Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
🔻دعایی برای بهتر فراهم شدن اسباب روزی
🔹از معاویة بن عمار نقل شده که از حضرت صادق علیه السلام دعایی برای روزی خواستم، امام به من دعایی یاد دادند که هیچ ذکری را برای جلب روزی بهتر از آن ندیدم:
👈🏻اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ الْحَلَالِ الطَّيِّبِ رِزْقاً وَاسِعاً حَلَالًا طَيِّباً بَلَاغاً لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ صَبّاً صَبّاً هَنِيئاً مَرِيئاً مِنْ غَيْرِ كَدٍّ وَ لَا مَنٍّ مِنْ أَحَدِ خَلْقِكَ إِلَّا سَعَةً مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ فَإِنَّكَ قُلْتَ وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ فَمِنْ فَضْلِكَ أَسْأَلُ وَ مِنْ عَطِيَّتِكَ أَسْأَلُ وَ مِنْ يَدِكَ الْمَلْأَى أَسْأَلُ.
🔸ترجمه دعا: «خدایا از فضل وسیع، حلال و پاکت، به من رزق واسع، حلال و پاک عنایت کن که برای دنیا و آخرت من کافی باشد! زیادِ زیاد! بسیار گوارا! بدون زحمت طاقت فرسا و منتی از هیچ یک از خلائقت جز از فضل وسیع خودت؛ چرا که خودت گفتهای: «از خدا فضلش را طلب کنید» پس از فضلت میخواهم! از بخششت میخواهم! و از دست پر نعمت تو روزی میخواهم!»
🔗کافی، ج2، ص550
@Hadith1398
🔹از معاویة بن عمار نقل شده که از حضرت صادق علیه السلام دعایی برای روزی خواستم، امام به من دعایی یاد دادند که هیچ ذکری را برای جلب روزی بهتر از آن ندیدم:
👈🏻اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ الْحَلَالِ الطَّيِّبِ رِزْقاً وَاسِعاً حَلَالًا طَيِّباً بَلَاغاً لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ صَبّاً صَبّاً هَنِيئاً مَرِيئاً مِنْ غَيْرِ كَدٍّ وَ لَا مَنٍّ مِنْ أَحَدِ خَلْقِكَ إِلَّا سَعَةً مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ فَإِنَّكَ قُلْتَ وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ فَمِنْ فَضْلِكَ أَسْأَلُ وَ مِنْ عَطِيَّتِكَ أَسْأَلُ وَ مِنْ يَدِكَ الْمَلْأَى أَسْأَلُ.
🔸ترجمه دعا: «خدایا از فضل وسیع، حلال و پاکت، به من رزق واسع، حلال و پاک عنایت کن که برای دنیا و آخرت من کافی باشد! زیادِ زیاد! بسیار گوارا! بدون زحمت طاقت فرسا و منتی از هیچ یک از خلائقت جز از فضل وسیع خودت؛ چرا که خودت گفتهای: «از خدا فضلش را طلب کنید» پس از فضلت میخواهم! از بخششت میخواهم! و از دست پر نعمت تو روزی میخواهم!»
🔗کافی، ج2، ص550
@Hadith1398
📝 امام باقر علیهالسلام و مجاهدت در راه کسب روزی
🔹از امام صادق علیه السلام نقل شده که محمد بن منکدر گفته بود: ندیده بودم که کسی مثل جناب علی بن الحسین جانشینی در حد بزرگی و فضیلت خود به جا گذاشته باشد تا اینکه پسرش محمد بن علی را دیدم و خواستم او را موعظه کنم که او من را موعظه نمود.
یارانش از او پرسیدند: به چه چیزی تو را موعظه نمود؟ او پاسخ داد: در ساعت گرمی هوا از مدینه به سمت برخی نواحی اطراف خارج شدم که محمد بن علی را دیدم. او مردی سنگین وزن بود و به دو غلام خود تکیه داده بود. با خود گفتم که بزرگی از بزرگان قریش در این ساعت و با این وضعیت در حال طلب دنیاست! نزد خدا شهادت دادم که حتما او را موعظه میکنم.
🔸به او نزدیک شدم، سلام کردم و او در حالی که نفس نفس میزد و عرق میریخت، جواب سلام داد.
به او گفتم: خداوند کار تو را اصلاح کند، بزرگی از بزرگان قریش در این ساعت و با چنین وضعیتی در طلب دنیاست! اگر مرگ تو برسد و تو در این حال باشی چه؟!
او دست خود را از دو غلامش برداشت و تکیه داد و گفت: به خدا قسم اگر مرگ من برسد و در این حال باشم، در عبادت خداوند از دنیا رفتهام. با این عبادت خود را بینیاز از تو و مردم میکنم. فقط وقتی از مرگ میترسم که زمانی به سراغ من بیاید که در حال ارتکاب معصیت خداوند باشم.
به او گفتم: خداوند شما را مورد مرحمت قرار دهد، خواستم شما را موعظه نمایم ولی شما من را موعظه کردید.
🔗کافی، ج5، ص73
@Hadith1398
🔹از امام صادق علیه السلام نقل شده که محمد بن منکدر گفته بود: ندیده بودم که کسی مثل جناب علی بن الحسین جانشینی در حد بزرگی و فضیلت خود به جا گذاشته باشد تا اینکه پسرش محمد بن علی را دیدم و خواستم او را موعظه کنم که او من را موعظه نمود.
یارانش از او پرسیدند: به چه چیزی تو را موعظه نمود؟ او پاسخ داد: در ساعت گرمی هوا از مدینه به سمت برخی نواحی اطراف خارج شدم که محمد بن علی را دیدم. او مردی سنگین وزن بود و به دو غلام خود تکیه داده بود. با خود گفتم که بزرگی از بزرگان قریش در این ساعت و با این وضعیت در حال طلب دنیاست! نزد خدا شهادت دادم که حتما او را موعظه میکنم.
🔸به او نزدیک شدم، سلام کردم و او در حالی که نفس نفس میزد و عرق میریخت، جواب سلام داد.
به او گفتم: خداوند کار تو را اصلاح کند، بزرگی از بزرگان قریش در این ساعت و با چنین وضعیتی در طلب دنیاست! اگر مرگ تو برسد و تو در این حال باشی چه؟!
او دست خود را از دو غلامش برداشت و تکیه داد و گفت: به خدا قسم اگر مرگ من برسد و در این حال باشم، در عبادت خداوند از دنیا رفتهام. با این عبادت خود را بینیاز از تو و مردم میکنم. فقط وقتی از مرگ میترسم که زمانی به سراغ من بیاید که در حال ارتکاب معصیت خداوند باشم.
به او گفتم: خداوند شما را مورد مرحمت قرار دهد، خواستم شما را موعظه نمایم ولی شما من را موعظه کردید.
🔗کافی، ج5، ص73
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝واکنش حضرت زهرا به زنی که از ایشان زیاد سوال پرسید
🔹از حضرت عسکری علیه السلام نقل شده که فرمودند: زنی خدمت حضرت زهرا آمد و گفت من مادر ناتوانی دارم، در امر نمازش سوالی برایش ایجاد شده و من را پیش شما فرستاده تا از شما سوال کنم.
🔸حضرت زهرا جواب سوال آن زن را داد. آن زن سوال دومی را پرسید و حضرت زهرا جواب داد. سپس سوال سومی را پرسید و حضرت زهرا جواب داد. و همین طور ده بار سوال کرد و حضرت جواب دادند. آن زن بابت زیاد سوال کردن خجالت کشید و گفت: ای دختر رسول خدا قصد به زحمت انداختن شما را ندارم.
🔹حضرت زهرا در جوابش فرمودند: هرگاه سوالی برایت پیش آمد بیا و از من بپرس؛ آیا اگر شخصی اجیر شود که بار سنگینی را یک روز حمل کند اما کرایهاش صدهزار دینار باشد، حمل این بار برای او سنگین است؟! آن زن گفت: نه! حضرت فرمود: من در ازاء هر سوالی که به تو جواب دادم، فراتر از بین زمین و آسمان مروارید دریافت میکنم! پس شایسته است که بر من سنگین نباشد.
🔸از پدرم رسول خدا شنیدم که فرمود: علماء شیعه ما محشور می شوند و پاداشهای نیکویی به آنها عطاء می شود که این پاداشها به مقدار کثرت علوم آنها و جدیتشان در راهنمایی بندگان خداست، تا جایی که بر یک نفر از آنها هزاران خلعت از نور داده میشود.
🔗التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص340
@Hadith1398
🔹از حضرت عسکری علیه السلام نقل شده که فرمودند: زنی خدمت حضرت زهرا آمد و گفت من مادر ناتوانی دارم، در امر نمازش سوالی برایش ایجاد شده و من را پیش شما فرستاده تا از شما سوال کنم.
🔸حضرت زهرا جواب سوال آن زن را داد. آن زن سوال دومی را پرسید و حضرت زهرا جواب داد. سپس سوال سومی را پرسید و حضرت زهرا جواب داد. و همین طور ده بار سوال کرد و حضرت جواب دادند. آن زن بابت زیاد سوال کردن خجالت کشید و گفت: ای دختر رسول خدا قصد به زحمت انداختن شما را ندارم.
🔹حضرت زهرا در جوابش فرمودند: هرگاه سوالی برایت پیش آمد بیا و از من بپرس؛ آیا اگر شخصی اجیر شود که بار سنگینی را یک روز حمل کند اما کرایهاش صدهزار دینار باشد، حمل این بار برای او سنگین است؟! آن زن گفت: نه! حضرت فرمود: من در ازاء هر سوالی که به تو جواب دادم، فراتر از بین زمین و آسمان مروارید دریافت میکنم! پس شایسته است که بر من سنگین نباشد.
🔸از پدرم رسول خدا شنیدم که فرمود: علماء شیعه ما محشور می شوند و پاداشهای نیکویی به آنها عطاء می شود که این پاداشها به مقدار کثرت علوم آنها و جدیتشان در راهنمایی بندگان خداست، تا جایی که بر یک نفر از آنها هزاران خلعت از نور داده میشود.
🔗التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص340
@Hadith1398
📝مومنانی که مدیران خوبی نبودند
🔹از پیامبر نقل شده که به ابوذر فرمودند: ای ابوذر من هرآنچه برای خودم دوست دارم، برای تو نیز میخواهم، [اما] تو را (از حیث مدیریت) ضعیف میبینم؛ نه در نزاع افراد قضاوت کن و نه عهده دار مال یتیم بشو. (امالی طوسی، ص۳۸۴)
🔸طبق نامه ۶۱ نهج البلاغه امام علی به کمیل بن زیاد که صاحب سر ایشان توصیف شده، فرموده اند:
«پس از ياد خدا و درود، سستى انسان در انجام كارهايى كه بر عهده اوست، و پافشارى در كارى كه از مسؤوليّت او خارج است، نشانه ناتوانى آشكار، و انديشه ويرانگر است. اقدام تو به تاراج مردم «قرقيسا» در مقابل رها كردن پاسدارى از مرزهايى كه تو را بر آن گمارده بوديم و كسى در آنجا نيست تا آنجا را حفظ كند، و سپاه دشمن را از آن مرزها دور سازد، انديشه اى باطل است. تو در آنجا پلى شده اى كه دشمنان تو از آن بگذرند و بر دوستانت تهاجم آورند، نه قدرتى دارى كه با تو نبرد كنند، و نه هيبتى دارى كه از تو بترسند و بگريزند، نه مرزى را مى توانى حفظ كنى، و نه شوكت دشمن را مى توانى در هم بشكنى، نه نيازهاى مردم ديارت را كفايت مى كنى، و نه امام خود را راضى نگه مى دارى.»
@Hadith1398
🔹از پیامبر نقل شده که به ابوذر فرمودند: ای ابوذر من هرآنچه برای خودم دوست دارم، برای تو نیز میخواهم، [اما] تو را (از حیث مدیریت) ضعیف میبینم؛ نه در نزاع افراد قضاوت کن و نه عهده دار مال یتیم بشو. (امالی طوسی، ص۳۸۴)
🔸طبق نامه ۶۱ نهج البلاغه امام علی به کمیل بن زیاد که صاحب سر ایشان توصیف شده، فرموده اند:
«پس از ياد خدا و درود، سستى انسان در انجام كارهايى كه بر عهده اوست، و پافشارى در كارى كه از مسؤوليّت او خارج است، نشانه ناتوانى آشكار، و انديشه ويرانگر است. اقدام تو به تاراج مردم «قرقيسا» در مقابل رها كردن پاسدارى از مرزهايى كه تو را بر آن گمارده بوديم و كسى در آنجا نيست تا آنجا را حفظ كند، و سپاه دشمن را از آن مرزها دور سازد، انديشه اى باطل است. تو در آنجا پلى شده اى كه دشمنان تو از آن بگذرند و بر دوستانت تهاجم آورند، نه قدرتى دارى كه با تو نبرد كنند، و نه هيبتى دارى كه از تو بترسند و بگريزند، نه مرزى را مى توانى حفظ كنى، و نه شوكت دشمن را مى توانى در هم بشكنى، نه نيازهاى مردم ديارت را كفايت مى كنى، و نه امام خود را راضى نگه مى دارى.»
@Hadith1398
📝چگونه انسانهایی بتپرست شدند؟
🔻نقل شده که از امام صادق علیه السلام درباره معنای آیه۲۳ سوره نوح سوال شد؛ وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْرا...(یعنی: و گفتند: اى مردم، مبادا معبودانتان را واگذاريد؛ بهويژه «ودّ» و «سواع» و «يغوث» و «يعوق» و «نسر» را هرگز رها نكنيد و از پرستش آنها دست برنداريد.)
🔹امام فرمود: اینها افراد مومنی بودند که خدا را میپرستیدند. زمانی که از دنیا رفتند، قومشان فریاد کشیدند و مرگ آنها برایشان سخت شد. ابلیس ملعون نزد آنها رفت و گفت: بتهایی با چهره آن مومنان برایتان درست میکنم تا به آنها نگاه کنید و با آنها انس بگیرید و [کنار آنها] خدا را عبادت کنید.
🔸پس آنها در حالی که به آن بتها نگاه میکردند، به عبادت خدا مشغول میشدند. در زمستان و روزهای بارانی، بتها را وارد خانهها میکردند، اما همواره خدا را عبادت میکردند. تا اینکه آن نسل از دنیا رفتند و فرزندان آنها رشد کردند و باورشان این شد که پدرانشان آن بتها و چهرههای نمادین را پرستش میکردند. پس آنها نیز به جای خدا، به پرستش آن بتها مشغول شدند.
🔗علل الشرائع، ج۱، ص۳
@Hadith1398
🔻نقل شده که از امام صادق علیه السلام درباره معنای آیه۲۳ سوره نوح سوال شد؛ وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْرا...(یعنی: و گفتند: اى مردم، مبادا معبودانتان را واگذاريد؛ بهويژه «ودّ» و «سواع» و «يغوث» و «يعوق» و «نسر» را هرگز رها نكنيد و از پرستش آنها دست برنداريد.)
🔹امام فرمود: اینها افراد مومنی بودند که خدا را میپرستیدند. زمانی که از دنیا رفتند، قومشان فریاد کشیدند و مرگ آنها برایشان سخت شد. ابلیس ملعون نزد آنها رفت و گفت: بتهایی با چهره آن مومنان برایتان درست میکنم تا به آنها نگاه کنید و با آنها انس بگیرید و [کنار آنها] خدا را عبادت کنید.
🔸پس آنها در حالی که به آن بتها نگاه میکردند، به عبادت خدا مشغول میشدند. در زمستان و روزهای بارانی، بتها را وارد خانهها میکردند، اما همواره خدا را عبادت میکردند. تا اینکه آن نسل از دنیا رفتند و فرزندان آنها رشد کردند و باورشان این شد که پدرانشان آن بتها و چهرههای نمادین را پرستش میکردند. پس آنها نیز به جای خدا، به پرستش آن بتها مشغول شدند.
🔗علل الشرائع، ج۱، ص۳
@Hadith1398
📝اگر امامت اهل بیت پذیرفته میشد، هیچ اختلافی درباره حکم خدا به وجود نمیآمد
🔹از محمود بن لبید نقل شده که گفته: بعد از آنکه پیامبر از دنیا رفتند، حضرت فاطمه همواره به قبور شهداء جنگ احد سر میزد و نزد قبر حمزه میرفت و در آنجا گریه میکرد. یک روز به سمت قبر حمزه رفتم و دیدم حضرت فاطمه آنجا گریه میکند، منتظر ماندم تا گریه ایشان تمام شود سپس نزد ایشان رفته و سلام کردم و گفتم: ای سیده زنان! به خدا قسم رگهای قلبم از گریه شما قطع شد، حضرت فاطمه فرمود: ابا عمر حق من است که گریه کنم چرا که به مصیبت فقدان بهترینِ پدران رسول خدا مبتلا شدهام، چقدر به او شوق دارم سپس شعری خواندند: زمانی که کسی از دنیا برود، یاد از او کم میشود اما یاد پدر من از وقتی از دنیا رفته، بیشتر شده است.
🔸گفتم ای سیده زنان از شما سوالی دارم که در دلم نسبت به آن تردید دارم، حضرت فاطمه فرمود: بپرس، پرسیدم آیا رسول خدا قبل از وفاتش تصریح به امامت علی کرد؟ حضرت فاطمه فرمود: عجیب است! آیا روز غدیر را فراموش کردهاید؟ گفتم بله آن واقعه این چنین بود اما میخواهم بدانم شما از پیامبر چه شنیدید؟ حضرت فاطمه فرمود: خدا را شاهد میگیرم که از پیامبر شنیدم که فرمود علی برترین کسی است که من وی در میان شما به جانشینی تعیین میکنم و او امام و خلیفه بعد از من است و دو نوه من و ۹ نفر از نسل حسین، امامان نیکو هستند اگر از آنها تبعیت کنید، آنها را هدایت کننده و هدایت شده خواهید یافت و اگر با آنها مخالفت کنید، تا روز قیامت بین شما اختلاف وجود خواهد داشت.
🔹گفتم ای بانوی من، پس چرا علی نشسته و کاری نمیکند و حقش را نمیگیرد؟ حضرت فاطمه فرمود ابا عمر پیامبر فرمود مثل امام مثل کعبه است که نزد او باید بروند و او نزد ایشان نمیآید، سپس فرمود: آگاه باش که به خدا قسم اگر حق را ترک نمیکردند و از عترت پیامبر تبعیت میکردند، دو نفر درباره خداوند متعال با یکدیگر اختلاف نمیکردند و نسل به نسل امامت منتقل میشد و جانشینان میآمدند تا آنکه قائم ما به حکومت برسد.
🔗كفاية الأثر، ص۱۹۸
@Hadith1398
🔹از محمود بن لبید نقل شده که گفته: بعد از آنکه پیامبر از دنیا رفتند، حضرت فاطمه همواره به قبور شهداء جنگ احد سر میزد و نزد قبر حمزه میرفت و در آنجا گریه میکرد. یک روز به سمت قبر حمزه رفتم و دیدم حضرت فاطمه آنجا گریه میکند، منتظر ماندم تا گریه ایشان تمام شود سپس نزد ایشان رفته و سلام کردم و گفتم: ای سیده زنان! به خدا قسم رگهای قلبم از گریه شما قطع شد، حضرت فاطمه فرمود: ابا عمر حق من است که گریه کنم چرا که به مصیبت فقدان بهترینِ پدران رسول خدا مبتلا شدهام، چقدر به او شوق دارم سپس شعری خواندند: زمانی که کسی از دنیا برود، یاد از او کم میشود اما یاد پدر من از وقتی از دنیا رفته، بیشتر شده است.
🔸گفتم ای سیده زنان از شما سوالی دارم که در دلم نسبت به آن تردید دارم، حضرت فاطمه فرمود: بپرس، پرسیدم آیا رسول خدا قبل از وفاتش تصریح به امامت علی کرد؟ حضرت فاطمه فرمود: عجیب است! آیا روز غدیر را فراموش کردهاید؟ گفتم بله آن واقعه این چنین بود اما میخواهم بدانم شما از پیامبر چه شنیدید؟ حضرت فاطمه فرمود: خدا را شاهد میگیرم که از پیامبر شنیدم که فرمود علی برترین کسی است که من وی در میان شما به جانشینی تعیین میکنم و او امام و خلیفه بعد از من است و دو نوه من و ۹ نفر از نسل حسین، امامان نیکو هستند اگر از آنها تبعیت کنید، آنها را هدایت کننده و هدایت شده خواهید یافت و اگر با آنها مخالفت کنید، تا روز قیامت بین شما اختلاف وجود خواهد داشت.
🔹گفتم ای بانوی من، پس چرا علی نشسته و کاری نمیکند و حقش را نمیگیرد؟ حضرت فاطمه فرمود ابا عمر پیامبر فرمود مثل امام مثل کعبه است که نزد او باید بروند و او نزد ایشان نمیآید، سپس فرمود: آگاه باش که به خدا قسم اگر حق را ترک نمیکردند و از عترت پیامبر تبعیت میکردند، دو نفر درباره خداوند متعال با یکدیگر اختلاف نمیکردند و نسل به نسل امامت منتقل میشد و جانشینان میآمدند تا آنکه قائم ما به حکومت برسد.
🔗كفاية الأثر، ص۱۹۸
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
بررسی فقهی تقاص در سبّ.pdf
16.5 MB
📝بررسی جواز واکنش توهین آمیز! (تقاص در سب)
🔻در برخی از منابع روایی و همچنین سیره عملی برخی از بزرگان، مشاهده میشود که گاهی در برابر توهینی که به آنها شده، واکنش متقابل تندی داشتند.
آیت الله ابوالقاسم علیدوست به این مساله پرداختهاند و ادله قرآنی و روایی این بحث را مورد بررسی قرار دادهاند. ایشان با ذکر شرائطی از جمله عدم اهانت به شخص ثالث (مثل فحش دادن به بستگان) اینگونه نتیجه گرفتهاند:
🔸«در مواردي كه فردي، مورد سب و شتم ديگري قرار ميگيرد، ميتواند به همان ميزاني كه مورد شتم واقع شده، مقابله به مثل نمايد و نبايد بيش از حد مذكور تجاوز نمايد و فحش و سبّي بيش از ميزان فحش اول بدهد كه در صورت تعدي، قطعاً مسؤول كلام خويش خواهد بود؛ البته در متون اسلامي، سطح ديگري از تعاليم وجود دارد كه بيرون از روابط حقوقي مطرح ميشود. اين آموزهها از منظر اخلاقي، استحباب عفو و صبر بر عمل تجاوزكننده را - در صورتي كه موجب ترغيب او به تعدي نشود و موجبات هدايت او را فراهم كند- توصيه ميكنند كه در سيره ائمه معصومين و عالمان رباني نيز به وفور، قابل مشاهده است.»
👈🏻متن کامل این مقاله را در فایل مطالعه کنید
@Hadith1398
🔻در برخی از منابع روایی و همچنین سیره عملی برخی از بزرگان، مشاهده میشود که گاهی در برابر توهینی که به آنها شده، واکنش متقابل تندی داشتند.
آیت الله ابوالقاسم علیدوست به این مساله پرداختهاند و ادله قرآنی و روایی این بحث را مورد بررسی قرار دادهاند. ایشان با ذکر شرائطی از جمله عدم اهانت به شخص ثالث (مثل فحش دادن به بستگان) اینگونه نتیجه گرفتهاند:
🔸«در مواردي كه فردي، مورد سب و شتم ديگري قرار ميگيرد، ميتواند به همان ميزاني كه مورد شتم واقع شده، مقابله به مثل نمايد و نبايد بيش از حد مذكور تجاوز نمايد و فحش و سبّي بيش از ميزان فحش اول بدهد كه در صورت تعدي، قطعاً مسؤول كلام خويش خواهد بود؛ البته در متون اسلامي، سطح ديگري از تعاليم وجود دارد كه بيرون از روابط حقوقي مطرح ميشود. اين آموزهها از منظر اخلاقي، استحباب عفو و صبر بر عمل تجاوزكننده را - در صورتي كه موجب ترغيب او به تعدي نشود و موجبات هدايت او را فراهم كند- توصيه ميكنند كه در سيره ائمه معصومين و عالمان رباني نيز به وفور، قابل مشاهده است.»
👈🏻متن کامل این مقاله را در فایل مطالعه کنید
@Hadith1398
📝توصیف امام علی علیه السلام از فتنه بنی امیه
🔹امیر المومنین علیه السلام بعد از بیان سختی فتنه بنی امیه و ظلم آنها میفرمایند:
«آنها پیوسته چنین هستند و هیچ یک از شماها را رها نخواهند کرد مگر آن دسته از شماها که برای آنها نفع دارند و تابعشان هستند یا حداقل برای آنها ضرری ندارند. تا جایی که انتقام شما از آنها مانند انتقام عبد از مولایش خواهد شد که وقتی او را میبیند اطاعتش میکند و وقتی نزد مولایش نیست، به او فحش میدهد!»
🔗الغارات، ج۱، ص۱۰ و نک: نهج البلاغه (صبحی صالح)، خطبه ۹۲
@Hadith1398
🔹امیر المومنین علیه السلام بعد از بیان سختی فتنه بنی امیه و ظلم آنها میفرمایند:
«آنها پیوسته چنین هستند و هیچ یک از شماها را رها نخواهند کرد مگر آن دسته از شماها که برای آنها نفع دارند و تابعشان هستند یا حداقل برای آنها ضرری ندارند. تا جایی که انتقام شما از آنها مانند انتقام عبد از مولایش خواهد شد که وقتی او را میبیند اطاعتش میکند و وقتی نزد مولایش نیست، به او فحش میدهد!»
🔗الغارات، ج۱، ص۱۰ و نک: نهج البلاغه (صبحی صالح)، خطبه ۹۲
@Hadith1398
📝احادیثی پیرامون اکرام کردن زنان و خدمت به همسر
🔻از پیامبر نقل شده که فرمودند: بهترین شما کسی است که برای خانواده خود بهترین باشد و من از همه شما نسبت به خانواده ام بهترم. (کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۵۵۵)
🔸از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: بیشترین خیر در زنان است. (همان، ص۳۸۵)
🔹از پیامبر نقل شده که فرمودند: من از کسی که همسر خود را کتک میزند در شگفتم و حال این او به کتک خوردن سزاوارتر است. (جامع الاخبار، ص۱۵۸)
🔻از پیامبر نقل شده که فرمودند: مرد با ایمان مطابق میل خانواده خویش غذا میخورد و انسان منافق، خانوادهاش بر طبق میل او غذا میخورند. (کافی، ج۴، ص۱۲)
🔹از حضرت سجاد علیه السلام نقل شده که فرمودند: پسندیده ترین شما نزد خداوند کسی است که بیش از همه در رفاه خانوادهاش کوشا باشد. (همان، ص۱۱)
🔸از حضرت رضا علیه السلام نقل شده که فرمودند: بی گمان خداوند تبارک و تعالی، بر زنان رئوف تر و مهربان تر است تا مردان و هیچ مردی باعث خوشحالی همسرش نمیشود مگر آنکه خداوند او را در روز قیامت خوشحال میکند. (همان، ج۶، ص۶)
🔻از پیامبر نقل شده که فرمودند: هر چه ایمان بنده خدا زیادتر شود، محبت او به همسرش بیشتر میشود. (الجعفریات ص۹۰)
🔹از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمودند: پیامبر وارد منزل ما شد در حالی که فاطمه کنار دیگ غذا نشسته بود و من عدس پاک میکردم. پیامبر فرمود: ای ابالحسن و من گفتم لبیک ای رسول خدا، پیامبر فرمود: سخنی از من بشنو و این را جز از سوی پروردگارم نمیگویم...کسی که در خدمت خانوادهاش باشد و به او برنخورد، خدا نام او را در دیوان شهداء مینویسد و ثواب هزار شهید به او میدهد و دربرابر هر قدمی که برای خدمت خانوادهاش بر میدارد ثواب حج و عمره به او عطا میدهد و به هر رگی که در بدن دارد، یک شهر در بهشت به او عطا میکند...ای علی! هیچ مردی به خانواده خود خدمت نمیکند مگر آنکه صدیق باشد یا شهید و یا کسی که خداوند خیر دنیا و آخرت را برای او اراده کرده است. (جامع الاخبار ص۱۰۲)
متن عربی روایات
@Hadith1398
🔻از پیامبر نقل شده که فرمودند: بهترین شما کسی است که برای خانواده خود بهترین باشد و من از همه شما نسبت به خانواده ام بهترم. (کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۵۵۵)
🔸از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: بیشترین خیر در زنان است. (همان، ص۳۸۵)
🔹از پیامبر نقل شده که فرمودند: من از کسی که همسر خود را کتک میزند در شگفتم و حال این او به کتک خوردن سزاوارتر است. (جامع الاخبار، ص۱۵۸)
🔻از پیامبر نقل شده که فرمودند: مرد با ایمان مطابق میل خانواده خویش غذا میخورد و انسان منافق، خانوادهاش بر طبق میل او غذا میخورند. (کافی، ج۴، ص۱۲)
🔹از حضرت سجاد علیه السلام نقل شده که فرمودند: پسندیده ترین شما نزد خداوند کسی است که بیش از همه در رفاه خانوادهاش کوشا باشد. (همان، ص۱۱)
🔸از حضرت رضا علیه السلام نقل شده که فرمودند: بی گمان خداوند تبارک و تعالی، بر زنان رئوف تر و مهربان تر است تا مردان و هیچ مردی باعث خوشحالی همسرش نمیشود مگر آنکه خداوند او را در روز قیامت خوشحال میکند. (همان، ج۶، ص۶)
🔻از پیامبر نقل شده که فرمودند: هر چه ایمان بنده خدا زیادتر شود، محبت او به همسرش بیشتر میشود. (الجعفریات ص۹۰)
🔹از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمودند: پیامبر وارد منزل ما شد در حالی که فاطمه کنار دیگ غذا نشسته بود و من عدس پاک میکردم. پیامبر فرمود: ای ابالحسن و من گفتم لبیک ای رسول خدا، پیامبر فرمود: سخنی از من بشنو و این را جز از سوی پروردگارم نمیگویم...کسی که در خدمت خانوادهاش باشد و به او برنخورد، خدا نام او را در دیوان شهداء مینویسد و ثواب هزار شهید به او میدهد و دربرابر هر قدمی که برای خدمت خانوادهاش بر میدارد ثواب حج و عمره به او عطا میدهد و به هر رگی که در بدن دارد، یک شهر در بهشت به او عطا میکند...ای علی! هیچ مردی به خانواده خود خدمت نمیکند مگر آنکه صدیق باشد یا شهید و یا کسی که خداوند خیر دنیا و آخرت را برای او اراده کرده است. (جامع الاخبار ص۱۰۲)
متن عربی روایات
@Hadith1398
Telegram
نظرات کانال کلامکم نور
متن عربی روایات:
قال رسول الله: خیرکم خیرکم لاهله و انا خیرکم لاهلی
روي عن ابن فضال عن يونس بن يعقوب عمن سمع أبا عبد الله ع يقول أكثر الخير في النساء
و قال (صلی الله علیه و آله): انی اتعجب ممن یضرب امراته و هو بالضرب منها اولی
علي بن إبراهيم عن أبيه عن…
قال رسول الله: خیرکم خیرکم لاهله و انا خیرکم لاهلی
روي عن ابن فضال عن يونس بن يعقوب عمن سمع أبا عبد الله ع يقول أكثر الخير في النساء
و قال (صلی الله علیه و آله): انی اتعجب ممن یضرب امراته و هو بالضرب منها اولی
علي بن إبراهيم عن أبيه عن…
📝من در خیر و شر تو شریکم!
👈🏻از نامه امام علی به عبدالله بن عباس کارگزار ایشان در بصره
🔻نقل شده که پس از آنکه خبرهایی از برخوردهای ناپسند ابن عباس با بنی تمیم در بصره به امیرالمومنین علیه السلام گزارش شد، ایشان برای وی نوشت: «در آنچه بر زبان و دستت از خير و شرّ جارى شود مدارا كن، كه هر دو در اين زمينه با هم شريكيم! سعی کن حُسن ظنّم به تو ادامه پیدا کند، و كارى نکن كه نظرم درباره تو عوض شود.»
🔗نهج البلاغة (صبحی صالح)، نامه۱۸
@Hadith1398
👈🏻از نامه امام علی به عبدالله بن عباس کارگزار ایشان در بصره
🔻نقل شده که پس از آنکه خبرهایی از برخوردهای ناپسند ابن عباس با بنی تمیم در بصره به امیرالمومنین علیه السلام گزارش شد، ایشان برای وی نوشت: «در آنچه بر زبان و دستت از خير و شرّ جارى شود مدارا كن، كه هر دو در اين زمينه با هم شريكيم! سعی کن حُسن ظنّم به تو ادامه پیدا کند، و كارى نکن كه نظرم درباره تو عوض شود.»
🔗نهج البلاغة (صبحی صالح)، نامه۱۸
@Hadith1398
📝روایاتی از امام باقر علیه السلام
🔻تاثیر یاد مرگ در زهد
نقل شده که شخصی به نام ابوعبیده گفته: به حضرت باقر علیه السلام عرض کردم که سخنی به من بیاموزید که همواره از آن استفاده کنم. حضرت باقر فرمود: ای ابا عبیده زیاد یاد مرگ کن. چرا که هیچ انسانی زیاد یاد مرگ نمیکند مگر آنکه در دنیا زاهد میشود. (الزهد (للحسین بن السعید الاهوازی) ص۷۸)
🔻نشانهای از غضب خداوند
از محمد بن فرج نقل شده که گفت: حضرت باقر علیه السلام برای من نوشت که زمانی که خداوند بر خلقش غضب کند، ما را از ایشان دور میکند. (کافی، ج۱، ص۳۴۳)
🔻علت عذاب شدن نیکان قوم شعیب
از حضرت باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند: خداوند به شعیب نبی وحی کرد که من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد؛ چهل هزار نفر از اشرار آنها و شصت هزار نفر از نیکان آنها. حضرت شعیب به خداوند عرض کرد که آنها اشرار هستند (و وجه عذابشان معلوم است) چرا نیکان عذاب میشوند؟ خداوند به او فرمود: آنها با اهل معاصی مدارا و نرمی کردند و به خاطر خشم من، بر آنها خشمگین نشدند... (كافی، ج۵، ص۵۶)
🔻وظایف متقابل حاکم و مردم
از ابوحمزه ثمالی نقل شده که از حضرت باقر علیه السلام پرسیدم حق امام بر مردم چیست؟ فرمود: حق او بر مردم این است که مردم به سخنش گوش دهند و وی را اطاعت کنند. پرسیدم: حق مردم بر امام چیست؟ فرمود: به مساوات اموال را میان آنها تقسیم کند و بین آنها به عدالت حکم کند. (کافی، ج۱، ص۴۰۵)
🔻فراگیر شدن فقر و برخوردهای بد با فقراء قبل از ظهور
از حضرت باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند: هرگاه دیدید که فقر و نیازمندی زیاد شده و گروهی از مردم دیگری را انکار می کنند، در آن زمان منتظر امر خداوند (ظهور امام زمان) باشید. فضیل بن یسار می گوید: پرسیدم که فقر و نیازمندی را فهمیدم، اما آن انکار چیست؟ حضرت فرمود: یکی از شما نزد برادرش می رود و از او درخواست میکند، اما نگاه آن شخص به این شخص نیازمند تغییر میکند و طرز صحبتش با او عوض میشود. (کافی، ج۸، ص۲۲۱)
🔻پرهیز از تکلف در عبادت
از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که در هنگام نوجوانی مشغول طواف بودم و خودم را در عبادت به سختی انداخته بودم. پدرم (امام باقر علیه السلام) من را دید در حالی که داشتم عرق میریختم و به من فرمود: ای جعفر! ای پسرم! خداوند وقتی که بندهای را (به دلیل حُسن اخلاق و تقوایش) دوست داشته باشد، به عمل کم او نیز راضی میشود. (کافی، ج۲، ص۸۷)
🔻پوشیدن لباس دلخواه همسر
از مالک بن اعین نقل شده که خدمت حضرت باقر علیه السلام رفتم، دیدم لباسی قرمز رنگ پوشیدهاند. با این صحنه که مواجه شدم، لبخند زدم. حضرت باقر فرمود: میدانم برای این لباسی که پوشیدم لبخند زدی. همسر ثقفیام اجبارم کرد که بر خلاف میلم این را بپوشم و چون من او را دوست دارم، توانست من را مجبور به پوشیدن این لباس کند. (کافی، ج۶، ص۴۴۷)
@Hadith1398
🔻تاثیر یاد مرگ در زهد
نقل شده که شخصی به نام ابوعبیده گفته: به حضرت باقر علیه السلام عرض کردم که سخنی به من بیاموزید که همواره از آن استفاده کنم. حضرت باقر فرمود: ای ابا عبیده زیاد یاد مرگ کن. چرا که هیچ انسانی زیاد یاد مرگ نمیکند مگر آنکه در دنیا زاهد میشود. (الزهد (للحسین بن السعید الاهوازی) ص۷۸)
🔻نشانهای از غضب خداوند
از محمد بن فرج نقل شده که گفت: حضرت باقر علیه السلام برای من نوشت که زمانی که خداوند بر خلقش غضب کند، ما را از ایشان دور میکند. (کافی، ج۱، ص۳۴۳)
🔻علت عذاب شدن نیکان قوم شعیب
از حضرت باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند: خداوند به شعیب نبی وحی کرد که من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد؛ چهل هزار نفر از اشرار آنها و شصت هزار نفر از نیکان آنها. حضرت شعیب به خداوند عرض کرد که آنها اشرار هستند (و وجه عذابشان معلوم است) چرا نیکان عذاب میشوند؟ خداوند به او فرمود: آنها با اهل معاصی مدارا و نرمی کردند و به خاطر خشم من، بر آنها خشمگین نشدند... (كافی، ج۵، ص۵۶)
🔻وظایف متقابل حاکم و مردم
از ابوحمزه ثمالی نقل شده که از حضرت باقر علیه السلام پرسیدم حق امام بر مردم چیست؟ فرمود: حق او بر مردم این است که مردم به سخنش گوش دهند و وی را اطاعت کنند. پرسیدم: حق مردم بر امام چیست؟ فرمود: به مساوات اموال را میان آنها تقسیم کند و بین آنها به عدالت حکم کند. (کافی، ج۱، ص۴۰۵)
🔻فراگیر شدن فقر و برخوردهای بد با فقراء قبل از ظهور
از حضرت باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند: هرگاه دیدید که فقر و نیازمندی زیاد شده و گروهی از مردم دیگری را انکار می کنند، در آن زمان منتظر امر خداوند (ظهور امام زمان) باشید. فضیل بن یسار می گوید: پرسیدم که فقر و نیازمندی را فهمیدم، اما آن انکار چیست؟ حضرت فرمود: یکی از شما نزد برادرش می رود و از او درخواست میکند، اما نگاه آن شخص به این شخص نیازمند تغییر میکند و طرز صحبتش با او عوض میشود. (کافی، ج۸، ص۲۲۱)
🔻پرهیز از تکلف در عبادت
از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که در هنگام نوجوانی مشغول طواف بودم و خودم را در عبادت به سختی انداخته بودم. پدرم (امام باقر علیه السلام) من را دید در حالی که داشتم عرق میریختم و به من فرمود: ای جعفر! ای پسرم! خداوند وقتی که بندهای را (به دلیل حُسن اخلاق و تقوایش) دوست داشته باشد، به عمل کم او نیز راضی میشود. (کافی، ج۲، ص۸۷)
🔻پوشیدن لباس دلخواه همسر
از مالک بن اعین نقل شده که خدمت حضرت باقر علیه السلام رفتم، دیدم لباسی قرمز رنگ پوشیدهاند. با این صحنه که مواجه شدم، لبخند زدم. حضرت باقر فرمود: میدانم برای این لباسی که پوشیدم لبخند زدی. همسر ثقفیام اجبارم کرد که بر خلاف میلم این را بپوشم و چون من او را دوست دارم، توانست من را مجبور به پوشیدن این لباس کند. (کافی، ج۶، ص۴۴۷)
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝فاسق دانا و متعبد نادان، بزرگترین آفتهای دین
🔻 از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمودند: دو گروه کمر من را شکستند؛ مردی که در زبان و گفتارش داناست، اما فاسق است و مردی که قلبش از علم خالی است و نادان است، اما متعبد است؛ اوّلی با گفتارش باعث پنهان شدن فسق و گناهش میشود و دومی با عبادتش، گمراهی و نادانیاش را مخفی میکند.
🔻پس از عالم فاسق و متعبد جاهل بترسید! این دو باعث فتنه هر مصیبت زدهای هستند! من از پیامبر خدا شنیدم که فرمود: ای علی! نابودی امت من به دست هر منافقی است که در زبان و گفتارش داناست!
🔗خصال، ج1، ص69
@Hadith1398
🔻 از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمودند: دو گروه کمر من را شکستند؛ مردی که در زبان و گفتارش داناست، اما فاسق است و مردی که قلبش از علم خالی است و نادان است، اما متعبد است؛ اوّلی با گفتارش باعث پنهان شدن فسق و گناهش میشود و دومی با عبادتش، گمراهی و نادانیاش را مخفی میکند.
🔻پس از عالم فاسق و متعبد جاهل بترسید! این دو باعث فتنه هر مصیبت زدهای هستند! من از پیامبر خدا شنیدم که فرمود: ای علی! نابودی امت من به دست هر منافقی است که در زبان و گفتارش داناست!
🔗خصال، ج1، ص69
@Hadith1398
📝امام علی، حاکمی مسئولیتپذیر
🔻من در خیر و شر تو شریکم!
نقل شده که پس از آنکه خبرهایی از برخوردهای ناپسند ابن عباس با بنی تمیم در بصره به امیرالمومنین علیه السلام گزارش شد، ایشان برای وی نوشت: «در آنچه بر زبان و دستت از خير و شرّ جارى شود مدارا كن، كه هر دو در اين زمينه با هم شريكيم! سعی کن حُسن ظنّم به تو ادامه پیدا کند، و كارى نکن كه نظرم درباره تو عوض شود.» (نهج البلاغة (صبحی صالح)، نامه۱۸)
🔻شریک بودن حاکم در ظلم کارگزارنش
ابن ابی الحدید از واقدی نقل کرده که ابن عباس گفته من شاهد سرزنش شدن امام علی توسط عثمان بودم. در بخشی از این نقل آمده: عثمان به او گفت: به خدا قسمت می دهم که برای تفرقه میان مردم بابی را باز نکنی! امام علی ضمن دفع این اتهام از خود، به او میگویند: «به خدا قسم اگر هر یک از منصوبان و کارگزاران تو و لو در غرب عالَم، ظلمی بکنند، تو هم در گناه او شریک هستی!» (یعنی اگر در نصب او حجتی نداشتی، گناه کردی، و اگر حجت داشتی، نسبت به ظلم آن شخص ضامنی و در صورت عدم جبران، گناهکاری) عثمان گفت: «حق با توست! هرآنکس را که تو و مسلمانان قبول ندارند، عزل میکنم.» بعد از آنکه امام علی رفت، مروان به عثمان گفت: اگر این کار را بکنی مردم نسبت به تو جرات پیدا میکنند! هیچ کس را عزل نکن! (شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج9، ص15)
🔻برخورد شدید امام علی با کارگزار فاسد
نقل شده که اميرالمؤمنين عليه السلام بر خيانت ابن هرمه واقف شد. ابن هرمه مسئول بازار اهواز بود. حضرت به رفاعه مرقوم فرمود: «چون نامهام را خواندى، ابن هرمه را از مسئوليتش بركنار كن و او را در برابر مردم سرپا نگاه دار و زندانىاش كن و بر سر او جار بزن و به همۀ مردمى كه كارگزار آنان هستى، بنويس و نظر من را دربارۀ ابن هرمه به آنان ابلاغ كن و دربارۀ ابن هرمه غفلتى و تفريطى تو را نگيرد؛ كه نزد خدا هلاك خواهى شد و من تو را به بدترين شكل از كار بر كنار مىسازم و تو را از اين كار در پناه خداوند قرار مىدهم.
چون روز جمعه شود، او را از زندان بيرون آر و سى و پنج تازيانه بر او بزن و او را در بازارها بگردان و هر كس كه عليه وى شاهدى آورد، او را با شاهدش سوگند ده و از درآمد ابن هرمه آنچه عليه او شهادت داده است، پرداخت كن و دستور ده كه با خوارى و زشتى و سرزنش او را به زندانش بيندازند...(دعائم الاسلام ج۲، ص۵۳۲)
🔻عزل مومنانی که مدیران خوبی نبودند
طبق نامه ۶۱ نهج البلاغه امام علی به کمیل بن زیاد که صاحب سر ایشان توصیف شده، فرمودهاند: «پس از ياد خدا و درود، سستى انسان در انجام كارهايى كه بر عهده اوست، و پافشارى در كارى كه از مسؤوليّت او خارج است، نشانه ناتوانى آشكار، و انديشه ويرانگر است. اقدام تو به تاراج مردم «قرقيسا» در مقابل رها كردن پاسدارى از مرزهايى كه تو را بر آن گمارده بوديم و كسى در آنجا نيست تا آنجا را حفظ كند، و سپاه دشمن را از آن مرزها دور سازد، انديشه اى باطل است. تو در آنجا پلى شده اى كه دشمنان تو از آن بگذرند و بر دوستانت تهاجم آورند، نه قدرتى دارى كه با تو نبرد كنند، و نه هيبتى دارى كه از تو بترسند و بگريزند، نه مرزى را مى توانى حفظ كنى، و نه شوكت دشمن را مى توانى در هم بشكنى، نه نيازهاى مردم ديارت را كفايت مى كنى، و نه امام خود را راضى نگه مى دارى.»
@Hadith1398
🔻من در خیر و شر تو شریکم!
نقل شده که پس از آنکه خبرهایی از برخوردهای ناپسند ابن عباس با بنی تمیم در بصره به امیرالمومنین علیه السلام گزارش شد، ایشان برای وی نوشت: «در آنچه بر زبان و دستت از خير و شرّ جارى شود مدارا كن، كه هر دو در اين زمينه با هم شريكيم! سعی کن حُسن ظنّم به تو ادامه پیدا کند، و كارى نکن كه نظرم درباره تو عوض شود.» (نهج البلاغة (صبحی صالح)، نامه۱۸)
🔻شریک بودن حاکم در ظلم کارگزارنش
ابن ابی الحدید از واقدی نقل کرده که ابن عباس گفته من شاهد سرزنش شدن امام علی توسط عثمان بودم. در بخشی از این نقل آمده: عثمان به او گفت: به خدا قسمت می دهم که برای تفرقه میان مردم بابی را باز نکنی! امام علی ضمن دفع این اتهام از خود، به او میگویند: «به خدا قسم اگر هر یک از منصوبان و کارگزاران تو و لو در غرب عالَم، ظلمی بکنند، تو هم در گناه او شریک هستی!» (یعنی اگر در نصب او حجتی نداشتی، گناه کردی، و اگر حجت داشتی، نسبت به ظلم آن شخص ضامنی و در صورت عدم جبران، گناهکاری) عثمان گفت: «حق با توست! هرآنکس را که تو و مسلمانان قبول ندارند، عزل میکنم.» بعد از آنکه امام علی رفت، مروان به عثمان گفت: اگر این کار را بکنی مردم نسبت به تو جرات پیدا میکنند! هیچ کس را عزل نکن! (شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج9، ص15)
🔻برخورد شدید امام علی با کارگزار فاسد
نقل شده که اميرالمؤمنين عليه السلام بر خيانت ابن هرمه واقف شد. ابن هرمه مسئول بازار اهواز بود. حضرت به رفاعه مرقوم فرمود: «چون نامهام را خواندى، ابن هرمه را از مسئوليتش بركنار كن و او را در برابر مردم سرپا نگاه دار و زندانىاش كن و بر سر او جار بزن و به همۀ مردمى كه كارگزار آنان هستى، بنويس و نظر من را دربارۀ ابن هرمه به آنان ابلاغ كن و دربارۀ ابن هرمه غفلتى و تفريطى تو را نگيرد؛ كه نزد خدا هلاك خواهى شد و من تو را به بدترين شكل از كار بر كنار مىسازم و تو را از اين كار در پناه خداوند قرار مىدهم.
چون روز جمعه شود، او را از زندان بيرون آر و سى و پنج تازيانه بر او بزن و او را در بازارها بگردان و هر كس كه عليه وى شاهدى آورد، او را با شاهدش سوگند ده و از درآمد ابن هرمه آنچه عليه او شهادت داده است، پرداخت كن و دستور ده كه با خوارى و زشتى و سرزنش او را به زندانش بيندازند...(دعائم الاسلام ج۲، ص۵۳۲)
🔻عزل مومنانی که مدیران خوبی نبودند
طبق نامه ۶۱ نهج البلاغه امام علی به کمیل بن زیاد که صاحب سر ایشان توصیف شده، فرمودهاند: «پس از ياد خدا و درود، سستى انسان در انجام كارهايى كه بر عهده اوست، و پافشارى در كارى كه از مسؤوليّت او خارج است، نشانه ناتوانى آشكار، و انديشه ويرانگر است. اقدام تو به تاراج مردم «قرقيسا» در مقابل رها كردن پاسدارى از مرزهايى كه تو را بر آن گمارده بوديم و كسى در آنجا نيست تا آنجا را حفظ كند، و سپاه دشمن را از آن مرزها دور سازد، انديشه اى باطل است. تو در آنجا پلى شده اى كه دشمنان تو از آن بگذرند و بر دوستانت تهاجم آورند، نه قدرتى دارى كه با تو نبرد كنند، و نه هيبتى دارى كه از تو بترسند و بگريزند، نه مرزى را مى توانى حفظ كنى، و نه شوكت دشمن را مى توانى در هم بشكنى، نه نيازهاى مردم ديارت را كفايت مى كنى، و نه امام خود را راضى نگه مى دارى.»
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝سیاست هارون الرشید در قبال امام کاظم علیه السلام
🔹نقل شده که امام کاظم علیه السلام به هارون الرشید گفت: «ای امیر مومنان! خداوند بر حاکمان واجب کرده است که سطح زندگی فقراء را بالا بیاورند و بدهیهای بدهکاران را پرداخت کنند و این بار سنگین را از دوش آنها بردارند. برهنگان را بپوشانند و به نیازمندان احسان کنند.» هارون الرشید گفت: «این کار را خواهم کرد.»
🔸سپس حضرت بلند شدند تا از نزد هارون بروند، هارون الرشید بلند شد و صورت و پیشانی حضرت را بوسید و پسرانش را برای بدرقه حضرت فرستاد. مامون از هارون پرسید: «این شخص چه کسی بود که انقدر به او احترام گذاشتید؟!» هارون گفت: «این شخص امام واقعی مردم است! او حجت خدا بر خلق و خلیفه خداست!» گفتم: «مگر همه این صفات و ویژگیها برای شما نیست؟!» هارون گفت: «من در ظاهر امام هستم و با زور غالب شدم! اما موسی بن جعفر امام حق است و به خدا قسم ای پسرم که او از من و همه مردم به مقام رسول خدا سزاوارتر است! اما اگر حتی تو هم درباره تاج و تخت با من نزاع کنی، چشمانت را در میآورم! چون پادشاهی عقیم است!» (یعنی اگر منافع اقتضاء کند که کسی حذف شود، نسبت خویشاوندی در آن سودی ندارد)
🔹در زمانی هارون الرشید برای حضرت کاظم دویست دینار هدیه فرستاد و گفت: «به ایشان بگویید که فعلاً در مضیقه هستم و بعداً جبران میکنم.» مامون به او گفت: «شما به سایر بنی هاشم و مهاجرین و انصار و حتی کسانی که نَسَب آنها را نمیدانید، پنج هزار دینار می دهید، اما چرا به موسی بن جعفر فقط 200 دینار هدیه دادید؟!» هارون به او گفت: «ساکت شو بی مادر! اگر به او اندازه بقیه افراد هدیه بدهم، ممکن است با صدهزار شمشیر از شیعیانش مواجه شوم! فقر موسی بن جعفر و خانوادهاش برای من و شماها از اینکه آنها بر ما مسلط شوند، بهتر است!»
🔗با تلخیص از عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۹۰ تا ۹۲
@Hadith1398
🔹نقل شده که امام کاظم علیه السلام به هارون الرشید گفت: «ای امیر مومنان! خداوند بر حاکمان واجب کرده است که سطح زندگی فقراء را بالا بیاورند و بدهیهای بدهکاران را پرداخت کنند و این بار سنگین را از دوش آنها بردارند. برهنگان را بپوشانند و به نیازمندان احسان کنند.» هارون الرشید گفت: «این کار را خواهم کرد.»
🔸سپس حضرت بلند شدند تا از نزد هارون بروند، هارون الرشید بلند شد و صورت و پیشانی حضرت را بوسید و پسرانش را برای بدرقه حضرت فرستاد. مامون از هارون پرسید: «این شخص چه کسی بود که انقدر به او احترام گذاشتید؟!» هارون گفت: «این شخص امام واقعی مردم است! او حجت خدا بر خلق و خلیفه خداست!» گفتم: «مگر همه این صفات و ویژگیها برای شما نیست؟!» هارون گفت: «من در ظاهر امام هستم و با زور غالب شدم! اما موسی بن جعفر امام حق است و به خدا قسم ای پسرم که او از من و همه مردم به مقام رسول خدا سزاوارتر است! اما اگر حتی تو هم درباره تاج و تخت با من نزاع کنی، چشمانت را در میآورم! چون پادشاهی عقیم است!» (یعنی اگر منافع اقتضاء کند که کسی حذف شود، نسبت خویشاوندی در آن سودی ندارد)
🔹در زمانی هارون الرشید برای حضرت کاظم دویست دینار هدیه فرستاد و گفت: «به ایشان بگویید که فعلاً در مضیقه هستم و بعداً جبران میکنم.» مامون به او گفت: «شما به سایر بنی هاشم و مهاجرین و انصار و حتی کسانی که نَسَب آنها را نمیدانید، پنج هزار دینار می دهید، اما چرا به موسی بن جعفر فقط 200 دینار هدیه دادید؟!» هارون به او گفت: «ساکت شو بی مادر! اگر به او اندازه بقیه افراد هدیه بدهم، ممکن است با صدهزار شمشیر از شیعیانش مواجه شوم! فقر موسی بن جعفر و خانوادهاش برای من و شماها از اینکه آنها بر ما مسلط شوند، بهتر است!»
🔗با تلخیص از عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۹۰ تا ۹۲
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝اگر عدالت برقرار بشود، مردم فقیر نمیشوند
🔹نقل شده امام کاظم علیه السلام فرمودند: خداوند متعال هیچ مالی را به جا نگذاشته مگر آنکه آن را بین مردم تقسیم کرده و حق هر کسی را به او داده است؛ خواه از خواص جامعه باشد یا از عوام جامعه، فقیر باشد یا مسکین، به طور کلی حق هر قشری از اقشار مختلف مردم، از سوی خداوند اعطاء شده است. اگر در میان مردم به عدالت، حکمرانی شود، آنها بی نیاز میشوند.
🔸عدالت از عسل شیرینتر است و عدالت برقرار نمیشود مگر به واسطه شخص عادلی که نیازهای مردم را بشناسد. پیامبر خدا زکات بیابان نشینان را بین مستحقان خود آنها و زکات شهرنشینان را بین مستحقان خودشان تقسیم میکرد. پیامبر بین آنها به صورت مساوی تقسیم نمی کرد به نحوی که به هشت گروهی که در قرآن ذکر شده، یک هشتم به صورت مساوی بدهد، بلکه به همه مستحقان، به اندازه ای که خرج سالشان را داشته باشند، عطا می کرد و وقت اداء آن و مقدارش ثابت نبود و اگر چیزی اضافه میماند، آن را به دیگران میدادند.
🔗كافي، ج1، ص542
@Hadith1398
🔹نقل شده امام کاظم علیه السلام فرمودند: خداوند متعال هیچ مالی را به جا نگذاشته مگر آنکه آن را بین مردم تقسیم کرده و حق هر کسی را به او داده است؛ خواه از خواص جامعه باشد یا از عوام جامعه، فقیر باشد یا مسکین، به طور کلی حق هر قشری از اقشار مختلف مردم، از سوی خداوند اعطاء شده است. اگر در میان مردم به عدالت، حکمرانی شود، آنها بی نیاز میشوند.
🔸عدالت از عسل شیرینتر است و عدالت برقرار نمیشود مگر به واسطه شخص عادلی که نیازهای مردم را بشناسد. پیامبر خدا زکات بیابان نشینان را بین مستحقان خود آنها و زکات شهرنشینان را بین مستحقان خودشان تقسیم میکرد. پیامبر بین آنها به صورت مساوی تقسیم نمی کرد به نحوی که به هشت گروهی که در قرآن ذکر شده، یک هشتم به صورت مساوی بدهد، بلکه به همه مستحقان، به اندازه ای که خرج سالشان را داشته باشند، عطا می کرد و وقت اداء آن و مقدارش ثابت نبود و اگر چیزی اضافه میماند، آن را به دیگران میدادند.
🔗كافي، ج1، ص542
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝ظهور امام زمان بعد از شدت اختلاف شیعیان
🔹از امام حسین علیه السلام نقل شده که فرمودند: «امری که منتظر آن هستید (قیام مهدی) محقق نمیشود تا اینکه برخی از شما از دیگری ابراز برائت کند، برخی از شما به صورت دیگری آب دهان بیندازد، برخی از شما دیگری را تکفیر کند و برخی از شما نیز دیگری را لعن کند!» گفتم: در آن زمان هیچ خیری نیست! امام حسین در جواب فرمودند: «تمام خیر در آن زمان است! چون در آن زمان قائم ما قیام میکند و این اختلافات را برطرف میکند.»
🔸أخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَيْسُ بْنُ هِشَامٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ مِسْكِينٍ الرِّحَّالِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي الْمُغِيرَةِ عَنْ عَمِيرَةَ بِنْتِ نُفَيْلٍ قَالَتْ سَمِعْتُ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ ع يَقُولُ لَا يَكُونُ الْأَمْرُ الَّذِي تَنْتَظِرُونَهُ حَتَّى يَبْرَأَ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ وَ يَتْفُلُ بَعْضُكُمْ فِي وُجُوهِ بَعْضٍ وَ يَشْهَدَ بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ بِالْكُفْرِ وَ يَلْعَنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَقُلْتُ لَهُ مَا فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ مِنْ خَيْرٍ فَقَالَ الْحُسَيْنُ ع الْخَيْرُ كُلُّهُ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ يَقُومُ قَائِمُنَا وَ يَدْفَعُ ذَلِكَ كُلَّهُ.
🔗 الغيبة للنعماني، ص۲۰۶؛ مشابه این نقل، در همین آدرس، به نقل از امام علی و حضرت صادق علیهما السلام ذکر شده است.
@Hadith1398
🔹از امام حسین علیه السلام نقل شده که فرمودند: «امری که منتظر آن هستید (قیام مهدی) محقق نمیشود تا اینکه برخی از شما از دیگری ابراز برائت کند، برخی از شما به صورت دیگری آب دهان بیندازد، برخی از شما دیگری را تکفیر کند و برخی از شما نیز دیگری را لعن کند!» گفتم: در آن زمان هیچ خیری نیست! امام حسین در جواب فرمودند: «تمام خیر در آن زمان است! چون در آن زمان قائم ما قیام میکند و این اختلافات را برطرف میکند.»
🔸أخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَيْسُ بْنُ هِشَامٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ مِسْكِينٍ الرِّحَّالِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي الْمُغِيرَةِ عَنْ عَمِيرَةَ بِنْتِ نُفَيْلٍ قَالَتْ سَمِعْتُ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ ع يَقُولُ لَا يَكُونُ الْأَمْرُ الَّذِي تَنْتَظِرُونَهُ حَتَّى يَبْرَأَ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ وَ يَتْفُلُ بَعْضُكُمْ فِي وُجُوهِ بَعْضٍ وَ يَشْهَدَ بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ بِالْكُفْرِ وَ يَلْعَنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَقُلْتُ لَهُ مَا فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ مِنْ خَيْرٍ فَقَالَ الْحُسَيْنُ ع الْخَيْرُ كُلُّهُ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ يَقُومُ قَائِمُنَا وَ يَدْفَعُ ذَلِكَ كُلَّهُ.
🔗 الغيبة للنعماني، ص۲۰۶؛ مشابه این نقل، در همین آدرس، به نقل از امام علی و حضرت صادق علیهما السلام ذکر شده است.
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝فضیلتهایی از حضرت سجاد علیه السلام
🔻نقل شده که روزي حضرت سجاد یکی از غلامهای خود را براي کاري صدا کردند و او پاسخ نداد و بار دوم و سوم نیز صدایش کردند و او جواب نداد. سرانجام از او پرسید: «پسرم صدای مرا نشنیدي؟» غلام گفت چرا! حضرت فرمود: «پس چرا جواب ندادي؟» غلام گفت: «چون از تو نمیترسم!» حضرت فرمود: «خدا را شکر که غلام من از من نمیترسد.» (الإرشاد، ج۲، ص۱۴۷)
🔻همچنین نقل شده که از حضرت سجاد پرسیدند چرا ناشناس با مردم سفر میکنی؟ فرمود: دوست ندارم به خاطر نسبتی که با رسول خدا دارم، چیزي بگیرم که نتوانم مانند آن را بدهم. (دلائل الامامة، ص۱۹۶)
🔻روزي امام سجاد بر گروهی از جذامیان عبور میکرد که آنها به او گفتند: بنشین و با ما غذا بخور. حضرت فرمود: اگر روزه نبودم با شما می آمدم. سپس وقتی حضرت به خانه رفتند، غذایی براي آنها سفارش داد و وقتی آماده شد، براي آنها فرستادند و خودشان نیز نزدشان رفت و همراه آنها غذا خورد. (کافی، ج۲، ص۱۲۳)
🔻گفتهاند: وقتی حضرت سجاد میخواستند به فقیری صدقه بدهند، اول او را میبوسیدند، سپس آنچه همراه داشتند به او میدادند. (حلیة الاولیاء، ج۳، ص۱۳۷)
@Hadith1398
🔻نقل شده که روزي حضرت سجاد یکی از غلامهای خود را براي کاري صدا کردند و او پاسخ نداد و بار دوم و سوم نیز صدایش کردند و او جواب نداد. سرانجام از او پرسید: «پسرم صدای مرا نشنیدي؟» غلام گفت چرا! حضرت فرمود: «پس چرا جواب ندادي؟» غلام گفت: «چون از تو نمیترسم!» حضرت فرمود: «خدا را شکر که غلام من از من نمیترسد.» (الإرشاد، ج۲، ص۱۴۷)
🔻همچنین نقل شده که از حضرت سجاد پرسیدند چرا ناشناس با مردم سفر میکنی؟ فرمود: دوست ندارم به خاطر نسبتی که با رسول خدا دارم، چیزي بگیرم که نتوانم مانند آن را بدهم. (دلائل الامامة، ص۱۹۶)
🔻روزي امام سجاد بر گروهی از جذامیان عبور میکرد که آنها به او گفتند: بنشین و با ما غذا بخور. حضرت فرمود: اگر روزه نبودم با شما می آمدم. سپس وقتی حضرت به خانه رفتند، غذایی براي آنها سفارش داد و وقتی آماده شد، براي آنها فرستادند و خودشان نیز نزدشان رفت و همراه آنها غذا خورد. (کافی، ج۲، ص۱۲۳)
🔻گفتهاند: وقتی حضرت سجاد میخواستند به فقیری صدقه بدهند، اول او را میبوسیدند، سپس آنچه همراه داشتند به او میدادند. (حلیة الاولیاء، ج۳، ص۱۳۷)
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝لزوم توجه یکسان به علائم و قواعد ظهور
🔹فلسفه آن دسته از علائم متعددی که برای ظهور ذکر شده و با نقل معتبر به ما رسیده، دو علت مهم دارد؛ اول: «شناخت امام زمان بعد از ظهور از میان مدعیان» و دوم: «حفظ امید». از علی بن یقطین نقل شده که حضرت کاظم علیه السلام فرمود: «شیعه ۲۰۰ سال است که با آرزوها تربیت میشود.» همچنین نقل شده که پدر علی بن یقطین که طرفدار بنی العباس بود به وی گفت: «چرا خبری که پیامبر درباره حکومت بنی العباس داده بود، محقق شد اما خبر حکومت بنی هاشم هنوز محقق نشده است؟» علی بن یقطین به وی گفت: «اگر زمان آن را برای ما مشخص میکردند و می گفتند ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال دیگر مثلاً محقق میشود، مومنین به قساوت قلب مبتلا میشدند اما همواره به ما گفتند که چقدر فرج نزدیک است تا بین دلها الفت حاصل شود و فرج نزدیک شود.» (کافی، ج۱، ص۳۶۹)
🔸اما آنچه در کنار علائم ظهور اهمیت دارد، توجه به قواعد ظهور است. بنابراین باید توجه کرد که فلسفه غیبت حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست و چگونه اسباب غیبت برطرف میشود؟ آیا مومنین نقشی برای ظهور امام زمان دارند؟
🔹علامه مجلسی ۲۲ روایت را درباره علت غیبت جمع آوری کردهاند که توجه به آنها میتواند مفید باشد. (نک: بحار الانوار، ج۵۲، ص۹۰؛ باب علة الغيبة و كيفية انتفاع الناس به في غيبته صلوات الله عليه) در این ۲۲ روایت، سه وجه ذکر شده؛ وجه اول اینکه یک علت پنهان و مخفی دارد که بعد از ظهور معلوم میشود. وجه دوم اینکه امام خوف قتل دارند؛ در این باب، روایت اول، پنجم، دهم، شانزدهم، هفدهم، هجدهم، بیستم، بیست و یکم و بیست و دوم، بر این وجه دلالت دارند. و وجه سوم اینکه ایشان برخلاف سایر ائمه که مجبور به بیعت با طاغوت زمان خود شدند، به دلیل بیعت نکردن با طاغوت، غائب شدهاند؛ روایت یازدهم تا پانزدهم دلالت بر این وجه دارند.
🔸اما در برخی روایات دیگر که علامه مجلسی در این باب ذکر نکرده است، عدم وجود یاوران وفادار علت وقوع غیبت دانسته شده است. در روایتی که طبق مبانی برخی از علماء معتبر تلقی میشود، از حضرت عبدالعظیم حسنی نقل شده که حضرت جواد علیه السلام فرمود: «هرگاه که سیصد و سیزده نفر از اهل اخلاص جمع شوند، قائم خروج میکند.» (کمال الدین، ج۲، ص۳۷۸) یا در روایت معتبر دیگری حمران بن اعین از حضرت صادق علیه السلام درباره زمان فرج سوال میکند. حضرت صادق با ذکر داستان مفصلی، نکته لزوم وفاداری را تاکید میکنند. (نک: کافی، ج۸، ص۳۶۲)
👈🏻در واقع میتوان اکثر روایاتی را که در این زمینه بیان شده، به نکته نبودن یاران صادق و وفادار دانست. یعنی به همین دلیل، حضرت حجت ترس از کشته شدن در هنگام خروج دارند. و اگر این افراد باشند، دیگر به دلیل عدم بیعت با طاغوت، مجبور به پنهان شدن نیستند.
🔹در همین رابطه جالب است که در نقل معتبر دیگری آمده که سدیر صیرفی گفته: بر امام صادق(ع) وارد شدم و عرض کردم: تو را به خدا چرا نشستهای؟ امام صادق(ع) فرمود: ای سدیر! چه اتفاقی افتاده است؟ سدیر گفت: از فراوانی دوستان و شیعیان و یارانت میگویم. امام فرمود: فکر میکنی شیعیان ما چند نفر باشند؟! سدیر گفت: یکصد هزار نفر. امام فرمود: یکصد هزار نفر؟! سدیر گفت: آری و شاید دویست هزار نفر! امام فرمود: دویست هزار نفر؟! سدیر گفت: آری و شاید نیمی از جهان! سپس در بین راه امام صادق(ع) در حالی که به گله بزها نگاه میکرد فرمود: ای سدیر! اگر شیعیان ما به تعداد این بزها رسیده بود بر جای نمینشستم.» سدیر میگوید: من تعداد بزها را شمردم دیدم آنها هفده عدد بودند. (کافی، ج۲، ص۲۴۲)
🔸همچنین شیخ صدوق از امام صادق علیه السلام نقل کرده که ایشان از مفضل بن قیس پرسیدند: «شیعیان ما در کوفه چند نفرند؟» مفضل جواب داد: پنجاه هزار نفر! حضرت [متعجب از پاسخ قیس] پیوسته سؤال خود را تکرار کردند تا اینکه فرمودند: «امید داری بیست نفر باشند؟!» سپس فرمودند: «به خدا سوگند دوست داشتم در کوفه تنها بیست و پنج نفر بود که به ولایت ما معرفت داشتند و جز سخن حق بر ما نمیبستند.» (صفات الشيعة، ص۱۵)
🔹قابل توجه است که بر اساس برخی از روایات نیز به نحوی «به بن بست رسیدن جمیع مکاتب» زمینه ساز ظهور معرفی شده؛ از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: «دولت ما آخرین دولت است و هیچ گروه مدعی نیست مگر آنکه قبل از ما به قدرت میرسد؛ این به آن علت است که وقتی سیره ما را هنگام به دست گرفتن قدرت دیدند، نگویند که اگر ما هم بودیم مثل اینها حکمرانی میکردیم، و این همان قول خداوند متعال است که فرمود: و العاقبة للمتقین» (الارشاد ج۲ ص۳۸۵؛ کشف الغمة ج۲ ص۴۶۵)
🔸بنابراین همان طور که توجه به علائم ظهور برای «حفظ امید و جلوگیری از قساوت قلب» و «فهم مدعی راستین از مدعیان دروغین» لازم است، نباید از توجه به قواعد ظهور و اموری که باعث ظهور امام زمان و تحقق عدالت میشود، غفلت کرد.
@Hadith1398
🔹فلسفه آن دسته از علائم متعددی که برای ظهور ذکر شده و با نقل معتبر به ما رسیده، دو علت مهم دارد؛ اول: «شناخت امام زمان بعد از ظهور از میان مدعیان» و دوم: «حفظ امید». از علی بن یقطین نقل شده که حضرت کاظم علیه السلام فرمود: «شیعه ۲۰۰ سال است که با آرزوها تربیت میشود.» همچنین نقل شده که پدر علی بن یقطین که طرفدار بنی العباس بود به وی گفت: «چرا خبری که پیامبر درباره حکومت بنی العباس داده بود، محقق شد اما خبر حکومت بنی هاشم هنوز محقق نشده است؟» علی بن یقطین به وی گفت: «اگر زمان آن را برای ما مشخص میکردند و می گفتند ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال دیگر مثلاً محقق میشود، مومنین به قساوت قلب مبتلا میشدند اما همواره به ما گفتند که چقدر فرج نزدیک است تا بین دلها الفت حاصل شود و فرج نزدیک شود.» (کافی، ج۱، ص۳۶۹)
🔸اما آنچه در کنار علائم ظهور اهمیت دارد، توجه به قواعد ظهور است. بنابراین باید توجه کرد که فلسفه غیبت حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف چیست و چگونه اسباب غیبت برطرف میشود؟ آیا مومنین نقشی برای ظهور امام زمان دارند؟
🔹علامه مجلسی ۲۲ روایت را درباره علت غیبت جمع آوری کردهاند که توجه به آنها میتواند مفید باشد. (نک: بحار الانوار، ج۵۲، ص۹۰؛ باب علة الغيبة و كيفية انتفاع الناس به في غيبته صلوات الله عليه) در این ۲۲ روایت، سه وجه ذکر شده؛ وجه اول اینکه یک علت پنهان و مخفی دارد که بعد از ظهور معلوم میشود. وجه دوم اینکه امام خوف قتل دارند؛ در این باب، روایت اول، پنجم، دهم، شانزدهم، هفدهم، هجدهم، بیستم، بیست و یکم و بیست و دوم، بر این وجه دلالت دارند. و وجه سوم اینکه ایشان برخلاف سایر ائمه که مجبور به بیعت با طاغوت زمان خود شدند، به دلیل بیعت نکردن با طاغوت، غائب شدهاند؛ روایت یازدهم تا پانزدهم دلالت بر این وجه دارند.
🔸اما در برخی روایات دیگر که علامه مجلسی در این باب ذکر نکرده است، عدم وجود یاوران وفادار علت وقوع غیبت دانسته شده است. در روایتی که طبق مبانی برخی از علماء معتبر تلقی میشود، از حضرت عبدالعظیم حسنی نقل شده که حضرت جواد علیه السلام فرمود: «هرگاه که سیصد و سیزده نفر از اهل اخلاص جمع شوند، قائم خروج میکند.» (کمال الدین، ج۲، ص۳۷۸) یا در روایت معتبر دیگری حمران بن اعین از حضرت صادق علیه السلام درباره زمان فرج سوال میکند. حضرت صادق با ذکر داستان مفصلی، نکته لزوم وفاداری را تاکید میکنند. (نک: کافی، ج۸، ص۳۶۲)
👈🏻در واقع میتوان اکثر روایاتی را که در این زمینه بیان شده، به نکته نبودن یاران صادق و وفادار دانست. یعنی به همین دلیل، حضرت حجت ترس از کشته شدن در هنگام خروج دارند. و اگر این افراد باشند، دیگر به دلیل عدم بیعت با طاغوت، مجبور به پنهان شدن نیستند.
🔹در همین رابطه جالب است که در نقل معتبر دیگری آمده که سدیر صیرفی گفته: بر امام صادق(ع) وارد شدم و عرض کردم: تو را به خدا چرا نشستهای؟ امام صادق(ع) فرمود: ای سدیر! چه اتفاقی افتاده است؟ سدیر گفت: از فراوانی دوستان و شیعیان و یارانت میگویم. امام فرمود: فکر میکنی شیعیان ما چند نفر باشند؟! سدیر گفت: یکصد هزار نفر. امام فرمود: یکصد هزار نفر؟! سدیر گفت: آری و شاید دویست هزار نفر! امام فرمود: دویست هزار نفر؟! سدیر گفت: آری و شاید نیمی از جهان! سپس در بین راه امام صادق(ع) در حالی که به گله بزها نگاه میکرد فرمود: ای سدیر! اگر شیعیان ما به تعداد این بزها رسیده بود بر جای نمینشستم.» سدیر میگوید: من تعداد بزها را شمردم دیدم آنها هفده عدد بودند. (کافی، ج۲، ص۲۴۲)
🔸همچنین شیخ صدوق از امام صادق علیه السلام نقل کرده که ایشان از مفضل بن قیس پرسیدند: «شیعیان ما در کوفه چند نفرند؟» مفضل جواب داد: پنجاه هزار نفر! حضرت [متعجب از پاسخ قیس] پیوسته سؤال خود را تکرار کردند تا اینکه فرمودند: «امید داری بیست نفر باشند؟!» سپس فرمودند: «به خدا سوگند دوست داشتم در کوفه تنها بیست و پنج نفر بود که به ولایت ما معرفت داشتند و جز سخن حق بر ما نمیبستند.» (صفات الشيعة، ص۱۵)
🔹قابل توجه است که بر اساس برخی از روایات نیز به نحوی «به بن بست رسیدن جمیع مکاتب» زمینه ساز ظهور معرفی شده؛ از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: «دولت ما آخرین دولت است و هیچ گروه مدعی نیست مگر آنکه قبل از ما به قدرت میرسد؛ این به آن علت است که وقتی سیره ما را هنگام به دست گرفتن قدرت دیدند، نگویند که اگر ما هم بودیم مثل اینها حکمرانی میکردیم، و این همان قول خداوند متعال است که فرمود: و العاقبة للمتقین» (الارشاد ج۲ ص۳۸۵؛ کشف الغمة ج۲ ص۴۶۵)
🔸بنابراین همان طور که توجه به علائم ظهور برای «حفظ امید و جلوگیری از قساوت قلب» و «فهم مدعی راستین از مدعیان دروغین» لازم است، نباید از توجه به قواعد ظهور و اموری که باعث ظهور امام زمان و تحقق عدالت میشود، غفلت کرد.
@Hadith1398
Telegram
کلامُکم نور
📝ظهور چه زمانی واقع میشود؟
🔻جواب جالب امام باقر به حمران
🔹از زراره نقل شده: حمران به امام باقر علیه السلام گفت: کاش برایمان بفرمایید این امر چه زمانی خواهد بود تا مسرور شویم! ایشان فرمودند: ای حمران! در گذشته مردی از عالمان بود و پسری داشت که رغبتی…
🔻جواب جالب امام باقر به حمران
🔹از زراره نقل شده: حمران به امام باقر علیه السلام گفت: کاش برایمان بفرمایید این امر چه زمانی خواهد بود تا مسرور شویم! ایشان فرمودند: ای حمران! در گذشته مردی از عالمان بود و پسری داشت که رغبتی…
🔻جهلی بدتر از زمان بعثت پیامبر!
از فضیل بن یسار نقل شده که گفت: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم هنگامی که حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه) قیام میکند با جهلی بدتر از جهل زمان بعثت رسول خدا مواجه میشود؛ زیرا رسول خدا مبعوث شد در حالی که مردم سنگ و چوب را پرستش میکردند و زمانی که قائم ما قیام میکند همه مردم قرآن را بر وی تاویل میبرند و در مقابل ایشان از قرآن دلیل میآورند. (الغيبة للنعماني ص۲۹۷)
🔻جنگ امام زمان با شیعیان کذاب
از امام صادق (ع) نقل شده: «وقتی قائم ما قیام کند اول به جنگ کذابهای شیعه میرود و آنها را شکست میدهد.» (رجال کشی، ص۲۹۹)
🔻تمام مدعیان قبل از ظهور به قدرت میرسند
از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: دولت ما آخرین دولت است و هیچ گروه مدعی نیست مگر آنکه قبل از ما به قدرت میرسد؛ این به آن علت است که وقتی سیره ما را هنگام به دست گرفتن قدرت دیدند، نگویند که اگر ما هم بودیم مثل اینها حکمرانی میکردیم! و این همان قول خداوند متعال است که فرمود: و العاقبة للمتقین. (الارشاد ج۲ ص۳۸۵)
@Hadith1398
از فضیل بن یسار نقل شده که گفت: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم هنگامی که حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه) قیام میکند با جهلی بدتر از جهل زمان بعثت رسول خدا مواجه میشود؛ زیرا رسول خدا مبعوث شد در حالی که مردم سنگ و چوب را پرستش میکردند و زمانی که قائم ما قیام میکند همه مردم قرآن را بر وی تاویل میبرند و در مقابل ایشان از قرآن دلیل میآورند. (الغيبة للنعماني ص۲۹۷)
🔻جنگ امام زمان با شیعیان کذاب
از امام صادق (ع) نقل شده: «وقتی قائم ما قیام کند اول به جنگ کذابهای شیعه میرود و آنها را شکست میدهد.» (رجال کشی، ص۲۹۹)
🔻تمام مدعیان قبل از ظهور به قدرت میرسند
از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: دولت ما آخرین دولت است و هیچ گروه مدعی نیست مگر آنکه قبل از ما به قدرت میرسد؛ این به آن علت است که وقتی سیره ما را هنگام به دست گرفتن قدرت دیدند، نگویند که اگر ما هم بودیم مثل اینها حکمرانی میکردیم! و این همان قول خداوند متعال است که فرمود: و العاقبة للمتقین. (الارشاد ج۲ ص۳۸۵)
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
🔻تایید سنتهای اجتماعی ارزشمند
🔹در عهدنامه مالک اشتر آمده که امام علی علیه السلام فرمودند: «سنت صالحی را که بزرگان این امت به آن عمل کردهاند و باعث الفت اجتماعی آن امت شده است و امورشان بر اساس آن نیکو شده، نقض نکن.»
🔸 لَا تَنْقُضْ سُنَّةً صَالِحَةً عَمِلَ بِهَا صُدُورُ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ اجْتَمَعَتْ بِهَا الْأُلْفَةُ وَ صَلَحَتْ عَلَيْهَا الرَّعِيَّةُ...
🔗نهج البلاغة، نامه ۵۳
@Hadith1398
🔹در عهدنامه مالک اشتر آمده که امام علی علیه السلام فرمودند: «سنت صالحی را که بزرگان این امت به آن عمل کردهاند و باعث الفت اجتماعی آن امت شده است و امورشان بر اساس آن نیکو شده، نقض نکن.»
🔸 لَا تَنْقُضْ سُنَّةً صَالِحَةً عَمِلَ بِهَا صُدُورُ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ اجْتَمَعَتْ بِهَا الْأُلْفَةُ وَ صَلَحَتْ عَلَيْهَا الرَّعِيَّةُ...
🔗نهج البلاغة، نامه ۵۳
@Hadith1398
📝تاخیرِ استجابتِ دعا
🔻از بزنطی نقل شده که به امام رضا علیه السلام عرض کردم: «فدایت شوم! از فلان زمان تاکنون حاجتی دارم که اجابت نمیشود و از تاخیر آن در قلبم شک و شبههای وارد شده.» امام فرمود: «ای احمد! مواظب شیطان باش که به تو راهی پیدا نکند تا از رحمت خدا ناامیدت کند...امام باقر علیه السلام همواره میفرمود: مومن از خدا حاجتی طلب میکند و خدا اجابتش را به تاخیر میاندازد چون صدای او و شنیدن گریهی شدیدش را دوست دارد...» سپس امام فرمود: «شخصی که دارای نعمتی در دنیا است، هنگامی که از خدا چیزی بخواهد و به او داده شود، چیز دیگری را طلب میکند و در نگاهش نعمتی که به او داده شده کوچک میشود و در نتیجه از هیچ چیز سیر نمیشود و زمانی که نعمتها زیاد شود، مسلمان به واسطه حقوقی که در اثر آن نعمتها بر او واجب میشوند، در معرض امتحان قرار میگیرد...» (کافی، ج۲، ص۴۸۸)
🔻همچنین از امام صادق علیه السلام نقل شده: بین «قد اجیبت دعوتکما» (آیه ۸۹ سوره یونس که اشاره به استجابت دعای موسی و هارون برای نجات بنی اسرائیل از دست فرعون و عذاب او دارد) و اجابت آن دعا، ۴۰ سال فاصله شد. (همان، ص۴۸۹)
@Hadith1398
🔻از بزنطی نقل شده که به امام رضا علیه السلام عرض کردم: «فدایت شوم! از فلان زمان تاکنون حاجتی دارم که اجابت نمیشود و از تاخیر آن در قلبم شک و شبههای وارد شده.» امام فرمود: «ای احمد! مواظب شیطان باش که به تو راهی پیدا نکند تا از رحمت خدا ناامیدت کند...امام باقر علیه السلام همواره میفرمود: مومن از خدا حاجتی طلب میکند و خدا اجابتش را به تاخیر میاندازد چون صدای او و شنیدن گریهی شدیدش را دوست دارد...» سپس امام فرمود: «شخصی که دارای نعمتی در دنیا است، هنگامی که از خدا چیزی بخواهد و به او داده شود، چیز دیگری را طلب میکند و در نگاهش نعمتی که به او داده شده کوچک میشود و در نتیجه از هیچ چیز سیر نمیشود و زمانی که نعمتها زیاد شود، مسلمان به واسطه حقوقی که در اثر آن نعمتها بر او واجب میشوند، در معرض امتحان قرار میگیرد...» (کافی، ج۲، ص۴۸۸)
🔻همچنین از امام صادق علیه السلام نقل شده: بین «قد اجیبت دعوتکما» (آیه ۸۹ سوره یونس که اشاره به استجابت دعای موسی و هارون برای نجات بنی اسرائیل از دست فرعون و عذاب او دارد) و اجابت آن دعا، ۴۰ سال فاصله شد. (همان، ص۴۸۹)
@Hadith1398