📛 عنتست دختربازی (قسمت اول)
- چندتا دوست دختر داشتی؟
- با چندتا دختر رابطه داشتی؟
- معلومه صدتا دوست دختر داری
- تا حالا با چندتا دختر خوابیدی
- الان چند نفر تو زندگیت هستن؟
- تو از اون پسرایی هستی که همه دخترا رو برای یه شب میخوان
عنتستهای بالا و همهی فرزندان آن و کلا هر عنتستی که برای سنجش میزان دخترباز بودن شما طراحی شده را من «عنتست دختربازی» نامگذاری میکنم. میستری، جان سین، وکس، دلراک و دیگر بازیکنان بزرگی که من آثارشان را خواندهام برای مقابله با این عنتست همانطور که قبلا هم در این مقاله به آن پرداختهام، روش «موافقت و تشدید» (تأیید و تاکید) را پیشنهاد میکنند:
🙎🏻♀ چندتا دوس دختر داشتی؟
🙎🏻♂ در قالب اعداد نمیگنجه!
🙎🏻♀ شرط میبندم خیلی دختربازی
🙎🏻♂ خوشم میاد باهوشی، میدونی رو چی شرط ببندی که ببری.
🙎🏻♀ تو معلومه صدتا دوست دختر داشتی
🙎🏻♂ صدتا؟ منظورت فقط تو این ماهه؟
🙎🏻♀ تو دخترا را فقط واسه یه شب میخوای
🙎🏻♂ یه شب؟ نه بابا، مگه کمرم از آهنه؟ یک ساعت فوقش.
من این روش را در خارجه با موفقیت امتحان کردهام، اما در ایران یک حفرهی بزرگ دارد و آنهم اینست که تصویر «بازیکن بودن» یا بکن-دررو بودنتان را تا حد زیادی قابل تفکیک میکند. برای من بارها اتفاق افتاده که دختری را بر سر این حاضرجوابیهای مبتنی بر تأیید و تاکید از دست دادهام در حالی که تا آن موقع هوش و حواس دختر کاملا معطوف به من بوده. در پی این شکستهای پیاپی، من روشی مؤثرتر برای مقابله با این عنتست پی ریختهام و به نوعی آنرا با توجه به شرایط و فرهنگ کشورمان بومیسازی کردهام. در پست بعدی آنرا با شما درمیان میگذارم.
🔖 ادامه در پست بعدی...
#Shit_test
@HedonMe
- چندتا دوست دختر داشتی؟
- با چندتا دختر رابطه داشتی؟
- معلومه صدتا دوست دختر داری
- تا حالا با چندتا دختر خوابیدی
- الان چند نفر تو زندگیت هستن؟
- تو از اون پسرایی هستی که همه دخترا رو برای یه شب میخوان
عنتستهای بالا و همهی فرزندان آن و کلا هر عنتستی که برای سنجش میزان دخترباز بودن شما طراحی شده را من «عنتست دختربازی» نامگذاری میکنم. میستری، جان سین، وکس، دلراک و دیگر بازیکنان بزرگی که من آثارشان را خواندهام برای مقابله با این عنتست همانطور که قبلا هم در این مقاله به آن پرداختهام، روش «موافقت و تشدید» (تأیید و تاکید) را پیشنهاد میکنند:
🙎🏻♀ چندتا دوس دختر داشتی؟
🙎🏻♂ در قالب اعداد نمیگنجه!
🙎🏻♀ شرط میبندم خیلی دختربازی
🙎🏻♂ خوشم میاد باهوشی، میدونی رو چی شرط ببندی که ببری.
🙎🏻♀ تو معلومه صدتا دوست دختر داشتی
🙎🏻♂ صدتا؟ منظورت فقط تو این ماهه؟
🙎🏻♀ تو دخترا را فقط واسه یه شب میخوای
🙎🏻♂ یه شب؟ نه بابا، مگه کمرم از آهنه؟ یک ساعت فوقش.
من این روش را در خارجه با موفقیت امتحان کردهام، اما در ایران یک حفرهی بزرگ دارد و آنهم اینست که تصویر «بازیکن بودن» یا بکن-دررو بودنتان را تا حد زیادی قابل تفکیک میکند. برای من بارها اتفاق افتاده که دختری را بر سر این حاضرجوابیهای مبتنی بر تأیید و تاکید از دست دادهام در حالی که تا آن موقع هوش و حواس دختر کاملا معطوف به من بوده. در پی این شکستهای پیاپی، من روشی مؤثرتر برای مقابله با این عنتست پی ریختهام و به نوعی آنرا با توجه به شرایط و فرهنگ کشورمان بومیسازی کردهام. در پست بعدی آنرا با شما درمیان میگذارم.
🔖 ادامه در پست بعدی...
#Shit_test
@HedonMe
❤13👍8🔥2👏2🤝1
Attraction Code | جذب زنان
📛 عنتست دختربازی (قسمت اول) - چندتا دوست دختر داشتی؟ - با چندتا دختر رابطه داشتی؟ - معلومه صدتا دوست دختر داری - تا حالا با چندتا دختر خوابیدی - الان چند نفر تو زندگیت هستن؟ - تو از اون پسرایی هستی که همه دخترا رو برای یه شب میخوان عنتستهای بالا و همهی…
📛 عنتست دختربازی (قسمت دوم)
پاسخ بتاچگان و امگایان به عنتست دختربازی، پاسخی است توام با استرس و دستپاچگی، در دو سوی خطکش حماقت. آنها یا دروغ میگویند چون تصور میکنند عدد بزرگ و مندرآوردی آنها برای زن بسیار جذاب است و ارزش ایشان را بالا میبرد (پاسخ مردان بتا)، یا عدد را پایین میآورند به این خیال که «نجابت» و بیتجربگی و پخمگی برای مرد ارزش است (پاسخ مرد امگا). من به چشم خود دیدهام که مردی قسم و آیه میآورده برای دختر که باکره است! 😂
دربارهی جانور نوع دوم که اصلا سخنی نمیگوییم، اما روش مرد بتا نادرست است زیرا زنان از اینکه بدست آوردن سکس برای یک مرد چقدر سخت و دشوار است هیچ ایدهای ندارند، خودشان کافیست بروند سر کوچه تا هرکس برای رابطهی جنسی با آنها متقاضی شود. اینست که به عنوان مثال دروغ اغراقآمیز شما که «من با ۳۵ تا دختر خوابیدهام» برای مردان دیگر ممکن است باورکردنی نباشد، اما برای زن مضحک و بیمعناست و روی ارزش شما یک عدد بسیار دقیق میگذارد، چنانکه رولو توماسی میگوید «هیچ عددی در نظر زنان برجسته نیست»! یعنی عدد شما هرچقدر هم بالا باشد یا از دیدگاه زن پایین است، یا «زیادی بالا»، هیچ مفهومی به عنوان «به اندازهی کافی» وجود ندارد که ما بتوانیم بر آن مبنا انتخاب بکنیم، از نظر یک دختر ممکن است با ۱۰ نفر سکس کردن نشانهی اعتیاد به سکس و بکندررو بودن مرد باشد، اما برای یک زن دیگر ۱۰۰ نفر هم کم است و مرد واقعی باید هزار زن را به رختخواب کشیده باشد. پس یک عدد بالا را بر زبان آوردن روش خوبی نیست.
اما روشی که من به تجربه آن را شناسایی و ابداع کردهام «طفره رفتن» است که عنتست را به نوعی خنثی میکند، در این روش شما از پاسخ دادن به عنتست طفره میروید. مزیت این روش اینست که اولا انعطاف بیشتری دارد و قوهی تخیل زن را بیدار میکند. اگر او دختریست که آگاهانه در پی یافتن بازیکن و بکندررو نیست و پریسلکشن او مجازات نشده، شما را در آغوش صدها، بلکه هزاران زن دیگر تصور میکند! هیچ دروغی نمیتواند با آنچه که یک زن در خلوت خیالش میآفریند رقابت بکند. او مردی که پسندیده را در نقش سلطان حرمسرایی بزرگ تصور میکند که زنان شیفتهی اوامر شاهانهی او هستند و برای بوسیدن جای پایش با یکدیگر رقابت میکنند. ثانیا، طفره رفتن شما این ذهنیت زن را تشدید میکند که «ببین چندتا بوده که چیزی نمیگه...». اگر هم دختر یک فقره لاشی بازیکنیاب باشد باز هم این روش مؤثر است، زیرا بدون اینکه جایگاه شما را از مقام مرد مورد علاقهی دیگر زنان به مردی باکره یا کمتجربه تخفیف بدهد، به او این امکان را میدهد تا پیرامون مقاصد و علایق شما خودفریبی بکند و خود را بدون هیچ دلنگرانی در اختیارتان بگذارد.
سومین مزیت این روش هم اینست که چهرهی مرموز و «رازآلود» شما را نزد دختر تقویت میکند. کل بازی شما باید مبتنی بر بال و پر دادن به قوهی تخیل زن، سکوت دربارهی خودتان و گفتگو دربارهی زندگی او باشد. شما میباید کمترین میزان اطلاعات را دربارهی خودتان به او بدهید زیرا قوهی تخیل زن بهترین دوست شماست، و عینیت هویت شما هرچقدر هم که خارقالعاده باشد باز به گرد پای رویاهای او نمیرسد. شما میخواهید همان مرد رویایی باشید نه مرد قابلپیشبینی و قابل اندازهگیری، پس یکی از مهمترین پیمانههای اندازهگیری قد و قوارهی مردان را که همین عنتست دختربازیست باید از او بگیرید. بهترین جوابها برای این عنتست:
🙎🏻♀ تو معلومه صدتا دوست دختر داری
🙎🏻♂ یه مرد باشعور هیچوقت راجع به خانمهایی که قبلا باهاشون رابطه داشته حرف نمیزنه.
🙎🏻♀ چندتا دوستدختر داری؟
🙎🏻♂ بیا راجع به آدمهایی که نیستن صحبت نکنیم. من الان میخوام فقط از تو بشنوم.
🙎🏻♀ شرط میبندم خیلی دختربازی!
🙎🏻♂ اومم.. شاید.. بستگی به تعریف دخترباز داره.
🙎🏻♀ تو دخترا رو فقط برا یه شب میخوای؟
🙎🏻♂ حتما از این جور مردها زیاد تو زندگیت وارد شدن؟
توجه بکنید که در هیچکدام از نمونههای بالا شما جواب عنتست دختر را نمیدهید، یا آن را مشروط به اطلاعات بعدی میکنید، یا کلا گفتگو را عوض میکنید، یا یک جواب بیمعنی و قابل تفسیر به آن میدهید. طفرهروی برای من موثرتر و پربارتر از «تأیید و تاکید» بوده و تاکنون نیز کسی را به خاطر آن از دست ندادهام. اما باز شما همان پاسخی را انتخاب بکنید که بیشتر با سبک و سیاق بازیتان هماهنگی دارد.
#Shit_test
@HedonMe
پاسخ بتاچگان و امگایان به عنتست دختربازی، پاسخی است توام با استرس و دستپاچگی، در دو سوی خطکش حماقت. آنها یا دروغ میگویند چون تصور میکنند عدد بزرگ و مندرآوردی آنها برای زن بسیار جذاب است و ارزش ایشان را بالا میبرد (پاسخ مردان بتا)، یا عدد را پایین میآورند به این خیال که «نجابت» و بیتجربگی و پخمگی برای مرد ارزش است (پاسخ مرد امگا). من به چشم خود دیدهام که مردی قسم و آیه میآورده برای دختر که باکره است! 😂
دربارهی جانور نوع دوم که اصلا سخنی نمیگوییم، اما روش مرد بتا نادرست است زیرا زنان از اینکه بدست آوردن سکس برای یک مرد چقدر سخت و دشوار است هیچ ایدهای ندارند، خودشان کافیست بروند سر کوچه تا هرکس برای رابطهی جنسی با آنها متقاضی شود. اینست که به عنوان مثال دروغ اغراقآمیز شما که «من با ۳۵ تا دختر خوابیدهام» برای مردان دیگر ممکن است باورکردنی نباشد، اما برای زن مضحک و بیمعناست و روی ارزش شما یک عدد بسیار دقیق میگذارد، چنانکه رولو توماسی میگوید «هیچ عددی در نظر زنان برجسته نیست»! یعنی عدد شما هرچقدر هم بالا باشد یا از دیدگاه زن پایین است، یا «زیادی بالا»، هیچ مفهومی به عنوان «به اندازهی کافی» وجود ندارد که ما بتوانیم بر آن مبنا انتخاب بکنیم، از نظر یک دختر ممکن است با ۱۰ نفر سکس کردن نشانهی اعتیاد به سکس و بکندررو بودن مرد باشد، اما برای یک زن دیگر ۱۰۰ نفر هم کم است و مرد واقعی باید هزار زن را به رختخواب کشیده باشد. پس یک عدد بالا را بر زبان آوردن روش خوبی نیست.
اما روشی که من به تجربه آن را شناسایی و ابداع کردهام «طفره رفتن» است که عنتست را به نوعی خنثی میکند، در این روش شما از پاسخ دادن به عنتست طفره میروید. مزیت این روش اینست که اولا انعطاف بیشتری دارد و قوهی تخیل زن را بیدار میکند. اگر او دختریست که آگاهانه در پی یافتن بازیکن و بکندررو نیست و پریسلکشن او مجازات نشده، شما را در آغوش صدها، بلکه هزاران زن دیگر تصور میکند! هیچ دروغی نمیتواند با آنچه که یک زن در خلوت خیالش میآفریند رقابت بکند. او مردی که پسندیده را در نقش سلطان حرمسرایی بزرگ تصور میکند که زنان شیفتهی اوامر شاهانهی او هستند و برای بوسیدن جای پایش با یکدیگر رقابت میکنند. ثانیا، طفره رفتن شما این ذهنیت زن را تشدید میکند که «ببین چندتا بوده که چیزی نمیگه...». اگر هم دختر یک فقره لاشی بازیکنیاب باشد باز هم این روش مؤثر است، زیرا بدون اینکه جایگاه شما را از مقام مرد مورد علاقهی دیگر زنان به مردی باکره یا کمتجربه تخفیف بدهد، به او این امکان را میدهد تا پیرامون مقاصد و علایق شما خودفریبی بکند و خود را بدون هیچ دلنگرانی در اختیارتان بگذارد.
سومین مزیت این روش هم اینست که چهرهی مرموز و «رازآلود» شما را نزد دختر تقویت میکند. کل بازی شما باید مبتنی بر بال و پر دادن به قوهی تخیل زن، سکوت دربارهی خودتان و گفتگو دربارهی زندگی او باشد. شما میباید کمترین میزان اطلاعات را دربارهی خودتان به او بدهید زیرا قوهی تخیل زن بهترین دوست شماست، و عینیت هویت شما هرچقدر هم که خارقالعاده باشد باز به گرد پای رویاهای او نمیرسد. شما میخواهید همان مرد رویایی باشید نه مرد قابلپیشبینی و قابل اندازهگیری، پس یکی از مهمترین پیمانههای اندازهگیری قد و قوارهی مردان را که همین عنتست دختربازیست باید از او بگیرید. بهترین جوابها برای این عنتست:
🙎🏻♀ تو معلومه صدتا دوست دختر داری
🙎🏻♂ یه مرد باشعور هیچوقت راجع به خانمهایی که قبلا باهاشون رابطه داشته حرف نمیزنه.
🙎🏻♀ چندتا دوستدختر داری؟
🙎🏻♂ بیا راجع به آدمهایی که نیستن صحبت نکنیم. من الان میخوام فقط از تو بشنوم.
🙎🏻♀ شرط میبندم خیلی دختربازی!
🙎🏻♂ اومم.. شاید.. بستگی به تعریف دخترباز داره.
🙎🏻♀ تو دخترا رو فقط برا یه شب میخوای؟
🙎🏻♂ حتما از این جور مردها زیاد تو زندگیت وارد شدن؟
توجه بکنید که در هیچکدام از نمونههای بالا شما جواب عنتست دختر را نمیدهید، یا آن را مشروط به اطلاعات بعدی میکنید، یا کلا گفتگو را عوض میکنید، یا یک جواب بیمعنی و قابل تفسیر به آن میدهید. طفرهروی برای من موثرتر و پربارتر از «تأیید و تاکید» بوده و تاکنون نیز کسی را به خاطر آن از دست ندادهام. اما باز شما همان پاسخی را انتخاب بکنید که بیشتر با سبک و سیاق بازیتان هماهنگی دارد.
#Shit_test
@HedonMe
🔥21❤7👍7👏2🤝1
سلام ممنون از مطالب ارزشمندت
من متاهلم ۳۰ سالمه یه سوال داشتم ازتون. همسر من خانه داره و من کارمند بانکم تقریبا ظهرا برمیگردم خونه و تا شب بیکارم. همسرم همیشه از کارای سنگین تو خونه غر میزنه و میگه چرا تو کارای خونه بهش کمک نمیکنم و میخواد کارای خونه رو 50 50 بین هم تقسیم کنیم. به نظرت کار اشتباهی میکنم ک تو خونه کمک نمیکنم؟ باید بهش کمک کنم؟
سوال دیگم اینه با توجه ب توضیحاتی ک دادی من یه بتام. یکم بیشتر از ویژگی بتاها میگید؟
درود
بتا «باشعور» است، مهربان است، رمانتیک است و زنان را همچون الههی آسمانی میپرستد! او همواره مورد تحسین زنان قرار دارند، این مردان به عنوان دوست افلاطونی (داداشی) بهترین دوستان زنان هستند اما مشکل از جایی آغاز میشود که آنها بخواهند به عنوان «شریک جنسی» وارد رابطه با زنان شود. بتا از دخترها حرفشنوی دارد و مطیع ایشان است. چنین مردانی علاوه بر اینکه بیشتر از ۵۰درصد طلاق داده میشوند، در زندگی زناشویی هم رابطهی خشکی دارند و زن ترجیح میدهد خود را با شلنگ مستراح ارضا کند تا شوهری «مهربان و مطیع»!
بتایان علاوه بر تمامی خدماتی که به زنان میرسانند در امور خانهداری نیز به عنوان کلفت خانگی همیار زنان هستند، ظرف میشویند، گردگیری میکنند و... رقتانگیر است! دوست عزیز ظرف شستن و خانهداری کردن کاریست کاملا زنانه و مردانی که کار خانه انجام میدهند پنجاه درصد بیشتر طلاق داده میشوند! (منبع) اما همواره زنان نایسگای را به عنوان «مرد خوب» معرفی کرده و خصایل بتایان بازنده را میستایند. پس این قانون مهم را فراموش نکنید: به حرف زنان توجه نکنید، عکسالعمل آنها را بنگرید!
#PUA_Sociology
پ.ن: این مطالعه نشان میدهد مردانی که در کارهای خانه مثل ظرف شستن، گردگیری، جارو کردن و... به زنان کمک میکنند بیشتر طلاق داده میشوند و جذابیت کمتری برای زنانشان دارند:
Couples who share the housework are more likely to divorce, study finds. Divorce rates are far higher among “modern” couples who share the housework than in those where the woman does the lion’s share of the chores, a Norwegian study has found.
🔥15❤3👍2👏1🙏1💔1🤝1💊1
🛑 در جهانی که نقش پدر ماشینیزه شده است و کودکان از بدو تولد تنها زیر دست مادر رشد میکنند خروجی آن چیزی جز افراد ضعیفالنفس، بتا و نایس گای نخواهد بود، چون زنان پسرانشان را همانطور تربیت میکنند که دخترانشان را بزرگ میکنند.
@HedonMe
@HedonMe
🔥23❤3👍3👏1🤝1💊1
🔸 اثری که زیبایی زنان بر مردان میگذارد!
ما امروز از نظر علمی میدانیم که مجاورت با زیبایی زنان باعث از کار افتادن موقت مغز مرد یا نوعی فلج ذهنی میشود، اینست قدرتی که زنان زیبا روی مردان دارند (منبع)! بازی دو راهکار برای برخورد با این پدیده به ما میدهد: راه اول اینست که آن تصویر آرمانی و فرشتهواری که از زن دارید را در ذهنتان بشکنید، یعنی تصور کردن آن زن زیبا در حال انجام کاری چندشآور، مثل فروکردن انگشت در بینی و بلعیدن آنچه بیرون میآید، استفراغ کردن، ریدن، گوزیدن و... این باعث میشود ذهن شما بلافاصله به موقعیت قبلی خود بازگردد و اثری که زیبایی آن زن بر شما گذاشته برطرف شود. راه دیگر اینست که بلافاصله به دنبال ایرادی در چهره یا ظاهر او بگردید، فارغ از اینکه یک زن چقدر زیباست قطعا ایرادی آنجا وجود دارد، اگر دختر به نظرتان بینقص میآید یک ایراد کاذب برای او بسازید. خود عمل گشتن به دنبال یک ایراد باعث میشود موتور ذهنتان مجددا روشن بشود و در جهت درستی قرار بگیرد.
@HedonMe
ما امروز از نظر علمی میدانیم که مجاورت با زیبایی زنان باعث از کار افتادن موقت مغز مرد یا نوعی فلج ذهنی میشود، اینست قدرتی که زنان زیبا روی مردان دارند (منبع)! بازی دو راهکار برای برخورد با این پدیده به ما میدهد: راه اول اینست که آن تصویر آرمانی و فرشتهواری که از زن دارید را در ذهنتان بشکنید، یعنی تصور کردن آن زن زیبا در حال انجام کاری چندشآور، مثل فروکردن انگشت در بینی و بلعیدن آنچه بیرون میآید، استفراغ کردن، ریدن، گوزیدن و... این باعث میشود ذهن شما بلافاصله به موقعیت قبلی خود بازگردد و اثری که زیبایی آن زن بر شما گذاشته برطرف شود. راه دیگر اینست که بلافاصله به دنبال ایرادی در چهره یا ظاهر او بگردید، فارغ از اینکه یک زن چقدر زیباست قطعا ایرادی آنجا وجود دارد، اگر دختر به نظرتان بینقص میآید یک ایراد کاذب برای او بسازید. خود عمل گشتن به دنبال یک ایراد باعث میشود موتور ذهنتان مجددا روشن بشود و در جهت درستی قرار بگیرد.
@HedonMe
❤17👍8🔥4💊2🤝1
📬 پرسش: یه سوال داشتم والا از نظر علمی میخام ببینم چرا اینجوریه. چرا پسرا دوس دارن با صدتا زن سکس کنن ولی زنا دوس دارن فقط با یه نفر باشن؟ این چه باگیه تو پسر دخترا
📃 پاسخ: این یک استراتژی جنسیست که طی آن مردان میتوانند از تمام رحمهای موجود در یک جمعیت استفاده کرده و ژن خود را بطور گستردهتری پخش کنند، چون اسپرم هزینهی زیستشناسی پایینی دارد و مردان میتوانستند هر زنی را گاییده و بروند سراغ زن بعدی. اما تخمک هزینهی زیستشناسی بسیار بالایی دارد و زنان در تمام عمر خود بطور محدودی قادر به زاییدن و تولید بچه بودند و ممکن بود در طول زایمان حتی جان خود را از دست بدهند. بر این پایه زنان برای سکس کردن باید از مرغوبترین ژنهای موجود در جمعیت استفاده میکردند تا بقای اصلح کودک گارانتی شود. اینست که زنان میخواهند با آلفاترین مرد هر جمعیتی بخوابند، اما مردان دوست دارند با تمام زنهای یک شهر سکس کنند. اگر بخواهم این استراتژی را روی نمودار نشان بدهم میشود تصویر زیر:
.
.
📃 پاسخ: این یک استراتژی جنسیست که طی آن مردان میتوانند از تمام رحمهای موجود در یک جمعیت استفاده کرده و ژن خود را بطور گستردهتری پخش کنند، چون اسپرم هزینهی زیستشناسی پایینی دارد و مردان میتوانستند هر زنی را گاییده و بروند سراغ زن بعدی. اما تخمک هزینهی زیستشناسی بسیار بالایی دارد و زنان در تمام عمر خود بطور محدودی قادر به زاییدن و تولید بچه بودند و ممکن بود در طول زایمان حتی جان خود را از دست بدهند. بر این پایه زنان برای سکس کردن باید از مرغوبترین ژنهای موجود در جمعیت استفاده میکردند تا بقای اصلح کودک گارانتی شود. اینست که زنان میخواهند با آلفاترین مرد هر جمعیتی بخوابند، اما مردان دوست دارند با تمام زنهای یک شهر سکس کنند. اگر بخواهم این استراتژی را روی نمودار نشان بدهم میشود تصویر زیر:
.
.
👏17👍8🔥4💊1
Forwarded from برنامه ناشناس
پیکاپ یا به قول شما بازی یه چیز زن محورانس و مردا رو در تناسب با زن ها طبقه بندی میکنه و مردها باید فقط تقلید کنن و...
این یعنی تسلیم زن شدن
به جا اینکه تلاش کنید نقدش کنین یا به این تقسیم پایبند نباشید بیشتر دارین به اون دامن میزنید
پیکاپ یا به قول شما بازی یه چیز زن محورانس و مردا رو در تناسب با زن ها طبقه بندی میکنه و مردها باید فقط تقلید کنن و...
این یعنی تسلیم زن شدن
به جا اینکه تلاش کنید نقدش کنین یا به این تقسیم پایبند نباشید بیشتر دارین به اون دامن میزنید
👍8❤3🔥3💊1
برنامه ناشناس
پیکاپ یا به قول شما بازی یه چیز زن محورانس و مردا رو در تناسب با زن ها طبقه بندی میکنه و مردها باید فقط تقلید کنن و... این یعنی تسلیم زن شدن به جا اینکه تلاش کنید نقدش کنین یا به این تقسیم پایبند…
🔷 انتقادها به بازی:
🔹 بازی زنمحورانه است
این تکرار همان هذیانهای پیشین است که ژیژک و فلاسفهی دیگر سالها پیش میگفتند، «بازی زنمحور است»! نه تنها بازی، بلکه نظم طبیعی جوامع زنمحور است. زنان به عنوان صاحبان رحم و گزینشگران جنسی، ابزار گرانبهایی در اختیار دارند که در تمام تاریخ تکاملی مردان را با آن مجازات کرده یا پاداش میدادند، ساختارهای اجتماعی و خانواده هم برآمده از انتخاب زنان است. زنان بدلیل تقبل هزینهی بیشتر در تولید مثل از حق انتخاب جنسی برخوردار هستند، این زنان هستند که مردان را انتخاب میکنند، «زنان انتخاب میکنند، مردان انتخاب میشوند». اینست که مردان باید از شتتستها و بازیهای روانی زنان با موفقیت عبور کنند و سپس از صد حلقهی آتش بپرند تا زنان آنها را با سکس پاداش دهند.
شیرهای نر در نبردی خونین و مرگبار با یکدیگر مبارزه کرده و همدیگر را میدرند تا برنده با ماده جفتگیری کند. در تمام گونههای جانوری حق انتخاب جنسی با ماده و زنان است، نه فقط در نوع انسان. بنابراین هر نوعی از استراتژی جنسی از میلیونها سال پیش تاکنون نیازمند تسلیم قوانین زن شدن بوده، هست و خواهد بود. بازی اما در میان تمام آلترناتیوهای دیگر، با کمترین میزان هزینهی متصور بیشترین میزان نفع را باز میگرداند، و از همهی گزینههای دیگر به جز کنارهگیری از رقابت جنسی کمتر «زنمحور» است. زنمحوری هم در ذات خود شر متجسد نیست، زمانی ایراد پیدا میکند که نفع متقابل برای مرد از معادله حذف شود.
#Game_criticize
@HedonMe
🔹 بازی زنمحورانه است
این تکرار همان هذیانهای پیشین است که ژیژک و فلاسفهی دیگر سالها پیش میگفتند، «بازی زنمحور است»! نه تنها بازی، بلکه نظم طبیعی جوامع زنمحور است. زنان به عنوان صاحبان رحم و گزینشگران جنسی، ابزار گرانبهایی در اختیار دارند که در تمام تاریخ تکاملی مردان را با آن مجازات کرده یا پاداش میدادند، ساختارهای اجتماعی و خانواده هم برآمده از انتخاب زنان است. زنان بدلیل تقبل هزینهی بیشتر در تولید مثل از حق انتخاب جنسی برخوردار هستند، این زنان هستند که مردان را انتخاب میکنند، «زنان انتخاب میکنند، مردان انتخاب میشوند». اینست که مردان باید از شتتستها و بازیهای روانی زنان با موفقیت عبور کنند و سپس از صد حلقهی آتش بپرند تا زنان آنها را با سکس پاداش دهند.
شیرهای نر در نبردی خونین و مرگبار با یکدیگر مبارزه کرده و همدیگر را میدرند تا برنده با ماده جفتگیری کند. در تمام گونههای جانوری حق انتخاب جنسی با ماده و زنان است، نه فقط در نوع انسان. بنابراین هر نوعی از استراتژی جنسی از میلیونها سال پیش تاکنون نیازمند تسلیم قوانین زن شدن بوده، هست و خواهد بود. بازی اما در میان تمام آلترناتیوهای دیگر، با کمترین میزان هزینهی متصور بیشترین میزان نفع را باز میگرداند، و از همهی گزینههای دیگر به جز کنارهگیری از رقابت جنسی کمتر «زنمحور» است. زنمحوری هم در ذات خود شر متجسد نیست، زمانی ایراد پیدا میکند که نفع متقابل برای مرد از معادله حذف شود.
#Game_criticize
@HedonMe
🔥18👍10🤝2❤1👏1💊1
💸 تئوری قدرت اجتماعی
⚔ چگونه رهبر شویم؟
یکی از اصول بنیادین «تئوری قدرت اجتماعی» اینست که قدرت باید بیوقفه به دیگران یادآوری شود. انسانها معمولا حافظهی جمعی کوتاهمدتی دارند، مگر اینکه چیزی بطور مداوم آنرا تحریک کند. در میان تمام ابزارهای یادآوری و تثبیت قدرت هیچچیزی به اندازهی «دشمنسازی» کارآمد نیست. حضور یک دشمن نامرئی همواره مردم را به آغوش قدرت بازمیگرداند.
تاریخ تکامل به ما نشان میدهد که جامعهی بشری در ذات خود همچون کودکی نا-آرام میماند! و برای اینکه احساس امنیت کند باید نخست او را بترسانید. این ترس است که او را بیدار، منسجم و تشنهی یک رهبر نگه میدارد. در شطرنج قدرت اجتماعی، مردی که بتواند خطر را بیافریند و سپس خود را ناجی آن خطر جلوه دهد به سادگی بر تخت قدرت مینشیند. این تکنیک در سیاست، تجارت، رسانه و حتی روابط عاطفی نیز کار میکند. کافیست چیزی را «بحران» اعلام کنید تا دیگران به شما بنگرند و از شما بخواهند که آن بحران کذایی را برطرف کنید.
🕯 خلق خطر در «تئوری قدرت اجتماعی» چهار مرحله دارد:
🪔 تشخیص گسل پنهان: هر جامعهای یک نقطهی زخم دارد. شاید شکاف طبقاتی، شاید تبعیض جنسیتی، شاید تنهایی نسلی، شاید احساس تهدید فرهنگی. رهبر هوشمند پیش از اینکه زخم مربوطه چرک کند آنرا پیدا میکند.
🪔 برجستهسازی خطر: برای اینکه شمشیر قدرت را بدست بگیرید باید خطر را مبالغه کنید. با واژگانی همچون «بحران»، «فاجعه»، «دشمن»، «تهاجم» و... رسانه را بمباران کنید تا ناخودآگاه جمعی فعال شود.
🪔 هدایت انگشت اشاره: در وهلهی بعدی باید یک دشمن خلق کنید تا بروی تخت قدرت بنشینید، یک «او» در برابر «ما». مهم نیست که آن دشمن خیالی یا واقعی باشد، کارکرد اجتماعی آنست که مردم را متحد میسازد.
🪔 ارائهی خود به مثابه ناجی: زمانیکه بمب خطر را در ذهن دیگران پرتاب کردید و موقعیت بحران اعلام شد، تنها کسی که مردم به سوی او نگاه میکنند مردیست که «طرح» دارد. و شما باید آن طرح را زودتر از همه اعلام کرده باشید.
⏳ ادامه در پست بعدی...
#Social_Power
@HedonMe
⚔ چگونه رهبر شویم؟
یکی از اصول بنیادین «تئوری قدرت اجتماعی» اینست که قدرت باید بیوقفه به دیگران یادآوری شود. انسانها معمولا حافظهی جمعی کوتاهمدتی دارند، مگر اینکه چیزی بطور مداوم آنرا تحریک کند. در میان تمام ابزارهای یادآوری و تثبیت قدرت هیچچیزی به اندازهی «دشمنسازی» کارآمد نیست. حضور یک دشمن نامرئی همواره مردم را به آغوش قدرت بازمیگرداند.
تاریخ تکامل به ما نشان میدهد که جامعهی بشری در ذات خود همچون کودکی نا-آرام میماند! و برای اینکه احساس امنیت کند باید نخست او را بترسانید. این ترس است که او را بیدار، منسجم و تشنهی یک رهبر نگه میدارد. در شطرنج قدرت اجتماعی، مردی که بتواند خطر را بیافریند و سپس خود را ناجی آن خطر جلوه دهد به سادگی بر تخت قدرت مینشیند. این تکنیک در سیاست، تجارت، رسانه و حتی روابط عاطفی نیز کار میکند. کافیست چیزی را «بحران» اعلام کنید تا دیگران به شما بنگرند و از شما بخواهند که آن بحران کذایی را برطرف کنید.
🕯 خلق خطر در «تئوری قدرت اجتماعی» چهار مرحله دارد:
🪔 تشخیص گسل پنهان: هر جامعهای یک نقطهی زخم دارد. شاید شکاف طبقاتی، شاید تبعیض جنسیتی، شاید تنهایی نسلی، شاید احساس تهدید فرهنگی. رهبر هوشمند پیش از اینکه زخم مربوطه چرک کند آنرا پیدا میکند.
🪔 برجستهسازی خطر: برای اینکه شمشیر قدرت را بدست بگیرید باید خطر را مبالغه کنید. با واژگانی همچون «بحران»، «فاجعه»، «دشمن»، «تهاجم» و... رسانه را بمباران کنید تا ناخودآگاه جمعی فعال شود.
🪔 هدایت انگشت اشاره: در وهلهی بعدی باید یک دشمن خلق کنید تا بروی تخت قدرت بنشینید، یک «او» در برابر «ما». مهم نیست که آن دشمن خیالی یا واقعی باشد، کارکرد اجتماعی آنست که مردم را متحد میسازد.
🪔 ارائهی خود به مثابه ناجی: زمانیکه بمب خطر را در ذهن دیگران پرتاب کردید و موقعیت بحران اعلام شد، تنها کسی که مردم به سوی او نگاه میکنند مردیست که «طرح» دارد. و شما باید آن طرح را زودتر از همه اعلام کرده باشید.
⏳ ادامه در پست بعدی...
#Social_Power
@HedonMe
🔥16👍6❤2💊2👏1
⚜ تئوری قدرت اجتماعی
⚔ چگونه رهبر شویم؟ (حسگر خطر)
🔖 سناریوی فرضی:
تصور کنید به تازگی وارد یک گروه دوستانهی چهارنفره شدهاید. جمعی از مردان باهوش اما بدون رهبر که گپ میزنند، قرار میگذارند و مثل تمام گروههای دیگر فعلا در تعادل بیسکانی به سر میبرند. مردان بتای سطح بالایی که هیچکس در میان آنها فرمان نمیدهد و راه نمیبرد.
ذهن شما باید مثل یک رادار مهندسی اجتماعی نقاط ضعف را شناسایی کند. در روزهای نخست تنها گوش میسپارید و با نگاه خود فضای ذهنی جمع را تحلیل میکنید. متوجه میشوید که دو نفر از آنها دغدغهی شدید دختربازی دارند و نفر سوم نیز شدیدا درگیر تصویر اجتماعی خود میباشد. نقطهی گسل را پیدا کردهاید: ترس از قضاوت و طردشدن توسط دخترها. در یکی از قرارهای بیرون، وقتی بحث بر سر «کجا برویم» بالا میگیرد و دو نفر پیشنهاد مرکز خرید را میدهند، شما اینگونه مخالفت میکنید:
«نه بابا، اونجا الان پره از دافایی که فقط با پسرای معروف و پولدار لاس میزنن. رفته بودم اونجا، دیدم یه پسر معمولی رفت پیشنهاد بده چطور ریدن به هیکلش، بدبخت پسره آب شد از خجالت. الان وقتشه که یکم لو-کی بازی کنیم. من یه کافه میشناسم، خلوت، پر از دانشجوی هنر. هم دختراش باکلاسن هم خیلی راحت نزدیک میشن».
🔖 شما یک تصویر خیالی ساختید، اما همزمان آنها را ترساندید! شما خطری را نشانه گرفتید که با عمیقترین زخمهای روانیشان همراستاست: ترس از قضاوت شدن و طرد شدن توسط دخترهای زیبارو.
پس همان شب بدون هیچ بحثی به همان کافهای میروید که شما پیشنهاد آنرا داده بودید و تا دیروقت نیز آنجا میمانید. دو نفر از دوستان شما موفق به شماره گرفتن میشوند و یکی از آنها با لحنی همراه با تعجب و تأیید زمزمه میکند: «راست میگفتی… اینجا وایبش خیلی امنتره.»
در همان لحظه، بطور کاملا ناخودآگاه چیزی در ذهنشان حک میشود: «فلانی راه بلده. خطر رو دید و ازش نجاتمون داد». اما حقیقت آنست که اصلا خطری در کار نبود، شما آنرا به طرز هوشمندانهای در ذهن دوستان خود شبیهسازی کردید، مثل یک بازیکن حرفهای سناریویی مهندسیشده نوشتید و آنها دقیقا همانجایی واکنش نشان دادند که شما خواسته بودید.
همین کافیست تا از همان لحظه شما به مرجع جمع تبدیل شوید. دیگر وقتی کسی میپرسد «کجا بریم؟» بطور ناخودآگاه نگاهها به سوی شما میچرخد. چون خطر را پیشبینی کردید و راهحل را زودتر از بقیه ارائه دادید.
⛓💥 رهبرها همواره «حسگر خطر» هستند
⚔ خلق خطر مهارتیست پنهان اما تعیینکننده، قدرت را بیسر و صدا از دست جمع میرباید و در دستان شما میگذارد. مردی که در چشم دیگران به «حسگر خطر» تبدیل شود، حتی اگر اشتباه کند باز هم رهبر باقی میماند. چون ذهن جمعی امنیت را به درستی ترجیح میدهد. خلق خطر، نجات از آن و سپس رهبری. اینست فرمولی که هیچ رأیگیری، هیچ دموکراسی و هیچ شور جمعی توان ایستادگی در برابر آنرا ندارد.
⏳ ادامه در پست بعدی...
#Social_Power
@HedonMe
⚔ چگونه رهبر شویم؟ (حسگر خطر)
🔖 سناریوی فرضی:
تصور کنید به تازگی وارد یک گروه دوستانهی چهارنفره شدهاید. جمعی از مردان باهوش اما بدون رهبر که گپ میزنند، قرار میگذارند و مثل تمام گروههای دیگر فعلا در تعادل بیسکانی به سر میبرند. مردان بتای سطح بالایی که هیچکس در میان آنها فرمان نمیدهد و راه نمیبرد.
ذهن شما باید مثل یک رادار مهندسی اجتماعی نقاط ضعف را شناسایی کند. در روزهای نخست تنها گوش میسپارید و با نگاه خود فضای ذهنی جمع را تحلیل میکنید. متوجه میشوید که دو نفر از آنها دغدغهی شدید دختربازی دارند و نفر سوم نیز شدیدا درگیر تصویر اجتماعی خود میباشد. نقطهی گسل را پیدا کردهاید: ترس از قضاوت و طردشدن توسط دخترها. در یکی از قرارهای بیرون، وقتی بحث بر سر «کجا برویم» بالا میگیرد و دو نفر پیشنهاد مرکز خرید را میدهند، شما اینگونه مخالفت میکنید:
«نه بابا، اونجا الان پره از دافایی که فقط با پسرای معروف و پولدار لاس میزنن. رفته بودم اونجا، دیدم یه پسر معمولی رفت پیشنهاد بده چطور ریدن به هیکلش، بدبخت پسره آب شد از خجالت. الان وقتشه که یکم لو-کی بازی کنیم. من یه کافه میشناسم، خلوت، پر از دانشجوی هنر. هم دختراش باکلاسن هم خیلی راحت نزدیک میشن».
🔖 شما یک تصویر خیالی ساختید، اما همزمان آنها را ترساندید! شما خطری را نشانه گرفتید که با عمیقترین زخمهای روانیشان همراستاست: ترس از قضاوت شدن و طرد شدن توسط دخترهای زیبارو.
پس همان شب بدون هیچ بحثی به همان کافهای میروید که شما پیشنهاد آنرا داده بودید و تا دیروقت نیز آنجا میمانید. دو نفر از دوستان شما موفق به شماره گرفتن میشوند و یکی از آنها با لحنی همراه با تعجب و تأیید زمزمه میکند: «راست میگفتی… اینجا وایبش خیلی امنتره.»
در همان لحظه، بطور کاملا ناخودآگاه چیزی در ذهنشان حک میشود: «فلانی راه بلده. خطر رو دید و ازش نجاتمون داد». اما حقیقت آنست که اصلا خطری در کار نبود، شما آنرا به طرز هوشمندانهای در ذهن دوستان خود شبیهسازی کردید، مثل یک بازیکن حرفهای سناریویی مهندسیشده نوشتید و آنها دقیقا همانجایی واکنش نشان دادند که شما خواسته بودید.
همین کافیست تا از همان لحظه شما به مرجع جمع تبدیل شوید. دیگر وقتی کسی میپرسد «کجا بریم؟» بطور ناخودآگاه نگاهها به سوی شما میچرخد. چون خطر را پیشبینی کردید و راهحل را زودتر از بقیه ارائه دادید.
⛓💥 رهبرها همواره «حسگر خطر» هستند
⚔ خلق خطر مهارتیست پنهان اما تعیینکننده، قدرت را بیسر و صدا از دست جمع میرباید و در دستان شما میگذارد. مردی که در چشم دیگران به «حسگر خطر» تبدیل شود، حتی اگر اشتباه کند باز هم رهبر باقی میماند. چون ذهن جمعی امنیت را به درستی ترجیح میدهد. خلق خطر، نجات از آن و سپس رهبری. اینست فرمولی که هیچ رأیگیری، هیچ دموکراسی و هیچ شور جمعی توان ایستادگی در برابر آنرا ندارد.
⏳ ادامه در پست بعدی...
#Social_Power
@HedonMe
🔥20👍11❤5💊2👏1
💸 تئوری قدرت اجتماعی
⚔ چگونه رهبر شویم؟ (مدیریت ریسک)
در لحظههایی از سکوت و بلاتکلیفی، قدرت مثل شمشیریست که در میانهی میدان افتاده است. هرکس زودتر دست دراز کند و آنرا بردارد فرمانده بازی میشود. اما دیگران همانند گوسفندان زنگی در شک و تردید به سر میبرند و هیچکس پیشقدم نمیشود. پس کسی که جرئت میکند و اولین قدم را برمیدارد اوست که شمشیر را از زمین برمیکشد و رهبر میدان میشود. این همان تکنیکیست که به آن میگوییم: مدیریت ریسک.
🔖 سناریوی فرضی:
شب جمعه پس از ساعت کاری، شما به همراه چهار نفر از همکاران بتاچه و مفلوک خود در یک کافهی شلوغ در ولنجک نشستهاید. همه راجع به «دختربازی» حرف میزنند. خاطره تعریف میکنند، میخندند و تحلیل میکنند، اما هیچکس خایه ندارد حتی نگاه خود را به میز بغلی که پر از دخترهای زیباروست بیندازد. جمع در حال جویدن ترس است، میدان به سکوت رسیده. شما با آرامش جرعهای از قهوهتان را مینوشید و ناگهان از جا بلند میشوید: «من برمیگردم... فقط یه دقیقه.»
و با طمأنینه قدم برمیدارید، به سمت میز کناری در گوشهی کافه میروید که سه دختر جوان و خندان آنجا نشستهاند. شاید قلبتان تند بزند، شاید صدایتان لرزش داشته باشد، اما هیچ اهمیتی ندارد. آرام سلام میکنید، یک شوخی کوتاه و حسابشده میزنید، لحظهای لبخندشان را میگیرید و پس از یکیدو دقیقه ارتباط کلامی بیهیاهو به جای خود بازمیگردید. نه با شماره تلفن، نه با دعوت به میز، فقط با یک حس: جرئت. همان جرئتی که فضا را میشکند و جایگاه شما را در سلسلهمراتب جمع بالا میبرد.
در آن لحظه بدون اینکه کسی رأیگیری کند شما رهبر آن جمع شدهاید. چون شما نخستین قدم را با مدیریت ریسک برداشتید و نشان دادید که «اگر بخواهیم کاری را انجام دهیم، در میان اینهمه بتامایه من آن مردی هستم که جرئت اقدام دارد».
⚔ نکتهی حیاتی:
این تکنیک با ریسکپذیری کورکورانه تفاوت دارد. شما نمیباید با طعنه و تیکه به دخترها بگویید «جووون چه کصایی!»، متلکپرانی آفت جان و طناب دار تصویر ذهنی زنان نسبت به شماست، شما لحظهای را طراحی میکنید که طبیعی و بداهه به نظر برسد. همانطور که یک شکارچی حرفهای طعمه را بدون عجله در نقطهی مناسب گیر میاندازد.
وانگهی در پایان روز، مدیریت ریسک همان دریچهایست که دیگران از آن فرمان قدرت را به دست شما میسپارند. رهبر واقعی کسی نیست که تنها وراجی کند، رهبر واقعی کسیست که در لحظهی سکوت، خودش را به آب میزند. حتی اگر شکست بخورد باز هم شایستهی احترام جمع است. چون مغز مردان بر اساس قدرت در عمل قضاوت میکند، مردی که ریسک دیگران را به دوش میکشد همان فردیست که در ذهن ناخودآگاه جمعی سزاوار تبعیت است.
🛖 این همان چیزیست که در ساختارهای اولیهی قبیلهای وجود داشت: جنگل تاریک است و کسی باید جلو برود. مردی که پیشقدم میشود حتی اگر زخمی شود بازهم رهبر باقی میماند. چون تنها اوست که جرئت و جسارت اقدام را دارد.
⏳ ادامه دارد...
#Social_Power
@HedonMe
⚔ چگونه رهبر شویم؟ (مدیریت ریسک)
در لحظههایی از سکوت و بلاتکلیفی، قدرت مثل شمشیریست که در میانهی میدان افتاده است. هرکس زودتر دست دراز کند و آنرا بردارد فرمانده بازی میشود. اما دیگران همانند گوسفندان زنگی در شک و تردید به سر میبرند و هیچکس پیشقدم نمیشود. پس کسی که جرئت میکند و اولین قدم را برمیدارد اوست که شمشیر را از زمین برمیکشد و رهبر میدان میشود. این همان تکنیکیست که به آن میگوییم: مدیریت ریسک.
🔖 سناریوی فرضی:
شب جمعه پس از ساعت کاری، شما به همراه چهار نفر از همکاران بتاچه و مفلوک خود در یک کافهی شلوغ در ولنجک نشستهاید. همه راجع به «دختربازی» حرف میزنند. خاطره تعریف میکنند، میخندند و تحلیل میکنند، اما هیچکس خایه ندارد حتی نگاه خود را به میز بغلی که پر از دخترهای زیباروست بیندازد. جمع در حال جویدن ترس است، میدان به سکوت رسیده. شما با آرامش جرعهای از قهوهتان را مینوشید و ناگهان از جا بلند میشوید: «من برمیگردم... فقط یه دقیقه.»
و با طمأنینه قدم برمیدارید، به سمت میز کناری در گوشهی کافه میروید که سه دختر جوان و خندان آنجا نشستهاند. شاید قلبتان تند بزند، شاید صدایتان لرزش داشته باشد، اما هیچ اهمیتی ندارد. آرام سلام میکنید، یک شوخی کوتاه و حسابشده میزنید، لحظهای لبخندشان را میگیرید و پس از یکیدو دقیقه ارتباط کلامی بیهیاهو به جای خود بازمیگردید. نه با شماره تلفن، نه با دعوت به میز، فقط با یک حس: جرئت. همان جرئتی که فضا را میشکند و جایگاه شما را در سلسلهمراتب جمع بالا میبرد.
در آن لحظه بدون اینکه کسی رأیگیری کند شما رهبر آن جمع شدهاید. چون شما نخستین قدم را با مدیریت ریسک برداشتید و نشان دادید که «اگر بخواهیم کاری را انجام دهیم، در میان اینهمه بتامایه من آن مردی هستم که جرئت اقدام دارد».
⚔ نکتهی حیاتی:
این تکنیک با ریسکپذیری کورکورانه تفاوت دارد. شما نمیباید با طعنه و تیکه به دخترها بگویید «جووون چه کصایی!»، متلکپرانی آفت جان و طناب دار تصویر ذهنی زنان نسبت به شماست، شما لحظهای را طراحی میکنید که طبیعی و بداهه به نظر برسد. همانطور که یک شکارچی حرفهای طعمه را بدون عجله در نقطهی مناسب گیر میاندازد.
وانگهی در پایان روز، مدیریت ریسک همان دریچهایست که دیگران از آن فرمان قدرت را به دست شما میسپارند. رهبر واقعی کسی نیست که تنها وراجی کند، رهبر واقعی کسیست که در لحظهی سکوت، خودش را به آب میزند. حتی اگر شکست بخورد باز هم شایستهی احترام جمع است. چون مغز مردان بر اساس قدرت در عمل قضاوت میکند، مردی که ریسک دیگران را به دوش میکشد همان فردیست که در ذهن ناخودآگاه جمعی سزاوار تبعیت است.
🛖 این همان چیزیست که در ساختارهای اولیهی قبیلهای وجود داشت: جنگل تاریک است و کسی باید جلو برود. مردی که پیشقدم میشود حتی اگر زخمی شود بازهم رهبر باقی میماند. چون تنها اوست که جرئت و جسارت اقدام را دارد.
⏳ ادامه دارد...
#Social_Power
@HedonMe
👍27🔥5💊2❤1👏1
🔹تکنیکهای کوچک رهبری
چنانکه ذکر آن رفت یکی از ویژگیهای مرد بتا «رمنس» و «مطیعبودن» است، و یکی از ویژگیهای مرد آلفا «رهبری» است. بتا زن را به عنوان آبژهی رمانتیک مورد پرستش و ستایش قرار میدهد، بطوریکه دختر کاملا درمیابد در موضع بالاتری قرار دارد و سرنوشت مرد بتا در گرو این رابطه میباشد! واقعیت اینست که زنان در هر رابطهای تمایل به «مفعول بودن» دارند و شما نباید مانند بتای رمانتیک از موضع مفعولی وارد شوید. دلیل آن پرپیداست، زنان از نظر تکاملی نیاز شدیدی به مرد محافظ (Protector) داشتهاند و submissive بودنشان شما را در مقام محافظ قرار میدهد. بازیکن از راههای متعددی خود را در موقعیت فاعلی و فرماندهی تثبیت میکند. دستور دادن از ویژگیهای تیپیک مرد آلفاست، بنابراین سعی کنید به معنای تحتالفظی کلمه «فرمانده» باشید و فرماندهی کنید:
🙎🏻♂- عزیزم بیا بریم از اون خیابون قدم بزنیم.
🙎🏻♀- نه نه.. دوس ندارم، بیا از تو پارک بریم!
🙎🏻♂مرد بتا: چشم عزیزم، هرچی تو بگی قربونت برم.
🙎🏻♂بازیکن(با نیشخند): مامان بابات بهت یاد ندادن حرف بزرگترتو گوش کنی؟ (دست دختر را میگیرد و او را به سوی دیگری میبرد)
@HedonMe
چنانکه ذکر آن رفت یکی از ویژگیهای مرد بتا «رمنس» و «مطیعبودن» است، و یکی از ویژگیهای مرد آلفا «رهبری» است. بتا زن را به عنوان آبژهی رمانتیک مورد پرستش و ستایش قرار میدهد، بطوریکه دختر کاملا درمیابد در موضع بالاتری قرار دارد و سرنوشت مرد بتا در گرو این رابطه میباشد! واقعیت اینست که زنان در هر رابطهای تمایل به «مفعول بودن» دارند و شما نباید مانند بتای رمانتیک از موضع مفعولی وارد شوید. دلیل آن پرپیداست، زنان از نظر تکاملی نیاز شدیدی به مرد محافظ (Protector) داشتهاند و submissive بودنشان شما را در مقام محافظ قرار میدهد. بازیکن از راههای متعددی خود را در موقعیت فاعلی و فرماندهی تثبیت میکند. دستور دادن از ویژگیهای تیپیک مرد آلفاست، بنابراین سعی کنید به معنای تحتالفظی کلمه «فرمانده» باشید و فرماندهی کنید:
🙎🏻♂- عزیزم بیا بریم از اون خیابون قدم بزنیم.
🙎🏻♀- نه نه.. دوس ندارم، بیا از تو پارک بریم!
🙎🏻♂مرد بتا: چشم عزیزم، هرچی تو بگی قربونت برم.
🙎🏻♂بازیکن(با نیشخند): مامان بابات بهت یاد ندادن حرف بزرگترتو گوش کنی؟ (دست دختر را میگیرد و او را به سوی دیگری میبرد)
@HedonMe
🔥22💊2❤1👍1👏1
چارت زیبایی زنان را نگاه بکنید، سختترین دختران، برخلاف چیزی که افراد کمتجربه تصور میکنند نقاط بالایی قله نیستند، بلکه دختران ۶ و ۷ هستند، زیرا اینها بیشتر از تمام دختران دیگر طرفدار دارند و توجه مردان را به خود جلب میکنند: زیرا بقدری زیبا هستند که جذاب باشند، و بقدری نازیبا هستند که بدستآمدنی باشند. کمتر مردی اعتماد به نفس بالاتر رفتن از ۷ را پیدا میکند، و اگر هم چنان اعتماد به نفسی پیدا بکنند، باز هم بدلیل قرار گرفتن در مجاورت کمال زیبایی، حتی بازیکنان باتجربه نیز خود را متمایل به بتاشدن مییابند. اگرنه در جامعهی زنمحور شما به اندازهی زنی که کنارتان ایستاده ارزشمند بودهاید، و اگر دختری ۹ از ۱۰ دست شما را گرفته و با شما راه میرود یعنی توانایی خریداری او را هم داشتهاید. مردی که به یک زن ۵ پیشنهاد میدهد در حد همان زن ۵ است، این تصور که برخی بتاچهها دارند مبنی بر اینکه «من اگر بروم با پایینتر از خودم آن زن قدر مرا خواهد دانست و با من مثل همسر سابق هفت از دهم مرا رها نمیکند» توهمی بیش نیست زیرا آن زن و باقی جامعه شما را در حد همان زن یا پایینتر خواهد دید، چون رفتهاید سراغ او.
@HedonMe
@HedonMe
🔥15👍5💊2❤1👏1💔1
Attraction Code | جذب زنان
چارت زیبایی زنان را نگاه بکنید، سختترین دختران، برخلاف چیزی که افراد کمتجربه تصور میکنند نقاط بالایی قله نیستند، بلکه دختران ۶ و ۷ هستند، زیرا اینها بیشتر از تمام دختران دیگر طرفدار دارند و توجه مردان را به خود جلب میکنند: زیرا بقدری زیبا هستند که جذاب…
امروزه ما از نظر علمی میدانیم که قرار گرفتن در کنار زیبایی دخترها باعث از کار افتادن موقت مغز مرد یا فلج ذهنی میشود (منبع). اینست قدرتی که زنان زیبا به روی مردان دارند، بازی چند راه مختلف برای مقابله با این پدیده دارد. یک راه اینست که بلافاصله به دنبال نقصی در ظاهر یا چهره او بگردید، فارغ از اینکه یک دختر چقدر زیبا و جذاب است قطعا ایرادی آنجا وجود دارد، «هههه وقتی حرف میزنی دماغت تکون بالا پایین میپره»، «تو خانوادتون همه آرنجهاشون اینقدر تیزه؟ ژنتیکیه؟» و... اگر آن دختر به نظرتان بسیار زیبا میآید یک ایراد کاذب برای او بسازید. خود همین عمل گشتن به دنبال یک ایراد باعث میشود موتور ذهنتان دوباره روشن بشود و در جهت درستی قرار بگیرد.
@HedonMe
@HedonMe
🔥16👍6❤2💊2👏1
Forwarded from برنامه ناشناس
سلام دوست عزیز
من تو محل کارم یه خانومی هس که مدیر بخش اجرایی شرکته و خیلی جذبه داره و همه ازش حساب میبرن
من بهش علاقمندم و واسه اینکه مخشو بزنم قبل از بقیه پسرا سعی میکنم خودم کاراشو انجام بدم. زدن مخ این خانوما که باجذبه و باقدرتن چطوریه با دخترای عادی فرق داره؟
سلام دوست عزیز
من تو محل کارم یه خانومی هس که مدیر بخش اجرایی شرکته و خیلی جذبه داره و همه ازش حساب میبرن
من بهش علاقمندم و واسه اینکه مخشو بزنم قبل از بقیه پسرا سعی میکنم خودم کاراشو انجام بدم. زدن مخ این خانوما که باجذبه و باقدرتن چطوریه با دخترای عادی فرق داره؟
🔥11👍3❤2💊1
برنامه ناشناس
سلام دوست عزیز من تو محل کارم یه خانومی هس که مدیر بخش اجرایی شرکته و خیلی جذبه داره و همه ازش حساب میبرن من بهش علاقمندم و واسه اینکه مخشو بزنم قبل از بقیه پسرا سعی میکنم خودم کاراشو انجام بدم.…
🔰 رابطه با زنان قدرتمند
دوست گرامی از اول راه را اشتباه رفتهاید. دقت بکنید که زن هرچه جذبه، صلابت و غرور بیشتری داشته باشد، یعنی بیشتر محتاج مرد آلفاییست که از او باجذبهتر، باصلابتتر و مغرورتر باشد و آنچه که میخواهد را به او بدهد. زنان مایل به ارتباط رو به بالا هستند، پس قانون هایپرگمی را فراموش نکنید. ولی بدلیل «منطقی» بودن بتاهای نوکرصفت همواره عکس این ماجرا اتفاق میافتد: همه به موسموس کردن میفتند و آمادهی اطاعت از اوامر او میشوند، حتی جرئت نمیکنند به او نگ بزنند و عنتستهای او را هم با گردن کج و لبخندی احمقانه نظاره میکنند. زن بیچاره هم دائم در عذاب است که چرا یک مرد حسابی باقی نمانده تا بتواند در برابر دو متلک ساده از خودش دفاع بکند و من وقتی به او بد و بیراه میگویم چرا مثل احمقها لبخند میزند؟
زن هرچه جایگاه اجتماعی بالاتری داشته باشد، مدیر باشد، باتحصیلات باشد و... به همان میزان حلقهی مردانی که میپسندد تنگتر میشود. هرگز حرف زنان مبنی بر اینکه «چه نوع مردی را میپسندند» را گوش نکنید. برخی بازیکنان حرفهای و تئوریسینهای ردپیل عقیده دارند زنان دربارهی مردی که میپسندند دروغ میگویند، اما نظر من اینست که زنان همهی حقیقت را نمیگویند. وقتی زنی میگوید مرد لبخندزن را دوست دارد، مرد باوفا، مهربان، از خودگذشته و صمیمی را میپسندد دروغ نمیگوید، منظورش اینست که این ویژگیها را در مردی دوست دارد که به نظرش «جذاب» میاید. مرد بتایی که نمیتواند تنبان خود را بالا نگه دارد، هرچه میخواهد لبخند بزند، گل بخرد و از حقوق زنان دفاع بکند، باز هم زنی او را نمیپسندد. اما مردی که زن او را جذاب مییابد، یعنی مرد مستقل، خودرای، مغرور، باجذبه و خوشتیپ که دل هر زنی را به لرزه میاندازد، بهترین مرد دنیا میبود اگر گاهی لبخند میزد، به اندازه و به ارادهی خودش گل میخرید، گاهی هم در میان چشمهای خمار و نگاههای سنگین جملهای بکر و رمانتیک بر زبان میآورد.
#PUA_Sociology
@HedonMe
دوست گرامی از اول راه را اشتباه رفتهاید. دقت بکنید که زن هرچه جذبه، صلابت و غرور بیشتری داشته باشد، یعنی بیشتر محتاج مرد آلفاییست که از او باجذبهتر، باصلابتتر و مغرورتر باشد و آنچه که میخواهد را به او بدهد. زنان مایل به ارتباط رو به بالا هستند، پس قانون هایپرگمی را فراموش نکنید. ولی بدلیل «منطقی» بودن بتاهای نوکرصفت همواره عکس این ماجرا اتفاق میافتد: همه به موسموس کردن میفتند و آمادهی اطاعت از اوامر او میشوند، حتی جرئت نمیکنند به او نگ بزنند و عنتستهای او را هم با گردن کج و لبخندی احمقانه نظاره میکنند. زن بیچاره هم دائم در عذاب است که چرا یک مرد حسابی باقی نمانده تا بتواند در برابر دو متلک ساده از خودش دفاع بکند و من وقتی به او بد و بیراه میگویم چرا مثل احمقها لبخند میزند؟
زن هرچه جایگاه اجتماعی بالاتری داشته باشد، مدیر باشد، باتحصیلات باشد و... به همان میزان حلقهی مردانی که میپسندد تنگتر میشود. هرگز حرف زنان مبنی بر اینکه «چه نوع مردی را میپسندند» را گوش نکنید. برخی بازیکنان حرفهای و تئوریسینهای ردپیل عقیده دارند زنان دربارهی مردی که میپسندند دروغ میگویند، اما نظر من اینست که زنان همهی حقیقت را نمیگویند. وقتی زنی میگوید مرد لبخندزن را دوست دارد، مرد باوفا، مهربان، از خودگذشته و صمیمی را میپسندد دروغ نمیگوید، منظورش اینست که این ویژگیها را در مردی دوست دارد که به نظرش «جذاب» میاید. مرد بتایی که نمیتواند تنبان خود را بالا نگه دارد، هرچه میخواهد لبخند بزند، گل بخرد و از حقوق زنان دفاع بکند، باز هم زنی او را نمیپسندد. اما مردی که زن او را جذاب مییابد، یعنی مرد مستقل، خودرای، مغرور، باجذبه و خوشتیپ که دل هر زنی را به لرزه میاندازد، بهترین مرد دنیا میبود اگر گاهی لبخند میزد، به اندازه و به ارادهی خودش گل میخرید، گاهی هم در میان چشمهای خمار و نگاههای سنگین جملهای بکر و رمانتیک بر زبان میآورد.
#PUA_Sociology
@HedonMe
🔥16👍8💊3❤1
📬 پرسش: جناب فرح بخش توی فرانسه آکادمیا چطور بود؟ نظرتون بطور کلی دربارهی آکادمیا و مخصوصا در زمینهی پژوهش چیه؟ بنظرتون سیستم مناسب براش هست؟
🔖 پاسخ: اولین مشکل آکادمیای غربی اینست که کل محیط آن به شدت سلسلهمراتبی و سرکوبگر است. آن خاطرهی داوکینز دربارهی «تابوهای علمی» را شنیدهاید؟ در فرانسه دقیقا اینگونه بود. باندبازی در تمام رشتهها بیداد میکرد. و در کنار آن کُد نانوشتهای در تمام سیستم غربی وجود دارد تحت عنوان «نزاکت سیاسی» که طبق آن هیچکس حق ندارد کوچکترین تقابلی با اقلیتها، مهاجران، زنان و همجنسگرایان بکند. سیستم چاپ مقالات بسیار بدویست و معیارهای بیخودی در آن وجود دارد که از چاپ شدن نوشتههای محققان جوان جلوگیری میکند. وضعیت اقتصادی سیستمهای آموزش دولتی هم چندان جالب نیست و دانشمندان جوان نمیتوانند کار علمی حرفهای بکنند بدون آنکه پشتوانهی محکم مالی داشته باشند، که آنرا هم فقط دانشجویان نخبهی محلی دریافت میکنند. بعد از تحصیل هم کار پیدا کردن بسیار دشوار است، در فرانسه و کشورهای لاتین میخواهند از شما کار مجانی بکشند و به اسم انترنی سوارتان بشوند.
در آمریکا و کانادا هم کنترل مرکزی اندک است و دانشگاهها تقربیا از همهچیز مستقل هستند، اما باز هم کیفیت آموزشی در حد مستراح است. در فرانسه دانشگاهها دولتی هستند و کنترل مرکزی دقیقتر است، اما همانقدر استعدادسوزی رخ میدهد که در کشورهای دیگر. من گمان میکنم آموزش آنلاین بتواند یک آلترناتیو خوبی برای سیستم کنونی باشد. خود شرکتها میتوانند شما را بلافاصله پس از دبیرستان استخدام بکنند و بفرستند دورههای آموزشی تا فوقتخصص ببینید، چون اکنون هم نیروی کار متخصص و واقعا کاربلد وجود ندارد و آمریکا و فرانسه و... مهندس و دانشمند از هند و چین و روسیه میآورند. آن بیکارگان تحصیلکرده تنها مدرک دانشگاهی دارند اگرنه توان علمی و از آنهم شاید مهمتر توان عملیشان بسیار اندک است. این هفته یک اتفاق جالبی پیش آمد، زنی در آمریکا تحقیقی منتشر کرد که ده درصد دانشجویان دانشگاه کارولینای شمالی در خواندن روان از یک متن عادی مشکل دارند و توانایی روخوانی آنها در حد بچههای پنجم دبستان است! جواب سیستم چه بود؟ زیر پای او را کشیدند، پژوهش او را بیاعتبار لقب دادند و شغلش را تهدید کردند.
@HedonMe
🔖 پاسخ: اولین مشکل آکادمیای غربی اینست که کل محیط آن به شدت سلسلهمراتبی و سرکوبگر است. آن خاطرهی داوکینز دربارهی «تابوهای علمی» را شنیدهاید؟ در فرانسه دقیقا اینگونه بود. باندبازی در تمام رشتهها بیداد میکرد. و در کنار آن کُد نانوشتهای در تمام سیستم غربی وجود دارد تحت عنوان «نزاکت سیاسی» که طبق آن هیچکس حق ندارد کوچکترین تقابلی با اقلیتها، مهاجران، زنان و همجنسگرایان بکند. سیستم چاپ مقالات بسیار بدویست و معیارهای بیخودی در آن وجود دارد که از چاپ شدن نوشتههای محققان جوان جلوگیری میکند. وضعیت اقتصادی سیستمهای آموزش دولتی هم چندان جالب نیست و دانشمندان جوان نمیتوانند کار علمی حرفهای بکنند بدون آنکه پشتوانهی محکم مالی داشته باشند، که آنرا هم فقط دانشجویان نخبهی محلی دریافت میکنند. بعد از تحصیل هم کار پیدا کردن بسیار دشوار است، در فرانسه و کشورهای لاتین میخواهند از شما کار مجانی بکشند و به اسم انترنی سوارتان بشوند.
در آمریکا و کانادا هم کنترل مرکزی اندک است و دانشگاهها تقربیا از همهچیز مستقل هستند، اما باز هم کیفیت آموزشی در حد مستراح است. در فرانسه دانشگاهها دولتی هستند و کنترل مرکزی دقیقتر است، اما همانقدر استعدادسوزی رخ میدهد که در کشورهای دیگر. من گمان میکنم آموزش آنلاین بتواند یک آلترناتیو خوبی برای سیستم کنونی باشد. خود شرکتها میتوانند شما را بلافاصله پس از دبیرستان استخدام بکنند و بفرستند دورههای آموزشی تا فوقتخصص ببینید، چون اکنون هم نیروی کار متخصص و واقعا کاربلد وجود ندارد و آمریکا و فرانسه و... مهندس و دانشمند از هند و چین و روسیه میآورند. آن بیکارگان تحصیلکرده تنها مدرک دانشگاهی دارند اگرنه توان علمی و از آنهم شاید مهمتر توان عملیشان بسیار اندک است. این هفته یک اتفاق جالبی پیش آمد، زنی در آمریکا تحقیقی منتشر کرد که ده درصد دانشجویان دانشگاه کارولینای شمالی در خواندن روان از یک متن عادی مشکل دارند و توانایی روخوانی آنها در حد بچههای پنجم دبستان است! جواب سیستم چه بود؟ زیر پای او را کشیدند، پژوهش او را بیاعتبار لقب دادند و شغلش را تهدید کردند.
@HedonMe
🔥13👍7💔2💊2