهای از محمدی را بعنوان نمادِ معلم باشرف، در بهترین نقطهی منطقه چهاردانگه نصب میکردم تا پیامی را به نومعلمان بدهد. و آن اینست که «آقا یا خانمی که در همان سالهای اول دنبال انتقالی هستی، محمدی را ببین و عبرت بگیر. تویی که سهمیه چهاردانگه را استفاده کردی و جای یک بومی را گرفتی، محمدیوار بمان.» این کار، کمک بزرگی به آموزش و پرورش چهاردانگه میکند. در حداقلترین حالت، معلمان غیربومی بیشتر میمانَند و با روحیه بهتری، تدریس میکنند. وقتی ببینند که فداکاری و ازخودگذشتگیشان دیده خواهد شد، چرا بروند؟ میمانَند. سوالی که وجود دارد، این است که چه چیزی محمدی را در این منطقه ماندگار ساخت؟ چه چیزی در منطقه برای او از ماندن در کنار خانواده، جذابتر بود؟ چه چیزی مانع از رفتن او شد در حالیکه خیلیها آمدند و رفتند ولی او نرفت و ماند؟
با تمام فداکاری و تلاشی که او در چهاردانگه، خصوصا برای مدرسه شبانهروزی #المهدی کرد، باز بخاطر فروتنی و شخصیت خاص او، برای دیگران ناشناخته مانده است. محمدی، مدرسه المهدی را از حالت آموزشمحور صرف، به مرکز پویای آموزشی همراه با تولیدات کشاورزی تبدیل کرده است. در این راه پر چالش که افرادی او را همراهی نمودند، کسانی هم بودند که سعی میکردند تا چوب لای چرخ برنامههایش اندازند؛ ولی او همواره موفق شد و پیروزیاش را در جمع دوستانش جشن گرفت. او بیمنت خدمت کرد و شاید بتوان گفت که به حق حقیقی خود که لایق آن بود نرسید. آنطور که او برای منطقه ما تلاش کرد، از او تقدیر نشده است. دریغا!
✍️ عابد فضلی چورتی/ ۲۴ اردیبهشت ۱۴٠۴
@History_Churat
❤6
Sori [SariMusic.Org]
Molod Zetab
بلبل نخون مره بیدار هاکردی/ مره فکر خیال یار هاکردی
تن خار مره نخار هاکردی/ مه صد سال عمره یک سال هاکردی
های برو سوری کیجا ساروی/ قد تسکی داینی روح ره بهیتی
با صدای مولود زهتاب
@History_Churat
تن خار مره نخار هاکردی/ مه صد سال عمره یک سال هاکردی
های برو سوری کیجا ساروی/ قد تسکی داینی روح ره بهیتی
با صدای مولود زهتاب
@History_Churat
👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جنگلهای #هیرکانی یا موزه طبیعت!
این جنگل با قدمت ۲۵ تا ۵۰ میلیون سال (دوره پالئوژن) یکی از ارزشمندترین جنگلهای جهان بهشمار میآید و از آن به عنوان موزه طبیعی یاد میشود. در آن زمان بیشتر مناطق معتدل شمالی کره زمین را اینگونه جنگلها پوشانده بودند. در عصر یخبندان، کواترنری این جنگلها کوچکتر شدند اما با پایان عصر یخبندان دوباره گسترش یافتند. بنا بر اعلام دبیرکل کنونی کمیسیون ملی یونسکو در ایران: در چهل و سومین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان، #جنگلهای_هیرکانی که از جنگل فندقلو در شهرستان نمین در استان اردبیل تا گلیداغ در خاور استان گلستان کشیده شدهاست، با نظر موافق اعضای کمیته در ۱۴ تیر ۱۳۹۸ در فهرست میراث جهانی قرار گرفت. به گفته همین منبع، این بیست و چهارمین مورد از میراث تاریخی و طبیعی ایران است که در فهرست یونسکو جای میگیرد.
@History_Churat
این جنگل با قدمت ۲۵ تا ۵۰ میلیون سال (دوره پالئوژن) یکی از ارزشمندترین جنگلهای جهان بهشمار میآید و از آن به عنوان موزه طبیعی یاد میشود. در آن زمان بیشتر مناطق معتدل شمالی کره زمین را اینگونه جنگلها پوشانده بودند. در عصر یخبندان، کواترنری این جنگلها کوچکتر شدند اما با پایان عصر یخبندان دوباره گسترش یافتند. بنا بر اعلام دبیرکل کنونی کمیسیون ملی یونسکو در ایران: در چهل و سومین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان، #جنگلهای_هیرکانی که از جنگل فندقلو در شهرستان نمین در استان اردبیل تا گلیداغ در خاور استان گلستان کشیده شدهاست، با نظر موافق اعضای کمیته در ۱۴ تیر ۱۳۹۸ در فهرست میراث جهانی قرار گرفت. به گفته همین منبع، این بیست و چهارمین مورد از میراث تاریخی و طبیعی ایران است که در فهرست یونسکو جای میگیرد.
@History_Churat
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از مستند در حال ساخت «زنان موسیقی مازندران» به کارگردانی #جعفر_آقابرارنیا.
#صبح_نسا_دهقان مشهور به #گوهر در سال ۱۳۳۴ در #ساری پا به عرصهی هستی گذاشت. او با صدای خوشی که داشت، در هنگام کار در زمینهای کشاورزی (شالیزار، پنبهزار و ...) برای دلش و دیگران میخواند تا به وسیلهی موسیقی، خستگیها، دردها و آرزوهایی که در دل داشت را بیان کند و تسکین دهد. او بخاطر حرف و احادیث مردم سنتی آن دوران، اسم مستعار گوهر را برای خوانندگی برگزید. منتها این فشارهای جامعه سنتی باعث شد که او برای همیشه، این حرفه را کنار بگذارد و از صحنه خارج شود.
@History_Churat
#صبح_نسا_دهقان مشهور به #گوهر در سال ۱۳۳۴ در #ساری پا به عرصهی هستی گذاشت. او با صدای خوشی که داشت، در هنگام کار در زمینهای کشاورزی (شالیزار، پنبهزار و ...) برای دلش و دیگران میخواند تا به وسیلهی موسیقی، خستگیها، دردها و آرزوهایی که در دل داشت را بیان کند و تسکین دهد. او بخاطر حرف و احادیث مردم سنتی آن دوران، اسم مستعار گوهر را برای خوانندگی برگزید. منتها این فشارهای جامعه سنتی باعث شد که او برای همیشه، این حرفه را کنار بگذارد و از صحنه خارج شود.
@History_Churat
❤6👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترانهی مازندرانی قدیمی و زیبای "رعنا " از رشید مستقیم
این ترانه از برنامهی "گلهای صحرایی" شماره ۱٠ جدا شده است. با همکاری رضا ورزنده "سنتور " و امیرناصر افتتاح "ضرب".
@History_Churat
این ترانه از برنامهی "گلهای صحرایی" شماره ۱٠ جدا شده است. با همکاری رضا ورزنده "سنتور " و امیرناصر افتتاح "ضرب".
@History_Churat
❤4
مردمان مازندران و بالاخص سرزمینهای کوهستانی مانند #شهریارکوه (#چهاردانگه و #دودانگه قدیم) بسیار دیرتر از دیگر نقاط ایران، مسلمان شدند. اما عوامل متعددی دست به دست هم داد که بهمرور، مردمان #طبرستان مسلمان شدند. اینکه دقیقا دین این مردمانِ موسم به #گبری چه بوده، اطلاعات خاصی موجود نیست. حداقل این را میدانیم که بطور کامل #زرتشتی نبوده؛ زیرا در کیش #زرتشت، دفن کردن جسد غیرقابل بخشش تلقی میشود. منتها این مردمان،جسد را دفن میکردند. از طرفی، بقایای آتشگاه خصوصا در منطقه چهاردانگه در دست نیست و اگر هم جایی موسوم به آتشگاه باشد، نمیتوان به تمام منطقه تسرّی داد. به هرحال مدتزمانی #ساسانیان در این منطقه حکمرانانی داشتند و آنها مسلما برای خود و اطرافیانشان آتشگاهی هرچند کوچک بنا میکردند. آتشگاه هم در منطقه ما بصورت عمومی رایج نبوده. شاید اینها نزدیک به دین پیشاآریایی که در #شاهنامه به دین هوشنگی مشهور است، گرایش داشتهاند. دینی که از سوی زرتشت، #دیو_پرستی نامیده شد. و در متون باستانی، طبرستان را بخاطر دین غیرزرتشتی خود، سرزمین دیوها میدانستند و عمدتا سمت شمال را بدترین حالت ممکن تصور میکردند.
اما متون زرتشتی که در دوره اسلامی نوشته میشد، در واقع مقابلهای بود در برابر مسلمان شدن تدریجی زرتشتیان. موبدموبدان که رئیس تمام جامعه زرتشتی محسوب میشد، به سوالات و ابهامات پیروان دین زرتشت پاسخ میگفت و آن جوابیهها مکتوب میشد و در اختیار دیگران و آیندگان قرار میگرفت. چیزی که مشخص است، درگیری صریح بین زرتشتیان و مسلمانان خصوصا آنانی که زرتشتی بودند و از خانواده خود جدا شدند و مسلمان شدند، بود. مال و اموال آن کسیکه زرتشتی بوده و مسلمان شده، از سوی زرتشتیان قابل تاراج بوده و عملا این شدت عمل، باعث رانده شدن اشخاصی میشد که با تمام پیوند خانوادگی، بایستی با تغییر دین جدا میشد و این بهمرور دایرهی وسعت جامعه و کانون زرتشتیان را تنگ و تنگتر میکرد؛ تا جاییکه محو شدند.
اگر همین قاعده را برای گبریان منطقه خودمان در نظر بگیریم، به مرور که افراد از دین نیاکانشان به سمت اسلام (شیعه) گرایش پیدا میکردند، حلقه آنان باریک و باریکتر میشد؛ تا جاییکه مسلمانان در اکثریت قرار گرفتند و گبریان در اقلیّت. اینجا بود که مسلمانان، این گبریان را ساقط نمودند و مالک تمام دارایی آنان شدند. البته این را بگویم که این مسلمانان، در واقع همان گبریان دیروز بودند که اکنون دینشان عوض شده و عمدتا بومی همان نقطه بودند. بدلیل همین طرد شدنها، بعدها که قدرت دستشان آمد، انتقامجویی کردند. در واقع نوعی تلافی از سوی نومسلمانان از خاندان قبلی خود بود. در این گیرودار عقیدتی، بسیار از هردو جناح کشته شدند و بسیاری هم از گبریان مهاجرت کردند و رفتند. روند درگیری گبریان و مسلمانان، بهنفع مسلمانان بود و باد بر بیرق آنان بهخوبی وزیدن گرفت و خانومان گبریان را در آتش سوزاند.
نمونهای از فتوای زرتشتی درباره کسانیکه از دین بِهی خارج شده و مسلمان میشدند👇👇
@History_Churat
اما متون زرتشتی که در دوره اسلامی نوشته میشد، در واقع مقابلهای بود در برابر مسلمان شدن تدریجی زرتشتیان. موبدموبدان که رئیس تمام جامعه زرتشتی محسوب میشد، به سوالات و ابهامات پیروان دین زرتشت پاسخ میگفت و آن جوابیهها مکتوب میشد و در اختیار دیگران و آیندگان قرار میگرفت. چیزی که مشخص است، درگیری صریح بین زرتشتیان و مسلمانان خصوصا آنانی که زرتشتی بودند و از خانواده خود جدا شدند و مسلمان شدند، بود. مال و اموال آن کسیکه زرتشتی بوده و مسلمان شده، از سوی زرتشتیان قابل تاراج بوده و عملا این شدت عمل، باعث رانده شدن اشخاصی میشد که با تمام پیوند خانوادگی، بایستی با تغییر دین جدا میشد و این بهمرور دایرهی وسعت جامعه و کانون زرتشتیان را تنگ و تنگتر میکرد؛ تا جاییکه محو شدند.
اگر همین قاعده را برای گبریان منطقه خودمان در نظر بگیریم، به مرور که افراد از دین نیاکانشان به سمت اسلام (شیعه) گرایش پیدا میکردند، حلقه آنان باریک و باریکتر میشد؛ تا جاییکه مسلمانان در اکثریت قرار گرفتند و گبریان در اقلیّت. اینجا بود که مسلمانان، این گبریان را ساقط نمودند و مالک تمام دارایی آنان شدند. البته این را بگویم که این مسلمانان، در واقع همان گبریان دیروز بودند که اکنون دینشان عوض شده و عمدتا بومی همان نقطه بودند. بدلیل همین طرد شدنها، بعدها که قدرت دستشان آمد، انتقامجویی کردند. در واقع نوعی تلافی از سوی نومسلمانان از خاندان قبلی خود بود. در این گیرودار عقیدتی، بسیار از هردو جناح کشته شدند و بسیاری هم از گبریان مهاجرت کردند و رفتند. روند درگیری گبریان و مسلمانان، بهنفع مسلمانان بود و باد بر بیرق آنان بهخوبی وزیدن گرفت و خانومان گبریان را در آتش سوزاند.
نمونهای از فتوای زرتشتی درباره کسانیکه از دین بِهی خارج شده و مسلمان میشدند👇👇
@History_Churat
❤4
Forwarded from دفتر ایام (Abed Fazli)
پرسش: بر فرض که فرزند ذکوری به #اسلام گرایید، آیا حق تملک اموالی که او از والدینش در زمان زرتشتی بودنش دریافت کرده، اکنون پس از تغییر مذهبش هنوز معتبر خواهد بود؟
هرگاه مردی از دین زرتشتی به اسلام گرایید و مسلمان باقی ماند، در دم بهعنوان گناهکار تناپوهل محسوب خواهد شد. اگر در عرض یک سال همچنان به اسلام پایبند بماند در آن صورت گناهش مرگارزان خواهد شد.
اگر به عضوی از اعضای بدن او ضایعهای وارد آید (چنانچه رسم مسلمانان است بر بخش خاصی از بدن) و آنچه که از بدن او بریده شده در زمین بیاندازند و در زیر خاک، دور از چشم قرار گیرد و در نهایت به آتش و آب راه یافته باعث آلودگی آنها گردد، در آن صورت کمترین حد گناه او مرگارزان خواهد بود.
اگر صاحب اموالی باشد، قانون «انسانهای بدوی» دربارهاش مجری خواهد شد.
قانون «انسانهای بدوی» این است که از میان زرتشتیان هرکسیکه زودتر از دیگران به آن اموال دست یافت، آن اموال متعلق به وی خواهد شد.
در عصر ما اجرای این قانون بسیار دشوار است. هرگاه شرایط ایجاب نماید که این اقدام صورت پذیرد، و اجرای آن موفقیتآمیز باشد، عملی قانونی محسوب میشود؛ زیرا وضع او با شخصی که اجدادش مسلمان بودهاند متفاوت است.
اگر فرزند ذکور مسلمانشده در همان اکدینی (اسلام) باقی بماند و در طی یکسال، انصراف خود را اعلام ننماید، هیچگونه حقی از مایملک فامیلی نخواهد داشت. به عبارت دیگر، تمام اموال متعلق به او به روشی که قبلا ذکر شد [قانون انسانهای بدوی] از وی گرفته خواهد شد. یعنی از جمع ثروتی که متعلق به فامیل زرتشتی او بوده اگر بتوانند سهم آن #اکدین را طبق قانون مزبور ضبط نمایند و برای خود نگه دارند، عملی است کاملا قانونی و مجاز.
اگر امکان انجام این عمل میسر نبود و هیچکس نتوانست اموال آن اکدین را بهنفع خویش تصاحب نماید، در آن صورت چارهای نیست و اموال در ید اکدین باقی خواهد ماند. بنابراین نهایت توجه را باید داشت که هرگاه قرار بود این عمل مجری گردد، باید بهطرزی عاقلانه و دور از هرگونه خطر و بیاحتیاطی انجام گیرد.
✍️ روایت اِمید اَشَوَهیشتان (متن متعلق به سده چهارم هجری)، تدوین و آوانویسی و ترجمه از متن پهلوی دکتر نزهت صفای اصفهانی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۶، صص ۱۵ تا ۱۹.
@IRAN_HISTORY2500
هرگاه مردی از دین زرتشتی به اسلام گرایید و مسلمان باقی ماند، در دم بهعنوان گناهکار تناپوهل محسوب خواهد شد. اگر در عرض یک سال همچنان به اسلام پایبند بماند در آن صورت گناهش مرگارزان خواهد شد.
اگر به عضوی از اعضای بدن او ضایعهای وارد آید (چنانچه رسم مسلمانان است بر بخش خاصی از بدن) و آنچه که از بدن او بریده شده در زمین بیاندازند و در زیر خاک، دور از چشم قرار گیرد و در نهایت به آتش و آب راه یافته باعث آلودگی آنها گردد، در آن صورت کمترین حد گناه او مرگارزان خواهد بود.
اگر صاحب اموالی باشد، قانون «انسانهای بدوی» دربارهاش مجری خواهد شد.
قانون «انسانهای بدوی» این است که از میان زرتشتیان هرکسیکه زودتر از دیگران به آن اموال دست یافت، آن اموال متعلق به وی خواهد شد.
در عصر ما اجرای این قانون بسیار دشوار است. هرگاه شرایط ایجاب نماید که این اقدام صورت پذیرد، و اجرای آن موفقیتآمیز باشد، عملی قانونی محسوب میشود؛ زیرا وضع او با شخصی که اجدادش مسلمان بودهاند متفاوت است.
اگر فرزند ذکور مسلمانشده در همان اکدینی (اسلام) باقی بماند و در طی یکسال، انصراف خود را اعلام ننماید، هیچگونه حقی از مایملک فامیلی نخواهد داشت. به عبارت دیگر، تمام اموال متعلق به او به روشی که قبلا ذکر شد [قانون انسانهای بدوی] از وی گرفته خواهد شد. یعنی از جمع ثروتی که متعلق به فامیل زرتشتی او بوده اگر بتوانند سهم آن #اکدین را طبق قانون مزبور ضبط نمایند و برای خود نگه دارند، عملی است کاملا قانونی و مجاز.
اگر امکان انجام این عمل میسر نبود و هیچکس نتوانست اموال آن اکدین را بهنفع خویش تصاحب نماید، در آن صورت چارهای نیست و اموال در ید اکدین باقی خواهد ماند. بنابراین نهایت توجه را باید داشت که هرگاه قرار بود این عمل مجری گردد، باید بهطرزی عاقلانه و دور از هرگونه خطر و بیاحتیاطی انجام گیرد.
✍️ روایت اِمید اَشَوَهیشتان (متن متعلق به سده چهارم هجری)، تدوین و آوانویسی و ترجمه از متن پهلوی دکتر نزهت صفای اصفهانی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۶، صص ۱۵ تا ۱۹.
@IRAN_HISTORY2500
❤3
Forwarded from دفتر ایام (Abed Fazli)
پرسش: اگر زرتشتییی جهت استحمام به حمام مسلمانها که آب آن از طریق آب روان تعبیه میشود برود، اشکالی دارد یا خیر؟
پاسخ: حمام مسلمانان به هر طریق که دایر باشد و کار کند و از هر جا که آب آن تعبیه شود به علت عدم رعایتهای لازم از بابت مواد ناپاک، بهطور قطع آلوده و ناپاک است زیرا در دین آنها [مسلمانان] قوانین شرعی جهت حفظ و حراست آب و آتش از مدفوع و مواد ناپاک منظور نگردیده
است.
رفتن به حمام مسلمانها و استحمام در آن حمامها برای زرتشتیان جایز نیست.
هر کس اقدام به چنین کاری نماید حتی اگر به منظور معالجه باشد، تن او
آلوده محسوب میگردد و باید طبق موازین شرعی تطهیر گردد.
اگر ضرورت مطلق ایجاب نماید که زرتشتیها حمام داشته باشند باید خودشان ترتیب آن را بدهند؛ زیرا حمّام چیزی نیست که مسلمانان مبتکر آن بوده باشند.
در دوران خجسته طلایی [احتمالا منظور دوران #ساسانی باشد]، ساختن حمام نزدیک آتشکده و مکانهای گاهانبار امر متداولی بوده است.
✍️ روایت اِمید اَشَوَهیشتان (متن متعلق به سده چهارم هجری)، تدوین و آوانویسی و ترجمه از متن پهلوی دکتر نزهت صفای اصفهانی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۶، صص ۱۳۲ تا ۱۳۵.
@IRAN_HISTORY2500
پاسخ: حمام مسلمانان به هر طریق که دایر باشد و کار کند و از هر جا که آب آن تعبیه شود به علت عدم رعایتهای لازم از بابت مواد ناپاک، بهطور قطع آلوده و ناپاک است زیرا در دین آنها [مسلمانان] قوانین شرعی جهت حفظ و حراست آب و آتش از مدفوع و مواد ناپاک منظور نگردیده
است.
رفتن به حمام مسلمانها و استحمام در آن حمامها برای زرتشتیان جایز نیست.
هر کس اقدام به چنین کاری نماید حتی اگر به منظور معالجه باشد، تن او
آلوده محسوب میگردد و باید طبق موازین شرعی تطهیر گردد.
اگر ضرورت مطلق ایجاب نماید که زرتشتیها حمام داشته باشند باید خودشان ترتیب آن را بدهند؛ زیرا حمّام چیزی نیست که مسلمانان مبتکر آن بوده باشند.
در دوران خجسته طلایی [احتمالا منظور دوران #ساسانی باشد]، ساختن حمام نزدیک آتشکده و مکانهای گاهانبار امر متداولی بوده است.
✍️ روایت اِمید اَشَوَهیشتان (متن متعلق به سده چهارم هجری)، تدوین و آوانویسی و ترجمه از متن پهلوی دکتر نزهت صفای اصفهانی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۶، صص ۱۳۲ تا ۱۳۵.
@IRAN_HISTORY2500
❤3
Avaze Dashti(Khosousi.Blogfa.Com)
Gholam Hossein Banan(Khosousi.Blogfa.Com)
اجرای خصوصی #دیلمان توسط استاد غلامحسین #بنان در گوشه دشتی.
چنان در قید مهرت پای بندم
که گویی آهوی سر در کمندم
گهی بر درد بی درمان بگریم
گهی بر حال بی سامان بخندم
نه مجنونم که دل بردارم از دوست
مده گر عاقلی بیهوده پندم
عجب از عقل کسانی که مرا پند دهند
برو ای خواجه که عاشق نبود پندپذیر
@History_Churat
چنان در قید مهرت پای بندم
که گویی آهوی سر در کمندم
گهی بر درد بی درمان بگریم
گهی بر حال بی سامان بخندم
نه مجنونم که دل بردارم از دوست
مده گر عاقلی بیهوده پندم
عجب از عقل کسانی که مرا پند دهند
برو ای خواجه که عاشق نبود پندپذیر
@History_Churat
❤4
غروب ۷ تیرماه ۱۴٠۴. پختن آش دوغ محلی.
آش بعنوان یک غذای سالم و طبیعی، همواره بر سفره مردم ایران خصوصا مازندران بوده و بسیار خوشمزه است. منتها پختن آش در سالهای اخیر کمرنگ شده و غذاهای آماده و برنج جای آن را گرفته که باعث چاقی مفرط در بین افراد شده است.
@History_Churat
آش بعنوان یک غذای سالم و طبیعی، همواره بر سفره مردم ایران خصوصا مازندران بوده و بسیار خوشمزه است. منتها پختن آش در سالهای اخیر کمرنگ شده و غذاهای آماده و برنج جای آن را گرفته که باعث چاقی مفرط در بین افراد شده است.
@History_Churat
❤6