هژال
117 subscribers
370 photos
264 videos
40 files
198 links
خط خطی های به ظاهر نویسنده‌ی به گفته غمگین


@Sphr_rhb

چنل پلی لیست :
@Daravaa
Download Telegram
آن کس که درین زمانه او را غم نیست
یا آدم نیست، یا از این عالم نیست.


- هلالی جغتایی
💔1
Forwarded from پلیِ‌چه‌لیستی؟ (ملیِ‌چه‌کایی؟)
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانک بد مرگیست این خواب گران

- مولانا
هر روز غم تازه‌تری آمد و نگذاشت
دنبال غم کهنه‌ی دیروز بگردیم،
ما حنجره در حنجره در حنجره بغضیم
ما آینه در آینه در آینه دردیم.


- امید صباغ
3
زندگی از این همه تکرار خسته‌ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته‌ام
دلگیرِ آسمانم و آزرده‌ی زمین
امشب برای هرچه و هر کار خسته‌ام
دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم
وایا کزین حصار دل آزار خسته‌ام
بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته‌ام
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
از خود که بی‌شکیبم و بی یار خسته‌ام
با خویش در ستیزم و از دوست در گریز
از حال من مپرس که بسیار خسته‌ام.


- محمدعلی ‌بهمنی
4
که الله و اکبر ؟
هژال
که الله و اکبر ؟
الله اکبر دلار 165
الله اکبر طلا 22 میلیون
الله اکبر 40 هزار کشته
الله اکبر تورم و گرونی
الله اکبر دختر پسرای اعدامی بی گناه
الله اکبر شعار داعش نبود مگه؟!
6💔4
ای همه گل‌های از سرما کبود
خنده‌هاتان را كه از لب‌ها ربود؟


- فریدون مشیری
💔6
حالا در این دشت مردگی کوه اندوه را می‌کشانم،
میشکافم قلبم را برای تازه گل های وطن
در این سینه سیه مردگی سالی به ماهی غمبار گشته ایم و درون حالی به حالی زدگی با هر مردن زیسته‌ایم و مرده‌ایم و جدا شده‌‌ایم
با چوب ظلم ظالم خونخوار زیستن زده شده‌ایم و از طفل در گهواره تا پیرمردی فرتوت در انتظارِ مرگ همگی سیاستمدار،
زینی از جنس دین و دینی با قصد خون، فریبی بر سر کهنسالانی از تمام سنین،
مهر مرگ بر سر و چشم تمامی شریف زادگانی که انسانیت بروز داده‌اند و مجازاتی مشدّد برای فریاد آزادی،
دوختن لب و سیاه کردن چشم با هدف منع شادی؛
تماما به دست ناحلال‌زاده های متحجری که شرم است اگر به آنها پسوند حیوان دهی...


- خودم
8💔1
7
Forwarded from Darava | داراوا (Sepehr.Rahbarian)
گیرم که به ظالمان عذابی‌ست الیم
زین محکمه یارب به ستم دیده چه سود؟


- ناصر گوهری
3
Forwarded from Darava | داراوا (Sepehr.Rahbarian)
تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا
سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا
شربتی تلختر از زهر فراقت باید
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا
هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا
بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا
سعدی اندر کف جلاد غمت می‌گوید
بنده‌ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا


- سعدی
3
💔31👍1