هرجای این خاک که باشم باز توی غمِ جنوب بزرگ میشم؛
توی اینکه چقدر میتونست خوب باشه چقدر میتونست وضعیت بهتری داشته باشه اما هیچ وقت نشد، هیچ وقت نزاشتن!
توی اینکه چقدر میتونست خوب باشه چقدر میتونست وضعیت بهتری داشته باشه اما هیچ وقت نشد، هیچ وقت نزاشتن!
Forwarded from نور میآید. (Clém.)
گاهی فاصلهها اذیتم میکنن. فاصلهی بین شهرها، انسانها، مکانها، بین علائم نگارشی و کلمات، بین چیزی که هستی و چیزی که میخوای باشی، بین واقعیت و رویاها، بین یک دیدار تا دیدار بعدی.
نامه های من به تو
از من و تو فراتر میروند
چرا که نور از چراغ
شعر از دفتر
و بوسهها از لب مهمترند
نامههای من به تو
از من و تو مهمترند
این نامهها تنها اسنادیاند
که زیبایی تو
و جنون مرا
برای مردم فاش میکند
از من و تو فراتر میروند
چرا که نور از چراغ
شعر از دفتر
و بوسهها از لب مهمترند
نامههای من به تو
از من و تو مهمترند
این نامهها تنها اسنادیاند
که زیبایی تو
و جنون مرا
برای مردم فاش میکند
Forwarded from Ashrafian
کسی که از تو رنجیده بود خیلی وقت است دیگر در من زندگی نمیکند.
بعد از مدام حساس بودن ادم به یه درجه ای میرسه که جلو جلو میتونه احساس کنه اتفاق خوبی قرار نیست بیوفته و از چند روز قبل مدام حالش بده بخاطر اتفاقی که احساس کرده بود میوفته و واقعا افتاده
آیا ما زندگان هم برای شما مردگان عزیز تر میشویم؟
ایا شما خواب ما را میبینید؟
به هیچکس نگفتهام اما بدان که تو تنها مردهای بودی که از تو نترسیدم؛
ایا شما خواب ما را میبینید؟
به هیچکس نگفتهام اما بدان که تو تنها مردهای بودی که از تو نترسیدم؛