📝تاثیر امامت امام در عبودیتشان
🔹از هارون بن فضل نقل شده که گفت: در همان روزی که حضرت جواد از دنیا رفتند، حضرت هادی را دیدم. حضرت هادی فرمود: انا لله و انا الیه راجعون، پدرم از دنیا رفت. به ایشان عرض شد چگونه فهمیدید که ایشان از دنیا رفتهاند؟ فرمود: خودم را چنان در محضر خداوند ذلیل و کوچک میبینم که قبلا این چنین نبودم.
🔸علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي الْفَضْلِ الشَّهْبَانِي عَنْ هَارُونَ بْنِ الْفَضْلِ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ فِي الْيَوْمِ الَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَقَالَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ مَضَى أَبُو جَعْفَرٍ ع فَقِيلَ لَهُ وَ كَيْفَ عَرَفْتَ قَالَ لِأَنَّهُ تَدَاخَلَنِي ذِلَّةٌ لِلَّهِ لَمْ أَكُنْ أَعْرِفُهَا.
🔗الكافي جلد1 صفحه381
@Hadith1398
🔹از هارون بن فضل نقل شده که گفت: در همان روزی که حضرت جواد از دنیا رفتند، حضرت هادی را دیدم. حضرت هادی فرمود: انا لله و انا الیه راجعون، پدرم از دنیا رفت. به ایشان عرض شد چگونه فهمیدید که ایشان از دنیا رفتهاند؟ فرمود: خودم را چنان در محضر خداوند ذلیل و کوچک میبینم که قبلا این چنین نبودم.
🔸علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي الْفَضْلِ الشَّهْبَانِي عَنْ هَارُونَ بْنِ الْفَضْلِ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ فِي الْيَوْمِ الَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَقَالَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ مَضَى أَبُو جَعْفَرٍ ع فَقِيلَ لَهُ وَ كَيْفَ عَرَفْتَ قَالَ لِأَنَّهُ تَدَاخَلَنِي ذِلَّةٌ لِلَّهِ لَمْ أَكُنْ أَعْرِفُهَا.
🔗الكافي جلد1 صفحه381
@Hadith1398
قیافه_شناس_ها_و_امام_جواد_علیه_السلام.pdf
245.1 KB
📝قیافه شناسها و امام جواد علیه السلام
🖌#محسن_سلیمانی طلبه مقطع خارج فقه و اصول
🔹در برخی از روایات، رنگ چهره حضرت جواد علیه السلام تیره عنوان شده و گفته شده که همین امر سبب بیان اتهاماتی به حضرت رضا علیه السلام و تشکیک در نسبت امام جواد علیه السلام با پدر بزرگوارشان شده که البته در نهایت این شک برای تشکیک کنندگان نیز طی ماجرای جالبی که حضرت جواد به قیافه شناسها عرضه شده، برطرف شده. ولی آیا این نقل تاریخی معتبر است و واقعا رنگ پوست حضرت، تیره بوده است؟ آیا رنگ پوست ایشان با سایر ائمه متفاوت بوده تا نسبت ایشان با پدر بزرگوارشان مورد تشکیک واقع شود؟
👈متن کامل را در فایل مطالعه کنید
@Hadith1398
🖌#محسن_سلیمانی طلبه مقطع خارج فقه و اصول
🔹در برخی از روایات، رنگ چهره حضرت جواد علیه السلام تیره عنوان شده و گفته شده که همین امر سبب بیان اتهاماتی به حضرت رضا علیه السلام و تشکیک در نسبت امام جواد علیه السلام با پدر بزرگوارشان شده که البته در نهایت این شک برای تشکیک کنندگان نیز طی ماجرای جالبی که حضرت جواد به قیافه شناسها عرضه شده، برطرف شده. ولی آیا این نقل تاریخی معتبر است و واقعا رنگ پوست حضرت، تیره بوده است؟ آیا رنگ پوست ایشان با سایر ائمه متفاوت بوده تا نسبت ایشان با پدر بزرگوارشان مورد تشکیک واقع شود؟
👈متن کامل را در فایل مطالعه کنید
@Hadith1398
📝دو توصیه حضرت عیسی به حواریون
🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: حواریون نزد حضرت عیسی آمدند و گفتند: ای معلم نیکی، ما را راهنمایی کن. حضرت عیسی به آنها فرمود: کلیم الله موسی به شما امر کرد که به نام خداوند قسم دروغ نخورید و من شما را امر میکنم که به نام خدا نه قسم دروغ و نه قسم راست بخورید.
حواریون گفتند: بیشتر به علم ما اضافه کن. حضرت عیسی فرمود: پیامبر خدا موسی به شما امر کرد که زنا نکنید و من به شما امر میکنم که فکر زنا هم نکنید تا چه رسد به اینکه زنا کنید. چرا که کسی که نزد خودش فکر زنا کند، مانند کسی است که در خانهای پر زینت، آتش روشن کند؛ دود آن آتش آن زیباییها را از بین میبرد هر چند که آن خانه آتش نگیرد.
🔸علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ الْكُوفِيِّ جَمِيعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: اجْتَمَعَ الْحَوَارِيُّونَ إِلَى عِيسَى ع فَقَالُوا لَهُ يَا مُعَلِّمَ الْخَيْرِ أَرْشِدْنَا فَقَالَ لَهُمْ إِنَّ مُوسَى كَلِيمَ اللَّهِ ع أَمَرَكُمْ أَنْ لَا تَحْلِفُوا بِاللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَاذِبِينَ وَ أَنَا آمُرُكُمْ أَنْ لَا تَحْلِفُوا بِاللَّهِ كَاذِبِينَ وَ لَا صَادِقِينَ قَالُوا يَا رُوحَ اللَّهِ زِدْنَا فَقَالَ إِنَّ مُوسَى نَبِيَّ اللَّهِ ع أَمَرَكُمْ أَنْ لَا تَزْنُوا وَ أَنَا آمُرُكُمْ أَنْ لَا تُحَدِّثُوا أَنْفُسَكُمْ بِالزِّنَا فَضْلًا عَنْ أَنْ تَزْنُوا فَإِنَّ مَنْ حَدَّثَ نَفْسَهُ بِالزِّنَا كَانَ كَمَنْ أَوْقَدَ فِي بَيْتٍ مُزَوَّقٍ فَأَفْسَدَ التَّزَاوِيقَ الدُّخَانُ وَ إِنْ لَمْ يَحْتَرِقِ الْبَيْتُ.
🔗کافی جلد5 صفحه542
@Hadith1398
🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: حواریون نزد حضرت عیسی آمدند و گفتند: ای معلم نیکی، ما را راهنمایی کن. حضرت عیسی به آنها فرمود: کلیم الله موسی به شما امر کرد که به نام خداوند قسم دروغ نخورید و من شما را امر میکنم که به نام خدا نه قسم دروغ و نه قسم راست بخورید.
حواریون گفتند: بیشتر به علم ما اضافه کن. حضرت عیسی فرمود: پیامبر خدا موسی به شما امر کرد که زنا نکنید و من به شما امر میکنم که فکر زنا هم نکنید تا چه رسد به اینکه زنا کنید. چرا که کسی که نزد خودش فکر زنا کند، مانند کسی است که در خانهای پر زینت، آتش روشن کند؛ دود آن آتش آن زیباییها را از بین میبرد هر چند که آن خانه آتش نگیرد.
🔸علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ الْكُوفِيِّ جَمِيعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: اجْتَمَعَ الْحَوَارِيُّونَ إِلَى عِيسَى ع فَقَالُوا لَهُ يَا مُعَلِّمَ الْخَيْرِ أَرْشِدْنَا فَقَالَ لَهُمْ إِنَّ مُوسَى كَلِيمَ اللَّهِ ع أَمَرَكُمْ أَنْ لَا تَحْلِفُوا بِاللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَاذِبِينَ وَ أَنَا آمُرُكُمْ أَنْ لَا تَحْلِفُوا بِاللَّهِ كَاذِبِينَ وَ لَا صَادِقِينَ قَالُوا يَا رُوحَ اللَّهِ زِدْنَا فَقَالَ إِنَّ مُوسَى نَبِيَّ اللَّهِ ع أَمَرَكُمْ أَنْ لَا تَزْنُوا وَ أَنَا آمُرُكُمْ أَنْ لَا تُحَدِّثُوا أَنْفُسَكُمْ بِالزِّنَا فَضْلًا عَنْ أَنْ تَزْنُوا فَإِنَّ مَنْ حَدَّثَ نَفْسَهُ بِالزِّنَا كَانَ كَمَنْ أَوْقَدَ فِي بَيْتٍ مُزَوَّقٍ فَأَفْسَدَ التَّزَاوِيقَ الدُّخَانُ وَ إِنْ لَمْ يَحْتَرِقِ الْبَيْتُ.
🔗کافی جلد5 صفحه542
@Hadith1398
📝مذمت ترک ازدواج به دلیل ترس از نیازمند شدن
🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که پیامبر فرمودند: کسی که ازدواج را به دلیل ترس از نیازمند شدن ترک کند، قطعا به خداوند سوء ظن پیدا کرده؛ چرا که خداوند میفرماید: "اگر فقیر باشند خداوند آنها از از فضلش بی نیاز میکند..." (سوره نور آیه32)
🔸وَ- عَنْهُ عَنِ الْجَامُورَانِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يُوسُفَ التَّمِيمِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ تَرَكَ التَّزْوِيجَ مَخَافَةَ الْعَيْلَةِ فَقَدْ أَسَاءَ ظَنَّهُ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ- إِنْ يَكُونُوا فُقَرٰاءَ يُغْنِهِمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ.
🔗كافي جلد5 صفحه331
@Hadith1398
🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که پیامبر فرمودند: کسی که ازدواج را به دلیل ترس از نیازمند شدن ترک کند، قطعا به خداوند سوء ظن پیدا کرده؛ چرا که خداوند میفرماید: "اگر فقیر باشند خداوند آنها از از فضلش بی نیاز میکند..." (سوره نور آیه32)
🔸وَ- عَنْهُ عَنِ الْجَامُورَانِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يُوسُفَ التَّمِيمِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ تَرَكَ التَّزْوِيجَ مَخَافَةَ الْعَيْلَةِ فَقَدْ أَسَاءَ ظَنَّهُ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ- إِنْ يَكُونُوا فُقَرٰاءَ يُغْنِهِمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ.
🔗كافي جلد5 صفحه331
@Hadith1398
📝احادیثی پیرامون اکرام کردن زنان و خدمت به همسر
🔹قال رسول الله: خیرکم خیرکم لاهله و انا خیرکم لاهلی
💬بهترین شما کسی است که برای خانواده خود بهترین باشد و من از همه شما نسبت به خانواده ام بهترم.
🔗کتاب من لا یحضره الفقیه، ج3، ص555
🔸روي عن ابن فضال عن يونس بن يعقوب عمن سمع أبا عبد الله ع يقول أكثر الخير في النساء
💬از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: بیشترین خیر در زنان است.
🔗کتاب من لا یحضره الفقیه ج3 ص385
🔹و قال (صلی الله علیه و آله): انی اتعجب ممن یضرب امراته و هو بالضرب منها اولی
از پیامبر نقل شده که فرمودند: من از کسی که همسر خود را کتک میزند در شگفتم و حال این او به کتک خوردن سزاوارتر است.
🔗جامع الاخبار ص158
🔸علي بن إبراهيم عن أبيه عن النوفلي عن السكوني عن أبي عبد الله عن آبائه ع قال قال رسول الله ص المؤمن يأكل بشهوة أهله و المنافق يأكل أهله بشهوته.
💬از پیامبر نقل شده که فرمودند: مرد با ایمان مطابق میل خانواده خویش غذا میخورد و انسان منافق خانوادهاش بر طبق میل او غذا میخورند.
🔗کافی ج4 ص12
🔹عدة من أصحابنا عن سهل بن زياد و أحمد بن محمد جميعا عن الحسن بن محبوب عن مالك بن عطية عن أبي حمزة الثمالي عن علي بن الحسين ع قال: أرضاكم عند الله أسبغكم على عياله
💬از حضرت سجاد علیه السلام نقل شده که فرمودند: پسندیده ترین شما نزد خداوند کسی است که بیش از همه در رفاه خانوادهاش کوشا باشد.
🔗کافی ج4 ص11
🔸و عنه عن علي بن محمد القاساني عن أبي أيوب سليمان بن مقبل المدائني عن سليمان بن جعفر الجعفري عن أبي الحسن الرضا ع قال قال رسول الله ص إن الله تبارك و تعالى على الإناث أرأف منه على الذكور و ما من رجل يدخل فرحة على امرأة بينه و بينها حرمة إلا فرحه الله تعالى يوم القيامة.
💬از حضرت رضا علیه السلام نقل شده که فرمودند: بی گمان خداوند تبارک و تعالی، بر زنان رئوف تر و مهربان تر است تا مردان و هیچ مردی باعث خوشحالی همسرش نمیشود مگر آنکه خداوند او را در روز قیامت خوشحال میکند.
🔗کافی ج6 ص6
🔹أخبرنا عبد الله أخبرنا محمد حدثني موسى قال حدثنا أبي عن أبيه عن جده جعفر بن محمد عن أبيه عن جده علي بن الحسين عن أبيه عن علي ع قال قال رسول الله ص كلما ازداد العبد إيمانا ازداد حبا للنساء.
💬از پیامبر نقل شده که فرمودند: هر چه ایمان بنده خدا زیادتر شود، محبت او به همسرش بیشتر میشود.
🔗الجعفریات ص90
🔸عن علي ع قال: دخل علينا رسول الله ص و فاطمة جالسة عند القِدر و أنا أنقي العدس قال يا أبا الحسن قلت لبيك يا رسول الله قال اسمع مني و ما أقول إلا من أمر ربي…من كان في خدمة العيال في البيت و لم يأنف كتب الله تعالى اسمه في ديوان الشهداء و كتب الله له بكل يوم و ليلة ثواب ألف شهيد و كتب له بكل قدم ثواب حجة و عمرة و أعطاه الله تعالى بكل عرق في جسده مدينة في الجنة...یا علی! لا یخدم العیال الا صدیق او شهید او رجل یرید الله به خیر الدنیا و الاخرة
💬از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمودند: پیامبر وارد منزل ما شد در حالی که فاطمه کنار دیگ غذا نشسته بود و من عدس پاک میکردم. پیامبر فرمود: ای ابالحسن و من گفتم لبیک ای رسول خدا، پیامبر فرمود: سخنی از من بشنو و این را جز از سوی پروردگارم نمیگویم...کسی که در خدمت خانوادهاش باشد و به او برنخورد، خدا نام او را در دیوان شهداء مینویسد و ثواب هزار شهید به او میدهد و دربرابر هر قدمی که برای خدمت خانوادهاش بر میدارد ثواب حج و عمره به او عطا میدهد و به هر رگی که در بدن دارد، یک شهر در بهشت به او عطا میکند...ای علی! هیچ مردی به خانواده خود خدمت نمیکند مگر آنکه صدیق باشد یا شهید و یا کسی که خداوند خیر دنیا و آخرت را برای او اراده کرده است.
🔗جامع الاخبار ص102
@Hadith1398
🔹قال رسول الله: خیرکم خیرکم لاهله و انا خیرکم لاهلی
💬بهترین شما کسی است که برای خانواده خود بهترین باشد و من از همه شما نسبت به خانواده ام بهترم.
🔗کتاب من لا یحضره الفقیه، ج3، ص555
🔸روي عن ابن فضال عن يونس بن يعقوب عمن سمع أبا عبد الله ع يقول أكثر الخير في النساء
💬از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: بیشترین خیر در زنان است.
🔗کتاب من لا یحضره الفقیه ج3 ص385
🔹و قال (صلی الله علیه و آله): انی اتعجب ممن یضرب امراته و هو بالضرب منها اولی
از پیامبر نقل شده که فرمودند: من از کسی که همسر خود را کتک میزند در شگفتم و حال این او به کتک خوردن سزاوارتر است.
🔗جامع الاخبار ص158
🔸علي بن إبراهيم عن أبيه عن النوفلي عن السكوني عن أبي عبد الله عن آبائه ع قال قال رسول الله ص المؤمن يأكل بشهوة أهله و المنافق يأكل أهله بشهوته.
💬از پیامبر نقل شده که فرمودند: مرد با ایمان مطابق میل خانواده خویش غذا میخورد و انسان منافق خانوادهاش بر طبق میل او غذا میخورند.
🔗کافی ج4 ص12
🔹عدة من أصحابنا عن سهل بن زياد و أحمد بن محمد جميعا عن الحسن بن محبوب عن مالك بن عطية عن أبي حمزة الثمالي عن علي بن الحسين ع قال: أرضاكم عند الله أسبغكم على عياله
💬از حضرت سجاد علیه السلام نقل شده که فرمودند: پسندیده ترین شما نزد خداوند کسی است که بیش از همه در رفاه خانوادهاش کوشا باشد.
🔗کافی ج4 ص11
🔸و عنه عن علي بن محمد القاساني عن أبي أيوب سليمان بن مقبل المدائني عن سليمان بن جعفر الجعفري عن أبي الحسن الرضا ع قال قال رسول الله ص إن الله تبارك و تعالى على الإناث أرأف منه على الذكور و ما من رجل يدخل فرحة على امرأة بينه و بينها حرمة إلا فرحه الله تعالى يوم القيامة.
💬از حضرت رضا علیه السلام نقل شده که فرمودند: بی گمان خداوند تبارک و تعالی، بر زنان رئوف تر و مهربان تر است تا مردان و هیچ مردی باعث خوشحالی همسرش نمیشود مگر آنکه خداوند او را در روز قیامت خوشحال میکند.
🔗کافی ج6 ص6
🔹أخبرنا عبد الله أخبرنا محمد حدثني موسى قال حدثنا أبي عن أبيه عن جده جعفر بن محمد عن أبيه عن جده علي بن الحسين عن أبيه عن علي ع قال قال رسول الله ص كلما ازداد العبد إيمانا ازداد حبا للنساء.
💬از پیامبر نقل شده که فرمودند: هر چه ایمان بنده خدا زیادتر شود، محبت او به همسرش بیشتر میشود.
🔗الجعفریات ص90
🔸عن علي ع قال: دخل علينا رسول الله ص و فاطمة جالسة عند القِدر و أنا أنقي العدس قال يا أبا الحسن قلت لبيك يا رسول الله قال اسمع مني و ما أقول إلا من أمر ربي…من كان في خدمة العيال في البيت و لم يأنف كتب الله تعالى اسمه في ديوان الشهداء و كتب الله له بكل يوم و ليلة ثواب ألف شهيد و كتب له بكل قدم ثواب حجة و عمرة و أعطاه الله تعالى بكل عرق في جسده مدينة في الجنة...یا علی! لا یخدم العیال الا صدیق او شهید او رجل یرید الله به خیر الدنیا و الاخرة
💬از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمودند: پیامبر وارد منزل ما شد در حالی که فاطمه کنار دیگ غذا نشسته بود و من عدس پاک میکردم. پیامبر فرمود: ای ابالحسن و من گفتم لبیک ای رسول خدا، پیامبر فرمود: سخنی از من بشنو و این را جز از سوی پروردگارم نمیگویم...کسی که در خدمت خانوادهاش باشد و به او برنخورد، خدا نام او را در دیوان شهداء مینویسد و ثواب هزار شهید به او میدهد و دربرابر هر قدمی که برای خدمت خانوادهاش بر میدارد ثواب حج و عمره به او عطا میدهد و به هر رگی که در بدن دارد، یک شهر در بهشت به او عطا میکند...ای علی! هیچ مردی به خانواده خود خدمت نمیکند مگر آنکه صدیق باشد یا شهید و یا کسی که خداوند خیر دنیا و آخرت را برای او اراده کرده است.
🔗جامع الاخبار ص102
@Hadith1398
📝 امام باقر علیهالسلام و مجاهدت در راه کسب حلال
🔹شیخ مفید در کتاب ارشاد از محمد بن منکدر نقل می کنند که وی گفت: ندیده بودم که کسی مثل جناب علی بن الحسین جانشینی در حد بزرگی و فضیلت خود به جا گذاشته باشد تا اینکه پسرش محمد بن علی را دیدم و خواستم او را موعظه کنم که او من را موعظه نمود.
یارانش از او پرسیدند: به چه چیزی تو را موعظه نمود؟
او پاسخ داد: در ساعت گرمی هوا از مدینه به سمت برخی نواحی اطراف خارج شدم که محمد بن علی را دیدم. او مردی سنگین وزن بود و به دو غلام سیاه خود تکیه داده بود. با خود گفتم که بزرگی از بزرگان قریش! در این ساعت و با این وضعیت در حال طلب دنیاست. نزد خدا شهادت دادم که حتما او را موعظه میکنم.
به او نزدیک شدم، سلام کردم و او در حالی که نفس نفس میزد و عرق میریخت، جواب سلام داد.
به او گفتم: خداوند کار تو را اصلاح کند، بزرگی از بزرگان قریش در این ساعت و با چنین وضعیتی در طلب دنیاست! اگر مرگ تو برسد و تو در این حال باشی چه؟!
او دست خود را از دو غلامش برداشت و تکیه داد و گفت: به خدا قسم اگر مرگ من برسد و در این حال باشم، در عبادت خداوند از دنیا رفتهام. با این عبادت خود را بینیاز از تو و مردم میکنم. فقط وقتی از مرگ میترسم که زمانی به سراغ من بیاید که در حال ارتکاب معصیت خداوند باشم.
به او گفتم: خداوند شما را مورد مرحمت قرار دهد، خواستم شما را موعظه نمایم ولی شما من را موعظه کردید.
🔸 إنَّ مُحَمَّدَ بْنَ الْمُنْكَدِرِ كَانَ يَقُولُ مَا كُنْتُ أَرَى أَنَّ مَثَلَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع يَدَعُ خَلَفاً لِفَضْلِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ حَتَّى رَأَيْتُ ابْنَهُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِظَهُ فَوَعَظَنِي فَقَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ بِأَيِّ شَيْءٍ وَعَظَكَ قَالَ خَرَجْتُ إِلَى بَعْضِ نَوَاحِي الْمَدِينَةِ فِي سَاعَةٍ حَارَّةٍ فَلَقِيتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ وَ كَانَ رَجُلًا بَدِيناً وَ هُوَ مُتَّكِئٌ عَلَى غُلَامَيْنِ لَهُ أَسْوَدَيْنِ أَوْ مَوْلَيَيْنِ لَهُ فَقُلْتُ فِي نَفْسِي شَيْخٌ مِنْ شُيُوخِ قُرَيْشٍ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ عَلَى
هَذِهِ الْحَالِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا أَشْهَدُ لَأَعِظَنَّهُ فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَسَلَّمَ عَلَيَّ بِبُهْرٍ وَ قَدْ تَصَبَّبَ عَرَقاً فَقُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ شَيْخٌ مِنْ أَشْيَاخِ قُرَيْشٍ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ عَلَى مِثْلِ هَذِهِ الْحَالِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا لَوْ جَاءَكَ الْمَوْتُ وَ أَنْتَ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ قَالَ فَخَلَّى عَنِ الْغُلَامَيْنِ مِنْ يَدِهِ ثُمَّ تَسَانَدَ وَ قَالَ لَوْ جَاءَنِي وَ اللَّهِ الْمَوْتُ وَ أَنَا فِي هَذِهِ الْحَالِ جَاءَنِي وَ أَنَا فِي طَاعَةٍ مِنْ طَاعَاتِ اللَّهِ أَكُفُّ بِهَا نَفْسِي عَنْكَ وَ عَنِ النَّاسِ وَ إِنَّمَا كُنْتُ أَخَافُ الْمَوْتَ لَوْ جَاءَنِي وَ أَنَا عَلَى مَعْصِيَةٍ مِنْ مَعَاصِي اللَّهِ فَقُلْتُ يَرْحَمُكَ اللَّهُ أَرَدْتُ أَنْ أَعِظَكَ فَوَعَظْتَنِي
🔗 الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج2، ص: 162
@Hadith1398
🔹شیخ مفید در کتاب ارشاد از محمد بن منکدر نقل می کنند که وی گفت: ندیده بودم که کسی مثل جناب علی بن الحسین جانشینی در حد بزرگی و فضیلت خود به جا گذاشته باشد تا اینکه پسرش محمد بن علی را دیدم و خواستم او را موعظه کنم که او من را موعظه نمود.
یارانش از او پرسیدند: به چه چیزی تو را موعظه نمود؟
او پاسخ داد: در ساعت گرمی هوا از مدینه به سمت برخی نواحی اطراف خارج شدم که محمد بن علی را دیدم. او مردی سنگین وزن بود و به دو غلام سیاه خود تکیه داده بود. با خود گفتم که بزرگی از بزرگان قریش! در این ساعت و با این وضعیت در حال طلب دنیاست. نزد خدا شهادت دادم که حتما او را موعظه میکنم.
به او نزدیک شدم، سلام کردم و او در حالی که نفس نفس میزد و عرق میریخت، جواب سلام داد.
به او گفتم: خداوند کار تو را اصلاح کند، بزرگی از بزرگان قریش در این ساعت و با چنین وضعیتی در طلب دنیاست! اگر مرگ تو برسد و تو در این حال باشی چه؟!
او دست خود را از دو غلامش برداشت و تکیه داد و گفت: به خدا قسم اگر مرگ من برسد و در این حال باشم، در عبادت خداوند از دنیا رفتهام. با این عبادت خود را بینیاز از تو و مردم میکنم. فقط وقتی از مرگ میترسم که زمانی به سراغ من بیاید که در حال ارتکاب معصیت خداوند باشم.
به او گفتم: خداوند شما را مورد مرحمت قرار دهد، خواستم شما را موعظه نمایم ولی شما من را موعظه کردید.
🔸 إنَّ مُحَمَّدَ بْنَ الْمُنْكَدِرِ كَانَ يَقُولُ مَا كُنْتُ أَرَى أَنَّ مَثَلَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع يَدَعُ خَلَفاً لِفَضْلِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ حَتَّى رَأَيْتُ ابْنَهُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِظَهُ فَوَعَظَنِي فَقَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ بِأَيِّ شَيْءٍ وَعَظَكَ قَالَ خَرَجْتُ إِلَى بَعْضِ نَوَاحِي الْمَدِينَةِ فِي سَاعَةٍ حَارَّةٍ فَلَقِيتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ وَ كَانَ رَجُلًا بَدِيناً وَ هُوَ مُتَّكِئٌ عَلَى غُلَامَيْنِ لَهُ أَسْوَدَيْنِ أَوْ مَوْلَيَيْنِ لَهُ فَقُلْتُ فِي نَفْسِي شَيْخٌ مِنْ شُيُوخِ قُرَيْشٍ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ عَلَى
هَذِهِ الْحَالِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا أَشْهَدُ لَأَعِظَنَّهُ فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَسَلَّمَ عَلَيَّ بِبُهْرٍ وَ قَدْ تَصَبَّبَ عَرَقاً فَقُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ شَيْخٌ مِنْ أَشْيَاخِ قُرَيْشٍ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ عَلَى مِثْلِ هَذِهِ الْحَالِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا لَوْ جَاءَكَ الْمَوْتُ وَ أَنْتَ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ قَالَ فَخَلَّى عَنِ الْغُلَامَيْنِ مِنْ يَدِهِ ثُمَّ تَسَانَدَ وَ قَالَ لَوْ جَاءَنِي وَ اللَّهِ الْمَوْتُ وَ أَنَا فِي هَذِهِ الْحَالِ جَاءَنِي وَ أَنَا فِي طَاعَةٍ مِنْ طَاعَاتِ اللَّهِ أَكُفُّ بِهَا نَفْسِي عَنْكَ وَ عَنِ النَّاسِ وَ إِنَّمَا كُنْتُ أَخَافُ الْمَوْتَ لَوْ جَاءَنِي وَ أَنَا عَلَى مَعْصِيَةٍ مِنْ مَعَاصِي اللَّهِ فَقُلْتُ يَرْحَمُكَ اللَّهُ أَرَدْتُ أَنْ أَعِظَكَ فَوَعَظْتَنِي
🔗 الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج2، ص: 162
@Hadith1398
📝آیا عبارت "الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم" روایت است؟
🔹از عبارتهای مشهوری که در کتب بسیاری از عالمان شیعه و سنی نوشته شده، عبارتِ "الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم" است که مطابق آن حکومت یک حاکم با کفر وی باقی میماند اما با ظلم و ستم وی به مردم باقی نمیماند. اما این روایت به این شکل در هیچ یک از منابع شیعه وجود ندارد. با این حال برخی مانند مرحوم نایینی در کتاب تنبیه الامة و تنزیه الملة صفحه165 این عبارت را "نص مُجرّب" توصیف کردهاند. مرحوم علامه سید محمد حسین طهرانی پس از بیان توضیحاتی درباره فحص زیادی که درباره منبع این روایت کردهاند، مینویسند:
💬"...أمّا چون به خود بحار الانوار مجلسىّ (جلد72 صفحه331) مراجعه شد، ملاحظه شد كه: اين عبارت را در خاتمه بيان خود ضمن شرح روايتى آورده است.روايت اين است: قَالَ:إنَّ اللَهَ عَزّ وَ جَلَّ أَوْحَى إلَى نَبِىٍّ مِنْ أَنْبِيَآئِهِ فِى مَمْلَكَةِ جَبَّارٍ مِنَ الْجَبَّارِينَ: أَنِ ائْتِ هَذَا الْجَبَّارَ فَقُلْ لَهُ: إنِّى لَمْ أَسْتَعْمِلْكَ عَلَى سَفْكِ الدِّمَآء وَ اتِّخَاذِ الامْوَالِ، وَ إنَّمَا اسْتَعْمَلْتُكَ لِتَكُفَّ عَنِّى أَصْوَاتَ الْمَظْلُومِينَ؛ فَإنِّى لَنْ أَدَعَ ظُلَامَتَهُمْ وَ إنْ كَانوُا كُفَّارًا. [ترجمه روایت: خداوند عزوجل به يكى از پيامبران خود كه در سرزمین یکی از گردنكشان بود، وحى نمود كه نزد آن جبار رفته و به او بگو: تو را حاكم بر مردم نکردم تا خونريزى كرده و اموال مردم را بگيرى. به تو حكومت دادم تا نگذاری صداى مظلومان به من برسد. بدون شك هیچ گاه شکایتشان را رها نمیکنم، حتی اگر كافر به من باشند.] و شرحش اينست: بَيانٌ: الظُّلامَةُ بِالضَّمِّ ما تَطْلُبُهُ عِنْدَ الظّالِمِ...وَ قَوْلُهُ: فَإنِّى لَنْ أَدَعَ ظُلامَتَهُمْ، تَهْديدٌ لِلْجَبّارِ بِزَوالِ مُلْكِهِ؛ فَإنَّ الْمُلْكَ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ." [ترجمه شرح علامه مجلسی: ظلامة آن شکایتی است که نزد ظالم طلب میکنی و عبارت "لن ادع ظلامتهم" تهدیدی از سوی خداوند برای نابودی مُلک ظالم است چرا که مُلک با کفر باقی میماند اما با ظلم باقی نمیماند.]
💬"از اينجا چه بسا به ذهن خطور مىكرد كه شايد اين عبارت، عبارت خود مجلسى است كه در مقام استدلال و برهان بر گفتار خودش إنشاء نموده است و ليكن با پى گيرى و فحص بيشترى كه توسّط بعضى از أحبّه و أعزّه دوستان انجام گرفت معلوم شد در كتاب «نصيحۀ الملوك» غزّالىّ، باب أوّل (كه در عدل و سياست و سيرت ملوك و ذكر پادشاهان پيشين و تاريخ هر يكى از آنهاست) ص 82 از طبع چهارم كه به تصحيح استاد علّامه جلال الدّين همائى صورت پذيرفته است، وجود دارد. عبارت غزّالى چنين است: و سلطان به حقيقت آنست كه عدل كند در ميان بندگان او، و جور و فساد نكند كه سلطان جائر شوم بُوَد و بقاء نبُودَش؛ زيرا كه پيامبر صلّى الله عليه گفت:الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ."
💬"بعد از اطّلاع يافتن بر وجود روايت در كتاب «نصيحۀ الملوك» با فحص مجدّدى كه به عمل آمد، اين روايت در كتاب «مرصاد العباد» رازى، طبع بنگاه ترجمه و نشر كتاب، سنه 1352، باب چهارم، فصل دوّم، ص 436 بدست آمد. روايت در تعليقهاى است كه ذيل اين عبارت از متن «خواجه عليه السّلام چنين فرمود كه: الْعَدْلُ وَ الْمُلْكُ تَوْأَمَانِ.» آمده و چنين است: جاى ديگر فرمود:الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْم. و همچنين در باب پنجم، فصل سيّم، ص 466 (كه در بيان سلوك وزراء و أصحاب قلم و نوّاب است) مىگويد: و خواجه عليه السّلام از اينجا فرمود:الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ."
💬"از كساني كه تصوّر نمودهاند اين روايت از إنشائات علّامه مجلسى است، شيخ محمّد جواد مغنيه قدّس الله سرّه مىباشد كه در كتاب «الشّيعة فى الميزان» طبع أوّل دار التّعاريف للمطبوعات بيروت، ص 399 در تحت عنوان: نَحْنُ أعْدآءُ الظُّلْم، چنين گويد:الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ. نَطَقَ بِهَذِهِ الْحِكْمَةِ الْعلّامَةُ الْمَجْلِسِىُّ فى كِتابِهِ «بحارُ الانوارِ» وَ هُوَ أحَدُ أَئِمَّةِ الدِّينِ الإسلامىّ.آنگاه براى إثبات اين قانون، يعنى بقاء مُلك و حكومت با كفر و عدم بقاء آن با ظلم، از شواهد تاريخ استفاده نموده است؛ و ملك فاروق را شاهد آورده است كه در عين آنكه مسلمان بود، و پدر و مادرش مسلمان بودند، و از تبار ملوك و امراء بودند، در مساجد براى نماز حضور مىيافت؛ و در ماه مبارك رمضان براى روزه داران سفرههاى إفطاريّه مىگسترد، و آيات قرآن را استماع مىنمود؛ مع ذلك چون حكومتش بر أساس وثوق و إتّكاء به ملّت نبود، از هم پاشيد؛ و اينك أثرى از آن باقى نيست."
🔗با تلخیص از پاورقی کتاب ولایت فقیه در حکومت اسلام جلد2 صفحه210
@Hadith1398
🔹از عبارتهای مشهوری که در کتب بسیاری از عالمان شیعه و سنی نوشته شده، عبارتِ "الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم" است که مطابق آن حکومت یک حاکم با کفر وی باقی میماند اما با ظلم و ستم وی به مردم باقی نمیماند. اما این روایت به این شکل در هیچ یک از منابع شیعه وجود ندارد. با این حال برخی مانند مرحوم نایینی در کتاب تنبیه الامة و تنزیه الملة صفحه165 این عبارت را "نص مُجرّب" توصیف کردهاند. مرحوم علامه سید محمد حسین طهرانی پس از بیان توضیحاتی درباره فحص زیادی که درباره منبع این روایت کردهاند، مینویسند:
💬"...أمّا چون به خود بحار الانوار مجلسىّ (جلد72 صفحه331) مراجعه شد، ملاحظه شد كه: اين عبارت را در خاتمه بيان خود ضمن شرح روايتى آورده است.روايت اين است: قَالَ:إنَّ اللَهَ عَزّ وَ جَلَّ أَوْحَى إلَى نَبِىٍّ مِنْ أَنْبِيَآئِهِ فِى مَمْلَكَةِ جَبَّارٍ مِنَ الْجَبَّارِينَ: أَنِ ائْتِ هَذَا الْجَبَّارَ فَقُلْ لَهُ: إنِّى لَمْ أَسْتَعْمِلْكَ عَلَى سَفْكِ الدِّمَآء وَ اتِّخَاذِ الامْوَالِ، وَ إنَّمَا اسْتَعْمَلْتُكَ لِتَكُفَّ عَنِّى أَصْوَاتَ الْمَظْلُومِينَ؛ فَإنِّى لَنْ أَدَعَ ظُلَامَتَهُمْ وَ إنْ كَانوُا كُفَّارًا. [ترجمه روایت: خداوند عزوجل به يكى از پيامبران خود كه در سرزمین یکی از گردنكشان بود، وحى نمود كه نزد آن جبار رفته و به او بگو: تو را حاكم بر مردم نکردم تا خونريزى كرده و اموال مردم را بگيرى. به تو حكومت دادم تا نگذاری صداى مظلومان به من برسد. بدون شك هیچ گاه شکایتشان را رها نمیکنم، حتی اگر كافر به من باشند.] و شرحش اينست: بَيانٌ: الظُّلامَةُ بِالضَّمِّ ما تَطْلُبُهُ عِنْدَ الظّالِمِ...وَ قَوْلُهُ: فَإنِّى لَنْ أَدَعَ ظُلامَتَهُمْ، تَهْديدٌ لِلْجَبّارِ بِزَوالِ مُلْكِهِ؛ فَإنَّ الْمُلْكَ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ." [ترجمه شرح علامه مجلسی: ظلامة آن شکایتی است که نزد ظالم طلب میکنی و عبارت "لن ادع ظلامتهم" تهدیدی از سوی خداوند برای نابودی مُلک ظالم است چرا که مُلک با کفر باقی میماند اما با ظلم باقی نمیماند.]
💬"از اينجا چه بسا به ذهن خطور مىكرد كه شايد اين عبارت، عبارت خود مجلسى است كه در مقام استدلال و برهان بر گفتار خودش إنشاء نموده است و ليكن با پى گيرى و فحص بيشترى كه توسّط بعضى از أحبّه و أعزّه دوستان انجام گرفت معلوم شد در كتاب «نصيحۀ الملوك» غزّالىّ، باب أوّل (كه در عدل و سياست و سيرت ملوك و ذكر پادشاهان پيشين و تاريخ هر يكى از آنهاست) ص 82 از طبع چهارم كه به تصحيح استاد علّامه جلال الدّين همائى صورت پذيرفته است، وجود دارد. عبارت غزّالى چنين است: و سلطان به حقيقت آنست كه عدل كند در ميان بندگان او، و جور و فساد نكند كه سلطان جائر شوم بُوَد و بقاء نبُودَش؛ زيرا كه پيامبر صلّى الله عليه گفت:الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ."
💬"بعد از اطّلاع يافتن بر وجود روايت در كتاب «نصيحۀ الملوك» با فحص مجدّدى كه به عمل آمد، اين روايت در كتاب «مرصاد العباد» رازى، طبع بنگاه ترجمه و نشر كتاب، سنه 1352، باب چهارم، فصل دوّم، ص 436 بدست آمد. روايت در تعليقهاى است كه ذيل اين عبارت از متن «خواجه عليه السّلام چنين فرمود كه: الْعَدْلُ وَ الْمُلْكُ تَوْأَمَانِ.» آمده و چنين است: جاى ديگر فرمود:الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْم. و همچنين در باب پنجم، فصل سيّم، ص 466 (كه در بيان سلوك وزراء و أصحاب قلم و نوّاب است) مىگويد: و خواجه عليه السّلام از اينجا فرمود:الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ."
💬"از كساني كه تصوّر نمودهاند اين روايت از إنشائات علّامه مجلسى است، شيخ محمّد جواد مغنيه قدّس الله سرّه مىباشد كه در كتاب «الشّيعة فى الميزان» طبع أوّل دار التّعاريف للمطبوعات بيروت، ص 399 در تحت عنوان: نَحْنُ أعْدآءُ الظُّلْم، چنين گويد:الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ. نَطَقَ بِهَذِهِ الْحِكْمَةِ الْعلّامَةُ الْمَجْلِسِىُّ فى كِتابِهِ «بحارُ الانوارِ» وَ هُوَ أحَدُ أَئِمَّةِ الدِّينِ الإسلامىّ.آنگاه براى إثبات اين قانون، يعنى بقاء مُلك و حكومت با كفر و عدم بقاء آن با ظلم، از شواهد تاريخ استفاده نموده است؛ و ملك فاروق را شاهد آورده است كه در عين آنكه مسلمان بود، و پدر و مادرش مسلمان بودند، و از تبار ملوك و امراء بودند، در مساجد براى نماز حضور مىيافت؛ و در ماه مبارك رمضان براى روزه داران سفرههاى إفطاريّه مىگسترد، و آيات قرآن را استماع مىنمود؛ مع ذلك چون حكومتش بر أساس وثوق و إتّكاء به ملّت نبود، از هم پاشيد؛ و اينك أثرى از آن باقى نيست."
🔗با تلخیص از پاورقی کتاب ولایت فقیه در حکومت اسلام جلد2 صفحه210
@Hadith1398
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥مرحوم آیت الله مجتبی تهرانی: در شب و روز عرفه چه کنیم؟
@Hadith1398
@Hadith1398
📝 نحوه مصرف گوشت قربانی
🔸 آیه 22 سوره مبارکه حج: « لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ في أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهيمَةِ الْأَنْعامِ فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقير»
🔸 آیه 36 سوره مبارکه حج: «وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فيها خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَّ فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ كَذلِكَ سَخَّرْناها لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون»
💬امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامی که قربانی را ذبح یا نحر کردی، از گوشت قربانی خودت بخور و استفاده کن، دیگران را نیز اطعام کن همانطور که خدای متعال فرموده است: « قانع و معتر را اطعام کنید».
قانع کسی است که به همان مقدار گوشتی که به او دادهای، قناعت میکند. معتر کسی است که خود را در معرض دید تو قرار میدهد ولی درخواست نمیکند. سائل کسی است که نیاز خود را از تو طلب مینماید و بائس، فقیر است.
🔹مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا ذَبَحْتَ أَوْ نَحَرْتَ فَكُلْ وَ أَطْعِمْ كَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ فَقَالَ الْقَانِعُ الَّذِي يَقْنَعُ بِمَا أَعْطَيْتَهُ وَ الْمُعْتَرُّ الَّذِي يَعْتَرِيكَ وَ السَّائِلُ الَّذِي يَسْأَلُكَ فِي يَدَيْهِ وَ الْبَائِسُ الْفَقِيرُ.
🔗 تهذیب الاحکام، ج5، ص223
@Hadith1398
🔸 آیه 22 سوره مبارکه حج: « لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ في أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهيمَةِ الْأَنْعامِ فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقير»
🔸 آیه 36 سوره مبارکه حج: «وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فيها خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَّ فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ كَذلِكَ سَخَّرْناها لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون»
💬امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامی که قربانی را ذبح یا نحر کردی، از گوشت قربانی خودت بخور و استفاده کن، دیگران را نیز اطعام کن همانطور که خدای متعال فرموده است: « قانع و معتر را اطعام کنید».
قانع کسی است که به همان مقدار گوشتی که به او دادهای، قناعت میکند. معتر کسی است که خود را در معرض دید تو قرار میدهد ولی درخواست نمیکند. سائل کسی است که نیاز خود را از تو طلب مینماید و بائس، فقیر است.
🔹مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا ذَبَحْتَ أَوْ نَحَرْتَ فَكُلْ وَ أَطْعِمْ كَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ فَقَالَ الْقَانِعُ الَّذِي يَقْنَعُ بِمَا أَعْطَيْتَهُ وَ الْمُعْتَرُّ الَّذِي يَعْتَرِيكَ وَ السَّائِلُ الَّذِي يَسْأَلُكَ فِي يَدَيْهِ وَ الْبَائِسُ الْفَقِيرُ.
🔗 تهذیب الاحکام، ج5، ص223
@Hadith1398
📝گزارشی از برخورد امام علی علیه السلام با کارگزار فاسد
🔹نقل شده که اميرالمؤمنين عليه السلام بر خيانت ابن هرمه واقف شد. ابن هرمه مسئول بازار اهواز بود. حضرت به رفاعه مرقوم فرمود: «چون نامهام را خواندى، ابن هرمه را از مسئوليتش بركنار كن و او را در برابر مردم سرپا نگاه دار و زندانىاش كن و بر سر او جار بزن و به همۀ مردمى كه كارگزار آنان هستى، بنويس و نظر من را دربارۀ ابن هرمه به آنان ابلاغ كن و دربارۀ ابن هرمه غفلتى و تفريطى تو را نگيرد؛ كه نزد خدا هلاك خواهى شد و من تو را به بدترين شكل از كار بر كنار مىسازم و تو را از اين كار در پناه خداوند قرار مىدهم.
🔸چون روز جمعه شود، او را از زندان بيرون آر و سى و پنج تازيانه بر او بزن و او را در بازارها بگردان و هر كس كه عليه وى شاهدى آورد، او را با شاهدش سوگند ده و از درآمد ابن هرمه آنچه عليه او شهادت داده است، پرداخت كن و دستور ده كه با خوارى و زشتى و سرزنش او را به زندانش بيندازند و دو پايش را با بندى ببند و به هنگام نماز بيرونش بياور و بين او و كسى كه براى او غذا، نوشيدنى، لباس و فرش مىآورد، مانع مشو و مگذار كه كسى بر او وارد شود كه خصومت و جدل را به او بياموزد و اميد خلاصى را به او تلقين كند.
🔹اگر نزد تو ثابت شد كه كسى به او چيزى را تلقين كرده كه به وسيلۀ آن به مسلمانى آسيب رساند، او را با درّه [شلاق] بزن و تا توبه كند، زندانى ساز و دستور ده كه زندانيان را در شب به صحن زندان براى تفرج بيرون بياورند جز ابن هرمه؛ مگراين كه بترسى كه بميرد؛ كه در اين صورت، او را با زندانيان به صحن زندان بياور و اگر ديدى كه تاب و توانى دارد، پس از سى روز، سى و پنج تازيانه بعد از سى و پنج تازيانه اولى بزن و برايم بنويس هر كارى را در بازار مىكنى و كسى را كه پس از اين خائن، براى بازار بر مىگزينى و رزقى [حقوق و مستمرى] كه به اين خائن داده مىشده، از او قطع كن.»
🔗دعائم الاسلام ج۲ صفحه۵۳۲
@Hadith1398
🔹نقل شده که اميرالمؤمنين عليه السلام بر خيانت ابن هرمه واقف شد. ابن هرمه مسئول بازار اهواز بود. حضرت به رفاعه مرقوم فرمود: «چون نامهام را خواندى، ابن هرمه را از مسئوليتش بركنار كن و او را در برابر مردم سرپا نگاه دار و زندانىاش كن و بر سر او جار بزن و به همۀ مردمى كه كارگزار آنان هستى، بنويس و نظر من را دربارۀ ابن هرمه به آنان ابلاغ كن و دربارۀ ابن هرمه غفلتى و تفريطى تو را نگيرد؛ كه نزد خدا هلاك خواهى شد و من تو را به بدترين شكل از كار بر كنار مىسازم و تو را از اين كار در پناه خداوند قرار مىدهم.
🔸چون روز جمعه شود، او را از زندان بيرون آر و سى و پنج تازيانه بر او بزن و او را در بازارها بگردان و هر كس كه عليه وى شاهدى آورد، او را با شاهدش سوگند ده و از درآمد ابن هرمه آنچه عليه او شهادت داده است، پرداخت كن و دستور ده كه با خوارى و زشتى و سرزنش او را به زندانش بيندازند و دو پايش را با بندى ببند و به هنگام نماز بيرونش بياور و بين او و كسى كه براى او غذا، نوشيدنى، لباس و فرش مىآورد، مانع مشو و مگذار كه كسى بر او وارد شود كه خصومت و جدل را به او بياموزد و اميد خلاصى را به او تلقين كند.
🔹اگر نزد تو ثابت شد كه كسى به او چيزى را تلقين كرده كه به وسيلۀ آن به مسلمانى آسيب رساند، او را با درّه [شلاق] بزن و تا توبه كند، زندانى ساز و دستور ده كه زندانيان را در شب به صحن زندان براى تفرج بيرون بياورند جز ابن هرمه؛ مگراين كه بترسى كه بميرد؛ كه در اين صورت، او را با زندانيان به صحن زندان بياور و اگر ديدى كه تاب و توانى دارد، پس از سى روز، سى و پنج تازيانه بعد از سى و پنج تازيانه اولى بزن و برايم بنويس هر كارى را در بازار مىكنى و كسى را كه پس از اين خائن، براى بازار بر مىگزينى و رزقى [حقوق و مستمرى] كه به اين خائن داده مىشده، از او قطع كن.»
🔗دعائم الاسلام ج۲ صفحه۵۳۲
@Hadith1398
📝بیان مقدار ثواب و عقاب به حسب عقول مردم؟
🖌گفتاری از مجلسی اول (قدس سره)
🔹ائمه علیهم السلام در هر امری مخصوصا در بیان ثواب و عقاب، به حسب عقول مردم با ایشان صحبت میکردند همان طور که در بحث زیارات این نکته مشاهده میشود؛ مثلا در یک روایت، برای زیارت مشاهد شریفه ثواب عمره ذکر شده و در روایت دیگر ثواب حج و در بعضی دیگر ثواب حج و عمره و در بعضی دیگر ثواب بیست حج و عمره و در بعضی دیگر ثواب هزار حج و عمره و در برخی دیگر ثواب هفتاد هزار حج و در بعضی دیگر ثواب هزاران هزار حج و در بعضی دیگر از اخبار دو برابر آن!
🔸این غالبا به حسب اختلاف اشخاص در نیتها، اعتقادها و سطح شناخت است و در بسیاری از اوقات به حسب احوال مخاطبان بوده است؛ چرا که اگر آنها ثوابهای زیاد را بشنوند، عقلهایشان آن را انکار میکند و این نوعی کفر است و در اکثر انسانها این حالت وجود دارد پس ائمه علیهم السلام به حساب عقلهای ضعیفشان با آنها سخن گفتهاند و کمترین مراتب ثواب عمل را برای آنها گفتهاند که البته بیان حق هست. بنابراین اکثر این روایات این چنین است. پس هرگاه که اساتید از جماعتی از خواص، ثوابهای بزرگ برخی اعمال را میشنوند، اگر قوه تمییز نداشته باشند، فورا آن ثوابها را انکار میکنند همان طور که برای خود من با برخی از اساتید گرانقدرم در بحث ثواب اطعام مومن، اتفاق افتاد.
🔹آن استاد من در درس گفت که ما به طور قطعی میدانیم که امثال این روایت کذب هستند؛ مثلا برای اطعام مومن ثواب هزاران هزار حج ذکر شده! در حالی اگر چنین باشد، دیگر برای خود حج چیزی باقی نمیماند! من در درس به آن استاد اشکال کردم که امثال این روایات را به دلیل دلیل تواتر معنوی نمیتوان انکار کرد و گفتم شما این روایت را قبول دارید که ضربه امام علی علیه السلام در جنگ خندق افضل از عبادت ثقلین تا روز قیامت است و به آن اعتقاد دارید و شکی هم در این نیست که آن به دلیل علو شان امام علی علیه السلام است بلکه هر فعلی از افعال ایشان این چنین است. و همین طور این نگاه را نسبت به همه ائمه در قیاس با دیگران دارید، پس چه اشکالی دارد که ثوابی که در روایات با اوصاف این چنینی آمده، مربوط به اولیاء خالص خداوند باشد؟ همان طور که در اطعام مسکین و یتیم و اسیر این ثوابها برای اهل بیت واقع شده است در حالی که فضه خدمتکار اهل بیت نیز از آنها تبعیت کرد و بین ثواب استحقاقی و تفضلی همان طور که خودتان میگویید، تفاوت وجود دارد.
🔸استادم کلام من را پسندید و هیچ گاه دیگر این سخنش را تکرار نکرد. آن استادم، شیخ بهایی بود و انصافش فوق این بود که وصف شود در حالی که من وقتی این اشکال را به ایشان کردم به لحاظ سنی کوچکترین شاگردشان بودم و گمان دارم که حتی آن زمان به سن بلوغ نرسیده بودم. در بسیاری از اوقات وی به خاطر حرف من و امثال من از اعتقادش دست کشید در حالی که در آن زمان اکثر فضلاء عصر در درس ایشان حاضر میشدند و ساکت کردن من برای وی بسیار آسان بود چرا که او در جمیع علوم تبحر زیادی داشت و از دیگر اساتید نیز چنین (اسکات) مشاهده میشود.
🔗روضة المتقین جلد 14 صفحه 404
@Hadith1398
🖌گفتاری از مجلسی اول (قدس سره)
🔹ائمه علیهم السلام در هر امری مخصوصا در بیان ثواب و عقاب، به حسب عقول مردم با ایشان صحبت میکردند همان طور که در بحث زیارات این نکته مشاهده میشود؛ مثلا در یک روایت، برای زیارت مشاهد شریفه ثواب عمره ذکر شده و در روایت دیگر ثواب حج و در بعضی دیگر ثواب حج و عمره و در بعضی دیگر ثواب بیست حج و عمره و در بعضی دیگر ثواب هزار حج و عمره و در برخی دیگر ثواب هفتاد هزار حج و در بعضی دیگر ثواب هزاران هزار حج و در بعضی دیگر از اخبار دو برابر آن!
🔸این غالبا به حسب اختلاف اشخاص در نیتها، اعتقادها و سطح شناخت است و در بسیاری از اوقات به حسب احوال مخاطبان بوده است؛ چرا که اگر آنها ثوابهای زیاد را بشنوند، عقلهایشان آن را انکار میکند و این نوعی کفر است و در اکثر انسانها این حالت وجود دارد پس ائمه علیهم السلام به حساب عقلهای ضعیفشان با آنها سخن گفتهاند و کمترین مراتب ثواب عمل را برای آنها گفتهاند که البته بیان حق هست. بنابراین اکثر این روایات این چنین است. پس هرگاه که اساتید از جماعتی از خواص، ثوابهای بزرگ برخی اعمال را میشنوند، اگر قوه تمییز نداشته باشند، فورا آن ثوابها را انکار میکنند همان طور که برای خود من با برخی از اساتید گرانقدرم در بحث ثواب اطعام مومن، اتفاق افتاد.
🔹آن استاد من در درس گفت که ما به طور قطعی میدانیم که امثال این روایت کذب هستند؛ مثلا برای اطعام مومن ثواب هزاران هزار حج ذکر شده! در حالی اگر چنین باشد، دیگر برای خود حج چیزی باقی نمیماند! من در درس به آن استاد اشکال کردم که امثال این روایات را به دلیل دلیل تواتر معنوی نمیتوان انکار کرد و گفتم شما این روایت را قبول دارید که ضربه امام علی علیه السلام در جنگ خندق افضل از عبادت ثقلین تا روز قیامت است و به آن اعتقاد دارید و شکی هم در این نیست که آن به دلیل علو شان امام علی علیه السلام است بلکه هر فعلی از افعال ایشان این چنین است. و همین طور این نگاه را نسبت به همه ائمه در قیاس با دیگران دارید، پس چه اشکالی دارد که ثوابی که در روایات با اوصاف این چنینی آمده، مربوط به اولیاء خالص خداوند باشد؟ همان طور که در اطعام مسکین و یتیم و اسیر این ثوابها برای اهل بیت واقع شده است در حالی که فضه خدمتکار اهل بیت نیز از آنها تبعیت کرد و بین ثواب استحقاقی و تفضلی همان طور که خودتان میگویید، تفاوت وجود دارد.
🔸استادم کلام من را پسندید و هیچ گاه دیگر این سخنش را تکرار نکرد. آن استادم، شیخ بهایی بود و انصافش فوق این بود که وصف شود در حالی که من وقتی این اشکال را به ایشان کردم به لحاظ سنی کوچکترین شاگردشان بودم و گمان دارم که حتی آن زمان به سن بلوغ نرسیده بودم. در بسیاری از اوقات وی به خاطر حرف من و امثال من از اعتقادش دست کشید در حالی که در آن زمان اکثر فضلاء عصر در درس ایشان حاضر میشدند و ساکت کردن من برای وی بسیار آسان بود چرا که او در جمیع علوم تبحر زیادی داشت و از دیگر اساتید نیز چنین (اسکات) مشاهده میشود.
🔗روضة المتقین جلد 14 صفحه 404
@Hadith1398
📝سه خصلتی که پیامبران هم از آن ایمن نبودهاند
🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: سه چيز است كه پيامبر و كمتر از پيامبر از آن مصون نیستند؛ تفكر كردن در وسوسههاى راجع به خلقت و آفرينش* (كه به انسان دست ميدهد) فال بد زدن و حسادت کردن جز اینکه مومن حسادت خود را به كار نمیگیرد (در اثر حسادت به فكر سلب نعمت از کسی نميافتد و كارى انجام نمیدهد.)
🔸علي عن أبيه عن ابن أبي عمير عن أبي مالك الحضرمي عن حمزة بن حمران عن أبي عبد الله ع قال: ثلاثة لم ينج منها نبي فمن دونه التفكر في الوسوسة في الخلق و الطيرة و الحسد إلا أن المؤمن لا يستعمل حسده.
🔗کافی، ج8، ص108
*این فقره از روایت طور دیگری هم تفسیر شده و آن اینکه منظور از خلق، خلقت نباشد و مراد وسوسه شیطان در انسان درباره مردم باشد به این صورت که گمان بد به آنها پیدا کند. (نک: مرآة العقول، ج11، ص393)
@Hadith1398
🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: سه چيز است كه پيامبر و كمتر از پيامبر از آن مصون نیستند؛ تفكر كردن در وسوسههاى راجع به خلقت و آفرينش* (كه به انسان دست ميدهد) فال بد زدن و حسادت کردن جز اینکه مومن حسادت خود را به كار نمیگیرد (در اثر حسادت به فكر سلب نعمت از کسی نميافتد و كارى انجام نمیدهد.)
🔸علي عن أبيه عن ابن أبي عمير عن أبي مالك الحضرمي عن حمزة بن حمران عن أبي عبد الله ع قال: ثلاثة لم ينج منها نبي فمن دونه التفكر في الوسوسة في الخلق و الطيرة و الحسد إلا أن المؤمن لا يستعمل حسده.
🔗کافی، ج8، ص108
*این فقره از روایت طور دیگری هم تفسیر شده و آن اینکه منظور از خلق، خلقت نباشد و مراد وسوسه شیطان در انسان درباره مردم باشد به این صورت که گمان بد به آنها پیدا کند. (نک: مرآة العقول، ج11، ص393)
@Hadith1398
📝اگر امامت اهل بیت پذیرفته میشد، هیچ اختلافی درباره حکم خدا به وجود نمیآمد
🔹از محمود بن لبید نقل شده که گفته: بعد از آنکه پیامبر از دنیا رفتند، حضرت فاطمه همواره به قبور شهداء جنگ احد سر میزد و نزد قبر حمزه میرفت و در آنجا گریه میکرد. یک روز به سمت قبر حمزه رفتم و دیدم حضرت فاطمه آنجا گریه میکند، منتظر ماندم تا گریه ایشان تمام شود سپس نزد ایشان رفته و سلام کردم و گفتم: ای سیده زنان! به خدا قسم رگهای قلبم از گریه شما قطع شد، حضرت فاطمه فرمود: ابا عمر حق من است که گریه کنم چرا که به مصیبت فقدان بهترینِ پدران رسول خدا مبتلا شدهام، چقدر به او شوق دارم سپس شعری خواندند: زمانی که کسی از دنیا برود، یاد از او کم میشود اما یاد پدر من از وقتی از دنیا رفته، بیشتر شده است.
گفتم ای سیده زنان از شما سوالی دارم که در دلم نسبت به آن تردید دارم، حضرت فاطمه فرمود: بپرس، پرسیدم آیا رسول خدا قبل از وفاتش تصریح به امامت علی کرد؟ حضرت فاطمه فرمود: عجیب است! آیا روز غدیر را فراموش کردهاید؟ گفتم بله آن واقعه این چنین بود اما میخواهم بدانم شما از پیامبر چه شنیدید؟ حضرت فاطمه فرمود: خدا را شاهد میگیرم که از پیامبر شنیدم که فرمود علی برترین کسی است که من وی در میان شما به جانشینی تعیین میکنم و او امام و خلیفه بعد از من است و دو نوه من و 9 نفر از نسل حسین، امامان نیکو هستند اگر از آنها تبعیت کنید، آنها را هدایت کننده و هدایت شده خواهید یافت و اگر با آنها مخالفت کنید، تا روز قیامت بین شما اختلاف وجود خواهد داشت. گفتم ای بانوی من، پس چرا علی نشسته و کاری نمیکند و حقش را نمیگیرد؟ حضرت فاطمه فرمود ابا عمر پیامبر فرمود مثل امام مثل کعبه است که نزد او باید بروند و او نزد ایشان نمیآید، سپس فرمود: آگاه باش که به خدا قسم اگر حق را ترک نمیکردند و از عترت پیامبر تبعیت میکردند، دو نفر درباره خداوند متعال با یکدیگر اختلاف نمیکردند و نسل به نسل امامت منتقل میشد و جانشینان میآمدند تا آنکه قائم ما به حکومت برسد.
🔸حدثنا علي بن الحسين قال حدثنا محمد بن الحسين الكوفي قال حدثنا محمد بن علي بن زكريا عن عبد الله بن الضحاك عن هشام بن محمد عن عبد الرحمن عن عاصم بن عمر عن محمود بن لبيد قال: لما قبض رسول الله ص كانت فاطمة تأتي قبور الشهداء و تأتي قبر حمزة و تبكي هناك فلما كان في بعض الأيام أتيت قبر حمزة رضي الله عنه فوجدتها ص تبكي هناك فأمهلتها حتى سكتت فأتيتها و سلمت عليها و قلت يا سيدة النسوان قد و الله قطعت أنياط قلبي من بكائك فقالت يا ابا عمر يحق لي البكاء و لقد أصبت بخير الآباء رسول الله ص وا شوقاه إلى رسول الله ثم أنشأت ع تقول: إذا مات يوما ميت قل ذكره | و ذكر أبي [مذ] مات و الله أكثر
قلت يا سيدتي إني سائلك عن مسألة تلجلج في صدري قالت سل قلت هل نص رسول الله ص قبل وفاته على علي بالإمامة قالت وا عجباه أ نسيتم يوم غدير خم قلت قد كان ذلك و لكن أخبريني بما أسر إليك قالت أشهد الله تعالى لقد سمعته يقول علي خير من أخلفه فيكم و هو الإمام و الخليفة بعدي و سبطاي و تسعة من صلب الحسين أئمة أبرار لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادين مهديين و لئن خالفتموهم ليكون الاختلاف فيكم إلى يوم القيامة قلت يا سيدتي فما باله قعد عن حقه قالت يا با عمر لقد قال رسول الله ص مثل الإمام مثل الكعبة إذ تؤتى و لا تأتي أو قالت مثل علي ثم قالت أما و الله لو تركوا الحق على أهله و اتبعوا عترة نبيه لما اختلف في الله تعالى اثنان و لورثها سلف عن سلف و خلف بعد خلف حتى يقوم قائمنا التاسع من ولد الحسين
🔗 كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر صفحه 198
@Hadith1398
🔹از محمود بن لبید نقل شده که گفته: بعد از آنکه پیامبر از دنیا رفتند، حضرت فاطمه همواره به قبور شهداء جنگ احد سر میزد و نزد قبر حمزه میرفت و در آنجا گریه میکرد. یک روز به سمت قبر حمزه رفتم و دیدم حضرت فاطمه آنجا گریه میکند، منتظر ماندم تا گریه ایشان تمام شود سپس نزد ایشان رفته و سلام کردم و گفتم: ای سیده زنان! به خدا قسم رگهای قلبم از گریه شما قطع شد، حضرت فاطمه فرمود: ابا عمر حق من است که گریه کنم چرا که به مصیبت فقدان بهترینِ پدران رسول خدا مبتلا شدهام، چقدر به او شوق دارم سپس شعری خواندند: زمانی که کسی از دنیا برود، یاد از او کم میشود اما یاد پدر من از وقتی از دنیا رفته، بیشتر شده است.
گفتم ای سیده زنان از شما سوالی دارم که در دلم نسبت به آن تردید دارم، حضرت فاطمه فرمود: بپرس، پرسیدم آیا رسول خدا قبل از وفاتش تصریح به امامت علی کرد؟ حضرت فاطمه فرمود: عجیب است! آیا روز غدیر را فراموش کردهاید؟ گفتم بله آن واقعه این چنین بود اما میخواهم بدانم شما از پیامبر چه شنیدید؟ حضرت فاطمه فرمود: خدا را شاهد میگیرم که از پیامبر شنیدم که فرمود علی برترین کسی است که من وی در میان شما به جانشینی تعیین میکنم و او امام و خلیفه بعد از من است و دو نوه من و 9 نفر از نسل حسین، امامان نیکو هستند اگر از آنها تبعیت کنید، آنها را هدایت کننده و هدایت شده خواهید یافت و اگر با آنها مخالفت کنید، تا روز قیامت بین شما اختلاف وجود خواهد داشت. گفتم ای بانوی من، پس چرا علی نشسته و کاری نمیکند و حقش را نمیگیرد؟ حضرت فاطمه فرمود ابا عمر پیامبر فرمود مثل امام مثل کعبه است که نزد او باید بروند و او نزد ایشان نمیآید، سپس فرمود: آگاه باش که به خدا قسم اگر حق را ترک نمیکردند و از عترت پیامبر تبعیت میکردند، دو نفر درباره خداوند متعال با یکدیگر اختلاف نمیکردند و نسل به نسل امامت منتقل میشد و جانشینان میآمدند تا آنکه قائم ما به حکومت برسد.
🔸حدثنا علي بن الحسين قال حدثنا محمد بن الحسين الكوفي قال حدثنا محمد بن علي بن زكريا عن عبد الله بن الضحاك عن هشام بن محمد عن عبد الرحمن عن عاصم بن عمر عن محمود بن لبيد قال: لما قبض رسول الله ص كانت فاطمة تأتي قبور الشهداء و تأتي قبر حمزة و تبكي هناك فلما كان في بعض الأيام أتيت قبر حمزة رضي الله عنه فوجدتها ص تبكي هناك فأمهلتها حتى سكتت فأتيتها و سلمت عليها و قلت يا سيدة النسوان قد و الله قطعت أنياط قلبي من بكائك فقالت يا ابا عمر يحق لي البكاء و لقد أصبت بخير الآباء رسول الله ص وا شوقاه إلى رسول الله ثم أنشأت ع تقول: إذا مات يوما ميت قل ذكره | و ذكر أبي [مذ] مات و الله أكثر
قلت يا سيدتي إني سائلك عن مسألة تلجلج في صدري قالت سل قلت هل نص رسول الله ص قبل وفاته على علي بالإمامة قالت وا عجباه أ نسيتم يوم غدير خم قلت قد كان ذلك و لكن أخبريني بما أسر إليك قالت أشهد الله تعالى لقد سمعته يقول علي خير من أخلفه فيكم و هو الإمام و الخليفة بعدي و سبطاي و تسعة من صلب الحسين أئمة أبرار لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادين مهديين و لئن خالفتموهم ليكون الاختلاف فيكم إلى يوم القيامة قلت يا سيدتي فما باله قعد عن حقه قالت يا با عمر لقد قال رسول الله ص مثل الإمام مثل الكعبة إذ تؤتى و لا تأتي أو قالت مثل علي ثم قالت أما و الله لو تركوا الحق على أهله و اتبعوا عترة نبيه لما اختلف في الله تعالى اثنان و لورثها سلف عن سلف و خلف بعد خلف حتى يقوم قائمنا التاسع من ولد الحسين
🔗 كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر صفحه 198
@Hadith1398
📝آیا شهادت به ولایت امام علی در اذان و اقامه مستند روایی دارد؟
🖌گفتاری از مجلسی اول (قدس سره)
🔹مفوضه كه طايفهاند از غاليان كه اعتقاد ايشان اين است كه حق سبحانه و تعالى محمد و على و ائمه را صلوات اللّٰه عليهم آفريد و به ايشان گذاشت خلق عالم را و ايشانند خالق عالم و مشرع شرايع. لعنهم اللّٰه وضع نمودهاند از پيش خود خبرى چند را و زياد كردهاند در اذان كه محمد و آل محمد بهترين خلايقند در مرتبه مثل ساير فصول اذان.
🔸و در بعضى از روايات ايشان واقع است بعد از شهادت به رسالت دو مرتبه شهادت مىدهم كه على ولى خداست يعنى حق سبحانه و تعالى او را امام كرده است در آيه إِنَّمٰا وَلِيُّكُمُ اللّٰهُ و بعضى از ايشان روايت كردهاند بدل از آن عبارت اين عبارت را كه شهادت مىدهم كه على امير و پادشاه امام مؤمنان است البته دو بار مثل ساير فصول اذان و اقامت.
🔹و شكى نيست در آن كه على امام است از گفته الهى و شكى نيست كه على امير مؤمنان است و البته شكى نيست كه محمد و آل او صلوات اللّٰه عليهم بهترين خلايقند و ليكن در اصل اذان نيست و اذان كلماتى است متلقى از شارع اگر كسى لا اله الا اللّٰه را كه بهترين و راسترين كلمات است زياده كند در اذان تشريع كرده است.
🔸و از اين جهت اين روايات موضوعه را ذكر كردهام كه تا به اين زيادتى ظاهر شوند جمعى كه متّهمند به تفويض و تدليس مىكنند و خود را از شيعيان مىدانند و چنين ظاهر مىسازند كه شيعهاند پس همين كه اين روايات را در كتب خود ذكر كنند يا به اينها عمل نمايند ظاهر خواهد شد كه كاذبند در تشيع بلكه از جمله غلاة مفوضهاند.
🔹و از اين كلمات (*) ظاهر مىشود كه در زمان صدوق جمعى از غلاة بودهاند و ايشان در كتب خود اين اخبار را ذكر كردهاند و بس و ما نديدهايم در كتب حديثى كه به ما رسيده است حديثى به اين عبارات كه صدوق ذكر كرده است و از كلام محقق در معتبر و علامه و شهيد ظاهر مىشود كه ايشان ديدهاند چون ذكر كردهاند كه اخبار شاذه بر اين زيادتيها وارد شده است و مصطلح ارباب حديث آن است كه خبر صحيح مخالف مشهور را شاذ مىگويند و در زمان محقق و علامه كتب ما بسيار بوده است پس بنا بر اين مشكل است جزم كردن به آن كه اين اخبار موضوعه است مگر آن كه يكى از معصومين صلوات اللّٰه عليهم فرموده باشند.
🔸و اگر كسى اين كلمات را به اين عنوان گويد كه مطلوب شارع باشد حتى به عنوان تيمن و تبرّك فبها و الّا لغوى باشد بد نيست و اگر نگويند بهتر است مگر از روى تقيه چون در اكثر بلاد شايع است و بسيار شنيدهايم كه جمعى ترك كردهاند و متهم به تسنّن شدهاند.تا آن كه در وقتى كه خدمت استاد مولانا عبد اللّٰه طاب ثراه درس قواعد مىخوانديم در مبحث اذان سخنان صدوق را ذكر فرمودند بنده عرض نمودم كه شما چرا در اذان و اقامه اشهد انّ عليّا ولىّ اللّٰه را دو مرتبه مىگوييد فرمودند كه تيمّنا و تبرّكا مىگوييم و بحثها شد تا آن كه فرمودند كه ديگر نگوييم چند روز ترك كردند خود از جمعى شنيدم كه فلانى سنّى است باز عرض نمودم كه ظاهر شد كه واجبست گفتن آن تقية، فرمودند كه در اول نيز همين منظور من بود نخواستم كه به لفظ تقيه بگويم.
🔗لوامع صاحبقرانى، جلد3 صفحه 565
(*) عبارت شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه جلد1 صفحه 290 چنین است: وَ قَالَ مُصَنِّفُ هَذَا الْكِتَابِ رَحِمَهُ اللَّهُ هَذَا هُوَ الْأَذَانُ الصَّحِيحُ لَا يُزَادُ فِيهِ وَ لَا يُنْقَصُ مِنْهُ وَ الْمُفَوِّضَةُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ قَدْ وَضَعُوا أَخْبَاراً وَ زَادُوا فِي الْأَذَانِ- مُحَمَّدٌ وَ آلُ مُحَمَّدٍ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ مَرَّتَيْنِ وَ فِي بَعْضِ رِوَايَاتِهِمْ بَعْدَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَلِيُّ اللَّهِ مَرَّتَيْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ رَوَى بَدَلَ ذَلِكَ أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً مَرَّتَيْنِ وَ لَا شَكَّ فِي أَنَّ عَلِيّاً وَلِيُّ اللَّهِ وَ أَنَّهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً وَ أَنَّ مُحَمَّداً وَ آلَهُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ وَ لَكِنْ لَيْسَ ذَلِكَ فِي أَصْلِ الْأَذَانِ وَ إِنَّمَا ذَكَرْتُ ذَلِكَ لِيُعْرَفَ بِهَذِهِ الزِّيَادَةِ الْمُتَّهَمُونَ بِالتَّفْوِيضِ الْمُدَلِّسُونَ أَنْفُسَهُمْ فِي جُمْلَتِنَا
@Hadith1398
🖌گفتاری از مجلسی اول (قدس سره)
🔹مفوضه كه طايفهاند از غاليان كه اعتقاد ايشان اين است كه حق سبحانه و تعالى محمد و على و ائمه را صلوات اللّٰه عليهم آفريد و به ايشان گذاشت خلق عالم را و ايشانند خالق عالم و مشرع شرايع. لعنهم اللّٰه وضع نمودهاند از پيش خود خبرى چند را و زياد كردهاند در اذان كه محمد و آل محمد بهترين خلايقند در مرتبه مثل ساير فصول اذان.
🔸و در بعضى از روايات ايشان واقع است بعد از شهادت به رسالت دو مرتبه شهادت مىدهم كه على ولى خداست يعنى حق سبحانه و تعالى او را امام كرده است در آيه إِنَّمٰا وَلِيُّكُمُ اللّٰهُ و بعضى از ايشان روايت كردهاند بدل از آن عبارت اين عبارت را كه شهادت مىدهم كه على امير و پادشاه امام مؤمنان است البته دو بار مثل ساير فصول اذان و اقامت.
🔹و شكى نيست در آن كه على امام است از گفته الهى و شكى نيست كه على امير مؤمنان است و البته شكى نيست كه محمد و آل او صلوات اللّٰه عليهم بهترين خلايقند و ليكن در اصل اذان نيست و اذان كلماتى است متلقى از شارع اگر كسى لا اله الا اللّٰه را كه بهترين و راسترين كلمات است زياده كند در اذان تشريع كرده است.
🔸و از اين جهت اين روايات موضوعه را ذكر كردهام كه تا به اين زيادتى ظاهر شوند جمعى كه متّهمند به تفويض و تدليس مىكنند و خود را از شيعيان مىدانند و چنين ظاهر مىسازند كه شيعهاند پس همين كه اين روايات را در كتب خود ذكر كنند يا به اينها عمل نمايند ظاهر خواهد شد كه كاذبند در تشيع بلكه از جمله غلاة مفوضهاند.
🔹و از اين كلمات (*) ظاهر مىشود كه در زمان صدوق جمعى از غلاة بودهاند و ايشان در كتب خود اين اخبار را ذكر كردهاند و بس و ما نديدهايم در كتب حديثى كه به ما رسيده است حديثى به اين عبارات كه صدوق ذكر كرده است و از كلام محقق در معتبر و علامه و شهيد ظاهر مىشود كه ايشان ديدهاند چون ذكر كردهاند كه اخبار شاذه بر اين زيادتيها وارد شده است و مصطلح ارباب حديث آن است كه خبر صحيح مخالف مشهور را شاذ مىگويند و در زمان محقق و علامه كتب ما بسيار بوده است پس بنا بر اين مشكل است جزم كردن به آن كه اين اخبار موضوعه است مگر آن كه يكى از معصومين صلوات اللّٰه عليهم فرموده باشند.
🔸و اگر كسى اين كلمات را به اين عنوان گويد كه مطلوب شارع باشد حتى به عنوان تيمن و تبرّك فبها و الّا لغوى باشد بد نيست و اگر نگويند بهتر است مگر از روى تقيه چون در اكثر بلاد شايع است و بسيار شنيدهايم كه جمعى ترك كردهاند و متهم به تسنّن شدهاند.تا آن كه در وقتى كه خدمت استاد مولانا عبد اللّٰه طاب ثراه درس قواعد مىخوانديم در مبحث اذان سخنان صدوق را ذكر فرمودند بنده عرض نمودم كه شما چرا در اذان و اقامه اشهد انّ عليّا ولىّ اللّٰه را دو مرتبه مىگوييد فرمودند كه تيمّنا و تبرّكا مىگوييم و بحثها شد تا آن كه فرمودند كه ديگر نگوييم چند روز ترك كردند خود از جمعى شنيدم كه فلانى سنّى است باز عرض نمودم كه ظاهر شد كه واجبست گفتن آن تقية، فرمودند كه در اول نيز همين منظور من بود نخواستم كه به لفظ تقيه بگويم.
🔗لوامع صاحبقرانى، جلد3 صفحه 565
(*) عبارت شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه جلد1 صفحه 290 چنین است: وَ قَالَ مُصَنِّفُ هَذَا الْكِتَابِ رَحِمَهُ اللَّهُ هَذَا هُوَ الْأَذَانُ الصَّحِيحُ لَا يُزَادُ فِيهِ وَ لَا يُنْقَصُ مِنْهُ وَ الْمُفَوِّضَةُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ قَدْ وَضَعُوا أَخْبَاراً وَ زَادُوا فِي الْأَذَانِ- مُحَمَّدٌ وَ آلُ مُحَمَّدٍ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ مَرَّتَيْنِ وَ فِي بَعْضِ رِوَايَاتِهِمْ بَعْدَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَلِيُّ اللَّهِ مَرَّتَيْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ رَوَى بَدَلَ ذَلِكَ أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً مَرَّتَيْنِ وَ لَا شَكَّ فِي أَنَّ عَلِيّاً وَلِيُّ اللَّهِ وَ أَنَّهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً وَ أَنَّ مُحَمَّداً وَ آلَهُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ وَ لَكِنْ لَيْسَ ذَلِكَ فِي أَصْلِ الْأَذَانِ وَ إِنَّمَا ذَكَرْتُ ذَلِكَ لِيُعْرَفَ بِهَذِهِ الزِّيَادَةِ الْمُتَّهَمُونَ بِالتَّفْوِيضِ الْمُدَلِّسُونَ أَنْفُسَهُمْ فِي جُمْلَتِنَا
@Hadith1398
📝شدت ابتلاء مومن
🔹از سعد بن طریف نقل شده که در محضر مبارك ابو جعفر (امام باقر) عليه السلام بودم كه جميل ازرق بر حضرت وارد شد و گفت: (عدهاى) بلاها و مصايب شيعيان را ياد آور شده و طعنه مىزنند. حضرت فرمود: کسانی نزد امام سجاد عليه السلام و عبد الله بن عباس آمدند و همان مطالبى را كه شما متذكر شديد مطرح كردند. سپس ايشان نزد امام حسين عليه السلام آمدند و همان مطالب را كه گفتى، ياد آور شدند، حضرت فرمود: به خدا سوگند! بلا، تهيدستى و قتل، براى دوستان ما (اهل بيت) از سرعت قاطر و از حركت سيل به سمت صمره سريعتر مىباشد. گفتم: صمره چيست؟ فرمود: نهايت مقصد است، اگر اين گونه نمىبوديد از ما محسوب نمىشديد.
🔸عن سعد بن طريف قال: كنت عند أبي جعفر ع فجاء جميل الأزرق فدخل عليه قال فذكروا بلايا الشيعة و ما يصيبهم فقال أبو جعفر ع إن أناسا أتوا علي بن الحسين ع و عبد الله بن عباس فذكروا لهما نحوا مما ذكرتم قال فأتيا الحسين بن علي ع فذكرا له ذلك فقال الحسين ع و الله البلاء و الفقر و القتل أسرع إلى من أحبنا من ركض البراذين و من السيل إلى صمره قلت و ما الصمرة قال منتهاه و لو لا أن تكونوا كذلك لرأينا أنكم لستم منا.
🔗 المؤمن، صفحه 16
@Hadith1398
🔹از سعد بن طریف نقل شده که در محضر مبارك ابو جعفر (امام باقر) عليه السلام بودم كه جميل ازرق بر حضرت وارد شد و گفت: (عدهاى) بلاها و مصايب شيعيان را ياد آور شده و طعنه مىزنند. حضرت فرمود: کسانی نزد امام سجاد عليه السلام و عبد الله بن عباس آمدند و همان مطالبى را كه شما متذكر شديد مطرح كردند. سپس ايشان نزد امام حسين عليه السلام آمدند و همان مطالب را كه گفتى، ياد آور شدند، حضرت فرمود: به خدا سوگند! بلا، تهيدستى و قتل، براى دوستان ما (اهل بيت) از سرعت قاطر و از حركت سيل به سمت صمره سريعتر مىباشد. گفتم: صمره چيست؟ فرمود: نهايت مقصد است، اگر اين گونه نمىبوديد از ما محسوب نمىشديد.
🔸عن سعد بن طريف قال: كنت عند أبي جعفر ع فجاء جميل الأزرق فدخل عليه قال فذكروا بلايا الشيعة و ما يصيبهم فقال أبو جعفر ع إن أناسا أتوا علي بن الحسين ع و عبد الله بن عباس فذكروا لهما نحوا مما ذكرتم قال فأتيا الحسين بن علي ع فذكرا له ذلك فقال الحسين ع و الله البلاء و الفقر و القتل أسرع إلى من أحبنا من ركض البراذين و من السيل إلى صمره قلت و ما الصمرة قال منتهاه و لو لا أن تكونوا كذلك لرأينا أنكم لستم منا.
🔗 المؤمن، صفحه 16
@Hadith1398
📝علت عذاب شدن نیکان قوم شعیب
🔹از حضرت باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند: خداوند به شعیب نبی وحی کرد که من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد؛ چهل هزار نفر از اشرار آنها و شصت هزار نفر از نیکان آنها. حضرت شعیب به خداوند عرض کرد که آنها اشرار هستند (و وجه عذابشان معلوم است) چرا نیکان عذاب میشوند؟ خداوند به او فرمود: آنها با اهل معاصی مدارا و نرمی کردند و به خاطر خشم من، بر آنها خشمگین نشدند...
🔸عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد بن خالد عن بعض أصحابنا عن بشر بن عبد الله عن أبي عصمة قاضي مرو عن جابر عن أبي جعفر ع قال: ...و أوحى الله عز و جل إلى شعيب النبي ص أني معذب من قومك مائة ألف أربعين ألفا من شرارهم و ستين ألفا من خيارهم فقال ع يا رب هؤلاء الأشرار فما بال الأخيار فأوحى الله عز و جل إليه داهنوا أهل المعاصي و لم يغضبوا لغضبي.
🔗 الكافي (ط - الإسلامية)، ج5، ص: 56
@Hadith1398
🔹از حضرت باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند: خداوند به شعیب نبی وحی کرد که من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد؛ چهل هزار نفر از اشرار آنها و شصت هزار نفر از نیکان آنها. حضرت شعیب به خداوند عرض کرد که آنها اشرار هستند (و وجه عذابشان معلوم است) چرا نیکان عذاب میشوند؟ خداوند به او فرمود: آنها با اهل معاصی مدارا و نرمی کردند و به خاطر خشم من، بر آنها خشمگین نشدند...
🔸عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد بن خالد عن بعض أصحابنا عن بشر بن عبد الله عن أبي عصمة قاضي مرو عن جابر عن أبي جعفر ع قال: ...و أوحى الله عز و جل إلى شعيب النبي ص أني معذب من قومك مائة ألف أربعين ألفا من شرارهم و ستين ألفا من خيارهم فقال ع يا رب هؤلاء الأشرار فما بال الأخيار فأوحى الله عز و جل إليه داهنوا أهل المعاصي و لم يغضبوا لغضبي.
🔗 الكافي (ط - الإسلامية)، ج5، ص: 56
@Hadith1398
📝بخشی از سخنان امام حسین در مسیر کربلا
🔹نقل شده که امام حسين عليه السلام هنگامى كه رهسپار كربلا بودند فرمودند: به راستى، دنيا تغيير چهره داده و ناشناخته گشته و نيكى آن در حال نابودى است و از آن جز رطوبتى كه در ته ظرفى مانده و جز زندگى وبال آور، همچون چرا گاهى كه جز گياه بيمارىزا و بیمصرف چيزى در آن نمیرويد، باقى نمانده است. آيا نمىبينيد كه به حق عمل نمىشود و از باطل دست برنمىدارند؟! به طورى كه مؤمن حق دارد كه به مرگ و ديدار خدا مشتاق باشد. به راستى، من چنين مرگى را جز سعادت ندانم و زندگى در كنار ظالمان را جز هلاكت نخوانم! همانا مردم دنياپرستند و دين از سر زبان آنها فراتر نرود و دين را تا آنجا كه زندگىشان را رو به راه سازد بچرخانند و چون در بوته آزمايش گرفتار شوند دينداران اندك گردند.
🔸و قال ع في مسيره إلى كربلاء إن هذه الدنيا قد تغيرت و تنكرت و أدبر معروفها فلم يبق منها إلا صبابة كصبابة الإناء و خسيس عيش كالمرعى الوبيل أ لا ترون أن الحق لا يعمل به و أن الباطل لا يتناهى عنه ليرغب المؤمن في لقاء الله محقا فإني لا أرى الموت إلا سعادة و لا الحياة مع الظالمين إلا برما إن الناس عبيد الدنيا و الدين لعق على ألسنتهم يحوطونه ما درت معايشهم فإذا محصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون.
🔗تحف العقول صفحه245
@Hadith1398
🔹نقل شده که امام حسين عليه السلام هنگامى كه رهسپار كربلا بودند فرمودند: به راستى، دنيا تغيير چهره داده و ناشناخته گشته و نيكى آن در حال نابودى است و از آن جز رطوبتى كه در ته ظرفى مانده و جز زندگى وبال آور، همچون چرا گاهى كه جز گياه بيمارىزا و بیمصرف چيزى در آن نمیرويد، باقى نمانده است. آيا نمىبينيد كه به حق عمل نمىشود و از باطل دست برنمىدارند؟! به طورى كه مؤمن حق دارد كه به مرگ و ديدار خدا مشتاق باشد. به راستى، من چنين مرگى را جز سعادت ندانم و زندگى در كنار ظالمان را جز هلاكت نخوانم! همانا مردم دنياپرستند و دين از سر زبان آنها فراتر نرود و دين را تا آنجا كه زندگىشان را رو به راه سازد بچرخانند و چون در بوته آزمايش گرفتار شوند دينداران اندك گردند.
🔸و قال ع في مسيره إلى كربلاء إن هذه الدنيا قد تغيرت و تنكرت و أدبر معروفها فلم يبق منها إلا صبابة كصبابة الإناء و خسيس عيش كالمرعى الوبيل أ لا ترون أن الحق لا يعمل به و أن الباطل لا يتناهى عنه ليرغب المؤمن في لقاء الله محقا فإني لا أرى الموت إلا سعادة و لا الحياة مع الظالمين إلا برما إن الناس عبيد الدنيا و الدين لعق على ألسنتهم يحوطونه ما درت معايشهم فإذا محصوا بالبلاء قَلَّ الدَیّانون.
🔗تحف العقول صفحه245
@Hadith1398
📝آثار امر به معروف و نهی از منکر
🔹از امام حسین علیه السلام نقل شده که امام علی علیه السلام فرمودند: اى مردم! از آنچه خدا دوستداران خود را بدان پند داده پند گيريد مانند بدگويى او از دانشمندان يهود، آنجا كه فرمايد: «چرا علماى ربانى و دانشمندان، آنان را از گفتار گناه آلود باز نمىدارند؟» [سوره مائده آيه 63] و میفرمايد: «از ميان فرزندان اسرائيل، آنان كه كفر ورزيدند، مورد لعنت قرار گرفتند... چه بد بود آنچه مىكردند» [سوره مائده آيه 78- 79].
🔹همانا، خداوند آنان را مورد نكوهش قرار داده به خاطر اينكه در ميان ستمكاران بودند و اعمال زشت و فاسد آنان را مشاهده مىكردند ولى به طمع آنچه كه داشتند و از بيم اينكه در محذور واقع شوند آنان را از آن اعمال نهى نمىكردند، با اينكه خدا مىفرمايد: «و از مردم نترسيد و از من بترسيد» [سوره مائده آيه 44]. و خدا مىفرمايد: «مردان و زنان با ايمان، دوستان يكديگرند، كه به كارهاى پسنديده امر میکنند و از كارهاى ناپسند نهی میکنند» [سوره توبه آيه 71].
🔹و خدا به امر به معروف و نهى از منكر به عنوان يك فريضه از جانب خود آغاز سخن كرده چرا كه مىدانست اگر اين فريضه به اجرا درآيد و برپا گردد، واجبات ديگر از هموار و دشوار برپا گردند؛ اين به خاطر آن است كه امر به معروف و نهى از منكر دعوت به اسلام است همراه با رد مظالم و مخالفت با ظالم و تقسيم بيت المال و غنائم جنگى و گرفتن صدقات [زكات] از محل خود و صرف آن در مورد خود.
🔸اعتبروا أيها الناس بما وعظ الله به أولياءه من سوء ثنائه على الأحبار إذ يقول لو لا ينهاهم الربانيون و الأحبار عن قولهم الإثم و قال لعن الذين كفروا من بني إسرائيل إلى قوله لبئس ما كانوا يفعلون و إنما عاب الله ذلك عليهم لأنهم كانوا يرون من الظلمة الذين بين أظهرهم المنكر و الفساد فلا ينهونهم عن ذلك رغبة فيما كانوا ينالون منهم و رهبة مما يحذرون و الله يقول- فلا تخشوا الناس و اخشون و قال المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر فبدأ الله بالأمر بالمعروف و النهي عن المنكر فريضة منه لعلمه بأنها إذا أديت و أقيمت استقامت الفرائض كلها هينها و صعبها و ذلك أن الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر دعاء إلى الإسلام مع رد المظالم و مخالفة الظالم و قسمة الفيء و الغنائم و أخذ الصدقات من مواضعها و وضعها في حقها...
🔗تحف العقول صفحه237
@Hadith1398
🔹از امام حسین علیه السلام نقل شده که امام علی علیه السلام فرمودند: اى مردم! از آنچه خدا دوستداران خود را بدان پند داده پند گيريد مانند بدگويى او از دانشمندان يهود، آنجا كه فرمايد: «چرا علماى ربانى و دانشمندان، آنان را از گفتار گناه آلود باز نمىدارند؟» [سوره مائده آيه 63] و میفرمايد: «از ميان فرزندان اسرائيل، آنان كه كفر ورزيدند، مورد لعنت قرار گرفتند... چه بد بود آنچه مىكردند» [سوره مائده آيه 78- 79].
🔹همانا، خداوند آنان را مورد نكوهش قرار داده به خاطر اينكه در ميان ستمكاران بودند و اعمال زشت و فاسد آنان را مشاهده مىكردند ولى به طمع آنچه كه داشتند و از بيم اينكه در محذور واقع شوند آنان را از آن اعمال نهى نمىكردند، با اينكه خدا مىفرمايد: «و از مردم نترسيد و از من بترسيد» [سوره مائده آيه 44]. و خدا مىفرمايد: «مردان و زنان با ايمان، دوستان يكديگرند، كه به كارهاى پسنديده امر میکنند و از كارهاى ناپسند نهی میکنند» [سوره توبه آيه 71].
🔹و خدا به امر به معروف و نهى از منكر به عنوان يك فريضه از جانب خود آغاز سخن كرده چرا كه مىدانست اگر اين فريضه به اجرا درآيد و برپا گردد، واجبات ديگر از هموار و دشوار برپا گردند؛ اين به خاطر آن است كه امر به معروف و نهى از منكر دعوت به اسلام است همراه با رد مظالم و مخالفت با ظالم و تقسيم بيت المال و غنائم جنگى و گرفتن صدقات [زكات] از محل خود و صرف آن در مورد خود.
🔸اعتبروا أيها الناس بما وعظ الله به أولياءه من سوء ثنائه على الأحبار إذ يقول لو لا ينهاهم الربانيون و الأحبار عن قولهم الإثم و قال لعن الذين كفروا من بني إسرائيل إلى قوله لبئس ما كانوا يفعلون و إنما عاب الله ذلك عليهم لأنهم كانوا يرون من الظلمة الذين بين أظهرهم المنكر و الفساد فلا ينهونهم عن ذلك رغبة فيما كانوا ينالون منهم و رهبة مما يحذرون و الله يقول- فلا تخشوا الناس و اخشون و قال المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر فبدأ الله بالأمر بالمعروف و النهي عن المنكر فريضة منه لعلمه بأنها إذا أديت و أقيمت استقامت الفرائض كلها هينها و صعبها و ذلك أن الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر دعاء إلى الإسلام مع رد المظالم و مخالفة الظالم و قسمة الفيء و الغنائم و أخذ الصدقات من مواضعها و وضعها في حقها...
🔗تحف العقول صفحه237
@Hadith1398
📝آیا امام حسین علیه السلام را شیعیان به شهادت رساندند؟
🔹برخی از عالمان اهل سنت با دفاع از یزید و سلب مسئولیت از وی، حادثه عاشورا را متوجه شیعیان کردهاند. آنچه در این یادداشت به آن پرداخته میشود، ارزیابی اجمالی و کوتاه از صحت و سقم این ادعاست.
🔸اصطلاح شیعه در اوایل لزوما به معنای امروزی شیعه نبوده؛ گاهی در کتب تاریخی درباره شخصی مینویسند "فلان یتشیع" در حالی که آن شخص از مسلمات هست که از مریدان ابوبکر و عمر بوده است. برخی از علماء رجال این تذکر را دادهاند که واژه شیعه در اوایل به معنای مرید علی و مخالف افرادی نظیر عثمان و معاویه و... بوده است. یعنی ممکن است شخصی حق خلافت را از آن ابوبکر و عمر بداند، اما باز هم در تاریخ نامش به عنوان شیعه ثبت شده باشد.
🔹مرحوم شیخ محمد تقی شوشتری در کتاب قاموس الرجال فصلی را در شرح این مدعا منعقد کرده و توضیح داده که واژه مرادف با شیعه امامی به معنای امروزی، "رافضی" یا "شیعه غالی" است که در کتب اهل سنت با این واژگان از امامیه تعبیر میشده. (رک به قاموس الرجال ج1 ص22) این نکته برای فهم دقیق نقلهای تاریخی درباره شیعیان، بسیار حائز اهمیت است و اگر در یک متن کهن تاریخی این واژه دیده شد، باید به سیر تطور معنای این واژه توجه لازم را داشت.
🔸بنابراین درباره این مساله که آیا شیعیان قاتلان اهل بیت بودهاند یا خیر؟ باید به این نکته مهم توجه کرد که آیا در آن زمان پیروی از اهل بیت، لزوما معلول پذیرفتن امامت خاصه آنها از سوی خداوند بود؟ یا بسیاری از اشراف عرب و مردم بر اساس تامین منافع خود به سمت اهل بیت گرایش پیدا میکردند؟ به عنوان نمونه در کتب تاریخی مانند ارشاد شیخ مفید این نکته ذکر شده است که نامه دعوت از امام حسین برای آمدن به کوفه، امضاء چند چهره سرشناس را داشت که دو نفر از آنها شبث بن ربعی و عمرو بن حجاج زبیدی بودهاند. (الارشاد ج2 ص38) اما هر دو در عاشورا حضور فعال داشتند.
🔹اما آیا شبث بن ربعی از امامیه بود؟ ابن حجر گفته شبث از مخضرمین بوده یعنی کسانی که هم جاهلیت و هم اسلام را درک کردهاند. (تقریب التهذیب ص263)اما بعد از پیامبر نیز گزارشی از حمایت وی از امام علی ثبت نشده و میدانیم که افراد معدودی که نامشان ثبت شده، پای بیعت خود در غدیر خم ماندند.
🔸شبث بن ربعی در همان زمان حکومت امام علی با ایشان زاویه جدی پیدا کرد و حتی شیخ طوسی (رجال شیخ طوسی ص68) و ذهبی در سیر اعلام النبلاء از پیوستن وی به خوارج گفتهاند که البته بنابر گفته ذهبی و ظاهر امر این است که شبث از این کار خود بعدا به ظاهر توبه کرده است. به هر حال شدت اختلاف شبث با امام علی، تا حدی بوده که گفته شده امام علی از خواندن نماز در چند مسجد نهی کردند که یکی از آن مساجد مسجد شبث بن ربعی بود. از برخی از نقلها فهمیده میشود که دلیل این نهی این بود که آنها بر خلاف بیعتشان با امام علی عمل کرده بودند و امام علی نیز حضور در مساجد آنها را بیعت با ایشان عنوان کرده. (ببینید روضة الواعظین ط قدیمه ج2 ص336)
🔹شبث بن ربعی و جمعی دیگر علی رغم دعوت امام حسین علیه السلام به کوفه، هم پشت حضرت مسلم را خالی کردند و وی را تنها گذاشتند و مردم را از دور او متفرق کردند (الارشاد ج2 ص53) و هم حضور فعال در صحنه نبرد عاشورا داشتند تا حدی که در برخی از نقلها فرماندهی هزار سواره نظام برای شبث ذکر شده (امالی شیخ صدوق ص155) و در برخی از گزارشها اساسا وی را فرمانده سواره نظام لشکر عمر بن سعد ثبت کردهاند. (الارشاد ج2 ص95) و نقل شده که بعد از عاشوراء، مسجد شبث بن ربعی را برای شادی از قتل امام حسین علیه السلام آباد کردند.(کافی ج3 ص490)
🔸بنابراین هر چند که اهل کوفه سپاهیان ابن زیاد را تشکیل دادند و امام حسین علیه السلام را به شهادت رساندند و کسانی مانند سلیمان بن صرد خزاعی که به امامت اهل بیت معتقد بودند، امام حسین علیه السلام را یاری نکردند و بعدها قیام توابین را تشکیل دادند، اما اینکه عدهای از نویسندگان اهل سنت (العواصم من القواصم ص232) تلاش کردهاند تا با توجیهات ضعیفی از یزید سلب مسئولیت کنند و شهادت امام حسین علیه السلام را متوجه ابن زیاد و شیعیان کنند، مخدوش است، چرا که ابن زیاد منصوب یزید بن معاویه بوده و دستور یزید از همان ابتداء چنانچه در نامه اش به والی مدینه آمده، بر این بوده که اگر امام حسین بیعت نکردند، به قتل برسند و به همین دلیل امام حسین از مدینه خارج شدند. جالب است که مولف العواصم من القواصم که سعی در سلب مسئولیت یزید از شهادت امام حسین کرده، نامه یزید به حاکم مدینه را در همان کتاب صفحه 235 نقل کرده است. هرچند این مطالب هرگز نافی مسئولیت شیعیان در قبال امام حسین علیه السلام و یاری نکردن وی نمیشود.
@Hadith1398
🔹برخی از عالمان اهل سنت با دفاع از یزید و سلب مسئولیت از وی، حادثه عاشورا را متوجه شیعیان کردهاند. آنچه در این یادداشت به آن پرداخته میشود، ارزیابی اجمالی و کوتاه از صحت و سقم این ادعاست.
🔸اصطلاح شیعه در اوایل لزوما به معنای امروزی شیعه نبوده؛ گاهی در کتب تاریخی درباره شخصی مینویسند "فلان یتشیع" در حالی که آن شخص از مسلمات هست که از مریدان ابوبکر و عمر بوده است. برخی از علماء رجال این تذکر را دادهاند که واژه شیعه در اوایل به معنای مرید علی و مخالف افرادی نظیر عثمان و معاویه و... بوده است. یعنی ممکن است شخصی حق خلافت را از آن ابوبکر و عمر بداند، اما باز هم در تاریخ نامش به عنوان شیعه ثبت شده باشد.
🔹مرحوم شیخ محمد تقی شوشتری در کتاب قاموس الرجال فصلی را در شرح این مدعا منعقد کرده و توضیح داده که واژه مرادف با شیعه امامی به معنای امروزی، "رافضی" یا "شیعه غالی" است که در کتب اهل سنت با این واژگان از امامیه تعبیر میشده. (رک به قاموس الرجال ج1 ص22) این نکته برای فهم دقیق نقلهای تاریخی درباره شیعیان، بسیار حائز اهمیت است و اگر در یک متن کهن تاریخی این واژه دیده شد، باید به سیر تطور معنای این واژه توجه لازم را داشت.
🔸بنابراین درباره این مساله که آیا شیعیان قاتلان اهل بیت بودهاند یا خیر؟ باید به این نکته مهم توجه کرد که آیا در آن زمان پیروی از اهل بیت، لزوما معلول پذیرفتن امامت خاصه آنها از سوی خداوند بود؟ یا بسیاری از اشراف عرب و مردم بر اساس تامین منافع خود به سمت اهل بیت گرایش پیدا میکردند؟ به عنوان نمونه در کتب تاریخی مانند ارشاد شیخ مفید این نکته ذکر شده است که نامه دعوت از امام حسین برای آمدن به کوفه، امضاء چند چهره سرشناس را داشت که دو نفر از آنها شبث بن ربعی و عمرو بن حجاج زبیدی بودهاند. (الارشاد ج2 ص38) اما هر دو در عاشورا حضور فعال داشتند.
🔹اما آیا شبث بن ربعی از امامیه بود؟ ابن حجر گفته شبث از مخضرمین بوده یعنی کسانی که هم جاهلیت و هم اسلام را درک کردهاند. (تقریب التهذیب ص263)اما بعد از پیامبر نیز گزارشی از حمایت وی از امام علی ثبت نشده و میدانیم که افراد معدودی که نامشان ثبت شده، پای بیعت خود در غدیر خم ماندند.
🔸شبث بن ربعی در همان زمان حکومت امام علی با ایشان زاویه جدی پیدا کرد و حتی شیخ طوسی (رجال شیخ طوسی ص68) و ذهبی در سیر اعلام النبلاء از پیوستن وی به خوارج گفتهاند که البته بنابر گفته ذهبی و ظاهر امر این است که شبث از این کار خود بعدا به ظاهر توبه کرده است. به هر حال شدت اختلاف شبث با امام علی، تا حدی بوده که گفته شده امام علی از خواندن نماز در چند مسجد نهی کردند که یکی از آن مساجد مسجد شبث بن ربعی بود. از برخی از نقلها فهمیده میشود که دلیل این نهی این بود که آنها بر خلاف بیعتشان با امام علی عمل کرده بودند و امام علی نیز حضور در مساجد آنها را بیعت با ایشان عنوان کرده. (ببینید روضة الواعظین ط قدیمه ج2 ص336)
🔹شبث بن ربعی و جمعی دیگر علی رغم دعوت امام حسین علیه السلام به کوفه، هم پشت حضرت مسلم را خالی کردند و وی را تنها گذاشتند و مردم را از دور او متفرق کردند (الارشاد ج2 ص53) و هم حضور فعال در صحنه نبرد عاشورا داشتند تا حدی که در برخی از نقلها فرماندهی هزار سواره نظام برای شبث ذکر شده (امالی شیخ صدوق ص155) و در برخی از گزارشها اساسا وی را فرمانده سواره نظام لشکر عمر بن سعد ثبت کردهاند. (الارشاد ج2 ص95) و نقل شده که بعد از عاشوراء، مسجد شبث بن ربعی را برای شادی از قتل امام حسین علیه السلام آباد کردند.(کافی ج3 ص490)
🔸بنابراین هر چند که اهل کوفه سپاهیان ابن زیاد را تشکیل دادند و امام حسین علیه السلام را به شهادت رساندند و کسانی مانند سلیمان بن صرد خزاعی که به امامت اهل بیت معتقد بودند، امام حسین علیه السلام را یاری نکردند و بعدها قیام توابین را تشکیل دادند، اما اینکه عدهای از نویسندگان اهل سنت (العواصم من القواصم ص232) تلاش کردهاند تا با توجیهات ضعیفی از یزید سلب مسئولیت کنند و شهادت امام حسین علیه السلام را متوجه ابن زیاد و شیعیان کنند، مخدوش است، چرا که ابن زیاد منصوب یزید بن معاویه بوده و دستور یزید از همان ابتداء چنانچه در نامه اش به والی مدینه آمده، بر این بوده که اگر امام حسین بیعت نکردند، به قتل برسند و به همین دلیل امام حسین از مدینه خارج شدند. جالب است که مولف العواصم من القواصم که سعی در سلب مسئولیت یزید از شهادت امام حسین کرده، نامه یزید به حاکم مدینه را در همان کتاب صفحه 235 نقل کرده است. هرچند این مطالب هرگز نافی مسئولیت شیعیان در قبال امام حسین علیه السلام و یاری نکردن وی نمیشود.
@Hadith1398
📝عاقبت عدم مخالفت با ظالم
🔹نقل شده که امام حسین علیه السلام خطاب به اصحاب خود و اصحاب حر در "بیضه"، ضمن حمد و ثنای خداوند فرمود:
"ای مردم ! رسول خدا(ص) فرمود: هر کسی سلطان جائری را ببیند که حرامهای خدا را حلال میکند و عهد او را میشکند و با سنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) مخالفت مینماید، با گناه در بین بندگان خدا و ظلم به آنان حکومت میکند، پس با کلمه ای یا کاری بر علیه او، او را نکوهش ننماید بر خداوند حق است که او را در قیامت با همان سلطان ظالم در یک مکان قرار دهد. آگاه باشید اینان (یزید و پیروانش) ملازم پیروی شیطان شده و پیروی خدای رحمان را ترک کردهاند و فساد را آشکار کردهاند و حدود الهی را تعطیل و بیت المال را منحصر به خود نمودهاند و حرام خدا را حلال کردهاند و من از هرکس دیگر سزاوارترم برای نکوهش و اعتراض به آنان."
🔸 انّ الحسین (علیه السلام) خطب اصحابه و اصحاب الحر بالبیضة فحمد الله و اثنی علیه ثم قال: "ایها الناس ! ان رسول الله (ص) قال: من رأی سلطانا جائرا مستحلا لحرم الله ناکثا لعهد الله مخالفا لسنة رسول الله (ص) یعمل فی عبادالله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بفعل و لا قول کان حقا علی الله أن یدخله مدخله، ألا و أن هولاء قد لزموا طاعة الشیطان و ترکوا طاعة الرحمن، و اظهروا الفساد، و عطلوا الحدود، و استأثروا بالفئ، و احلوا حرام الله و حرموا حلاله و أنا أحق من غیر..."
🔗تاریخ الطبری ج 4 ص 304 و الکامل فی التاریخ ج 4 ص 48
@Hadith1398
🔹نقل شده که امام حسین علیه السلام خطاب به اصحاب خود و اصحاب حر در "بیضه"، ضمن حمد و ثنای خداوند فرمود:
"ای مردم ! رسول خدا(ص) فرمود: هر کسی سلطان جائری را ببیند که حرامهای خدا را حلال میکند و عهد او را میشکند و با سنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) مخالفت مینماید، با گناه در بین بندگان خدا و ظلم به آنان حکومت میکند، پس با کلمه ای یا کاری بر علیه او، او را نکوهش ننماید بر خداوند حق است که او را در قیامت با همان سلطان ظالم در یک مکان قرار دهد. آگاه باشید اینان (یزید و پیروانش) ملازم پیروی شیطان شده و پیروی خدای رحمان را ترک کردهاند و فساد را آشکار کردهاند و حدود الهی را تعطیل و بیت المال را منحصر به خود نمودهاند و حرام خدا را حلال کردهاند و من از هرکس دیگر سزاوارترم برای نکوهش و اعتراض به آنان."
🔸 انّ الحسین (علیه السلام) خطب اصحابه و اصحاب الحر بالبیضة فحمد الله و اثنی علیه ثم قال: "ایها الناس ! ان رسول الله (ص) قال: من رأی سلطانا جائرا مستحلا لحرم الله ناکثا لعهد الله مخالفا لسنة رسول الله (ص) یعمل فی عبادالله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بفعل و لا قول کان حقا علی الله أن یدخله مدخله، ألا و أن هولاء قد لزموا طاعة الشیطان و ترکوا طاعة الرحمن، و اظهروا الفساد، و عطلوا الحدود، و استأثروا بالفئ، و احلوا حرام الله و حرموا حلاله و أنا أحق من غیر..."
🔗تاریخ الطبری ج 4 ص 304 و الکامل فی التاریخ ج 4 ص 48
@Hadith1398
📝بخشی از مواعظ حضرت عیسی در انجیل
🔹خوش به حال آنان كه به سبب پاكيزگى، دشنام شنوند؛ چرا كه به راستى، ملكوت آسمان از آن ايشان است.
خوشا به شما؛ آنگاه كه مورد حسادت و بد خواهى قرار بگيريد و درباره شما هر سخن زشت دروغينى گفته شود، در اين حال، خوشحال باشید چرا كه بى گمان پاداش شما، در آسمان فزونى يافته است.
🔹و حضرت عیسی فرمود: اى بندگان بد! مردمان را با گمان بد به آنان سرزنش مىكنيد و خود را با يقين به بدی خود مذمت نمىكنيد.
اى بندگان دنيا! دوست داريد كه در باره شما چيزى را كه نداريد، به نيكى بگويند و به آن مشهور شوید و مردم با انگشت به شما اشاره کنند...
🔸طوبى للمسبوبين من أجل الطهارة فإن لهم ملكوت السماء
طوبى لكم إذا حسدتم و شتمتم و قيل فيكم كل كلمة قبيحة كاذبة حينئذ فافرحوا و ابتهجوا فإن أجركم قد كثر في السماء
و قال يا عبيد السوء تلومون الناس على الظن و لا تلومون أنفسكم على اليقين يا عبيد الدنيا تحبون أن يقال فيكم ما ليس فيكم و أن يشار إليكم بالأصابع
🔗تحف العقول ص 501
@Hadith1398
🔹خوش به حال آنان كه به سبب پاكيزگى، دشنام شنوند؛ چرا كه به راستى، ملكوت آسمان از آن ايشان است.
خوشا به شما؛ آنگاه كه مورد حسادت و بد خواهى قرار بگيريد و درباره شما هر سخن زشت دروغينى گفته شود، در اين حال، خوشحال باشید چرا كه بى گمان پاداش شما، در آسمان فزونى يافته است.
🔹و حضرت عیسی فرمود: اى بندگان بد! مردمان را با گمان بد به آنان سرزنش مىكنيد و خود را با يقين به بدی خود مذمت نمىكنيد.
اى بندگان دنيا! دوست داريد كه در باره شما چيزى را كه نداريد، به نيكى بگويند و به آن مشهور شوید و مردم با انگشت به شما اشاره کنند...
🔸طوبى للمسبوبين من أجل الطهارة فإن لهم ملكوت السماء
طوبى لكم إذا حسدتم و شتمتم و قيل فيكم كل كلمة قبيحة كاذبة حينئذ فافرحوا و ابتهجوا فإن أجركم قد كثر في السماء
و قال يا عبيد السوء تلومون الناس على الظن و لا تلومون أنفسكم على اليقين يا عبيد الدنيا تحبون أن يقال فيكم ما ليس فيكم و أن يشار إليكم بالأصابع
🔗تحف العقول ص 501
@Hadith1398