📝یک در مقابل پنج!
🔸مرحوم صدوق(قده) به سند خود از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که «خدای عزوجل میفرماید: سوگند به جلال و جمال و بهاء و رفعت و بلندی مرتبهام، هیچ بندهای خواستهی مرا بر خواستهی خود ترجیح نمیدهد، مگر اینکه او را بینیاز میکنم و همتش را به آخرتش مصروف میدارم و نگهدار دارائیاش میشوم و آسمانها و زمین را ضامن روزی او قرار میدهم و در پس تجارت با هر تاجری، خودم نیز به او سود میرسانم».
🔹حدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: بِجَلَالِي وَ جَمَالِي وَ بَهَائِي وَ عَلَائِي وَ ارْتِفَاعِي لَا يُؤْثِرُ عَبْدٌ هَوَايَ عَلَى هَوَاهُ إِلَّا جَعَلْتُ غِنَاهُ فِي نَفْسِهِ وَ هَمَّهُ فِي آخِرَتِهِ وَ كَفَفْتُ عَنْهُ ضَيْعَتَهُ وَ ضَمَّنْتُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ رِزْقَهُ وَ كُنْتُ لَهُ مِنْ وَرَاءِ تِجَارَةِ كُلِّ تَاجِرٍ».
🔗الخصال، ج۱، ص۳
@Hadith1398
🔸مرحوم صدوق(قده) به سند خود از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که «خدای عزوجل میفرماید: سوگند به جلال و جمال و بهاء و رفعت و بلندی مرتبهام، هیچ بندهای خواستهی مرا بر خواستهی خود ترجیح نمیدهد، مگر اینکه او را بینیاز میکنم و همتش را به آخرتش مصروف میدارم و نگهدار دارائیاش میشوم و آسمانها و زمین را ضامن روزی او قرار میدهم و در پس تجارت با هر تاجری، خودم نیز به او سود میرسانم».
🔹حدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: بِجَلَالِي وَ جَمَالِي وَ بَهَائِي وَ عَلَائِي وَ ارْتِفَاعِي لَا يُؤْثِرُ عَبْدٌ هَوَايَ عَلَى هَوَاهُ إِلَّا جَعَلْتُ غِنَاهُ فِي نَفْسِهِ وَ هَمَّهُ فِي آخِرَتِهِ وَ كَفَفْتُ عَنْهُ ضَيْعَتَهُ وَ ضَمَّنْتُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ رِزْقَهُ وَ كُنْتُ لَهُ مِنْ وَرَاءِ تِجَارَةِ كُلِّ تَاجِرٍ».
🔗الخصال، ج۱، ص۳
@Hadith1398
📝تعجب هارون الرشید از پیرمرد حریص
مرحوم علامه طهرانی در جلد یک کتاب معاد شناسی حکایت جالبی را آوردهاند. نقل ایشان چنین است:
🔹خلافت هارون الرشید (لعنة الله علیه) در سال 170 هجری قمری آغاز شد. وی در زمان خلافتش در صدد این برآمد که شخصی را پیدا کند که خودش از پیامبر روایتی شنیده باشد و معلوم است که با این مدّت طولانی یا کسی از زمان پیغمبر باقی نمانده، یا اگر باقی مانده باشد در نهایت ندرت خواهد بود.
🔸ملازمان هارون در صدد پیدا کردن چنین شخصی بر آمدند و در اطراف و اکناف تفحّص نمودند، هیچکس را نیافتند بجز پیرمرد عجوزی که قوای طبیعی خود را از دست داده و از حال رفته و فتور و ضعف کانون و بنیاد هستی او را در هم شکسته بود و جز نفس و یک مشت استخوانی باقی نمانده بود.
🔹او را در زنبیلی گذاشتند و با نهایت درجه مراقبت و احتیاط به دربار هارون وارد کردند و یکسره به نزد او بردند. هارون بسیار مسرور و شاد گشت که به منظور خود رسیده و کسی که رسول خدا را زیارت کرده است و از او سخنی شنیده، دیده است.
💬گفت: ای پیرمرد! خودت پیغمبر اکرم را دیدهای ؟
👈🏻عرض کرد: بلی.
💬هارون گفت: کی دیدهای ؟
👈🏻عرض کرد: در سنّ طفولیّت بودم، روزی پدرم دست مرا گرفت و به خدمت رسول الله صلّی الله علیه وآله و سلّم آورد. و من دیگر خدمت آن حضرت نرسیدم تا از دنیا رحلت فرمود.
💬هارون گفت: بگو ببینم در آن روز از رسول الله سخنی شنیدی یا نه ؟
👈🏻عرض کرد: بلی، آن روز از رسول خدا این سخن را شنیدم که میفرمود:
یَشِیبُ ابْنُ ءَادَمَ وَ تَشُبُّ مَعَهُ خَصْلَتَانِ: الْحِرْصُ وَ طُولُ الامَلِ
«فرزند آدم پیر میشود و هر چه به سوی پیری میرود به موازات آن، دو صفت در او جوان میگردد: یکی حرص و دیگری آرزوی دراز.»
🔹هارون بسیار شادمان و خوشحال شد که روایتی را فقط با یک واسطه از زبان رسول خدا شنیده است؛ دستور داد یک کیسه زر به عنوان عطا و جایزه به پیر عجوز دادند و او را بیرون بردند. همینکه خواستند او را از صحن دربار به بیرون ببرند، پیرمرد ناله ضعیف خود را بلند کرد که مرا به نزد هارون برگردانید که با او سخنی دارم. گفتند: نمیشود. گفت: چارهای نیست، باید سؤالی از هارون بنمایم و سپس خارج شوم! زنبیل حامل پیرمرد را دوباره به نزد هارون آوردند.
💬هارون گفت: چه خبر است ؟
👈🏻پیرمرد عرض کرد: سؤالی دارم.
💬 هارون گفت: بگو.
👈🏻پیرمرد گفت: حضرت سلطان! بفرمایید این عطائی که امروز به من عنایت کردید فقط عطای امسال است یا هر ساله عنایت خواهید فرمود؟
🔸هارون الرّشید صدای خندهاش بلند شد و از روی تعجّب گفت: صَدَقَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَءَالِهِ؛ یَشِیبُ ابْنُ ءَادَمَ وَ تَشِبُّ مَعَهُ خَصْلَتَانِ: الْحِرْصُ وَ طُولُ الامَلِ!
«راست فرمود رسول خدا که هر چه فرزند آدم رو به پیری و فرسودگی رود دو صفت حرص و آرزوی دراز در او جوان میگردد!»
این پیرمرد رمق ندارد و من گمان نمیبرم که تا درِ دربار زنده بماند، حال میگوید: آیا این عطا اختصاص به این سال دارد یا هرساله خواهد بود!!!
@Hadith1398
مرحوم علامه طهرانی در جلد یک کتاب معاد شناسی حکایت جالبی را آوردهاند. نقل ایشان چنین است:
🔹خلافت هارون الرشید (لعنة الله علیه) در سال 170 هجری قمری آغاز شد. وی در زمان خلافتش در صدد این برآمد که شخصی را پیدا کند که خودش از پیامبر روایتی شنیده باشد و معلوم است که با این مدّت طولانی یا کسی از زمان پیغمبر باقی نمانده، یا اگر باقی مانده باشد در نهایت ندرت خواهد بود.
🔸ملازمان هارون در صدد پیدا کردن چنین شخصی بر آمدند و در اطراف و اکناف تفحّص نمودند، هیچکس را نیافتند بجز پیرمرد عجوزی که قوای طبیعی خود را از دست داده و از حال رفته و فتور و ضعف کانون و بنیاد هستی او را در هم شکسته بود و جز نفس و یک مشت استخوانی باقی نمانده بود.
🔹او را در زنبیلی گذاشتند و با نهایت درجه مراقبت و احتیاط به دربار هارون وارد کردند و یکسره به نزد او بردند. هارون بسیار مسرور و شاد گشت که به منظور خود رسیده و کسی که رسول خدا را زیارت کرده است و از او سخنی شنیده، دیده است.
💬گفت: ای پیرمرد! خودت پیغمبر اکرم را دیدهای ؟
👈🏻عرض کرد: بلی.
💬هارون گفت: کی دیدهای ؟
👈🏻عرض کرد: در سنّ طفولیّت بودم، روزی پدرم دست مرا گرفت و به خدمت رسول الله صلّی الله علیه وآله و سلّم آورد. و من دیگر خدمت آن حضرت نرسیدم تا از دنیا رحلت فرمود.
💬هارون گفت: بگو ببینم در آن روز از رسول الله سخنی شنیدی یا نه ؟
👈🏻عرض کرد: بلی، آن روز از رسول خدا این سخن را شنیدم که میفرمود:
یَشِیبُ ابْنُ ءَادَمَ وَ تَشُبُّ مَعَهُ خَصْلَتَانِ: الْحِرْصُ وَ طُولُ الامَلِ
«فرزند آدم پیر میشود و هر چه به سوی پیری میرود به موازات آن، دو صفت در او جوان میگردد: یکی حرص و دیگری آرزوی دراز.»
🔹هارون بسیار شادمان و خوشحال شد که روایتی را فقط با یک واسطه از زبان رسول خدا شنیده است؛ دستور داد یک کیسه زر به عنوان عطا و جایزه به پیر عجوز دادند و او را بیرون بردند. همینکه خواستند او را از صحن دربار به بیرون ببرند، پیرمرد ناله ضعیف خود را بلند کرد که مرا به نزد هارون برگردانید که با او سخنی دارم. گفتند: نمیشود. گفت: چارهای نیست، باید سؤالی از هارون بنمایم و سپس خارج شوم! زنبیل حامل پیرمرد را دوباره به نزد هارون آوردند.
💬هارون گفت: چه خبر است ؟
👈🏻پیرمرد عرض کرد: سؤالی دارم.
💬 هارون گفت: بگو.
👈🏻پیرمرد گفت: حضرت سلطان! بفرمایید این عطائی که امروز به من عنایت کردید فقط عطای امسال است یا هر ساله عنایت خواهید فرمود؟
🔸هارون الرّشید صدای خندهاش بلند شد و از روی تعجّب گفت: صَدَقَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَءَالِهِ؛ یَشِیبُ ابْنُ ءَادَمَ وَ تَشِبُّ مَعَهُ خَصْلَتَانِ: الْحِرْصُ وَ طُولُ الامَلِ!
«راست فرمود رسول خدا که هر چه فرزند آدم رو به پیری و فرسودگی رود دو صفت حرص و آرزوی دراز در او جوان میگردد!»
این پیرمرد رمق ندارد و من گمان نمیبرم که تا درِ دربار زنده بماند، حال میگوید: آیا این عطا اختصاص به این سال دارد یا هرساله خواهد بود!!!
@Hadith1398
📝پیمان برادری پیامبر بین سلمان و ابوذر
🔹بنابر نقل «غرر الفوائد و درر القلائد» از سید مرتضی(ره) راجع به حدیث «لقد آخى رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم بين سلمان و أبى ذرّ و لو اطّلع أبو ذرّ على ما فى قلب سلمان لقتله» سؤال شده: چگونه ممکن است پیامبر صلوات الله علیه بین دو نفر که اگر هرکدام از قلب دیگری آگاه میشد، خونش را مباح میدانست، عقد برادری جاری کرده باشد؟
سید(ره) بهترین جواب را این دانسته که ضمیر هاء در «لقتله» به «مطّلِع» [به صیغهی اسم فاعل] برگردد، نه به «مطّلَع علیه»؛ یعنی: اگر هرکدام از قلب دیگری آگاه میشد و موافقت ظاهر با باطن و شدت محبت او به خودش را درمییافت، محبتش به او شدت میگرفت تا جایی که نزدیک بود این محبت او را از پای درآورد؛ چنانکه میگویند: فلانی به دیگری عشق میورزد، به اندازهای که نزدیک است این عشق، او را از پای درآورد.
🔸«سئل رضى اللّه عنه عن الخبر المنسوب إلى الصادق عليه السلام من أنه قال: "لقد آخى رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم بين سلمان و أبى ذرّ و لو اطّلع أبو ذرّ على ما فى قلب سلمان لقتله"؛ و كيف يجوز أن يؤاخى النبىّ عليه السلام بين رجلين، يستحلّ أحدهما إذا اطّلع على ما فى قلب الآخر دمه؟! ...
الجواب _ و باللّه التوفيق _ أنّ هذا الخبر إذا كان من أخبار الآحاد التى لا توجب علما و لا تثلج صدرا و كان له ظاهر ينافى المعلوم المقطوع به تأوّلنا ظاهره على ما يطابق الحق و يوافقه إن كان ذلك سهلا؛ و إلا فالواجب اطراحه و إبطاله.
و إذا كان من المعلوم الّذي لا يحيل سلامة سريرة كل واحد من سلمان و أبى ذرّ، و نقاء صدر كل واحد منهما لصاحبه، و أنهما ما كانا من المدغلين فى الدين، و لا المنافقين فلا يجوز مع هذا المعلوم أن يعتقد أنّ الرسول عليه السلام يشهد بأن كل واحد منهما لو اطلع على ما فى قلب صاحبه لقتله على سبيل الاستحلال لدمه، و يعلم أنه إن كان قال ذاك فله تأويل غير هذا الظاهر الّذي لا يليق بهما.
و من أجود ما قيل فى تأويله أن الهاء فى قوله: «لقتله» راجعة إلى المطّلع لا إلى المطّلع عليه؛ كأنه أراد: أنه إذا اطّلع على ما فى قلبه و علم موافقة باطنه لظاهره و شدة إخلاصه له اشتد ضنّه و محبته له و تمسّكه بمودته و نصرته، فقتله ذلك الضنّ و الودّ، بمعنى أنه كاد يقتله؛ كما يقولون: فلان يهوى غيره و تشتد محبته له حتى إنه قد قتله حبه و أتلف نفسه و ما جرى مجرى هذا من الألفاظ؛ و تكون فائدة هذا الخبر حسن الثناء من النبىّ عليه السلام على الرجلين و أنه آخى بينهما و باطنهما كظاهرهما و سرّهما فى النقاء و الصفاء كعلانيتهما؛ حتى لو أنّ أحدهما اطّلع على ما فى قلب الآخر لأعجب به و كاد يقتله محبة له و ضنّا به؛ و هذا أشبه بمنزلة الرجلين فى نفوسهما و عند النبي عليه السلام و أليق بأن يكون مدحا و تقريظا؛ و ذلك الوجه الآخر يقتضي غاية الذم و نهاية الوصف بالنفاق و سوء الدخيلة لأن من يظهر جميلا ـو لو اطّلع على باطنه لاستحلّ دمهـ هو عين المنافق المداهن...».
🔗أمالي المرتضى، ج2، ص396-397
@Hadith1398
🔹بنابر نقل «غرر الفوائد و درر القلائد» از سید مرتضی(ره) راجع به حدیث «لقد آخى رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم بين سلمان و أبى ذرّ و لو اطّلع أبو ذرّ على ما فى قلب سلمان لقتله» سؤال شده: چگونه ممکن است پیامبر صلوات الله علیه بین دو نفر که اگر هرکدام از قلب دیگری آگاه میشد، خونش را مباح میدانست، عقد برادری جاری کرده باشد؟
سید(ره) بهترین جواب را این دانسته که ضمیر هاء در «لقتله» به «مطّلِع» [به صیغهی اسم فاعل] برگردد، نه به «مطّلَع علیه»؛ یعنی: اگر هرکدام از قلب دیگری آگاه میشد و موافقت ظاهر با باطن و شدت محبت او به خودش را درمییافت، محبتش به او شدت میگرفت تا جایی که نزدیک بود این محبت او را از پای درآورد؛ چنانکه میگویند: فلانی به دیگری عشق میورزد، به اندازهای که نزدیک است این عشق، او را از پای درآورد.
🔸«سئل رضى اللّه عنه عن الخبر المنسوب إلى الصادق عليه السلام من أنه قال: "لقد آخى رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم بين سلمان و أبى ذرّ و لو اطّلع أبو ذرّ على ما فى قلب سلمان لقتله"؛ و كيف يجوز أن يؤاخى النبىّ عليه السلام بين رجلين، يستحلّ أحدهما إذا اطّلع على ما فى قلب الآخر دمه؟! ...
الجواب _ و باللّه التوفيق _ أنّ هذا الخبر إذا كان من أخبار الآحاد التى لا توجب علما و لا تثلج صدرا و كان له ظاهر ينافى المعلوم المقطوع به تأوّلنا ظاهره على ما يطابق الحق و يوافقه إن كان ذلك سهلا؛ و إلا فالواجب اطراحه و إبطاله.
و إذا كان من المعلوم الّذي لا يحيل سلامة سريرة كل واحد من سلمان و أبى ذرّ، و نقاء صدر كل واحد منهما لصاحبه، و أنهما ما كانا من المدغلين فى الدين، و لا المنافقين فلا يجوز مع هذا المعلوم أن يعتقد أنّ الرسول عليه السلام يشهد بأن كل واحد منهما لو اطلع على ما فى قلب صاحبه لقتله على سبيل الاستحلال لدمه، و يعلم أنه إن كان قال ذاك فله تأويل غير هذا الظاهر الّذي لا يليق بهما.
و من أجود ما قيل فى تأويله أن الهاء فى قوله: «لقتله» راجعة إلى المطّلع لا إلى المطّلع عليه؛ كأنه أراد: أنه إذا اطّلع على ما فى قلبه و علم موافقة باطنه لظاهره و شدة إخلاصه له اشتد ضنّه و محبته له و تمسّكه بمودته و نصرته، فقتله ذلك الضنّ و الودّ، بمعنى أنه كاد يقتله؛ كما يقولون: فلان يهوى غيره و تشتد محبته له حتى إنه قد قتله حبه و أتلف نفسه و ما جرى مجرى هذا من الألفاظ؛ و تكون فائدة هذا الخبر حسن الثناء من النبىّ عليه السلام على الرجلين و أنه آخى بينهما و باطنهما كظاهرهما و سرّهما فى النقاء و الصفاء كعلانيتهما؛ حتى لو أنّ أحدهما اطّلع على ما فى قلب الآخر لأعجب به و كاد يقتله محبة له و ضنّا به؛ و هذا أشبه بمنزلة الرجلين فى نفوسهما و عند النبي عليه السلام و أليق بأن يكون مدحا و تقريظا؛ و ذلك الوجه الآخر يقتضي غاية الذم و نهاية الوصف بالنفاق و سوء الدخيلة لأن من يظهر جميلا ـو لو اطّلع على باطنه لاستحلّ دمهـ هو عين المنافق المداهن...».
🔗أمالي المرتضى، ج2، ص396-397
@Hadith1398
📝معنای استغفار
🔹نقل شده که شخصى در حضور امام علی عليه السّلام گفت: استغفر اللَّه! امام به او فرمود: مادرت بر تو بگريد! مى دانى معناى استغفار چيست؟! استغفار درجه والا مقامان است، و داراى شش معنا است؛ اوّل: پشيمانى از آنچه گذشت، دوّم: تصميم به عدم بازگشت، سوم: پرداختن حقوق مردم چنانكه خدا را پاك ديدار كنى كه چيزى بر عهده تو نباشد، چهارم: تمام واجب هاى ضايع ساخته را به جا آورى، پنجم گوشتى كه از حرام بر اندامت روييده، با اندوه فراوان آب كنى، چنانكه پوست به استخوان چسبيده گوشت تازه برويد ششم: رنج طاعت را به تن بچشانى چنانكه شيرينى گناه را به او چشانده بودى، پس آنگاه میتوانی بگویی استغفر اللَّه!
🔗نهج البلاغه، حکمت417
@Hadith1398
🔹نقل شده که شخصى در حضور امام علی عليه السّلام گفت: استغفر اللَّه! امام به او فرمود: مادرت بر تو بگريد! مى دانى معناى استغفار چيست؟! استغفار درجه والا مقامان است، و داراى شش معنا است؛ اوّل: پشيمانى از آنچه گذشت، دوّم: تصميم به عدم بازگشت، سوم: پرداختن حقوق مردم چنانكه خدا را پاك ديدار كنى كه چيزى بر عهده تو نباشد، چهارم: تمام واجب هاى ضايع ساخته را به جا آورى، پنجم گوشتى كه از حرام بر اندامت روييده، با اندوه فراوان آب كنى، چنانكه پوست به استخوان چسبيده گوشت تازه برويد ششم: رنج طاعت را به تن بچشانى چنانكه شيرينى گناه را به او چشانده بودى، پس آنگاه میتوانی بگویی استغفر اللَّه!
🔗نهج البلاغه، حکمت417
@Hadith1398
📝واکنش حضرت زهرا به زنی که از ایشان زیاد سوال پرسید
🔹از حضرت عسکری علیه السلام نقل شده که فرمودند: زنی خدمت حضرت زهرا آمد و گفت من مادر ناتوانی دارم، در امر نمازش سوالی برایش ایجاد شده و من را پیش شما فرستاده تا از شما سوال کنم.
🔹حضرت زهرا جواب سوال آن زن را داد. آن زن سوال دومی را پرسید و حضرت زهرا جواب داد. سپس سوال سومی را پرسید و حضرت زهرا جواب داد. و همین طور ده بار سوال کرد و حضرت جواب دادند. آن زن بابت زیاد سوال کردن خجالت کشید و گفت: ای دختر رسول خدا قصد به زحمت انداختن شما را ندارم.
🔹حضرت زهرا در جوابش فرمودند: هرگاه سوالی برایت پیش آمد بیا و از من بپرس؛ آیا اگر شخصی اجیر شود که بار سنگینی را یک روز حمل کند اما کرایهاش صدهزار دینار باشد، حمل این بار برای او سنگین است؟! آن زن گفت: نه! حضرت فرمود: من در ازاء هر سوالی که به تو جواب دادم، فراتر از بین زمین و آسمان مروارید دریافت میکنم. پس شایسته است که بر من سنگین نباشد.
🔹از پدرم رسول خدا شنیدم که فرمود: علماء شیعه ما محشور می شوند و پاداشهای نیکویی به آنها عطاء می شود که این پاداشها به مقدار کثرت علوم آنها و جدیتشان در راهنمایی بندگان خداست، تا جایی که بر یک نفر از آنها هزاران خلعت از نور داده میشود.
🔸قالَ ع وَ حَضَرَتِ امْرَأَةٌ عِنْدَ الصِّدِّيقَةِ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ ع فَقَالَتْ: إِنَّ لِي وَالِدَةً ضَعِيفَةً- وَ قَدْ لُبِسَ عَلَيْهَا فِي أَمْرِ صَلَاتِهَا شَيْءٌ، وَ قَدْ بَعَثَتْنِي إِلَيْكِ أَسْأَلُكِ. فَأَجَابَتْهَا فَاطِمَةُ ع عَنْ ذَلِكَ، ثُمَّ ثَنَّتْ، فَأَجَابَتْ، ثُمَّ ثَلَّثَتْ [فَأَجَابَتْ] إِلَى أَنْ عَشَّرَتْ فَأَجَابَتْ، ثُمَّ خَجِلَتْ مِنَ الْكَثْرَةِ، فَقَالَتْ: لَا أَشُقُّ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ. قَالَتْ فَاطِمَةُ ع: هَاتِي وَ سَلِي عَمَّا بَدَا لَكِ، أَ رَأَيْتِ مَنِ اكْتُرِىَ يَوْماً يَصْعَدُ إِلَى سَطْحٍ بَحَمْلٍ ثَقِيلٍ، وَ كِرَاؤُهُ مِائَةُ أَلْفِ دِينَارٍ، أَ يَثْقُلُ عَلَيْهِ فَقَالَتْ: لَا. فَقَالَتْ: اكْتُرِيتُ أَنَا لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ- بِأَكْثَرَ مِنْ مِلْءِ مَا بَيْنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ لُؤْلُؤاً فَأَحْرَى أَنْ لَا يَثْقُلَ عَلَيَّ، سَمِعْتُ أَبِي [رَسُولَ اللَّهِ] ص يَقُولُ:
إِنَّ عُلَمَاءَ شِيعَتِنَا يُحْشَرُونَ، فَيُخْلَعُ عَلَيْهِمْ مِنْ خِلَعِ الْكَرَامَاتِ- عَلَى قَدْرِ كَثْرَةِ عُلُومِهِمْ، وَ جِدِّهِمْ فِي إِرْشَادِ عِبَادِ اللَّهِ، حَتَّى يُخْلَعَ عَلَى الْوَاحِدِ مِنْهُمْ- أَلْفُ أَلْفِ خِلْعَةٍ مِنْ نُورٍ.
🔗التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص340
@Hadith1398
🔹از حضرت عسکری علیه السلام نقل شده که فرمودند: زنی خدمت حضرت زهرا آمد و گفت من مادر ناتوانی دارم، در امر نمازش سوالی برایش ایجاد شده و من را پیش شما فرستاده تا از شما سوال کنم.
🔹حضرت زهرا جواب سوال آن زن را داد. آن زن سوال دومی را پرسید و حضرت زهرا جواب داد. سپس سوال سومی را پرسید و حضرت زهرا جواب داد. و همین طور ده بار سوال کرد و حضرت جواب دادند. آن زن بابت زیاد سوال کردن خجالت کشید و گفت: ای دختر رسول خدا قصد به زحمت انداختن شما را ندارم.
🔹حضرت زهرا در جوابش فرمودند: هرگاه سوالی برایت پیش آمد بیا و از من بپرس؛ آیا اگر شخصی اجیر شود که بار سنگینی را یک روز حمل کند اما کرایهاش صدهزار دینار باشد، حمل این بار برای او سنگین است؟! آن زن گفت: نه! حضرت فرمود: من در ازاء هر سوالی که به تو جواب دادم، فراتر از بین زمین و آسمان مروارید دریافت میکنم. پس شایسته است که بر من سنگین نباشد.
🔹از پدرم رسول خدا شنیدم که فرمود: علماء شیعه ما محشور می شوند و پاداشهای نیکویی به آنها عطاء می شود که این پاداشها به مقدار کثرت علوم آنها و جدیتشان در راهنمایی بندگان خداست، تا جایی که بر یک نفر از آنها هزاران خلعت از نور داده میشود.
🔸قالَ ع وَ حَضَرَتِ امْرَأَةٌ عِنْدَ الصِّدِّيقَةِ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ ع فَقَالَتْ: إِنَّ لِي وَالِدَةً ضَعِيفَةً- وَ قَدْ لُبِسَ عَلَيْهَا فِي أَمْرِ صَلَاتِهَا شَيْءٌ، وَ قَدْ بَعَثَتْنِي إِلَيْكِ أَسْأَلُكِ. فَأَجَابَتْهَا فَاطِمَةُ ع عَنْ ذَلِكَ، ثُمَّ ثَنَّتْ، فَأَجَابَتْ، ثُمَّ ثَلَّثَتْ [فَأَجَابَتْ] إِلَى أَنْ عَشَّرَتْ فَأَجَابَتْ، ثُمَّ خَجِلَتْ مِنَ الْكَثْرَةِ، فَقَالَتْ: لَا أَشُقُّ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ. قَالَتْ فَاطِمَةُ ع: هَاتِي وَ سَلِي عَمَّا بَدَا لَكِ، أَ رَأَيْتِ مَنِ اكْتُرِىَ يَوْماً يَصْعَدُ إِلَى سَطْحٍ بَحَمْلٍ ثَقِيلٍ، وَ كِرَاؤُهُ مِائَةُ أَلْفِ دِينَارٍ، أَ يَثْقُلُ عَلَيْهِ فَقَالَتْ: لَا. فَقَالَتْ: اكْتُرِيتُ أَنَا لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ- بِأَكْثَرَ مِنْ مِلْءِ مَا بَيْنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ لُؤْلُؤاً فَأَحْرَى أَنْ لَا يَثْقُلَ عَلَيَّ، سَمِعْتُ أَبِي [رَسُولَ اللَّهِ] ص يَقُولُ:
إِنَّ عُلَمَاءَ شِيعَتِنَا يُحْشَرُونَ، فَيُخْلَعُ عَلَيْهِمْ مِنْ خِلَعِ الْكَرَامَاتِ- عَلَى قَدْرِ كَثْرَةِ عُلُومِهِمْ، وَ جِدِّهِمْ فِي إِرْشَادِ عِبَادِ اللَّهِ، حَتَّى يُخْلَعَ عَلَى الْوَاحِدِ مِنْهُمْ- أَلْفُ أَلْفِ خِلْعَةٍ مِنْ نُورٍ.
🔗التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص340
@Hadith1398
📝راز برخی از بلاهای ناشناخته
🔹از حضرت رضا علیه السلام نقل شده که فرمودند: هرگاه بندگان خدا گناهی را مرتکب شوند که قبل از آن انجام نمی دادند، خداوند بلایی ناشناخته برای آنها ایجاد میکند.
🔸أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ هِلَالٍ الشَّامِيِّ مَوْلًى لِأَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع يَقُولُ كُلَّمَا أَحْدَثَ الْعِبَادُ مِنَ الذُّنُوبِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَعْمَلُونَ أَحْدَثَ اللَّهُ لَهُمْ مِنَ الْبَلَاءِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَعْرِفُونَ.
🔗الكافي (ط - الإسلامية) ج2 ص 275
@Hadith1398
🔹از حضرت رضا علیه السلام نقل شده که فرمودند: هرگاه بندگان خدا گناهی را مرتکب شوند که قبل از آن انجام نمی دادند، خداوند بلایی ناشناخته برای آنها ایجاد میکند.
🔸أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ هِلَالٍ الشَّامِيِّ مَوْلًى لِأَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع يَقُولُ كُلَّمَا أَحْدَثَ الْعِبَادُ مِنَ الذُّنُوبِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَعْمَلُونَ أَحْدَثَ اللَّهُ لَهُمْ مِنَ الْبَلَاءِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَعْرِفُونَ.
🔗الكافي (ط - الإسلامية) ج2 ص 275
@Hadith1398
📝تاکید حضرت صادق بر پرهیز از اسراف حتی درباره هسته خرما
🔹از امام صادق علیه السلام نقل شده: «میانهروی چیزی است که خداوند آن را دوست دارد و اسراف چیزی است که مبغوض میدارد، ولو اینکه دور انداختن هستهی خرمایی باشد؛ چون هستهی خرما هم گاهی به کار میآید [مثل: استفاده برای بذر یا غذای حیوان]؛ و یا اینکه دور ریختن باقیماندهی آب باشد!»
🔸حدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ الْبَجَلِيِّ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: «إِنَّ الْقَصْدَ أَمْرٌ يُحِبُّهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنَّ السَّرَفَ أَمْرٌ يُبْغِضُهُ اللَّهُ عَزّوَجَلَّ حَتَّى طَرْحَكَ النَّوَاةَ فَإِنَّهَا تَصْلُحُ لِشَيْءٍ وَ حَتَّى صَبَّكَ فَضْلَ شَرَابِكَ».
🔗الخصال، ج1، ص: 11
@Hadith1398
🔹از امام صادق علیه السلام نقل شده: «میانهروی چیزی است که خداوند آن را دوست دارد و اسراف چیزی است که مبغوض میدارد، ولو اینکه دور انداختن هستهی خرمایی باشد؛ چون هستهی خرما هم گاهی به کار میآید [مثل: استفاده برای بذر یا غذای حیوان]؛ و یا اینکه دور ریختن باقیماندهی آب باشد!»
🔸حدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ الْبَجَلِيِّ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: «إِنَّ الْقَصْدَ أَمْرٌ يُحِبُّهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنَّ السَّرَفَ أَمْرٌ يُبْغِضُهُ اللَّهُ عَزّوَجَلَّ حَتَّى طَرْحَكَ النَّوَاةَ فَإِنَّهَا تَصْلُحُ لِشَيْءٍ وَ حَتَّى صَبَّكَ فَضْلَ شَرَابِكَ».
🔗الخصال، ج1، ص: 11
@Hadith1398
📝حسابرسي از نفس
🔹از حضرت امام صادق عليه السلام نقل شده كه ضمن حديثي فرمودند: «... پس به محاسبهي خودتان بپردازید، پیش از آنکه به پای حساب و کتاب برده شوید؛ چراکه قیامت پنجاه موقف دارد، مقدار هرکدام هزار سال!»؛ سپس این آیه را تلاوت فرمود: « فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ».
🔸حدِيثُ مُحَاسَبَةِ النَّفْسِ
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ، قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: «...فَحَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا عَلَيْهَا؛ فَإِنَّ لِلْقِيَامَةِ خَمْسِينَ مَوْقِفاً كُلُّ مَوْقِفٍ مِقْدَارُهُ أَلْفُ سَنَةٍ»؛ ثُمَّ تَلَا «فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ[السجدة/5]».
🔗الكافي، ج8، ص143
@Hadith1398
🔹از حضرت امام صادق عليه السلام نقل شده كه ضمن حديثي فرمودند: «... پس به محاسبهي خودتان بپردازید، پیش از آنکه به پای حساب و کتاب برده شوید؛ چراکه قیامت پنجاه موقف دارد، مقدار هرکدام هزار سال!»؛ سپس این آیه را تلاوت فرمود: « فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ».
🔸حدِيثُ مُحَاسَبَةِ النَّفْسِ
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ، قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: «...فَحَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا عَلَيْهَا؛ فَإِنَّ لِلْقِيَامَةِ خَمْسِينَ مَوْقِفاً كُلُّ مَوْقِفٍ مِقْدَارُهُ أَلْفُ سَنَةٍ»؛ ثُمَّ تَلَا «فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ[السجدة/5]».
🔗الكافي، ج8، ص143
@Hadith1398
📝درباره حدیث لولاک
🔹حضرت زهراء سلام الله علیها، در روایات زیادی مورد مدح قرار گرفتهاند و در جلالت شان ایشان هیچ گونه تردیدی نیست. اوصافی نظیر "سیدة نساء العالمین"، "الصدیقة"، و همچنین "ارتباط با جبرئیل" و... تنها بخشی از اوصاف بلندی است که درباره شخصیت بزرگ حضرت زهراء سلام الله علیها بیان شده است. (نک: کافی، ج1، ص458)
🔸در روایتی از حضرت باقر علیه السلام آمده: زمانی که فاطمه به دنیا آمد، خداوند به فرشتهای وحی کرد و آن فرشته نام فاطمه را بر زبان پیامبر جاری ساخت و پیامبر او را فاطمه نامید. خداوند فرمود: تو را به واسطه علم از جهل جدا کردم و از هرگونه آلودگی پاک کردم. سپس حضرت باقر فرمود: این علم و طهارت، در روز میثاق اتفاق افتاد؛ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَمَّا وُلِدَتْ فَاطِمَةُ ع أَوْحَى اللَّهُ إِلَى مَلَكٍ فَأَنْطَقَ بِهِ لِسَانَ مُحَمَّدٍ ص فَسَمَّاهَا فَاطِمَةَ ثُمَّ قَالَ إِنِّي فَطَمْتُكِ بِالْعِلْمِ وَ فَطَمْتُكِ مِنَ الطَّمْثِ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ اللَّهِ لَقَدْ فَطَمَهَا اللَّهُ بِالْعِلْمِ وَ عَنِ الطَّمْثِ فِي الْمِيثَاقِ.(کافی، ج1، ص460 و نک: مرآة العقول، ج5، ص344)
🔹اما نقلی به عنوان حدیث قدسی مشهور شده که در آن علت خلقت آسمانها پیامبر و امام علی عنوان شدهاند و علت خلقت این دو، حضرت زهراء بیان شده است. این نقل چنین است: «ای احمد! اگر تو نبودی افلاک را خلق نمیکردم و اگر علی نبود تو را خلق نمیکردم و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را خلق نمیکردم؛ یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علی لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما.»
🔸آیت الله شبیری زنجانی درباره این حدیث که در فضیلت حضرت زهرا ذکر میشود، معتقدند: «اگر چه ایراداتی به سند این روایت وارد است اما از نظر متن قابل دفاع است و برفرض صدور باز این روایت مشکلی ندارد. اگر امام صادق علیه السلام هم نبود خداوند متعال افلاک را خلق نمی کرد. اینها واسطه فیض الهی هستند. اگر حضرت زهرا - سلام الله علیها- و اولاد ایشان نبودند نور هدایت الهی به بشر نمی رسید . اینها واسطه هدایت بین خلق و خالقند. دنیا خلق شده است که مردم به خداوند متعال روی بیاورند و لذا باید همه مقدمات آن طی بشود. باید پیامبری بیاید و یک شخصیتی مانند حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بیاید که از او نسل معصوین به وجود بیاید و همه اینها به هم وابسته است.»
@Hadith1398
🔹حضرت زهراء سلام الله علیها، در روایات زیادی مورد مدح قرار گرفتهاند و در جلالت شان ایشان هیچ گونه تردیدی نیست. اوصافی نظیر "سیدة نساء العالمین"، "الصدیقة"، و همچنین "ارتباط با جبرئیل" و... تنها بخشی از اوصاف بلندی است که درباره شخصیت بزرگ حضرت زهراء سلام الله علیها بیان شده است. (نک: کافی، ج1، ص458)
🔸در روایتی از حضرت باقر علیه السلام آمده: زمانی که فاطمه به دنیا آمد، خداوند به فرشتهای وحی کرد و آن فرشته نام فاطمه را بر زبان پیامبر جاری ساخت و پیامبر او را فاطمه نامید. خداوند فرمود: تو را به واسطه علم از جهل جدا کردم و از هرگونه آلودگی پاک کردم. سپس حضرت باقر فرمود: این علم و طهارت، در روز میثاق اتفاق افتاد؛ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَمَّا وُلِدَتْ فَاطِمَةُ ع أَوْحَى اللَّهُ إِلَى مَلَكٍ فَأَنْطَقَ بِهِ لِسَانَ مُحَمَّدٍ ص فَسَمَّاهَا فَاطِمَةَ ثُمَّ قَالَ إِنِّي فَطَمْتُكِ بِالْعِلْمِ وَ فَطَمْتُكِ مِنَ الطَّمْثِ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ اللَّهِ لَقَدْ فَطَمَهَا اللَّهُ بِالْعِلْمِ وَ عَنِ الطَّمْثِ فِي الْمِيثَاقِ.(کافی، ج1، ص460 و نک: مرآة العقول، ج5، ص344)
🔹اما نقلی به عنوان حدیث قدسی مشهور شده که در آن علت خلقت آسمانها پیامبر و امام علی عنوان شدهاند و علت خلقت این دو، حضرت زهراء بیان شده است. این نقل چنین است: «ای احمد! اگر تو نبودی افلاک را خلق نمیکردم و اگر علی نبود تو را خلق نمیکردم و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را خلق نمیکردم؛ یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علی لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما.»
🔸آیت الله شبیری زنجانی درباره این حدیث که در فضیلت حضرت زهرا ذکر میشود، معتقدند: «اگر چه ایراداتی به سند این روایت وارد است اما از نظر متن قابل دفاع است و برفرض صدور باز این روایت مشکلی ندارد. اگر امام صادق علیه السلام هم نبود خداوند متعال افلاک را خلق نمی کرد. اینها واسطه فیض الهی هستند. اگر حضرت زهرا - سلام الله علیها- و اولاد ایشان نبودند نور هدایت الهی به بشر نمی رسید . اینها واسطه هدایت بین خلق و خالقند. دنیا خلق شده است که مردم به خداوند متعال روی بیاورند و لذا باید همه مقدمات آن طی بشود. باید پیامبری بیاید و یک شخصیتی مانند حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بیاید که از او نسل معصوین به وجود بیاید و همه اینها به هم وابسته است.»
@Hadith1398
📝اهمیت نوافل در قبول شدن نماز
🔹از ابو بصیر نقل شده که مردی به حضرت صادق علیه السلام عرض کرد: سهو من در نماز زیاد است (یعنی حواسم زیاد پرت میشود)، حضرت صادق فرمود: آیا کسی هم هست که در نماز حواسش پرت نشود؟! گفتم فکر نمیکنم کسی سهوش از من بیشتر باشد! حضرت فرمود: ای ابا محمد همانا بنده دو سوم نمازش، نصفش، سه چهارم یا کمتر بالا می رود (و قبول میشود) به مقداری که در نماز سهو نداشته اما با به جا آوردن نافله، آن مقداری را که سهو داشته، جبران میکند. آنگاه ابوبصیر به حضرت صادق عرض کرد: فکر میکنم نباید نافله را اصلاً ترک کرد! حضرت فرمودند: بله سزاوار نیست ترک شود.
🔸و عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا أَسْمَعُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي كَثِيرُ السَّهْوِ فِي الصَّلَاةِ فَقَالَ وَ هَلْ يَسْلَمُ مِنْهُ أَحَدٌ فَقُلْتُ مَا أَظُنُّ أَحَداً أَكْثَرَ سَهْواً مِنِّي فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ الْعَبْدَ يُرْفَعُ لَهُ ثُلُثُ صَلَاتِهِ وَ نِصْفُهَا وَ ثَلَاثَةُ أَرْبَاعِهَا وَ أَقَلُّ وَ أَكْثَرُ عَلَى قَدْرِ سَهْوِهِ فِيهَا لَكِنَّهُ يَتِمُّ لَهُ مِنَ النَّوَافِلِ قَالَ فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِيرٍ مَا أَرَى النَّوَافِلَ يَنْبَغِي أَنْ تُتْرَكَ عَلَى حَالٍ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَجَلْ لَا.
🔗کافی، ج3، ص363
@Hadith1398
🔹از ابو بصیر نقل شده که مردی به حضرت صادق علیه السلام عرض کرد: سهو من در نماز زیاد است (یعنی حواسم زیاد پرت میشود)، حضرت صادق فرمود: آیا کسی هم هست که در نماز حواسش پرت نشود؟! گفتم فکر نمیکنم کسی سهوش از من بیشتر باشد! حضرت فرمود: ای ابا محمد همانا بنده دو سوم نمازش، نصفش، سه چهارم یا کمتر بالا می رود (و قبول میشود) به مقداری که در نماز سهو نداشته اما با به جا آوردن نافله، آن مقداری را که سهو داشته، جبران میکند. آنگاه ابوبصیر به حضرت صادق عرض کرد: فکر میکنم نباید نافله را اصلاً ترک کرد! حضرت فرمودند: بله سزاوار نیست ترک شود.
🔸و عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا أَسْمَعُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي كَثِيرُ السَّهْوِ فِي الصَّلَاةِ فَقَالَ وَ هَلْ يَسْلَمُ مِنْهُ أَحَدٌ فَقُلْتُ مَا أَظُنُّ أَحَداً أَكْثَرَ سَهْواً مِنِّي فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ الْعَبْدَ يُرْفَعُ لَهُ ثُلُثُ صَلَاتِهِ وَ نِصْفُهَا وَ ثَلَاثَةُ أَرْبَاعِهَا وَ أَقَلُّ وَ أَكْثَرُ عَلَى قَدْرِ سَهْوِهِ فِيهَا لَكِنَّهُ يَتِمُّ لَهُ مِنَ النَّوَافِلِ قَالَ فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِيرٍ مَا أَرَى النَّوَافِلَ يَنْبَغِي أَنْ تُتْرَكَ عَلَى حَالٍ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَجَلْ لَا.
🔗کافی، ج3، ص363
@Hadith1398
📝فضیلت اشک (بخش اول)
🔹در قرآن کریم در وصف مومنان ذکر شده: «وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِ؛ و هنگامی که مومنان آیات نازل شده بر پیامبر را میشنوند، چشمهای آنها را به خاطر شناختی که از حق پیدا کرده اند، گریان می بینی.» (سوره مائده، آیه 83)
🔸در روایات اهل بیت علیهم السلام نیز خشکی چشم، علامت «شقاوت» یا «نفاق» بیان شده است. در کتاب کافی از حضرت صادق علیه السلام به نقل از پیامبر چنین روایت کرده است: «از علائم شقاوت و بدبختی شخص، «خشکی چشم از اشک»، «قساوت قلب»، «شدت حرص در طلب دنیا» و «اصرار برگناه» است؛ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ عَلَامَاتِ الشَّقَاءِ جُمُودُ الْعَيْنِ وَ قَسْوَةُ الْقَلْبِ وَ شِدَّةُ الْحِرْصِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا وَ الْإِصْرَارُ عَلَى الذَّنْبِ.» (کافی ج2 ص290) این چهار امر در کتاب اختصاص با اندکی تفاوت به عنوان علائم نفاق ذکر شده است. (نک: الاختصاص، ص228)
🔹اما آیا اشک ریختن به صورت مطلق فضیلت است؟ از برخی از روایات ظاهر میشود که هر اشکی فضیلت نیست. از پیامبر نقل شده که فرمودند: «کسی که برای بهشت اشک بریزد، داخل بهشت میشود و کسی که برای مطامع دنیا اشک بریزد، داخل جهنم میشود؛ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ بَكَى عَلَى الْجَنَّةِ دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ مَنْ بَكَى عَلَى الدُّنْيَا دَخَلَ النَّارَ.» (نوادر راوندی، ص10) و از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که به علی بن عبد العزیز فرمودند: گریه آنها (ظالمان) تو را فریب ندهد؛ چرا که جایگاه تقوا، قلب است؛ أبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا عَلِيَّ بْنَ عَبْدِ الْعَزِيزِ لَا يَغُرَّنَّكَ بُكَاؤُهُمْ فَإِنَّ التَّقْوَى فِي الْقَلْبِ. (صفات الشیعة، ص27) و همچنین از پیامبر نقل شده که فرمودند: هرگاه نفاق شخصی کامل شود، مالک اشک چشمش میشود و هر وقت بخواهد با آنها اشک میریزد؛ إذا تمّ فجور العبد ملك عينيه فبكى بهما متى شاء. (نهج الفصاحة ص191)
@Hadith1398
🔹در قرآن کریم در وصف مومنان ذکر شده: «وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِ؛ و هنگامی که مومنان آیات نازل شده بر پیامبر را میشنوند، چشمهای آنها را به خاطر شناختی که از حق پیدا کرده اند، گریان می بینی.» (سوره مائده، آیه 83)
🔸در روایات اهل بیت علیهم السلام نیز خشکی چشم، علامت «شقاوت» یا «نفاق» بیان شده است. در کتاب کافی از حضرت صادق علیه السلام به نقل از پیامبر چنین روایت کرده است: «از علائم شقاوت و بدبختی شخص، «خشکی چشم از اشک»، «قساوت قلب»، «شدت حرص در طلب دنیا» و «اصرار برگناه» است؛ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ عَلَامَاتِ الشَّقَاءِ جُمُودُ الْعَيْنِ وَ قَسْوَةُ الْقَلْبِ وَ شِدَّةُ الْحِرْصِ فِي طَلَبِ الدُّنْيَا وَ الْإِصْرَارُ عَلَى الذَّنْبِ.» (کافی ج2 ص290) این چهار امر در کتاب اختصاص با اندکی تفاوت به عنوان علائم نفاق ذکر شده است. (نک: الاختصاص، ص228)
🔹اما آیا اشک ریختن به صورت مطلق فضیلت است؟ از برخی از روایات ظاهر میشود که هر اشکی فضیلت نیست. از پیامبر نقل شده که فرمودند: «کسی که برای بهشت اشک بریزد، داخل بهشت میشود و کسی که برای مطامع دنیا اشک بریزد، داخل جهنم میشود؛ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ بَكَى عَلَى الْجَنَّةِ دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ مَنْ بَكَى عَلَى الدُّنْيَا دَخَلَ النَّارَ.» (نوادر راوندی، ص10) و از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که به علی بن عبد العزیز فرمودند: گریه آنها (ظالمان) تو را فریب ندهد؛ چرا که جایگاه تقوا، قلب است؛ أبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا عَلِيَّ بْنَ عَبْدِ الْعَزِيزِ لَا يَغُرَّنَّكَ بُكَاؤُهُمْ فَإِنَّ التَّقْوَى فِي الْقَلْبِ. (صفات الشیعة، ص27) و همچنین از پیامبر نقل شده که فرمودند: هرگاه نفاق شخصی کامل شود، مالک اشک چشمش میشود و هر وقت بخواهد با آنها اشک میریزد؛ إذا تمّ فجور العبد ملك عينيه فبكى بهما متى شاء. (نهج الفصاحة ص191)
@Hadith1398
📝داستان زنی که در هنگام قحطی، صدقه داده بود
🔹از حضرت رضا علیه السلام نقل شده که فرمودند: چندین سال در ميان بنى اسرائيل قحطى ایجاد شد. زنى لقمه نانى داشت، آن را به دهان برد تا بخورد، فقيرى گفت: اى كنيز خدا! گرسنهام! زن با خود گفت: در اين دوران قحطى، صدقه مىدهم. و آن لقمه را از دهان بيرون آورد و به فقير داد.
🔹اين زن كودكى خردسال داشت كه براى جمع آورى هيزم به صحرا رفته بود. گرگى آمد و او را ربود. زن شیون کشید و به دنبال گرگ رفت. خداوند جبرئيل را فرستاد و جبرئيل آن كودك را از دهان گرگ بيرون كشيد و به مادرش باز داد و به او گفت: آيا به لقمهای در ازاء لقمه دیگر راضی شدی؟
🔸حدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ مُوسَى بْنِ أَبِي الْحَسَنِ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: ظَهَرَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ قَحْطٌ شَدِيدٌ سِنِينَ مُتَوَاتِرَةً وَ كَانَ عِنْدَ امْرَأَةٍ لُقْمَةٌ مِنْ خُبْزٍ فَوَضَعَتْهَا فِي فِيهَا لِتَأْكُلَ فَنَادَى السَّائِلُ يَا أَمَةَ اللَّهِ الْجُوعُ فَقَالَتِ الْمَرْأَةُ أَتَصَدَّقُ فِي مِثْلِ هَذَا الزَّمَانِ فَأَخْرَجَتْهَا مِنْ فِيهَا فَدَفَعَتْهَا إِلَى السَّائِلِ وَ كَانَ لَهَا وَلَدٌ صَغِيرٌ يَحْطِبُ فِي الصَّحْرَاءِ فَجَاءَ الذِّئْبُ فَاحْتَمَلَهُ فَوَقَعَتِ الصَّيْحَةُ فَعَدَتِ الْأُمُّ فِي أَثَرِ الذِّئْبِ فَبَعَثَ اللَّهُ إِلَيْهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَبْرَئِيلَ ع فَأَخْرَجَ الْغُلَامَ مِنْ فَمِ الذِّئْبِ فَدَفَعَهُ إِلَى أُمِّهِ فَقَالَ لَهَا جَبْرَئِيلُ ع يَا أَمَةَ اللَّهِ أَ رَضِيتِ لُقْمَةً بِلُقْمَةٍ.
🔗ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص140
@Hadith1398
🔹از حضرت رضا علیه السلام نقل شده که فرمودند: چندین سال در ميان بنى اسرائيل قحطى ایجاد شد. زنى لقمه نانى داشت، آن را به دهان برد تا بخورد، فقيرى گفت: اى كنيز خدا! گرسنهام! زن با خود گفت: در اين دوران قحطى، صدقه مىدهم. و آن لقمه را از دهان بيرون آورد و به فقير داد.
🔹اين زن كودكى خردسال داشت كه براى جمع آورى هيزم به صحرا رفته بود. گرگى آمد و او را ربود. زن شیون کشید و به دنبال گرگ رفت. خداوند جبرئيل را فرستاد و جبرئيل آن كودك را از دهان گرگ بيرون كشيد و به مادرش باز داد و به او گفت: آيا به لقمهای در ازاء لقمه دیگر راضی شدی؟
🔸حدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ مُوسَى بْنِ أَبِي الْحَسَنِ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: ظَهَرَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ قَحْطٌ شَدِيدٌ سِنِينَ مُتَوَاتِرَةً وَ كَانَ عِنْدَ امْرَأَةٍ لُقْمَةٌ مِنْ خُبْزٍ فَوَضَعَتْهَا فِي فِيهَا لِتَأْكُلَ فَنَادَى السَّائِلُ يَا أَمَةَ اللَّهِ الْجُوعُ فَقَالَتِ الْمَرْأَةُ أَتَصَدَّقُ فِي مِثْلِ هَذَا الزَّمَانِ فَأَخْرَجَتْهَا مِنْ فِيهَا فَدَفَعَتْهَا إِلَى السَّائِلِ وَ كَانَ لَهَا وَلَدٌ صَغِيرٌ يَحْطِبُ فِي الصَّحْرَاءِ فَجَاءَ الذِّئْبُ فَاحْتَمَلَهُ فَوَقَعَتِ الصَّيْحَةُ فَعَدَتِ الْأُمُّ فِي أَثَرِ الذِّئْبِ فَبَعَثَ اللَّهُ إِلَيْهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَبْرَئِيلَ ع فَأَخْرَجَ الْغُلَامَ مِنْ فَمِ الذِّئْبِ فَدَفَعَهُ إِلَى أُمِّهِ فَقَالَ لَهَا جَبْرَئِيلُ ع يَا أَمَةَ اللَّهِ أَ رَضِيتِ لُقْمَةً بِلُقْمَةٍ.
🔗ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص140
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝تاملی بر دعای معروف ماه رجب
🖌#محسن_سلیمانی طلبه مقطع خارج فقه و اصول
🔹طبق نقل معروف، این دعا مختص به ماه رجب است ولی مختص به اوقات بعد از نماز نیست و در هر ساعتی از صبح و شب این ماه شریف میتوان آن را خواند و طبق نقل دیگر، این دعاء از ادعیه غیر موقت است و خواندن آن در هر زمانی وارد شده است. آنچه در حال حاضر متداول شده به این صورت است که افراد در حال خواندن فقره پایانی، با دست چپ محاسن خود را گرفته و انگشت سبابه دست راست را برخی با سرعت زیاد و برخی با سرعت کم به چپ و راست تکان میدهند.
🔸به نظر میرسد که آنچه حضرت در این دعا انجام دادند، صرفاً یک عمل تعبدی نبوده بلکه ایشان حالتی را ایجاد نمودند که واقعاً مبین حالت تضرع، انکسار و التجاء به درگاه الهی بوده است؛ بنابراین باید التجاء به وسیله انگشت سبابه به نحوی باشد که وجداناً این حالت تضرع ادراک شود و تناسب داشته باشد. براساس تجربیات شخصی و آنچه از عامه مؤمنین دیده شده، چنین تناسبی احساس نمیشود و اتفاقاً فلسفه این نحوه حرکت انگشت سبابه از جانب بسیاری از افراد، محل سؤال و اشکال است. در برخی نوشتهها دیده میشود که به جهت تقریب به ذهن این حالت را تشبیه به حالتی نمودهاند که سگی در مقابل صاحب خود دم تکان میدهد و چنین استفاده کردهاند که فردی که مشغول به دعای ماه رجب است با این تشبیه ذهنی، حالت خضوع و خشوع را به دست میآورد ولی این تشبیه و این استفاده، هیچ وجه قابل قبولی ندارد و پذیرفتنی نیست و همواره در لسان ادعیه و روایات، از حالات خضوع و انکسار عبد در مقابل مولی سخن به میان آمده نه حیوان در مقابل صاحب خود!
متن کامل یادداشت را در اینستنت ویو مطالعه کنید.
@Hadith1398
🖌#محسن_سلیمانی طلبه مقطع خارج فقه و اصول
🔹طبق نقل معروف، این دعا مختص به ماه رجب است ولی مختص به اوقات بعد از نماز نیست و در هر ساعتی از صبح و شب این ماه شریف میتوان آن را خواند و طبق نقل دیگر، این دعاء از ادعیه غیر موقت است و خواندن آن در هر زمانی وارد شده است. آنچه در حال حاضر متداول شده به این صورت است که افراد در حال خواندن فقره پایانی، با دست چپ محاسن خود را گرفته و انگشت سبابه دست راست را برخی با سرعت زیاد و برخی با سرعت کم به چپ و راست تکان میدهند.
🔸به نظر میرسد که آنچه حضرت در این دعا انجام دادند، صرفاً یک عمل تعبدی نبوده بلکه ایشان حالتی را ایجاد نمودند که واقعاً مبین حالت تضرع، انکسار و التجاء به درگاه الهی بوده است؛ بنابراین باید التجاء به وسیله انگشت سبابه به نحوی باشد که وجداناً این حالت تضرع ادراک شود و تناسب داشته باشد. براساس تجربیات شخصی و آنچه از عامه مؤمنین دیده شده، چنین تناسبی احساس نمیشود و اتفاقاً فلسفه این نحوه حرکت انگشت سبابه از جانب بسیاری از افراد، محل سؤال و اشکال است. در برخی نوشتهها دیده میشود که به جهت تقریب به ذهن این حالت را تشبیه به حالتی نمودهاند که سگی در مقابل صاحب خود دم تکان میدهد و چنین استفاده کردهاند که فردی که مشغول به دعای ماه رجب است با این تشبیه ذهنی، حالت خضوع و خشوع را به دست میآورد ولی این تشبیه و این استفاده، هیچ وجه قابل قبولی ندارد و پذیرفتنی نیست و همواره در لسان ادعیه و روایات، از حالات خضوع و انکسار عبد در مقابل مولی سخن به میان آمده نه حیوان در مقابل صاحب خود!
متن کامل یادداشت را در اینستنت ویو مطالعه کنید.
@Hadith1398
Telegraph
تاملی بر دعای معروف ماه رجب
باسمه تعالی ماه رجب از بابرکتترین ایام سال است که در لسان روایات اهل بیت علیهمالسلام از آن به شهرالله[1] تعبیر شده و از ماههای حرام است که حتی در زمان جاهلیت نیز در این ماه شریف اسلحهها را کنار میگذاشتند و امنیت برقرار میشده است. روزه گرفتن، ذکر خدای…
📝تجویز فرار از بیماریهای مسری
🔹از محمد بن مسلم نقل شده که از امام صادق علیه السلام پرسید: چون وبا در سرزمینی افتد، آیا از آن کنارهگیری کنیم؟ پس فرمود: چه اشکالی خواهد داشت که از وبا بگریزی؟؛ محمد بن مسلم قال: قلت له وباء اذا وقع فى الارض ا نعتزل قال و ما باس ان تعتزل الوباء؟ (الأصول الستة عشر، شبستري، ص150) پاسخ امام به گونهای است که این گونه فرار یک واکنش بدیهی عقلی فرض شده.
🔸اما اهل سنت روایاتی از پیامبر (ص) نقل کردهاند که فرار از طاعون یا وباء، مانند فرار از جنگ و مردن با وبا را شهادت توصیف کرده اند. اما ظاهراً این احادیث بر امامان عرضه شده و ائمه آن را مخصوص فرار از طاعون در مرز مقابله و نبرد با دشمن دانستهاند:
💬از حلبى نقل شده که از امام صادق عليه السّلام پرسيدم: در ناحیهای از شهرى وبا آمده و کسی از اين قسمت به جای ديگر شهر منتقل گردد، يا در شهرى است و از آنجا بشهر ديگر منتقل شود (چگونه است)؟ فرمود عيبى ندارد، و اينكه پيغمبر (ص) از اين كار نهى فرمود تنها در آنجائى بود كه ديدهبانانى در برابر دشمن بودند و وباء در آنها پيدا شد، رسول خدا (ص) فرمود: هر كه از آنجا بگريزد همانند كسى است كه از جنگ با دشمن گريخته، و اين سخن را فرمود، بخاطر آنكه نميخواست آنها مراكز خود را خالى كنند (و راه را براى ورود دشمن باز كنند)؛ علي عن أبيه عن ابن أبي عمير عن حماد بن عثمان عن الحلبي عن أبي عبد الله ع قال: سألت أبا عبد الله ع عن الوباء يكون في ناحية المصر فيتحول الرجل إلى ناحية أخرى أو يكون في مصر فيخرج منه إلى غيره فقال لا بأس إنما نهى رسول الله ص عن ذلك لمكان ربيئة كانت بحيال العدو فوقع فيهم الوباء فهربوا منه فقال رسول الله ص الفار منه كالفار من الزحف كراهية أن يخلو مراكزهم. (الكافي، ج8، ص108 و نک: معاني الأخبار، ص254 و علل الشرائع، ج2، ص520)
🔹با این حال در روایت دیگری قید دیگری نیز برای تجویز فرار از وبا ذکر شده که آن عدم وقوع وبا در مسجدی است که شخص در آن نماز میخواند؛ و سألته عن الوباء يقع في الأرض هل يصلح للرجل أن يهرب منه قال يهرب منه ما لم يقع في مسجده الذي يصلي فيه فإذا وقع في أهل مسجده الذي يصلي فيه فلا يصلح له الهرب منه. (مسائل علي بن جعفر و مستدركاتها، ص117 و نک: معاني الأخبار، ص254)
🔸اما ظاهراً فقهاء شیعه آن را حمل بر کراهت کردهاند. به عنوان نمونه صاحب عروه مینویسد: «و يجوز الفرار من الوباء و الطاعون و ما في بعض الأخبار من أن الفرار من الطاعون كالفرار من الجهاد مختص بمن كان في ثغر من الثغور لحفظه نعم لو كان في المسجد و وقع الطاعون في أهله يكره الفرار منه.» (العروة الوثقى، ج1، ص: 376)
@Hadith1398
🔹از محمد بن مسلم نقل شده که از امام صادق علیه السلام پرسید: چون وبا در سرزمینی افتد، آیا از آن کنارهگیری کنیم؟ پس فرمود: چه اشکالی خواهد داشت که از وبا بگریزی؟؛ محمد بن مسلم قال: قلت له وباء اذا وقع فى الارض ا نعتزل قال و ما باس ان تعتزل الوباء؟ (الأصول الستة عشر، شبستري، ص150) پاسخ امام به گونهای است که این گونه فرار یک واکنش بدیهی عقلی فرض شده.
🔸اما اهل سنت روایاتی از پیامبر (ص) نقل کردهاند که فرار از طاعون یا وباء، مانند فرار از جنگ و مردن با وبا را شهادت توصیف کرده اند. اما ظاهراً این احادیث بر امامان عرضه شده و ائمه آن را مخصوص فرار از طاعون در مرز مقابله و نبرد با دشمن دانستهاند:
💬از حلبى نقل شده که از امام صادق عليه السّلام پرسيدم: در ناحیهای از شهرى وبا آمده و کسی از اين قسمت به جای ديگر شهر منتقل گردد، يا در شهرى است و از آنجا بشهر ديگر منتقل شود (چگونه است)؟ فرمود عيبى ندارد، و اينكه پيغمبر (ص) از اين كار نهى فرمود تنها در آنجائى بود كه ديدهبانانى در برابر دشمن بودند و وباء در آنها پيدا شد، رسول خدا (ص) فرمود: هر كه از آنجا بگريزد همانند كسى است كه از جنگ با دشمن گريخته، و اين سخن را فرمود، بخاطر آنكه نميخواست آنها مراكز خود را خالى كنند (و راه را براى ورود دشمن باز كنند)؛ علي عن أبيه عن ابن أبي عمير عن حماد بن عثمان عن الحلبي عن أبي عبد الله ع قال: سألت أبا عبد الله ع عن الوباء يكون في ناحية المصر فيتحول الرجل إلى ناحية أخرى أو يكون في مصر فيخرج منه إلى غيره فقال لا بأس إنما نهى رسول الله ص عن ذلك لمكان ربيئة كانت بحيال العدو فوقع فيهم الوباء فهربوا منه فقال رسول الله ص الفار منه كالفار من الزحف كراهية أن يخلو مراكزهم. (الكافي، ج8، ص108 و نک: معاني الأخبار، ص254 و علل الشرائع، ج2، ص520)
🔹با این حال در روایت دیگری قید دیگری نیز برای تجویز فرار از وبا ذکر شده که آن عدم وقوع وبا در مسجدی است که شخص در آن نماز میخواند؛ و سألته عن الوباء يقع في الأرض هل يصلح للرجل أن يهرب منه قال يهرب منه ما لم يقع في مسجده الذي يصلي فيه فإذا وقع في أهل مسجده الذي يصلي فيه فلا يصلح له الهرب منه. (مسائل علي بن جعفر و مستدركاتها، ص117 و نک: معاني الأخبار، ص254)
🔸اما ظاهراً فقهاء شیعه آن را حمل بر کراهت کردهاند. به عنوان نمونه صاحب عروه مینویسد: «و يجوز الفرار من الوباء و الطاعون و ما في بعض الأخبار من أن الفرار من الطاعون كالفرار من الجهاد مختص بمن كان في ثغر من الثغور لحفظه نعم لو كان في المسجد و وقع الطاعون في أهله يكره الفرار منه.» (العروة الوثقى، ج1، ص: 376)
@Hadith1398
📝کرامتی از امام جواد علیه السلام
🔹شخصی به نام قاسم بن محسن نقل میکند در مسیری که از مدینه به مکه میآمدم شخص بادیه نشینی که وضعیت جسمی ضعیفی داشت نزد من آمد و از من در خواست کمک کرد، دلم برای او به رحم آمد و به او نانی دادم.
در ادامه ی مسیر باد شدیدی وزید و عمامهی من را از سرم برداشت و به جایی پرتاب کرد که هرچه گشتم دیگر عمامه را پیدا نکردم!
به مدینه رسیدم و نزد امام جواد ع شرف حضور پیدا کردم، امام جواد ع فرمودند قاسم! عمامهات در مسیر گم شد؟ گفتم: آری! حضرت از غلامشان خواستند که عمامهام را برایم بیاورد. غلام رفت و عمامهام را برایم آورد با تعجب پرسیدم: عمامهی من چطور نزد شما آمده؟ حضرت فرمودند: به ان عرب صدقه دادی خدا به عنوان تشکر از تو عمامهات را به تو برگرداند. و خداوند اجر احسان کنندگان را ضایع نمیکند.
🔸ما رُوِيَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْمُحَسِّنِ قَالَ: كُنْتُ فِيمَا بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ فَمَرَّ بِي أَعْرَابِيٌّ ضَعِيفُ الْحَالِ فَسَأَلَنِي شَيْئاً فَرَحِمْتُهُ فَأَخْرَجْتُ لَهُ رَغِيفاً فَنَاوَلْتُهُ إِيَّاهُ فَلَمَّا مَضَى عَنِّي هَبَّتْ رِيحٌ زَوْبَعَةٌ فَذَهَبَتْ بِعِمَامَتِي مِنْ رَأْسِي فَلَمْ أَرَهَا كَيْفَ ذَهَبَتْ وَ لَا أَيْنَ مَرَّتْ فَلَمَّا دَخَلْتُ الْمَدِينَةَ صِرْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرِ بْنِ الرِّضَا ع فَقَالَ لِي يَا قَاسِمُ ذَهَبَتْ عِمَامَتُكَ فِي الطَّرِيقِ قُلْتُ نَعَمْ فَقَالَ يَا غُلَامُ أَخْرِجْ إِلَيْهِ عِمَامَتَهُ فَأَخْرَجَ إِلَيَّ عِمَامَتِي بِعَيْنِهَا قُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ كَيْفَ صَارَتْ إِلَيْكَ قَالَ تَصَدَّقْتَ عَلَى الْأَعْرَابِيِّ فَشَكَرَهُ اللَّهُ لَكَ وَ رَدَّ إِلَيْكَ عِمَامَتَكَ وَ إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
🔗كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)، ج2، ص: 368
@Hadith1398
🔹شخصی به نام قاسم بن محسن نقل میکند در مسیری که از مدینه به مکه میآمدم شخص بادیه نشینی که وضعیت جسمی ضعیفی داشت نزد من آمد و از من در خواست کمک کرد، دلم برای او به رحم آمد و به او نانی دادم.
در ادامه ی مسیر باد شدیدی وزید و عمامهی من را از سرم برداشت و به جایی پرتاب کرد که هرچه گشتم دیگر عمامه را پیدا نکردم!
به مدینه رسیدم و نزد امام جواد ع شرف حضور پیدا کردم، امام جواد ع فرمودند قاسم! عمامهات در مسیر گم شد؟ گفتم: آری! حضرت از غلامشان خواستند که عمامهام را برایم بیاورد. غلام رفت و عمامهام را برایم آورد با تعجب پرسیدم: عمامهی من چطور نزد شما آمده؟ حضرت فرمودند: به ان عرب صدقه دادی خدا به عنوان تشکر از تو عمامهات را به تو برگرداند. و خداوند اجر احسان کنندگان را ضایع نمیکند.
🔸ما رُوِيَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْمُحَسِّنِ قَالَ: كُنْتُ فِيمَا بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ فَمَرَّ بِي أَعْرَابِيٌّ ضَعِيفُ الْحَالِ فَسَأَلَنِي شَيْئاً فَرَحِمْتُهُ فَأَخْرَجْتُ لَهُ رَغِيفاً فَنَاوَلْتُهُ إِيَّاهُ فَلَمَّا مَضَى عَنِّي هَبَّتْ رِيحٌ زَوْبَعَةٌ فَذَهَبَتْ بِعِمَامَتِي مِنْ رَأْسِي فَلَمْ أَرَهَا كَيْفَ ذَهَبَتْ وَ لَا أَيْنَ مَرَّتْ فَلَمَّا دَخَلْتُ الْمَدِينَةَ صِرْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرِ بْنِ الرِّضَا ع فَقَالَ لِي يَا قَاسِمُ ذَهَبَتْ عِمَامَتُكَ فِي الطَّرِيقِ قُلْتُ نَعَمْ فَقَالَ يَا غُلَامُ أَخْرِجْ إِلَيْهِ عِمَامَتَهُ فَأَخْرَجَ إِلَيَّ عِمَامَتِي بِعَيْنِهَا قُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ كَيْفَ صَارَتْ إِلَيْكَ قَالَ تَصَدَّقْتَ عَلَى الْأَعْرَابِيِّ فَشَكَرَهُ اللَّهُ لَكَ وَ رَدَّ إِلَيْكَ عِمَامَتَكَ وَ إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
🔗كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)، ج2، ص: 368
@Hadith1398
📝تاثیر شکرگزاری در دفع بلاء
🔹از حضرت باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند: هرگاه شخص گرفتاری را دیدی، بدون آنکه او بشنود سه بار بگو: «سپاس خدایی را که به من از آنچه تو به آن گرفتاری، عافیت بخشید که اگر می خواست، من نیز گرفتار میشدم.» هرکس این را بگوید، به آن بلاء هیچ گاه گرفتار نخواهد شد.
🔸علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: تَقُولُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ إِذَا نَظَرْتَ إِلَى الْمُبْتَلَى مِنْ غَيْرِ أَنْ تُسْمِعَهُ- الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَافَانِي مِمَّا ابْتَلَاكَ بِهِ وَ لَوْ شَاءَ فَعَلَ قَالَ مَنْ قَالَ ذَلِكَ لَمْ يُصِبْهُ ذَلِكَ الْبَلَاءُ أَبَداً.
🔗کافی، ج2، ص97
@Hadith1398
🔹از حضرت باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند: هرگاه شخص گرفتاری را دیدی، بدون آنکه او بشنود سه بار بگو: «سپاس خدایی را که به من از آنچه تو به آن گرفتاری، عافیت بخشید که اگر می خواست، من نیز گرفتار میشدم.» هرکس این را بگوید، به آن بلاء هیچ گاه گرفتار نخواهد شد.
🔸علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: تَقُولُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ إِذَا نَظَرْتَ إِلَى الْمُبْتَلَى مِنْ غَيْرِ أَنْ تُسْمِعَهُ- الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَافَانِي مِمَّا ابْتَلَاكَ بِهِ وَ لَوْ شَاءَ فَعَلَ قَالَ مَنْ قَالَ ذَلِكَ لَمْ يُصِبْهُ ذَلِكَ الْبَلَاءُ أَبَداً.
🔗کافی، ج2، ص97
@Hadith1398
📝بشارت میلاد امیر المؤمنین علیه السلام
🔹مرحوم کلینی به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمودند: «فاطمه بنت اسد نزد ابوطالب رفت تا بشارت تولد پیامبر صلوات الله علیه را به او بدهد؛ جناب ابوطالب گفت: قدری صبر کن، من تو را به کودکی همانند این بشارت خواهم داد، تنها با این تفاوت که آن کودک پیامبر نیست»... .
🔸الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْفَارِسِيِّ، عَنْ أَبِي حَنِيفَةَ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيى، عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ أَبَانٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ:
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام: «إِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ أَسَدٍ جَاءَتْ إِلى أَبِي طَالِبٍ لِتُبَشِّرَهُ بِمَوْلِدِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، فَقَالَ أَبُو طَالِبٍ: اصْبِرِي سَبْتاً، أُبَشِّرْكِ بِمِثْلِهِ إِلَّا النُّبُوَّةَ»... .
🔗الكافي (ط - دارالحديث)، ج2، ص: 474
@Hadith1398
🔹مرحوم کلینی به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمودند: «فاطمه بنت اسد نزد ابوطالب رفت تا بشارت تولد پیامبر صلوات الله علیه را به او بدهد؛ جناب ابوطالب گفت: قدری صبر کن، من تو را به کودکی همانند این بشارت خواهم داد، تنها با این تفاوت که آن کودک پیامبر نیست»... .
🔸الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْفَارِسِيِّ، عَنْ أَبِي حَنِيفَةَ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيى، عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ أَبَانٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ:
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام: «إِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ أَسَدٍ جَاءَتْ إِلى أَبِي طَالِبٍ لِتُبَشِّرَهُ بِمَوْلِدِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، فَقَالَ أَبُو طَالِبٍ: اصْبِرِي سَبْتاً، أُبَشِّرْكِ بِمِثْلِهِ إِلَّا النُّبُوَّةَ»... .
🔗الكافي (ط - دارالحديث)، ج2، ص: 474
@Hadith1398
📝داستان خواب متوکل درباره ورود امام علی به آتش!
ملا اسماعیل خواجویی در حاشیهاش بر کتاب مفتاح الفلاح شیخ بهایی، نقل کرده که متوکل خلیفه ظالم عباسی، در خواب دید که امام علی علیه السلام وارد آتش شد و از آن خارج نشد!
متوکل از خواب بیدار شد و بابت خوابش بسیار خوشحال شد! احمد بن حنبل نزد او آمد، و متوکل خوابش را به عنوان بشارت برای او نقل کرد و از او خواست تا مُعبّر زبردستی را آماده کند تا این خواب را تعبیر کند. احمد بن حنبل گفت شخص نابینایی هست که خواب تعبیر میکند. وی را حاضر کردند و متوکل بدون اینکه نامی از امام علی ببرد، گفت: من خواب مردی از مسلمانان را دیدم که وارد آتش شد و از آن خارج نشد! تعبیر این خواب چیست؟ آن شخص نابینا گفت: تا ده هزار درهم برای من نیاورید، آن را تعبیر نمیکنم!
پول را برای او فراهم کردند و آن مُعبّر گفت بار دیگر خوابتان را برای من تعریف کنید. متوکل بار دیگر خوابش را گفت. آن معبر گفت این خواب باید درباره پیامبر یا وصی پیامبری باشد! چهره متوکل سیاه شد و گفت به چه دلیل این را میگویی؟! آن شخص گفت: به دلیل این آیه: «فَلَمَّا جَاءَهَا نُودِيَ أَنْ بُورِكَ مَنْ فِي النَّارِ وَ مَنْ حَوْلَهَا»
متوکل عصبانی شد و گفت این را درباره علی بن ابی طالب دیدم! شخص نابینا، ده هزار درهم را برداشت و بلند شد و گفت: مثل اینکه نشنیدهاید که بر بالای منبر کوفه گفت: «انا قسیم الجنة و النار!»
🔗مفتاح الفلاح با تعلیقات ملا اسماعیل خواجویی ص493
@Hadith1398
ملا اسماعیل خواجویی در حاشیهاش بر کتاب مفتاح الفلاح شیخ بهایی، نقل کرده که متوکل خلیفه ظالم عباسی، در خواب دید که امام علی علیه السلام وارد آتش شد و از آن خارج نشد!
متوکل از خواب بیدار شد و بابت خوابش بسیار خوشحال شد! احمد بن حنبل نزد او آمد، و متوکل خوابش را به عنوان بشارت برای او نقل کرد و از او خواست تا مُعبّر زبردستی را آماده کند تا این خواب را تعبیر کند. احمد بن حنبل گفت شخص نابینایی هست که خواب تعبیر میکند. وی را حاضر کردند و متوکل بدون اینکه نامی از امام علی ببرد، گفت: من خواب مردی از مسلمانان را دیدم که وارد آتش شد و از آن خارج نشد! تعبیر این خواب چیست؟ آن شخص نابینا گفت: تا ده هزار درهم برای من نیاورید، آن را تعبیر نمیکنم!
پول را برای او فراهم کردند و آن مُعبّر گفت بار دیگر خوابتان را برای من تعریف کنید. متوکل بار دیگر خوابش را گفت. آن معبر گفت این خواب باید درباره پیامبر یا وصی پیامبری باشد! چهره متوکل سیاه شد و گفت به چه دلیل این را میگویی؟! آن شخص گفت: به دلیل این آیه: «فَلَمَّا جَاءَهَا نُودِيَ أَنْ بُورِكَ مَنْ فِي النَّارِ وَ مَنْ حَوْلَهَا»
متوکل عصبانی شد و گفت این را درباره علی بن ابی طالب دیدم! شخص نابینا، ده هزار درهم را برداشت و بلند شد و گفت: مثل اینکه نشنیدهاید که بر بالای منبر کوفه گفت: «انا قسیم الجنة و النار!»
🔗مفتاح الفلاح با تعلیقات ملا اسماعیل خواجویی ص493
@Hadith1398
Forwarded from کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝گزارشی از حلم امیرالمومنین علیه السلام
🔹امیرالمومنین از کنار خرمافروشان رد می شدند که کنیزی گریه میکرد. حضرت علت گریه او را جویا شدند.
کنیز گفت: مولای من با درهمی من را برای خرید خرما فرستاد. من نیز از این مرد خرما خریدم و آن را برای ایشان بردم ولی آنها خرما را نپسندیدند. این مرد نیز خرما را پس نمیگیرد.
حضرت به خرمافروش فرمودند: این خادم است و خودش اختیار ندارد. خرما را بگیر و درهم او را بازگردان.
مرد خرمافروش به پا خاست و با مشت به سینه حضرت زد. مردم به او گفتند که او امیرالمومنین است.
نفس مرد به شماره افتاد و رنگش زرد شد. خرما را گرفت و درهم را به کنیز بازگرداند.
خرمافروش به حضرت عرض کرد: یا امیرالمونین از من راضی باشید.
حضرت فرمودند: آنچه من را راضی میکند این است که کار خود را اصلاح کنی.
🔸روی أنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع مَرَّ بِأَصْحَابِ التَّمْرِ فَإِذَا هُوَ بِجَارِيَةٍ تَبْكِي فَقَالَ يَا جَارِيَةُ مَا يُبْكِيكِ فَقَالَتْ بَعَثَنِي مَوْلَايَ بِدِرْهَمٍ فَابْتَعْتُ مِنْ هَذَا تَمْراً فَأَتَيْتُهُمْ بِهِ فَلَمْ يَرْضَوْهُ فَلَمَّا أَتَيْتُهُ بِهِ أَبَى أَنْ يَقْبَلَهُ قَالَ يَا عَبْدَ اللَّهِ إِنَّهَا خَادِمٌ وَ لَيْسَ لَهَا أَمْرٌ فَارْدُدْ إِلَيْهَا دِرْهَمَهَا وَ خُذِ التَّمْرَ فَقَامَ إِلَيْهِ الرَّجُلُ فَلَكَزَهُ فَقَالَ النَّاسُ هَذَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ فَرَبَا الرَّجُلُ وَ اصْفَرَّ وَ أَخَذَ التَّمْرَ وَ رَدَّ إِلَيْهَا دِرْهَمَهَا ثُمَّ قَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ارْضَ عَنِّي فَقَالَ مَا أَرْضَانِي عَنْكَ إِنْ أَصْلَحْتَ أَمْرَكَ.
🔗مناقب ابن شهرآشوب، ج2، ص 112
@Hadith1398
🔹امیرالمومنین از کنار خرمافروشان رد می شدند که کنیزی گریه میکرد. حضرت علت گریه او را جویا شدند.
کنیز گفت: مولای من با درهمی من را برای خرید خرما فرستاد. من نیز از این مرد خرما خریدم و آن را برای ایشان بردم ولی آنها خرما را نپسندیدند. این مرد نیز خرما را پس نمیگیرد.
حضرت به خرمافروش فرمودند: این خادم است و خودش اختیار ندارد. خرما را بگیر و درهم او را بازگردان.
مرد خرمافروش به پا خاست و با مشت به سینه حضرت زد. مردم به او گفتند که او امیرالمومنین است.
نفس مرد به شماره افتاد و رنگش زرد شد. خرما را گرفت و درهم را به کنیز بازگرداند.
خرمافروش به حضرت عرض کرد: یا امیرالمونین از من راضی باشید.
حضرت فرمودند: آنچه من را راضی میکند این است که کار خود را اصلاح کنی.
🔸روی أنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع مَرَّ بِأَصْحَابِ التَّمْرِ فَإِذَا هُوَ بِجَارِيَةٍ تَبْكِي فَقَالَ يَا جَارِيَةُ مَا يُبْكِيكِ فَقَالَتْ بَعَثَنِي مَوْلَايَ بِدِرْهَمٍ فَابْتَعْتُ مِنْ هَذَا تَمْراً فَأَتَيْتُهُمْ بِهِ فَلَمْ يَرْضَوْهُ فَلَمَّا أَتَيْتُهُ بِهِ أَبَى أَنْ يَقْبَلَهُ قَالَ يَا عَبْدَ اللَّهِ إِنَّهَا خَادِمٌ وَ لَيْسَ لَهَا أَمْرٌ فَارْدُدْ إِلَيْهَا دِرْهَمَهَا وَ خُذِ التَّمْرَ فَقَامَ إِلَيْهِ الرَّجُلُ فَلَكَزَهُ فَقَالَ النَّاسُ هَذَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ فَرَبَا الرَّجُلُ وَ اصْفَرَّ وَ أَخَذَ التَّمْرَ وَ رَدَّ إِلَيْهَا دِرْهَمَهَا ثُمَّ قَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ارْضَ عَنِّي فَقَالَ مَا أَرْضَانِي عَنْكَ إِنْ أَصْلَحْتَ أَمْرَكَ.
🔗مناقب ابن شهرآشوب، ج2، ص 112
@Hadith1398
📝سخن امام علی در هنگام بدرقه ابوذر؛ این قوم به دلیل ترس از دست دادن دنیایشان از تو مىترسند و تو از ایشان به خاطر دینت مىترسى!
♦️ زمانى كه ابوذر را از مدینه تبعيد كردند، نقل شده که اميرالمؤمنين عليهالسلام در هنگام بدرقه وی فرمود:
🔹 اى ابوذر، همانا تو براى خداوند [و در راه کسب رضایت او] مورد خشم قرار گرفتهاى، پس به او امید داشته باش. بدرستى که این قوم از ترس دنیایشان از تو مىترسند و تو از ایشان به خاطر دینت مىترسى! ...اگر بر بندهای بلایی نازل شود که آسمانها و زمین بهم بچسبد و او در میان آنها بماند و با این حال پرهیزگارى نماید، خداوند براى او راه فرار و چاره فراهم نماید. پس جز حق با تو انس نگیرد و چیزی جز باطل تو را به وحشت نیندازد.
🔸يَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّكَ إِنَّمَا غَضِبْتَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَارْجُ مَنْ غَضِبْتَ لَهُ إِنَّ الْقَوْمَ خَافُوكَ عَلَى دُنْيَاهُمْ وَ خِفْتَهُمْ عَلَى دِينِكَ .... وَ اللَّهِ لَوْ كَانَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ عَلَى عَبْدٍ رَتْقاً ثُمَّ اتَّقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لَهُ مِنْهَا مَخْرَجاً فَلَا يُؤْنِسْكَ إِلَّا الْحَقُّ وَ لَا يُوحِشْكَ إِلَّا الْبَاطِلُ»
🔗کافی، ج8، ص206
@Hadith1398
♦️ زمانى كه ابوذر را از مدینه تبعيد كردند، نقل شده که اميرالمؤمنين عليهالسلام در هنگام بدرقه وی فرمود:
🔹 اى ابوذر، همانا تو براى خداوند [و در راه کسب رضایت او] مورد خشم قرار گرفتهاى، پس به او امید داشته باش. بدرستى که این قوم از ترس دنیایشان از تو مىترسند و تو از ایشان به خاطر دینت مىترسى! ...اگر بر بندهای بلایی نازل شود که آسمانها و زمین بهم بچسبد و او در میان آنها بماند و با این حال پرهیزگارى نماید، خداوند براى او راه فرار و چاره فراهم نماید. پس جز حق با تو انس نگیرد و چیزی جز باطل تو را به وحشت نیندازد.
🔸يَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّكَ إِنَّمَا غَضِبْتَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَارْجُ مَنْ غَضِبْتَ لَهُ إِنَّ الْقَوْمَ خَافُوكَ عَلَى دُنْيَاهُمْ وَ خِفْتَهُمْ عَلَى دِينِكَ .... وَ اللَّهِ لَوْ كَانَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ عَلَى عَبْدٍ رَتْقاً ثُمَّ اتَّقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لَهُ مِنْهَا مَخْرَجاً فَلَا يُؤْنِسْكَ إِلَّا الْحَقُّ وَ لَا يُوحِشْكَ إِلَّا الْبَاطِلُ»
🔗کافی، ج8، ص206
@Hadith1398
📝درمان بیماری با اسباب غیر عادی (بخش اول)
🖌حجت الاسلام امینی
🔹آنچه از اسلام مسلم است و روایات متعددی به ان پرداخته این است که اسلام به رعایت مسائل بهداشتی اعم از مسواک کردن (وسائل الشیعه، ج2، ص5؛ ابواب سواک باب 1 و 2 و 3 و4و 5 و 6 و 7) ، رعایت نظافت اعضای بدن و استحمام کردن (همان، ج 2، ابواب اداب الحمام باب 2)، ناخن گرفتن (همان، ج 2، ابواب اداب الحمام باب 80- 81- 82- 83)، نظافت سر و بدن (همان، ابواب آداب الحمام باب 60 و 63)، رعایت مسائل بهداشتی در خورد و خوراک، تهیه ی ظرف مناسب برای غذا، آداب بهداشتی موقع غذا خوردن (همان، ج 24، ص431، باب جمله من آداب المائده؛ جالب است بدانیم در مورد آداب غذا خوردن 112 باب ذکر شده است)، استحباب استحمام هر دو روز یک بار (همان، ابواب آداب الحمام باب 2) ، پرهیز از آب های آلوده (وسائل الشیعه، ج1، ص219، باب 11 من ابواب ماء المضاف) و... به طور قابل توجهی پرداخته است.
🔸نگاه اسلام به مقوله ی بهداشت شخصی و بهداشت عمومی جامعه اعم از خانه، مسجد، کوچه و خیابان، آب های عمومی و راکد، یک نگاه بسیار دقیق و منضبط است که خود نیازمند مقاله ای مجزا است و ما برای ارجاع مخاطبِ این مقاله مراجعه به کتاب شریف وسائل الشیعه ابتدای جلد 2 را توصیه میکنیم. نگاه اجمالی به تیتر ابواب کتاب وسائل الشیعه در این مجلد هر منصفی را اقناع میکند که اسلام در زمینه ی بهداشت شخصی و اجتماعی اهتمام فوق العادهای داشته است که ممکن است کسی آن را افراط در مسالهی بهداشت بداند.
🔹اما نکتهای که مرکز این مقاله است این است که توجه اسلام به معنویت و رفع بیماری ها و گرفتاریها با دعا و خضوع و خشوع و تضرع به سوی خدای متعال به عنوان یگانه سبب مستقل در عالم و توسل به بزرگان دینی اعم از پیامبران گذشته ص و پیامبر اکرم ص و خاندان مطهرشان نیز از مسلمات شیعیان و بلکه مضمون روایاتی از جوامع صحیح اهل سنت است.
🔸آنچه باعث تعجب جدی نویسندهی این مقاله است این است که برخی مغرضانه و یا به جهالت و عدم آشنایی با شیوهی اسلام پژوهی ادعا می کنند که پیامبر اکرم ص و ائمه ع محل مراجعهی به جهت استشفاء و درمان بیماری ها از راه های معنوی و ادعیه و...نبودهاند و در دین اسلام چنین توصیهای توسط متولیان دینی نشده است.
@Hadith1398
🖌حجت الاسلام امینی
🔹آنچه از اسلام مسلم است و روایات متعددی به ان پرداخته این است که اسلام به رعایت مسائل بهداشتی اعم از مسواک کردن (وسائل الشیعه، ج2، ص5؛ ابواب سواک باب 1 و 2 و 3 و4و 5 و 6 و 7) ، رعایت نظافت اعضای بدن و استحمام کردن (همان، ج 2، ابواب اداب الحمام باب 2)، ناخن گرفتن (همان، ج 2، ابواب اداب الحمام باب 80- 81- 82- 83)، نظافت سر و بدن (همان، ابواب آداب الحمام باب 60 و 63)، رعایت مسائل بهداشتی در خورد و خوراک، تهیه ی ظرف مناسب برای غذا، آداب بهداشتی موقع غذا خوردن (همان، ج 24، ص431، باب جمله من آداب المائده؛ جالب است بدانیم در مورد آداب غذا خوردن 112 باب ذکر شده است)، استحباب استحمام هر دو روز یک بار (همان، ابواب آداب الحمام باب 2) ، پرهیز از آب های آلوده (وسائل الشیعه، ج1، ص219، باب 11 من ابواب ماء المضاف) و... به طور قابل توجهی پرداخته است.
🔸نگاه اسلام به مقوله ی بهداشت شخصی و بهداشت عمومی جامعه اعم از خانه، مسجد، کوچه و خیابان، آب های عمومی و راکد، یک نگاه بسیار دقیق و منضبط است که خود نیازمند مقاله ای مجزا است و ما برای ارجاع مخاطبِ این مقاله مراجعه به کتاب شریف وسائل الشیعه ابتدای جلد 2 را توصیه میکنیم. نگاه اجمالی به تیتر ابواب کتاب وسائل الشیعه در این مجلد هر منصفی را اقناع میکند که اسلام در زمینه ی بهداشت شخصی و اجتماعی اهتمام فوق العادهای داشته است که ممکن است کسی آن را افراط در مسالهی بهداشت بداند.
🔹اما نکتهای که مرکز این مقاله است این است که توجه اسلام به معنویت و رفع بیماری ها و گرفتاریها با دعا و خضوع و خشوع و تضرع به سوی خدای متعال به عنوان یگانه سبب مستقل در عالم و توسل به بزرگان دینی اعم از پیامبران گذشته ص و پیامبر اکرم ص و خاندان مطهرشان نیز از مسلمات شیعیان و بلکه مضمون روایاتی از جوامع صحیح اهل سنت است.
🔸آنچه باعث تعجب جدی نویسندهی این مقاله است این است که برخی مغرضانه و یا به جهالت و عدم آشنایی با شیوهی اسلام پژوهی ادعا می کنند که پیامبر اکرم ص و ائمه ع محل مراجعهی به جهت استشفاء و درمان بیماری ها از راه های معنوی و ادعیه و...نبودهاند و در دین اسلام چنین توصیهای توسط متولیان دینی نشده است.
@Hadith1398