مولانا: شمس، چگونه ببخشم
کسی را که روشنایی دل مرا
خاموش کرد؟
شمس: مگر چراغ دل، در دست او
بود؟
مولانا: پس این تاریکی...
شمس: از زخمت نیست؛ از
ماندنت کنار زخم
است.
مولانا: شمس، چرا بخشیدن این
قدر دشوار است؟
شمس: چون
خیال میکنی با بخشش، حق را
به او میدهی.
مولانا: مگر نمیدهم؟
شمس: نه... فقط حق آرامش را
به خودت بازمیگردانی.
مولانا: پس بخشش چیست؟
شمس: بیرون کشیدن خنجری
که سالها خودت نگه داشتهای.
مولانا: و اگر نبخشیم؟
شمس: آن گاه، زخم دیگر کار
خنجر نیست... کار
دست توست.
کسی را که روشنایی دل مرا
خاموش کرد؟
شمس: مگر چراغ دل، در دست او
بود؟
مولانا: پس این تاریکی...
شمس: از زخمت نیست؛ از
ماندنت کنار زخم
است.
مولانا: شمس، چرا بخشیدن این
قدر دشوار است؟
شمس: چون
خیال میکنی با بخشش، حق را
به او میدهی.
مولانا: مگر نمیدهم؟
شمس: نه... فقط حق آرامش را
به خودت بازمیگردانی.
مولانا: پس بخشش چیست؟
شمس: بیرون کشیدن خنجری
که سالها خودت نگه داشتهای.
مولانا: و اگر نبخشیم؟
شمس: آن گاه، زخم دیگر کار
خنجر نیست... کار
دست توست.
Potk
Shervin Hajipour
جاتو پر کنم با یکی مثل تو که چی شه؟
من بهت اعتماد کردم؛ میدونم اشتباه کردم
من بهت اعتماد کردم؛ میدونم اشتباه کردم