دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ما
چیست یارانِ طریقت بعد از این تدبیرِ ما؟
ما مریدان روی سویِ قبله چون آریم چون؟
روی سویِ خانهٔ خَمّار دارد پیرِ ما
در خراباتِ طریقت ما به هم منزل شویم
کاینچنین رفته است در عهدِ ازل تقدیرِ ما
عقل اگر داند که دل در بندِ زلفش چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پیِ زنجیرِ ما
رویِ خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیرِ ما
با دلِ سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی
آهِ آتشناک و سوزِ سینهٔ شبگیرِ ما؟
تیرِ آهِ ما ز گردون بگذرد حافظ خموش
رحم کن بر جانِ خود پرهیز کن از تیرِ ما
- حافظ
- غزل دهم
چیست یارانِ طریقت بعد از این تدبیرِ ما؟
ما مریدان روی سویِ قبله چون آریم چون؟
روی سویِ خانهٔ خَمّار دارد پیرِ ما
در خراباتِ طریقت ما به هم منزل شویم
کاینچنین رفته است در عهدِ ازل تقدیرِ ما
عقل اگر داند که دل در بندِ زلفش چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پیِ زنجیرِ ما
رویِ خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیرِ ما
با دلِ سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی
آهِ آتشناک و سوزِ سینهٔ شبگیرِ ما؟
تیرِ آهِ ما ز گردون بگذرد حافظ خموش
رحم کن بر جانِ خود پرهیز کن از تیرِ ما
- حافظ
- غزل دهم
دغدغه فکری مردم عادی فقط این است که وقت بگذرانند اما دغدغه کسی که استعدادی دارد این است که از آن استفاده کند..
- در باب حکمت زندگی
- آرتور شوپنهاور
- در باب حکمت زندگی
- آرتور شوپنهاور
هژال
Photo
بشین روبروم
صحبت کن
من تماشات کنم
بارون بباره
با هم لاته بخوریم
بیخیال چایی...
صحبت کن
من تماشات کنم
بارون بباره
با هم لاته بخوریم
بیخیال چایی...
وقتی به یاد میآورم که در این سه ماه چهها کشیدهام و با وجود این هنوز هم سرپا ماندهام به این نتیجه میرسم که قویتر از آنی هستم که فکرش را میکردم.
- فروپاشی
- بی ای پاریس
- فروپاشی
- بی ای پاریس
غنی! ز تَرکِ محبّت بسی پشیمانم
ز زلفِ یار گرفتم دل و شدم دلگیر
- غنی کشمیری
ز زلفِ یار گرفتم دل و شدم دلگیر
- غنی کشمیری
یک روز دو دلباخته بودیم من و تو
اکنون تو ز من دلزدهای
من ز تو دلتنگ...
- فاضل نظری
اکنون تو ز من دلزدهای
من ز تو دلتنگ...
- فاضل نظری
وسعت شخصیت هر فرد توسط بزرگی مشکلی که میتواند او را از حالت منطقی بیرون آورد تعریف میشود...
- زیگموند فروید
- زیگموند فروید
همچون نسیم صبح
لرزان و بیقرار وزیدم به سوی تو
اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم
در سینه هیچ نیست، بجز آرزوی تو .
- فروغ فرخزاد
لرزان و بیقرار وزیدم به سوی تو
اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز هم
در سینه هیچ نیست، بجز آرزوی تو .
- فروغ فرخزاد