اول به هزار لطف بنواخت مرا
آخر به هزار غصه بگداخت مرا
چون مهره مهر خویش میباخت مرا
چون من همه او شدم بینداخت مرا
- مولانا
آخر به هزار غصه بگداخت مرا
چون مهره مهر خویش میباخت مرا
چون من همه او شدم بینداخت مرا
- مولانا
امروز که در دستِ توام مرحمتی کن
فردا که شوم خاک، چه سود اشکِ ندامت؟
- حافظ
فردا که شوم خاک، چه سود اشکِ ندامت؟
- حافظ
بتا تا زار چون تو دلبرستم
به تن عود و به سینه مجمرستم
اگر جز مهر تو اندر دلم بی
به هفتاد و دو ملت کافرستم
اگر روزی دو صد بارت بوینم
هَنی مشتاق بار دیگرستم
فراق لاله رویان سوته دیلم
وز ایشان در رگ جان نشترستم
منم آن شاخه بر نخل محبت
که حسرت سایه و محنت برستم
نه کار آخرت کردم نه دنیا
یکی بی سایه نخل بیبرستم
نه خور نه خواب دیرم بی تو، گویی
به پیکر هر سر مو خنجرستم
جدا از تو به حور و خلد و طوبی
اگر خرسند گردم کافرستم
چو شمعم گر سراندازند صدبار
فروزندهتر و روشن ترستم
مرا از آتش دوزخ چه غم بی
که دوزخ جزوی از خاکسترستم
سمندروَش میان آتش هجر
پریشان مرغ بیبال و پرستم
درین دیرم چنان مظلوم و مغموم
چو طفل بی پدر بی مادرستم
نمیگیرد کسم هرگز به چیزی
درین عالم ز هر کس کمترستم
به یک ناله بسوجم هر دو عالم
که از سوز جگر خنیاگرستم
به بالینم همه الماس سوده
همه خار و خسک در بسترستم
مثال کافرم در مومنستان
چو مؤمن در میان کافرستم
همه سوجم همه سوجم همه سوج
به گرمی چون فروزان اخگرستم
رخ تو آفتاب و مو چو حربا
و یا پژمان گل نیلوفرستم
به مُلک عشق روح بینشانم
به شهر دل یکی صورت پرستم
رخش تا کرده در دل جلوه از مهر
به خوبی، آفتاب خاورستم
بمیر ای دل که آسایش بیابی
که مو تا جان ندادم وانرستم
مو از روز ازل طاهر بزادم
ازین رو نام، بابا طاهرستم
- باباطاهر
به تن عود و به سینه مجمرستم
اگر جز مهر تو اندر دلم بی
به هفتاد و دو ملت کافرستم
اگر روزی دو صد بارت بوینم
هَنی مشتاق بار دیگرستم
فراق لاله رویان سوته دیلم
وز ایشان در رگ جان نشترستم
منم آن شاخه بر نخل محبت
که حسرت سایه و محنت برستم
نه کار آخرت کردم نه دنیا
یکی بی سایه نخل بیبرستم
نه خور نه خواب دیرم بی تو، گویی
به پیکر هر سر مو خنجرستم
جدا از تو به حور و خلد و طوبی
اگر خرسند گردم کافرستم
چو شمعم گر سراندازند صدبار
فروزندهتر و روشن ترستم
مرا از آتش دوزخ چه غم بی
که دوزخ جزوی از خاکسترستم
سمندروَش میان آتش هجر
پریشان مرغ بیبال و پرستم
درین دیرم چنان مظلوم و مغموم
چو طفل بی پدر بی مادرستم
نمیگیرد کسم هرگز به چیزی
درین عالم ز هر کس کمترستم
به یک ناله بسوجم هر دو عالم
که از سوز جگر خنیاگرستم
به بالینم همه الماس سوده
همه خار و خسک در بسترستم
مثال کافرم در مومنستان
چو مؤمن در میان کافرستم
همه سوجم همه سوجم همه سوج
به گرمی چون فروزان اخگرستم
رخ تو آفتاب و مو چو حربا
و یا پژمان گل نیلوفرستم
به مُلک عشق روح بینشانم
به شهر دل یکی صورت پرستم
رخش تا کرده در دل جلوه از مهر
به خوبی، آفتاب خاورستم
بمیر ای دل که آسایش بیابی
که مو تا جان ندادم وانرستم
مو از روز ازل طاهر بزادم
ازین رو نام، بابا طاهرستم
- باباطاهر
آن کس که درین زمانه او را غم نیست
یا آدم نیست، یا از این عالم نیست.
- هلالی جغتایی
یا آدم نیست، یا از این عالم نیست.
- هلالی جغتایی
💔1
Forwarded from پلیِچهلیستی؟ (ملیِچهکایی؟)
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانک بد مرگیست این خواب گران
زانک بد مرگیست این خواب گران
- مولانا
هر روز غم تازهتری آمد و نگذاشت
دنبال غم کهنهی دیروز بگردیم،
ما حنجره در حنجره در حنجره بغضیم
ما آینه در آینه در آینه دردیم.
- امید صباغ
دنبال غم کهنهی دیروز بگردیم،
ما حنجره در حنجره در حنجره بغضیم
ما آینه در آینه در آینه دردیم.
- امید صباغ
❤3
زندگی از این همه تکرار خستهام
از های و هوی کوچه و بازار خستهام
دلگیرِ آسمانم و آزردهی زمین
امشب برای هرچه و هر کار خستهام
دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم
وایا کزین حصار دل آزار خستهام
بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خستهام
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
از خود که بیشکیبم و بی یار خستهام
با خویش در ستیزم و از دوست در گریز
از حال من مپرس که بسیار خستهام.
- محمدعلی بهمنی
از های و هوی کوچه و بازار خستهام
دلگیرِ آسمانم و آزردهی زمین
امشب برای هرچه و هر کار خستهام
دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم
وایا کزین حصار دل آزار خستهام
بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خستهام
از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
از خود که بیشکیبم و بی یار خستهام
با خویش در ستیزم و از دوست در گریز
از حال من مپرس که بسیار خستهام.
- محمدعلی بهمنی
❤4
هژال
که الله و اکبر ؟
الله اکبر دلار 165
الله اکبر طلا 22 میلیون
الله اکبر 40 هزار کشته
الله اکبر تورم و گرونی
الله اکبر دختر پسرای اعدامی بی گناه
الله اکبر شعار داعش نبود مگه؟!
الله اکبر طلا 22 میلیون
الله اکبر 40 هزار کشته
الله اکبر تورم و گرونی
الله اکبر دختر پسرای اعدامی بی گناه
الله اکبر شعار داعش نبود مگه؟!
❤6💔4
ای همه گلهای از سرما کبود
خندههاتان را كه از لبها ربود؟
- فریدون مشیری
خندههاتان را كه از لبها ربود؟
- فریدون مشیری
💔6
حالا در این دشت مردگی کوه اندوه را میکشانم،
میشکافم قلبم را برای تازه گل های وطن
در این سینه سیه مردگی سالی به ماهی غمبار گشته ایم و درون حالی به حالی زدگی با هر مردن زیستهایم و مردهایم و جدا شدهایم
با چوب ظلم ظالم خونخوار زیستن زده شدهایم و از طفل در گهواره تا پیرمردی فرتوت در انتظارِ مرگ همگی سیاستمدار،
زینی از جنس دین و دینی با قصد خون، فریبی بر سر کهنسالانی از تمام سنین،
مهر مرگ بر سر و چشم تمامی شریف زادگانی که انسانیت بروز دادهاند و مجازاتی مشدّد برای فریاد آزادی،
دوختن لب و سیاه کردن چشم با هدف منع شادی؛
تماما به دست ناحلالزاده های متحجری که شرم است اگر به آنها پسوند حیوان دهی...
- خودم
میشکافم قلبم را برای تازه گل های وطن
در این سینه سیه مردگی سالی به ماهی غمبار گشته ایم و درون حالی به حالی زدگی با هر مردن زیستهایم و مردهایم و جدا شدهایم
با چوب ظلم ظالم خونخوار زیستن زده شدهایم و از طفل در گهواره تا پیرمردی فرتوت در انتظارِ مرگ همگی سیاستمدار،
زینی از جنس دین و دینی با قصد خون، فریبی بر سر کهنسالانی از تمام سنین،
مهر مرگ بر سر و چشم تمامی شریف زادگانی که انسانیت بروز دادهاند و مجازاتی مشدّد برای فریاد آزادی،
دوختن لب و سیاه کردن چشم با هدف منع شادی؛
تماما به دست ناحلالزاده های متحجری که شرم است اگر به آنها پسوند حیوان دهی...
- خودم
❤8💔1