هر اندازه ذهن در دنیای بیحرکت آرزوهای خود ساکتتر بماند، بیشتر در یگانگی اندوهبار دوری از اصل خود بازتاب مییابد. اما با نخستین حرکت، دنیا میشکفد و خودآگاهی زیر پرتو نورهای بیپایان قرار میگیرد.
- اسطوره سیزیف
- آلبرکامو
- اسطوره سیزیف
- آلبرکامو
ز بخت خويش شكايت نمیكنم كه بس است
همين قدر كه مرا با تو آشنا كرده است...
- شاپور تهرانی
همين قدر كه مرا با تو آشنا كرده است...
- شاپور تهرانی
حالا همه چیز در من آرام و تهی ست
مثل خانه ای که همه آن را ترک گفته باشند.
- یوگنی زامیاتین
مثل خانه ای که همه آن را ترک گفته باشند.
- یوگنی زامیاتین
صد وعده امید به دل دادهام دروغ
چون من مباد هیچ کسی شرمسار خویش
- صائب تبریزی
چون من مباد هیچ کسی شرمسار خویش
- صائب تبریزی
آن گونه در هم تنیدهایم که وقتی چشمانت را میبندی، من به خواب میروم.
- پابلو نرودا
- پابلو نرودا
-𝗦𝗶𝗹𝗲𝗻𝗰𝗲
رفیقیکهمیتونیجلوشفقیرباشی!
توی سال ۱۴۰۴ به هر کسی که از راه رسید نگیم رفیق
و این کلمه باارزش رو برای هر شخصی هدر ندیم
افراد دور ما دوست یا اشنا هستن
ولی رفیق عده بسیار محدود و خاص
و این کلمه باارزش رو برای هر شخصی هدر ندیم
افراد دور ما دوست یا اشنا هستن
ولی رفیق عده بسیار محدود و خاص
هزار بار کتاب تن تو را خواندم
هنوز فصلی از آن کهنه و مکرّر نیست
- حسین منزوی
هنوز فصلی از آن کهنه و مکرّر نیست
- حسین منزوی
یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان
دل آزرده ما را به نسیمی بنواز یعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان
ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسند یار مه روی مرا نیز به من بازرسان
دیدهها در طلب لعل یمانی خون شد یا رب آن کوکب رخشان به یمن بازرسان
برو ای طایر میمون همایون آثار پیش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان
سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات بشنو ای پیک خبرگیر و سخن بازرسان
آن که بودی وطنش دیده حافظ یا رب به مرادش ز غریبی به وطن بازرسان
- حافظ
دل آزرده ما را به نسیمی بنواز یعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان
ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسند یار مه روی مرا نیز به من بازرسان
دیدهها در طلب لعل یمانی خون شد یا رب آن کوکب رخشان به یمن بازرسان
برو ای طایر میمون همایون آثار پیش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان
سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات بشنو ای پیک خبرگیر و سخن بازرسان
آن که بودی وطنش دیده حافظ یا رب به مرادش ز غریبی به وطن بازرسان
- حافظ
بعضی وقتها حرف نزدن هیچ نوع زحمت و سختی ندارد، اما گاهی وقتها فشار و دردش از بلند کردن پیانو هم سختتر است.
- جز از كل
- استيو تولتز
- جز از كل
- استيو تولتز