فروشگاه اینترنتی هیمورا
4.04K subscribers
2.58K photos
852 videos
73 files
1.39K links
🌹 🙏

💯فروش فقط آکبند
💯فروش فقط آنلاین
💯فروش فقط نقدی


تماس تلفنی در خدمتم
09369699494
هیمورا عبدی




👇معاوضه و خرید و فروش دست دوم 👇

@HimoRa_CameRa




اینیستاگرام
instagram.com/HimoRa.CameRa
Download Telegram
اسلایدر وسیله ای هست که شما رو قادر میکنه بتونید به زیبایی استفاده از ریل شاریوهای سینمایی، تصاویر حرفه ای ضبط کنید.

با گذاشتن اسلایدر روی یک عدد سه پایه معمولی یا دو عدد سه پایه فلات (نورپردازی) می تونید به راحتی ارتفاع کار رو تنظیم کنید.
عمق میدان:

یکی از اصول اولیه عکاسی است. وقتی روی یک تصویر فوکوس می‌کنید، تنها صفحه معینی (که در فاصله خاصی از دوربین قرار دارد) واقعا فوکوس می‌شود. هر چیزی که جلوتر یا عقب‌تر از آن صفحه واقع باشد به میزان فاصله‌اش از این صفحه بیشتر مات یا خارج از فوکوس می‌شود. نواحی نزدیک صفحه فوکوس (در جلو و عقب) که هنوز شارپنس قابل قبولی دارند، به عنوان عمق میدان شناخته می شوند.
_________________________

با توجه به نتیجه‌ای که می‌خواهید در عکس خود بدست آورید باید دیافراگم را انتخاب کنید. اگر می‌خواهید که سوژ‌ه را از پس‌زمینه جدا کنید، همانند حالتی که از یک نفر پرتره می‌گیرید یا نمای نزدیکی از یک حیوان در دنیای حیات وحش می‌گیرید، شما به یک دیافراگم باز نیاز دارید. از طرف دیگر اگر می‌خواهید که تمام عکس در فوکوس و شارپ باشد (همانند عکسهای منظره) باید از دیافراگم‌های کوچک مانند f/16 استفاده کنید. البته موردی را که در ابتدا درباره اثر دیافراگم بر روی شارپنس گفته شد در نظر داشته باشید و بسته ترین دیافراگم قابل استفاده لنز خود را بشناسید.
_________________________

دومین عامل تاثیر گذار بر روی عمق میدان فاصله کانونی است. اگر اندازه سوژه ثابت است، برای هر لنزی عمق میدان در یک دیافراگم خاص یکسان است. مثلا فرض کنید که می خواهید از یک پروانه عکس بگیرید. در یک دیافراگم ثابت، شما همان عمق میدان را در 50 م.م. و 200 م.م. خواهید داشت. تنها تفاوت در این است که در 200 م.م. بخاطر زاویه دید باریک‌تر، پس زمینه تمیزتری خواهید داشت.
_________________________

اگر از یک سوژه یکسان با فواصل کانونی مختلف عکس بگیرید، عمق میدان یکسان است، اما در فاصله کانونی بلند‌تر پس زمینه تمیز‌تری خواهیم داشت.
_________________________

اندازه سوژه سومین عامل تاثیرگذار در عمق میدان است. اگر از سوژه‌های بزرگ عکس می‌گیرید، شما به نسبت،عمق میدان بزرگتری خواهید داشت. مثلا اگر از یک کوه با f/5.6 عکس بگیرید عمق میدان بسیار بزرگی دارید، اما اگر با همین دیافراگم از یک پروانه عکس بگیرید، عمق میدان شما بسیار باریک خواهد شد.
وقتی از یک انسان یا حیوان عکس می‌گیرید، همیشه باید بر روی چشم‌ها فوکوس کنید و دیافراگمی را انتخاب کنید که عمق میدان مناسبی برای سوژه مورد نظر شما ایجاد می‌کند. برای حیوانات یا اشیاء کوچک معمولا دیافراگم‌هایی مانند f/8 یا f/11 مناسب است، برای سوژه‌های بزرگتر معمولا
دیافراگم f/4 یا f/5.6 انتخاب می‌شود. در عکاسی ماکرو، اگر بخواهید که تمام سوژه در فوکوس باشد، باید سعی کنید که کاملا از زاویه موازی با طول سوژه عکاسی کنید.
_________________________

با یک لنز زاویه باز (واید) و دیافراگم f/16، شما یک عمق میدان بسیار وسیع دارید و به راحتی می‌توانید یک عکس کاملا فوکوس بگیرید. اگر نزدیکترین جزء ترکیب بندی شما در فاصله 2-3 متری قرار دارد، در فاصله 6-8 متری فوکوس کنید و دیافراگم را روی f/16 بگذارید تا همه چیز از نزدیکترین سوژه تا بینهایت شارپ باشد. اگر نزدیکترین جزء در یک متری یا کمتر از یک متر است روی 1.5 تا 2 متر فوکوس کنید و با دیافراگم f/16 ( یا f/22 اگر نزدیکترین جزء خیلی نزدیک است) عکس بگیرید.
آماده کردن یک لباس تنگ و فصلی

اولین کاری که باید بکنید این است که ترکیبی از لباس های مناسب پیدا کنید. در اینجا هدف اصلی شما باید ایجاد تناسب بین لباس ها باشد. در هر عکس فشن از برند های مختلف در لحظه اول نگاه بیننده به طراحی و مدل لباس ها خواهد بود، که هدف کلی عکس هم همین است.

شما باید ستی از لباس های فصلی را انتخاب کنید که طراحی مشابهی داشته باشند تا در نهایت در لباس ها همخوانی خوبی داشته باشید. به جزئیات مدل لباس ها دقت کنید و به این فکر کنید که چطور می توانید آنها را بیشتر جلوه دهید، در کنار لباس استفاده از لوازم تزئیناتی مانند جواهر، شال و کلاه را هم در نظر داشته باشید. من برای عکس هایم از Jon مدل خودم خواستم تا یک ست لباس معمولی و یک ست لباس شیک انتخاب کند. من به انتخاب های او اطمینان داشتم و این امر باعث شد که او بتواند با اعتماد به نفس بالا لباس هایش را انتخاب کند.

من می خواستم زمینه و محلی که در آن عکس می گیرم با لباس های Jon همخوانی داشته باشد تا با طرح لباس های او سازگاری داشته و در نهایت عکس جلوه بیشتری پیدا کند. لباس های Jon طوری بود که من احساس کردم برای همخوانی فضا با لباس ها باید فضایی پاییزی انتخاب کنم.

به حس فشن خود اتکا نکنید (مگر اینکه فکر می کنید در این زمینه علاقه و استعداد بالایی دارید)، و اینطور هم فکر نکنید که همیشه یک مدل می تواند لباس های خوبی انتخاب کند. با مردم صحبت کنید، تحقیق کنید که چه سبک لباس هایی با چه ترکیبی می تواند جذاب باشد. اگر نمی خواهید زیاد دنبال پیدا کردن لباس مناسب باشید از کسی کمک بگیرید که تا به حال در این زمینه تجربه داشته و تحقیق کر
ده است. هیچ چیزی به اندازه انتخاب غلط و نادرست لباس در عکس نشان دهنده «تازه کار یا آماتور» بودن نیست.
به این فکر کنید که چگونه می خواهید چشم بیننده را به عکس جلب کنید، چه چیزی باعث جلب توجه بیننده می شود؟ یکی از نکات کلیدی برای این کار استفاده از چشم مدل برای ارتباط با بیننده است، باید چشم مدل طوری باشد که بتواند با بیننده ارتباط بر قرار کند. اینکه از چه زاویه ای از مدل عکس بگیرید به شما بستگی دارد، به اینکه ببینید چه زاویه ای می تواند لباس ها را بیشتر نشان دهد، که می تواند از بالای سوژه یا پایین سوژه یا زاویه ای باشد تا دید جدیدی از لباس را نشان دهد، همیشه بیننده نمی خواهد مدل را همسطح چشمش ببیند، پس زاویه ای را پیدا کنید که بتواند لباس ها را بهتر نشان دهد.

در طول عکاسی باید با مدل خود ارتباط داشته باشید، تا بتوانید ژست، حالت چشم ها، حالت صورت، نحوه ایستادن و… مدل را به شکلی طبیعی و زیبا در آورید. به مدل خود عکس ها را از LCD دوربین نشان دهید و او را در رابطه با عکسی که می خواهید آگاه کنید، چون چیزی که در دوربین طبیعی به نظر می رسد می تواند بر روی صفحه های بزرگتر آنطور طبیعی به نظر نرسد!
نورپردازی مناسب می تواند عکس های خوب را به عکس های عالی تبدیل کند، پس با دقت به نور های طبیعی و مصنوعی ای که می خواهید در کارتان استفاده کنید توجه کنید و نحوه روشن کردن مدل را بررسی کنید. من عکسم را با نور طبیعی نورپردازی کردم، و برای این زمانی از روز را برای عکاسی انتخاب کردم که خورشید پایین بوده تا بتوانم نور مستقیم و گرمی برای نورپردازی داشته باشم.

برای اینکه بتوانم مدلم را به خوبی نورپردازی کنم، هدف اولم انتخاب زاویه و مکان مناسبی بود تا با توجه به پایین بودن خورشید مدل به خوبی نورپردازی شود. از مدل خواستم طوری بایستد که خورشید از بالای شانه چپ من به او بتابد، اما صورت او رو به شانه راست من باشد تا نور مستقیماً به چشمان او نخورد، که این کار باعث شده بود که قسمت چپ صورت و بدن او به خوبی نورپردازی شود.
کمی جو عکس را تغییر می دهیم

برای اولین عکس، قصد داشتم که احساس صامتی به عکس بدهم، و تن رنگها را کم کنم. اولین هدف من کم کردن Contrast بود، تا کمی از سیاهی های شدید ایجاد شده را احیا کنم و همچنین کمی از روشنایی بیش از حد آسمان کم کنم. بعد از آن کمی از گرمای تن های قرمز و نارنجی عکس کم کنم، و همچنین کمی Vibrance (غلظت رنگی) عکس را پایین بیاورم.

اما دلیل نمای نهایی این عکس بیش از هر چیز دیگر استفاده از قسمت Split Toning است، که اگر از آن بتوانید با سلیقه استفاده کنید می تواند جو عکس را به کلی تغییر دهید و آن را زیباتر کنید. برای این عکس، اضافه کردن کمی سبز لجنی برای روشنایی ها و کمی بنفش روشن برای سایه ها تعادل خوبی با از بین بردن رنگ های پس زمینه (با هدف جذب کردن چشم بیننده به مدل) و جلوه بخشیدن به لباس های مدل ایجاد کرده است. و در نهایت با اضافه کردن کمی Sharpness (بالا بردن وضوح تصویر) و همچنین Vignette اطراف عکس را کمی تاریک کردم تا نگاه بیننده به سمت مدل کشیده شود و عکس عمق بیشتری بگیرد.

نکته مهمی که در ویرایش عکس باید به آن توجه کنید این است که نباید ر
نگهای لباس را خیلی تغییر دهید. باید رنگ آنها تا جای امکان شبیه رنگ آنها در واقعیت باشد. هیچکس نمی خواهد لباسی را اینترنتی بخرد و زمانی که لباس را تحویل می گیرد با رنگ متفاوتی از لباس رو به رو شود.
تغییرات عکس: توجه به ریزه کاری های عکس

من می خواستم در کنار چاله آبی که در کنار درختی ایجاد شده بود عکس بگیرم، اما خیلی برای این عکس به مشکل بر خوردم. برای گرفتن این عکس به داخل آب راه رفتم و نور خیلی تختی داشتم. نور از پشت سر من می تابید، اما با وجود ابر ها، نور کمی وجود داشت و برای عکاسی کافی نبود.

چیز هایی که برای این عکس به آن احتیاج داشتم یک جفت دست و یک فیلتر بود، که می توانستم با آنها نور را طوری کنترل کنم که بیشتر و بهتر بر روی سوژه بتابد. اگرچه، خیلی صبر کردم، و وقتی که نور کمی از لا به لای درختان به سوژه تابید، از مدل خود خواستم در قسمتی که نور تابیده بچرخد تا زاویه و مکان مناسبی برای عکاسی پیدا کنم. به نظر می رسید اگر از مدل خودم می خواستم که به زمین نگاه کند، طبیعی تر به نظر می رسید و با این کار عمق و جذابیت بیشتری به عکس اضافه می شد.

خیلی اتفاقات زیادی در عکس می افتد، و با توجه به اینکه مدل به دوربین نگاه نمی کند نگاه بیننده هم به سمت چشمان او جلب نمی شود و بیننده بیشتر متوجه لباس هاس مدل می شود.
تک رنگ کردن عکس

با توجه به اینکه از ژست و ترکیب عکس خیلی راضی بودم، اما احساس نمی کردم که رنگ های عکس چیزی به عکس اضافه کرده باشد. برای اینکه قدرت عکس را تا جای ممکن بالا ببرم، تصمیم گرفتم عکس را سیاه و سفید کنم. با استفاده از نرم افزار Lightroom، عکس را سیاه و سفید کردم و Contra
st آن را با کم کردن Light و پایین آوردن Darks، پایین آوردم تا لطافت بیشتری به عکس بدهم. با این کار انعکاس روی آب هم جلوه بیشتری پیدا کرد.

همچنین با تغییراتی در قسمت White Balance (تراز سفیدی) کمی عکس را گرم تر کردم، تا نوری که از سمت راست به سوژه و پس زمینه می تابد کمی طبیعی تر شود. دوباره، با استفاده از Vignette تمرکز بیننده را بیشتر به سمت سوژه متمرکز کردم. من خیلی نگران درستی رنگ لباس های مدل نبودم. اگر اختلاف رنگی در یقه کت وجود نداشت اصلاً به سیاه و سفید کردن کار فکر هم نمی کردم.
تغییرات عکس: عکس های کاتالوگ

مکانی که برای عکاسی انتخاب کرده بودم درخت هایی صف کشیده در پشت سوژه را نشان می داد، که یک نظم طبیعی و زیبایی در پشت مدل من ایجاد کرده بود. این مکان به من قابلیت عکاسی از کل لباس ها را به صورت کاملاً طبیعی داده بود. تنها دو نکته منفی وجود داشت.

مشکل اول نور بسیار زیاد خورشید بود که روی چشمان مدل من تأثیر منفی ای می گذاشت و مدل به ناچار چشمانش را اندکی می بست، که احساس می کنم این نکته کمی از زیبایی های عکس کم می کرد. مشکل دوم این بود که هر بار که مدل از کنار درختی عبور می کرد، سایه درخت بر روی او می افتاد، که باید زمان بندی عکس ها بسیار با دقت انجام می شد. برای اینکه به نتیجه برسم مجبور بودم چندین بار عکس بگیرم، اما در نهایت فکر می کنم توانستم عکسی بگیرم که لباس های مدل را به خوبی نشان می دهد. تنها حسرتی که می خورم این است که چرا کادر را باز تر نگرفتم تا درختان دو طرف کامل در کادر باشند و عمق بیشتری به تصویر بدهند
بدست آوردن نور یکنواخت

هدف اصلی من در اینجا، یکنواخت ساختن نور در عکس بوده است. من می خواستم تا روشنی نور های روشن را کم کنم و از سیاهی های تاریکی کم کنم، و با استفاده از ابزار Recovery کمی نور را تخت تر و یکنواخت تر کنم.

من می خواستم عکس ها رنگ گرمی داشته باشند، برای همین کمی در تنظیمات White Balance زردی عکس را بیشتر کردم و نور های شدید را با استفاده از ابزار Split Toning تقویت کردم. برای اینکه می خواستم کل کادر مورد توجه باشد و درخت های دو طرف دیده شوند از Vignette در این عکس استفاده نکردم، ولی دلیل اصلی استفاده نکردن از آن از بین نرفتن نور بود
وایت بالانس White Balance / WB یا سفیدی تصویر بخشی از عکاسی است که بیشتر دارندگان دوربین های دیجیتال یا کار کردن با آن را بلد نیستند و یا از آن استفاده نمی کنند اما واقعا ارزش یادگیری دارد چون تاثیر زیادی روی عکس هایتان خواهد داشت.
پس اجازه بدهید تا WB را به تمام کسانی که از کار کردن با آن خودداری می کنند معرفی کنم. قول می دهم تا جایی که بتوانم ساده و کاربردی بگویم:

به زبان ساده : دلیل استفاده ی ما از WB، حفظ رنگ اجسام در عکس به شکل طبیعی آنهاست.
چرا باید رنگ عکس درست و طبیعی باشد؟


شاید دیده باشید که گاهی اوقات بعد از گرفتن عکس, رنگ آن به نارنجی, آبی, زرد و غیره مایل می شود، در صورتی که به چشم ما کاملا طبیعی به نظر می آید. دلیل آن این است که تصاویر، طیف نوری (با دمای )خاص خود را دارند. نورهای فلورسنت( مثل لامپ مهتابی ), رنگ آبی را به عکس اضافه می کنند در حالی که نورهای تنگستن ( مثل لامپ معمولی ), رنگ عکس را مایل به زرد می کنند.
طیف دماهای رنگی از رنگ های بسیار سرد مثل آبی آسمانی تا رنگ های بسیار گرم مثل نور شمع دسته بندی می شوند.
ما این تفاوت دما را خیلی حس نمی کنیم چون چشم های ما خود به خود آن را تنظیم می کنند. مگر اینکه رنگ جسم به روشنی یک برگ کاغذ باشد که کاملا به چشم ما سفید بیاید. اما دوربین های دیجیتال آنقدر باهوش نیستند که این تنظیمات را به طور اتوماتیک انجام دهند و گاهی اوقات لازم است چگونگی برخورد با نورهای مختلف را به آنها یادآوری کرد.
پس در مقابل نورهای سردتر ( آبی یا سبز ) از دوربین می خواهید رنگ های گرم را انتخاب کند و بر عکس.
تنظیم سفیدی تصویر

راه های تنظیم سفیدی تصویر در دوربین های مختلف با هم فرق دارد. پس باید دوربین را روی حالت تنظیم دستی قرار دهید تا بتوانید تغییرات را ایجاد کنید. قبلا هم گفتم، بیشتر دوربین ها دارای حالت اتوماتیک و نیمه اتوماتیک هستند تا در تنظیمات به شما کمک کنند.
برخی از تنظیمات سفیدی تصویر که روی دوربین ها پیدا خواهید کرد, عبارتند از:

Auto (خودکار) – قسمتی است که دوربین بهترین گزینه را به نسبت تصویر انتخاب می کند و در بسیاری از مواقع به درد می خورد. اما بهتر است برای یک نور خاص روش دیگری به کار ببرید.
Tungsten (تنگستن) – این حالت معمولا با علامت یک لامپ کوچک نشان داده می شود و برای عکاسی در فضای بسته به خصوص زیر نور تنگستن (مانند نور لامپ) مناسب است و معمولا رنگ عکس را سردتر می کند.
Fluorescent (فلورسنت) – این حالت برای نور های سرد مثل نور مهتابی است که رنگ عکس را گرم تر خواهد
کرد.
نور روز/ آفتا
بی – همه ی دوربین ها این حالت را ندارند چون تقریبا تنظیمات سفیدی تصویر در آن معمولی است.
ابری – این حالت کمی رنگ عکس را گرم تر از حالت آفتابی می کند.
فلاش – نور فلاش در عکس می تواند رنگ عکس را سرد نشان دهد. پس در این حالت ( Flash WB ) رنگ تصویر کمی گرم تر می شود.
سایه – به طور کلی عکس در سایه سردتر از عکسی که زیر نور آفتاب گرفته شده به نظر می آید, پس این حالت رنگ عکس را گرم تر می کند.
تنظیمات دستی سفیدی تصویر

در بیشتر موارد با استفاده از تنظیمات اتوماتیک نتایج خوبی بدست می آورید – اما در برخی دوربین های دیجیتال ( بیشتر DSLRها و آخرین مدل های دوربین های خانگی ) امکان تنظیم دستی سفیدی تصویرهم وجود دارد.
روش تنظیم این قسمت در دوربین های دیجیتال با هم متفاوت است اما در اصل شما رنگ نور در عکس را تعیین می کنید و دوربین به نسبت تنظیم شما رنگ اجسام دیگر را تعیین می کند. برای این کار می توانید یک برگه ی سفید ( یا خاکستری ) که مخصوص این کار است, خریداری کنید – یا از اجسامی که نور مناسبی دارند استفاده کنید تا نتیجه ی دلخواه را بگیرید
تجهیز کالای هیمورا
https://telegram.me/joinchat/BvSr6Tv3HyiGy1CKt84mnA
تعريف كلي نور پس زمينه يا بك گراند
در زماني كه سوژه نزديك به بك گراند يا تكيه به ديوارداده يا ... به ندرت نور پس زمينه استفاده ميشود.پس باید سوژه از پس زمینه فاصله داشته باشد.
در واقع اگر سوژه به پس زمينه خيلي نزديك باشد نور دادان به پس زمينه يا غير ممكن است يا بسيار سخت و يا از نور پس زمینه .سوژه كمي نور دريافت ميكند .
يكي از راه هاي متداول در عكاسي براي جدا كردن سوژه از پس زمينه نور پردازي ان است.
حداقل فاصله سوژه از پس زمينه حدود ١/٥ متر است .
اگر سوژه رو به دوربين در حالت تمام رخ باشد . نور ميتواند در پشت سوژه رو به پس زمينه باشد يا از كنار سوژه رو به پس زمينه جاي گيرد
در زماني نور پس زمينه هاي ساده را ميخواهيد يك دست و يك نواخت داشته باشيد . ميتوانيد از دو سوي بك گراند دو نور به صورت يك نواخت و يك اندازه از نظر قدرت و يك نوع ابزار نور استفاده كنيد .
اين نوع نور پردازي براي پس زمينه هاي سفيد و پس زمينه هايي كه ميخوايد در ان نور يك دست داشته باشيد بسيار كاربرديست .
استفاده از نور هاي نرم در اين نوع نورپردازي كمك شاياني به يك دست شدن نور پس زمينه خواهد كرد
نوعي ديگر در نور پس زمينه ايجاد يك سايه روشن يا جريان تدريجي است .
ساده ترين راه براي به دست اوردن استفاده از يك نور در پشت سوژه براي اين كه نور در طرفين كم شود .
يا نور پردازي از يك طرف پس زمينه تا يك جريان تدريجي را ثبت كنيد
در اين نوع نور پردازي استفاده ابزار كاسه استاندارد يا كاسه بك توصيه ميشود.
تعريف كلي نور پس زمينه يا بك گراند
در زماني كه سوژه نزديك به بك گراند يا تكيه به ديوارداده يا ... به ندرت نور پس زمينه استفاده ميشود.پس باید سوژه از پس زمینه فاصله داشته باشد.
در واقع اگر سوژه به پس زمينه خيلي نزديك باشد نور دادان به پس زمينه يا غير ممكن است يا بسيار سخت و يا از نور پس زمینه .سوژه كمي نور دريافت ميكند .
يكي از راه هاي متداول در عكاسي براي جدا كردن سوژه از پس زمينه نور پردازي ان است.
حداقل فاصله سوژه از پس زمينه حدود ١/٥ متر است .
اگر سوژه رو به دوربين در حالت تمام رخ باشد . نور ميتواند در پشت سوژه رو به پس زمينه باشد يا از كنار سوژه رو به پس زمينه جاي گيرد
در زماني نور پس زمينه هاي ساده را ميخواهيد يك دست و يك نواخت داشته باشيد . ميتوانيد از دو سوي بك گراند دو نور به صورت يك نواخت و يك اندازه از نظر قدرت و يك نوع ابزار نور استفاده كنيد .
اين نوع نور پردازي براي پس زمينه هاي سفيد و پس زمينه هايي كه ميخوايد در ان نور يك دست داشته باشيد بسيار كاربرديست .
استفاده از نور هاي نرم در اين نوع نورپردازي كمك شاياني به يك دست شدن نور پس زمينه خواهد كرد
نوعي ديگر در نور پس زمينه ايجاد يك سايه روشن يا جريان تدريجي است .
ساده ترين راه براي به دست اوردن استفاده از يك نور در پشت سوژه براي اين كه نور در طرفين كم شود .
يا نور پردازي از يك طرف پس زمينه تا يك جريان تدريجي را ثبت كنيد
در اين نوع نور پردازي استفاده ابزار كاسه استاندارد يا كاسه بك توصيه ميشود.
https://telegram.me/joinchat/BvSr6Tv3HyiGy1CKt84mnA
Forwarded from Deleted Account
‏iAirPro يك فرستنده و گيرنده پرتابل Wireless با نرم افزار مخصوص خود جهت كنترل كامل دوربين هاي Canon و Nikon و يكسري خاص از دوربين هاي Sony مي باشد.
اين دستگاه از طريق اتصال به پورت USB دوربين، به شما اين امكان را مي دهد كه دوربين خود را از راه دور و به صورت Wireless كنترل كرده و همزمان با گرفتن عكس، فايل آن را علاوه بر ذخيره كردن برروي حافظه مموري دوربين، برروي دستگاه هاي ديگر از قبيل كامپيوتر، لپ تاپ، تبلت و گوشي هاي هوشمند ذخيره كرده و سپس ويرايش نماييد.
جهت #خريد و اطلاعات بيشتر با شماره هاي ذيل تماس حاصل فرماييد👇👇👇
09149415315
09369699494
Forwarded from Deleted Account
جهت #خريد و اطلاعات بيشتر با شماره هاي ذيل تماس حاصل فرماييد👇👇👇
09149415315
09369699494
اسنوت یک قطعهٔ ساده و لوله‌ای است که نور فلاش یا پرژکتور را کنترل می‌کند و به عکاس اجازه می‌دهد تا میزان و جهت پرتو نور را به‌طور دلخواه، هدایت و کنترل کند. اسنوت‌ها ممکن است،مخروطی و یا
 استوانه ای شکل باشند.
در شکل بالا دو مدل اسنوت ساده و اپتیکالی را مشاهده میکنید.
مدل اپتیکالی که دارای چند فیلتر طرح دار هست برای ایجاد انواع طرح ها با نور + انواع فیلتر های رنگی.
و نیز برای کنترل نور تابشی به صورت و ایجاد سایه و روشنی میتوان از آنها استفاده کرد
اسنوت مستطیلی زنبوری
این قطعه یک رابط متصلی قطعات به فلاش چتری میباشد رینگ یونیورسال موقع خرید فلاش
سعی برا آن کنید که رینگ بوئن یا سه خار باشد تا در مواقع تهیه لوازم دچار مشکل نشوید و متقبل هزینه اضافی نگردید
بوئن رینگ استاندارد تری میباشد
بهترین روش برای اینکه راحت و با افت سرعت کم، ویرایش فیلم های hd. را در ادیوس با سیستم های معمولی انجام داد چه روشی است؟


جواب.

بهترین روش برای کار بر روی فایلهای سنگین مثل اچ دی استفاده از پراکسی درپروسه ادیوسه و چون پراکسی سازی در ادیوس برای فایل های اچ دی زمان بر است بهترین گزینه، موقع کپچر کردن از Tape،. در ادیوس حتما گزینه make proxy باید فعال باشه. که این فقط برای ۱۰۸۰×۱۴۴۰ هستش و برای ۱۰۸۰×۱۹۲۰ باید در ادیوس منتظر پروسه پروکسی سازی شد. چون ثبت تصویر ۱۹۲۰ بر روی حافظه مموری است و بجای کپچر کپی میشود پس بهترین راه اینه که شب بزاری روی پراکسی و صبح بیایی و تحویل بگیری
پروکسی یک پریویو(پیش نمایش). از فایل اصلی تهیه کرده. و ما موقع ادیت از این پروکسی استفاده میکنیم و موقع رندرگیری نهایی از حالت پروکسی در میاریم و رندر میگیریم.
راه دیگری هم هست که موقع کپچر از tape با کداک Mpeg TS بصورت hd کپچر کنیم چون این کداک سبک است پس میشه باهاش در ادیوس راحت راشهای کپچر شده را در سیستمهای معمولی ویرایش کرد. ولی این کداک با توجه به حجم کمتری که نسبت به mxf دارد. افت کیفیت بیشتری را به همراه دارد پس نتیجه میگیریم بهترین روش کپچر با کداک mxf که حجم بیشتر و بدون افت کیفیت در کپجر، و پروکسی سازی از این کداک برای ویرایش سبک و راحتتر فیلم های HD است.که بعد از ویرایش فیلم مان پروکسی را غیر فعال میکنیم و رندر میگیریم
مطلب از جناب مجید بروکی
در مورد پرسپکتیو نیاز دانستم مطالبی ارائه کنم.
ما از پرسپکتیو معمولا تعریفی درست نداریم...
علتش شاید عدم هماهنگی زبان فارسی با زبان آکادمیک بین الملل باشد.
این را واگذار می کنم بر مراکز و سازمان های مربوطه
تنها معادلی که بسیار دقیق در مقالات ارائه شده، ژرفا نمایی میباشد که بصورت هوشمندانه انتخاب شده است.
چشم انسان بصورت تک چشمی قادر به تشخیص سه بعد نمیباشد به اصطلاح مونوکولار میباشد.
اما اگر زاویه هم پوشانی دو چشم که اگر به نقطه ای در بی نهایت فوکوس شوند، زاویه ای در حدود 45 درجه خواهد بود که به آن بینوکولار می گویند.
Monocular
Binocular
Binocular
@himora44
که باعث دید سه بعدی ما می شود، بدین صورت است که دوری و نزدیکی برای اجسام قائل می شود.
ما در پرسپکتیو ها -یک نقطه ای، دو نقطه ای و سه نقطه ای داریم.
اما در پرسپکتیو مفهوم دیگری نیز مطرح می شود.
پرسپکتیو فضایی یا هوایی
Aerial perspective
بدین صورت که غبار و اتمسفر هوا باعث کاهش وضوح تصویر می شود و چون فضای ما بین اشیاء را پر می کند باعث عمق دادن به تصویر می شود.
این کاهش وضوح چیزی متفاوت از بلور و فوکوس میباشد.
که شاید بعلت محدودیت زبان فارسی باعث ایجاد شبهه می شود.
مطالب زحمات جناب سینا یوزباشی @himora44