کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
404 subscribers
9 photos
2 videos
10 files
33 links
Download Telegram
📝برخی از ویژگی‌های مهم پیامبر

حضرت سجاد در ضمن دعای ستایش حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ویژگی‌های جالبی را درباره پیامبر ذکر می‌کنند:

🔹نصب لامرک نفسه
جان خویش را برای اجرای فرمان تو به سختی انداخت

🔸عرض فیک للمکروه بدنه
در راه تو بدنش را هدف ناراحتی‌ها قرار داد

🔹کاشف فی الدعاء الیک حامته
در راه دعوت به تو با نزدیکانش درافتاد

🔸حارب فی رضاک اسرته
برای خشنودی تو با قبیله خود جنگید

🔹قطع فی احیاء دینک رحمه
در راه احیاء دینت رشته خویشاوندی خود را گسیخت

🔸اقصی الادنین علی جحودهم
نزدیک‌ترین بستگان خود را به علت انکار حق از خویش دور کرد

🔹قرب الاقصین علی استجابتهم لک
دورترین آنها را به خاطر قبول دین تو به خود نزدیک کرد

🔸والی فیک الابعدین و عادی فیک الاقربین
محض تو با دور ترین مردم دوستی کرد و با نزدیک‌ترین آنان دشمنی نمود

🔹اداَب نفسه فی تبلیغ رسالتک
جان خویش را در رساندن پیام تو خسته کرد

🔸اتعبها بالدعاء الی ملتک
جان خود را به جهت فراخواندن مردم به آیین تو به زحمت انداخت

🔹شغلها بالنصح الی ملتک
خودش را به نصیحت نمودن پذیرندگان دعوتت مشغول ساخت

🔸هاجر الی بلاد الغربة و محل النای عن موطن رحله و موضع رجله و مسقط راسه و مانس نفسه ارادة منه لاعزاز دینک و استنصارا علی اهل الکفر بک...
به دیار غربت و محل دور از اهل و عشیره و مرکز سکونت و نشو و نما و تولد و آرامگاه جانش هجرت نمود تا دین تو را عزیز کند و انسان‌ها را علیه کفر بسیج کند و از آنها یاری جوید...

🔗دعاء دوم صحیفه سجادیه

@Hadith1398
📝اسباب قساوت قلب و راه علاج آن (بخش چهارم)
🖌محدث نوری

🔹علت هفتم قساوت قلب: فضول مطعم

🔸در عدة الداعی به نقل از پیامبر روایت کرده: از خوردن غذای اضافی بپرهیزید چرا که باعث قساوت قلب می‌شود؛ وَ قَالَ النَّبِيُّ ص إِيَّاكُمْ وَ فُضُولَ الْمَطْعَمِ فَإِنَّهُ يَسُمُّ الْقَلْبَ بِالْقَسْوَةِ. (عدة الداعی ص114)

🔸منظور از فضول مطعم خوردن غذای اضافی است اما نه فقط از حیث کمیت که با علت چهارم یکسان باشد، بلکه ظاهرا مراد هم از حیث کمّی است و هم از از حیث کیفی؛ بنابراین غذاهای شبهه ناک و حرام نیز در آن داخل می‌شود، همان طور که در وصایای حضرت مسیح آمده: و به حق به شما می گویم هر گاه يك مشك پاره نباشد ممكن است ظرف براى عسل شود، هم چنين، اگر دلها را هواهاى نفسانى پاره نكنند و طمع آلوده نسازد و يا نعمتهاى دنيا به قساوت نكشاند، ظرفهاى حكمت خواهند شد؛ وَ بِحَقٍّ أَقُولُ لَكُمْ إِنَّ الزِّقَّ إِذَا لَمْ يَنْخَرِقْ أَوْ يَنْحَلْ يُوشِكُ أَنْ يَكُونَ وِعَاءَ الْعَسَلِ كَذَلِكَ الْقُلُوبُ إِذَا لَمْ تَخْرِقْهَا الشَّهَوَاتُ أَوْ يُدَنِّسْهَا الطَّمَعُ أَوْ يقسيها النَّعِيمُ فَسَوْفَ تَكُونُ أَوْعِيَةَ الْحِكْمَة. (مجموعه ورام ج1 ص148)

🔹علت هشتم: مزاج خشک

به دلیل خبر طولانی که در علل الشرایع به نقل از تورات ذکر کرده که اگر خشکی غالب شود، منجر به قساوت قلب می‌شود؛ فَإِنْ مَالَتْ بِهِ الْيُبُوسَةُ كَانَ عَزْمُهُ الْقَسْوَة (علل الشرایع ج1 ص111)

🔹علت نهم: ریختن خاک در قبر بستگان

در کافی از عبید بن زراره روایت کرده که فرزند برخی از اصحاب امام صادق علیه السلام از دنیا رفت و امام صادق در تشییع او حاضر شد. وقتی سنگ لحد وی را گذاشتند، پدرش پیش قدم شد و در قبر خاک ریخت. امام صادق او را از این کار بازداشت و گفت تو خاک نریز؛ هرکس که از بستگان میت هست خاک نریزد، پیامبر از اینکه پدر یا نزدیکان میت در قبر او خاک بریزند نهی کرد. به امام صادق گفتیم فقط از ریختن خاک بر میت ما را نهی می کنید؟ فرمود: شما را از ریختن خاک در قبر بستگانتان نهی می کنم چرا که این باعث قساوت قلب می شود و کسی که قساوت قلب داشته باشد از خدایش دور می شود؛ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: مَاتَ لِبَعْضِ أَصْحَابِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَلَدٌ فَحَضَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فَلَمَّا أُلْحِدَ تَقَدَّمَ أَبُوهُ فَطَرَحَ عَلَيْهِ التُّرَابَ فَأَخَذَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع بِكَفَّيْهِ وَ قَالَ لَا تَطْرَحْ عَلَيْهِ التُّرَابَ وَ مَنْ كَانَ مِنْهُ ذَا رَحِمٍ فَلَا يَطْرَحْ عَلَيْهِ التُّرَابَ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص نَهَى أَنْ يَطْرَحَ الْوَالِدُ أَوْ ذُو رَحِمٍ عَلَى مَيِّتِهِ التُّرَابَ فَقُلْنَا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَ تَنْهَانَا عَنْ هَذَا وَحْدَهُ- فَقَالَ أَنْهَاكُمْ مِنْ أَنْ تَطْرَحُوا التُّرَابَ عَلَى ذَوِي أَرْحَامِكُمْ فَإِنَّ ذَلِكَ يُورِثُ الْقَسْوَةَ فِي الْقَلْبِ وَ مَنْ قَسَا قَلْبُهُ بَعُدَ مِنْ رَبِّه‏. (کافی ج3 ص199)

🔗دار السلام ج3 ص164
@Hadith1398
📝اسباب قساوت قلب و راه علاج آن (بخش پنجم)
🖌محدث نوری

🔹علت دهم: همنشینی با افراد پست

🔸در کافی از امام علی علیه السلام روایت کرده: سزاوار است که شخص مسلمان از برادری با سه نفر اجتناب کند؛ ماجن، احمق و کذاب؛ اما شخص ماجن فعلش را برای تو نیکو جلوه می دهد و دوست دارد مثل او شوی و تو را در هیچ امر مربوط به دین و معادت یاری نمی کند و همنشینی با او جفای به خود و موجب قساوت قلب است...؛ يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ أَنْ يَجْتَنِبَ مُوَاخَاةَ ثَلَاثَةٍ الْمَاجِنِ وَ الْأَحْمَقِ وَ الْكَذَّابِ فَأَمَّا الْمَاجِنُ فَيُزَيِّنُ لَكَ فِعْلَهُ وَ يُحِبُّ أَنْ تَكُونَ مِثْلَهُ وَ لَا يُعِينُكَ عَلَى أَمْرِ دِينِكَ وَ مَعَادِكَ وَ مُقَارَنَتُهُ جَفَاءٌ وَ قَسْوَةٌ. (كافي ج‏2 ص 376)

🔸ماجن به معنای کسی است که زشت حرف می زند و در گفتار و رفتار لا ابالی است. در روایتی از امام علی علیه السلام آمده: قساوت قلب از افراد پست نشات می‌گیرد؛ من اللّئام تكون القسوة (غرر الحكم و درر الكلم ص671)

🔹علت یازدهم: بطالت و بیکاری

🔸از پیامبر نقل شده: بطالت باعث قساوت قلب می‌شود. (رک به پاورقی شرح فاسی شهاب الاخبار ص120)

🔹پنج علت دیگر قساوت قلب: پی در پی گناه کردن، همجواری با شخص احمق، رغبت زیاد به زنان، زیاد تنها ماندن در خانه، همنشینی با مرفهان فاسد

🔸کراجکی به نقل از پیامبر آورده: پنج چیز هست که قلب را فاسد می کند. سوال شد که ای پیامبر خدا آن پنج چیز چیست؟ فرمودند: پی در پی گناه کردن، همجواری با احمق، رغبت زیاد به زنان (معنا شده به صحبت زیاد با زنان نک به خصال ص121) زیاد تنها ماندن در خانه، همنشینی با مردگان. سوال شد که ای پیامبر خدا، مردگان چه کسانی هستند؟ فرمود: هر بنده مرفه فاسدی مرده است و همچنین هر کسی که برای آخرتش تلاشی نمی کند، مرده است؛ وَ قَالَ ع: خَمْسَةٌ يُفْسِدُونَ الْقَلْبَ قِيلَ وَ مَا هُنَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ تَرَادُفُ الذَّنْبِ عَلَى الذَّنْبِ وَ مُجَاوَرَةُ الْأَحْمَقِ وَ كَثْرَةُ مُنَاقَشَةِ النِّسَاءِ وَ طُولُ مُلَازَمَةِ الْمَنْزِلِ عَلَى سَبِيلِ الِانْفِرَادِ وَ الْوَحْدَةِ وَ الْجُلُوسُ مَعَ الْمَوْتَى قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْمَوْتَى قَالَ كُلُّ عَبْدٍ مُتْرَفٍ فَهُوَ مَيِّتٌ وَ كُلُّ مَنْ لَا يَعْمَلُ لِآخِرَتِهِ فَهُوَ مَيِّتٌ. (معدن الجواهر و رياضة الخواطر ص48)

🔗دار السلام ج3 ص164-165
@Hadith1398
📝اسباب قساوت قلب و راه علاج آن (بخش ششم)
🖌محدث نوری

🔹علت هفدهم قساوت قلب: کثرت گناه

🔸همان طور که در علل الشرایع از امام علی علیه السلام روایت کرده: قلب‌ها دچار قساوت قلب نشدند مگر به واسطه کثرت گناه؛ وَ مَا قَسَتِ الْقُلُوبُ إِلَّا لِكَثْرَةِ الذُّنُوبِ. (علل الشرایع ج1 ص81)

🔹علت هجدهم و نوزدهم و بیستم: گوش دادن به لهو، طلب صید برای لهو و رفتن به نزد سلطان ظالم

🔸شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه وصیت پیامبر به امام علی را نقل کرده که طبق آن پیامبر فرموده‌اند: سه چیز است که باعث قساوت قلب می‌شود؛ گوش دادن به لهو، طلب صید برای لهو و رفتن به نزد سلطان ظالم؛ يَا عَلِيُّ ثَلَاثَةٌ يُقْسِينَ الْقَلْبَ اسْتِمَاعُ اللَّهْوِ وَ طَلَبُ الصَّيْدِ وَ إِتْيَانُ بَابِ السُّلْطَان‏. (من لا یحضره الفقیه ج4 ص366)

🔸و در اصل زید نرسی به نقل از حضرت صادق علیه السلام بعد از ذکر برخی از امور لهوی آمده: مومن از همه این امور اجتناب می‌کند. این امور چه ارتباطی با شان مومن دارد؟ امور لهوی باعث قساوت قلب و نفاق می‌شود؛ ان المؤمن عن جميع ذلك لفى شغل ما له و للملاهى فان الملاهى تورث قساوة القلب و تورث النفاق‏. (الأصول الستة عشر ص51)

🔗دار السلام ج3 ص165
@Hadith1398
📝اسباب قساوت قلب و راه علاج آن (بخش هفتم)
🖌محدث نوری

🔹علت بیست و یکم قساوت قلب: ترک یاد خداوند

🔸از حضرت باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند: خداوند به موسی وحی کرد که به خاطر کثرت مال خوشحال نشو و یاد من را هیچ گاه فراموش نکن؛ چرا که کثرت مال باعث فراموشی گناهان می شود و ترک یاد من باعث قساوت قلب می شود؛ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ إِسْحَاقَ التَّاجِرُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ: أَوْحَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَى مُوسَى ع لَا تَفْرَحْ بِكَثْرَةِ الْمَالِ وَ لَا تَدَعْ ذِكْرِي عَلَى كُلِّ حَالٍ فَإِنَّ كَثْرَةَ الْمَالِ تُنْسِي الذُّنُوبَ وَ تَرْكُ ذِكْرِي يُقْسِي الْقُلُوبَ. (الخصال ج1 ص40)

🔸مراد از ذکر خداوند تنها ذکر لسانی نیست، بلکه ذکری است که از تکالیف شرعی سنگین تر است. (نک به دار السلام ج3 ص317)

🔹علت بیست و دوم: غفلت

🔸در تحف العقول از مواعظ حضرت باقر به جابر بن یزید جعفی چنین ذکر کرده: از غفلت کردن بر حذر باش چرا که در غفلت قساوت قلب است؛ وَ إِيَّاكَ وَ الْغَفْلَةَ فَفِيهَا تَكُونُ قَسَاوَةُ الْقَلْب (تحف العقول ص284)

🔹علت بیست و سوم: قصابی کردن

🔸نقل شده که اسحاق بن عمار از حضرت صادق علیه السلام پرسید که فرزندش را در چه کاری بگذارد؟ یکی از شغل‌هایی که حضرت از آن نهی کردند، قصابی بود؛ فرمودند وی را به کار قصابی نگذار چرا که از رحمت از او سلب می‌شود؛ وَ لَا تُسْلِمْهُ جَزَّاراً فَإِنَّ الْجَزَّارَ تُسْلَبُ مِنْهُ الرَّحْمَة (کافی ج5 ص114)

🔸و شیخ در تهذیب روایت کرده که شخصی از پیامبر پرسید که فرزندش را در چه کاری بگذارد؟ پیامبر وی را از پنج کار نهی کرد که یکی از آنها قصابی بود؛ فرمودند: و اما قصاب؛ او به قدری ذبح می‌کند که رحمت از قلبش بیرون می‌رود؛ وَ أَمَّا الْقَصَّابُ فَإِنَّهُ يَذْبَحُ حَتَّى تَذْهَبَ الرَّحْمَةُ مِنْ قَلْبِه‏. (تهذیب ج6 ص362)

🔗دار السلام ج3 ص-165و 166
@Hadith1398
📝اسباب قساوت قلب و راه علاج آن (بخش هشتم)
🖌محدث نوری

🔹علت بیست و چهارم قساوت قلب: نوشیدن خون

🔸در کتاب محاسن از حضرت صادق علیه السلام پیرامون مفاسد برخی از حرام‌های الهی روایت کرده: و اما خون؛ خوردنش باعث آب زرد رنگ می شود (آبی که در درون شکم جمع می شود)، دهان را بدبو می کند، اخلاق را بد می کند، باعث حریص شدن می شود، موجب قساوت قلب و کم شدن رافت و رحمت می شود تا جایی که ممکن است فرزند و پدر و مادرش را نیز به قتل برساند! اطرافیان نزدیکش و همراهانش نیز از سوی وی ایمن نیستند.

💬وَ أَمَّا الدَّمُ فَإِنَّهُ يُورِثُ آكِلَهُ الْمَاءَ الْأَصْفَرَ وَ يُبْخِرُ الْفَمَ وَ يُسِي‏ءُ الْخُلُقَ وَ يُورِثُ الْكَلَفَ وَ الْقَسْوَةَ لِلْقَلْبِ وَ قِلَّةَ الرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ حَتَّى لَا يُؤْمَنُ أَنْ يَقْتُلَ وَلَدَهُ وَ وَالِدَيْهِ وَ لَا يُؤْمَنُ عَلَى حَمِيمِهِ وَ لَا يُؤْمَنُ عَلَى مَنْ يَصْحَبُه‏ (المحاسن ج2 ص334)

🔹علت بیست و پنجم: نگاه کردن به بخیل

🔸از امام علی علیه السلام نقل شده که فرمودند: نگاه کردن به بخیل باعث قساوت قلب می‌شود؛ النَّظَرُ إِلَى الْبَخِيلِ يُقْسِي الْقَلْب‏. (تحف العقول ص214)

🔹علت بیست و ششم: چهل روز گوشت خوردن

🔸از پیامبر نقل شده که فرمودند: کسی که چهل روز گوشت بخورد، دچار قساوت قلب می‌شود؛ مَنْ أَكَلَ اللَّحْمَ أَرْبَعِينَ يَوْماً صَبَاحاً قَسَا قَلْبُهُ. (طب النبی ص24)

🔗دار السلام ج3 ص166

@Hadith1398
📝اسباب قساوت قلب و راه علاج آن (بخش نهم)
🖌محدث نوری

🔹علت بیست و هفتم قساوت قلب: دوست داشتن راحتی

از پیامبر نقل شده که فرمودند: سه چیز باعث قساوت قلب می‌شود: حب خواب، حب راحتی، حب خوردن

🔹علت بیست و هشتم: شرب خمر
از پیامبر نقل شده که فرمودند: هرگاه بنده‌ای از خمر بنوشد، خداوند او را به پنج چیز مبتلا می‌کند؛ اولین آن، قساوت قلب است؛ وَ عَنْهُ ص أَنَّهُ قَالَ: الْعَبْدُ إِذَا شَرِبَ شَرْبَةً مِنَ الْخَمْرِ ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِخَمْسَةِ أَشْيَاءَ الْأَوَّلُ قَسَاوَةُ قَلْبِه‏ (جامع الاخبار ص150)

🔗دار السلام ج3 ص166
@Hadith1398
📝مومن کم سخن می‌گوید و زیاد عمل می‌کند

🔹نقل شده که حضرت کاظم علیه السلام به هشام بن حکم فرمود: ای هشام پیامبر خدا فرمود که هرگاه مومنی را دیدید که زیاد سکوت می‌کند، به او نزدیک شوید چرا که به شما حکمت می‌آموزد، مومن کم سخن می‌گوید و زیاد عمل می‌کند و منافق زیاد سخن می‌گوید و کم عمل می‌کند.

🔸يَا هِشَامُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا رَأَيْتُمُ الْمُؤْمِنَ صَمُوتاً فَادْنُوا مِنْهُ فَإِنَّهُ يُلْقِي الْحِكْمَةَ وَ الْمُؤْمِنُ قَلِيلُ الْكَلَامِ كَثِيرُ الْعَمَلِ وَ الْمُنَافِقُ كَثِيرُ الْكَلَامِ قَلِيلُ الْعَمَلِ

🔗تحف العقول ص : 383
@Hadith1398
📝از قلبت پرده بردار!

🔹از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: «... زمانی موسی بن عمران علیه السلام مشغول موعظه‌ی یارانش بود، ناگهان مردی برخاست و پیراهن خودش را دَرید! خدای عز و جل به موسی علیه السلام وحی کرد: ای موسی! به او بگو پیراهنت را پاره نکن، بلکه از قلبت پرده بردار...»

🔸علِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ [وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ] عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَال‏: ... بَيْنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ عليه السلام يَعِظُ أَصْحَابَهُ إِذْ قَامَ رَجُلٌ، فَشَقَّ قَمِيصَهُ؛ فَأَوْحَى اللَّهُ - عَزَّ وَ جَلَّ - إِلَيْهِ: يَا مُوسى‏، قُلْ لَهُ: لَاتَشُقَّ قَمِيصَكَ، وَ لكِنِ اشْرَحْ لِي عَنْ قَلْبِك...

🔗الكافي، ج‏۸، ص۱۲۹

@Hadith1398
📝شیعه‌ی حقیقی

🔹مرحوم کلینی رضوان الله علیه از جابر بن یزید جعفی روایت کرده که حضرت باقر علیه السلام فرمود: ای جابر! آیا کسی که خود را به تشیع نسبت می‌دهد، به صرف ادعای محبت ما اکتفا می‌کند؟! به خدا سوگند شیعه‌ی ما نیست مگر آنکه تقوا و اطاعت خدا داشته باشد! و [چنین کسانی] شناخته نمی‌شوند جز با تواضع و خشوع و امانتداری و بسیاری یاد خدا و روزه و نماز و نیکی به پدر و مادر و رعایت حال همسایگان فقیر و زمین‌گیر و زیان‌دیده و یتیم و راستی در گفتار و تلاوت قرآن و بازداری زبان از مردمان مگر به خیر؛ آنها امینان طائفه‌ی خود در همه‌ی امور هستند!

🔹جابر می‌گوید: عرض کردم: ای پسر رسول خدا، ما اکنون کسی را با چنین وصفی نمی‌شناسیم! حضرت فرمود: ای جابر! آنچه بقیه می‌گویند را کنار بگذار! آیا صرف اینکه کسی بگوید علی [علیه السلام] را دوست دارم و از او پیروی می‌کنم، اما اهل عمل نباشد، او را کفایت می‌کند؟! حتی اگر بگوید پیامبر [صلوات الله علیه] ـ که از علی بالاتر است ـ را دوست دارم، اما از روش او پیروی نکند و به سنتش عمل ننماید، دوستی‌اش او را نفعی نمی‌رساند! پس تقوای الهی در پیش گیرید و به امید آنچه نزد خداست عمل کنید؛ بین خدا و احدی قرابتی نیست! محبوب‌ترین بندگان نزد خدای‌عزوجل و گرامی‌ترین‌شان، باتقواترین و پرکارترین آنها در طاعت خداست؛ ای جابر! جز با بندگی نمی‌توان به خدا نزدیک شد؛ ما هم تضمین رهایی از آتش به کسی نمی‌دهیم و احدی بر خدا حجتی ندارد! هرکه فرمانبردار خداوند باشد ولی ماست و هرکه عصیانکار باشد دشمن ما؛ دستیابی به ولایت ما جز با عمل و ورع ممکن نیست!

🔸أبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ لِي‏ يَا جَابِرُ! أَ يَكْتَفِي مَنِ انْتَحَلَ التَّشَيُّعَ‏ أَنْ يَقُولَ بِحُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْت؟!ِ فَوَ اللَّهِ مَا شِيعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ أَطَاعَهُ؛ وَ مَا كَانُوا يُعْرَفُونَ يَا جَابِرُ إِلَّا بِالتَّوَاضُعِ وَ التَّخَشُّعِ وَ الْأَمَانَةِ وَ كَثْرَةِ ذِكْرِ اللَّهِ وَ الصَّوْمِ وَ الصَّلَاةِ وَ الْبِرِّ بِالْوَالِدَيْنِ وَ التَّعَاهُدِ لِلْجِيرَانِ مِنَ الْفُقَرَاءِ وَ أَهْلِ الْمَسْكَنَةِ وَ الْغَارِمِينَ وَ الْأَيْتَامِ وَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ كَفِّ الْأَلْسُنِ عَنِ النَّاسِ إِلَّا مِنْ خَيْرٍ؛ وَ كَانُوا أُمَنَاءَ عَشَائِرِهِمْ فِي الْأَشْيَاءِ.
قَالَ جَابِرٌ: فَقُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، مَا نَعْرِفُ الْيَوْمَ أَحَداً بِهَذِهِ الصِّفَةِ! فَقَالَ: يَا جَابِرُ! لَا تَذْهَبَنَّ بِكَ الْمَذَاهِبُ! حَسْبُ الرَّجُلِ أَنْ يَقُولَ أُحِبُّ عَلِيّاً وَ أَتَوَلَّاهُ، ثُمَّ لَا يَكُونَ مَعَ ذَلِكَ فَعَّالًا؟! فَلَوْ قَالَ إِنِّي أُحِبُّ رَسُولَ اللَّهِ - فَرَسُولُ اللَّهِ ص خَيْرٌ مِنْ عَلِيٍّ ع ـ ثُمَّ لَا يَتَّبِعُ سِيرَتَهُ وَ لَا يَعْمَلُ بِسُنَّتِهِ مَا نَفَعَهُ حُبُّهُ إِيَّاهُ شَيْئاً؛ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْمَلُوا لِمَا عِنْدَ اللَّهِ؛ لَيْسَ بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ أَحَدٍ قَرَابَةٌ؛ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَكْرَمُهُمْ عَلَيْهِ أَتْقَاهُمْ وَ أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِهِ. يَا جَابِرُ! وَ اللَّهِ مَا يُتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَّا بِالطَّاعَةِ وَ مَا مَعَنَا بَرَاءَةٌ مِنَ النَّارِ وَ لَا عَلَى اللَّهِ لِأَحَدٍ مِنْ حُجَّةٍ؛ مَنْ كَانَ لِلَّهِ مُطِيعاً فَهُوَ لَنَا وَلِيٌّ وَ مَنْ كَانَ لِلَّهِ عَاصِياً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ وَ مَا تُنَالُ وَلَايَتُنَا إِلَّا بِالْعَمَلِ وَ الْوَرَعِ (۱).

🔗الکافی ط اسلامیه، ج۲، ص۷۴.
————————————————
(۱) این حدیث شریف، همچنین در دیگر کتب معتبر و با اسناد مختلف از جابر نقل شده است؛ مراجعه کنید به: امالی شیخ طوسی، ص۷۳۵ و امالی شیخ صدوق ص۶۲۵.

@Hadith1398
📝فضل عالم و منزلت علم

🔹شیخ مفید رضوان الله علیه با سند متصل خود از حضرت موسی بن جعفر از حضرت صادق از پدران گرامی‌شان از رسول خدا صلوات الله علیهم اجمعین بر شاگردان املا کرده که حضرت فرمودند: «عالِم در بین نادانان، مانند زنده است میان مردگان؛ و بدون شک، همه چیز برای جستجوگر علم طلب مغفرت می‌کند، حتی ماهیان دریا و گزندگان و درندگان زمین و چارپایان؛ پس در جستجوی علم باشید که آن سبب پیوند میان شماست با خدای عز و جل؛ و همانا طلب علم بر هر مسلمانی واجب است».

🔸و ممّا أملاه [یعنی: الشیخ المفید(رض)] في مجلس يوم السبت النصف منه [= شهر رمضان سنة أربع و أربعمأة] و لم أحضره و لكن استنسخته و قرأته عليه و سمع ولدي أبو الفوارس أبقاه الله يوم الخميس لخمس خلون من شوال من هذه السنة:
أَخْبَرَنَا الشَّيْخُ الْأَجَلُّ الْمُفِيدُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ النُّعْمَانِ أَدَامَ اللَّهُ تَأْيِيدَهُ وَ تَوْفِيقَهُ قِرَاءَةً عَلَيْهِ فِي هَذَا الْيَوْمِ؛ قَالَ: أَخْبَرَنِي أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ الْجِعَابِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ الْهَمْدَانِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو مُوسَى هَارُونُ بْنُ عَمْرٍو الْمُجَاشِعِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام عَنْ جَدِّهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:‏ «الْعَالِمُ بَيْنَ الْجُهَّالِ كَالْحَيِّ بَيْنَ الْأَمْوَاتِ؛ وَ إِنَّ طَالِبَ الْعِلْمِ لَيَسْتَغْفِرُ لَهُ كُلُّ شَيْ‏ءٍ حَتَّى حِيتَانُ الْبَحْرِ وَ هَوَامُ‏ الْأَرْضِ وَ سِبَاعُ الْبَرِّ وَ أَنْعَامُهُ؛ فَاطْلُبُوا الْعِلْمَ فَإِنَّهُ السَّبَبُ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِم‏»(۱).

🔗الأمالي للشیخ المفيد، ص29.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(۱)این حدیث شریف با چند طریق دیگر در امالی شیخ طوسی(ره)، ص۵۲۱ نیز نقل شده است.

@Hadith1398
📝چند اصطلاح فقهی – حدیثی از کتاب «مدارک الأحکام»(۱)

🔹هرگاه هنگام نقل روایت، «قوله ص» اطلاق شود، مراد پیامبر اکرم صلوات الله علیه است؛ و اگر گفته شود «أحدهما»، امام صادق و امام باقر علیهما السلام منظور هستند؛ چون برخی از روات از هر دو امام نقل روایت داشته‌اند و به خاطر فراموشی و اشتباه به هردو بدون تعیین نسبت داده‌اند؛ «أبو جعفر» علیه السلام یعنی: امام باقر علیه السلام و اگر به «الثانی» تقیید شود (أبو جعفر الثانی) امام جواد علیه السلام را منظور دارد؛ و «أبو عبدالله» امام صادق علیه السلام است؛ و «أبو الحسن» اگر مطلق آورده شود، یعنی: امام کاظم علیه السلام؛ اگر به «الثانی» قید بخورد (أبو الحسن الثانی)، امام رضا علیه السلام مراد است؛ و از «أبو الحسن الثالث»، امام هادی علیه السلام؛ و هرگاه «العالم»، «الفقیه»، «العبد الصالح» و «أبو إبراهیم» گفته شود، یعنی: امام کاظم علیه السلام.
و گاهی نام ائمه علیهم السلام با علائم اختصاری آورده می‌شود، مثلا «صاد»(ص) برای امام صادق علیه السلام، «قاف»(ق) امام باقر علیه السلام، «ظاء»(ظ) حضرت کاظم علیه السلام و «ضاد»(ض) امام رضا علیه السلام.

🔸إذا أطلق في الرواية «قوله ص» فالمراد به النبي صلى اللّه عليه و آله؛ و إذا قيل «أحدهما» فالمراد به الباقر و الصادق عليهما السلام، إذ من الرواة من روى عن كل منهما فاشتبه عليه فنسبه لهما؛ و إذا أطلق «أبو جعفر» عليه السلام فالمراد به الباقر عليه السلام؛ و إذا قيّد ب«أبي جعفر الثاني» فالمراد به الجواد عليه السلام؛ و إذا أطلق «أبو عبدالله» فالصادق عليه السلام؛ و إذا أطلق «أبو الحسن» فالكاظم عليه السلام و إذا قيّد ب‍«الثاني» فالمراد به الرضا عليه السلام و ب‍«الثالث» فالهادي عليه السلام؛ و إذا أطلق «العالم» أو «الفقيه» أو «العبد الصالح» أو «أبو إبراهيم» فالكاظم؛ و قد يرقم بحرف اختصارا فالصاد الصادق عليه السلام، و القاف الباقر عليه السلام و الظاء الكاظم عليه السلام، و الضاد الرضا عليه السلام.

🔗مدارک الأحکام ج۸، ص۴۷۹.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(۱)این اصطلاحات، اختصاصی به کتاب مذکور ندارند.

@Hadith1398
📝بهار مؤمن

🔸شیخ صدوق رحمة الله علیه به سند خود از سلیمان دیلمی روایت کرده که شنیدم امام صادق علیه السلام می‌فرمود: «زمستان بهار مؤمن است؛ در این فصل شب او طولانی می‌شود، پس بر شب‌زنده‌داری از آن کمک می‌گیرد و روزش کوتاه، که بر روزه‌اش از آن یاری می‌جوید».

🔹المجلس الثاني و الأربعون، يوم الثلاثاء لاثنتي عشرة ليلة بقيت من صفر من سنة ثمان و ستين و ثلاثمائة
حَدَّثَنَا الشَّيْخُ الْفَقِيهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ الْقُمِّيُ‏، قَالَ: ... حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ _ رَحِمَهُ اللَّهُ _ قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ النَّهَاوَنْدِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِيِّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقَ عليه السلام يَقُولُ: «الشِّتَاءُ رَبِيعُ الْمُؤْمِنِ يَطُولُ فِيهِ لَيْلُهُ فَيَسْتَعِينُ بِهِ عَلَى قِيَامِهِ وَ يَقْصُرُ فِيهِ نَهَارُهُ فَيَسْتَعِينُ بِهِ عَلَى صِيَامِهِ».

🔗الأمالي للصدوق، ص237

@Hadith1398
📝ایام شهادت فاطمه زهرا سلام الله عليها

🔸مرحوم کلینی روایتی با سند صحیح از امام صادق علیه السلام نقل کرده که حضرت فرمودند: فاطمه سلام الله علیها بعد از پدرش «هفتاد و پنج روز» زندگی کرد و در این ایام، خنده‌رو و خوشحال دیده نشد....

🔹عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام، قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: «عَاشَتْ فَاطِمَةُ علیها السلام بَعْدَ أَبِيهَا خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ يَوْماً لَمْ تُرَ كَاشِرَةً وَ لَا ضَاحِكَةً، تَأْتِي قُبُورَ الشُّهَدَاءِ فِي كُلِّ جُمْعَةٍ مَرَّتَيْنِ ـ الْإِثْنَيْنَ وَ الْخَمِيسَ ـ فَتَقُولُ: هَاهُنَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله، هَاهُنَا كَانَ الْمُشْرِكُونَ».

🔗کافی، ج۳، ص۲۲۸
@Hadith1398
📝دوست داشتم بیست و پنج نفر به ولایت ما معرفت داشتند...

🔸شیخ صدوق(ره) از امام صادق علیه السلام نقل کرده که ایشان از مفضل بن قیس پرسیدند: «شیعیان ما در کوفه چند نفر اند؟»؛ مفضل جواب داد: پنجاه هزار نفر؛ حضرت [متعجب از پاسخ قیس] پیوسته سؤال خود را تکرار کردند تا اینکه فرمودند: «امید داری بیست نفر باشند؟!»؛ سپس فرمودند: «به خدا سوگند دوست داشتم در کوفه تنها بیست و پنج نفر بود که به ولایت ما معرفت داشتند و جز سخن حق بر ما نمی‌بستند».

🔹حدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام، قَالَ: «كَمْ شِيعَتُنَا بِالْكُوفَةِ؟» قَالَ: قُلْتُ خَمْسُونَ أَلْفاً؛ قَالَ فَمَا زَالَ يَقُولُ حَتَّى قَالَ: «أَ تَرْجُو أَنْ يَكُونُوا عِشْرِينَ؟!»؛ ثُمَّ قَالَ علیه السلام: «وَ اللَّهِ لَوَدِدْتُ أَنْ يَكُونَ بِالْكُوفَةِ خَمْسَةٌ وَ عِشْرُونَ رَجُلًا يَعْرِفُونَ أَمْرَنَا الَّذِي نَحْنُ عَلَيْهِ وَ لَا يَقُولُونَ عَلَيْنَا إِلَّا بِالْحَقِّ».

🔗صفات الشيعة، ص15
@Hadith1398
📝یک در مقابل پنج!

🔸مرحوم صدوق(قده) به سند خود از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که «خدای عزوجل می‌فرماید: سوگند به جلال و جمال و بهاء و رفعت و بلندی مرتبه‌‌ام، هیچ بنده‌ای خواسته‌ی مرا بر خواسته‌ی خود ترجیح نمی‌دهد، مگر اینکه او را بی‌نیاز می‌کنم و همتش را به آخرتش مصروف می‌دارم و نگهدار دارائی‌اش می‌شوم و آسمان‌ها و زمین را ضامن روزی او قرار می‌دهم و در پس تجارت با هر تاجری، خودم نیز به او سود میرسانم».

🔹حدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: بِجَلَالِي وَ جَمَالِي وَ بَهَائِي وَ عَلَائِي وَ ارْتِفَاعِي لَا يُؤْثِرُ عَبْدٌ هَوَايَ عَلَى هَوَاهُ إِلَّا جَعَلْتُ غِنَاهُ فِي نَفْسِهِ وَ هَمَّهُ فِي آخِرَتِهِ وَ كَفَفْتُ عَنْهُ ضَيْعَتَهُ وَ ضَمَّنْتُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ رِزْقَهُ وَ كُنْتُ لَهُ مِنْ وَرَاءِ تِجَارَةِ كُلِّ تَاجِرٍ».

🔗الخصال، ج۱، ص۳
@Hadith1398
📝تعجب هارون الرشید از پیرمرد حریص

مرحوم علامه طهرانی در جلد یک کتاب معاد شناسی حکایت جالبی را آورده‌‌اند. نقل ایشان چنین است:

🔹خلافت‌ هارون‌ الرشید (لعنة الله علیه) در سال 170 هجری قمری آغاز شد. وی در زمان خلافتش در صدد این برآمد که شخصی را پیدا کند که خودش از پیامبر روایتی شنیده باشد و معلوم‌ است‌ که‌ با این‌ مدّت‌ طولانی یا کسی از زمان‌ پیغمبر باقی نمانده‌، یا اگر باقی مانده‌ باشد در نهایت‌ ندرت‌ خواهد بود.

🔸ملازمان‌ هارون‌ در صدد پیدا کردن‌ چنین‌ شخصی بر آمدند و در اطراف‌ و اکناف‌ تفحّص‌ نمودند، هیچ‌کس را نیافتند بجز پیرمرد عجوزی که‌ قوای طبیعی خود را از دست‌ داده‌ و از حال‌ رفته‌ و فتور و ضعف‌ کانون‌ و بنیاد هستی او را در هم‌ شکسته‌ بود و جز نفس‌ و یک‌ مشت‌ استخوانی باقی نمانده‌ بود.

🔹او را در زنبیلی گذاشتند و با نهایت‌ درجه مراقبت‌ و احتیاط‌ به‌ دربار هارون‌ وارد کردند و یکسره‌ به‌ نزد او بردند. هارون‌ بسیار مسرور و شاد گشت‌ که‌ به‌ منظور خود رسیده‌ و کسی که‌ رسول‌ خدا را زیارت‌ کرده‌ است‌ و از او سخنی شنیده‌، دیده‌ است‌.

💬گفت‌: ای پیرمرد! خودت‌ پیغمبر اکرم‌ را دیده‌ای ؟

👈🏻عرض‌ کرد: بلی.

💬هارون‌ گفت‌: کی دیده‌ای ؟

👈🏻عرض‌ کرد: در سنّ طفولیّت‌ بودم‌، روزی پدرم‌ دست‌ مرا گرفت‌ و به‌ خدمت‌ رسول‌ الله‌ صلّی الله‌ علیه‌ وآله‌ و سلّم‌ آورد. و من‌ دیگر خدمت‌ آن حضرت نرسیدم‌ تا از دنیا رحلت‌ فرمود.

💬هارون‌ گفت‌: بگو ببینم‌ در آن روز از رسول‌ الله‌ سخنی شنیدی یا نه‌ ؟

👈🏻عرض‌ کرد: بلی، آن روز از رسول‌ خدا این‌ سخن‌ را شنیدم‌ که‌ می‌فرمود:

یَشِیبُ ابْنُ ءَادَمَ وَ تَشُبُّ مَعَهُ خَصْلَتَانِ: الْحِرْصُ وَ طُولُ الامَلِ

«فرزند آدم‌ پیر می‌شود و هر چه‌ به سوی پیری می‌رود به‌ موازات‌ آن‌، دو صفت‌ در او جوان‌ می‌گردد: یکی حرص‌ و دیگری آرزوی دراز.»

🔹هارون‌ بسیار شادمان‌ و خوشحال‌ شد که‌ روایتی را فقط‌ با یک‌ واسطه‌ از زبان‌ رسول‌ خدا شنیده‌ است‌؛ دستور داد یک‌ کیسه زر به عنوان عطا و جایزه‌ به‌ پیر عجوز دادند و او را بیرون‌ بردند. همین‌که خواستند او را از صحن‌ دربار به‌ بیرون‌ ببرند، پیرمرد ناله ضعیف‌ خود را بلند کرد که‌ مرا به‌ نزد هارون‌ برگردانید که‌ با او سخنی دارم‌. گفتند: نمی‌شود. گفت‌: چاره‌ای نیست‌، باید سؤالی از هارون‌ بنمایم‌ و سپس‌ خارج‌ شوم‌! زنبیل‌ حامل‌ پیرمرد را دوباره‌ به‌ نزد هارون‌ آوردند.

💬هارون‌ گفت‌: چه‌ خبر است‌ ؟

👈🏻پیرمرد عرض‌ کرد: سؤالی دارم‌.

💬 هارون‌ گفت‌: بگو.

👈🏻پیرمرد گفت‌: حضرت‌ سلطان‌! بفرمایید این‌ عطائی که‌ امروز به‌ من‌ عنایت‌ کردید فقط‌ عطای امسال‌ است‌ یا هر ساله‌ عنایت‌ خواهید فرمود؟

🔸هارون‌ الرّشید صدای خنده‌اش‌ بلند شد و از روی تعجّب‌ گفت‌: صَدَقَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ وَءَالِهِ؛ یَشِیبُ ابْنُ ءَادَمَ وَ تَشِبُّ مَعَهُ خَصْلَتَانِ: الْحِرْصُ وَ طُولُ الامَلِ!
«راست‌ فرمود رسول‌ خدا که‌ هر چه‌ فرزند آدم‌ رو به‌ پیری و فرسودگی رود دو صفت‌ حرص‌ و آرزوی دراز در او جوان‌ می‌گردد!»
این‌ پیرمرد رمق‌ ندارد و من‌ گمان‌ نمی‌برم که‌ تا درِ دربار زنده‌ بماند، حال‌ می‌گوید: آیا این‌ عطا اختصاص‌ به‌ این‌ سال‌ دارد یا هرساله‌ خواهد بود!!!

@Hadith1398
📝پیمان برادری پیامبر بین سلمان و ابوذر

🔹بنابر نقل «غرر الفوائد و درر القلائد» از سید مرتضی(ره) راجع به حدیث «لقد آخى رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم بين سلمان و أبى ذرّ و لو اطّلع أبو ذرّ على ما فى قلب سلمان لقتله» سؤال شده: چگونه ممکن است پیامبر صلوات الله علیه بین دو نفر که اگر هرکدام از قلب دیگری آگاه می‌شد، خونش را مباح می‌دانست، عقد برادری جاری کرده باشد؟
سید(ره) بهترین جواب را این دانسته که ضمیر هاء در «لقتله» به «مطّلِع» [به صیغه‌ی اسم فاعل] برگردد، نه به «مطّلَع علیه»؛ یعنی: اگر هرکدام از قلب دیگری آگاه می‌شد و موافقت ظاهر با باطن و شدت محبت او به خودش را درمی‌یافت، محبتش به او شدت می‌گرفت تا جایی که نزدیک بود این محبت او را از پای درآورد؛ چنانکه می‌گویند: فلانی به دیگری عشق می‌ورزد، به اندازه‌ای که نزدیک است این عشق، او را از پای درآورد.

🔸«سئل رضى اللّه عنه عن الخبر المنسوب إلى الصادق عليه السلام من أنه قال: "لقد آخى رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم بين سلمان و أبى ذرّ و لو اطّلع أبو ذرّ على ما فى قلب سلمان لقتله"؛ و كيف يجوز أن يؤاخى النبىّ عليه السلام بين رجلين، يستحلّ أحدهما إذا اطّلع على ما فى قلب الآخر دمه؟! ...
الجواب _ و باللّه التوفيق _ أنّ هذا الخبر إذا كان من أخبار الآحاد التى لا توجب علما و لا تثلج صدرا و كان له ظاهر ينافى المعلوم المقطوع به تأوّلنا ظاهره على ما يطابق الحق و يوافقه إن كان ذلك سهلا؛ و إلا فالواجب اطراحه و إبطاله.
و إذا كان من المعلوم الّذي لا يحيل سلامة سريرة كل واحد من سلمان و أبى ذرّ، و نقاء صدر كل واحد منهما لصاحبه، و أنهما ما كانا من المدغلين فى الدين، و لا المنافقين فلا يجوز مع هذا المعلوم أن يعتقد أنّ الرسول عليه السلام يشهد بأن كل واحد منهما لو اطلع على ما فى قلب صاحبه لقتله على سبيل الاستحلال لدمه، و يعلم أنه إن كان قال ذاك فله تأويل غير هذا الظاهر الّذي لا يليق بهما.
و من أجود ما قيل فى تأويله أن الهاء فى قوله: «لقتله» راجعة إلى المطّلع لا إلى المطّلع عليه؛ كأنه أراد: أنه إذا اطّلع على ما فى قلبه و علم موافقة باطنه لظاهره و شدة إخلاصه له اشتد ضنّه و محبته له و تمسّكه بمودته و نصرته، فقتله ذلك الضنّ و الودّ، بمعنى أنه كاد يقتله؛ كما يقولون: فلان يهوى غيره و تشتد محبته له حتى إنه قد قتله حبه و أتلف نفسه و ما جرى‏ مجرى هذا من الألفاظ؛ و تكون فائدة هذا الخبر حسن الثناء من النبىّ عليه السلام على الرجلين و أنه آخى بينهما و باطنهما كظاهرهما و سرّهما فى النقاء و الصفاء كعلانيتهما؛ حتى لو أنّ أحدهما اطّلع على ما فى قلب الآخر لأعجب به و كاد يقتله محبة له و ضنّا به؛ و هذا أشبه بمنزلة الرجلين فى نفوسهما و عند النبي عليه السلام و أليق بأن يكون مدحا و تقريظا؛ و ذلك الوجه الآخر يقتضي غاية الذم و نهاية الوصف بالنفاق و سوء الدخيلة لأن من يظهر جميلا ـو لو اطّلع على باطنه لاستحلّ دمهـ هو عين المنافق المداهن...».

🔗أمالي المرتضى، ج‏2، ص396-397
@Hadith1398
📝معنای استغفار

🔹نقل شده که شخصى در حضور امام علی عليه السّلام گفت: استغفر اللَّه! امام به او فرمود: مادرت بر تو بگريد! مى دانى معناى استغفار چيست؟! استغفار درجه والا مقامان است، و داراى شش معنا است؛ اوّل: پشيمانى از آنچه گذشت، دوّم: تصميم به عدم بازگشت، سوم: پرداختن حقوق مردم چنانكه خدا را پاك ديدار كنى كه چيزى بر عهده تو نباشد، چهارم: تمام واجب هاى ضايع ساخته را به جا آورى، پنجم گوشتى كه از حرام بر اندامت روييده، با اندوه فراوان آب كنى، چنانكه پوست به استخوان چسبيده گوشت تازه برويد ششم: رنج طاعت را به تن بچشانى چنانكه شيرينى گناه را به او چشانده بودى، پس آنگاه می‌توانی بگویی استغفر اللَّه!

🔗نهج البلاغه، حکمت417

@Hadith1398
📝واکنش حضرت زهرا به زنی که از ایشان زیاد سوال پرسید

🔹از حضرت عسکری علیه السلام نقل شده که فرمودند: زنی خدمت حضرت زهرا آمد و گفت من مادر ناتوانی دارم، در امر نمازش سوالی برایش ایجاد شده و من را پیش شما فرستاده تا از شما سوال کنم.

🔹حضرت زهرا جواب سوال آن زن را داد. آن زن سوال دومی را پرسید و حضرت زهرا جواب داد. سپس سوال سومی را پرسید و حضرت زهرا جواب داد. و همین طور ده بار سوال کرد و حضرت جواب دادند. آن زن بابت زیاد سوال کردن خجالت کشید و گفت: ای دختر رسول خدا قصد به زحمت انداختن شما را ندارم.

🔹حضرت زهرا در جوابش فرمودند: هرگاه سوالی برایت پیش آمد بیا و از من بپرس؛ آیا اگر شخصی اجیر شود که بار سنگینی را یک روز حمل کند اما کرایه‌اش صدهزار دینار باشد، حمل این بار برای او سنگین است؟! آن زن گفت: نه! حضرت فرمود: من در ازاء هر سوالی که به تو جواب دادم، فراتر از بین زمین و آسمان مروارید دریافت میکنم. پس شایسته است که بر من سنگین نباشد.

🔹از پدرم رسول خدا شنیدم که فرمود: علماء شیعه ما محشور می شوند و پاداش‌های نیکویی به آنها عطاء می شود که این پاداش‌ها به مقدار کثرت علوم آنها و جدیت‌شان در راهنمایی بندگان خداست، تا جایی که بر یک نفر از آنها هزاران خلعت از نور داده می‌شود.

🔸قالَ ع وَ حَضَرَتِ امْرَأَةٌ عِنْدَ الصِّدِّيقَةِ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ ع فَقَالَتْ: إِنَّ لِي وَالِدَةً ضَعِيفَةً- وَ قَدْ لُبِسَ عَلَيْهَا فِي أَمْرِ صَلَاتِهَا شَيْ‏ءٌ، وَ قَدْ بَعَثَتْنِي إِلَيْكِ أَسْأَلُكِ. فَأَجَابَتْهَا فَاطِمَةُ ع عَنْ ذَلِكَ، ثُمَّ ثَنَّتْ، فَأَجَابَتْ، ثُمَّ ثَلَّثَتْ [فَأَجَابَتْ‏] إِلَى أَنْ عَشَّرَتْ فَأَجَابَتْ، ثُمَّ خَجِلَتْ مِنَ الْكَثْرَةِ، فَقَالَتْ: لَا أَشُقُّ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ. قَالَتْ فَاطِمَةُ ع: هَاتِي وَ سَلِي عَمَّا بَدَا لَكِ، أَ رَأَيْتِ مَنِ اكْتُرِىَ يَوْماً يَصْعَدُ إِلَى سَطْحٍ بَحَمْلٍ ثَقِيلٍ، وَ كِرَاؤُهُ مِائَةُ أَلْفِ دِينَارٍ، أَ يَثْقُلُ عَلَيْهِ فَقَالَتْ: لَا. فَقَالَتْ: اكْتُرِيتُ أَنَا لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ- بِأَكْثَرَ مِنْ مِلْ‏ءِ مَا بَيْنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ لُؤْلُؤاً فَأَحْرَى أَنْ لَا يَثْقُلَ عَلَيَّ، سَمِعْتُ أَبِي [رَسُولَ اللَّهِ‏] ص يَقُولُ:
إِنَّ عُلَمَاءَ شِيعَتِنَا يُحْشَرُونَ، فَيُخْلَعُ عَلَيْهِمْ مِنْ خِلَعِ الْكَرَامَاتِ- عَلَى قَدْرِ كَثْرَةِ عُلُومِهِمْ، وَ جِدِّهِمْ فِي إِرْشَادِ عِبَادِ اللَّهِ، حَتَّى يُخْلَعَ عَلَى الْوَاحِدِ مِنْهُمْ- أَلْفُ أَلْفِ خِلْعَةٍ مِنْ نُورٍ.

🔗التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص340

@Hadith1398
📝راز برخی از بلاهای ناشناخته

🔹از حضرت رضا علیه السلام نقل شده که فرمودند: هرگاه بندگان خدا گناهی را مرتکب شوند که قبل از آن انجام نمی دادند، خداوند بلایی ناشناخته برای آنها ایجاد می‌کند.

🔸أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ هِلَالٍ الشَّامِيِّ مَوْلًى لِأَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع يَقُولُ كُلَّمَا أَحْدَثَ الْعِبَادُ مِنَ الذُّنُوبِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَعْمَلُونَ أَحْدَثَ اللَّهُ لَهُمْ مِنَ الْبَلَاءِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَعْرِفُونَ.

🔗الكافي (ط - الإسلامية) ج‏2 ص 275
@Hadith1398