همچون نسیم صبح
لرزان و بیقرار وزیدم به سوی تو
اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم
در سینه هیچ نیست، بجز آرزوی تو .
- فروغ فرخزاد
لرزان و بیقرار وزیدم به سوی تو
اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم
در سینه هیچ نیست، بجز آرزوی تو .
- فروغ فرخزاد
گفتم ای دوست، تو هم گاه به یادم بودی؟
گفت من نام تو را نیز نمیدانستم
- سجاد سامانی
گفت من نام تو را نیز نمیدانستم
- سجاد سامانی
دریا زده
آدم سنش که بالا میره
تازه میفهمه باباش چرا زُل میزد به فرش،
یا چرا مامانش تیکههای پرتقال رو ریز ریز خورد میکرد...
تازه میفهمه باباش چرا زُل میزد به فرش،
یا چرا مامانش تیکههای پرتقال رو ریز ریز خورد میکرد...
و وقتی داخل ماشین دیگه موزیکی پلی نشه
آغاز خیلی پایان هاست...
آغاز خیلی پایان هاست...
هژال
https://t.me/movman2
یکی از قدیمی ترین و نزدیک ترین آدم ها به من
نویسنده و گویندهی بشدت حرفه ای
رفیقی همیشگی و جزیی از خونوادم.
نویسنده و گویندهی بشدت حرفه ای
رفیقی همیشگی و جزیی از خونوادم.
شازده کوچولو پرسید:
کی اوضاع بهتر میشه؟
روباه گفت:
از وقتی بفهمی همه چیز
به خودت بستگی داره!
کی اوضاع بهتر میشه؟
روباه گفت:
از وقتی بفهمی همه چیز
به خودت بستگی داره!
کاش میشد لحظه ای می آمدی در خواب ما،
گفتگویی، صحبتی، جانا پیامی داشتیم.
- پریحبیبی
گفتگویی، صحبتی، جانا پیامی داشتیم.
- پریحبیبی