Hadi Notes
168 subscribers
171 photos
4 videos
3 files
34 links
تحلیل و بررسی جنگ افزار (military)
آنچه یافت نمیشود یا بسیار سخت می‌توان یافت ...
Download Telegram
در بدنه های استوانه ای ، بال وسط دارای کمترین درگ تداخلی ( توریوبلانس ایجاد شده در محل اتصال بال به بدنه ) ، و بال بالا و بال پایین دارای بیشترین درگ تداخلی هستند اما بال پایین درگ تداخلی بیشتری نسبت به بال بالا دارد .

بنابراین ترتیب درگ تداخلی از کمترین به بیشترین : بال وسط ، بال بالا ، بال پایین

اقدامات صورت گرفته در شاهد ۱۲۹ جهت کاهش درگ القایی :

بال بالا بودن
استفاده از taper مناسب در بال
طول بال زیاد
لبه حمله گرد
علی رغم اینکه بالهای باریک ( taper ) باعث افزایش لیفت روی ریشه بال نسبت به نوک بال ( wingtip ) و کاهش گشتاور خمشی روی ریشه بال میشوند اما چون نوک بال ( نزدیک به نوک بال ) عرض کمتری نسبت به ریشه بال دارد بنابراین رینولدز نوک بال کمتر از رینولدز ریشه بال شده و نوک بال زودتر از ریشه بال استال میکند . همچنین میتوان علت استال زودتر نوک بال نسبت به ریشه بال را به طریق زیر بیان نمود :
کاهش کورد بال ( عرض بال ) باعث کاهش لیفت تولیدی و کاهش down wash در نوک بال شده بنابراین ضریب لیفت نوک بال بیشتر از ریشه بال خواهد بود به همین علت نوک بال زودتر از ریشه بال استال میکند .
استال نوک بال در بالهایی که taper ratio بسیار کمی دارند مانند بال دلتا خود را بیشتر نشان میدهد ‌‌‌.
تاثیر taper در ضریب لیفت

نمودار افقی از چپ به راست معرف ریشه بال تا نوک بال

0.0 ریشه بال و 1.0 نوک بال
کروز پاوه و تاثیر relieving effect در کاهش طول بالها جهت افزایش سرعت ترنسونیک و کاهش درگ موجی( wave drag )
در هنگام تیک اف ، دو موتور یکی توربوجت و دیگری توربوفن با تراست برابر ، کدام موتور به طول باند بیشتری برای تیک اف نیاز دارد ؟
وضعیت کلی انواع پیشرانه ها بر اساس isp

تعریف isp (specific impulse) :
مجموع مقدار نیروی تولید شده در کل زمان سوختن قبل از برن اوت کامل ، تقسیم بر مجموع وزن سوخت
واحد جرم بر ثانیه تقسیم بر جرم
پس طبیعتا واحدش ثانیه هست
عدد بالاتر به معنی تولید رانش بیشتر با وزن سوخت مشابه هست

تصویر دوم روند تکاملی Isp در پیشران های راکتی هست (به واحد ثانیه)
Forwarded from Hadi
axkonTP.png
1.8 MB
دقت کنید که ارتفاع یکسان هست
درصد سوخت نسبی مشابه هست (درصد برد نسبی رو باید خودتون در بیارید مثلا برای جت های سنگین عموما بیشتر هست یعنی درسته که هر دو ۵۰ درصد سوخت داخلی دارن اما جت سنگین می‌تونه با این ۵۰ درصد به برد بیشتری برسه و مداومت و پس سوز بیشتر داشته باشه چون عموما مقدار بیشتری هست و مصرف نسبی کمتر ! یکم توضیحش مفصل هست...)

به مقدار سلاح دقت کنید بازم جت سنگین سلاح بیشتری داره و وزن بیشتر یعنی تاثیر منفی در مانور پذیری

با این حال میشه برتری جت سنگین و توان حفظ رتبه خودش رو در یک مقابله پایاپای و با درصد وزنی با نسبت مشابه (که به ضررش هست) دید!

تو ps=0 به نرخ چرخش دقت کنید این معادل توان مانور پذیری در چرخش یک جنگنده هست (تبدیل مستقیم به g rate یا لود فاکتور و طبیعتا داشتن نسبت وزنی یعنی به دست آوردن مقدار لیفت بهینه)

از اینا گیر آوردید برام بفرستید
تشکر
کمی از میراژ F1
Hadi Notes
turn rates 2.webp
این هم وضعیت تامکت در نرخ چرخش ...

طبیعتا از 8 موشک و 60 درصد سوخت صحبت میکنیم که به مراتب وضعیت بهتری نسبت به نسل چهارم های برد پایین قبلی هست

در مورد برد (اینجا) یک بحث تخمین کلی وجود داره و اون برتری نسبی سوخت که گفتم به وجود میاد مثلا اکثر جت های اروپایی مثل تایفون و رافال و نسخه های قبلی (و البته فانتوم) حدود 2400 کیلومتر (یا کمتر) برد در شرایط لینک فوق دارن و در مقابل یک جت سنگین با مثلا برد 3200 کیلومتر این یعنی 40 درصد سوخت برد بیشتری نسبت به یک جت سبک یا متوسط با 50 درصد سوخت داخلی خودش میده !

اینجا میتونید وضعیت تامکت رو ببینید که به برابری میرسه ... در حالیکه تسلیحات بیشتری داره و پتانسیل بهتر در حمل اویونیک و ... سنگین تر اونو به یک جت به مراتب بهتر با پتانسیل تهاجمی برتر تبدیل کرده ...

در واقع برتری مانور پذیری با وجود به دست آوردن مزیت تهاجمی حفظ شده ...

این تصور (به نسبت یک جت سنگین)، که یک جت سبک چالاک تر و در مانور پذیری برتر هست در یک شرایط رقابتی نسبی و عادلانه درست نیست !
حداکثر برد (km) :
بدون لود مخزن و سلاح
F-4E : +2000
Su-24M : +2700
اگر بار گران بودیم...
GBU-10, sep 2013, B-1