هژال
116 subscribers
369 photos
264 videos
40 files
198 links
خط خطی های به ظاهر نویسنده‌ی به گفته غمگین


@Sphr_rhb

چنل پلی لیست :
@Daravaa
Download Telegram
Forwarded from -𝗦𝗶𝗹𝗲𝗻𝗰𝗲 (-𝗔𝗶𝗱𝗶𝗻)
کل‌ِروزو‌قوی‌ادامه‌میدی
اما‌شب...
امان‌از‌این‌شب‌ها..
چاک چاک است سینه‌ام مانند یک پیر درخت
هر کسی آمد کنارم نام خود حک کرد و رفت


- ‌پرویز ‌کاظم‌زاده
بالاخره تو دنیا باید یه چیزی باشه که حالتو خوب کنه مثلا ؛
دارویی،قرصی؛ تویی...!
هیچ می‌دانی
که من در قلبِ خویش
نقشی از عشقِ تو پنهان داشتم؟!


- ‌فروغ ‌فرخزاد
Forwarded from Me
دل‌واپسی‌ام نیست، چه باشی چه نباشی
احساس تو کافی‌ست، چه متن و چه حواشی

از خویش گذشتم، ببرم خاک کن اما
شعرم چه؟ نه! بی‌‌ذوق مبادا شده باشی

می‌خواستم از تو بنویسم که مدادم
خندید: چه مانده است مرا تا بتراشی

مجموعهٔ آمادهٔ نشرم، خبر بد
یک خالی پر، خط‌به‌خطش روح خراشی

شصت‌و‌سه غزل له شده در زلزلهٔ من
شصت‌و‌سه نفس، شصت‌و‌سه حس متلاشی

نفرین نه، سؤال است: چگونه دلت آمد
بارانم! اسیدانه به من زخم بپاشی؟

#محمدعلی_بهمنی
Forwarded from -𝗦𝗶𝗹𝗲𝗻𝗰𝗲 (-𝗔𝗶𝗱𝗶𝗻)
آدما‌همیشه‌یه‌عوضی‌‌باقی‌میمونن
این‌تویی‌که‌نباید‌بهشون‌اعتماد‌کنی!
هر کسی تمایل داشت ادمین بشه و چنل گسترش پیدا کنه میتونه پیام بده

@Sphr_rhb
یه چی خوندم جذاب بود در وصف تو

زندگی اصلا پیچیده نیست،

خودت را

از محدودیت ها رها کن!

شادی را در آغوش بگیر

و بگذر از تمامِ نشدن ها…

غصه، هیچ گاه

چیزی را حل نخواهد کرد…

مونس آهنگری
رفتم از خالق بخواهم یک دو روزی مرگ را
پاسخ آمد به خیالت زنده بودی تاکنون؟


- علیرضا‌ ‌آرام
Neesty
Dariush
همه آدما تو خونه‌هاشون آینه دارن
پس دهنمون رو ببندیم و در مورد ایراد های ظاهری کسی نظر ندیم.
جنایت و مکافات ~ @ketabkhoneclassic.pdf
18.7 MB
- جنایت و مکافات
- داستایوفسکی

@Hezhal
هژال
جنایت و مکافات ~ @ketabkhoneclassic.pdf
بشدت پیشنهادی
نقطه اوج هر کتابی
هر سبکی
هر نویسنده‌ ای
شاهکار بی تکرار تاریخ به دست پروردگار قلم بهترینِ تاریخ
پرسید:
خود را چگونه ساختی؟
گفت:
زخم به زخم...


#محمود_درویش
ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما
مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما
ما در پیاله عکس رخِ یار دیده‌ایم
ای بی‌خبر ز لَذَّتِ شُربِ مُدامِ ما
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جَریدهٔ عالم دوامِ ما
چندان بُوَد کرشمه و نازِ سَهی‌قدان
کآید به جلوه سروِ صنوبرخَرامِ ما
ای باد اگر به گُلشنِ اَحباب بُگذری
زِنهار، عَرضه دِه بَرِ جانان پیامِ ما
گو نامِ ما زِ یاد به عمدا چه می‌بری؟
خود آید آن که یاد نیاری ز نامِ ما
مستی به چشمِ شاهدِ دلبندِ ما خوش است
زآن رو سپرده‌اند به مستی زمامِ ما
ترسم که صَرفه‌ای نَبَرَد روزِ بازخواست
نانِ حلالِ شیخ ز آبِ حرامِ ما
حافظ ز دیده دانهٔ اشکی همی‌فشان
باشد که مُرغِ وصل کُند قصدِ دامِ ما
دریای اَخضَرِ فَلَک و کَشتی هِلال
هستند غرقِ نعمتِ حاجی‌قوامِ ما


- حافظ
- غزل یازدهم