📝سیاست هارون الرشید در قبال امام کاظم علیه السلام
🔹نقل شده که امام کاظم علیه السلام به هارون الرشید گفت: «ای امیر مومنان! خداوند بر حاکمان واجب کرده است که سطح زندگی فقراء را بالا بیاورند و بدهیهای بدهکاران را پرداخت کنند و این بار سنگین را از دوش آنها بردارند. برهنگان را بپوشانند و به نیازمندان احسان کنند.» هارون الرشید گفت: «این کار را خواهم کرد.»
🔸سپس حضرت بلند شدند تا از نزد هارون بروند، هارون الرشید بلند شد و صورت و پیشانی حضرت را بوسید و پسرانش را برای بدرقه حضرت فرستاد. مامون از هارون پرسید: «این شخص چه کسی بود که انقدر به او احترام گذاشتید؟!» هارون گفت: «این شخص امام واقعی مردم است! او حجت خدا بر خلق و خلیفه خداست!» گفتم: «مگر همه این صفات و ویژگیها برای شما نیست؟!» هارون گفت: «من در ظاهر امام هستم و با زور غالب شدم! اما موسی بن جعفر امام حق است و به خدا قسم ای پسرم که او از من و همه مردم به مقام رسول خدا سزاوارتر است! اما اگر حتی تو هم درباره تاج و تخت با من نزاع کنی، چشمانت را در میآورم! چون پادشاهی عقیم است!» (یعنی اگر منافع اقتضاء کند که کسی حذف شود، نسبت خویشاوندی در آن سودی ندارد)
🔹در زمانی هارون الرشید برای حضرت کاظم دویست دینار هدیه فرستاد و گفت: «به ایشان بگویید که فعلاً در مضیقه هستم و بعداً جبران میکنم.» مامون به او گفت: «شما به سایر بنی هاشم و مهاجرین و انصار و حتی کسانی که نَسَب آنها را نمیدانید، پنج هزار دینار می دهید، اما چرا به موسی بن جعفر فقط 200 دینار هدیه دادید؟!» هارون به او گفت: «ساکت شو بی مادر! اگر به او اندازه بقیه افراد هدیه بدهم، ممکن است با صدهزار شمشیر از شیعیانش مواجه شوم! فقر موسی بن جعفر و خانوادهاش برای من و شماها از اینکه آنها بر ما مسلط شوند، بهتر است!»
🔗با تلخیص از عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۹۰ تا ۹۲
@Hadith1398
🔹نقل شده که امام کاظم علیه السلام به هارون الرشید گفت: «ای امیر مومنان! خداوند بر حاکمان واجب کرده است که سطح زندگی فقراء را بالا بیاورند و بدهیهای بدهکاران را پرداخت کنند و این بار سنگین را از دوش آنها بردارند. برهنگان را بپوشانند و به نیازمندان احسان کنند.» هارون الرشید گفت: «این کار را خواهم کرد.»
🔸سپس حضرت بلند شدند تا از نزد هارون بروند، هارون الرشید بلند شد و صورت و پیشانی حضرت را بوسید و پسرانش را برای بدرقه حضرت فرستاد. مامون از هارون پرسید: «این شخص چه کسی بود که انقدر به او احترام گذاشتید؟!» هارون گفت: «این شخص امام واقعی مردم است! او حجت خدا بر خلق و خلیفه خداست!» گفتم: «مگر همه این صفات و ویژگیها برای شما نیست؟!» هارون گفت: «من در ظاهر امام هستم و با زور غالب شدم! اما موسی بن جعفر امام حق است و به خدا قسم ای پسرم که او از من و همه مردم به مقام رسول خدا سزاوارتر است! اما اگر حتی تو هم درباره تاج و تخت با من نزاع کنی، چشمانت را در میآورم! چون پادشاهی عقیم است!» (یعنی اگر منافع اقتضاء کند که کسی حذف شود، نسبت خویشاوندی در آن سودی ندارد)
🔹در زمانی هارون الرشید برای حضرت کاظم دویست دینار هدیه فرستاد و گفت: «به ایشان بگویید که فعلاً در مضیقه هستم و بعداً جبران میکنم.» مامون به او گفت: «شما به سایر بنی هاشم و مهاجرین و انصار و حتی کسانی که نَسَب آنها را نمیدانید، پنج هزار دینار می دهید، اما چرا به موسی بن جعفر فقط 200 دینار هدیه دادید؟!» هارون به او گفت: «ساکت شو بی مادر! اگر به او اندازه بقیه افراد هدیه بدهم، ممکن است با صدهزار شمشیر از شیعیانش مواجه شوم! فقر موسی بن جعفر و خانوادهاش برای من و شماها از اینکه آنها بر ما مسلط شوند، بهتر است!»
🔗با تلخیص از عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۹۰ تا ۹۲
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝برخی از ویژگیهای مهم پیامبر
حضرت سجاد در ضمن دعای ستایش حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ویژگیهای جالبی را درباره پیامبر ذکر میکنند:
🔹نصب لامرک نفسه
جان خویش را برای اجرای فرمان تو به سختی انداخت
🔸عرض فیک للمکروه بدنه
در راه تو بدنش را هدف ناراحتیها قرار داد
🔹کاشف فی الدعاء الیک حامته
در راه دعوت به تو با نزدیکانش درافتاد
🔸حارب فی رضاک اسرته
برای خشنودی تو با قبیله خود جنگید
🔹قطع فی احیاء دینک رحمه
در راه احیاء دینت رشته خویشاوندی خود را گسیخت
🔸اقصی الادنین علی جحودهم
نزدیکترین بستگان خود را به علت انکار حق از خویش دور کرد
🔹قرب الاقصین علی استجابتهم لک
دورترین آنها را به خاطر قبول دین تو به خود نزدیک کرد
🔸والی فیک الابعدین و عادی فیک الاقربین
محض تو با دور ترین مردم دوستی کرد و با نزدیکترین آنان دشمنی نمود
🔹اداَب نفسه فی تبلیغ رسالتک
جان خویش را در رساندن پیام تو خسته کرد
🔸اتعبها بالدعاء الی ملتک
جان خود را به جهت فراخواندن مردم به آیین تو به زحمت انداخت
🔹شغلها بالنصح الی ملتک
خودش را به نصیحت نمودن پذیرندگان دعوتت مشغول ساخت
🔸هاجر الی بلاد الغربة و محل النای عن موطن رحله و موضع رجله و مسقط راسه و مانس نفسه ارادة منه لاعزاز دینک و استنصارا علی اهل الکفر بک...
به دیار غربت و محل دور از اهل و عشیره و مرکز سکونت و نشو و نما و تولد و آرامگاه جانش هجرت نمود تا دین تو را عزیز کند و انسانها را علیه کفر بسیج کند و از آنها یاری جوید...
🔗دعاء دوم صحیفه سجادیه
@Hadith1398
حضرت سجاد در ضمن دعای ستایش حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ویژگیهای جالبی را درباره پیامبر ذکر میکنند:
🔹نصب لامرک نفسه
جان خویش را برای اجرای فرمان تو به سختی انداخت
🔸عرض فیک للمکروه بدنه
در راه تو بدنش را هدف ناراحتیها قرار داد
🔹کاشف فی الدعاء الیک حامته
در راه دعوت به تو با نزدیکانش درافتاد
🔸حارب فی رضاک اسرته
برای خشنودی تو با قبیله خود جنگید
🔹قطع فی احیاء دینک رحمه
در راه احیاء دینت رشته خویشاوندی خود را گسیخت
🔸اقصی الادنین علی جحودهم
نزدیکترین بستگان خود را به علت انکار حق از خویش دور کرد
🔹قرب الاقصین علی استجابتهم لک
دورترین آنها را به خاطر قبول دین تو به خود نزدیک کرد
🔸والی فیک الابعدین و عادی فیک الاقربین
محض تو با دور ترین مردم دوستی کرد و با نزدیکترین آنان دشمنی نمود
🔹اداَب نفسه فی تبلیغ رسالتک
جان خویش را در رساندن پیام تو خسته کرد
🔸اتعبها بالدعاء الی ملتک
جان خود را به جهت فراخواندن مردم به آیین تو به زحمت انداخت
🔹شغلها بالنصح الی ملتک
خودش را به نصیحت نمودن پذیرندگان دعوتت مشغول ساخت
🔸هاجر الی بلاد الغربة و محل النای عن موطن رحله و موضع رجله و مسقط راسه و مانس نفسه ارادة منه لاعزاز دینک و استنصارا علی اهل الکفر بک...
به دیار غربت و محل دور از اهل و عشیره و مرکز سکونت و نشو و نما و تولد و آرامگاه جانش هجرت نمود تا دین تو را عزیز کند و انسانها را علیه کفر بسیج کند و از آنها یاری جوید...
🔗دعاء دوم صحیفه سجادیه
@Hadith1398
📝تو را حاكم بر مردم کردم تا نگذاری صداى مظلومان به من برسد!
از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: خداوند عزوجل به يكى از پيامبران خود كه در سرزمین یکی از گردنكشان بود، وحى نمود كه نزد آن جبّار رفته و به او بگو: «تو را حاكم بر مردم نکردم تا خونريزى كرده و اموال مردم را بگيرى. به تو حكومت دادم تا نگذاری صداى مظلومان به من برسد. بدون شك هیچ گاه ستمى را كه به آنان شده، نمىبخشم، حتی اگر كافر به من باشند!»
🔗ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ص۲۷۲
@Hadith1398
از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: خداوند عزوجل به يكى از پيامبران خود كه در سرزمین یکی از گردنكشان بود، وحى نمود كه نزد آن جبّار رفته و به او بگو: «تو را حاكم بر مردم نکردم تا خونريزى كرده و اموال مردم را بگيرى. به تو حكومت دادم تا نگذاری صداى مظلومان به من برسد. بدون شك هیچ گاه ستمى را كه به آنان شده، نمىبخشم، حتی اگر كافر به من باشند!»
🔗ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ص۲۷۲
@Hadith1398
📝تضمین روزی طالب علم؟
🖌 محمدمهدی دلیر
🔹این باور بین برخی از متصدیان حوزه مشهور است که روزیِ جویندگان علم تضمین شده است، و حتی بر دانشپژوهانی که به دنبال کسب رزق حلال میروند، خرده میگیرند؛ در حالی که این نگرش مستندی صریح از آیات و روایات صحیحه ندارد. روایتی که معمولاً مستند این دیدگاه قرار میگیرد، چنین است: «قد ورد في الحديث عن النبي صلى الله عليه وآله: أن الله تعالى قد تكفل لطالب العلم برزقه خاصة عما ضمنه لغيره» (منیة المريد، ص160). چنین روایتی در منابع امامیه سابقه ندارد. ظاهراً شهید ثانی (م966) که در منیة المرید از عامه هم نقل میکند، از روایاتی اصالتاً عامی این گونه فهمیده که رزق طالب علم به طور مخصوص ضمانت شده، و در مقام نقل مضمون حدیث، تحریری جدید ارائه داده است.
🔻در اینجا به ذکر و بررسی روایات عامه میپردازیم، که البته برخی از آن محتمل در معنایی صحیح و موافق با سایر ادله است.
🔸يروى أَن الله سُبْحَانَهُ أوحى إِلَى الأَرْض يَا أَرض حرمت عَلَيْك أَن تطعمي بني آدم إِلَّا بكد الْيَمين وعرق الجبين غير طَالب الْعلم فَإِنِّي تكفلت برزقه. ذكره فِي حقائق التَّفْسِير. [خداوند به زمین گفت که ای زمین! حرام است بر تو که به انسانها جز حاصل دسترنج و عرق ریختن آنها به ایشان روزی بدهی مگر برای طالب علم که خودم متکفل روزی او شدهام. (نشر طي التعريف في فضل حملة العلم الشريف، 189)
دلالت این روایت از همه به برداشت امروزی نزدیکتر است. اما سندی ندارد، و اگر انتساب آن به حقائق التفسیر صحیح باشد، با توجه به کثرت نقل احادیث ضعیف و موضوع توسط سلمی و تمایلات صوفیانهاش، ابهام دو چندان میشود. به ویژه ترک کار در میان صوفیه هم مطرح بوده است.
🔹گفتنی است آیات و روایاتی وجود دارد، که بنا بر آن خداوند به نحو کلی متکفل روزی خلائق است (هود: 6؛ کافی، 1/ 30؛ أمالي الصدوق، 7) و این منافاتی با روایات بسیار در امر به طلب روزی ندارد. و ارائه روایت بالا به عنوان مخصص نیز سنداً و متناً با چالشهای بسیاری مواجه است.
🔗متن کامل در کانال معرفة الرجال و الآثار
👈🏻برای مطالعه بیشتر ببینید: مشاغل و حِرَف اصحاب و راویان ائمه اطهار علیهم السلام تا پایان غیبت صغری
@Hadith1398
🖌 محمدمهدی دلیر
🔹این باور بین برخی از متصدیان حوزه مشهور است که روزیِ جویندگان علم تضمین شده است، و حتی بر دانشپژوهانی که به دنبال کسب رزق حلال میروند، خرده میگیرند؛ در حالی که این نگرش مستندی صریح از آیات و روایات صحیحه ندارد. روایتی که معمولاً مستند این دیدگاه قرار میگیرد، چنین است: «قد ورد في الحديث عن النبي صلى الله عليه وآله: أن الله تعالى قد تكفل لطالب العلم برزقه خاصة عما ضمنه لغيره» (منیة المريد، ص160). چنین روایتی در منابع امامیه سابقه ندارد. ظاهراً شهید ثانی (م966) که در منیة المرید از عامه هم نقل میکند، از روایاتی اصالتاً عامی این گونه فهمیده که رزق طالب علم به طور مخصوص ضمانت شده، و در مقام نقل مضمون حدیث، تحریری جدید ارائه داده است.
🔻در اینجا به ذکر و بررسی روایات عامه میپردازیم، که البته برخی از آن محتمل در معنایی صحیح و موافق با سایر ادله است.
🔸يروى أَن الله سُبْحَانَهُ أوحى إِلَى الأَرْض يَا أَرض حرمت عَلَيْك أَن تطعمي بني آدم إِلَّا بكد الْيَمين وعرق الجبين غير طَالب الْعلم فَإِنِّي تكفلت برزقه. ذكره فِي حقائق التَّفْسِير. [خداوند به زمین گفت که ای زمین! حرام است بر تو که به انسانها جز حاصل دسترنج و عرق ریختن آنها به ایشان روزی بدهی مگر برای طالب علم که خودم متکفل روزی او شدهام. (نشر طي التعريف في فضل حملة العلم الشريف، 189)
دلالت این روایت از همه به برداشت امروزی نزدیکتر است. اما سندی ندارد، و اگر انتساب آن به حقائق التفسیر صحیح باشد، با توجه به کثرت نقل احادیث ضعیف و موضوع توسط سلمی و تمایلات صوفیانهاش، ابهام دو چندان میشود. به ویژه ترک کار در میان صوفیه هم مطرح بوده است.
🔹گفتنی است آیات و روایاتی وجود دارد، که بنا بر آن خداوند به نحو کلی متکفل روزی خلائق است (هود: 6؛ کافی، 1/ 30؛ أمالي الصدوق، 7) و این منافاتی با روایات بسیار در امر به طلب روزی ندارد. و ارائه روایت بالا به عنوان مخصص نیز سنداً و متناً با چالشهای بسیاری مواجه است.
🔗متن کامل در کانال معرفة الرجال و الآثار
👈🏻برای مطالعه بیشتر ببینید: مشاغل و حِرَف اصحاب و راویان ائمه اطهار علیهم السلام تا پایان غیبت صغری
@Hadith1398
Telegram
کلامُکم نور
📝مشاغل و حِرَف اصحاب و راویان ائمه اطهار علیهم السلام تا پایان غیبت صغری
🖌مجید افلاکیان (کارشناس ارشد تاریخ تشیع موسسه امام خمینی) و مهدی پیشوایی (مدیر پژوهشی گروه تاریخ موسسه امام خمینی)
🔹سفارش اهل بیت (علیهم السلام) به کسب و کار و نهی از بیکاری و بطالت،…
🖌مجید افلاکیان (کارشناس ارشد تاریخ تشیع موسسه امام خمینی) و مهدی پیشوایی (مدیر پژوهشی گروه تاریخ موسسه امام خمینی)
🔹سفارش اهل بیت (علیهم السلام) به کسب و کار و نهی از بیکاری و بطالت،…
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی) pinned «📝تضمین روزی طالب علم؟ 🖌 محمدمهدی دلیر 🔹این باور بین برخی از متصدیان حوزه مشهور است که روزیِ جویندگان علم تضمین شده است، و حتی بر دانشپژوهانی که به دنبال کسب رزق حلال میروند، خرده میگیرند؛ در حالی که این نگرش مستندی صریح از آیات و روایات صحیحه ندارد. روایتی…»
📝اصرار امام علی بر تقسیم عادلانه بیت المال
🔹گروهی از قریش (بعد از تقسیم عادلانه بیت المال در میان مردم) نزد امام علی علیه السلام آمدند و به ایشان گفتند: «اگر اشراف را بر مردم عادی برتری میدادی، برای اینکه دل آنها با شما باشد، شایسته تر بود!»
🔸امیر المومنین عصبانی شدند و گفتند: «آیا به من امر میکنید که عدالت را از راه ظلم به دست بیاورم؟! به خدا قسم تا شب و روز برقرار است، و ستارگان از پى هم طلوع و غروب مى كنند، هرگز چنين عملی از سوی من رخ نخواهد داد! به خدا قسم اگر این اموال، اموال خودم هم بود، باز هم به طور مساوی بین آنها تقسیم میکردم، حالا که این اموال برای خود مردم است، باید چگونه رفتار کنم؟!»
🔹سپس امام فرمود: «ای مردم! کسی که ناعدالتی کند، نصیبی ندارد جز چاپلوسی انسانهای پست و مدح و تعریف جاهلان! اگر پایش بلغزد و اشتباهی کند، بدترین همراهان و رفیقان هستند!
🔗مستطرفات سرائر، ج3، ص564
@Hadith1398
🔹گروهی از قریش (بعد از تقسیم عادلانه بیت المال در میان مردم) نزد امام علی علیه السلام آمدند و به ایشان گفتند: «اگر اشراف را بر مردم عادی برتری میدادی، برای اینکه دل آنها با شما باشد، شایسته تر بود!»
🔸امیر المومنین عصبانی شدند و گفتند: «آیا به من امر میکنید که عدالت را از راه ظلم به دست بیاورم؟! به خدا قسم تا شب و روز برقرار است، و ستارگان از پى هم طلوع و غروب مى كنند، هرگز چنين عملی از سوی من رخ نخواهد داد! به خدا قسم اگر این اموال، اموال خودم هم بود، باز هم به طور مساوی بین آنها تقسیم میکردم، حالا که این اموال برای خود مردم است، باید چگونه رفتار کنم؟!»
🔹سپس امام فرمود: «ای مردم! کسی که ناعدالتی کند، نصیبی ندارد جز چاپلوسی انسانهای پست و مدح و تعریف جاهلان! اگر پایش بلغزد و اشتباهی کند، بدترین همراهان و رفیقان هستند!
🔗مستطرفات سرائر، ج3، ص564
@Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝اصرار امام علی بر تقسیم عادلانه بیت المال 🔹گروهی از قریش (بعد از تقسیم عادلانه بیت المال در میان مردم) نزد امام علی علیه السلام آمدند و به ایشان گفتند: «اگر اشراف را بر مردم عادی برتری میدادی، برای اینکه دل آنها با شما باشد، شایسته تر بود!» 🔸امیر المومنین…
🔻متن عربی حدیث:
قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ حَدَّثَنِي عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِي الْحَرْثِ الْهَمْدَانِيُّ قَالَ: جَاءَ جَمَاعَةٌ مِنْ قُرَيْشٍ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالُوا لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لَوْ فَضَّلْتَ الْأَشْرَافَ كَانَ أَجْدَرَ أَنْ يُنَاصِحُوكَ قَالَ فَغَضِبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ الْعَدْلَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ وَ اللَّهِ لَا يَكُونُ ذَلِكَ مَا سَمَرَ السَّمِيرُ وَ مَا رَأَيْتُ فِي السَّمَاءِ نَجْماً وَ اللَّهِ لَوْ كَانَ مَالِي دُونَهُمْ لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ كَيْفَ وَ إِنَّمَا هُوَ مَالُهُمْ ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ لَيْسَ لِوَاضِعِ الْمَعْرُوفِ فِي غَيْرِ أَهْلِهِ إِلَّا مَحْمَدَةُ اللِّئَامِ وَ ثَنَاءُ الْجُهَّالِ فَإِنْ زَلَّتْ بِصَاحِبِهِ النَّعْلُ فَشَرُّ خَدِينٍ وَ شَرُّ خَلِيل.
🔗مستطرفات سرائر، ج3، ص564؛ این نقل با جزئیات بیشتر و کمتری در منابع دیگر نیز نقل شده است. نک: الغارات، ج1، ص76؛ امالی مفید، ص176؛ تحف العقول، ص186 و نهج البلاغة، خطبه 126
@Hadith1398
قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ حَدَّثَنِي عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِي الْحَرْثِ الْهَمْدَانِيُّ قَالَ: جَاءَ جَمَاعَةٌ مِنْ قُرَيْشٍ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالُوا لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لَوْ فَضَّلْتَ الْأَشْرَافَ كَانَ أَجْدَرَ أَنْ يُنَاصِحُوكَ قَالَ فَغَضِبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ الْعَدْلَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ وَ اللَّهِ لَا يَكُونُ ذَلِكَ مَا سَمَرَ السَّمِيرُ وَ مَا رَأَيْتُ فِي السَّمَاءِ نَجْماً وَ اللَّهِ لَوْ كَانَ مَالِي دُونَهُمْ لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ كَيْفَ وَ إِنَّمَا هُوَ مَالُهُمْ ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ لَيْسَ لِوَاضِعِ الْمَعْرُوفِ فِي غَيْرِ أَهْلِهِ إِلَّا مَحْمَدَةُ اللِّئَامِ وَ ثَنَاءُ الْجُهَّالِ فَإِنْ زَلَّتْ بِصَاحِبِهِ النَّعْلُ فَشَرُّ خَدِينٍ وَ شَرُّ خَلِيل.
🔗مستطرفات سرائر، ج3، ص564؛ این نقل با جزئیات بیشتر و کمتری در منابع دیگر نیز نقل شده است. نک: الغارات، ج1، ص76؛ امالی مفید، ص176؛ تحف العقول، ص186 و نهج البلاغة، خطبه 126
@Hadith1398
📝لزوم اصلاحگری عاقلانه
🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: مسیح همواره میگفت: کسی که از درمان جراحت یک مجروح اجتناب میکند، در گناه کسی که این جراحت را ایجاد کرده، شریک است. چون کسی که این جراحت را ایجاد کرده، به دنبال نابودی مجروح بوده و کسی هم که از درمان این جراحت اجتناب میکند، صلاح مجروح را نخواسته، پس فساد او را خواسته!
🔸پس شما نیز حکمت را به غیر از اهلش نگویید که در این صورت کار احمقانه و جاهلانهای مرتکب شدهاید، و از اهلش منع نکنید تا گناهکار شوید! حتماً باید مانند طبیب مداواگری باشد که اگر جای زخمی دید، دواء خود را برای آن بکار ببرد، و الّا از بکار بردن آن اجتناب کنید.
🔗کافی، ج8، ص345
@Hadith1398
🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: مسیح همواره میگفت: کسی که از درمان جراحت یک مجروح اجتناب میکند، در گناه کسی که این جراحت را ایجاد کرده، شریک است. چون کسی که این جراحت را ایجاد کرده، به دنبال نابودی مجروح بوده و کسی هم که از درمان این جراحت اجتناب میکند، صلاح مجروح را نخواسته، پس فساد او را خواسته!
🔸پس شما نیز حکمت را به غیر از اهلش نگویید که در این صورت کار احمقانه و جاهلانهای مرتکب شدهاید، و از اهلش منع نکنید تا گناهکار شوید! حتماً باید مانند طبیب مداواگری باشد که اگر جای زخمی دید، دواء خود را برای آن بکار ببرد، و الّا از بکار بردن آن اجتناب کنید.
🔗کافی، ج8، ص345
@Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝لزوم اصلاحگری عاقلانه 🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: مسیح همواره میگفت: کسی که از درمان جراحت یک مجروح اجتناب میکند، در گناه کسی که این جراحت را ایجاد کرده، شریک است. چون کسی که این جراحت را ایجاد کرده، به دنبال نابودی مجروح بوده و کسی…
متن عربی حدیث:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ الدِّهْقَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ الْمَسِيحُ ع يَقُولُ إِنَّ التَّارِكَ شِفَاءَ الْمَجْرُوحِ مِنْ جُرْحِهِ شَرِيكٌ لِجَارِحِهِ لَا مَحَالَةَ وَ ذَلِكَ أَنَّ الْجَارِحَ أَرَادَ فَسَادَ الْمَجْرُوحِ وَ التَّارِكَ لِإِشْفَائِهِ لَمْ يَشَأْ صَلَاحَهُ فَإِذَا لَمْ يَشَأْ صَلَاحَهُ فَقَدْ شَاءَ فَسَادَهُ اضْطِرَاراً فَكَذَلِكَ لَا تُحَدِّثُوا بِالْحِكْمَةِ غَيْرَ أَهْلِهَا فَتَجْهَلُوا وَ لَا تَمْنَعُوهَا أَهْلَهَا فَتَأْثَمُوا وَ لْيَكُنْ أَحَدُكُمْ بِمَنْزِلَةِ الطَّبِيبِ الْمُدَاوِي إِنْ رَأَى مَوْضِعاً لِدَوَائِهِ وَ إِلَّا أَمْسَكَ.
@Hadith1398
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ الدِّهْقَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَانَ الْمَسِيحُ ع يَقُولُ إِنَّ التَّارِكَ شِفَاءَ الْمَجْرُوحِ مِنْ جُرْحِهِ شَرِيكٌ لِجَارِحِهِ لَا مَحَالَةَ وَ ذَلِكَ أَنَّ الْجَارِحَ أَرَادَ فَسَادَ الْمَجْرُوحِ وَ التَّارِكَ لِإِشْفَائِهِ لَمْ يَشَأْ صَلَاحَهُ فَإِذَا لَمْ يَشَأْ صَلَاحَهُ فَقَدْ شَاءَ فَسَادَهُ اضْطِرَاراً فَكَذَلِكَ لَا تُحَدِّثُوا بِالْحِكْمَةِ غَيْرَ أَهْلِهَا فَتَجْهَلُوا وَ لَا تَمْنَعُوهَا أَهْلَهَا فَتَأْثَمُوا وَ لْيَكُنْ أَحَدُكُمْ بِمَنْزِلَةِ الطَّبِيبِ الْمُدَاوِي إِنْ رَأَى مَوْضِعاً لِدَوَائِهِ وَ إِلَّا أَمْسَكَ.
@Hadith1398
📝زمینه تاثیرگذاری در نهی از منکر و مذمت عافیت طلبی در آن
🔹از حضرت باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند: در آخرالزمان گروهی ریاکار هستند که متظاهر به عبادت هستند اما کم خرد هستند. آنها امر به معروف و نهی از منکر نمیکنند مگر زمانی که از ضرر در امان باشند! و به دنبال راه فرار و عذر میگردند [تا از مسئولیت شانه خالی کنند.] (کافی، ج5، ص55)
👈🏻با توجه به اینکه در غیر از امور مهم، تحمل ضرر قابل اعتنا در شرع مشروع نیست، یا منظور از ضرر در این روایت مراتب پایین ضرر است، و یا چنانکه فیض کاشانی گفته، مراد این است که چیزی را ضرر محسوب میکنند، در حالی که ضرر نیست. (وافی، ج15، ص170)
🔸از حضرت صادق علیه السلام درباره این سخن پیامبر سوال شد: «برترین جهاد، سخن حقی است که نزد پیشوای ظالم گفته میشود.» امام صادق فرمود: «این درباره کسی است که عالم به معروف و منکر است و اگر این سخن را بگوید، از او پذیرفته میشود (زمینه پذیرش وجود دارد)، در غیر این صورت، این کار درست نیست.» (همان، ص60)
@Hadith1398
🔹از حضرت باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند: در آخرالزمان گروهی ریاکار هستند که متظاهر به عبادت هستند اما کم خرد هستند. آنها امر به معروف و نهی از منکر نمیکنند مگر زمانی که از ضرر در امان باشند! و به دنبال راه فرار و عذر میگردند [تا از مسئولیت شانه خالی کنند.] (کافی، ج5، ص55)
👈🏻با توجه به اینکه در غیر از امور مهم، تحمل ضرر قابل اعتنا در شرع مشروع نیست، یا منظور از ضرر در این روایت مراتب پایین ضرر است، و یا چنانکه فیض کاشانی گفته، مراد این است که چیزی را ضرر محسوب میکنند، در حالی که ضرر نیست. (وافی، ج15، ص170)
🔸از حضرت صادق علیه السلام درباره این سخن پیامبر سوال شد: «برترین جهاد، سخن حقی است که نزد پیشوای ظالم گفته میشود.» امام صادق فرمود: «این درباره کسی است که عالم به معروف و منکر است و اگر این سخن را بگوید، از او پذیرفته میشود (زمینه پذیرش وجود دارد)، در غیر این صورت، این کار درست نیست.» (همان، ص60)
@Hadith1398
📝 در قهر و دوری خيرى نيست
🔹از مرازم بن حكيم نقل شده که گفت: يكى از اصحاب ما (عیسی) شلقان خدمت امام صادق (علیه السلام) بود و آن حضرت خرج او را مىداد و مردى بود بد اخلاق و مرازم با او مدتی قهر كرده بود. يك روز امام صادق به من گفت: اى مرازم! آيا با عيسى سخن مىگویی؟ من در پاسخ گفتم: آرى، فرمود: کار بسيار خوب كردى؛ در قهر و دوری خيرى نيست.
🔸عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد عن علي بن حديد عن عمه مرازم بنحكيم قال: كان عند أبي عبد الله ع رجل من أصحابنا يلقب شلقان و كان قد صيره في نفقته و كان سيئ الخلق فهجره فقال لي يوما يا مرازم و تكلم عيسى فقلت نعم فقال أصبت لا خير في المهاجرة.
🔗كافي، ج2، ص345
@Hadith1398
🔹از مرازم بن حكيم نقل شده که گفت: يكى از اصحاب ما (عیسی) شلقان خدمت امام صادق (علیه السلام) بود و آن حضرت خرج او را مىداد و مردى بود بد اخلاق و مرازم با او مدتی قهر كرده بود. يك روز امام صادق به من گفت: اى مرازم! آيا با عيسى سخن مىگویی؟ من در پاسخ گفتم: آرى، فرمود: کار بسيار خوب كردى؛ در قهر و دوری خيرى نيست.
🔸عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد عن علي بن حديد عن عمه مرازم بنحكيم قال: كان عند أبي عبد الله ع رجل من أصحابنا يلقب شلقان و كان قد صيره في نفقته و كان سيئ الخلق فهجره فقال لي يوما يا مرازم و تكلم عيسى فقلت نعم فقال أصبت لا خير في المهاجرة.
🔗كافي، ج2، ص345
@Hadith1398
📝كسى را به صرف اتهام مؤاخذه و به صرف گمان مجازات نمیکنم!
🔹زمانی که خبر حادثه بنى ناجيه و قتل خرّيت بن راشد ناجى به امیر المومنین علیه السلام رسيد، فرمود: واى بر او! چه مرد كم خردى بود و چه در نافرمانى پروردگارش دلير بود. يك روز نزد من آمد و گفت: بین اصحابت مردانى هستند كه میترسم رهايت كنند و بروند! با آنها چه مىكنى؟
🔸به او گفتم: من كسى را به صرف اتهام مؤاخذه نمیكنم و به صرف گمان مجازات نمیکنم. و فقط با كسى میجنگم كه به جنگ با من قیام کند و در برابر من بايستد و دشمنیاش را آشكار كند. البته بازهم با او پيكار نكنم تا آن زمان كه او را فرابخوانم و به او مهلت دهم [تا سخن او را بشنوم]، اگر توبه كرد و به نزد ما بازگشت از او مىپذيريم ولى اگر نافرمانی کرد و همچنان با ما بر سر جنگ بود، از خدا يارى مىجوييم و با او میجنگیم.
🔹روز ديگر باز نزد من آمد و به من گفت: میترسم كه عبد اللّه بن وهب و زيد بن حصين طائى علیه تو آشوب کنند، از آنها در حق تو چيزهايى شنيدهام كه اگر خودت مىشنيدى بىدرنگ يا آنها را مىكشتى يا در بند مىكردى و هرگز از زندان آزاد نمىساختى! به او گفتم: خب درباره آن دو با تو مشورت مىكنم! بگو با آنها چه کار كنم؟ گفت: نظر من اين است كه هر دو را فرابخوانی و گردن بزنى!
🔸از اين سخن دانستم كه او نه تقوا دارد و نه عقل! گفتم: به خدا قسم که فکر نمیکنم تو تقوا و عقل داشته باشی! به خدا قسم باید میدانستی كه من با كسى كه به جنگ با من دست نزده و دشمنىاش را با من آشكار نكرده و رو در روى من نايستاده پيكار نمىكنم.
🔗الغارات، ج۱، ص۳۷۱ و ۳۷۲
@Hadith1398
🔹زمانی که خبر حادثه بنى ناجيه و قتل خرّيت بن راشد ناجى به امیر المومنین علیه السلام رسيد، فرمود: واى بر او! چه مرد كم خردى بود و چه در نافرمانى پروردگارش دلير بود. يك روز نزد من آمد و گفت: بین اصحابت مردانى هستند كه میترسم رهايت كنند و بروند! با آنها چه مىكنى؟
🔸به او گفتم: من كسى را به صرف اتهام مؤاخذه نمیكنم و به صرف گمان مجازات نمیکنم. و فقط با كسى میجنگم كه به جنگ با من قیام کند و در برابر من بايستد و دشمنیاش را آشكار كند. البته بازهم با او پيكار نكنم تا آن زمان كه او را فرابخوانم و به او مهلت دهم [تا سخن او را بشنوم]، اگر توبه كرد و به نزد ما بازگشت از او مىپذيريم ولى اگر نافرمانی کرد و همچنان با ما بر سر جنگ بود، از خدا يارى مىجوييم و با او میجنگیم.
🔹روز ديگر باز نزد من آمد و به من گفت: میترسم كه عبد اللّه بن وهب و زيد بن حصين طائى علیه تو آشوب کنند، از آنها در حق تو چيزهايى شنيدهام كه اگر خودت مىشنيدى بىدرنگ يا آنها را مىكشتى يا در بند مىكردى و هرگز از زندان آزاد نمىساختى! به او گفتم: خب درباره آن دو با تو مشورت مىكنم! بگو با آنها چه کار كنم؟ گفت: نظر من اين است كه هر دو را فرابخوانی و گردن بزنى!
🔸از اين سخن دانستم كه او نه تقوا دارد و نه عقل! گفتم: به خدا قسم که فکر نمیکنم تو تقوا و عقل داشته باشی! به خدا قسم باید میدانستی كه من با كسى كه به جنگ با من دست نزده و دشمنىاش را با من آشكار نكرده و رو در روى من نايستاده پيكار نمىكنم.
🔗الغارات، ج۱، ص۳۷۱ و ۳۷۲
@Hadith1398
📝روایاتی از امام حسن عسکری علیه السلام
🔹تواضع نعمتی است که بر آن حسادت نمیشود! (تحف العقول، ص489)
🔸چقدر برای مومن زشت است که خواستهای داشته باشد که او را ذلیل کند. (همان)
🔹جرات داشتن فرزند در کودکی در برابر پدرش به عاق شدن او در بزرگی میانجامد. (همان)
🔸اگر اهل دنیا عاقل شوند، دنیا خراب میشود! (نزهة الناظر، ص145)
@Hadith1398
🔹تواضع نعمتی است که بر آن حسادت نمیشود! (تحف العقول، ص489)
🔸چقدر برای مومن زشت است که خواستهای داشته باشد که او را ذلیل کند. (همان)
🔹جرات داشتن فرزند در کودکی در برابر پدرش به عاق شدن او در بزرگی میانجامد. (همان)
🔸اگر اهل دنیا عاقل شوند، دنیا خراب میشود! (نزهة الناظر، ص145)
@Hadith1398
نظر آیت الله شبیری زنجانی درباره تاریخ ولادت و وفات حضرت معصومه سلام الله علیها
@Hadith1398
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝توصیه امام علی به افراد متاهل برای مهار شهوت و منطق مواجهه با ناسزاگویی
🔹نقل شده که روزی زنی زیبا از جلوی امام علی و اصحابشان عبور کرد، اصحاب ایشان، [تحت تاثیر زیبای آن زن قرار گفتند و] چشم چرانی کردند. امام فرمود: «ديدگان اين مردان به منظره شهوت آميز دوخته شده و به هيجان آمدهاند! هر گاه كسى از شما با نگاه به زنى تحت تاثیر قرارگرفت، نزد همسرش برود، چون او نيز زنى چون زن وى هست!» مردى از خوارج با شنیدن این سخن گفت: خدا اين كافر را بكشد! چه فهم عمیقی دارد! برخی براى كشتن او برخاستند، اما امام آنها را آرام کرد و فرمود: «دشنام را یا با دشنام بايد پاسخ داد يا بخشيدن از گناه!»
🔸 روِيَ أَنَّهُ ع كَانَ جَالِساً فِي أَصْحَابِهِ- [إِذْ مَرَّتْ] فَمَرَّتْ بِهِمُ امْرَأَةٌ جَمِيلَةٌ فَرَمَقَهَا الْقَوْمُ بِأَبْصَارِهِمْ فَقَالَ ع- إِنَّ أَبْصَارَ هَذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ وَ إِنَّ ذَلِكَ سَبَبُ هِبَابِهَا فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى امْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْيُلَامِسْ أَهْلَهُ فَإِنَّمَا هِيَ امْرَأَةٌ كَامْرَأَتِهِ فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْخَوَارِجِ قَاتَلَهُ اللَّهُ كَافِراً مَا أَفْقَهَهُ- [قَالَ] فَوَثَبَ الْقَوْمُ لِيَقْتُلُوهُ فَقَالَ ع رُوَيْداً إِنَّمَا هُوَ سَبٌّ بِسَبٍّ أَوْ عَفْوٌ عَنْ ذَنْب.
🔗نهج البلاغه (صبحی صالح)، حکمت 420
@Hadith1398
🔹نقل شده که روزی زنی زیبا از جلوی امام علی و اصحابشان عبور کرد، اصحاب ایشان، [تحت تاثیر زیبای آن زن قرار گفتند و] چشم چرانی کردند. امام فرمود: «ديدگان اين مردان به منظره شهوت آميز دوخته شده و به هيجان آمدهاند! هر گاه كسى از شما با نگاه به زنى تحت تاثیر قرارگرفت، نزد همسرش برود، چون او نيز زنى چون زن وى هست!» مردى از خوارج با شنیدن این سخن گفت: خدا اين كافر را بكشد! چه فهم عمیقی دارد! برخی براى كشتن او برخاستند، اما امام آنها را آرام کرد و فرمود: «دشنام را یا با دشنام بايد پاسخ داد يا بخشيدن از گناه!»
🔸 روِيَ أَنَّهُ ع كَانَ جَالِساً فِي أَصْحَابِهِ- [إِذْ مَرَّتْ] فَمَرَّتْ بِهِمُ امْرَأَةٌ جَمِيلَةٌ فَرَمَقَهَا الْقَوْمُ بِأَبْصَارِهِمْ فَقَالَ ع- إِنَّ أَبْصَارَ هَذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ وَ إِنَّ ذَلِكَ سَبَبُ هِبَابِهَا فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُكُمْ إِلَى امْرَأَةٍ تُعْجِبُهُ فَلْيُلَامِسْ أَهْلَهُ فَإِنَّمَا هِيَ امْرَأَةٌ كَامْرَأَتِهِ فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْخَوَارِجِ قَاتَلَهُ اللَّهُ كَافِراً مَا أَفْقَهَهُ- [قَالَ] فَوَثَبَ الْقَوْمُ لِيَقْتُلُوهُ فَقَالَ ع رُوَيْداً إِنَّمَا هُوَ سَبٌّ بِسَبٍّ أَوْ عَفْوٌ عَنْ ذَنْب.
🔗نهج البلاغه (صبحی صالح)، حکمت 420
@Hadith1398
📝صبری معادل با ثواب پنجاه صدّیق!
🔹زمانی بر مردم خواهد آمد که قدرت جز با قتل و اجبار به دست نمیآید! ثروت بدون غصب و بخل تحصیل نمیشود! محبت بدون خروج از دین و تبعیت از هوای نفس جلب نمیشود! هرکس آن زمان را درک کرد و بر فقر و نداری صبر کرد، در حالی که میتواند از راههای نامشروع بی نیاز شود، و بر دوری و مبغوض شدن صبر کرد، در حالی که میتواند با هوای نفس محبت دیگران را جلب کند، و بر ذلت صبر کرد، در حالی که قادر بود به ناحق عزیز شود، خداوند به او ثواب پنجاه صدّیقی که من را تصدیق کردهاند، میدهد. (کافی، ج2، ص91)
@Hadith1398
🔹زمانی بر مردم خواهد آمد که قدرت جز با قتل و اجبار به دست نمیآید! ثروت بدون غصب و بخل تحصیل نمیشود! محبت بدون خروج از دین و تبعیت از هوای نفس جلب نمیشود! هرکس آن زمان را درک کرد و بر فقر و نداری صبر کرد، در حالی که میتواند از راههای نامشروع بی نیاز شود، و بر دوری و مبغوض شدن صبر کرد، در حالی که میتواند با هوای نفس محبت دیگران را جلب کند، و بر ذلت صبر کرد، در حالی که قادر بود به ناحق عزیز شود، خداوند به او ثواب پنجاه صدّیقی که من را تصدیق کردهاند، میدهد. (کافی، ج2، ص91)
@Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝صبری معادل با ثواب پنجاه صدّیق! 🔹زمانی بر مردم خواهد آمد که قدرت جز با قتل و اجبار به دست نمیآید! ثروت بدون غصب و بخل تحصیل نمیشود! محبت بدون خروج از دین و تبعیت از هوای نفس جلب نمیشود! هرکس آن زمان را درک کرد و بر فقر و نداری صبر کرد، در حالی که میتواند…
📝معنای صدّیق
🔹در روایت فوق ظاهراً صبر در آخر الزمان معادل با ثواب پنجاه صدّیق بیان شده بود. اما صدّیق به چه معناست؟
صدّیق گرچه در لغت به معنای کسی است که صدق زیادی دارد، اما اصطلاحی درباره مومنین بسیار ویژه شده.
🔸به عنوان نمونه صدیق را به معنای کسی گرفتهاند که در ابتدای دعوت پیامبر به ایشان ایمان آورده. (تفسیر الماتریدی، ج3، ص247) یا شیخ طوسی گفته: صدیق کسی است که بر آنچه که موجب تصدیق او به حق میشود، مداومت دارد. (تبیان، ج3، ص250) یا فخررازی صدّیق را کسی میداند که زودتر از دیگران ایمان آورده و پیشرو برای دیگران است. (التفسیر الکبیر، ج10، ص135)
🔹قابل توجه است که در نقل معتبری ذکر شده که چون حضرت زهرا (سلام الله علیها) صدّیقه بودند، فقط شخص صدّیقی مثل امام علی (علیه السلام) باید ایشان را غسل میدادند، همان طور که حضرت مریم را فقط حضرت عیسی باید غسل میداد. (کافی، ج1، ص459) به طور کلی میتوان گفت که چنین ایمانی طبیعتاً ملازم با صبر بر مصائب فراوانی بوده و ثواب 50 صدّیق در این روایت، بیانگر سختی و اهمیت این صبر در آخرالزمان است.
@Hadith1398
🔹در روایت فوق ظاهراً صبر در آخر الزمان معادل با ثواب پنجاه صدّیق بیان شده بود. اما صدّیق به چه معناست؟
صدّیق گرچه در لغت به معنای کسی است که صدق زیادی دارد، اما اصطلاحی درباره مومنین بسیار ویژه شده.
🔸به عنوان نمونه صدیق را به معنای کسی گرفتهاند که در ابتدای دعوت پیامبر به ایشان ایمان آورده. (تفسیر الماتریدی، ج3، ص247) یا شیخ طوسی گفته: صدیق کسی است که بر آنچه که موجب تصدیق او به حق میشود، مداومت دارد. (تبیان، ج3، ص250) یا فخررازی صدّیق را کسی میداند که زودتر از دیگران ایمان آورده و پیشرو برای دیگران است. (التفسیر الکبیر، ج10، ص135)
🔹قابل توجه است که در نقل معتبری ذکر شده که چون حضرت زهرا (سلام الله علیها) صدّیقه بودند، فقط شخص صدّیقی مثل امام علی (علیه السلام) باید ایشان را غسل میدادند، همان طور که حضرت مریم را فقط حضرت عیسی باید غسل میداد. (کافی، ج1، ص459) به طور کلی میتوان گفت که چنین ایمانی طبیعتاً ملازم با صبر بر مصائب فراوانی بوده و ثواب 50 صدّیق در این روایت، بیانگر سختی و اهمیت این صبر در آخرالزمان است.
@Hadith1398
Telegram
کلامُکم نور
📝صبری معادل با ثواب پنجاه صدّیق!
🔹زمانی بر مردم خواهد آمد که قدرت جز با قتل و اجبار به دست نمیآید! ثروت بدون غصب و بخل تحصیل نمیشود! محبت بدون خروج از دین و تبعیت از هوای نفس جلب نمیشود! هرکس آن زمان را درک کرد و بر فقر و نداری صبر کرد، در حالی که میتواند…
🔹زمانی بر مردم خواهد آمد که قدرت جز با قتل و اجبار به دست نمیآید! ثروت بدون غصب و بخل تحصیل نمیشود! محبت بدون خروج از دین و تبعیت از هوای نفس جلب نمیشود! هرکس آن زمان را درک کرد و بر فقر و نداری صبر کرد، در حالی که میتواند…
📝راه دفع بلاء و سه فضیلت مهم صبر
🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که پیامبر فرمودند: خداوند متعال فرمود: من دنیا را به بندگانم قرض دادم! هرکس از این قرض به من قرضی بدهد (از منافع دنیا برای رضای من کاری کند) در ازاء هرکدامش، ده تا هفتصد برابر و هرآنچه بخواهم جبران میکنم. و هرکس از دنیا به من قرضی ندهد، چیزی از دنیا را از او میگیرم! پس در این حالت اگر صبر کند، به خاطر صبرش، سه چیز به او عطا میکنم که اگر یکی از آنها را به فرشتگانم میدادم، از من راضی میشدند.
🔸در اینجا حضرت صادق علیه السلام این آیه را خواندند: «الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» (اينانند كه الطافى از جانب پروردگارشان شامل حالشان خواهد شد و رحمتى آنان را فراخواهد گرفت و به سوى حق هدايت خواهند يافت.) پس الطاف، رحمت و هدایت خدا شامل کسی میشود که خداوند از او چیزی را گرفته باشد ولی او بر آن صبر کرده باشد.
🔗کافی، ج2، ص92
@Hadith1398
🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که پیامبر فرمودند: خداوند متعال فرمود: من دنیا را به بندگانم قرض دادم! هرکس از این قرض به من قرضی بدهد (از منافع دنیا برای رضای من کاری کند) در ازاء هرکدامش، ده تا هفتصد برابر و هرآنچه بخواهم جبران میکنم. و هرکس از دنیا به من قرضی ندهد، چیزی از دنیا را از او میگیرم! پس در این حالت اگر صبر کند، به خاطر صبرش، سه چیز به او عطا میکنم که اگر یکی از آنها را به فرشتگانم میدادم، از من راضی میشدند.
🔸در اینجا حضرت صادق علیه السلام این آیه را خواندند: «الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» (اينانند كه الطافى از جانب پروردگارشان شامل حالشان خواهد شد و رحمتى آنان را فراخواهد گرفت و به سوى حق هدايت خواهند يافت.) پس الطاف، رحمت و هدایت خدا شامل کسی میشود که خداوند از او چیزی را گرفته باشد ولی او بر آن صبر کرده باشد.
🔗کافی، ج2، ص92
@Hadith1398
📝عمل خالص یعنی عملی که دوست نداری غیر از خدا کسی از تو تمجید کند
🔹از حضرت صادق علیه السلام درباره آیه «لیبلوکم ایکم احسن عملا» (همانكه مرگ و زندگى را آفريد تا شما را بيازمايد و مشخص كند كه كدامتان نيكوكارتريد) سوال شد. امام فرمود: منظور کثرت عمل نیست، بلکه عمل صحیح است. عمل صحیح به واسطه ترس از خدا و نیت صادق و نیکوست.
🔸سپس فرمود: عملی را تا به آخر پاك و بااخلاص نگه داشتن، از انجام خالصانه خود آن عمل سختتر است! عمل خالص آن عملی است که دوست نداری درباره آن، کسی جز خداوند از تو تعریف و تمجید کند.
🔹نیت از عمل برتر است، بلکه نیت خود عمل است! سپس امام این آیه را تلاوت کردند: «قل کل یعمل علی شاکلته» (بگو: هركسى براساس ساختار خود عمل مىكند) حضرت در توضیح «شاکله» فرمودند: یعنی به نیتش.
🔗کافی، ج2، ص16
@Hadith1398
🔹از حضرت صادق علیه السلام درباره آیه «لیبلوکم ایکم احسن عملا» (همانكه مرگ و زندگى را آفريد تا شما را بيازمايد و مشخص كند كه كدامتان نيكوكارتريد) سوال شد. امام فرمود: منظور کثرت عمل نیست، بلکه عمل صحیح است. عمل صحیح به واسطه ترس از خدا و نیت صادق و نیکوست.
🔸سپس فرمود: عملی را تا به آخر پاك و بااخلاص نگه داشتن، از انجام خالصانه خود آن عمل سختتر است! عمل خالص آن عملی است که دوست نداری درباره آن، کسی جز خداوند از تو تعریف و تمجید کند.
🔹نیت از عمل برتر است، بلکه نیت خود عمل است! سپس امام این آیه را تلاوت کردند: «قل کل یعمل علی شاکلته» (بگو: هركسى براساس ساختار خود عمل مىكند) حضرت در توضیح «شاکله» فرمودند: یعنی به نیتش.
🔗کافی، ج2، ص16
@Hadith1398
📝رسیدن به درجه پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام)
🔹از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده که روزی مردى از انصار به محضر پيامبر (صلیاللهعلیه وآله) آمد و عرض كرد: اى رسول خدا! من طاقت دوری شما را ندارم! وقتى به خانهام مىروم و به يادتان مىافتم، كارم را رها مىكنم و به نزد شما مىآيم تا با عشق و علاقه شما را ببینم.
اما حالا فکر میکنم وقتی روز قيامت شود و شما را به بهشت و به بالاترين درجه ببرند، من چه کار کنم؟!
🔺در اینجا این آيه نازل شد:«وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً» (و آنانی که از خداوند و فرستادهاش پیروی میکنند، با كسانى خواهند بود كه خداوند نعمتشان داده است، یعنی با پيامبران و صدّيقان و شهيدان و صالحان؛ و اينان چه دوستان نيكويى خواهند بود)[نساء:69]
پيامبر (ص) آن مرد را صدا کرد و آيه را برایش خواند و به او مژده داد. (امالی طوسی، ص621)
🔸از امام کاظم علیه السلام فرمودند: خوش به حال شیعیان ما که به ریسمان ما در زمان غیبت چنگ میزنند و بر ولایت ما و برائت از دشمنان ما ثابت قدم هستند. آنها از ما هستند و ما از آنها هستیم. آنها راضی به امامت ما شدند و ما هم راضی به شیعه بودن آنها هستیم. خوشا به حال آنان! خوشا به حال آنان! به خدا قسم آنها در روز قیامت در درجات ما هستند. (کمال الدین، ج2، ص361)
🔹از امیرالمومنین علیه السلام نقل شده: برای قائم ما غیبت طولانی هست. گویا شیعیان را میبینم که مانند چهارپایانی که به دنبال چراگاه هستند، به دلیل او میگردند اما او را نمییابند. بدانید که هرکس بر دینش ثابت بماند و طولانی شدن غیبت، باعث قساوت قلبش نشود، او در روز قیامت همراه من و در درجه من خواهد بود. قائم ما وقتی قیام میکند، بیعت و پیمان با کسی بر گردنش نیست، و به همین دلیل است که تولدش مخفی است و خودش نیز پنهان میشود. (همان، ج1، ص303)
@Hadith1398
🔹از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده که روزی مردى از انصار به محضر پيامبر (صلیاللهعلیه وآله) آمد و عرض كرد: اى رسول خدا! من طاقت دوری شما را ندارم! وقتى به خانهام مىروم و به يادتان مىافتم، كارم را رها مىكنم و به نزد شما مىآيم تا با عشق و علاقه شما را ببینم.
اما حالا فکر میکنم وقتی روز قيامت شود و شما را به بهشت و به بالاترين درجه ببرند، من چه کار کنم؟!
🔺در اینجا این آيه نازل شد:«وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً» (و آنانی که از خداوند و فرستادهاش پیروی میکنند، با كسانى خواهند بود كه خداوند نعمتشان داده است، یعنی با پيامبران و صدّيقان و شهيدان و صالحان؛ و اينان چه دوستان نيكويى خواهند بود)[نساء:69]
پيامبر (ص) آن مرد را صدا کرد و آيه را برایش خواند و به او مژده داد. (امالی طوسی، ص621)
🔸از امام کاظم علیه السلام فرمودند: خوش به حال شیعیان ما که به ریسمان ما در زمان غیبت چنگ میزنند و بر ولایت ما و برائت از دشمنان ما ثابت قدم هستند. آنها از ما هستند و ما از آنها هستیم. آنها راضی به امامت ما شدند و ما هم راضی به شیعه بودن آنها هستیم. خوشا به حال آنان! خوشا به حال آنان! به خدا قسم آنها در روز قیامت در درجات ما هستند. (کمال الدین، ج2، ص361)
🔹از امیرالمومنین علیه السلام نقل شده: برای قائم ما غیبت طولانی هست. گویا شیعیان را میبینم که مانند چهارپایانی که به دنبال چراگاه هستند، به دلیل او میگردند اما او را نمییابند. بدانید که هرکس بر دینش ثابت بماند و طولانی شدن غیبت، باعث قساوت قلبش نشود، او در روز قیامت همراه من و در درجه من خواهد بود. قائم ما وقتی قیام میکند، بیعت و پیمان با کسی بر گردنش نیست، و به همین دلیل است که تولدش مخفی است و خودش نیز پنهان میشود. (همان، ج1، ص303)
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝گزارشی از برخورد امام علی علیه السلام با کارگزار فاسد
🔹نقل شده که اميرالمؤمنين عليه السلام بر خيانت ابن هرمه واقف شد. ابن هرمه مسئول بازار اهواز بود. حضرت به رفاعه مرقوم فرمود: «چون نامهام را خواندى، ابن هرمه را از مسئوليتش بركنار كن و او را در برابر مردم سرپا نگاه دار و زندانىاش كن و بر سر او جار بزن و به همۀ مردمى كه كارگزار آنان هستى، بنويس و نظر من را دربارۀ ابن هرمه به آنان ابلاغ كن و دربارۀ ابن هرمه غفلتى و تفريطى تو را نگيرد؛ كه نزد خدا هلاك خواهى شد و من تو را به بدترين شكل از كار بر كنار مىسازم و تو را از اين كار در پناه خداوند قرار مىدهم.
🔸چون روز جمعه شود، او را از زندان بيرون آر و سى و پنج تازيانه بر او بزن و او را در بازارها بگردان و هر كس كه عليه وى شاهدى آورد، او را با شاهدش سوگند ده و از درآمد ابن هرمه آنچه عليه او شهادت داده است، پرداخت كن و دستور ده كه با خوارى و زشتى و سرزنش او را به زندانش بيندازند و دو پايش را با بندى ببند و به هنگام نماز بيرونش بياور و بين او و كسى كه براى او غذا، نوشيدنى، لباس و فرش مىآورد، مانع مشو و مگذار كه كسى بر او وارد شود كه خصومت و جدل را به او بياموزد و اميد خلاصى را به او تلقين كند.
🔹اگر نزد تو ثابت شد كه كسى به او چيزى را تلقين كرده كه به وسيلۀ آن به مسلمانى آسيب رساند، او را با درّه [شلاق] بزن و تا توبه كند، زندانى ساز و دستور ده كه زندانيان را در شب به صحن زندان براى تفرج بيرون بياورند جز ابن هرمه؛ مگراين كه بترسى كه بميرد؛ كه در اين صورت، او را با زندانيان به صحن زندان بياور و اگر ديدى كه تاب و توانى دارد، پس از سى روز، سى و پنج تازيانه بعد از سى و پنج تازيانه اولى بزن و برايم بنويس هر كارى را در بازار مىكنى و كسى را كه پس از اين خائن، براى بازار بر مىگزينى و رزقى [حقوق و مستمرى] كه به اين خائن داده مىشده، از او قطع كن.»
🔗دعائم الاسلام ج۲ صفحه۵۳۲
@Hadith1398
🔹نقل شده که اميرالمؤمنين عليه السلام بر خيانت ابن هرمه واقف شد. ابن هرمه مسئول بازار اهواز بود. حضرت به رفاعه مرقوم فرمود: «چون نامهام را خواندى، ابن هرمه را از مسئوليتش بركنار كن و او را در برابر مردم سرپا نگاه دار و زندانىاش كن و بر سر او جار بزن و به همۀ مردمى كه كارگزار آنان هستى، بنويس و نظر من را دربارۀ ابن هرمه به آنان ابلاغ كن و دربارۀ ابن هرمه غفلتى و تفريطى تو را نگيرد؛ كه نزد خدا هلاك خواهى شد و من تو را به بدترين شكل از كار بر كنار مىسازم و تو را از اين كار در پناه خداوند قرار مىدهم.
🔸چون روز جمعه شود، او را از زندان بيرون آر و سى و پنج تازيانه بر او بزن و او را در بازارها بگردان و هر كس كه عليه وى شاهدى آورد، او را با شاهدش سوگند ده و از درآمد ابن هرمه آنچه عليه او شهادت داده است، پرداخت كن و دستور ده كه با خوارى و زشتى و سرزنش او را به زندانش بيندازند و دو پايش را با بندى ببند و به هنگام نماز بيرونش بياور و بين او و كسى كه براى او غذا، نوشيدنى، لباس و فرش مىآورد، مانع مشو و مگذار كه كسى بر او وارد شود كه خصومت و جدل را به او بياموزد و اميد خلاصى را به او تلقين كند.
🔹اگر نزد تو ثابت شد كه كسى به او چيزى را تلقين كرده كه به وسيلۀ آن به مسلمانى آسيب رساند، او را با درّه [شلاق] بزن و تا توبه كند، زندانى ساز و دستور ده كه زندانيان را در شب به صحن زندان براى تفرج بيرون بياورند جز ابن هرمه؛ مگراين كه بترسى كه بميرد؛ كه در اين صورت، او را با زندانيان به صحن زندان بياور و اگر ديدى كه تاب و توانى دارد، پس از سى روز، سى و پنج تازيانه بعد از سى و پنج تازيانه اولى بزن و برايم بنويس هر كارى را در بازار مىكنى و كسى را كه پس از اين خائن، براى بازار بر مىگزينى و رزقى [حقوق و مستمرى] كه به اين خائن داده مىشده، از او قطع كن.»
🔗دعائم الاسلام ج۲ صفحه۵۳۲
@Hadith1398