HSEFAM
1.46K subscribers
230 photos
70 videos
67 files
62 links
مرکز ایمنی فام (شرکت راهبران سلامت، ایمنی، محیط)
021-44852175-6
Email: training@hsefam.ir
www.hsefam.ir
Download Telegram
Audio
Audio from Fam
تاوان خیانت فورد
فارغ از آنکه، شرکتی بین‌المللی با ۱۰۰ سابقه یا کسب‌وکاری کوچک و محلی باشید، زمانی که بحران فرا می‌رسد، آن‌طور که جنی بریتون باور، مالک یک کسب‌وکار کوچک تولید بستنی می‌گوید، باید اقداماتی سریع، قاطع و شفاف انجام دهید که مردم را در اولویت نخست بگذارد و افکار عمومی را در اولویت دوم.
«روابط تجاری مانند روابط شخصی مبتنی بر اعتماد و احترام متقابل است.» این سخن جان لمپ، مدیرعامل لاستیک‌سازی بریجستون در دهه ۲۰۰۰ میلادی است. اعتماد و احترام متقابل، رمز موفقیت کسب‌وکار در ارتباط با مشتریان و شرکای تجاری‌اش است؛ موضوعی که خودروسازی فورد پس از ۱۰۰ سال فعالیت موفق در بازار، نادیده گرفت و تاوانش را داد.
در آغاز سال ۱۹۹۶، وکلای حقوق فردی و مشاوران ایمنی ترافیک متوجه افزایش چشمگیر حوادث واژگونی خودرو در آمریکا شدند (۳۰ مورد حادثه در آن زمان که برخی منجر به فوت بودند). در بسیاری از این موارد، خودروی واژگون شده فورد اکسپلورر با لاستیک‌های فایراستون ای‌تی‌ایکس بودند. مشخص شد که در گرمای زیاد جاده و رانندگی‌های طولانی‌مدت با سرعت بالا در بزرگراه‌ها، الیاف دیواره لاستیک‌ها جدا می‌شوند و شاسی‌بلند‌های فورد را چپ می‌کنند.
بحران و خدشه‌دار شدن اعتماد ذی‌نفعان ممکن است گریبان هر شرکت و کسب‌وکاری را بگیرد. اما شیوه واکنش به آن اهمیت فراوانی دارد. بسیاری از شرکت‌هایی که در تاریخ متوجه عیب در محصولاتشان شده‌اند، به دلیل واکنش به‌موقع به آن (جمع‌آوری محصول، رفع عیوب، عذرخواهی از مردم و ...) دوباره دورانی از رونق را شروع کرده‌اند.
بسیاری از شرکت‌ها، چنین اقداماتی را در چند روز و حتی در برخی موارد ظرف چند ساعت انجام داده‌اند، اما تا چهار سال بعد از آن حوادث، هیچ فراخوانی برای جمع‌آوری لاستیک‌های فایراستون ای‌تی‌ایکس داده نشد. حتی در آن زمان هم (فوریه ۲۰۰۰)، شروع تحقیقات بازرسان فدرال آمریکا باعث شد رهبران شرکت فورد و فایراستون (از زیرمجموعه‌های بریجستون) وادار به واکنش شوند.
اجتناب از واکنش به‌موقع به موضوع، شرایط دشواری برای فورد و فایراستون رقم زد. وکلا آماده بودند که به نمایندگی از قربانیان حوادث سال‌های ابتدایی (به‌ویژه ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷) پرونده‌های دادخواهی خود را به دادگاه بفرستند. آن‌ها قصد نداشتند یافته‌هایشان درباره میزان پایداری شاسی‌بلند‌های فورد و لاستیک‌های فایراستون برای این شرکت‌ها فاش شود و به همین دلیل، ارائه گزارش‌هایشان به نهاد‌های دولتی را به تعویق انداخته بودند. البته بازرسان به دولت و بی‌طرفی‌اش هم اعتماد نداشتند. آن‌ها نگران بودند که مثل بسیاری از پرونده‌های مشابه، دولت بخواهد پرونده‌ها را به‌سرعت مختومه اعلام کند و مطالبات قربانیان کم‌اثر باقی بماند.
با این حال، تا انتهای سال ۱۹۹۷، یکی از وکلای شاکیان عنوان کرد: «مجموعه شکایت‌هایی که او در ارتباط با مرگ‌های ناشی از ناپایداری لاستیک به دادگاه تقدیم کرده است، باید فورد و فایراستون را نسبت به این مشکل، هوشیار کرده باشد.» حتی اگر این تلنگر هم کافی نبود، فایراستون تا سال ۱۹۹۸ باید به دلیل افزایش شمار مطالبات خسارت گارانتی برای لاستیک‌های ای‌تی‌ایکس خود، هوشیار می‌شد. تا ۱۹۹۹، فورد نیازی به «هوشیار شدن» نداشت. تا آن زمان برخی از مدیران ارشد شرکت از ناکارآمدی لاستیک‌های فایراستون در خودرو‌های فروخته شده در برخی بازار‌های بین‌المللی هم اطلاع یافته بودند.
با این حال، هیچ اتفاقی نیفتاد. البته نمی‌توان چنین موضوعی را ادعا کرد. همچنان تصادفات ادامه می‌یافتند و شمار قربانیان بالا می‌رفت. زمانی که سازمان ایمنی ترافیک بزرگراه‌های ملی آمریکا بالاخره تصمیم به شروع تحقیقات خود گرفت (اوایل سال ۲۰۰۰)، با گزارش‌های ۲۰۰ مرگ ناشی از ترکیدگی لاستیک مواجه بود. تقریبا ۹۵ درصد این حوادث پس از ۱۹۹۶ روی داده بودند.
حتی در آن برهه هم ۶ ماه دیگر زمان برد تا در نهایت فورد و فایراستون برای فراخوان ۵/ ۱۴ لاستیک‌های باقی‌مانده در جاده‌ها به توافق برسند. طولانی شدن واکنش به حوادث به این دلیل بود که رهبران این دو شرکت، بیشتر وقت خود را صرف این موضوع کردند که چه کسی مقصر است و در نتیجه چه کسی باید مسوولیت درد و رنج قربانیان را بر عهده بگیرد. آن‌ها اولویت را رها کردند: اتخاذ اقدامات مناسبی برای پایان درد و رنج‌های آینده در کوتاه‌ترین زمان ممکن.
فورد، فایراستون را به نقص در لاستیک‌سازی متهم می‌کرد. فایراستون هم فورد را به چند مورد از جمله طراحی ضعیف سقف خودروها، بیش‌فرمانی (oversteer) و ناپایداری خودرو و همچنین استاندارد‌های پایین برای فشار لاستیک متهم می‌کرد. فورد فشار باد مناسب لاستیک‌ها را ۲۶ پوند بر اینچ مربع (psi) تعیین کرده بود و فایراستون فشار مناسب را ۳۰ پوند بر اینچ مربع می‌دانست.
در نهایت، تصمیم‌گیری درباره مقصر واقعی این حوادث، برعهده قربانیان و خانواده‌های آن‌ها است، اما آنچه اهمیت دارد، درک پیامد‌های فقدان مدیریت بحران و رهبری مناسب کسب‌وکار در شرایط بحرانی است. فورد و فایراستون، به دلیل فقدان مدیریت مناسب، در معرض خطرات بسیاری قرار گرفتند.
تا پایان سال ۲۰۰۱ و زمان پایان تحقیقات و فراخوان محصولات، ۲۷۰ نفر در حوادث واژگونی ناشی از ترکیدگی لاستیک جان باخته و ۸۰۰ نفر نیز مجروح شده بودند. فورد در آن سال، متحمل ۵/ ۵ میلیارد دلار زیان شد و فایراستون فرآیند نوسازی شرکت خود را آغاز کرد که ۲ میلیارد دلار هزینه داشت.
فارغ از زیان‌های سنگین، فورد تصمیم به برکناری مدیرعامل خود گرفت. مدیرعامل و معاون فایراستون نیز استعفا دادند. فایراستون همچنین کارخانه دیکیتور خود را در ایالت ایلینوی تعطیل کرد (جایی که لاستیک‌های معیوب در آنجا تولید شده بود). تعطیلی کارخانه ۲۰۰میلیون دلار ضرر در پی داشت و ۱۵۰۰ نفر را بیکار کرد.
در پایان، این شرکت‌ها روی‌هم رفته بسیار بیشتر از یک‌میلیارد غرامت برای مختومه کردن هزاران شکایت پرداخت کردند. بریجستون (شرکت مادر فایراستون) هم به همکاری ۱۰۰ ساله با فورد پایان داد. این موضوع را جاکوز ناصر، مدیرعامل وقت فورد و ۶ ماه پیش از اخراجش اعلام کرد. مدیرعامل جدید بریجستون، جان لمپ در بیانیه‌ای عنوان کرد: «روابط تجاری مانند روابط شخصی مبتنی بر اعتماد و احترام متقابل است. ما به این نتیجه رسیدیم که دیگر نمی‌توانیم تامین‌کننده لاستیک‌های فورد باشیم؛ چرا که بنیان روابط ما از بین رفته است.»
در بیانیه‌های دو شرکت واژه «اعتماد» بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند. اگر رهبران این شرکت‌ها همین میزان اعتماد و احترام را برای عموم (مشتریانشان) قائل بودند، شاید افراد کمتری جان خود را از دست می‌دادند و افراد بسیاری هنوز شغلشان را داشتند. فارغ از آنکه، شرکتی بین‌المللی با ۱۰۰ سابقه یا کسب‌وکاری کوچک و محلی باشید، زمانی که بحران فرا می‌رسد، آن‌طور که جنی بریتون باور، مالک یک کسب‌وکار کوچک تولید بستنی می‌گوید، باید اقداماتی سریع، قاطع و شفاف انجام دهید که مردم را در اولویت نخست بگذارد و افکار عمومی را در اولویت دوم.
Sling
@hsefam
از طلا گشتن پشیمان گشته ایم!
خیلی وقت‌ها پیش، قبل از انتخابات ریاست جمهوری که منجر به انتخاب آقای رئیسی به‌عنوان رئیس‌جمهور کشورمان گردید در کانال تلگرامی HSEFAM@ مطلبی با عنوان "فقط گیتار رو با خودت نبر"، منتشر و خواسته‌ای از کاندیداهای ریاست جمهوری مطرح کرده بودم که با توجه اهمیت سازمان مدیریت بحران، از سپردن سکان‌داری آن به مدیران بازنشسته، نمایندگان بازمانده از مجلس و شرکا سیاسی به‌صرف هم‌حزبی و جناحی بودن اجتناب نمایند. امروز که تصاویر بازدید رئیس‌جمهور محترم از معدن زغال‌سنگ طبس را دیدم از گفته خود پشیمان گشتم. آقایان مثلاً مسئول! اگر دلتان به حال ما نمی‌سوزد و زحمات شبانه‌روزی همکاران ما را در کسری از زمان و با زیر پا گذاشتن اولیه‌ترین اصول HSE زیر پا می‌گذارید حداقل دلتان به حال رئیس‌جمهور بسوزد و این‌گونه راحت او را در معرض خطر قرار ندهید (تصاویر زیر را ببینید).
Photo from Fam
Photo from Fam
Photo from Fam
Photo from Fam
اپیزود هجده منتشر شد!
‌‎توی این اپیزود “شهرام محمودی”از ایمنی،سلامت و محیط زیست صحبت میکنه!
‌‎آقای شهرام محمودی مدیر اچ اس ایی شرکت مپنا هستن!‎مثل همیشه ما ابتدا داستان مهمونمون رو می‌پرسیم و بعد روی موضوع ایمنی،سلامت و محیط زیست متمرکز میشیم، از مفهومش میگیم، از نقش اچ اس ای در سازمان‌ها صحبت می‌کنیم و به چالش‌ها و نکات این موضوع می‌پردازیم!

‌‎لینک پست اینستاگرام:
https://www.instagram.com/kaarcasb/tv/CX6J4KYFabA/?utm_medium=copy_link

‌‎لینک کست باکس:
https://castbox.fm/vc/4008861

‌‎لینک اپل پادکستس:
https://podcasts.apple.com/za/podcast/kaarcasb-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B3%D8%A8/id1533107430?i=1000546095943

‌‎لینک پادبین:
https://www.podbean.com/ew/pb-deqbk-1162a7c

‌‎لینک گوگل پادکستس:
https://podcasts.google.com?feed=aHR0cHM6Ly9hbmNob3IuZm0vcy9lOWY1NmVjL3BvZGNhc3QvcnNz&episode=S2FhcmNhc2IucG9kYmVhbi5jb20vNDljZDFjZjYtNTJlMC0zNTljLThmMjAtNGVlNDNlODViNDA3
‌‎لینک اسپاتیفای:
https://open.spotify.com/episode/0UVahiTy8d1LBXa299Vb9Oد
دوازدهمین همایش سراسری بهداشت و ایمنی کار- همدان- مرداد ماه ۱۴۰۱
@HSEFAM
شعار روز جهانی ایمنی و بهداشت کار ۲۰۲۲
با هم پیش به سوی ایجاد فرهنگ ایمنی و بهداشت مثبت
@hsefam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 احترام به قانون، جنگ نمی شناسد

صبر، خونسردی و قانون‌مداری این شهروند اوکراینی در کی‌یف خلوت و جنگ زده برای سبزشدن چراغ عابر پیاده مورد توجه شبکه‌های اجتماعی قرار گرفته است.

@HSEFAM
جام جهانی فوتبال در قطر و لکه ننگ مرگ هزاران کارگر برای فیفا!

طی ۱۲ سال گذشته بیش از شش هزار و ۵۰۰ #کارگر_مهاجر در قطر که مشغول کار بر زیرساخت‌های #جام_جهانی ۲۰۲۲ بودند، جان باختند. درباره هزاران کارگری که در شرایط سخت و طاقت‌فرسا در قطر کار می‌کنند، چه می‌دانیم؟
حین چک کردن خبرهای داغ مربوط به جام‌جهانی ۲۰۲۲ در قطر با عکس نمادین و اعتراضی یک هنرمند آلمانی که ۶۵۰۰ توپ‌ فوتبال را با شن پُر کرده و روی آن‌ها جمله‌ی «وجدان جهانی، تو لکه ننگی» را نوشته بود برخورد کردم که مقابل مقر فیفا در زوریخ به معرض نمایش درآمد.
پارادوکس بین درآمد هنگفت جام‌جهانی در قطر و مرگ کارگرانی که زیرساخت‌های آن را ساخته‌اند، باید همان وجدان جهانی را تکان دهد؛ پارادوکسی که کنار هم گذاشتن این دو را آزاردهنده می‌نمایند.

این ۶۵۰۰ توپ‌ خالی نماد کارگران مهاجر بی‌جان‌شده‌ی هندی، پاکستانی، نپالی، بنگلادشی و سریلانکایی هستند که از شن -عنصر ساخت ده‌ها پروژه‌ مانند: هفت استادیوم جدید، فرودگاه جدید، هتل‌ها و تکمیل مسیرهای حمل و نقل جدید قطر- پُر شده‌اند. کارگرانی که از سال ۲۰۱۰، زمانی که قطر حق میزبانی جام جهانی را به دست آورد، در این کشور جان باخته‌اند، چیزی حدود هفته‌ای ۱۱ کارگر.

کارگرانی که در قطر کار می‌کنند اغلب از حقوق قانونی خود بی‌خبرند و حتی مرگ غم‌انگیز دوستان و همکاران خود را ciplō mr‌tyu − عبارتی نپالی به معنای «مرگ ناشی از لغزش» − می‌دانند، چرا که ممکن است همکاران‌شان را در تمام روزهای کاری سالم و سرحال ببینند و همه‌چیز خوب پیش برود، اما در روزهایی که رفته‌رفته دمای هوای به بالای ۴۰ درجه می‌رسد به دلیل فشار کار زیاد، خستگی و بی‌حالی امکان هرگونه اتفاقی برای کارگران وجود دارد. آنها نه‌تنها حق استراحت، نوشیدن آب و کار در سایه را ندارند، بلکه از هیچ‌گونه قانون حمایتی و درمانی خاصی در مواقع اضطراری نیز برخوردار نیستند.

این کارگران جوان از کشورهای‌شان با گواهی غربال‌گری سلامت و پرداخت مبالغ هنگفتی (اغلب بین ۵۰۰ تا ۴۳۰۰ دلار) به آژانس‌های کاریابی برای استخدام آمده‌اند تا بتوانند با حقوقی ناچیز روزانه ۸,۳۰ پوند، یا ماهی ۲۰۰ پوند ــ حداقل دستمزد جدید برای کارگران مهاجر در قطر ــ در شرایط سخت هم‌چون گرمای شدید هوا و بیمه‌ی درمانی غیرحمایتی بدون هیچ استراحتی کار کنند؛ چرا که در کشور خودشان شغل و درآمدی نداشتند و اگر درآمدی داشتند آن‌قدر ناچیز بوده که هزینه‌های سنگین زندگی‌شان را تامین نمی‌کرده است.
@HSEFAM
جلب مشارکت حداکثری کارکنان؛ کلید ارتقاء سطح فرهنگ ایمنی
@HSEFAM
یادش بخیر
همین یکسال پیش این رو گفتیم.
براستی در حادثه آبادان برای مدیریت بحران جایگاهی قائل هستید؟