هژال
117 subscribers
370 photos
264 videos
40 files
198 links
خط خطی های به ظاهر نویسنده‌ی به گفته غمگین


@Sphr_rhb

چنل پلی لیست :
@Daravaa
Download Telegram
حالا در این دشت مردگی کوه اندوه را می‌کشانم،
میشکافم قلبم را برای تازه گل های وطن
در این سینه سیه مردگی سالی به ماهی غمبار گشته ایم و درون حالی به حالی زدگی با هر مردن زیسته‌ایم و مرده‌ایم و جدا شده‌‌ایم
با چوب ظلم ظالم خونخوار زیستن زده شده‌ایم و از طفل در گهواره تا پیرمردی فرتوت در انتظارِ مرگ همگی سیاستمدار،
زینی از جنس دین و دینی با قصد خون، فریبی بر سر کهنسالانی از تمام سنین،
مهر مرگ بر سر و چشم تمامی شریف زادگانی که انسانیت بروز داده‌اند و مجازاتی مشدّد برای فریاد آزادی،
دوختن لب و سیاه کردن چشم با هدف منع شادی؛
تماما به دست ناحلال‌زاده های متحجری که شرم است اگر به آنها پسوند حیوان دهی...


- خودم
8💔1
7
Forwarded from Darava | داراوا (Sepehr.Rahbarian)
گیرم که به ظالمان عذابی‌ست الیم
زین محکمه یارب به ستم دیده چه سود؟


- ناصر گوهری
3
Forwarded from Darava | داراوا (Sepehr.Rahbarian)
تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا
سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا
شربتی تلختر از زهر فراقت باید
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا
هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا
بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا
سعدی اندر کف جلاد غمت می‌گوید
بنده‌ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا


- سعدی
3
💔31👍1
از خوانده شدن اسم توسط عمو پورنگ تا مراد ویسی،
خلاصه کودکی در این خاک.
💔8
Forwarded from Darava | داراوا (Sepehr.Rahbarian)
سپاهی که مزدور ضحاک بود
دریغا که اهل همین خاک بود
سپاهی به پیکار با مردمش
به فرمان فرمانده کژدمش
پی خصم در کوی و برزن روان
مر او را هدف کودکان و زنان
تو گفتی که از تخمه بربرند
کِشند و کُشند و برند و درند


- فردوسی
‏صرفا برای اینکه یادتون نره کی بودن...!
👍53
چهلم حداقل چهل هزار انسان شریف🖤
💔6
خسته‌ام، ویرانی صد جنگ و طوفان در من است
روح من بیزار از اجبار ماندن در تن است.


- احمد ‌نارویی
💔4
گویند طبیبان که: بگو درد خود، اما
دردی که گذشتست ز درمان به که گویم؟


- هلالی ‌جغتایی
4
Shoor
Soel Chigini
3
دوباره می‌سازمت وطن، اگرچه با خشتِ جانِ خویش
ستون به سقف تو می‌زنم، اگرچه با استخوان خویش.


- سیمین بهبهانی
5