جدایش جریان باعث منفی شدن درگ اصطکاکی ( تراست ! ) و افزایش درگ فشاری میشود .
animation.gif
11.6 KB
جدایش از نمای نزدیک
از separation تا reattachment حباب جدایش یا separation bubble نام دارد .
اگر جریان بعد از جدایش separation بتواند مجددا به سطح بچسبد reattachment آنگاه لایه مرزی به توربولاتس تبدیل میشود ( جدایش خوب )
اما اگر نتواند به سطح بچسبد ، جدایش کامل رخ میدهد ( استال یا جدایش بد )
بنابراین توربولانس و استال هردو با جدایش لایه مرزی همراه هستند اما تفاوت دارند .
با توربولانس شدن لایه مرزی ، در ادامه مجددا توربولانس نیز جدا شده و جدایش کامل رخ میدهد
از separation تا reattachment حباب جدایش یا separation bubble نام دارد .
اگر جریان بعد از جدایش separation بتواند مجددا به سطح بچسبد reattachment آنگاه لایه مرزی به توربولاتس تبدیل میشود ( جدایش خوب )
اما اگر نتواند به سطح بچسبد ، جدایش کامل رخ میدهد ( استال یا جدایش بد )
بنابراین توربولانس و استال هردو با جدایش لایه مرزی همراه هستند اما تفاوت دارند .
با توربولانس شدن لایه مرزی ، در ادامه مجددا توربولانس نیز جدا شده و جدایش کامل رخ میدهد
Hadi Notes
ایا میتوان بدون از داشتن موتور و هیچ سیستم برقی و مکانیکی دیگر ، تراست تولید کرد ؟
جواب :
تراست تولیدی در سوال منظور تراست قابل اتکا برای حرکت رو به جلو نیست بلکه ، تغییر جهت لیفت و درگ به سمت جلو است ( در جهت تراست )
در چند حالت این اتفاق رخ میدهد :
۱: استفاده از وینگلت ( خم شدن جهت لیفت به سمت جلو )
۲: قرار داشتن بال در زاویه حمله منفی ( خم شدن جهت لیفت به سمت جلو )
۳: رول زدن به طرفین بصورتی اگر فرضا هواپیما به سمت راست رول بزند ، بال سمت چپ به بالا و بال سمت راست به پایین حرکت میکند ، حرکت بال سمت راست به سمت پایین باعث افزایش زاویه حمله بال سمت راست و خم شدن لیفت به سمت جلو ( تراست ) شده و بال تراست القایی تولید میکند و برعکس برای رول به سمت چپ .
۴:زمانیکه نسبت لیفت به درگ از کتانژانت زاویه حمله بیشتر باشد ( تغییر جهت درگ به سمت جلو و تولید تراست )
مورد ۴ توضیحات اضافه دارد .
تراست تولیدی در سوال منظور تراست قابل اتکا برای حرکت رو به جلو نیست بلکه ، تغییر جهت لیفت و درگ به سمت جلو است ( در جهت تراست )
در چند حالت این اتفاق رخ میدهد :
۱: استفاده از وینگلت ( خم شدن جهت لیفت به سمت جلو )
۲: قرار داشتن بال در زاویه حمله منفی ( خم شدن جهت لیفت به سمت جلو )
۳: رول زدن به طرفین بصورتی اگر فرضا هواپیما به سمت راست رول بزند ، بال سمت چپ به بالا و بال سمت راست به پایین حرکت میکند ، حرکت بال سمت راست به سمت پایین باعث افزایش زاویه حمله بال سمت راست و خم شدن لیفت به سمت جلو ( تراست ) شده و بال تراست القایی تولید میکند و برعکس برای رول به سمت چپ .
۴:زمانیکه نسبت لیفت به درگ از کتانژانت زاویه حمله بیشتر باشد ( تغییر جهت درگ به سمت جلو و تولید تراست )
مورد ۴ توضیحات اضافه دارد .
اگر لبه حمله بال گرد باشد مانند شاهد ۱۷۱ و تیز نباشد ، آنگاه لبه حمله بال با تولید تراست ، باعث کاهش درگ القایی میشود که به آن leading edge thrust یا leading edge suction گفته میشود .
هرچقدر زاویه حمله کمتر ، swept بال کمتر ، سرعت کمتر و رینولدز بیشتر میزان تراست بیشتر
نکته : برای بالهای با لبه حمله تیز نیز مقداری تراست وجود دارد ولی با تغییر رینولدز تغییر نمیکند اما تغییر تراست لبه حمله با تغییر رینولدز فقط در بالهای با لبه گرد صورت میگیرد .
بنابراین با استفاده از فلپ لبه حمله برای بالهای با لبه حمله تیز ، میزان تراست لبه حمله رو میتوان بهبود بخشید
هرچقدر زاویه حمله کمتر ، swept بال کمتر ، سرعت کمتر و رینولدز بیشتر میزان تراست بیشتر
نکته : برای بالهای با لبه حمله تیز نیز مقداری تراست وجود دارد ولی با تغییر رینولدز تغییر نمیکند اما تغییر تراست لبه حمله با تغییر رینولدز فقط در بالهای با لبه گرد صورت میگیرد .
بنابراین با استفاده از فلپ لبه حمله برای بالهای با لبه حمله تیز ، میزان تراست لبه حمله رو میتوان بهبود بخشید
چند سوال :
۱: مدلی داریم در تونل باد که سرعت هوای تولیدی توسط تونل باد ۱ ماخ ( ۳۴۰ متر بر ثانیه ) . چگونه با ثابت نگه داشتن سرعت ( ۳۴۰ متر بر ثانیه ) ، میتوان به ماخ هایپرسونیک در تونل باد رسید ولی گرما در حد همان ماخ ۱ باقی بماند ؟
۲ : ایا میتوان ماخ بینهایت را در تونل باد بدست اورد ؟
۱: مدلی داریم در تونل باد که سرعت هوای تولیدی توسط تونل باد ۱ ماخ ( ۳۴۰ متر بر ثانیه ) . چگونه با ثابت نگه داشتن سرعت ( ۳۴۰ متر بر ثانیه ) ، میتوان به ماخ هایپرسونیک در تونل باد رسید ولی گرما در حد همان ماخ ۱ باقی بماند ؟
۲ : ایا میتوان ماخ بینهایت را در تونل باد بدست اورد ؟
زمانیکه دما زیاد شود ، و گاز به حالت تعادل حرارتی ( thermodynamic equilibrium ) برسد ، فرضیات گاز کامل ( نسبت ظرفیت گرمایی ویژه گاز ۱.۴ ) دیگر کاربردی ندارد و گاز ، به گاز حقیقی ( real gas ) تغییر میابد . در گاز حقیقی ، نسبت ظرفیت گرمایی ویژه گاز دیگر مقدار ثابت ۱.۴ نبوده و کاهش میابد و در حالت تعادل حرارتی به ۱.۱۴ میرسد . مقدار این نسبت همیشه بیشتر از ۱ است اما در روابط هایپرسونیک گاها میتوان این نسبت را ۱ در نظر گرفت .
با تبدیل گاز کامل به گاز حقیقی ، دمای استاتیک ، سرعت صوت و سرعت نسبت به گاز کامل کاهش میابد .
همچنین دمای کل( T0 ) گاز حقیقی کمتر از گاز کامل و فشار استاتیک گاز حقیقی کمی بیشتر از فشار استاتیک گاز کامل میشود در نتیجه فشار کل( P0 ) گاز حقیقی بیشتر از گاز کامل خواهد بود .
کاهش سرعت و افزایش فشار استاتیک در گاز حقیقی باعث افزایش چگالی و در نتیجه کاهش زاویه شوک ( کاهش لایه شوک ) نسبت به گاز کامل میشود .
با تبدیل گاز کامل به گاز حقیقی ، دمای استاتیک ، سرعت صوت و سرعت نسبت به گاز کامل کاهش میابد .
همچنین دمای کل( T0 ) گاز حقیقی کمتر از گاز کامل و فشار استاتیک گاز حقیقی کمی بیشتر از فشار استاتیک گاز کامل میشود در نتیجه فشار کل( P0 ) گاز حقیقی بیشتر از گاز کامل خواهد بود .
کاهش سرعت و افزایش فشار استاتیک در گاز حقیقی باعث افزایش چگالی و در نتیجه کاهش زاویه شوک ( کاهش لایه شوک ) نسبت به گاز کامل میشود .