اگر مراد تو ای دوست بیمرادی ماست
مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست
- سعدی
مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست
- سعدی
سرانجام اکثر عشق ها و علاقه ها و خاطرات و بیرون رفتن ها و… دادگاه خانوادس
پس عجله نکنیم و به همدیگه قول بی منطق ندیم.
پس عجله نکنیم و به همدیگه قول بی منطق ندیم.
و شاید یه روزی یه جایی به یه شخصی حرف هایی رو زدم
صرفا برای راحت کردن قلبم و اروم تر شدن مغزم
و شاید اون حرف ها تا اخر گفته نشه.
صرفا برای راحت کردن قلبم و اروم تر شدن مغزم
و شاید اون حرف ها تا اخر گفته نشه.
Forwarded from 【هــورآم】
هر آنچه در قلب هست را نمیتوان گفت
پس خدا
آه کشیدن، اشک، خوابهای طولانی، سکوت و خندههای سرد را آفرید …
پس خدا
آه کشیدن، اشک، خوابهای طولانی، سکوت و خندههای سرد را آفرید …
Forwarded from Breath (Nafas)
هژال
Mohsen-Chavoshi-Hamkhab_2 – Mohsen-Chavoshi-Hamkhab_2
چاوشی بخواند و قلب من فریاد سکوت سر دهد که آری این صدای قلب من است!
آه ای دل نا خرسند
در حسرت یک لبخند
خون جگرم تا چند
مینوشی و مینوشی
- هوشنگ ابتهاج
در حسرت یک لبخند
خون جگرم تا چند
مینوشی و مینوشی
- هوشنگ ابتهاج
Forwarded from night note🌚🌧️
غرق در رویای او بودم، ندیدم هیچ را
مردمان اما مرا مغرور میپنداشتند...!
"عرفان دهقانی"
مردمان اما مرا مغرور میپنداشتند...!
"عرفان دهقانی"
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد
از آه دردناکم سازم خبر دلت را
روزی که کوه صبرم بر باد رفته باشد
آواز تیشه امشب از بیستون نیامد
گویا به خواب شیرین فرهاد رفته باشد
شادم که از رقیبان دامنکشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد
پر شور از «حزین» است امروز کوه و صحرا
مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد
- حزین لاهیجی
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد
از آه دردناکم سازم خبر دلت را
روزی که کوه صبرم بر باد رفته باشد
آواز تیشه امشب از بیستون نیامد
گویا به خواب شیرین فرهاد رفته باشد
شادم که از رقیبان دامنکشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد
پر شور از «حزین» است امروز کوه و صحرا
مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد
- حزین لاهیجی
خون در دل آزرده نهان چند بماند؟
شک نیست که سر برکند این درد به جایی!
- سعدی
شک نیست که سر برکند این درد به جایی!
- سعدی
Forwarded from «کوچه خیالبافها» (بارتلبی محرّر)
گه گهم خوانی و گویی که: چه حالست ترا؟
حال من حال سگان، این چه سؤالست ترا؟
می کنم یاد تو و میروم از حال بحال
من باین حال و نپرسی که: چه حالست ترا؟
سالها شد که خیال کمرت می بندم
هرگزم هیچ نگفتی: چه خیالست ترا؟
ای گل باغ لطافت، ز خزان ایمن باش
که هنوز اول نوروز جمالست ترا
وصف حسن تو چه گویم؟ که ز اسباب جمال
هر چه باید همه در حد کمالست ترا
نوبت کوکبه ماه منست، ای خورشید
بیش ازین جلوه مکن، وقت زوالست ترا
عمر بگذشت، هلالی، بامید دهنش
خود بگو: این چه تمنای محالست ترا؟
حال من حال سگان، این چه سؤالست ترا؟
می کنم یاد تو و میروم از حال بحال
من باین حال و نپرسی که: چه حالست ترا؟
سالها شد که خیال کمرت می بندم
هرگزم هیچ نگفتی: چه خیالست ترا؟
ای گل باغ لطافت، ز خزان ایمن باش
که هنوز اول نوروز جمالست ترا
وصف حسن تو چه گویم؟ که ز اسباب جمال
هر چه باید همه در حد کمالست ترا
نوبت کوکبه ماه منست، ای خورشید
بیش ازین جلوه مکن، وقت زوالست ترا
عمر بگذشت، هلالی، بامید دهنش
خود بگو: این چه تمنای محالست ترا؟
Forwarded from Me
اینجاست یار گم شده
گردِ جهان مگرد
خود را بجوی سایه
اگر جست و جو کنی...
- هوشنگ ابتهاج
گردِ جهان مگرد
خود را بجوی سایه
اگر جست و جو کنی...
- هوشنگ ابتهاج
همچون آسمان بودم
در تمام اوقات،
گاهی سرشار از آرامش و گاهی بی قرار
گاهی به چشم همگان زیبا بودم و گاهی زشت ترین،
این تغییر حالات برای گذشته است
حال من یک شکل هستم
خاکستری
تیره
ابری
مه آلود
سیاه
افسرده
دلگیر
غمگین…
امروز صبح فهمیدم برای همیشه ابریام
و روز خود را با بارش آغاز کردم…
- سین ر
در تمام اوقات،
گاهی سرشار از آرامش و گاهی بی قرار
گاهی به چشم همگان زیبا بودم و گاهی زشت ترین،
این تغییر حالات برای گذشته است
حال من یک شکل هستم
خاکستری
تیره
ابری
مه آلود
سیاه
افسرده
دلگیر
غمگین…
امروز صبح فهمیدم برای همیشه ابریام
و روز خود را با بارش آغاز کردم…
- سین ر