کاش میشد لحظه ای می آمدی در خواب ما،
گفتگویی، صحبتی، جانا پیامی داشتیم.
- پریحبیبی
گفتگویی، صحبتی، جانا پیامی داشتیم.
- پریحبیبی
انگیزه اصلی و هدف زندگی گریز از درد و لذت بردن نیست، بلکه معنی جویی زندگیست که به زندگی مفهوم واقعی میبخشد، به همین دلیل انسانها درد و رنجی را که معنی و هدفی دارد با میل تحمل میکنند.
- انسان درجستجوی معنی
- ویکتور فرانکل
- انسان درجستجوی معنی
- ویکتور فرانکل
بیداریام چه دانی؟ ای خفتهای که شبها
نَنْشَستهای به حسرت، نشمردهای ستاره
- فروغی بسطامی
نَنْشَستهای به حسرت، نشمردهای ستاره
- فروغی بسطامی
در دیده ی من، حسرت رخسار تو تا کی؟
در سینه ی من، آتش هجران تو تا چند؟
- خواجوی کرمانی
در سینه ی من، آتش هجران تو تا چند؟
- خواجوی کرمانی
میروی اما گريز چشمِ وحشی رنگ تو
راز اين اندوه بی آرام نتواند نهفت
میروی خاموش و میپيچد به گوش خستهام
آنچه با من لرزش لبهای بیتاب تو گفت
چيست ای دلدار اين اندوه بی آرام چيست
کز نگاهت مي تراود نازدار و شرمگين؟
آه می لرزد دلم از ناله ای اندوه بار
کيست اين بيمار در چشمت که میگريد حزين
چون خزان آرا گل مهتاب رويا رنگ و مست
میشکوفد در نگاهت راز عشقی ناشکيب
وز ميان سايه های وحشی اندوه رنگ
خنده میريزيد به چشمت آرزویی دل فريب
چون صفای آسمان در صبح نمناک بهار
میتراود از نگاهت گريه پنهان دوش
آری ای چشم گريز آهنگ سامان سوخته
بر چه گريان گشته بودی دوش از من وامپوش
بر چه گريان گشته بودی آه ای چشم سياه
از تپيدن باز می ماند دل خوش باورم
در گمان اينکه شايد شايد آن اشک نهان
بود در خلوت سرای سينه ات يادآورم
- هوشنگ ابتهاج
راز اين اندوه بی آرام نتواند نهفت
میروی خاموش و میپيچد به گوش خستهام
آنچه با من لرزش لبهای بیتاب تو گفت
چيست ای دلدار اين اندوه بی آرام چيست
کز نگاهت مي تراود نازدار و شرمگين؟
آه می لرزد دلم از ناله ای اندوه بار
کيست اين بيمار در چشمت که میگريد حزين
چون خزان آرا گل مهتاب رويا رنگ و مست
میشکوفد در نگاهت راز عشقی ناشکيب
وز ميان سايه های وحشی اندوه رنگ
خنده میريزيد به چشمت آرزویی دل فريب
چون صفای آسمان در صبح نمناک بهار
میتراود از نگاهت گريه پنهان دوش
آری ای چشم گريز آهنگ سامان سوخته
بر چه گريان گشته بودی دوش از من وامپوش
بر چه گريان گشته بودی آه ای چشم سياه
از تپيدن باز می ماند دل خوش باورم
در گمان اينکه شايد شايد آن اشک نهان
بود در خلوت سرای سينه ات يادآورم
- هوشنگ ابتهاج
از تماشای تو چون خلق نیارَند ایمان؟
کافرَست آن که تُرا بیند و بیدین نَشَوَد
- صائب تبریزی
کافرَست آن که تُرا بیند و بیدین نَشَوَد
- صائب تبریزی