کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
404 subscribers
9 photos
2 videos
10 files
33 links
Download Telegram
📝داستان مجالست مفضل بن عمر با کبوتر بازان و اعتراض برخی از متدینین

🔹نقل شده است که عدّه‌اى از اهل کوفه به امام صادق علیه السلام نامه نوشتند که مفضّل بن‌عمر با یک عدّه کبوتر باز و انسان‌های نا اهل و کسانی که شراب می‌نوشند، نشست و برخاست می‌کند. سزاوار است شما وی را از مجالست با اینگونه افراد منع کنید. امام صادق علیه السلام پس از خواندنِ آن نامه، نامه‌اى براى مفضّل نوشت و به همان‌ها داد و فرمود این نامه را به مفضل بدهید. آن افراد که در بین آنها زراره، ابوبصیر، محمد بن مسلم و حجر بن زائده حضور داشتند، نامه را به مفضل دادند. مفضل نامه را دید و خندید و برای آنها نامه را خواند که امام صادق علیه السلام نوشته بود: "بسم الله الرحمن الرحیم برای من فلان چیز و فلان چیز را بخر." و هیچ اشاره ای در نامه به درخواست آنها از امام برای توصیه به مفضل نشده بود. نامه را به زراره داد و زراره به محمد بن مسلم داد و همین طور همه با تعجب نامه را خواندند. مفضل گفت نظرتان چیست؟ آنها گفتند: این اشیاء گران قیمت است و پول زیادی لازم دارد. باید پیرامون آن ‌فکر کنیم و در صورت امکان فراهم و جمع‌آورى نموده به تو دهیم. قصد بازگشت داشتند که مفضل بن عمر آنها را به غذا دعوت کرد و اجازه نداد آنها بروند. تا آنها مشغول خوردن غذا بودند، مفضل نامه امام صادق را برای همان کبوتر بازان خواند و آنها نیز هر کدام به اندازه توانایی‌شان پولی دادند که در نهایت قبل از تمام شدن غذای آنها، دو هزار دینار و ده هزار درهم جمع شد. مفضل به آنها گفت از من می‌خواهید اینها را طرد کنم و با آنها نباشم؟ فکر می‌کنید خدا به نماز و روزه شما محتاج است؟

🔸قال نصر بن الصباح، رفعه، عن محمد بن سنان، أن عدة من أهل الكوفة كتبوا إلى الصادق (ع) فقالوا إن المفضل يجالس الشطار و أصحاب الحمام و قوما يشربون الشراب، فينبغي أن تكتب إليه و تأمره ألا يجالسهم، فكتب إلى المفضل كتابا و ختم و دفع إليهم، و أمرهم أن يدفعوا الكتاب من أيديهم إلى يد المفضل، فجاءوا بالكتاب إلى المفضل، منهم زرارة و عبد الله بن بكير و محمد بن مسلم و أبو بصير و حجر بن زائدة، و دفعوا الكتاب إلى المفضل ففكه و قرأه، فإذا فيه بسم الله الرحمن الرحيم اشتر كذا و كذا و اشتر كذا، و لم يذكر قليلا و لا كثيرا مما قالوا فيه، فلما قرأ الكتاب دفعه إلى زرارة و دفع زرارة إلى محمد بن مسلم حتى دار الكتاب إلى الكل فقال المفضل ما تقولون قالوا هذا مال عظيم حتى ننظر و نجمع و نحمل إليك لم ندرك إلا نراك بعد ننظر في ذلك، و أرادوا الانصراف، فقال المفضل حتى تغدوا عندي، فحبسهم لغدائه و وجه المفضل إلى أصحابه الذين سعوا بهم، فجاءوا فقرأ عليهم كتاب أبي عبد الله (ع)، فرجعوا من عنده و حبس المفضل هؤلاء ليتغدوا عنده فرجع الفتيان و حمل كل واحد منهم على قدر قوته ألفا و ألفين و أقل و أكثر، فحضروا أو أحضروا ألفي دينار و عشرة آلاف درهم قبل أن يفرغ هؤلاء من الغداة، فقال لهم المفضل: تأمروني أن أطرد هؤلاء من عندي، تظنون أن الله تعالى يحتاج إلى صلاتكم و صومكم.

🔗رجال الكشي ص327

#حدیث_روز
@Hadith1398
📝نماز اولین یکشنبه ماه ذی القعدة

🔹از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده که در اولین یکشنبه ماه ذی القعده خطاب به مردم فرمود: ای مردم! کدام یک از شما خواهان توبه کردن است؟ همه گفتند که طالب توبه هستند. پیامبر فرمود: غسل کنید و وضو بگیرید و چهار رکعت نماز بخوانید و در هر رکعت بعد از حمد، سه بار سوره توحید و یک بار سوره فلق و سوره ناس را بخوانید. سپس بعد از نماز 70 بار استغفار کنید و در نهایت بگویید: "لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم" و این دعا را بخوانید: "یا عَزِیزُ یا غَفَّارُ، اغْفِرْ لِی ذُنُوبِی وَ ذُنُوبَ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ فَإِنَّهُ لا یغْفِرُ الذُّنُوبَ الَّا انْتَ"
سپس پیامبر فرمود: هیچ بنده‌ای از بندگان امت من نیست که این عمل را انجام دهد مگر آنکه از آسمان نداء می آید: ای بنده خدا از ابتدا آغاز کن که توبه تو پذیرفته شده و گناهانت بخشیده شده است. و فرشته دیگری از زیر عرش نداء می‌دهد: ای بنده خدا بر تو و خانواده و نسلت مبارک باشد و منادی دیگری می گوید: ای بنده خدا دشمنانت روز قیامت از تو راضی می‌شوند و فرشته دیگری می‌گوید: ای بنده خدا در حالی که مومن هستی از دنیا می‌روی و دینت از تو سلب نمی‌شود و قبرت فراخ و نورانی می‌شود. و منادی دیگری می‌گوید: ای بنده پدر و مادرت از تو راضی می‌شوند هر چند قبلا از تو ناراضی بوده باشند و گناهان پدر و مادر و نسلت نیز بخشیده می‌شود در حالی که روزی تو در دنیا و آخرت زیاد است. و جبرئیل ندا می‌دهد: من به همراه فرشته مرگ می آیم تا با تو مدارا کند و مرگ سختی نداشته باشی و روح از جسدت با آرامش جدا شود.
گفتیم ای پیامبر خدا اگر بنده‌ای این عمل را در غیر از این ماه انجام دهد چه؟ فرمود: مثل همین است که گفتم و این را جبرئیل در معراج به من آموخت.

🔸وجدنا ذلك بخط الشيخ علي بن يحيى الخياط رحمه الله و غيره في كتب أصحابنا الإمامية و قد روينا عنه كلما رواه و خطه عندنا بذلك في إجازة تاريخها شهر ربيع الأول سنة تسع و ست مائة فقال ما هذا لفظه‌رَوَى أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي أُمَامَةَ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَوْمَ الْأَحَدِ فِي شَهْرِ ذِي الْقَعْدَةِ فَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ يُرِيدُ التَّوْبَةَ قُلْنَا كُلُّنَا نُرِيدُ التَّوْبَةَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ ع اغْتَسِلُوا وَ تَوَضَّئُوا وَ صَلُّوا أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ وَ اقْرَءُوا فِي كُلِّ رَكْعَةٍ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ مَرَّةً وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ الْمُعَوِّذَتَيْنِ مَرَّةً ثُمَّ اسْتَغْفِرُوا سَبْعِينَ مَرَّةً ثُمَّ اخْتِمُوا بِلَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ ثُمَّ قُولُوا يَا عَزِيزُ يَا غَفَّارُ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي وَ ذُنُوبَ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ ثُمَّ قَالَ ع مَا مِنْ عَبْدٍ مِنْ أُمَّتِي فَعَلَ هَذَا إِلَّا نُودِيَ مِنَ السَّمَاءِ يَا عَبْدَ اللَّهِ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَإِنَّكَ مَقْبُولُ التَّوْبَةِ مَغْفُورُ الذَّنْبِ وَ يُنَادِي مَلَكٌ مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ أَيُّهَا الْعَبْدُ بُورِكَ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَهْلِكَ وَ ذُرِّيَّتِكَ وَ يُنَادِي مُنَادٍ آخَرُ أَيُّهَا الْعَبْدُ تَرْضَى خُصَمَاؤُكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ يُنَادِي مَلَكٌ آخَرُ أَيُّهَا الْعَبْدُ تَمُوتُ عَلَى الْإِيمَانِ وَ لَا أَسْلِبُ مِنْكَ الدِّينَ وَ يُفْسَحُ فِي قَبْرِكَ وَ يُنَوَّرُ فِيهِ وَ يُنَادِي مُنَادٍ آخَرُ أَيُّهَا الْعَبْدُ يَرْضَى أَبَوَاكَ وَ إِنْ كَانَا سَاخِطَيْنِ وَ غُفِرَ لِأَبَوَيْكَ ذَلِكَ وَ لِذُرِّيَّتِكَ وَ أَنْتَ فِي سَعَةٍ مِنَ الرِّزْقِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ يُنَادِي جَبْرَئِيلُ ع أَنَا الَّذِي آتِيكَ مَعَ مَلَكِ الْمَوْتِ ع أَنْ يَرْفُقَ بِكَ وَ لَا يَخْدِشَكَ أَثَرُ الْمَوْتِ إِنَّمَا تَخْرُجُ الرُّوحُ مِنْ جَسَدِكَ سَلًّا [سَلَاماً] قُلْنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ عَبْداً يَقُولُ فِي غَيْرِ الشَّهْرِ فَقَالَ ع مِثْلَ مَا وَصَفْتُ وَ إِنَّمَا عَلَّمَنِي جَبْرَئِيلُ ع هَذِهِ الْكَلِمَاتِ أَيَّامَ اللَّهِ رَبِّي [أُسْرِيَ بِي]

🔗اقبال الإعمال ج۱ ص ۳۰۸

#حدیث_روز

@Hadith1398
📝حقوق متقابل والی و مردم

🔹پس، خداى سبحان برخى از حقوق خود را براى بعضى از مردم واجب كرد، و آن حقوق را در برابر هم گذاشت، كه برخى از حقوق برخى ديگر را واجب گرداند، و حقّى بر كسى واجب نمى شود مگر همانند آن را انجام دهد. و در ميان حقوق الهى، بزرگ ترين حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است، حق واجبى كه خداى سبحان، بر هر دو گروه لازم شمرد، و آن را عامل پايدارى پيوند ملّت و رهبر، و عزّت دين قرار داد. پس رعيّت اصلاح نمى شود جز آن كه زمامداران اصلاح گردند، و زمامداران اصلاح نمى شوند جز با درستكارى رعيّت. و آنگاه كه مردم حق رهبرى را اداء كنند، و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزّت يابد، و راه هاى دين پديدار و نشانه هاى عدالت بر قرار، و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پايدار گردد، پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حكومت اميدوار و دشمن در آرزوهايش مأيوس مى گردد.
امّا اگر مردم بر حكومت چيره شوند، يا زمامدار بر رعيّت ستم كند، وحدت كلمه از بين مى رود، نشانه هاى ستم آشكار، و نيرنگ بازى در دين فراوان مى گردد، و راه گسترده سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم متروك، هوا پرستى فراوان، احكام دين تعطيل، و بيمارى هاى دل فراوان شود. مردم از اينكه حقّ بزرگى فراموش مى شود، يا باطل خطرناكى در جامعه رواج مى يابد، احساس نگرانى نمى كنند پس در آن زمان نيكان خوار، و بدان قدرتمند مى شوند، و كيفر الهى بر بندگان بزرگ و دردناك خواهد بود.

🔸ثم جعل سبحانه من حقوقه حقوقا افترضها لبعض الناس على بعض فجعلها تتكافأ في وجوهها و يوجب بعضها بعضا و لا يستوجب بعضها إلا ببعض. و أعظم ما افترض سبحانه من تلك الحقوق حق الوالي على الرعية و حق الرعية على الوالي فريضة فرضها الله سبحانه لكل على كل فجعلها نظاما لألفتهم و عزا لدينهم فليست تصلح الرعية إلا بصلاح الولاة و لا تصلح الولاة إلا باستقامة الرعية فإذا أدت الرعية إلى الوالي حقه و أدى الوالي إليها حقها عز الحق بينهم و قامت مناهج الدين و اعتدلت معالم العدل و جرت على أذلالها السنن فصلح بذلك الزمان و طمع في بقاء الدولة و يئست مطامع الأعداء. و إذا غلبت الرعية واليها أو أجحف الوالي برعيته اختلفت هنالك‏ الكلمة و ظهرت معالم الجور و كثر الإدغال في الدين و تركت محاج السنن فعمل بالهوى و عطلت الأحكام و كثرت علل النفوس فلا يستوحش لعظيم حق عطل و لا لعظيم باطل فعل فهنالك تذل الأبرار و تعز الأشرار و تعظم تبعات الله سبحانه عند العباد.

🔗نهج البلاغه خطبه216

#حدیث_روز

@Hadith1398
📝حقیقت زهد

🔹روایت شده که از حضرت صادق علیه السلام درباره حقیقت زهد در دنیا سوال شد، ایشان فرمودند که خداوند زهد را در قرآن تعریف کرده است؛ لکیلا تاسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم یعنی (این حقیقت را که همه مصائب عالَم در کتابی ثبت شده یادآور شدیم) تا بر نعمت‌هایی که از دست داده‌اید اندوه مخورید و از آنچه خداوند به شما ارزانی کرده، شادمان نشوید (که خدا هیچ متکبر فخر فروشی را دوست ندارد.)

🔸حدثنا محمد بن موسى بن المتوكل قال حدثنا سعد بن عبد الله قال حدثنا القاسم بن محمد الأصبهاني عن سليمان بن داود المنقري عن حفص بن غياث النخعي القاضي قال: قلت للصادق جعفر بن محمد ع ما الزهد في الدنيا فقال قد حد الله عز و جل ذلك في كتابه فقال لكيلا تأسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم‏
.
🔗امالی شیخ صدوق مجلس90

#حدیث_روز
@Hadith1398
شغل اصحاب.pdf
439.7 KB
📝مشاغل و حِرَف اصحاب و راویان ائمه اطهار علیهم السلام تا پایان غیبت صغری

🖌مجید افلاکیان (کارشناس ارشد تاریخ تشیع موسسه امام خمینی) و مهدی پیشوایی (مدیر پژوهشی گروه تاریخ موسسه امام خمینی)

🔹سفارش اهل بیت (علیهم السلام) به کسب و کار و نهی از بیکاری و بطالت، از نکات مهم تاثیرگذار در زندگی شیعیان در عصر حضور ائمه اطهار بوده است. شیعیان به شغل و گونه‌ای به کسب روزی حلال اهتمام داشتند که شهرت برخی از آنها به شغل‌شان است. هرچند به سبب کمبود منابع، دستیابی به شغل تمام اصحاب ائمه دشوار است اما در این نوشتار سعی شده تا با استقرای کافی و بررسی گسترده، به شغل اصحاب امامان و فضای اقتصادی دوره ائمه و وضعیت شیعیان در آن دوره، دست یابد. بر اساس این استقراء یاران و راویان ائمه اطهار، شغل‌های متنوعی داشتند که نشان دهنده حضور آنان در عرصه اقتصادی است. از سوی دیگر آنان در کنار شغل و پیشه عادی، حامل علوم و معارف اهل بیت علیهم السلام بودند و بعضی از آنان حافظ هزاران حدیث بودند و حتی برخی از آنان به مرتبه فقاهت و اجتهاد رسیده بودند.

👈متن کامل را در فایل مطالعه کنید.
@Hadith1398
📝کرامتی از حضرت رضا علیه السلام و آثار زیارتشان

🔹در کتاب عیون اخبار الرضا آمده است وقتی امام رضا علیه السلام از نیشابور به طرف خراسان حرکت کردند، نزدیک روستایی به نام حمراء رسیدند. اصحاب عرض کردند هنگام نماز ظهر شده است حضرت پیاده شدند و فرمودند مقداری آب بیاورید. اصحاب عرض کردند: آبی به همراه نداریم. حضرت با دستشان روی زمین به حالت جستجو کردن دست کشیدند و از زمین چشمه‌ای پدیدار شد که ایشان و اصحاب‌شان همگی وضو گرفتند. راویِ این روایت می‌گوید: هنوز اثر این چشمه در این مکان موجود است. سپس به مکانی به نام سناباد رفتند و به کوهی تکیه دادند که از این کوه مردم سنگ می‌تراشیدند و با آن ظرف می‌ساختند. حضرت دعا فرمودند: خدایا این کوه را نافع قرار بده و به طعامی که در این ظروف طبخ می‌شود برکت بده. سپس دستور دادند مقداری از سنگ کوه را برای ایشان تراشیدند و برای ایشان ظرف درست کردند و دستور فرمودند: که همیشه در این ظرف ها برای ایشان غذا طبخ کنند البته حضرت همیشه کم خوراک بودند.
از این روز به بعد مردم به این کوه روی آوردند و برکت دعای حضرت پدیدار شد. سپس حضرت از انجا حرکت کردند و به خانه حمید بن قحطبه طایی رفته و به مقبره‌ای که قبر هارون در آنجا بود رفتند و با دستشان کنار قبر هارون خطی کشیدند و فرمودند:

💬این جا قبر من خواهد بود و در این جا دفن خواهم شد و خداوند این مکان را محل رفت و آمد شیعیان من و کسانی که دوست دار من هستند قرار خواهد داد. به خدا قسم هر زائری از شیعیان یا محبان من به اینجا بیاد و سلام بدهد خداوند ببخش و غفران و رحمت خودش را بواسطه ی شفاعت ما اهل بیت نصیبش خواهد کرد سپس رو به قبل نماز خواندند و ادعیه ای خواندند دعاهای حضرت که تمام شد به سجده رفتند وسجده ی طولانی کردند راوی می گوید من شمردم حضرت پانصد مرتبه سبحان الله گفتند و برخاستند.


🔸تمِيمٌ الْقُرَشِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ الْأَنْصَارِيِّ عَنِ الْهَرَوِيِّ قَالَ: لَمَّا خَرَجَ الرِّضَا عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ع مِنْ نَيْسَابُورَ إِلَى الْمَأْمُونِ فَبَلَغَ قُرْبَ الْقَرْيَةِ الْحَمْرَاءِ قِيلَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَدْ زَالَتِ الشَّمْسُ أَ فَلَا تُصَلِّي فَنَزَلَ ع فَقَالَ ائْتُونِي بِمَاءٍ فَقِيلَ مَا مَعَنَا مَاءٌ فَبَحَثَ ع بِيَدِهِ الْأَرْضَ فَنَبَعَ مِنَ الْمَاءِ مَا تَوَضَّأَ بِهِ هُوَ وَ مَنْ مَعَهُ وَ أَثَرُهُ بَاقٍ إِلَى الْيَوْمِ فَلَمَّا دَخَلَ سَنَابَادَ أسند [اسْتَنَدَ] إِلَى الْجَبَلِ الَّذِي يُنْحَتُ مِنْهُ الْقُدُورُ فَقَالَ اللَّهُمَّ انْفَعْ بِهِ وَ بَارِكْ فِيمَا يُجْعَلُ فِيمَا يُنْحَتُ مِنْهُ ثُمَّ أَمَرَ ع فَنُحِتَ لَهُ قُدُورٌ مِنَ الْجَبَلِ وَ قَالَ لَا يُطْبَخُ مَا آكُلُهُ إِلَّا فِيهَا وَ كَانَ ع خَفِيفَ الْأَكْلِ قَلِيلَ الطَّعْمِ فَاهْتَدَى النَّاسُ إِلَيْهِ مِنْ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ ظَهَرَتْ بَرَكَةُ دُعَائِهِ ع فِيهِ ثُمَّ دَخَلَ دَارَ حُمَيْدِ بْنِ قَحْطَبَةَ الطَّائِيِّ وَ دَخَلَ الْقُبَّةَ الَّتِي فِيهَا قَبْرُ هَارُونَ الرَّشِيدِ ثُمَّ خَطَّ بِيَدِهِ إِلَى جَانِبِهِ ثُمَّ قَالَ هَذِهِ تُرْبَتِي وَ فِيهَا أُدْفَنُ وَ سَيَجْعَلُ اللَّهُ هَذَا الْمَكَانَ مُخْتَلَفَ شِيعَتِي وَ أَهْلِ مَحَبَّتِي وَ اللَّهِ مَا يَزُورُنِي مِنْهُمْ زَائِرٌ وَ لَا يُسَلِّمُ عَلَيَّ مِنْهُمْ مُسَلِّمٌ إِلَّا وَجَبَ لَهُ غُفْرَانُ اللَّهِ وَ رَحْمَتُهُ بِشَفَاعَتِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ ثُمَّ اسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ وَ صَلَّى رَكَعَاتٍ وَ دَعَا بِدَعَوَاتٍ فَلَمَّا فَرَغَ سَجَدَ سَجْدَةً طَالَ مَكْثُهُ فَأَحْصَيْتُ لَهُ فِيهَا خَمْسَمِائَةَ تَسْبِيحَةٍ ثُمَّ انْصَرَف

🔗عیون اخبار الرضا ج 2 ص 137

#حدیث_روز

@Hadith1398
📝علت مخالفت حضرت رضا با شیوه حکمرانی مامون خلیفه عباسی

🔹 نقل شده که هرگاه حضرت رضا عليه السلام خلوت مى‌كرد تمامى كارگزاران و خدمتكاران خويش را از صغير و كبير گرد خود جمع مي‌كرد و براى آنان سخن مي‌گفت و با آنان گفتگو مي‌نمود و انس مي‌گرفت و هم صحبت مى‌شد، و روش آن حضرت در هنگام صرف غذا اين بود كه همه را سر يك سفره مي‌خواند، و همه را حتى تيمارگر اسب و حجامت كُن را سر سفره حاضر مي‌ساخت.

🔹ياسر خادم می‌گويد: روزى ما با حضرت بوديم كه ناگهان صداى قفل درى كه از قصر مأمون به منزل حضرت باز مي‌شد شنيديم و امام فرمود: برخيزيد و متفرق شويد. ما برخاستيم و مأمون با نامه‌اى بلند كه در دست داشت وارد شد. حضرت خواست برخيزد و احترام كند، مأمون قسم داد كه شما را به حق پيغمبر صلى الله عليه و آله بلند نشوید. آنگاه آمد و روى حضرت را بوسيد و در مقابلش روى تشك نشست، و نامه را خواند و در آن خبر فتح پاره‌اى از قريه‌هاى كابل بود و نوشته بود كه ما قلعه فلان را فتح کردیم و چنان و چنين کردیم.

🔹وقتی مامون از خواندن نامه فارغ شد، حضرت به او فرمود: آيا فتح قريه‌اى از قريه‌هاى اهل شرك تو را خشنود مى‌كند؟ مأمون گفت: آيا در اين فتح، سرور و خوشحالى نيست؟ امام فرمود: اى امير از خدا بترس و احوال امت محمد صلى الله عليه و آله و مأموريتى را كه خدا به تو داده، مراعات کن. سرزمين‌هایى را كه بر آنها حكومت دارى، ضايع گذاشته‌اى و به امورشان رسيدگى نمي‌كنى و آن را به عهده ديگران محول كرده‌اى، و آنان به خلاف آنچه خدا فرموده، بر اين امت حكومت مى‌كنند و به كلى از مدينه دار الهجرة غافل شده‌اى كه آن مهبط و محل ريزش رحمت و نزول وحى است و اولاد مهاجر و انصار در آنجا مظلوم واقع شده‌اند و به آنان مرتب ظلم و ستم مى‌شود و دادرسى ندارند و كسانى كه بر آنان مسلط مي‌باشند ملاحظه و رعايت هيچ گونه پيمان و عهدى نه با خدا و نه با خلق نمي‌كنند.

🔹 روزگارى بر مردم مظلوم آنجا مي‌گذرد كه كاملا در مشقت و بدبختى زندگی می‌کنند و از نفقه و مخارج خود عاجزند، و كسى را پیدا نمی‌کنند كه از حال‌شان نزد او شكايت كنند، و دست آنان به تو هم نمى‌رسد. اى امير از خدا بترس و به امور مسلمانان رسيدگى کن و نظرى به خانه نبوت و مركز مهاجرين و انصار بينداز. آيا نمي‌دانى كه والى و سرپرست مسلمين حكمش حكم عمود خيمه است که هر كس بخواهد می‌تواند آن را بگيرد؟!

🔸حدثنا حمزة بن محمد بن أحمد بن جعفر بن محمد بن زيد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب بقم في رجب سنة تسع و ثلاثين و ثلاثمائة قال أخبرني علي بن إبراهيم بن هاشم فيما كتب إلي سنة سبع و ثلاثمائة قال حدثني ياسر الخادم قال: كان الرضا ع إذا كان خلا جمع حشمه كلهم عنده الصغير و الكبير فيحدثهم و يأنس بهم و يؤنسهم و كان ع إذا جلس على المائدة لا يدع صغيرا و لا كبيرا حتى السائس و الحجام إلا أقعده معه على مائدته قال ياسر الخادم فبينا نحن عنده يوما إذ سمعنا وقع القفل الذي كان على باب المأمون إلى دار أبي الحسن ع فقال لنا الرضا ع قوموا تفرقوا فقمنا عنه فجاء المأمون و معه كتاب طويل فأراد الرضا ع أن يقوم فأقسم عليه المأمون بحق رسول الله ص ألا يقوم إليه ثم جاء حتى انكب على أبي الحسن ع و قبل وجهه و قعد بين يديه على وسادة فقرأ ذلك الكتاب عليه فإذا هو فتح لبعض قرى كابل فيه إنا فتحنا قرية كذا و كذا فلما فرغ قال له الرضا ع و سرك فتح قرية من قرى الشرك فقال له المأمون أ و ليس في ذلك سرور فقال يا أمير المؤمنين اتق الله في أمة محمد ص و ما ولاك الله من هذا الأمر و خصك به فإنك قد ضيعت أمور المسلمين و فوضت ذلك إلى غيرك يحكم فيهم بغير حكم الله و قعدت في هذه البلاد و تركت بيت الهجرة و مهبط الوحي و إن المهاجرين و الأنصار يظلمون دونك و لا يرقبون في مؤمن إلا و لا ذمة و يأتي على المظلوم دهر يتعب فيه نفسه و يعجز عن نفقته و لا يجد من يشكو إليه حاله و لا يصل إليك فاتق الله يا أمير المؤمنين في أمور المسلمين و ارجع إلى بيت النبوة و معدن المهاجرين و الأنصار أ ما علمت يا أمير المؤمنين أن والي المسلمين مثل العمود في وسط الفسطاط من أراده أخذه...

🔗 عيون أخبار الرضا عليه السلام ج2 ص 160

@Hadith1398
📝گزارشی از حلم امیرالمومنین علیه السلام

🔹امیرالمومنین از کنار خرمافروشان رد می شدند که کنیزی گریه می‌کرد. حضرت علت گریه او را جویا شدند.
کنیز گفت: مولای من با درهمی من را برای خرید خرما فرستاد. من نیز از این مرد خرما خریدم و آن را برای ایشان بردم ولی آنها خرما را نپسندیدند. این مرد نیز خرما را پس نمی‌گیرد.
حضرت به خرمافروش فرمودند: این خادم است و خودش اختیار ندارد. خرما را بگیر و درهم او را بازگردان.
مرد خرمافروش به پا خاست و با مشت به سینه حضرت زد. مردم به او گفتند که او امیرالمومنین است.
نفس مرد به شماره افتاد و رنگش زرد شد. خرما را گرفت و درهم را به کنیز بازگرداند.
خرمافروش به حضرت عرض کرد: یا امیرالمونین از من راضی باشید.
حضرت فرمودند: آنچه من را راضی می‌کند این است که کار خود را اصلاح کنی.

🔸روی أنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع مَرَّ بِأَصْحَابِ التَّمْرِ فَإِذَا هُوَ بِجَارِيَةٍ تَبْكِي فَقَالَ يَا جَارِيَةُ مَا يُبْكِيكِ فَقَالَتْ بَعَثَنِي مَوْلَايَ بِدِرْهَمٍ فَابْتَعْتُ مِنْ هَذَا تَمْراً فَأَتَيْتُهُمْ بِهِ فَلَمْ يَرْضَوْهُ فَلَمَّا أَتَيْتُهُ بِهِ أَبَى أَنْ يَقْبَلَهُ قَالَ يَا عَبْدَ اللَّهِ إِنَّهَا خَادِمٌ وَ لَيْسَ لَهَا أَمْرٌ فَارْدُدْ إِلَيْهَا دِرْهَمَهَا وَ خُذِ التَّمْرَ فَقَامَ إِلَيْهِ الرَّجُلُ فَلَكَزَهُ فَقَالَ النَّاسُ هَذَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ فَرَبَا الرَّجُلُ‏ وَ اصْفَرَّ وَ أَخَذَ التَّمْرَ وَ رَدَّ إِلَيْهَا دِرْهَمَهَا ثُمَّ قَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ارْضَ عَنِّي فَقَالَ مَا أَرْضَانِي عَنْكَ إِنْ أَصْلَحْتَ أَمْرَكَ.

🔗مناقب ابن شهرآشوب، ج2، ص 112
@Hadith1398
📝متهم‌ نکردن مسلمان به شرک و نفاق

🔹نقل شده که امام علی علیه السلام هیچ وقت به کسانی که با آنها جنگید، نسبت شرک و نفاق نداد ولی می‌گفت: آنها برادران ما هستند که علیه ما شورش کردند.

🔸جَعْفَرٌ، عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَنَّ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلَامُ لَمْ يَكُنْ يَنْسُبُ أَحَداً مِنْ أَهْلِ حَرْبِهِ إِلَى الشِّرْكِ وَ لَا إِلَى النِّفَاقِ، وَ لَكِنَّهُ كَانَ يَقُولُ: "هُمْ إِخْوَانُنَا بَغَوْا عَلَيْنا"

🔗قرب الاسناد، ص۹۴

@Hadith1398
📝هشداری درباره‌ی تبعیت از غیر معصوم

🔹از ابوحمزه ثمالی نقل شده که امام صادق علیه السلام به وی گفت: از ریاست به شدت پرهیز کن! و از اینکه به دنبال دیگران بروی اجتناب کن! گفتم فدایت شوم، پرهیز از ریاست را متوجه شدم اما اینکه دنبال دیگران می‌روم برای این است که دو سوم از دانشی را که دارم به دلیل این است که از دیگران آموخته‌ام. امام صادق فرمود: منظورم این امری که فکر کردی نبود؛ مواظب باش که مردی غیر از حجت خدا را به عنوان امام خودت در نظر بگیری و هر آنچه را که می‌گوید، تصدیق کنی.

🔗کافی جلد 2 صفحه 298
@Hadith1398
📝نظر استاد مطهری درباره نسبت کثرت طلاق به حضرت مجتبی علیه السلام

🔹در برخی از روایات، حضرت مجتبی علیه السلام مطلاق (کسی که زیاد طلاق می‌دهد) عنوان شده است. به عنوان نمونه در کتاب کافی ج۶ ص۵۶ دو روایت درباره کثرت طلاق حضرت مجتبی علیه السلام نقل شده با این مضمون که امام علی علیه السلام در بالای منبر فرمودند که "دخترتان را به ازدواج فرزندم حسن درنیاورید چون که او زیاد طلاق می‌دهد."

🔸این نقل با نصوص متعدد دیگر در مذمت طلاق و خصوصا شخص مطلاق سازگاری ندارد. در حاشیه کتاب کافی چاپ دار الحدیث ج۱۱ ص۴۶۸ نظرات مختلفی را پیرامون این روایت جمع آوری کرده‌اند که یکی از آنها جعلی بودن این روایات است. استاد مطهری از جمله کسانی است که توضیحات نسبتا مبسوطی را در راستای جعلی بودن این اتهام داده‌اند. آنچه در ادامه ذکر می‌شود توضیحات ایشان پیرامون این نسبت در کتاب "فقه و حقوق" است.

💬لازم است به يك شايعۀ بى‌اساس كه دست جنايتكار خلفاى عباسى آن را به وجود آورده و در ميان عموم مردم شهرت يافته، اشارۀ مختصر بكنم. در ميان عموم مردم شهرت يافته و در بسيارى از كتابها نوشته شده كه امام مجتبى فرزند برومند امير المؤمنين عليه السلام از كسانى بوده كه زياد زن مى‌گرفته و طلاق مى‌داده است.

💬چون ريشۀ اين شايعه تقريباً از يك قرن بعد از وفات امام بوده است به همه جا پخش شده است و دوستان آن حضرت نيز [آن را پذيرفته‌اند] بدون تحقيق در اصل مطلب و بدون توجه به اينكه اين كار از نظر اسلام يك كار مبغوض و منفورى است و شايستۀ مردم عياش و غافل است نه شايستۀ مردى كه يكى از كارهايش اين بود كه پياده به حج مى‌رفت، متجاوز از بيست بار تمام ثروت و دارايى خود را با فقرا تقسيم كرد و نيمى را خود برداشت و نيم ديگر را به فقرا و بيچارگان بخشيد، تا چه رسد به مقام اقدس امامت و طهارت آن حضرت.

💬چنانكه مى‌دانيم در گردش خلافت از امويان به عباسيان، بنى الحسن يعنى فرزندزادگان امام حسن با بنى العباس همكارى داشتند، اما بنى الحسين يعنى فرزندزادگان امام حسين- كه در رأس آنها در آن وقت امام صادق بود- از همكارى با بنى العباس خوددارى كردند. بنى العباس با اينكه در ابتدا خود را تسليم و خاضع نسبت به بنى الحسن نشان مى‌دادند و آنها را از خود شايسته‌تر مى‌خواندند، در پايان كار به آنها خيانت كردند و اكثر آنها را با قتل و حبس از ميان بردند.

💬بنى العباس براى پيشبرد سياست خود شروع كردند به تبليغ عليه بنى الحسن. از جمله تبليغات نارواى آنها اين بود كه گفتند ابو طالب- كه جد اعلاى بنى الحسن و عموى پيغمبر است- مسلمان نبود و كافر از دنيا رفت و اما عباس كه عموى ديگر پيغمبر است وجد اعلاى ماست مسلمان شد و مسلمان از دنيا رفت. پس ما كه اولاد عموى مسلمان پيغمبريم از بنى الحسن كه اولاد عموى كافر پيغمبرند براى خلافت شايسته تريم. در اين راه پولها خرج كردند و قصه‌ها جعل كردند.

💬موضوع دومى كه بنى العباس عليه بنى الحسن عنوان كردند اين بود كه گفتند نياى بنى الحسن بعد از پدرش على به خلافت رسيد و اما چون مرد عياشى بود و به زنان سرگرم بود و كارش زن گرفتن و زن طلاق دادن بود از عهده برنيامد؛ از معاويه كه رقيب سرسختش بود پول گرفت و سرگرم عياشى و زن گرفتن و طلاق دادن شد و خلافت را به معاويه واگذار كرد.

💬خوشبختانه محققان با ارزش عصر اخير در اين زمينه تحقيقاتى كرده و ريشۀ اين دروغ را پيدا كرده‌اند. ظاهراً اول كسى كه اين سخن از او شنيده شده است قاضى انتصابى منصور دوانيقى بوده كه به امر منصور مأمور بوده اين شايعه را بپراكند. به قول يكى از مورخان: اگر امام حسن اينهمه زن گرفته است، پس فرزندانش كجا هستند؟! چرا عدد فرزندان امام اين قدر كم بوده است؟ امام كه عقيم نبوده و از طرفى رسم جلوگيرى يا سقط جنين هم كه معمول نبوده است.

💬من از ساده‌دلى بعضى از ناقلان حديث شيعى مذهب تعجب مى‌كنم كه از طرفى از پيغمبر اكرم و ائمۀ اطهار اخبار و احاديث بسيار زيادى روايت مى‌كنند كه خداوند دشمن مى‌دارد يا لعنت مى‌كند مردمان بسيار طلاق را، پشت سرش مى‌نويسند: امام حسن مرد بسيار طلاقى بوده.

💬اين اشخاص فكر نكرده‌اند كه يكى از سه راه را بايد انتخاب كنند: يا بگويند طلاق عيب ندارد و خداوند مرد بسيار طلاق را دشمن نمى‌دارد، يا بگويند امام حسن مرد بسيار طلاق نبوده است، يا بگويند- العياذ باللّٰه- امام حسن پابند دستورهاى اسلام نبوده است. اما اين آقايان محترم از يك طرف احاديث مبغوضيت طلاق را صحيح و معتبر مى‌دانند و از طرف ديگر نسبت به مقام قدس امام حسن خضوع و تواضع مى‌كنند و از طرف ديگر نسبت بسيار طلاقى را براى امام حسن نقل مى‌كنند و بدون اينكه انتقاد كنند از آن مى‌گذرند.

🔗مجموعه آثار شهید مطهری ج۱۹، ص۲۵۵

@Hadith1398
📝تاثیر امامت امام در عبودیت‌شان

🔹از هارون بن فضل نقل شده که گفت: در همان روزی که حضرت جواد از دنیا رفتند، حضرت هادی را دیدم. حضرت هادی فرمود: انا لله و انا الیه راجعون، پدرم از دنیا رفت. به ایشان عرض شد چگونه فهمیدید که ایشان از دنیا رفته‌اند؟ فرمود: خودم را چنان در محضر خداوند ذلیل و کوچک می‌بینم که قبلا این چنین نبودم.

🔸علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي الْفَضْلِ الشَّهْبَانِي عَنْ هَارُونَ بْنِ الْفَضْلِ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ فِي الْيَوْمِ الَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَقَالَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ مَضَى أَبُو جَعْفَرٍ ع فَقِيلَ لَهُ وَ كَيْفَ عَرَفْتَ قَالَ لِأَنَّهُ تَدَاخَلَنِي ذِلَّةٌ لِلَّهِ لَمْ أَكُنْ أَعْرِفُهَا.

🔗الكافي جلد1 صفحه381
@Hadith1398
قیافه_شناس_ها_و_امام_جواد_علیه_السلام.pdf
245.1 KB
📝قیافه شناس‌ها و امام جواد علیه السلام
🖌#محسن_سلیمانی طلبه مقطع خارج فقه و اصول

🔹در برخی از روایات، رنگ چهره حضرت جواد علیه السلام تیره عنوان شده و گفته شده که همین امر سبب بیان اتهاماتی به حضرت رضا علیه السلام و تشکیک در نسبت امام جواد علیه السلام با پدر بزرگوارشان شده که البته در نهایت این شک برای تشکیک کنندگان نیز طی ماجرای جالبی که حضرت جواد به قیافه شناس‌ها عرضه شده، برطرف شده. ولی آیا این نقل تاریخی معتبر است و واقعا رنگ پوست حضرت، تیره بوده است؟ آیا رنگ پوست ایشان با سایر ائمه متفاوت بوده تا نسبت ایشان با پدر بزرگوارشان مورد تشکیک واقع شود؟

👈متن کامل را در فایل مطالعه کنید
@Hadith1398
📝دو توصیه حضرت عیسی به حواریون

🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: حواریون نزد حضرت عیسی آمدند و گفتند: ای معلم نیکی، ما را راهنمایی کن. حضرت عیسی به آنها فرمود: کلیم الله موسی به شما امر کرد که به نام خداوند قسم دروغ نخورید و من شما را امر می‌کنم که به نام خدا نه قسم دروغ و نه قسم راست بخورید.
حواریون گفتند: بیشتر به علم ما اضافه کن. حضرت عیسی فرمود: پیامبر خدا موسی به شما امر کرد که زنا نکنید و من به شما امر می‌کنم که فکر زنا هم نکنید تا چه رسد به اینکه زنا کنید. چرا که کسی که نزد خودش فکر زنا کند، مانند کسی است که در خانه‌ای پر زینت، آتش روشن کند؛ دود آن آتش آن زیبایی‌ها را از بین می‌برد هر چند که آن خانه آتش نگیرد.

🔸علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ الْكُوفِيِّ جَمِيعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: اجْتَمَعَ الْحَوَارِيُّونَ إِلَى عِيسَى ع فَقَالُوا لَهُ يَا مُعَلِّمَ الْخَيْرِ أَرْشِدْنَا فَقَالَ لَهُمْ إِنَّ مُوسَى كَلِيمَ اللَّهِ ع أَمَرَكُمْ أَنْ لَا تَحْلِفُوا بِاللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَاذِبِينَ وَ أَنَا آمُرُكُمْ أَنْ لَا تَحْلِفُوا بِاللَّهِ كَاذِبِينَ وَ لَا صَادِقِينَ قَالُوا يَا رُوحَ اللَّهِ زِدْنَا فَقَالَ إِنَّ مُوسَى نَبِيَّ اللَّهِ ع أَمَرَكُمْ أَنْ لَا تَزْنُوا وَ أَنَا آمُرُكُمْ أَنْ لَا تُحَدِّثُوا أَنْفُسَكُمْ بِالزِّنَا فَضْلًا عَنْ أَنْ تَزْنُوا فَإِنَّ مَنْ حَدَّثَ نَفْسَهُ بِالزِّنَا كَانَ كَمَنْ أَوْقَدَ فِي بَيْتٍ مُزَوَّقٍ فَأَفْسَدَ التَّزَاوِيقَ الدُّخَانُ وَ إِنْ لَمْ يَحْتَرِقِ الْبَيْتُ.

🔗کافی جلد5 صفحه542
@Hadith1398
📝مذمت ترک ازدواج به دلیل ترس از نیازمند شدن

🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که پیامبر فرمودند: کسی که ازدواج را به دلیل ترس از نیازمند شدن ترک کند، قطعا به خداوند سوء ظن پیدا کرده؛ چرا که خداوند می‌فرماید: "اگر فقیر باشند خداوند آنها از از فضلش بی نیاز می‌کند..." (سوره نور آیه32)

🔸وَ- عَنْهُ عَنِ الْجَامُورَانِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يُوسُفَ ‌التَّمِيمِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ تَرَكَ التَّزْوِيجَ مَخَافَةَ الْعَيْلَةِ فَقَدْ أَسَاءَ ظَنَّهُ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ- إِنْ يَكُونُوا فُقَرٰاءَ يُغْنِهِمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ.

🔗‌كافي جلد5 صفحه331
@Hadith1398
📝احادیثی پیرامون اکرام کردن زنان و خدمت به همسر

🔹قال رسول الله: خیرکم خیرکم لاهله و انا خیرکم لاهلی

💬بهترین شما کسی است که برای خانواده خود بهترین باشد و من از همه شما نسبت به خانواده ام بهترم.

🔗کتاب من لا یحضره الفقیه، ج3، ص555

🔸روي عن ابن فضال عن يونس بن يعقوب عمن سمع أبا عبد الله ع يقول أكثر الخير في النساء

💬از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: بیشترین خیر در زنان است.

🔗کتاب من لا یحضره الفقیه ج3 ص385

🔹و قال (صلی الله علیه و آله): انی اتعجب ممن یضرب امراته و هو بالضرب منها اولی
از پیامبر نقل شده که فرمودند: من از کسی که همسر خود را کتک می‌زند در شگفتم و حال این او به کتک خوردن سزاوارتر است.

🔗جامع الاخبار ص158

🔸علي بن إبراهيم عن أبيه عن النوفلي عن السكوني عن أبي عبد الله عن آبائه ع قال قال رسول الله ص المؤمن يأكل بشهوة أهله و المنافق يأكل أهله بشهوته.

💬از پیامبر نقل شده که فرمودند: مرد با ایمان مطابق میل خانواده‌ خویش غذا می‌خورد و انسان منافق خانواده‌اش بر طبق میل او غذا می‌خورند.

🔗کافی ج4 ص12

🔹عدة من أصحابنا عن سهل بن زياد و أحمد بن محمد جميعا عن الحسن بن محبوب عن مالك بن عطية عن أبي حمزة الثمالي عن علي بن الحسين ع قال: أرضاكم عند الله أسبغكم على عياله

💬از حضرت سجاد علیه السلام نقل شده که فرمودند: پسندیده ترین شما نزد خداوند کسی است که بیش از همه در رفاه خانواده‌اش کوشا باشد.

🔗کافی ج4 ص11

🔸و عنه عن علي بن محمد القاساني عن أبي أيوب سليمان بن مقبل المدائني عن سليمان بن جعفر الجعفري عن أبي الحسن الرضا ع قال قال رسول الله ص إن الله تبارك و تعالى على الإناث أرأف منه على الذكور و ما من رجل يدخل فرحة على امرأة بينه و بينها حرمة إلا فرحه الله تعالى يوم القيامة.

💬از حضرت رضا علیه السلام نقل شده که فرمودند: بی گمان خداوند تبارک و تعالی، بر زنان رئوف تر و مهربان تر است تا مردان و هیچ مردی باعث خوشحالی همسرش نمی‌شود مگر آنکه خداوند او را در روز قیامت خوشحال می‌کند.

🔗کافی ج6 ص6

🔹أخبرنا عبد الله أخبرنا محمد حدثني موسى قال حدثنا أبي عن أبيه عن جده جعفر بن محمد عن أبيه عن جده علي بن الحسين عن أبيه عن علي ع قال قال رسول الله ص كلما ازداد العبد إيمانا ازداد حبا للنساء.

💬از پیامبر نقل شده که فرمودند: هر چه ایمان بنده خدا زیادتر شود، محبت او به همسرش بیشتر می‌شود.

🔗الجعفریات ص90

🔸عن علي ع قال: دخل علينا رسول الله ص و فاطمة جالسة عند القِدر و أنا أنقي العدس قال يا أبا الحسن قلت لبيك يا رسول الله قال اسمع مني و ما أقول إلا من أمر ربي…من كان في خدمة العيال في البيت و لم يأنف كتب الله تعالى اسمه في ديوان الشهداء و كتب الله له بكل يوم و ليلة ثواب ألف شهيد و كتب له بكل قدم ثواب حجة و عمرة و أعطاه الله تعالى بكل عرق في جسده مدينة في الجنة...یا علی! لا یخدم العیال الا صدیق او شهید او رجل یرید الله به خیر الدنیا و الاخرة

💬از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمودند: پیامبر وارد منزل ما شد در حالی که فاطمه کنار دیگ غذا نشسته بود و من عدس پاک می‌کردم. پیامبر فرمود: ای ابالحسن و من گفتم لبیک ای رسول خدا، پیامبر فرمود: سخنی از من بشنو و این را جز از سوی پروردگارم نمی‌گویم...کسی که در خدمت خانواده‌اش باشد و به او برنخورد، خدا نام او را در دیوان شهداء می‌نویسد و ثواب هزار شهید به او می‌دهد و دربرابر هر قدمی که برای خدمت خانواده‌اش بر می‌دارد ثواب حج و عمره به او عطا میدهد و به هر رگی که در بدن دارد، یک شهر در بهشت به او عطا می‌کند...ای علی! هیچ مردی به خانواده خود خدمت نمی‌کند مگر آنکه صدیق باشد یا شهید و یا کسی که خداوند خیر دنیا و آخرت را برای او اراده کرده است.

🔗جامع الاخبار ص102

@Hadith1398
📝 امام باقر علیه‌السلام و مجاهدت در راه کسب حلال

🔹شیخ مفید در کتاب ارشاد از محمد بن منکدر نقل می کنند که وی گفت: ندیده بودم که کسی مثل جناب علی بن الحسین جانشینی در حد بزرگی و فضیلت خود به جا گذاشته باشد تا اینکه پسرش محمد بن علی را دیدم و خواستم او را موعظه کنم که او من را موعظه نمود.
یارانش از او پرسیدند: به چه چیزی تو را موعظه نمود؟
او پاسخ داد: در ساعت گرمی هوا از مدینه به سمت برخی نواحی اطراف خارج شدم که محمد بن علی را دیدم. او مردی سنگین وزن بود و به دو غلام سیاه خود تکیه داده بود. با خود گفتم که بزرگی از بزرگان قریش! در این ساعت و با این وضعیت در حال طلب دنیاست. نزد خدا شهادت دادم که حتما او را موعظه می‌کنم.
به او نزدیک شدم، سلام کردم و او در حالی که نفس نفس می‌زد و عرق می‌ریخت، جواب سلام داد.
به او گفتم: خداوند کار تو را اصلاح کند، بزرگی از بزرگان قریش در این ساعت و با چنین وضعیتی در طلب دنیاست! اگر مرگ تو برسد و تو در این حال باشی چه؟!
او دست خود را از دو غلامش برداشت و تکیه داد و گفت: به خدا قسم اگر مرگ من برسد و در این حال باشم، در عبادت خداوند از دنیا رفته‌ام. با این عبادت خود را بی‌نیاز از تو و مردم می‌کنم. فقط وقتی از مرگ می‌ترسم که زمانی به سراغ من بیاید که در حال ارتکاب معصیت خداوند باشم.
به او گفتم: خداوند شما را مورد مرحمت قرار دهد، خواستم شما را موعظه نمایم ولی شما من را موعظه کردید.

🔸 إنَّ مُحَمَّدَ بْنَ الْمُنْكَدِرِ كَانَ يَقُولُ مَا كُنْتُ أَرَى أَنَّ مَثَلَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع يَدَعُ خَلَفاً لِفَضْلِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ حَتَّى رَأَيْتُ ابْنَهُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِظَهُ فَوَعَظَنِي فَقَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ بِأَيِّ شَيْءٍ وَعَظَكَ قَالَ خَرَجْتُ إِلَى بَعْضِ نَوَاحِي الْمَدِينَةِ فِي سَاعَةٍ حَارَّةٍ فَلَقِيتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ وَ كَانَ رَجُلًا بَدِيناً وَ هُوَ مُتَّكِئٌ عَلَى غُلَامَيْنِ لَهُ أَسْوَدَيْنِ أَوْ مَوْلَيَيْنِ لَهُ فَقُلْتُ فِي نَفْسِي شَيْخٌ مِنْ شُيُوخِ قُرَيْشٍ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ عَلَى
هَذِهِ الْحَالِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا أَشْهَدُ لَأَعِظَنَّهُ فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَسَلَّمَ عَلَيَّ بِبُهْرٍ وَ قَدْ تَصَبَّبَ عَرَقاً فَقُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ شَيْخٌ مِنْ أَشْيَاخِ قُرَيْشٍ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ عَلَى مِثْلِ هَذِهِ الْحَالِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا لَوْ جَاءَكَ الْمَوْتُ وَ أَنْتَ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ قَالَ فَخَلَّى عَنِ الْغُلَامَيْنِ مِنْ يَدِهِ ثُمَّ تَسَانَدَ وَ قَالَ لَوْ جَاءَنِي وَ اللَّهِ الْمَوْتُ وَ أَنَا فِي هَذِهِ الْحَالِ جَاءَنِي وَ أَنَا فِي طَاعَةٍ مِنْ طَاعَاتِ اللَّهِ أَكُفُّ بِهَا نَفْسِي عَنْكَ وَ عَنِ النَّاسِ وَ إِنَّمَا كُنْتُ أَخَافُ الْمَوْتَ لَوْ جَاءَنِي وَ أَنَا عَلَى مَعْصِيَةٍ مِنْ مَعَاصِي اللَّهِ فَقُلْتُ يَرْحَمُكَ اللَّهُ أَرَدْتُ أَنْ أَعِظَكَ فَوَعَظْتَنِي

🔗 الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج2، ص: 162

@Hadith1398
📝آیا عبارت "الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم" روایت است؟

🔹از عبارت‌های مشهوری که در کتب بسیاری از عالمان شیعه و سنی نوشته شده، عبارتِ "الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم" است که مطابق آن حکومت یک حاکم با کفر وی باقی می‌ماند اما با ظلم و ستم وی به مردم باقی نمی‌ماند. اما این روایت به این شکل در هیچ یک از منابع شیعه وجود ندارد. با این حال برخی مانند مرحوم نایینی در کتاب تنبیه الامة و تنزیه الملة صفحه165 این عبارت را "نص مُجرّب" توصیف کرده‌اند. مرحوم علامه سید محمد حسین طهرانی پس از بیان توضیحاتی درباره فحص زیادی که درباره منبع این روایت کرده‌اند، می‌نویسند:

💬"...أمّا چون به خود بحار الانوار مجلسىّ (جلد72 صفحه331) مراجعه شد، ملاحظه شد كه: اين عبارت را در خاتمه بيان خود ضمن شرح روايتى آورده است.روايت اين است: قَالَ:إنَّ اللَهَ عَزّ وَ جَلَّ أَوْحَى إلَى نَبِىٍّ مِنْ أَنْبِيَآئِهِ فِى مَمْلَكَةِ جَبَّارٍ مِنَ الْجَبَّارِينَ: أَنِ ائْتِ هَذَا الْجَبَّارَ فَقُلْ لَهُ: إنِّى لَمْ أَسْتَعْمِلْكَ عَلَى سَفْكِ الدِّمَآء وَ اتِّخَاذِ الامْوَالِ، وَ إنَّمَا اسْتَعْمَلْتُكَ لِتَكُفَّ عَنِّى أَصْوَاتَ الْمَظْلُومِينَ؛ فَإنِّى لَنْ أَدَعَ ظُلَامَتَهُمْ وَ إنْ كَانوُا كُفَّارًا. [ترجمه روایت: خداوند عزوجل به يكى از پيامبران خود كه در سرزمین یکی از گردنكشان بود، وحى نمود كه نزد آن جبار رفته و به او بگو: تو را حاكم بر مردم نکردم تا خونريزى كرده و اموال مردم را بگيرى. به تو حكومت دادم تا نگذاری صداى مظلومان به من برسد. بدون شك هیچ گاه شکایت‌شان را رها نمی‌کنم، حتی اگر كافر به من باشند.] و شرحش اينست: بَيانٌ: الظُّلامَةُ بِالضَّمِّ ما تَطْلُبُهُ عِنْدَ الظّالِمِ...وَ قَوْلُهُ: فَإنِّى لَنْ أَدَعَ ظُلامَتَهُمْ، تَهْديدٌ لِلْجَبّارِ بِزَوالِ مُلْكِهِ؛ فَإنَّ الْمُلْكَ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ." [ترجمه شرح علامه مجلسی: ظلامة آن شکایتی است که نزد ظالم طلب می‌کنی و عبارت "لن ادع ظلامتهم" تهدیدی از سوی خداوند برای نابودی مُلک ظالم است چرا که مُلک با کفر باقی می‌ماند اما با ظلم باقی نمی‌ماند.]

💬"از اينجا چه بسا به ذهن خطور مى‌كرد كه شايد اين عبارت، عبارت خود مجلسى است كه در مقام استدلال و برهان بر گفتار خودش إنشاء نموده است و ليكن با پى گيرى و فحص بيشترى كه توسّط بعضى از أحبّه و أعزّه دوستان انجام گرفت معلوم شد در كتاب «نصيحۀ الملوك» غزّالىّ، باب أوّل (كه در عدل و سياست و سيرت ملوك و ذكر پادشاهان پيشين و تاريخ هر يكى از آنهاست) ص 82 از طبع چهارم كه به تصحيح استاد علّامه جلال الدّين همائى صورت پذيرفته است، وجود دارد. عبارت غزّالى چنين است: و سلطان به حقيقت آنست كه عدل كند در ميان بندگان او، و جور و فساد نكند كه سلطان جائر شوم بُوَد و بقاء نبُودَش؛ زيرا كه پيامبر صلّى الله عليه گفت:الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ."

💬"بعد از اطّلاع يافتن بر وجود روايت در كتاب «نصيحۀ الملوك» با فحص مجدّدى كه به عمل آمد، اين روايت در كتاب «مرصاد العباد» رازى، طبع بنگاه ترجمه و نشر كتاب، سنه 1352، باب چهارم، فصل دوّم، ص 436 بدست آمد. روايت در تعليقه‌اى است كه ذيل اين عبارت از متن «خواجه عليه السّلام چنين فرمود كه: الْعَدْلُ وَ الْمُلْكُ تَوْأَمَانِ.» آمده و چنين است: جاى ديگر فرمود:الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْم‌. و همچنين در باب پنجم، فصل سيّم، ص 466 (كه در بيان سلوك وزراء و أصحاب قلم و نوّاب است) مى‌گويد: و خواجه عليه السّلام از اينجا فرمود:الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ."

💬"از كساني كه تصوّر نموده‌اند اين روايت از إنشائات علّامه مجلسى است، شيخ محمّد جواد مغنيه قدّس الله سرّه مى‌باشد كه در كتاب «الشّيعة فى الميزان» طبع أوّل دار التّعاريف للمطبوعات بيروت، ص 399 در تحت عنوان: نَحْنُ أعْدآءُ الظُّلْم، چنين گويد:الْمُلْكُ يَبْقَى مَعَ الْكُفْرِ وَ لَا يَبْقَى مَعَ الظُّلْمِ‌. نَطَقَ بِهَذِهِ الْحِكْمَةِ الْعلّامَةُ الْمَجْلِسِىُّ فى كِتابِهِ «بحارُ الانوارِ» وَ هُوَ أحَدُ أَئِمَّةِ الدِّينِ الإسلامىّ.آنگاه براى إثبات اين قانون، يعنى بقاء مُلك و حكومت با كفر و عدم بقاء آن با ظلم، از شواهد تاريخ استفاده نموده است؛ و ملك فاروق را شاهد آورده است كه در عين آنكه مسلمان بود، و پدر و مادرش مسلمان بودند، و از تبار ملوك و امراء بودند، در مساجد براى نماز حضور مى‌يافت؛ و در ماه مبارك رمضان براى روزه داران سفره‌هاى إفطاريّه مى‌گسترد، و آيات قرآن را استماع مى‌نمود؛ مع ذلك چون حكومتش بر أساس وثوق و إتّكاء به ملّت نبود، از هم پاشيد؛ و اينك أثرى از آن باقى نيست."

🔗با تلخیص از پاورقی کتاب ولایت فقیه در حکومت اسلام جلد2 صفحه210

@Hadith1398
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥مرحوم آیت الله مجتبی تهرانی: در شب و روز عرفه چه کنیم؟
@Hadith1398
📝 نحوه مصرف گوشت قربانی

🔸 آیه 22 سوره مبارکه حج: « لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ في أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهيمَةِ الْأَنْعامِ فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقير»
🔸 آیه 36 سوره مبارکه حج: «وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فيها خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَّ فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ كَذلِكَ سَخَّرْناها لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون»

💬امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامی که قربانی را ذبح یا نحر کردی، از گوشت قربانی خودت بخور و استفاده کن، دیگران را نیز اطعام کن همانطور که خدای متعال فرموده است: « قانع و معتر را اطعام کنید».
قانع کسی است که به همان مقدار گوشتی که به او داده‌ای، قناعت می‌کند. معتر کسی است که خود را در معرض دید تو قرار می‌دهد ولی درخواست نمی‌کند. سائل کسی است که نیاز خود را از تو طلب می‌نماید و بائس، فقیر است.

🔹مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا ذَبَحْتَ أَوْ نَحَرْتَ فَكُلْ وَ أَطْعِمْ كَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ فَقَالَ الْقَانِعُ الَّذِي يَقْنَعُ بِمَا أَعْطَيْتَهُ وَ الْمُعْتَرُّ الَّذِي يَعْتَرِيكَ وَ السَّائِلُ الَّذِي يَسْأَلُكَ فِي يَدَيْهِ وَ الْبَائِسُ الْفَقِيرُ.

🔗 تهذیب الاحکام، ج5، ص223

@Hadith1398
📝گزارشی از برخورد امام علی علیه السلام با کارگزار فاسد

🔹نقل شده که اميرالمؤمنين عليه السلام بر خيانت ابن هرمه واقف شد. ابن هرمه مسئول بازار اهواز بود. حضرت به رفاعه مرقوم فرمود: «چون نامه‌ام را خواندى، ابن هرمه را از مسئوليتش بركنار كن و او را در برابر مردم سرپا نگاه دار و زندانى‌اش كن و بر سر او جار بزن و به همۀ مردمى كه كارگزار آنان هستى، بنويس و نظر من را دربارۀ ابن هرمه به آنان ابلاغ كن و دربارۀ ابن هرمه غفلتى و تفريطى تو را نگيرد؛ كه نزد خدا هلاك خواهى شد و من تو را به بدترين شكل از كار بر كنار مى‌سازم و تو را از اين كار در پناه خداوند قرار مى‌دهم.

🔸چون روز جمعه شود، او را از زندان بيرون آر و سى و پنج تازيانه بر او بزن و او را در بازارها بگردان و هر كس كه عليه وى شاهدى آورد، او را با شاهدش سوگند ده و از درآمد ابن هرمه آنچه عليه او شهادت داده است، پرداخت كن و دستور ده كه با خوارى و زشتى و سرزنش او را به زندانش بيندازند و دو پايش را با بندى ببند و به هنگام نماز بيرونش بياور و بين او و كسى كه براى او غذا، نوشيدنى، لباس و فرش مى‌آورد، مانع مشو و مگذار كه كسى بر او وارد شود كه خصومت و جدل را به او بياموزد و اميد خلاصى را به او تلقين كند.

🔹اگر نزد تو ثابت شد كه كسى به او چيزى را تلقين كرده كه به وسيلۀ آن به مسلمانى آسيب رساند، او را با درّه [شلاق] بزن و تا توبه كند، زندانى ساز و دستور ده كه زندانيان را در شب به صحن زندان براى تفرج بيرون بياورند جز ابن هرمه؛ مگراين كه بترسى كه بميرد؛ كه در اين صورت، او را با زندانيان به صحن زندان بياور و اگر ديدى كه تاب و توانى دارد، پس از سى روز، سى و پنج تازيانه بعد از سى و پنج تازيانه اولى بزن و برايم بنويس هر كارى را در بازار مى‌كنى و كسى را كه پس از اين خائن، براى بازار بر مى‌گزينى و رزقى [حقوق و مستمرى] كه به اين خائن داده مى‌شده، از او قطع كن.»‌

🔗دعائم الاسلام ج۲ صفحه۵۳۲
@Hadith1398