در ابتدای انزوا به خود رسیدم از نو
از درک مرگ مطلق، تا درک درد همنوع
شاعر سیاهی ولی پر از نور و پرتو ؛
طالبی به نور؟ اگه شاعری خطر کن!
سالها بُریدم ولی وصل تنم جنگه
وقتی دیدم رمز آزادی رو ماشهی تفنگه
طبیعت گِله ولی دل آدمی سنگه
وقتی چرخِ فلک با کلک تو جاده ها میلنگه
بنویسم از چی؟ از رنگ مرز و پرچین؟
عزادار تاریخ با جلوه های غمگین
نفوذ فکر و دستچین با کوله باری سنگین
خیلی وقته رفتیم کسی کوچ مارو نشنید
شکستیم که پا بشیم به خود رسیم خدا بشیم
بزدلی رها بشیم و متن قصه ها بشیم
دووم بیار.. هزار مانع سد راهته
ستونت، فکرت، دلت سرپناهته
گذشته ها رفتن فردا زنده و حالته
دل بده به تغییر سکون یه مرگ ساکته
سخته روزو رد کنی و رد نشی ازش
سخته درد و هضم کنی هی بگی گذشت
کجا بریم که عابریم بین قصه ها هرروز
یه سنگ سفت بی کسم با غصه های مرموز...
- عرفان
از درک مرگ مطلق، تا درک درد همنوع
شاعر سیاهی ولی پر از نور و پرتو ؛
طالبی به نور؟ اگه شاعری خطر کن!
سالها بُریدم ولی وصل تنم جنگه
وقتی دیدم رمز آزادی رو ماشهی تفنگه
طبیعت گِله ولی دل آدمی سنگه
وقتی چرخِ فلک با کلک تو جاده ها میلنگه
بنویسم از چی؟ از رنگ مرز و پرچین؟
عزادار تاریخ با جلوه های غمگین
نفوذ فکر و دستچین با کوله باری سنگین
خیلی وقته رفتیم کسی کوچ مارو نشنید
شکستیم که پا بشیم به خود رسیم خدا بشیم
بزدلی رها بشیم و متن قصه ها بشیم
دووم بیار.. هزار مانع سد راهته
ستونت، فکرت، دلت سرپناهته
گذشته ها رفتن فردا زنده و حالته
دل بده به تغییر سکون یه مرگ ساکته
سخته روزو رد کنی و رد نشی ازش
سخته درد و هضم کنی هی بگی گذشت
کجا بریم که عابریم بین قصه ها هرروز
یه سنگ سفت بی کسم با غصه های مرموز...
- عرفان
گر دَهم جان به وفایش، نپسندد هرگز
آه از آن شوخِ جفا پیشهی دشوار پسند
- هلالی جغتایی
آه از آن شوخِ جفا پیشهی دشوار پسند
- هلالی جغتایی
Forwarded from هژال (- سـپـهـر -)
انگار تمام زندگیام را وقف او کرده بودم، در آخر شب اولین چیزی که به ذهنم میرسید او بود و با فکر او خوابم میبرد سپس در ابتدای صبح او در ذهنم پدیدار میشد،
یک لحظه هم من را تنها نمیگذاشت، او دوست وفادار من بود.
او برای من موجودی کاملا ذهنی بود چون صدای ساخته شده توسط خودم بود،
فکر کردن و درگیری ذهنی یار همیشگی من شده بود.
وقتی همهی آدم ها من را ترک میکردند افکار باقی ماند، مثل اینکه خانه خود را پیدا کرده بود، مثل اینکه من میزبان خوبی برای آنها بودم،
چنان مغز من درگیر شده بود انگار همه چیز درون هیچ چیز قرار گرفته بود
مثل یک لیوان سر ریز از آب مثل کویر مملو از خاک.
میدانم روزی فکر ها من را میبلعند و من بعد از آن خود را فراموش خواهم کرد و میدانم این من اسیر درگیری های خود ساخته شده است و راه رهایی از تمام آنها عدم است اما این راه آخرین گزینست، باید همراه با زندگی و سختی های زیادش دوید و رسید و ساخت.
- سین ر
یک لحظه هم من را تنها نمیگذاشت، او دوست وفادار من بود.
او برای من موجودی کاملا ذهنی بود چون صدای ساخته شده توسط خودم بود،
فکر کردن و درگیری ذهنی یار همیشگی من شده بود.
وقتی همهی آدم ها من را ترک میکردند افکار باقی ماند، مثل اینکه خانه خود را پیدا کرده بود، مثل اینکه من میزبان خوبی برای آنها بودم،
چنان مغز من درگیر شده بود انگار همه چیز درون هیچ چیز قرار گرفته بود
مثل یک لیوان سر ریز از آب مثل کویر مملو از خاک.
میدانم روزی فکر ها من را میبلعند و من بعد از آن خود را فراموش خواهم کرد و میدانم این من اسیر درگیری های خود ساخته شده است و راه رهایی از تمام آنها عدم است اما این راه آخرین گزینست، باید همراه با زندگی و سختی های زیادش دوید و رسید و ساخت.
- سین ر
حدود یک ماهه سردرد دارم
سردرد متوالی
هر روز و هر ساعت
از موقع بیدار شدن تا لحظه خوابیدن
صدا و دردی درون مغزم متراکم شده
و هر لحظه انباشته میشه
و مطمئنم این درد روزی باعث مرگم خواهد شد...
سردرد متوالی
هر روز و هر ساعت
از موقع بیدار شدن تا لحظه خوابیدن
صدا و دردی درون مغزم متراکم شده
و هر لحظه انباشته میشه
و مطمئنم این درد روزی باعث مرگم خواهد شد...
شبی به لطف بیا بر مزار من، شاید
بِرویَد آن گل سرخی که بر مزارم نیست
- فاضل نظری
بِرویَد آن گل سرخی که بر مزارم نیست
- فاضل نظری
مرا تو راحت جانی و من تو را نگران
گناهِ کیست که من با توام، تو با دگران
- فاضل نظری
گناهِ کیست که من با توام، تو با دگران
- فاضل نظری
Forwarded from شهر بی شاعر
گفت خاموش؛ که در پسی مردن
بِه که حاجت پیش کسی بردن
سعدی
بِه که حاجت پیش کسی بردن
سعدی
با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم
به خیابان شلوغی که نباید رفتیم
میشنیدیم صدای قدمش را اما پیش از آن لحظه که در را بگشاید رفتیم
زندگی سرخیِ سیبی است که افتاده به خاک به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم
آخرین منزل ما کوچه ی سرگردانیست دربهدر در پی گم کردن مقصد رفتیم
مرگ یک عمر به در کوفت که باید برویم دیگر اصرار مکن باشد، باشد، رفتیم.
- فاضل نظری
به خیابان شلوغی که نباید رفتیم
میشنیدیم صدای قدمش را اما پیش از آن لحظه که در را بگشاید رفتیم
زندگی سرخیِ سیبی است که افتاده به خاک به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم
آخرین منزل ما کوچه ی سرگردانیست دربهدر در پی گم کردن مقصد رفتیم
مرگ یک عمر به در کوفت که باید برویم دیگر اصرار مکن باشد، باشد، رفتیم.
- فاضل نظری
تفسیر کلگرایانه با رویکرد حمایت از مصرفکننده در قانون حمایت از مصرف کنندگان خودرو
در پرونده حاضر، خواهان با استناد به قرارداد پیشفروش یک دستگاه خودرو، دعوایی را به خواسته مطالبه خسارت ناشی از تأخیر در تحویل خودرو، اقامه میکند. در قرارداد مبنای این دعوی، طرفین بر سود کمتری به عنوان خسارت (نسبت به آییننامه)، توافق کردهاند. دادگاه بدوی بر اساس قانون حمایت از مصرف کنندگان خودرو و آیین نامه اجرایی آن قانون، به ویژه تبصره 1 ماده 7 آیین نامه مزبور، با احراز تأخیر ۲۲۴ روزه در تحویل خودرو و با استناد به قرارداد تنظیمی که تحویل را ظرف ۶۰ روز کاری مقرر داشته بود، حکم به محکومیت خوانده به پرداخت خسارت تأخیر صادر مینماید.
در پی تجدیدنظرخواهی طرفین از این رای، دادگاه تجدیدنظر، با تفسیر هدفمحور و کل گرایانه از قانون مذکور و با تأکید بر جنبه آمره مقررات حمایتی، توافق بر کاهش خسارت قراردادی به ضرر مصرفکننده را فاقد اعتبار میداند. به باور این دادگاه، قانون گذار حداقل حقوقی را برای مصرف کننده در نظر گرفته و این حقوق از آن جهت که ناظر بر حمایت از طرف ضعیف تر رابطه قراردادی است واجد جنبه آمره خواهد بود. بنابراین، توافق برخلاف مفاد آیین نامه، خصوصاً توافق بر کاهش این حقوق، فاقد اعتبار قانونی است.
سرانجام نیز با اعلام رد تجدیدنظرخواهی، رأی دادگاه بدوی را تأیید مینماید.
در پی تجدیدنظرخواهی طرفین از این رای، دادگاه تجدیدنظر، با تفسیر هدفمحور و کل گرایانه از قانون مذکور و با تأکید بر جنبه آمره مقررات حمایتی، توافق بر کاهش خسارت قراردادی به ضرر مصرفکننده را فاقد اعتبار میداند. به باور این دادگاه، قانون گذار حداقل حقوقی را برای مصرف کننده در نظر گرفته و این حقوق از آن جهت که ناظر بر حمایت از طرف ضعیف تر رابطه قراردادی است واجد جنبه آمره خواهد بود. بنابراین، توافق برخلاف مفاد آیین نامه، خصوصاً توافق بر کاهش این حقوق، فاقد اعتبار قانونی است.
سرانجام نیز با اعلام رد تجدیدنظرخواهی، رأی دادگاه بدوی را تأیید مینماید.