هژال
117 subscribers
370 photos
264 videos
40 files
198 links
خط خطی های به ظاهر نویسنده‌ی به گفته غمگین


@Sphr_rhb

چنل پلی لیست :
@Daravaa
Download Telegram
Forwarded from تراژد؎
ازاینکہ‌چیزۍ
برا؎ازدست‌دادن‌داشتہ‌باشم‌میترسم...؛
Forwarded from Me
دلم آنگاه خوش گردد که تو دلدار من باشی
مرا جان آن زمان باشد که تو جانان من باشی

#عراقی
تمام روز غمگین است. زود خسته می‌شود و خلقش تنگ می‌شود. دستش را روی گلویش می‌گذارد و می‌گوید:
- این‌جاست. رد نمی‌شود.


- تهوع
- ژان پل سارتر
خواهی بیا ببخشا
خواهی برو جفا کن


- مولانا
Tocka
Naaji
چه معجزه‌ای است که مجبور نباشی درباره خودت حرف بزنی


- آلبر کامو
- یادداشت‌ها ۱۹۳۷
از خبر چینان شنیدم آشنایت نیستم!
خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم...


- فاضل ‌نظری
Jaadoo
Hayede
هرگز با کسی که سعی کرده شخصیت شما را پایین بیاورد دوباره دوست نشوید.
یک مار ممکن است پوست خود را بریزد اما همچنان یک مار است.


- پابلو اسکوبار
چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مَرو
ای بی‌بَصَر! من می‌روم؟ او می‌کشد قلاب را.


- سعدی
Forwarded from -𝗦𝗶𝗹𝗲𝗻𝗰𝗲 (-𝗞𝗛𝗢𝗥𝗔𝗡𝗗)
ای فروغِ ماهِ حُسن‌، از روی رخشان شما
آبِ‌روی خوبی از چاه زَنَخدان شما
عزم دیدار تو دارد جانِ بر لب آمده
باز گردد یا برآید؟ چیست فرمان شما؟
کَس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت
بِه که نفروشند مستوری به مستان شما
بخت خواب‌آلود ما بیدار خواهد شد مگر
زان که زد بر دیده آبی، روی رخشان شما
با صبا همراه بفرست از رخت گل دسته‌ای
بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما
عمرتان باد و مراد ای ساقیانِ بزمِ جم
گرچه جام ما نشد پُر مِی به دوران شما
دل خرابی می‌کند، دلدار را آگه کنید
زینهار ای دوستان‌، جان من و جان شما
کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند‌؟
خاطر مجموع ما، زلف پریشان شما
دور دار از خاک و خون دامن، چو بر ما بگذری
کَاندَر این ره کشته بسیارند، قربان شما
می‌کند حافظ دعایی، بشنو، آمینی بگو
روزی ما باد لعل شَکَّرافشان شما
ای صبا با ساکنانِ شهرِ یزد از ما بگو
کِای سر حق‌ناشناسان گوی چوگان شما
گرچه دوریم از بساط قُرب‌، همّت دور نیست
بندهٔ شاه شماییم و ثناخوان شما
ای شَهنشاه بلند اختر‌، خدا را همّتی
تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما


- حافظ
- غزل دوازدهم
El Paso
Marty Robbins
Forwarded from هژال (- سـپـهـر -)
آرزوی محالی که نامیدن رویا را از ابتدا اشتباه متصور بودیم
از ابتدا تا انتهای این دیوار را کج بنا نهادیم و خود شاهد فرو ریختن آن بودیم.
همگی به لبه اخلاقیات ایستاده‌ایم و هر چند لحظه یک‌بار افراد را به پایین پرتاب و بعد آن اشخاص را سرزنش و محکوم می‌کنیم.
به موقع تقصیر خود را پاک از هر نوع گناه و ایراد ارائه می‌دادیم تا دربرابر دیگری سربلند و دربرابر خود شرمنده باشیم، خود را آلوده به تظاهر و دروغ می‌کردیم،
همه در پشت ماسک های خود ساخته درحال اجرای نقشی مضحک همدیگر را قضاوت می‌کنند و جامعه یک‌صد نفری صد قاضی دارد و هیچ محکوم.
دربرابر انتقاد تهاجمی ترین موجود جهانیم و دربرابر تعریف خودشیفته‌ی مزمن،
همه در تظاهریم و به ظاهر تمام کتاب های دنیا را حفظ کرده‌ایم و تمام موسیقی های جهان را شنیده‌ایم؛
با عینک غرور با اعتماد به نفس درمورد هر چیزی که تخصص نداریم صحبت می‌کنیم و از کنار هم قرار دادن کلمات باور می‌کنیم نویسنده‌ایم و تلاش می‌کنیم کلمات سخت تر به کار ببریم تا خواننده فکر کند این کاره‌ایم،
مثل این نوشته!
می‌شود واژه های سخت و پیچیده استفاده کرد اما این تقلا سرتاسر اشتباه و بی‌جا است
یا بهتر است گفته شود مثل اکثر خط خطی های امروزیِ بی اساس و بی ارزش.


- سین ر
هژال
به امید هفته ای خوب...
به امید هفته ای خوب...