ابر میآمد به چشم از دور، اما دود بود
آنچه اشک شوق دیدی، گریه بدرود بود.
- فاضل نظری
آنچه اشک شوق دیدی، گریه بدرود بود.
- فاضل نظری
همانند گیاهان، انسان هم رشد میکند، برخی در نور، برخی در سایه. افراد زیادی هستند که به سایه نیازمندند نه نور.
- کارل گوستاو یونگ
- کارل گوستاو یونگ
عنان به دست فرومایگان مده زنهار
که در مصالح خود خرج میکنند تو را
- صائب تبریزی
که در مصالح خود خرج میکنند تو را
- صائب تبریزی
Forwarded from شهر بی شاعر
کاش یه طوری میشد فرار کرد و همه آدمای اطرافت فراموشت کنن، جوری که انگار هیچوقت نبودی.
این زن،این جادو،نمیدانم چه زهری در روح من،در هستی من ریخته بود که نه تنها او را میخواستم،بلکه تمام ذرات تنم او را لازم داشت.
- صادق هدایت
- صادق هدایت
گفتی نظر خطاست تو دل میبری رواست
خود کرده جرم و خلق گنهکار میکنی
- سعدی
خود کرده جرم و خلق گنهکار میکنی
- سعدی
من کسی که دوستش داشتم را رها کردم. اتفاقاً آدم ساختن و ادامه دادن هستم؛ اما اگر قرار باشد همیشه در حال تلاش کردن برای این باشم که بگویم "من وجود دارم" ترجیح میدهم فراموش شوم.
- جورج اورول
- جورج اورول
ای دل! من اگر راز نگهدار تو بودم
این چشمهی خشکیده نمیکرد تراوش
من بی تو سرافکنده و دمسردم و دلخون
ای عشق! سرت سبز و دمت گرم و دلت خوش
- فاضل نظری
این چشمهی خشکیده نمیکرد تراوش
من بی تو سرافکنده و دمسردم و دلخون
ای عشق! سرت سبز و دمت گرم و دلت خوش
- فاضل نظری