📝فاسق دانا و متعبد نادان، بزرگترین آفتهای دین
🔻 از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمودند: دو گروه کمر من را شکستند؛ مردی که در زبان و گفتارش داناست، اما فاسق است و مردی که قلبش از علم خالی است و نادان است، اما متعبد است؛ اوّلی با گفتارش باعث پنهان شدن فسق و گناهش میشود و دومی با عبادتش، گمراهی و نادانیاش را مخفی میکند.
🔻پس از عالم فاسق و متعبد جاهل بترسید! این دو باعث فتنه هر مصیبت زدهای هستند! من از پیامبر خدا شنیدم که فرمود: ای علی! نابودی امت من به دست هر منافقی است که در زبان و گفتارش داناست!
🔗خصال، ج1، ص69
@Hadith1398
🔻 از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمودند: دو گروه کمر من را شکستند؛ مردی که در زبان و گفتارش داناست، اما فاسق است و مردی که قلبش از علم خالی است و نادان است، اما متعبد است؛ اوّلی با گفتارش باعث پنهان شدن فسق و گناهش میشود و دومی با عبادتش، گمراهی و نادانیاش را مخفی میکند.
🔻پس از عالم فاسق و متعبد جاهل بترسید! این دو باعث فتنه هر مصیبت زدهای هستند! من از پیامبر خدا شنیدم که فرمود: ای علی! نابودی امت من به دست هر منافقی است که در زبان و گفتارش داناست!
🔗خصال، ج1، ص69
@Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝فاسق دانا و متعبد نادان، بزرگترین آفتهای دین 🔻 از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمودند: دو گروه کمر من را شکستند؛ مردی که در زبان و گفتارش داناست، اما فاسق است و مردی که قلبش از علم خالی است و نادان است، اما متعبد است؛ اوّلی با گفتارش باعث پنهان شدن…
متن عربی حدیث:
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ هَارُونَ الْفَامِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ بُطَّةَ الْمَعْرُوفُ بِمِيلٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ عَنْ أَبِيهِ بِإِسْنَادِهِ يَرْفَعُهُ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أَنَّهُ قَالَ: قَطَعَ ظَهْرِي رَجُلَانِ مِنَ الدُّنْيَا رَجُلٌ عَلِيمُ اللِّسَانِ فَاسِقٌ وَ رَجُلٌ جَاهِلُ الْقَلْبِ نَاسِكٌ هَذَا يَصُدُّ بِلِسَانِهِ عَنْ فِسْقِهِ وَ هَذَا بِنُسُكِهِ عَنْ جَهْلِهِ فَاتَّقُوا الْفَاسِقَ مِنَ الْعُلَمَاءِ وَ الْجَاهِلَ مِنَ الْمُتَعَبِّدِينَ أُولَئِكَ فِتْنَةُ كُلِّ مَفْتُونٍ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ يَا عَلِيُّ هَلَاكُ أُمَّتِي عَلَى يَدَيْ كُلِّ مُنَافِقٍ عَلِيمِ اللِّسَانِ.
@Hadith1398
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ هَارُونَ الْفَامِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ بُطَّةَ الْمَعْرُوفُ بِمِيلٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ عَنْ أَبِيهِ بِإِسْنَادِهِ يَرْفَعُهُ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أَنَّهُ قَالَ: قَطَعَ ظَهْرِي رَجُلَانِ مِنَ الدُّنْيَا رَجُلٌ عَلِيمُ اللِّسَانِ فَاسِقٌ وَ رَجُلٌ جَاهِلُ الْقَلْبِ نَاسِكٌ هَذَا يَصُدُّ بِلِسَانِهِ عَنْ فِسْقِهِ وَ هَذَا بِنُسُكِهِ عَنْ جَهْلِهِ فَاتَّقُوا الْفَاسِقَ مِنَ الْعُلَمَاءِ وَ الْجَاهِلَ مِنَ الْمُتَعَبِّدِينَ أُولَئِكَ فِتْنَةُ كُلِّ مَفْتُونٍ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ يَا عَلِيُّ هَلَاكُ أُمَّتِي عَلَى يَدَيْ كُلِّ مُنَافِقٍ عَلِيمِ اللِّسَانِ.
@Hadith1398
سلام
این کانال متعلق به همه دوستداران اهل بیت علیهم السلام هست. اگر حدیث یا تحقیق روایی قابل اعتنایی داشتید، حتماً برای ادمین @mo_p1414 ارسال کنید تا در کانال منتشر بشه.
این کانال متعلق به همه دوستداران اهل بیت علیهم السلام هست. اگر حدیث یا تحقیق روایی قابل اعتنایی داشتید، حتماً برای ادمین @mo_p1414 ارسال کنید تا در کانال منتشر بشه.
📝چهار خصلت ارزشمند اخلاقی
🔹از پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله نقل شده که فرمودند: «برای تحصيل مكارم اخلاق تلاش کنید؛ زيرا كه خداوند عزّ و جلّ مرا براى مکارم اخلاق مبعوث کرد. (یا هدف از بعثت، مکارم اخلاق بوده یا منظور این است که مکارم اخلاق خود پیامبر باعث نبوت ایشان شده) و از مكارم اخلاق است كه انسان، كسى را كه به او ظلم كرده، ببخشد، و نسبت به كسى كه چيزى را از او منع کرده، بخشنده باشد، و با شخصی که با او قطع رابطه کرده، پيوند برقرار کند و از آن كه به عيادتش نرفته است، عيادت كند.
🔸علَيكُم بمَكارِمِ الأخْلاقِ ، فإنّ اللّه َ عزّ و جلّ بَعثَني بها . و إنَّ مِن مَكارِمِ الأخْلاقِ أنْ يَعْفُوَ الرّجُلُ عَمَّنْ ظَلمَهُ ، و يُعْطيَ مَن حَرمَهُ ، و يَصِلَ مَن قَطعَهُ ، و أنْ يَعودَ مَن لا يَعودُهُ .
🔗الأمالي للطوسي،ص478
@Hadith1398
🔹از پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله نقل شده که فرمودند: «برای تحصيل مكارم اخلاق تلاش کنید؛ زيرا كه خداوند عزّ و جلّ مرا براى مکارم اخلاق مبعوث کرد. (یا هدف از بعثت، مکارم اخلاق بوده یا منظور این است که مکارم اخلاق خود پیامبر باعث نبوت ایشان شده) و از مكارم اخلاق است كه انسان، كسى را كه به او ظلم كرده، ببخشد، و نسبت به كسى كه چيزى را از او منع کرده، بخشنده باشد، و با شخصی که با او قطع رابطه کرده، پيوند برقرار کند و از آن كه به عيادتش نرفته است، عيادت كند.
🔸علَيكُم بمَكارِمِ الأخْلاقِ ، فإنّ اللّه َ عزّ و جلّ بَعثَني بها . و إنَّ مِن مَكارِمِ الأخْلاقِ أنْ يَعْفُوَ الرّجُلُ عَمَّنْ ظَلمَهُ ، و يُعْطيَ مَن حَرمَهُ ، و يَصِلَ مَن قَطعَهُ ، و أنْ يَعودَ مَن لا يَعودُهُ .
🔗الأمالي للطوسي،ص478
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝علت اینکه حضرت مجتبی غذایش را با سگی تقسیم کرد
🔹نقل شده که شخصی دید حضرت مجتبی علیه السلام غذا می خورد و هر لقمه ای که می خورد، مثل آن را برای سگی می اندازد. آن شخص می گوید به ایشان عرض کردم: این سگ را دور نکنم؟ امام فرمود: «رهایش کن! من از خداوند حیا می کنم که جانداری در حالی که غذا می خورم به من نگاه کند اما به او غذا ندهم.»
🔸منْ بَعْضِ كُتُبِ الْمَنَاقِبِ الْمُعْتَبَرَةِ، بِإِسْنَادِهِ عَنْ نَجِيحٍ قَالَ: رَأَيْتُ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ ع يَأْكُلُ وَ بَيْنَ يَدَيْهِ كَلْبٌ كُلَّمَا أَكَلَ لُقْمَةً طَرَحَ لِلْكَلْبِ مِثْلَهَا فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَ لَا أَرْجُمُ هَذَا الْكَلْبَ عَنْ طَعَامِكَ قَالَ دَعْهُ إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَكُونَ ذُو رُوحٍ يَنْظُرُ فِي وَجْهِي وَ أَنَا آكُلُ ثُمَّ لَا أُطْعِمُهُ.
🔗بحار الانوار، ج43، ص352
@Hadith1398
🔹نقل شده که شخصی دید حضرت مجتبی علیه السلام غذا می خورد و هر لقمه ای که می خورد، مثل آن را برای سگی می اندازد. آن شخص می گوید به ایشان عرض کردم: این سگ را دور نکنم؟ امام فرمود: «رهایش کن! من از خداوند حیا می کنم که جانداری در حالی که غذا می خورم به من نگاه کند اما به او غذا ندهم.»
🔸منْ بَعْضِ كُتُبِ الْمَنَاقِبِ الْمُعْتَبَرَةِ، بِإِسْنَادِهِ عَنْ نَجِيحٍ قَالَ: رَأَيْتُ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ ع يَأْكُلُ وَ بَيْنَ يَدَيْهِ كَلْبٌ كُلَّمَا أَكَلَ لُقْمَةً طَرَحَ لِلْكَلْبِ مِثْلَهَا فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَ لَا أَرْجُمُ هَذَا الْكَلْبَ عَنْ طَعَامِكَ قَالَ دَعْهُ إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَكُونَ ذُو رُوحٍ يَنْظُرُ فِي وَجْهِي وَ أَنَا آكُلُ ثُمَّ لَا أُطْعِمُهُ.
🔗بحار الانوار، ج43، ص352
@Hadith1398
📝صبر بر اذیت دیگران
🔻در روایتی از حضرت صادق علیه السلام آمده: «در گذشته، حال و آینده، مومنی نبوده و نیست مگر آنکه همسایه و همراهی وی را اذیت میکند.» (کافی، ج2، ص251)
🔻حتی در نقل دیگری آمده که اگر مومنی در جزیرهای وسط دریا یا بالای کوه نیز زندگی کند، باز هم به کسی مبتلا میشود که وی را اذیت کند. (همان، ص250 و 251)
🔻همچنین ذکر شده: «شدت ابتلاء و آزمایش پیامبران از همه مردم بیشتر است، و بعد از آنها کسانی که درجات پایین تری از انبیاء دارند به میزان افضلیتشان، شدیدترین ابتلاءها را دارند.» (کافی، ج2، ص252)
🔺و در نقلی سه چیز به عنوان درهای خیر و برکت، توصیف شده؛ قناعت کردن، سخن نیکو گفتن و صبر بر اذیت و آزار. (الجعفریات، ص231)
@Hadith1398
🔻در روایتی از حضرت صادق علیه السلام آمده: «در گذشته، حال و آینده، مومنی نبوده و نیست مگر آنکه همسایه و همراهی وی را اذیت میکند.» (کافی، ج2، ص251)
🔻حتی در نقل دیگری آمده که اگر مومنی در جزیرهای وسط دریا یا بالای کوه نیز زندگی کند، باز هم به کسی مبتلا میشود که وی را اذیت کند. (همان، ص250 و 251)
🔻همچنین ذکر شده: «شدت ابتلاء و آزمایش پیامبران از همه مردم بیشتر است، و بعد از آنها کسانی که درجات پایین تری از انبیاء دارند به میزان افضلیتشان، شدیدترین ابتلاءها را دارند.» (کافی، ج2، ص252)
🔺و در نقلی سه چیز به عنوان درهای خیر و برکت، توصیف شده؛ قناعت کردن، سخن نیکو گفتن و صبر بر اذیت و آزار. (الجعفریات، ص231)
@Hadith1398
متن عربی روایات:
1.مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا كَانَ فِيمَا مَضَى وَ لَا فِيمَا بَقِيَ وَ لَا فِيمَا أَنْتُمْ فِيهِ مُؤْمِنٌ إِلَّا وَ لَهُ جَارٌ يُؤْذِيهِ.
2.عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا أَفْلَتَ الْمُؤْمِنُ مِنْ وَاحِدَةٍ مِنْ ثَلَاثٍ وَ لَرُبَّمَا اجْتَمَعَتِ الثَّلَاثُ عَلَيْهِ إِمَّا بُغْضُ مَنْ يَكُونُ مَعَهُ فِي الدَّارِ يُغْلِقُ عَلَيْهِ بَابَهُ يُؤْذِيهِ أَوْ جَارٌ يُؤْذِيهِ أَوْ مَنْ فِي طَرِيقِهِ إِلَى حَوَائِجِهِ يُؤْذِيهِ وَ لَوْ أَنَّ مُؤْمِناً عَلَى قُلَّةِ جَبَلٍ لَبَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ شَيْطَاناً يُؤْذِيهِ وَ يَجْعَلُ اللَّهُ لَهُ مِنْ إِيمَانِهِ أُنْساً لَا يَسْتَوْحِشُ مَعَهُ إِلَى أَحَدٍ.
3.سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا كَانَ وَ لَا يَكُونُ وَ لَيْسَ بِكَائِنٍ مُؤْمِنٌ إِلَّا وَ لَهُ جَارٌ يُؤْذِيهِ وَ لَوْ أَنَّ مُؤْمِناً فِي جَزِيرَةٍ مِنْ جَزَائِرِ الْبَحْرِ لَابْتَعَثَ اللَّهُ لَهُ مَنْ يُؤْذِيهِ.
4.عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً الْأَنْبِيَاءُ ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ.
5.وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ: ثَلَاثٌ مِنْ أَبْوَابِ الْبِرِّ سَخَاءُ النَّفْسِ وَ طِيبُ الْكَلَامِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الْأَذَى.
@Hadith1398
1.مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا كَانَ فِيمَا مَضَى وَ لَا فِيمَا بَقِيَ وَ لَا فِيمَا أَنْتُمْ فِيهِ مُؤْمِنٌ إِلَّا وَ لَهُ جَارٌ يُؤْذِيهِ.
2.عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا أَفْلَتَ الْمُؤْمِنُ مِنْ وَاحِدَةٍ مِنْ ثَلَاثٍ وَ لَرُبَّمَا اجْتَمَعَتِ الثَّلَاثُ عَلَيْهِ إِمَّا بُغْضُ مَنْ يَكُونُ مَعَهُ فِي الدَّارِ يُغْلِقُ عَلَيْهِ بَابَهُ يُؤْذِيهِ أَوْ جَارٌ يُؤْذِيهِ أَوْ مَنْ فِي طَرِيقِهِ إِلَى حَوَائِجِهِ يُؤْذِيهِ وَ لَوْ أَنَّ مُؤْمِناً عَلَى قُلَّةِ جَبَلٍ لَبَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ شَيْطَاناً يُؤْذِيهِ وَ يَجْعَلُ اللَّهُ لَهُ مِنْ إِيمَانِهِ أُنْساً لَا يَسْتَوْحِشُ مَعَهُ إِلَى أَحَدٍ.
3.سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا كَانَ وَ لَا يَكُونُ وَ لَيْسَ بِكَائِنٍ مُؤْمِنٌ إِلَّا وَ لَهُ جَارٌ يُؤْذِيهِ وَ لَوْ أَنَّ مُؤْمِناً فِي جَزِيرَةٍ مِنْ جَزَائِرِ الْبَحْرِ لَابْتَعَثَ اللَّهُ لَهُ مَنْ يُؤْذِيهِ.
4.عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً الْأَنْبِيَاءُ ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ.
5.وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ: ثَلَاثٌ مِنْ أَبْوَابِ الْبِرِّ سَخَاءُ النَّفْسِ وَ طِيبُ الْكَلَامِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الْأَذَى.
@Hadith1398
📝فراگیر شدن فقر و برخوردهای بد با فقراء قبل از ظهور
🔹از حضرت باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند: هرگاه دیدید که فقر و نیازمندی زیاد شده و گروهی از مردم دیگری را انکار می کنند، در آن زمان منتظر امر خداوند (ظهور امام زمان) باشید. فضیل بن یسار می گوید: پرسیدم که فقر و نیازمندی را فهمیدم، اما آن انکار چیست؟ حضرت فرمود: یکی از شما نزد برادرش می رود و از او درخواست میکند، اما نگاه آن شخص به این شخص نیازمند تغییر میکند و طرز صحبتش با او عوض میشود.
🔸عنْهُ [حسین بن محمد اشعری] عَنْ مُعَلًّى عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِذَا رَأَيْتَ الْفَاقَةَ وَ الْحَاجَةَ قَدْ كَثُرَتْ وَ أَنْكَرَ النَّاسُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً فَعِنْدَ ذَلِكَ فَانْتَظِرْ أَمْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذِهِ الْفَاقَةُ وَ الْحَاجَةُ قَدْ عَرَفْتُهُمَا فَمَا إِنْكَارُ النَّاسِ بَعْضُهُمْ بَعْضاً قَالَ يَأْتِي الرَّجُلُ مِنْكُمْ أَخَاهُ فَيَسْأَلُهُ الْحَاجَةَ فَيَنْظُرُ إِلَيْهِ بِغَيْرِ الْوَجْهِ الَّذِي كَانَ يَنْظُرُ إِلَيْهِ وَ يُكَلِّمُهُ بِغَيْرِ اللِّسَانِ الَّذِي كَانَ يُكَلِّمُهُ بِهِ.
🔗کافی، ج8، ص221
@Hadith1398
🔹از حضرت باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند: هرگاه دیدید که فقر و نیازمندی زیاد شده و گروهی از مردم دیگری را انکار می کنند، در آن زمان منتظر امر خداوند (ظهور امام زمان) باشید. فضیل بن یسار می گوید: پرسیدم که فقر و نیازمندی را فهمیدم، اما آن انکار چیست؟ حضرت فرمود: یکی از شما نزد برادرش می رود و از او درخواست میکند، اما نگاه آن شخص به این شخص نیازمند تغییر میکند و طرز صحبتش با او عوض میشود.
🔸عنْهُ [حسین بن محمد اشعری] عَنْ مُعَلًّى عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِذَا رَأَيْتَ الْفَاقَةَ وَ الْحَاجَةَ قَدْ كَثُرَتْ وَ أَنْكَرَ النَّاسُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً فَعِنْدَ ذَلِكَ فَانْتَظِرْ أَمْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذِهِ الْفَاقَةُ وَ الْحَاجَةُ قَدْ عَرَفْتُهُمَا فَمَا إِنْكَارُ النَّاسِ بَعْضُهُمْ بَعْضاً قَالَ يَأْتِي الرَّجُلُ مِنْكُمْ أَخَاهُ فَيَسْأَلُهُ الْحَاجَةَ فَيَنْظُرُ إِلَيْهِ بِغَيْرِ الْوَجْهِ الَّذِي كَانَ يَنْظُرُ إِلَيْهِ وَ يُكَلِّمُهُ بِغَيْرِ اللِّسَانِ الَّذِي كَانَ يُكَلِّمُهُ بِهِ.
🔗کافی، ج8، ص221
@Hadith1398
📝تذکر حضرت عیسی به علماء
🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که حضرت عیسی به اصحابش فرمود: کارهایتان برای دنیاست! در حالی که در دنیا رزق و روزیتان دست خودتان نیست، اما رزق و روزی آخرتتان در گرو اعمالتان است. وای بر شما عالمان بدکردار! رزق دنیا را دارید اما عمل برای آخرت را ندارید! به زودی مقلدان شما که برای آخرت عمل کنند اجر کارشان را طلب میکنند، اما شماها از دنیا به تاریکی قبر میروید. چگونه ممکن است که کسی مقصدش آخرت باشد اما شیفته دنیایش باشد؟! چنین شخصی ضرر نزد او از نفع محبوب تر است!
🔗 الأمالي (للطوسي)، ص 208
@Hadith1398
🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که حضرت عیسی به اصحابش فرمود: کارهایتان برای دنیاست! در حالی که در دنیا رزق و روزیتان دست خودتان نیست، اما رزق و روزی آخرتتان در گرو اعمالتان است. وای بر شما عالمان بدکردار! رزق دنیا را دارید اما عمل برای آخرت را ندارید! به زودی مقلدان شما که برای آخرت عمل کنند اجر کارشان را طلب میکنند، اما شماها از دنیا به تاریکی قبر میروید. چگونه ممکن است که کسی مقصدش آخرت باشد اما شیفته دنیایش باشد؟! چنین شخصی ضرر نزد او از نفع محبوب تر است!
🔗 الأمالي (للطوسي)، ص 208
@Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝تذکر حضرت عیسی به علماء 🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که حضرت عیسی به اصحابش فرمود: کارهایتان برای دنیاست! در حالی که در دنیا رزق و روزیتان دست خودتان نیست، اما رزق و روزی آخرتتان در گرو اعمالتان است. وای بر شما عالمان بدکردار! رزق دنیا را دارید اما…
متن عربی حدیث:
أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: أَخْبَرَنِي أَبُو الْحَسَنِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ، عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ، عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) يَقُولُ: قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِأَصْحَابِهِ: تَعْمَلُونَ لِلدُّنْيَا وَ أَنْتُمْ تُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ عَمَلٍ، وَ لَا تَعْمَلُونَ لِلْآخِرَةِ وَ أَنْتُمْ لَا تُرْزَقُونَ فِيهَا إِلَّا بِعَمَلٍ، وَيْلَكُمْ عُلَمَاءَ السَّوْءِ، الْأُجْرَةَ تَأْخُذُونَ وَ الْعَمَلَ لَا تَصْنَعُونَ! يُوشِكُ رَبُّ الْعَمَلِ أَنْ يَطْلُبَ عَمَلَهُ، وَ يُوشِكُ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ الدُّنْيَا إِلَى ظُلْمَةِ الْقَبْرِ، كَيْفَ يَكُونُ مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ مَنْ مَصِيرُهُ إِلَى آخِرَتِهِ وَ هُوَ مُقْبِلٌ عَلَى دُنْيَاهُ، وَ مَا يَضُرُّهُ أَشْهَى إِلَيْهِ مِمَّا يَنْفَعُهُ.
الأمالي (للطوسي)، ص 208
@Hadith1398
أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: أَخْبَرَنِي أَبُو الْحَسَنِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ، عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ، عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) يَقُولُ: قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِأَصْحَابِهِ: تَعْمَلُونَ لِلدُّنْيَا وَ أَنْتُمْ تُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ عَمَلٍ، وَ لَا تَعْمَلُونَ لِلْآخِرَةِ وَ أَنْتُمْ لَا تُرْزَقُونَ فِيهَا إِلَّا بِعَمَلٍ، وَيْلَكُمْ عُلَمَاءَ السَّوْءِ، الْأُجْرَةَ تَأْخُذُونَ وَ الْعَمَلَ لَا تَصْنَعُونَ! يُوشِكُ رَبُّ الْعَمَلِ أَنْ يَطْلُبَ عَمَلَهُ، وَ يُوشِكُ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ الدُّنْيَا إِلَى ظُلْمَةِ الْقَبْرِ، كَيْفَ يَكُونُ مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ مَنْ مَصِيرُهُ إِلَى آخِرَتِهِ وَ هُوَ مُقْبِلٌ عَلَى دُنْيَاهُ، وَ مَا يَضُرُّهُ أَشْهَى إِلَيْهِ مِمَّا يَنْفَعُهُ.
الأمالي (للطوسي)، ص 208
@Hadith1398
📝لزوم اطاعت از حاکم عادل در صورتی که امرش مخالف حق نباشد
🔹در ابتدای نامه امام علی (علیه السلام) به اهل مصر آمده: بندهای از بندگان خدا را به سوی شما فرستادم که در روزهای ترس نمیخوابد! و در زمانهای سخت، دست از مبارزه با دشمن برنمیدارد. بر فاجران از آتش شدیدتر است و او مالک بن حارث (معروف به مالک اشتر) است. گوش به فرمان او باشید و از او در اموری که مطابق حق است، پیروی کنید.
🔸فقَدْ بَعَثْتُ إِلَيْكُمْ عَبْداً مِنْ عِبَادِ اللَّهِ لَا يَنَامُ أَيَّامَ الْخَوْفِ وَ لَا يَنْكُلُ عَنِ الْأَعْدَاءِ سَاعَاتِ الرَّوْعِ أَشَدَّ عَلَى الْفُجَّارِ مِنْ حَرِيقِ النَّارِ وَ هُوَ مَالِكُ بْنُ الْحَارِثِ أَخُو مَذْحِجٍ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوا أَمْرَهُ فِيمَا طَابَقَ الْحَق...
🔗نهج البلاغه، نامه 38
@Hadith1398
🔹در ابتدای نامه امام علی (علیه السلام) به اهل مصر آمده: بندهای از بندگان خدا را به سوی شما فرستادم که در روزهای ترس نمیخوابد! و در زمانهای سخت، دست از مبارزه با دشمن برنمیدارد. بر فاجران از آتش شدیدتر است و او مالک بن حارث (معروف به مالک اشتر) است. گوش به فرمان او باشید و از او در اموری که مطابق حق است، پیروی کنید.
🔸فقَدْ بَعَثْتُ إِلَيْكُمْ عَبْداً مِنْ عِبَادِ اللَّهِ لَا يَنَامُ أَيَّامَ الْخَوْفِ وَ لَا يَنْكُلُ عَنِ الْأَعْدَاءِ سَاعَاتِ الرَّوْعِ أَشَدَّ عَلَى الْفُجَّارِ مِنْ حَرِيقِ النَّارِ وَ هُوَ مَالِكُ بْنُ الْحَارِثِ أَخُو مَذْحِجٍ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوا أَمْرَهُ فِيمَا طَابَقَ الْحَق...
🔗نهج البلاغه، نامه 38
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝از قلبت پرده بردار!
🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: «... زمانی موسی بن عمران علیه السلام مشغول موعظهی یارانش بود، ناگهان مردی برخاست و پیراهن خودش را دَرید! خدای عز و جل به موسی علیه السلام وحی کرد: ای موسی! به او بگو پیراهنت را پاره نکن، بلکه از قلبت پرده بردار...»
🔸علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ [وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ] عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَال: ... بَيْنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ عليه السلام يَعِظُ أَصْحَابَهُ إِذْ قَامَ رَجُلٌ، فَشَقَّ قَمِيصَهُ؛ فَأَوْحَى اللَّهُ - عَزَّ وَ جَلَّ - إِلَيْهِ: يَا مُوسى، قُلْ لَهُ: لَاتَشُقَّ قَمِيصَكَ، وَ لكِنِ اشْرَحْ لِي عَنْ قَلْبِك...
🔗الكافي، ج۸، ص۱۲۹
@Hadith1398
🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: «... زمانی موسی بن عمران علیه السلام مشغول موعظهی یارانش بود، ناگهان مردی برخاست و پیراهن خودش را دَرید! خدای عز و جل به موسی علیه السلام وحی کرد: ای موسی! به او بگو پیراهنت را پاره نکن، بلکه از قلبت پرده بردار...»
🔸علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ [وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ] عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَال: ... بَيْنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ عليه السلام يَعِظُ أَصْحَابَهُ إِذْ قَامَ رَجُلٌ، فَشَقَّ قَمِيصَهُ؛ فَأَوْحَى اللَّهُ - عَزَّ وَ جَلَّ - إِلَيْهِ: يَا مُوسى، قُلْ لَهُ: لَاتَشُقَّ قَمِيصَكَ، وَ لكِنِ اشْرَحْ لِي عَنْ قَلْبِك...
🔗الكافي، ج۸، ص۱۲۹
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝هشداری دربارهی تبعیت از غیر معصوم
🔹از ابوحمزه ثمالی نقل شده که امام صادق علیه السلام به وی گفت: از ریاست به شدت پرهیز کن! و از اینکه به دنبال دیگران بروی اجتناب کن! گفتم فدایت شوم، پرهیز از ریاست را متوجه شدم اما اینکه دنبال دیگران میروم برای این است که دو سوم از دانشی را که دارم به دلیل این است که از دیگران آموختهام. امام صادق فرمود: منظورم این امری که فکر کردی نبود؛ مواظب باش که مردی غیر از حجت خدا را به عنوان امام خودت در نظر بگیری و هر آنچه را که میگوید، تصدیق کنی.
🔗کافی جلد 2 صفحه 298
@Hadith1398
🔹از ابوحمزه ثمالی نقل شده که امام صادق علیه السلام به وی گفت: از ریاست به شدت پرهیز کن! و از اینکه به دنبال دیگران بروی اجتناب کن! گفتم فدایت شوم، پرهیز از ریاست را متوجه شدم اما اینکه دنبال دیگران میروم برای این است که دو سوم از دانشی را که دارم به دلیل این است که از دیگران آموختهام. امام صادق فرمود: منظورم این امری که فکر کردی نبود؛ مواظب باش که مردی غیر از حجت خدا را به عنوان امام خودت در نظر بگیری و هر آنچه را که میگوید، تصدیق کنی.
🔗کافی جلد 2 صفحه 298
@Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝هشداری دربارهی تبعیت از غیر معصوم 🔹از ابوحمزه ثمالی نقل شده که امام صادق علیه السلام به وی گفت: از ریاست به شدت پرهیز کن! و از اینکه به دنبال دیگران بروی اجتناب کن! گفتم فدایت شوم، پرهیز از ریاست را متوجه شدم اما اینکه دنبال دیگران میروم برای این است که…
متن عربی حدیث:
محَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبِي عَقِيلَةَ الصَّيْرَفِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا كَرَّامٌ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِيَّاكَ وَ الرِّئَاسَةَ وَ إِيَّاكَ أَنْ تَطَأَ أَعْقَابَ الرِّجَالِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَمَّا الرِّئَاسَةُ فَقَدْ عَرَفْتُهَا وَ أَمَّا أَنْ أَطَأَ أَعْقَابَ الرِّجَالِ فَمَا ثُلُثَا مَا فِي يَدِي إِلَّا مِمَّا وَطِئْتُ أَعْقَابَ الرِّجَالِ فَقَالَ لِي لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ إِيَّاكَ أَنْ تَنْصِبَ رَجُلًا دُونَ الْحُجَّةِ فَتُصَدِّقَهُ فِي كُلِّ مَا قَالَ.
@Hadith1398
محَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبِي عَقِيلَةَ الصَّيْرَفِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا كَرَّامٌ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِيَّاكَ وَ الرِّئَاسَةَ وَ إِيَّاكَ أَنْ تَطَأَ أَعْقَابَ الرِّجَالِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَمَّا الرِّئَاسَةُ فَقَدْ عَرَفْتُهَا وَ أَمَّا أَنْ أَطَأَ أَعْقَابَ الرِّجَالِ فَمَا ثُلُثَا مَا فِي يَدِي إِلَّا مِمَّا وَطِئْتُ أَعْقَابَ الرِّجَالِ فَقَالَ لِي لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ إِيَّاكَ أَنْ تَنْصِبَ رَجُلًا دُونَ الْحُجَّةِ فَتُصَدِّقَهُ فِي كُلِّ مَا قَالَ.
@Hadith1398
📝با خبر بودن حبیب بن مظاهر از شهادتش و شوخیهای او پیش از شهادت
🔻نقل شده که میثم تمار و حبیب بن مظاهر با یکدیگر دیدار کردند. حبیب گفت: انگار میبینم مردی را که موهای جلوی سرش ریخته و تنومند و هندوانه (یا خربزه) فروش است و آن شخص به دلیل محبت اهل بیت پیامبرش، در فلان محله به دار آویزان و شکمش شکافته شده! (اشارههای حبیب به عاقبت میثم تمار بوده)
میثم تمار نیز گفت: من نیز گویا مرد سرخ رویی را میبینم که دو قسمت از موهایش را بافته و برای یاری پسر پیامبرش اقدام می کند و در این راه به شهادت می رسد و سرش را در کوفه می چرخانند! (اشاره به سرانجام حبیب بن ظاهر)
🔻گروهی که نظاره گر گفتگوی این دو بودند با خود گفتند: خیالبافتر از این دو تا حالا ندیده بودیم!
در این حال، رشید هجری آمد و سراغ حبیب و میثم را از آن افراد گرفت. آنها گفتند که آن دو از هم جدا شدند و رفتند، اما از آن دو این حرفها را شنیدیم!
رشید گفت: خدا میثم را مورد رحمت قرار بدهد، فراموش کرد بگوید که در ازاء آوردن سر حبیب صد درهم پاداش می گیرند.
رشید این را گفت و رفت! آن گروه گفتند این از آن دو دروغگوتر بود!
آن گروه بعدها گفتند که به خدا قسم روزها بعد دیدیم که میثم را بر در خانه عمرو بن حریث دار زدند و سر حبیب بن مظاهر را بعد از شهادتش در کنار امام حسین آوردند و هرآنچه گفته بودند محقق شد.
🔻حبیب از هفتاد مردی بود که امام حسین علیه السلام را یاری کردند و با کوههای آهن (لشکر یزید) مبارزه کردند و با سینهاش به استقبال نیزهها و صورتشان به با شمشیرها رو به رو شدند، در حالی که دشمن به آنها امان داده بود و حاضر بود به آنها بابت انصراف از یاری امام حسین اموالی بدهد. اما آنها اباء میکردند و میگفتند: «اگر حسین شهید شود و چشمان ما بینا باشد، عذری پیش رسول خدا نداریم!» و این چنین بود که در کنار امام حسین به شهادت رسیدند.
نقل شده که حبیب بن مظاهر روز عاشورا شوخی میکرد. یزید بن حصین به او گفت: الان وقت شوخی نیست! اما حبیب گفت: چه زمانی بهتر از الان؟! این اوباش به ما حمله میکنند ولی ما با حور العین معانقه میکنیم!
🔗رجال کشی، ص78
@Hadith1398
🔻نقل شده که میثم تمار و حبیب بن مظاهر با یکدیگر دیدار کردند. حبیب گفت: انگار میبینم مردی را که موهای جلوی سرش ریخته و تنومند و هندوانه (یا خربزه) فروش است و آن شخص به دلیل محبت اهل بیت پیامبرش، در فلان محله به دار آویزان و شکمش شکافته شده! (اشارههای حبیب به عاقبت میثم تمار بوده)
میثم تمار نیز گفت: من نیز گویا مرد سرخ رویی را میبینم که دو قسمت از موهایش را بافته و برای یاری پسر پیامبرش اقدام می کند و در این راه به شهادت می رسد و سرش را در کوفه می چرخانند! (اشاره به سرانجام حبیب بن ظاهر)
🔻گروهی که نظاره گر گفتگوی این دو بودند با خود گفتند: خیالبافتر از این دو تا حالا ندیده بودیم!
در این حال، رشید هجری آمد و سراغ حبیب و میثم را از آن افراد گرفت. آنها گفتند که آن دو از هم جدا شدند و رفتند، اما از آن دو این حرفها را شنیدیم!
رشید گفت: خدا میثم را مورد رحمت قرار بدهد، فراموش کرد بگوید که در ازاء آوردن سر حبیب صد درهم پاداش می گیرند.
رشید این را گفت و رفت! آن گروه گفتند این از آن دو دروغگوتر بود!
آن گروه بعدها گفتند که به خدا قسم روزها بعد دیدیم که میثم را بر در خانه عمرو بن حریث دار زدند و سر حبیب بن مظاهر را بعد از شهادتش در کنار امام حسین آوردند و هرآنچه گفته بودند محقق شد.
🔻حبیب از هفتاد مردی بود که امام حسین علیه السلام را یاری کردند و با کوههای آهن (لشکر یزید) مبارزه کردند و با سینهاش به استقبال نیزهها و صورتشان به با شمشیرها رو به رو شدند، در حالی که دشمن به آنها امان داده بود و حاضر بود به آنها بابت انصراف از یاری امام حسین اموالی بدهد. اما آنها اباء میکردند و میگفتند: «اگر حسین شهید شود و چشمان ما بینا باشد، عذری پیش رسول خدا نداریم!» و این چنین بود که در کنار امام حسین به شهادت رسیدند.
نقل شده که حبیب بن مظاهر روز عاشورا شوخی میکرد. یزید بن حصین به او گفت: الان وقت شوخی نیست! اما حبیب گفت: چه زمانی بهتر از الان؟! این اوباش به ما حمله میکنند ولی ما با حور العین معانقه میکنیم!
🔗رجال کشی، ص78
@Hadith1398
کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝با خبر بودن حبیب بن مظاهر از شهادتش و شوخیهای او پیش از شهادت 🔻نقل شده که میثم تمار و حبیب بن مظاهر با یکدیگر دیدار کردند. حبیب گفت: انگار میبینم مردی را که موهای جلوی سرش ریخته و تنومند و هندوانه (یا خربزه) فروش است و آن شخص به دلیل محبت اهل بیت پیامبرش،…
🔹متن عربی نقل:
جِبْرِيلُ بْنُ أَحْمَدَ، قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مِهْرَانَ، قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ النَّضْرِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَزِيدَ الْأَسَدِيِّ، عَنْ فُضَيْلِ بْنِ الزُّبَيْرِ، قَالَ: مَرَّ مِيثَمٌ التَّمَّارُ عَلَى فَرَسٍ لَهُ فَاسْتَقْبَلَ حَبِيبَ بْنَ مُظَاهِرٍ الْأَسَدِيَّ عِنْدَ مَجْلِسِ بَنِي أَسَدٍ، فَتَحَدَّثَا حَتَّى اخْتَلَفَ أَعْنَاقُ فَرَسَيْهِمَا، ثُمَّ قَالَ حَبِيبٌ:
لَكَأَنِّي بِشَيْخٍ أَصْلَعَ ضَخْمِ الْبَطْنِ يَبِيعُ الْبِطِّيخَ عِنْدَ دَارِ الزرق [الرِّزْقِ] قَدْ صُلِبَ فِي حُبِّ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّهِ (ع) وَ يُبْقَرُ بَطْنُهُ عَلَى الْخَشَبَةِ، فَقَالَ مِيثَمٌ:
وَ إِنِّي لَأَعْرِفُ رَجُلًا أَحْمَرَ لَهُ ضَفِيرَتَانِ يَخْرُجُ لِيَنْصُرَ ابْنَ نَبِيِّهِ فَيُقْتَلُ وَ يُجَالُ بِرَأْسِهِ بِالْكُوفَةِ، ثُمَّ افْتَرَقَا، فَقَالَ أَهْلُ الْمَجْلِسِ مَا رَأَيْنَا أَحَداً أَكْذَبَ مِنْ هَذَيْنِ، قَالَ، فَلَمْ يَفْتَرِقْ أَهْلُ الْمَجْلِسِ حَتَّى أَقْبَلَ رُشَيْدٌ الْهَجَرِيُّ فَطَلَبَهُمَا فَسَأَلَ أَهْلَ الْمَجْلِسِ عَنْهُمَا فَقَالُوا: افْتَرَقَا وَ سَمِعْنَاهُمَا يَقُولَانِ كَذَا وَ كَذَا، فَقَالَ رُشَيْدٌ رَحِمَ اللَّهُ مِيثَماً نَسِىَ وَ يُزَادُ فِي عَطَاءِ الَّذِي يَجِيءُ بِالرَّأْسِ مِائَةُ دِرْهَمٍ، ثُمَّ أَدْبَرَ، فَقَالَ الْقَوْمُ هَذَا وَ اللَّهِ أَكْذَبُهُمْ، فَقَالَ الْقَوْمُ هَذَا وَ اللَّهِ مَا ذَهَبَتِ الْأَيَّامُ وَ اللَّيَالِي حَتَّى رَأَيْنَاهُ مَصْلُوباً عَلَى بَابِ دَارِ عَمْرِو بْنِ حُرَيْثٍ، وَ جِيءَ بِرَأْسِ حَبِيبِ بْنِ مُظَاهِرٍ قَدْ قُتِلَ مَعَ الْحُسَيْنِ (ع) وَ رَأَيْنَا كُلَّ مَا قَالُوا، وَ كَانَ حَبِيبٌ مِنَ السَّبْعِينَ الرِّجَالِ الَّذِينَ نَصَرُوا الْحُسَيْنَ (ع) وَ لَقُوا جِبَالَ الْحَدِيدِ وَ اسْتَقْبَلُوا الرِّمَاحَ بِصُدُورِهِمْ وَ السُّيُوفَ بِوُجُوهِهِمْ وَ هُمْ يُعْرَضُ عَلَيْهِمُ الْأَمَانُ وَ الْأَمْوَالُ فَيَأْبَوْنَ وَ يَقُولُونَ لَا عُذْرَ لَنَا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) إِنْ قُتِلَ الْحُسَيْنُ وَ مِنَّا عَيْنٌ تَطْرِفُ حَتَّى قُتِلُوا حَوْلَهُ، وَ لَقَدْ مَزَحَ حَبِيبُ بْنُ مُظَاهِرٍ الْأَسَدِيُّ، فَقَالَ لَهُ يَزِيدُ بْنُ حُصَيْنٍ الْهَمْدَانِيُّ وَ كَانَ يُقَالُ لَهُ سَيِّدُ الْقُرَّاءِ يَا أَخِي لَيْسَ هَذِهِ بِسَاعَةِ ضَحِكٍ، قَالَ فَأَيُّ مَوْضِعٍ أَحَقُّ مِنْ هَذَا بِالسُّرُورِ وَ اللَّهِ مَا هُوَ إِلَّا أَنْ تَمِيلَ عَلَيْنَا هَذِهِ الطَّغَامُ بِسُيُوفِهِمْ فَنُعَانِقَ الْحُورَ الْعِينَ.
قَالَ الْكَشِّيُّ: هَذِهِ الْكَلِمَةُ مُسْتَخْرَجَةٌ مِنْ كِتَابِ مَفَاخِرِ الْكُوفَةِ وَ الْبَصْرَةِ.
@Hadith1398
جِبْرِيلُ بْنُ أَحْمَدَ، قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مِهْرَانَ، قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ النَّضْرِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَزِيدَ الْأَسَدِيِّ، عَنْ فُضَيْلِ بْنِ الزُّبَيْرِ، قَالَ: مَرَّ مِيثَمٌ التَّمَّارُ عَلَى فَرَسٍ لَهُ فَاسْتَقْبَلَ حَبِيبَ بْنَ مُظَاهِرٍ الْأَسَدِيَّ عِنْدَ مَجْلِسِ بَنِي أَسَدٍ، فَتَحَدَّثَا حَتَّى اخْتَلَفَ أَعْنَاقُ فَرَسَيْهِمَا، ثُمَّ قَالَ حَبِيبٌ:
لَكَأَنِّي بِشَيْخٍ أَصْلَعَ ضَخْمِ الْبَطْنِ يَبِيعُ الْبِطِّيخَ عِنْدَ دَارِ الزرق [الرِّزْقِ] قَدْ صُلِبَ فِي حُبِّ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّهِ (ع) وَ يُبْقَرُ بَطْنُهُ عَلَى الْخَشَبَةِ، فَقَالَ مِيثَمٌ:
وَ إِنِّي لَأَعْرِفُ رَجُلًا أَحْمَرَ لَهُ ضَفِيرَتَانِ يَخْرُجُ لِيَنْصُرَ ابْنَ نَبِيِّهِ فَيُقْتَلُ وَ يُجَالُ بِرَأْسِهِ بِالْكُوفَةِ، ثُمَّ افْتَرَقَا، فَقَالَ أَهْلُ الْمَجْلِسِ مَا رَأَيْنَا أَحَداً أَكْذَبَ مِنْ هَذَيْنِ، قَالَ، فَلَمْ يَفْتَرِقْ أَهْلُ الْمَجْلِسِ حَتَّى أَقْبَلَ رُشَيْدٌ الْهَجَرِيُّ فَطَلَبَهُمَا فَسَأَلَ أَهْلَ الْمَجْلِسِ عَنْهُمَا فَقَالُوا: افْتَرَقَا وَ سَمِعْنَاهُمَا يَقُولَانِ كَذَا وَ كَذَا، فَقَالَ رُشَيْدٌ رَحِمَ اللَّهُ مِيثَماً نَسِىَ وَ يُزَادُ فِي عَطَاءِ الَّذِي يَجِيءُ بِالرَّأْسِ مِائَةُ دِرْهَمٍ، ثُمَّ أَدْبَرَ، فَقَالَ الْقَوْمُ هَذَا وَ اللَّهِ أَكْذَبُهُمْ، فَقَالَ الْقَوْمُ هَذَا وَ اللَّهِ مَا ذَهَبَتِ الْأَيَّامُ وَ اللَّيَالِي حَتَّى رَأَيْنَاهُ مَصْلُوباً عَلَى بَابِ دَارِ عَمْرِو بْنِ حُرَيْثٍ، وَ جِيءَ بِرَأْسِ حَبِيبِ بْنِ مُظَاهِرٍ قَدْ قُتِلَ مَعَ الْحُسَيْنِ (ع) وَ رَأَيْنَا كُلَّ مَا قَالُوا، وَ كَانَ حَبِيبٌ مِنَ السَّبْعِينَ الرِّجَالِ الَّذِينَ نَصَرُوا الْحُسَيْنَ (ع) وَ لَقُوا جِبَالَ الْحَدِيدِ وَ اسْتَقْبَلُوا الرِّمَاحَ بِصُدُورِهِمْ وَ السُّيُوفَ بِوُجُوهِهِمْ وَ هُمْ يُعْرَضُ عَلَيْهِمُ الْأَمَانُ وَ الْأَمْوَالُ فَيَأْبَوْنَ وَ يَقُولُونَ لَا عُذْرَ لَنَا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) إِنْ قُتِلَ الْحُسَيْنُ وَ مِنَّا عَيْنٌ تَطْرِفُ حَتَّى قُتِلُوا حَوْلَهُ، وَ لَقَدْ مَزَحَ حَبِيبُ بْنُ مُظَاهِرٍ الْأَسَدِيُّ، فَقَالَ لَهُ يَزِيدُ بْنُ حُصَيْنٍ الْهَمْدَانِيُّ وَ كَانَ يُقَالُ لَهُ سَيِّدُ الْقُرَّاءِ يَا أَخِي لَيْسَ هَذِهِ بِسَاعَةِ ضَحِكٍ، قَالَ فَأَيُّ مَوْضِعٍ أَحَقُّ مِنْ هَذَا بِالسُّرُورِ وَ اللَّهِ مَا هُوَ إِلَّا أَنْ تَمِيلَ عَلَيْنَا هَذِهِ الطَّغَامُ بِسُيُوفِهِمْ فَنُعَانِقَ الْحُورَ الْعِينَ.
قَالَ الْكَشِّيُّ: هَذِهِ الْكَلِمَةُ مُسْتَخْرَجَةٌ مِنْ كِتَابِ مَفَاخِرِ الْكُوفَةِ وَ الْبَصْرَةِ.
@Hadith1398
📝اقسام کفر در قرآن
از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: کفر در قرآن پنج گونه است؛ انکار که خود دو قسم دارد، ترک دستور خدا، ناسپاسی نعمتها و بیزاری از افراد.
🔹انکار
🔻قسم اول: انکار ربوبیت و پروردگاری خدا با استناد به ادله نامعتبر؛ منظور کسی است که خدا، بهشت و جهنم را انکار میکند و دو گروه از زنادقه (مادی گراها) این نوع از کفر را دارند. آنها دینی برای خودشان ساخته اند که ناشی از وجوه استحسانی و دل بخواهی (غیر برهانی) است. این گروه کسانی هستند که خداوند درباره آنها میگوید: «آنها فقط گمان میکنند [و ادعای قاطعی نمیتوانند ارائه کنند.]» (جاثیه، 23) خداوند درباره آنها میگوید: «کسانی که کافر شدند، فرقی نمیکند که به آنها هشدار بدهی یا ندهی! آنها ایمان نخواهند آورد.» (بقره، 6) یعنی آنها به توحید کافر شده اند.
🔺قسم دوم: انکار عالمانه؛ یعنی شخصی حق را انکار کند در حالی که به حقانیت آن علم دارد. خداوند درباره این گروه میگوید: «آنها از روی کبر و ظلم حق را انکار کردند در حالی که به حقانیت آن یقین داشتند. پس لعنت خدا بر کافران.» (نمل، 14)
🔸ناسپاسی نعمتها
این کفر در قرآن از قول حضرت سلیمان نقل شده: «این فرمانروایی ناشی از فضل خداوند است تا برای به واسطه آن امتحان کند که آیا شاکرم یا کافر؟ هر کس که شکر نعمت کند، فقط به نفع خودش عمل کرده و کسی که کافر شود، به خداوند ضرری نمی رساند چرا که خداوند بی نیاز و کریم است.» (نمل، 40) و [همچنین:] «اگر شکرگزاری کنید، نعمتها را برای شما زیادتر میکنم و اگر کافر شوید و ناسپاسی کنید، قطعاً عذاب من دردناک است!» (ابراهیم، 7)
🔹ترک دستور خداوند
این در قرآن چنین ذکر شده: «و به یاد آورید زمانی را که از شما پیمان گرفتیم که خون یکدیگر را نریزید و یکدیگر را از شهر و دیارتان بیرون نکنید و شما به آن پیمان پایبندی خود را اعلام کردید ولی یکدیگر را به قتل می رساندید و همدیگر را از شهر و دیارتان بیرون میکردید... آیا به بخشی از کتاب مومن و به بخشی دیگر کافر میشوید؟!» (بقره، 84)
🔸برائت و بیزاری از افراد
این همان کفری است که خداوند از ابراهیم نقل میکند که به قومش گفت: «به شما کافر شدیم و بین ما و شما دشمنی و بغض حاکم شد تا زمانی که [به توحید پایبندی خود را اعلام کنید و] تنها به خدا ایمان بیاورید.» (ممتحنة، 4)
🔗با تلخیص از کافی، ج2، ص389
@Hadith1398
از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: کفر در قرآن پنج گونه است؛ انکار که خود دو قسم دارد، ترک دستور خدا، ناسپاسی نعمتها و بیزاری از افراد.
🔹انکار
🔻قسم اول: انکار ربوبیت و پروردگاری خدا با استناد به ادله نامعتبر؛ منظور کسی است که خدا، بهشت و جهنم را انکار میکند و دو گروه از زنادقه (مادی گراها) این نوع از کفر را دارند. آنها دینی برای خودشان ساخته اند که ناشی از وجوه استحسانی و دل بخواهی (غیر برهانی) است. این گروه کسانی هستند که خداوند درباره آنها میگوید: «آنها فقط گمان میکنند [و ادعای قاطعی نمیتوانند ارائه کنند.]» (جاثیه، 23) خداوند درباره آنها میگوید: «کسانی که کافر شدند، فرقی نمیکند که به آنها هشدار بدهی یا ندهی! آنها ایمان نخواهند آورد.» (بقره، 6) یعنی آنها به توحید کافر شده اند.
🔺قسم دوم: انکار عالمانه؛ یعنی شخصی حق را انکار کند در حالی که به حقانیت آن علم دارد. خداوند درباره این گروه میگوید: «آنها از روی کبر و ظلم حق را انکار کردند در حالی که به حقانیت آن یقین داشتند. پس لعنت خدا بر کافران.» (نمل، 14)
🔸ناسپاسی نعمتها
این کفر در قرآن از قول حضرت سلیمان نقل شده: «این فرمانروایی ناشی از فضل خداوند است تا برای به واسطه آن امتحان کند که آیا شاکرم یا کافر؟ هر کس که شکر نعمت کند، فقط به نفع خودش عمل کرده و کسی که کافر شود، به خداوند ضرری نمی رساند چرا که خداوند بی نیاز و کریم است.» (نمل، 40) و [همچنین:] «اگر شکرگزاری کنید، نعمتها را برای شما زیادتر میکنم و اگر کافر شوید و ناسپاسی کنید، قطعاً عذاب من دردناک است!» (ابراهیم، 7)
🔹ترک دستور خداوند
این در قرآن چنین ذکر شده: «و به یاد آورید زمانی را که از شما پیمان گرفتیم که خون یکدیگر را نریزید و یکدیگر را از شهر و دیارتان بیرون نکنید و شما به آن پیمان پایبندی خود را اعلام کردید ولی یکدیگر را به قتل می رساندید و همدیگر را از شهر و دیارتان بیرون میکردید... آیا به بخشی از کتاب مومن و به بخشی دیگر کافر میشوید؟!» (بقره، 84)
🔸برائت و بیزاری از افراد
این همان کفری است که خداوند از ابراهیم نقل میکند که به قومش گفت: «به شما کافر شدیم و بین ما و شما دشمنی و بغض حاکم شد تا زمانی که [به توحید پایبندی خود را اعلام کنید و] تنها به خدا ایمان بیاورید.» (ممتحنة، 4)
🔗با تلخیص از کافی، ج2، ص389
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝معنای استغفار
🔹نقل شده که شخصى در حضور امام علی عليه السّلام گفت: استغفر اللَّه! امام به او فرمود: مادرت بر تو بگريد! مى دانى معناى استغفار چيست؟! استغفار درجه والا مقامان است، و داراى شش معنا است؛ اوّل: پشيمانى از آنچه گذشت، دوّم: تصميم به عدم بازگشت، سوم: پرداختن حقوق مردم چنانكه خدا را پاك ديدار كنى كه چيزى بر عهده تو نباشد، چهارم: تمام واجب هاى ضايع ساخته را به جا آورى، پنجم گوشتى كه از حرام بر اندامت روييده، با اندوه فراوان آب كنى، چنانكه پوست به استخوان چسبيده گوشت تازه برويد ششم: رنج طاعت را به تن بچشانى چنانكه شيرينى گناه را به او چشانده بودى، پس آنگاه میتوانی بگویی استغفر اللَّه!
🔗نهج البلاغه، حکمت417
@Hadith1398
🔹نقل شده که شخصى در حضور امام علی عليه السّلام گفت: استغفر اللَّه! امام به او فرمود: مادرت بر تو بگريد! مى دانى معناى استغفار چيست؟! استغفار درجه والا مقامان است، و داراى شش معنا است؛ اوّل: پشيمانى از آنچه گذشت، دوّم: تصميم به عدم بازگشت، سوم: پرداختن حقوق مردم چنانكه خدا را پاك ديدار كنى كه چيزى بر عهده تو نباشد، چهارم: تمام واجب هاى ضايع ساخته را به جا آورى، پنجم گوشتى كه از حرام بر اندامت روييده، با اندوه فراوان آب كنى، چنانكه پوست به استخوان چسبيده گوشت تازه برويد ششم: رنج طاعت را به تن بچشانى چنانكه شيرينى گناه را به او چشانده بودى، پس آنگاه میتوانی بگویی استغفر اللَّه!
🔗نهج البلاغه، حکمت417
@Hadith1398
🔻متن عربی حدیث:
و قَالَ ع لِقَائِلٍ قَالَ بِحَضْرَتِهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ أَ تَدْرِي مَا الِاسْتِغْفَارُ الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّيِّينَ وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّةِ مَعَانٍ أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى وَ الثَّانِي الْعَزْمُ عَلَى تَرْكِ الْعَوْدِ إِلَيْهِ أَبَداً وَ الثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّيَ إِلَى الْمَخْلُوقِينَ حُقُوقَهُمْ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ [عَزَّ وَ جَلَ] أَمْلَسَ لَيْسَ عَلَيْكَ تَبِعَةٌ وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى كُلِّ فَرِيضَةٍ عَلَيْكَ ضَيَّعْتَهَا فَتُؤَدِّيَ حَقَّهَا وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ الَّذِي نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِيبَهُ بِالْأَحْزَانِ حَتَّى تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَ يَنْشَأَ بَيْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِيدٌ وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِيقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ كَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَةَ الْمَعْصِيَةِ فَعِنْدَ ذَلِكَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّه!
@Hadith1398
و قَالَ ع لِقَائِلٍ قَالَ بِحَضْرَتِهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ أَ تَدْرِي مَا الِاسْتِغْفَارُ الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّيِّينَ وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّةِ مَعَانٍ أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى وَ الثَّانِي الْعَزْمُ عَلَى تَرْكِ الْعَوْدِ إِلَيْهِ أَبَداً وَ الثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّيَ إِلَى الْمَخْلُوقِينَ حُقُوقَهُمْ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ [عَزَّ وَ جَلَ] أَمْلَسَ لَيْسَ عَلَيْكَ تَبِعَةٌ وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى كُلِّ فَرِيضَةٍ عَلَيْكَ ضَيَّعْتَهَا فَتُؤَدِّيَ حَقَّهَا وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ الَّذِي نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِيبَهُ بِالْأَحْزَانِ حَتَّى تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَ يَنْشَأَ بَيْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِيدٌ وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِيقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ كَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَةَ الْمَعْصِيَةِ فَعِنْدَ ذَلِكَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّه!
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝بررسی ادله شهادت پیامبر (بخش اول)
🖌مهدی سیمایی
🔹برای اثبات شهادت پیامبر به سه دسته روایات استناد میشود. دستهی اول روایاتی که ائمه علیه السلام گفتهاند: "ما منّا الّا مقتولٌ او مسمومٌ؛ هیچ یک از ما نیست الا اینکه یا به قتل میرسد یا به سم میمیرد." (صدوق، عیون اخبار الرضا، ج2 ص203 و 287 و 256. مشابه آن صدوق، امالی، ص120؛ خزاز قمی رازی، کفایة الاثر، ص227 و 162؛ صفار، بصائر، ج1، ص503) برخی از روایات این دسته تفاوت اندکی در تعبیر دارد، مثل آنکه میگوید: "ما منّا الا مقتولٌ." یا در خبر بصائر آمده است: "ما من نبیٍّ و لا وصیٍ الّا شهیدٌ."
🔹دسته دوم روایاتی است به موجب آن پیامبر بعد از جنگ خیبر با گوشتی که زنی یهودی طبخ کرده بود، مسموم شدند. (صدوق، امالی، ص224؛ طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص224؛ تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، ص 177-180؛ مجلسی، بحار الانوار، ج17، ص406)
🔹دسته سوم روایاتی است که میگوید عایشه و حفصه پیامبر را مسموم کردند. (عیاشی، تفسیر عیاشی، ج1، ص200؛ تکرار در: مجلسی، بحار الانوار، ج28، ص21)
🔷بررسی سندی روایات "ما منا الا مسموم او مقتول"
🔸روایات دسته اول، با دو سند جداگانه در عیون اخبار الرضا، با دو سند و متن دیگر در کفایة الاثر و با چهارمین سند در بصائر الدرجات نقل شده است.
سند نخستی که شیخ صدوق در عیون آورده است در غایت ضعف است. در این سند، تمیم بن عبدالله بن تمیم القرشی از روایان ضعیف شمرده شده است. (ابن غضائری، رجال، ص45؛ ابن داود، رجال، ج2، ص435) تمیم این روایت را از پدرش نقل میکند که نامی از وی در کتب رجالی نیست. احمد بن علی الانصاری، راوی بعدی این سند، نیز مجهول است.
🔸سند دومی که شیخ صدوق برای روایتی به نقل از امام رضا علیه السلام آورده، معتبر و خالی از ضعفهای سندی است. کفایة الاثر دو سند اختصاصی برای روایت نقل میکند. هر دو سند وی مجددا در نهایت ضعف است. در سند نخست وی، چهار راوی ناشناخته و مجهول وجود دارد (خزاز قمی رازی، کفایة الاثر، ص162) و در سند دوم نیز پنج راوی ناشناخته و مجهول وجود دارند؛ و فقط دو راوی شناخته شده، محمد بن وهبان و جنادة بن ابی امیة، در میانه سند واقع شدهاند.
🔸حدیثی که در بصائر الدرجات آمده است برای دسته دوم نیز قابل استناد است. خلاصه روایت آنکه، پیامبر هنگام وفات فرمودند: "این اثر تکهگوشتهای مسموم خیبر است و همه پیامبران و اوصیا شهید میشوند." (صفار، بصائر، ج1، ص503) سند حدیث بصائر نیز به دلیل وقوع راویان واقفی به ویژه علی بن ابی حمزة بطائنی که اهل جعل حدیث بوده، پذیرفتنی نیست.
🔷بررسی محتوایی روایات "ما منا الا مسموم او مقتول"
🔸نقد دیگری که به تمامی روایات "ما منا الا مسموم او مقتول" وارد است، نقد دلالی است. توضیح آنکه بر فرض اعتبار و قبول روایت فوق، مشخص نیست مراد از "منّا" در کلام معصوم چه کسانی هستند. آیا مراد از "منّا" اهل بیت علیهم السلام هستند؟ یعنی پیامبر، حضرت زهرا، امام علی و حسنین علیهم السلام. آیا مراد از منا تمامی ائمه هستند؟ یا آنکه مراد تمامی بنی هاشم عصر حضور است؟
🔸نتیجه آنکه، خبر واحد "ما منا الا مسموم او مقتول" از جهت دلالت مجمل است و دیگر ادله تاریخی و حدیثی نیز معنای آن را تایید نمیکند. همچنین، خبر واحدی در این درجه از اعتبار نمیتواند چنین امر مهمی را در تاریخ ثابت کند.
🔗با تلخیص از کتاب مشهورات بی اعتبار ص212
@Hadith1398
🖌مهدی سیمایی
🔹برای اثبات شهادت پیامبر به سه دسته روایات استناد میشود. دستهی اول روایاتی که ائمه علیه السلام گفتهاند: "ما منّا الّا مقتولٌ او مسمومٌ؛ هیچ یک از ما نیست الا اینکه یا به قتل میرسد یا به سم میمیرد." (صدوق، عیون اخبار الرضا، ج2 ص203 و 287 و 256. مشابه آن صدوق، امالی، ص120؛ خزاز قمی رازی، کفایة الاثر، ص227 و 162؛ صفار، بصائر، ج1، ص503) برخی از روایات این دسته تفاوت اندکی در تعبیر دارد، مثل آنکه میگوید: "ما منّا الا مقتولٌ." یا در خبر بصائر آمده است: "ما من نبیٍّ و لا وصیٍ الّا شهیدٌ."
🔹دسته دوم روایاتی است به موجب آن پیامبر بعد از جنگ خیبر با گوشتی که زنی یهودی طبخ کرده بود، مسموم شدند. (صدوق، امالی، ص224؛ طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص224؛ تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، ص 177-180؛ مجلسی، بحار الانوار، ج17، ص406)
🔹دسته سوم روایاتی است که میگوید عایشه و حفصه پیامبر را مسموم کردند. (عیاشی، تفسیر عیاشی، ج1، ص200؛ تکرار در: مجلسی، بحار الانوار، ج28، ص21)
🔷بررسی سندی روایات "ما منا الا مسموم او مقتول"
🔸روایات دسته اول، با دو سند جداگانه در عیون اخبار الرضا، با دو سند و متن دیگر در کفایة الاثر و با چهارمین سند در بصائر الدرجات نقل شده است.
سند نخستی که شیخ صدوق در عیون آورده است در غایت ضعف است. در این سند، تمیم بن عبدالله بن تمیم القرشی از روایان ضعیف شمرده شده است. (ابن غضائری، رجال، ص45؛ ابن داود، رجال، ج2، ص435) تمیم این روایت را از پدرش نقل میکند که نامی از وی در کتب رجالی نیست. احمد بن علی الانصاری، راوی بعدی این سند، نیز مجهول است.
🔸سند دومی که شیخ صدوق برای روایتی به نقل از امام رضا علیه السلام آورده، معتبر و خالی از ضعفهای سندی است. کفایة الاثر دو سند اختصاصی برای روایت نقل میکند. هر دو سند وی مجددا در نهایت ضعف است. در سند نخست وی، چهار راوی ناشناخته و مجهول وجود دارد (خزاز قمی رازی، کفایة الاثر، ص162) و در سند دوم نیز پنج راوی ناشناخته و مجهول وجود دارند؛ و فقط دو راوی شناخته شده، محمد بن وهبان و جنادة بن ابی امیة، در میانه سند واقع شدهاند.
🔸حدیثی که در بصائر الدرجات آمده است برای دسته دوم نیز قابل استناد است. خلاصه روایت آنکه، پیامبر هنگام وفات فرمودند: "این اثر تکهگوشتهای مسموم خیبر است و همه پیامبران و اوصیا شهید میشوند." (صفار، بصائر، ج1، ص503) سند حدیث بصائر نیز به دلیل وقوع راویان واقفی به ویژه علی بن ابی حمزة بطائنی که اهل جعل حدیث بوده، پذیرفتنی نیست.
🔷بررسی محتوایی روایات "ما منا الا مسموم او مقتول"
🔸نقد دیگری که به تمامی روایات "ما منا الا مسموم او مقتول" وارد است، نقد دلالی است. توضیح آنکه بر فرض اعتبار و قبول روایت فوق، مشخص نیست مراد از "منّا" در کلام معصوم چه کسانی هستند. آیا مراد از "منّا" اهل بیت علیهم السلام هستند؟ یعنی پیامبر، حضرت زهرا، امام علی و حسنین علیهم السلام. آیا مراد از منا تمامی ائمه هستند؟ یا آنکه مراد تمامی بنی هاشم عصر حضور است؟
🔸نتیجه آنکه، خبر واحد "ما منا الا مسموم او مقتول" از جهت دلالت مجمل است و دیگر ادله تاریخی و حدیثی نیز معنای آن را تایید نمیکند. همچنین، خبر واحدی در این درجه از اعتبار نمیتواند چنین امر مهمی را در تاریخ ثابت کند.
🔗با تلخیص از کتاب مشهورات بی اعتبار ص212
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝بررسی ادله شهادت پیامبر (بخش دوم)
🖌مهدی سیمایی
🔷مسمومیت پیامبر به دست زن یهودی
🔹خلاصه اخبار مزبور آن است که وقتی پیامبر، بعد از فتح خیبر، از آنجا برمیگشت، یکی از زنان یهودی گوشتی مسموم به زهری قوی را به حضرت رسول هدیه کرد. پیامبر به اصحاب تعارف کرد و شروع به خوردن کردند که گوشت به صدا درآمد و گفت: "ای پیامبر! مرا نخور، که من مسمومم؛ و پیامبر به اصحاب اعلام کرد که از گوشت نخورند." (از متن روایت چنین برمیآید که اصحاب صدای گوشت را نشنیدهاند و پیامبر به آنها اطلاع داده است.) اما بشر بن براء بن معرور، که زودتر شروع به خوردن کرده بود، همان جا به احتضار افتاد و از دنیا رفت. (در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، براء بن معرور آمده است، و در برخی منابع مانند امالی کسی از گوشت نخورده است.) پس پیامبر زن یهودی را خواست. زن یهودی گفت: "با خودم گفتم من این گوشت مسموم را به محمد میدهم. اگر محمد پادشاهی باشد که امتی را از دست او راحت کردهام و اگر پیامبر باشد به او وحی شده و نخواهد خورد."
🔶بررسی سندی و متنی روایات مسمومیت پیامبر به دست زن یهودی
1️⃣در روایات و نقلهای تاریخی این واقعه چند اضطراب و تعارض نهفته است. در برخی از نقلها آمده است پیامبر از گوشت مسموم نخورد.(طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص224؛ مجلسی، بحار الانوار، ج17، ص295) فقط در نقل منفرد بصائر الدرجات آمده است که پیامبر از آن تناول کرد و در پایان عمر نیز به اثر آن گوشت مسموم اشاره کرد. (صفار، بصائر الدرجات، ج1، ص503)
2️⃣تعارض دوم آن است که در برخی روایات آمده است فردی قبل از پیامبر از آن گوشت مسموم تناول کرد. (تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، ص177-188؛ در بسیاری از منابع تاریخی عامه آمده است که بشر بن براء بن معرور از گوشت مسموم در خیبر خورد و همان زمان یا یک سال بعد از دنیا رفت؛ باید پرسید که این چگونه سم قویای بود که بعد از یک سال براء و بعد از سه سال و نیم پیامبر را میکُشد؟ نک.: ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، ج4، ص210؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج1، ص549؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج1، ص167) اما در غالب روایات فوق چنین چیزی نقل نشده و در همان ابتدا گوشت به صدا در آمده است. (صدوق، امالی، ص224؛ طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص224)
3️⃣روایت منقول در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، علاوه بر فقدان سند و ضعف منبع، اشکالات محتوایی دارد. در روایت فوق، بر خلاف دیگر روایات، آمده است که فردی قبل از پیامبر از گوشت تناول کرد. نام این شخص، براء بن معرور انصاری است. در حالی که براء، که از اعضای بیعت عقبه اول است، (ابن اثیر، اسد الغابة، ج4، ص238) یک ماه پیش از هجرت پیامبر به مدینه از دنیا رفت (ابن حجر عسقلانی، الاصابة، ج1، ص415؛ ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، ج3، ص167) و هنگامی که پیامبر وارد مدینه شد بر سر قبر او رفت و برایش دعا کرد. اما ماجرای فوق مربوط به سال هفتم هجرت است! البته در برخی از منابع تاریخی عامه آمده است که در خیبر، بشر، پسر براء بن معرور، از گوشت مسموم خورد و از دنیا رفت. اما در روایت فوق، احتمال تصحیف و سقط بشر را نمیتوان داد. زیرا در متن طولانی روایت، مطالب فراوانی درباره براء بن معرور آمده است که معلوم است مراد خود براء بوده و ناقل یا جاعل اصلا از ابتدا متوجه بشر بن براء نبوده است.
4️⃣به صورت کلی رخ دادن معجزه اعلام مسمومیت گوشت به پیامبر با خوردن از آن تنافی دارد. اگر پیامبر از آن گوشت میخورد، دیگر محلی برای سخن زن یهودی نبود که: "با خودم گفتم من این گوشت مسموم را به محمد میدهم. اگر محمد پادشاهی باشد که امتی را از دست او راحت کردهام و اگر پیامبر باشد به او وحی شده و نخواهد خورد." به ویژه آنکه، مطابق برخی روایات، پیامبر دعایی به گوشت خواند و سپس خود و اصحاب از آن تناول کردند و این رخداد سبب ایمان آوردن آن زن یهودی شد. (صدوق، امالی، ص224)
5️⃣روایت ماجرای زن یهودی و هدیه دادن گوشت سمی به پیامبر بدون اینکه پیامبر از آن گوشت تناول کنند، فقط در یک منبع متقدم و معتبر، یعنی خصال صدوق، و البته با سندی ضعیف آمده است. اما روایت مبنی بر مسمومیت پیامبر به وسیله آن گوشت، فقط در بصائر الدرجات آمده که علاوه بر مشکلات سندی، محتوای آن نیز با دیگر روایات و اخبار تاریخی معارض است.
🔗با تلخیص از کتاب مشهورات بی اعتبار ص214
@Hadith1398
🖌مهدی سیمایی
🔷مسمومیت پیامبر به دست زن یهودی
🔹خلاصه اخبار مزبور آن است که وقتی پیامبر، بعد از فتح خیبر، از آنجا برمیگشت، یکی از زنان یهودی گوشتی مسموم به زهری قوی را به حضرت رسول هدیه کرد. پیامبر به اصحاب تعارف کرد و شروع به خوردن کردند که گوشت به صدا درآمد و گفت: "ای پیامبر! مرا نخور، که من مسمومم؛ و پیامبر به اصحاب اعلام کرد که از گوشت نخورند." (از متن روایت چنین برمیآید که اصحاب صدای گوشت را نشنیدهاند و پیامبر به آنها اطلاع داده است.) اما بشر بن براء بن معرور، که زودتر شروع به خوردن کرده بود، همان جا به احتضار افتاد و از دنیا رفت. (در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، براء بن معرور آمده است، و در برخی منابع مانند امالی کسی از گوشت نخورده است.) پس پیامبر زن یهودی را خواست. زن یهودی گفت: "با خودم گفتم من این گوشت مسموم را به محمد میدهم. اگر محمد پادشاهی باشد که امتی را از دست او راحت کردهام و اگر پیامبر باشد به او وحی شده و نخواهد خورد."
🔶بررسی سندی و متنی روایات مسمومیت پیامبر به دست زن یهودی
1️⃣در روایات و نقلهای تاریخی این واقعه چند اضطراب و تعارض نهفته است. در برخی از نقلها آمده است پیامبر از گوشت مسموم نخورد.(طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص224؛ مجلسی، بحار الانوار، ج17، ص295) فقط در نقل منفرد بصائر الدرجات آمده است که پیامبر از آن تناول کرد و در پایان عمر نیز به اثر آن گوشت مسموم اشاره کرد. (صفار، بصائر الدرجات، ج1، ص503)
2️⃣تعارض دوم آن است که در برخی روایات آمده است فردی قبل از پیامبر از آن گوشت مسموم تناول کرد. (تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، ص177-188؛ در بسیاری از منابع تاریخی عامه آمده است که بشر بن براء بن معرور از گوشت مسموم در خیبر خورد و همان زمان یا یک سال بعد از دنیا رفت؛ باید پرسید که این چگونه سم قویای بود که بعد از یک سال براء و بعد از سه سال و نیم پیامبر را میکُشد؟ نک.: ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، ج4، ص210؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج1، ص549؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج1، ص167) اما در غالب روایات فوق چنین چیزی نقل نشده و در همان ابتدا گوشت به صدا در آمده است. (صدوق، امالی، ص224؛ طبرسی، الاحتجاج، ج1، ص224)
3️⃣روایت منقول در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، علاوه بر فقدان سند و ضعف منبع، اشکالات محتوایی دارد. در روایت فوق، بر خلاف دیگر روایات، آمده است که فردی قبل از پیامبر از گوشت تناول کرد. نام این شخص، براء بن معرور انصاری است. در حالی که براء، که از اعضای بیعت عقبه اول است، (ابن اثیر، اسد الغابة، ج4، ص238) یک ماه پیش از هجرت پیامبر به مدینه از دنیا رفت (ابن حجر عسقلانی، الاصابة، ج1، ص415؛ ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، ج3، ص167) و هنگامی که پیامبر وارد مدینه شد بر سر قبر او رفت و برایش دعا کرد. اما ماجرای فوق مربوط به سال هفتم هجرت است! البته در برخی از منابع تاریخی عامه آمده است که در خیبر، بشر، پسر براء بن معرور، از گوشت مسموم خورد و از دنیا رفت. اما در روایت فوق، احتمال تصحیف و سقط بشر را نمیتوان داد. زیرا در متن طولانی روایت، مطالب فراوانی درباره براء بن معرور آمده است که معلوم است مراد خود براء بوده و ناقل یا جاعل اصلا از ابتدا متوجه بشر بن براء نبوده است.
4️⃣به صورت کلی رخ دادن معجزه اعلام مسمومیت گوشت به پیامبر با خوردن از آن تنافی دارد. اگر پیامبر از آن گوشت میخورد، دیگر محلی برای سخن زن یهودی نبود که: "با خودم گفتم من این گوشت مسموم را به محمد میدهم. اگر محمد پادشاهی باشد که امتی را از دست او راحت کردهام و اگر پیامبر باشد به او وحی شده و نخواهد خورد." به ویژه آنکه، مطابق برخی روایات، پیامبر دعایی به گوشت خواند و سپس خود و اصحاب از آن تناول کردند و این رخداد سبب ایمان آوردن آن زن یهودی شد. (صدوق، امالی، ص224)
5️⃣روایت ماجرای زن یهودی و هدیه دادن گوشت سمی به پیامبر بدون اینکه پیامبر از آن گوشت تناول کنند، فقط در یک منبع متقدم و معتبر، یعنی خصال صدوق، و البته با سندی ضعیف آمده است. اما روایت مبنی بر مسمومیت پیامبر به وسیله آن گوشت، فقط در بصائر الدرجات آمده که علاوه بر مشکلات سندی، محتوای آن نیز با دیگر روایات و اخبار تاریخی معارض است.
🔗با تلخیص از کتاب مشهورات بی اعتبار ص214
@Hadith1398